اخبار پناهندگی

اخبار پناهندگی

تهیه و تنظیم: بهنام آزاد

 

 

آمادگی سه کشور برای اعطای پناهندگی به بشار اسد

العربیه: منابع دیپلماتیک در اروپا روز پنجشنبه اعلام کردندبرخی کشورهای غربی سرگرم گفت و گو درباره ارائه پیشنهاد پناهندگی به بشاراسد هستند که در این میان سه کشور برای پذیرش  رئیس جمهور سوریه اعلام آمادگی کرده اند. بر اساس گزارش خبرگزاری رویترز این طرح در صورتی به مقامات سوریه ارائه خواهد شد که به بشار اسد همانند علی عبدالله صالح رئیس جمهور یمن ، حق مصونیت از پیگرد قانونی ، داده شود.

این گزارش می افزاید ، هیچ کشور اروپایی علاقه ای به اعطای پناهندگی به اسد نشان نمی دهد، اما یک مقام رسمی گفت: “امارات متحده عربی یکی از سه کشوری است که در این زمینه اعلام آمادگی کرده است. در همین حال منابع غربی گفته اند، آمریکا خواهان ارائه این پیشنهاد در زمان مناسب است. برخی بر این باورند که پیشنهاد پناهندگی به بشار اسد با وجود تسلط وی بر ارتش و نیروهای امنیتی ، یک جنگ روانی به شمار می رود.

این در حالی است که یک مقام آمریکایی بدون ذکر نام کشوری خاص، گفته است :این را شنیده ایم که برخی کشورها با اعطای پناهندگی به بشار اسد در صورت خروج وی از سوریه اعلام آمادگی کرده اند. با این وجود پیش از عملی شدن این پیشنهاد ، ابتدا بایدبشار اسد مصونیت قضایی داده شود ، چیزی که به احتمال زیاد توسط مخالفان سوری و سازمان های بین المللی دفاع از حقوق بشر پذیرفته نخواهد شد.

تهدید خبرنگاران و روزنامه نگاران مهاجر

در سالهای اخیر، بسیاری از روزنامه نگارانی که در سوئد تقاضای پناهندگی کرده اند، مورد تهدید و تعقیب از طرف نیروهای دولتی کشورهای خود قرار گرفته اند. این تهدید ها شامل تماسهای تلفنی و یا نامه به خود این روزنامه نگاران و یا خانواده های آنها است. در برخی موارد این تهدیدها چنان جدی بوده است که پرونده ای در پلیس سوئد، برای این موارد تشکیل شده است.

مک دوول کاریسا یکی از این روزنامه نگاران است که پس از حملات پیاپی توسط افراد ناشناس تحت مراقبت پلیس قرار گرفته است. او از کشور رواندا به سوئد مهاجرت کرده است. ایران نیز یکی از کشورهائی است که فشار بر روزنامه نگاران حتا در خارج از کشور را در دستور کار خود قرار داده است. در ماه اخیر تهدید و دستگیری خانواده های چندین ژورنالیست بی بی سی فارسی انعکاس جهانی یافت. در بیشتر موارد خانواده های این خبرنگاران در داخل کشور مورد تهدید قرار می گرفتند.

شمال صدر تنها نیست. سازمان گزارشگران بدون مرز در سوئداز افزایش موارد تهدید خبرنگاران در سوئد خبر داده است. اوربان لوف کوئیست رئیس دفتر این سازمان به رادیو سوئد میگوید که در گذشته بیشتر این خبرنگاران از طرف افراد هموطن خود قرار می گرفتند اما در دو سال گذشته مواردی پیش آمده که خبرنگارانی که به سوئد پناه آورده اند در پی تهدیدهایجانی تحت مراقبت پلیس قرار گرفته اند

 

صلیب سرخ: بهداشت و درمان حق مسلم پناهجویان است

در حدود شصت نهاد و سازمان غیرانتفاعی طوماری را با بیش از دوازده هزارامضا به وزارت امور اجتماعی تحویل دادند که در آن تقاضای حق برابر بهداشت ودرمان برای پناهندگان فاقد مدرک شده است. از جمله این سازمان ها اتحادیه سراسری درمانگاهها و سازمان صلیب سرخ هستند. اولریکا اوره هد مدیرکل سازمان صلیب سرخ سوئد می گوید که دولت در این زمینه هیچ حرکتی ندارد و او بسیاراز این مساله مایوس و ناراحت است.

در بهار گذشته یک تحقیق دولتی پیشنهاد کرد که پناهجویان فاقد مدرک باید همانند تمامی شهروندان از حق بهداشت و درمان عمومی برخوردارباشند. در حال حاضر به این دسته از پناهجویان تنها درمانهای اورژانسی ارائه می شود. اما این پیشنهاد بیش از نه ماه است که در وزارت اموراجتماعی مانده است و هیچ اقدامی بر روی آن صورت نگرفته است. صلیب سرخ به همراه دیگر نهاد ها و سازمان های تهیه کننده این طومار امیدوارند با فشار به دولت، تهیه لایحه قوانین را سرعت ببخشند. اولریکا اوره هد مدیرکل صلیب سرخ به رادیو سوئد می گوید:

“بسیار مهم است که سریع کاری در این باره انجام شود، زمان زیادی تلف شده است و هر چه وقت بگذرد تعداد بیشتری از عدم درمان مناسب وکافی رنج خواهند برد.”

یوهان اینگه رو سخنگوی روابط عمومی وزارت امور اجتماعی به اکوت، بخش خبری رادیو سوئد می گوید که احزاب ائتلافی در دولت، در این باره هم صدا و موافق نیستند و به همین خاطر نمی تواند در باره زمان دقیق تهیه لایحه درمان پناهجویان فاقد مدرک سخنی بگوید.

 

 

مصاحبه بهمن مرادیان پی با یک زن در مورد بی حقوقی و فرودستی زنان در ایران

 

در دفاع از حقوق زنان با یکی از افرادی که در دل اجتماع ایران بوده و مورد بی قانونی قرار گرفته است مصاحبه کردیم، گفتگو کردیم، هم مسیر شدیم و در ارتباط با این نابسامانی ها و برخوردهای ابری با زنان چند دقیقه ای با رعنا همراه گشتیم  .

مصاحبه کننده بهمن مرادیان پی

بهمن: به نظر شما زنان در اجتماع امروز در چه جایگاهی قرار دارند ؟

رعنا :در بسیاری از کشورهای دنیا ، زن جایگاه مناسبی ندارد و این باعث تاسف جوامع مدرن است. برخورد خارگونه با قشر زنان، خود یکی از نقاط ضعف جوامع است !

بهمن :به نظر شما زنان ، چه نقشی در خاورمیانه دارند ؟

رعنا :برای شخص خودم حقوق زنان در کشور ایران و جوامع عرب مهم تر است ، زیرا در این جوامع ارتجاع زده است که زن به عنوان یک کالا است ! زن تنها برای خوش گذراندن و ارضای امیال جنسی کاربرد دارد ، که این درنوع خود یک ننگ تمام عیار است.

بهمن :به نظر شما حقوق زنان در تاریخ  ، خوب ادا شده است ؟

رعنا : بنده به عنوان یکی از کوچکترین موج های جوامع زنان ، به این موضوع واقف هستم که ما را در پاره و یا تمام تاریخ زیر فشار قرار داده اند! حقوق زن در جوامع عقب افتاده و مکتبی ، معنایی جز پاراگراف نویسی ندارد ! قانون را نوشته اند و عمل به آن قانون ، در واقع خار کردن زنان است ، زیرا در دست نویس هایی به اسم مثلا قانون  ، یک زن ، نصف یک مرد ارزش دارد و این عمل به قانون ،  یعنی خار شمردن منزلت زن.

بهمن : به نظر شما بزرگترین ضربه به جوامع زنان چیست ؟

رعنا : به نظر من بزرگترین ضربه نداشتن دانش و خود آگاهی است ! بزرگترین ضربه ای که خود زنان ، به اجتماع زنان می زند ، ندانستن حقوق خود است ! این خود یک بدیهی است ، که اگر شما به حقوقت واقف نباشی ، میدان را از دست می دهی ! عدم ادراک از سمت خودی ها (جامعه ی زنان) ، خود یک باخت است و می تواند بسیار مخرب ظاهر شود  و عدم رعایت حریم یکدیگر و تجاوز به نظرات و باورها از سوی خودی ها ، یک نمره ی منفی است و به جرات می تواند گفت : که هر یک برجستگی  منفی ، صد ها خصوصیت مثبت و پل را تخریب می کند.

پاسخ به نامه باسط از کمپ ورتسبرگ آلمان

باسط عزیز، فدراسیبون سراسری پناهندگان ایرانی شرایط سخت زندگی شما را درک می کند ولی  با این حال از نظر ما اعتصاب غذا اساسا روش مطلوبی برای برون رفت از شرایط سخت پناهندگی شما نیست. پناهجویانی که اعتصاب غذا را به عنوان یک روش از مبارزه انتخاب می کنند  کسانی هستند که افق و امید خود را برای یک زندگی بهتر از دست می دهند و اعتصاب غذا را به عنوان آخرین راه حل انتخاب می کنند. ولی آیا شما که تصمیم دارید اعتصاب غذا بکنید و لبتان را بدوزید این راه را برای خود باز می گذارید که اگر چندین روز هم دست به اعتصاب غذا زدید و بازهم جواب رد گرفتید شرایطی بدتر از امروز پیدا نکنید؟ سال گذشته در شهرهای استکهلم و گوتنبرگ در سوئد، گروههای بزرگی از پناهجویان پرونده بسته  ایرانی  و دوسال پیشتر گروه بزرگی از پناهجویان افغان دست به اعتصاب غذای طولانی زدند با این وجود دولت و اداره مهاجرت سوئد تنها عکس العملی که در مقابل خواست پناهجویان نشان دادند این بود که گفتند: چنانچه هر کدام مدارک جدیدی دارید به طور شخصی در اختیار اداره مهاجرت بگذارید تا براساس شریط جدیدی که پیدا کرده اید یکبار دیگر پرونده هایتان  مورد بررسی قرار گیرد. ولی هنوز که هنوز است اتفاق خاصی نیفتاده است. من می توانم جایگاه سمبلیک ۲۴ ساعت اعتصاب را درک کنم ولی نه بیشتر از این.

 

ازنظر فدراسیون هر کمپینی باید تاریخ شروع و پایانش معلوم باشد. باید معلوم باشد با چه هدفی دست به اعتصاب غذا می زنیم و میخواهیم با دست زدن به اعتصاب غذا چه تاثیری بر روند زندگی خود بگذاریم؟ و بالاخره  اعتصاب غذا تا کی؟! پناهنده برای نجات جانش و حفظ بقا پناهنده می شود در حالی که یک اعتصاب غذای نامعلوم می تواند به عنوان یک زخم عمیق بر پیکر اعتصاب غذا کنندگان و لب دوختگان تا آخر عمر باقی بماند و هیچ وقت التیام پیدا نکند. از این رو فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از شما و دیگر پناهجویان در ورتسبرگ که قصد اعتصاب غذا را دارید می خواهد که برای ممانعت از آسیب جسمی و حفظ سلامتی خود به اعتصاب غذا و لب دوختن دست نزنید. سازماندهی تحصن وتظاهرات، فعالیت های اینترنتی، مصاحبه با رسانه های  خبری، نوشتن نامه و مطلب، مراجعه به احزاب و سازمان های دولتی و غیر دولتی و چپ و سکولار راههای بسیار بهتری برای پیشبرد مبارزه شماست. سعی کنید بحث در مورد این نوع از فعالیت ها را به میان پناهجویان ببرید و آنهارا نیزباخود هم جهت کنید و تصمیمات خود را به دیگر کمپهای پناهجویان منتقل کنید. درهنگام  پیشبرد این نوع کمپین ها افراد زیادی پیدا می شوند جریان را بدست می گیرند. مطمئن باشید فدراسیون با تمام توان سازمانی و قدرت و نفوذ اجتماعی اش از خواسته های انسانی و برحق شما دفاع خواهد کرد. باسط عزیز من این نامه را هم برای شهناز مرتب و مینا احدی و محمد شکوهی دوستان دیگری در آلمان می فرستم و در شماره جدید نشریه همبستگی که این هفته منشر می شود چاپ می کنیم تا به این بحث و کارهای که باید انجام بشود دامن بزنیم.

برایتان آرزوی موفقیت می کنم

عبدالله اسدی

سوم مارس ۲۰۱۲

…………………………………………………………………………………………………………………

نامه ای از کمپ ورتسبورگ به عبده الله اسدی

سلام رفیق. من باسط هستم از کمپ وورتسبورگ

من و مسعود با هم هستیم. قبلا هم با هم تلفنی حرف زده ایم از مینا و شهناز و بچه ها بپرسید منو می شناسند. الان یک ساله تو آلمانم. بعد از خودکشی محمد رهسپار و بی توجهی بیشتر دولت آلمان می خوایم اعتراض بزرگتری از ۱۳ فوریه انجام بدیم و می خوایم لبامونو بدوزیم و در شهر چادر بزنیم و اعتصاب غذا کنیم تا جوابمونو بدن. نیاز به راهنمایی و نظر شما دارم. ما الان در حال حاظر ۶ نفریم ولی تصمیممونو گرفتیم. البته تا چند روز دیگه هم با مینا احدی و بچه های المان هماهنگ کردیم که یه آکسیون هم دوباره راه بندازیم ولی نظر ما اینه که ما هم قبل از اکسیون این کارو بکنیم. از شما می خوایم اگر ممکنه راهنمایی کنید و به ما بگید اگر قبلا چنین کاری در المان انجام شده نتیجش چی بوده؟ و خودتون مسلما بهتر می دونید اینها با زمان دارن زندگی ها رو نابود می کنند و ما رو اخته. ولی ما نمی خوایم مشمول زمان بشیم و ۴ سال بلاتکلیفی و بعدشم دلیل ردیمون عدم باور قاضی باشه.

منتظریم و ممنون

داوود ربیعی:اختلاسهای داخی یا تحریم های خارجی

Davood_rabiei_162_x_230

دولت جمهوری اسلامی از زمانی که قدرت را در دست گرفته، همواره زندگی را بر مردم سخت کرده است. اعمال فشار اقتصادی بر مردم، یا از سوی خود دولت بوده یا نتیجه تصمیم ها و قدرت نمایی های نابجا و نادرست حکومت بوده است که در نهایت گریبان گیر ملت شده است.
جدیدترین نوع فشار اقتصادی که این روزها زندگی مردم ایران را تحت تاثیر قرار داده است، عصر تحریم های اقتصادی دولت های اروپایی و آمریکاست.
این تحریمها ی افتصادی دولت ایران، ملت را در تنگنا قرار داده است و از آنجا که مردم ایران از وخیمتر شدن وضیعت در ترس به سر می برند تا کنون صبر اختیار کرده اند و این نیز فشار دیگری است. اما آشکار است که وضیعت اقتصادی ایران روز به روز بد تر خواهد شد. با وجود اینکه مشکلات حاضر در جامعه آشکارا قابل لمس است، دولت هنوز هم حاضر به پذیرش اشتباهاتش و جبران آن نیست.
دولت جمهوری اسلامی برای عادی نشان دادن اقتصاد ایران برنامه های جدیدی را به اجرا در آورده است که البته برای جبران اختلاسهای میلیاردی است نه کمک به مردم؛ از جمله شروع به پیشفروش کردن سکه طلا می باشد. ولی مردم ایران باید آگاه باشند که این برنامه ها نه تنها به نفع ملت نیست که کمبود بودجه  دولت را جبران می کند و از طرفی زیاد دوام نخواهد آورد .
از سوی دیگر شاید این فشار و وضعیت بد اقتصادی حاکم بر جامعه، نقطه  عطفی باشد برای از سر گرفته شدن اعتراضات علیه دولت جمهوری اسلامی زیرا محتاج شدن به نان شب آخرین قطره ای است که میتواند لیوان صبر ملت را سر ریز کند.
این دولت فاقد صلاحیت مردمی، کشوری را که صاحب بهترین ثروتهای کلان طبیعی وانسانی هست به ملتی محتاج بدل کرده است. ایران را به کشوری مستعمره تحت استثمار جمهوری اسلامی تبدیل کرده است. کشوری که سرانش با دزدیها و اختلاسهای میلیاردی برای دنیا و منطقه تهدید محسوب شود. ولی باز هم نمی توان به قطع بیان کرد که این پسرفت اقتصادی نتیجه  تحریمهای خارجی است یا اختلاس های داخلی اما چیزی روشن و بدیهی است این پسرفت و نکبت و مصیبت اقتصادی-اجتماعی که گریبان مردم را گرفته است همه از وجود منحوس و کریه جمهوی اسلامی است و فقط با انقلاب مردم برطرف میگردد.

 

 

نازنین صدیقی:ملاحظاتی بر نوشته دوست عزیز مینومهر فومنی تحت نام خشونت و تبعیض علیه زنان

nazi_fb12_190_x_268

از نظر من نکات مهم و قابل توجهی در مطلب خانم مینو وجود دارد به همین دلیل و بدلیل اینکه در آستانه هشت مارس قرار داریم تصمیم گرفتم این مطلب را در نشریه همبستگی چاپ و ملاحظاتی که در مورد آن دارم را بیان کنم. مینو مهر فومنی با برشمردن مشکلات اجتماعی – سیاسی زنان تصویر نسبتا خوبی از بی حقوقی و فرودستی زن در ایران را نشان میدهد. وی سپس به بر شمردن مشخصات یک حکومت توتالیتر و مذهبی و پیامدهای ناشی از این نوع حکومت ها در کشوری مثل ایران میپردازد و بر اساس موارد ذکر شده نتیجه میگرد که برابری و تساوی حقوق شهروندی در این نوع حکومت ها معنا و مفهومی ندارد. در خلال نوشته مینو، خواننده متوجه میشود که وی ایراد را از نفس وجود چنین نظامی نمیبیند چرا که مبارزات مدنی و اجتماعی و حقوق بشری را در راستای تحقق یک جامعه برابر و “دموکراتیک” کافی میداند.

سئوال اینجاست؛ چگونه یک نظام از بیخ و بن مذهبی را میتوان با مبارزات مدنی و حقوق بشری به سمت تعالی و خوشبختی و تساوی زن و مرد سوق داد؟ تا آنجایی که به ایران بر می گردد پایه های حکومت اسلامی برمبنای “دین مبین اسلام” تشکیل شده است. حکومت اسلامی برای تثبیت موقعیت خود در اولین اقدامش حمله به زنان را شروع کرد، حجاب را اجباری کرد، حضانت کودکان را از آنها گرفت ومدارس و کلیه اماکن عمومی را زنان و مردانه کرد و برای به تمکین کشاندن زنان از قوانین قرون وسطائی سنگساراستفاده نمود. اکنون ۳۳ سال از حاکمیت جمهوری اسلامی می گذرد و هنوز که هنوز است جریان “اصلاح طلب” این حکومت می گوید باید به دوران طلائی امام برگردیم چه رسد به باندهای قمه زن و اوباشان اصولگرای حکومتی و طرفدار دولت و آنهایی که برای قلع و قمع زنان شمشیر را از رو بسته اند. میخواهم بگویم برای ایرانی ها بویژه زنان ثابت شده که در این حکومت کوچکترین اصلاحاتی  ممکن نیست و اگر قرار است یک جامعه مدنی داشته باشیم باید اول ریشه های این حکومت را از بیخ و بن بخشکانیم. مبارزه مدنی و حقوق بشری خوب است ولی برای جامعه ای که حکومتش حداقلی از معنا و مفهوم حقوق بشررا بفهمد و از ترس  اینکه به نقض حقوق بشر متهم گردد؛ تغییری در قوانینش ایجاد نماید.

به نظر من حکومتی که سرتا پا خون و جنایت است، نظامی که به واسطه بیش از ۱۰۰ هزار اعدام توانسته بیش از سه دهه حکومت کند نمیتواند اصلاح پذیر باشد؛ نه با تعویض رهبر و نه حتی با تغییر نوع حکومت در خود. رژیم اسلامی راه هیچ نوع تغییری در خود ندارد. تنها راه ایجاد یک جامعه برابر و عاری از تبعیض در ایران، سرنگونی جمهوری اسلامی است که فقط از طریق انقلاب مردم امکان پذیر است و این را مردم ایران در تابستان ۸۸ به خوبی نشان دادند و مهر سرنگونی رژیم اسلامی را با پاهای خود بر خیابانهای تهران کوبیدند.  

 

 

مینو مهرفومنی:خشونت و تبعیض علیه زنان

Minoo_Mehr_Fomani

زنان به طور سنتی و تاریخی در تمامی جوامع قربانی خشونت و تبعیض بوده اند بعدها در اثر رشد افکار عمومی و انقلابات و نهضت های آزادیخواهانه و دموکراتیک به تدریج توانسته اند تا حدود زیادی در جوامع غربی به آزادی و حقوق برابر با مردان دست یابند ولی آنان کماکان در کشورهای در حال توسعه و عقب افتاده به ویژه جوامع مذهبی و ایدئولوگ قربانی خشونت و تبعیض جنسیتی میباشند. عوامل عقب افتادگی زنان و تلقی برخورد جنسیتی و تبعیض آمیز و خشونت علیه آنان مختلف و متنوع میباشد. عواملی نظیر شیوه و سبک زندگی سنتی جوامع که در آن مرد مسئول تامین امرار معاش خانواده و زن مسولیت نگهداری از فرزندان و انجام امورات داخلی منزل را بر عهده داشته است لذا عدم استقلال مالی زن یکی از عوامل مهم این عقب افتادگی و تبعیض بوده است. عوامل دیگری نظیر مسایل فرهنگی و عقاید و تعالیم مذهبی و … نیز از زمره دلایل این عقب افتادگی است. در جمهوری اسلامی ایران این تبعیض و خشونت علیه زنان که خود ناشی از عوامل تاریخی و فرهنگی و مذهبی میباشد توسط حکومت به طور سیستماتیک تبلیغ و ترویج میشود.

اجباری بودن پوشش و حجاب، تفکیک جنسیتی دختران و پسران از مقطع ابتدایی به بالا، تربیت سنتی موجود در اکثر خانواده های ایرانی، عدم آموزش و عدم وجود سیستم و برنامه های آموزشی در کتابهای درسی و در رادیو و تلویزیون، وجود قوانینی که خود ناشی از تلقی جنسیتی و تبعیض آمیز نسبت به زنان است و حتی تلقی جنسیتی بسیاری از زنان ایرانی از خود، متاسفانه باعث ایجاد این وضعیت گردیده است.

در جمهوری اسلامی زنان از برابری شغلی و حقوقی و حتی سیاسی با مردان برخوردار نیستند. با ملاحظه قوانین مدنی و جزایی و سایر قوانین موجود در ایران این امر به صورت آشکار محقق میگردد. تفاوت و تبعیض میان زن و مرد از نظر دیه آنان و ارزش شهادت زن در دادگاهها و سهم الارث زن و حق طلاق و حضانت و ولایت طفل، عدم امکان تحصیل در تمامی رشته های دانشگاهی به مانند مردان، عدم دسترسی و امکان اشتغال به تمامی مشاغل موجود برای مردان به ویژه در نیروهای نظامی و انتظامی و رشته های مهندسی، عدم امکان اخذ پاسپورت و خروج از کشور و ترک تابعیت بدون اجازه همسر و لزوم رعایت ایام عده طلاق یا وفات برای زن و لزوم تمکین جنسی زن از مرد و عدم داشتن حق تصمیم گیری در خصوص بارداری و بچه دار شدن و فواصل میان آن و بستن لوله رحم، خروج ازمنزل، عدم امکان دستیابی به مسند قضاوت و ولایت و ریاست جمهوری تنها قسمتی از محدودیت ها و محرومیتهای زنان در زندگی اجتماعی در ایران میباشد.

البته زنان به ویژه در سالهای اخیر سردمدار مبارزه در صف مقدم علیه دیکتاتوری و استبداد و خفقان و نابرابری در جمهوری اسلامی بوده اند. بزرگترین مانع بر سر راه رشد و تعالی مقام زن و دستیابی به برابری حقوقی، عوامل تاریخی و فرهنگی به ویژه مذهبی است.

زنان به دلیل اینکه نصف جمعیت هر کشوری را تشکیل میدهند و نیز به دلیل نقش و سهم غالب آنان در تربیت فرزندان و نسلهای یک اجتماع دارای نقش و یا جایگاه بزرگی در فرایند توسعه و پیشرفت هر کشوری میباشند. رسیدن به توسعه و پیشرفت و یک جامعه آزاد و دموکراتیک بدون اهمیت دادن و احترام به زن و جایگاه والای آن امکانپذیر نمیباشد . تمامی جوامع و کشورهای پیشرفته این پیشرفت و رفاه کشورهای خود را مدیون اهمیت دادن و ارزش قایل شدن و رفع تبعیض و خشونت علیه زنان بوده اند.

ارتباط مستقیمی میان دربند بودن و تبعیض و خشونت علیه زنان با عقب افتادگی و توسعه نیافتگی و غیردموکراتیک بودن کشورها وجود دارد. در جامعه ای که تساوی حقوقی میان زن و مرد وجود ندارد، در جامعه ای که اقلیتهای قومی و مذهبی از حقوق برابر با اکثریت جامعه برخوردار نمیباشند، در حکومتی که یک شخص برای افراد جامعه تصمیم میگیرد، در کشوری که ساختار حکومت و نحوه تشکیل آن و نهادهای حکومتی و سهیم شدن مردم در انتخاب زمامداران و حاکمان و اعمال حق سرنوشت خویش دچار محدودیت و تضییقات اساسی هستند، امکان یک زندگی اجتماعی سالم و رو به رشد و توسعه وجود ندارد.

در سیستمی مانند جمهوری اسلامی که افراد به لحاظ دین و مذهب به اقلیت و اکثریت تقسیم شده و جنسیت افراد نیز موجب ایجاد تبعیض و نابرابری حقوقی و اجتماعی میان آنان میگردد و نیز کودک از کمترین حقوق برخوردار است و حکومت از طریق انتخابات غیردموکراتیک و ناسالم زمام امور را در دست خویش گرفته و مردم امکان نظارت بر حکومت و تغییر سیاستها و حتی تغییر نوع حکومت را ندارند و آزادی بیان و اندیشه و افکار و آزادی گردش آزاد اطلاعات به شدت محدود شده است و احزاب و انجمنها و سازمانهای سیاسی و مخالف حکومت اجازه عرض اندام و فعالیت را ندارند، دیگر صحبت از آزادی و دموکراسی و برابری مفهومی ندارد. لذا تا زمانی که یک حکومتی براساس اعتقاد و التزام به رعایت آزادی و دموکراسی و حقوق بشر و برابری زن و مرد در ایران بر سر کار نیاید ما همچنان شاهد نقض مکرر و روزافزون حقوق انسانها به ویژه زنان خواهیم بود.

 امید است که زنان کما فی سابق در کنار سایر جنبشهای مدنی و آزادیخواهانه به مبارزه و فعالیت های مدنی و اجتماعی و حقوق بشری خود ادامه دهند. قطعا آینده اداره کشورها به سمت مشارکت روز افزون زنان رو به حرکت است امید است که در کشور ما ایران نیز زنان بتوانند به جایگاه والای انسانی و حقوقی خود دست یابند تا امکان حیات رو به رشد نسلهای آینده فراهم گردد.       

mhrminoo@yahoo.co.uk

بهمن مرادیان پی:قلم روی ورق برای پناهندگان

Bahman_Moradian

به نام هویت انسانی

متاسفانه شرایط پناهندگان دراین کره  خاکی مناسب نیست و همچنان در تمامی کشورهای متحمل سختی های فراوان می شوند و شده اند ! پناهندگان ایرانی و … درکشورهای اطراف ایران و حتی اروپائی متحمل فشارهای از هم گسیخته ی دولت های خودکامه شده اند !

همه روز خبرهائی مخابره می شود از فقر، فشار و نارضایتی پناهندگان!

تا زمانی که در ترکیه هستند که باید فشارها و رفتارهای مردم ترکیه، پلیس و دیگر عوامل گروه زور را، تحمل کنند و وقتی هم که به کشور سوم عزیمت می کنند، به نوعی فشار تازه، تازگی خود را به دست می آورد !

زمانی که این عزیزان در ترکیه هستند، به سختی و با پیگیری گروههای فعال حقوق انسانی “یو ان اچ سی آر” را مجاب میکنند  که کار آنها را انجام دهد و البته که این سازمان با تاخیر لاک پشت وار کارهای مربوطه را انجام می دهد و این عزیزان را در یک پریود ۲تا ۳ ساله به کشور سوم روانه می کند ! متاسفانه این تاخیر تاسف بار است !

پناهندگانی که در دل درد هستند  با سختی دست و پنجه نرم می کنند و صدایشان به جایی نمی رسد ! بعضی پناهندگان هستند که حتی از حقوق خود هم خبر ندارند ! حتی متاسفانه فن بیان دفاع از خود را هم ندارند ! ما باید همراه آنها باشیم و صدایشان باشیم .

این گفته از سوی بسیاری از پناهندگان، بازگو شده که اگر از خودشان دفاع کنند، دولت ترکیه و “یو ان اچ سی آر” برایشان مشکل درست می کند ! گویی با دو سازمان مافیایی رو برو هستیم ! من به این باور رسیده ام که دولت اسلامی وقت ترکیه و “یو ان اچ سی آر” تشکیل یک سازمان مافیایی داده اند و چنان وحشت به دل پناهندگان انداخته اند که اینان حتی می ترسند که از حق خودشان دفاع کنند!

مصاحبه های با تاخیر

تست های پزشکی دراز مدت

تاریخ پرواز های معوقه

همه و همه میوه  تلخ این نابسامانی هاست ! این موارد دست به دست هم داده اند که، پناهندگان در کشورهای اطراف ایران و حتی اروپایی و شرق دور، احساس خوبی نداشته باشند و روزها و ساعات تلخی را سپری کنند!

پناهندگان ، خصوصا در کشور ترکیه تمامی هزینه ها، بر دوش خودشان است و هیچگونه ساپورتی از دولت اسلامی وقت ترکیه ندارند و از امکانات رفاهی و خدمات اجتماعی محروم هستند ! آیا در قرن ۲۱ باز هم باید شاهد ناعدالتی باشیم ؟! آیا باید در قرنی که صحبت بر سراجتماع مدرن و متمدن بودن است، باید در عین ناباوری فشار بر دوش توده  مردمی باشد !؟

پناهندگان در کشور ترکیه به سختی زندگیشان را میگذرانند و با مشقت فراوان روزها را شب و شب ها را روز می کنند ! من بر این باورم که باید اشل را از بالاتر گرفت و به سمت اروپای شرقی و مرکز اروپا و از آنجا با سرعتی زیاد به وضعیت پناهندگان در کشورهای اسکاندیناوی پرداخت .

با گزارشاتی که من از این قسمت ها هم دریافت کردم ، تقریبا هوش از سرم پریده است ! زیرا من دائما خیالم نسبت به اسکاندیناوی راحت بود تا که، طی مصاحبه ای که با یکی از مدیاهای اجتماعی انجام دادم در رابطه با پناهندگان، تماس های بسیاری از کشورهای اسکاندیناوی صورت پذیرفت  که من را متعجب ساخته، که قطعا با اکیپی که در آن برای پناهندگان فعالیت می شود، قصد سفر در ماههای آینده به هر چهار کشور اسکاندیناوی را داریم تا از نزدیک تمامی این حاشیه ها را پوشش خبری دهیم.

با این اخباری که  در رابطه با پناهندگان در اروپای مرکزی و شمالی و شرقی دریافت می کنیم، قطعا می توان این را عنوان کرد که اروپا نیز آسایشی برای پناهندگان تدارک ندیده و در دل سرمایه داری هیچگاه توده  مردم در آرامش نبوده اند، زیرا سنت دیرینه سرمایه و بورژوازی است که همیشه باید درصد پایینی  در آرامش باشند ! که این خود یک عفونت فرهنگی است و توده  مردم را زیر فشار قرار می دهد !

در دل اروپا همچنان رفتارهای فاشیستی وجود دارد و یکی از موارد که پناهندگان را می آزارد، این مورد است ! حتی در کشورهایی مثل آلمان این مساله بعد وسیعی به خود می گیرد و باعث اختلال در چرخه های اجتماعی شده است ! ما باید تلاش کنیم که با تبلیغ فرهنگی این موارد به یک اجتماع سالم با بهداشت روانی بسیار بالا فکر کنیم و هر روز بهتر از دیروز به این ارمغان نزدیک تر بشویم و بتوانیم که با رفتارهایمان، اجتماعات اروپایی را مجاب کنیم که به حقوق پناهندگان تن بدهند .

در این قسمت سعی دارم به صورت سر خط  و تیتروار وضعیت چند پناهنده که در کشورهای مختلف اروپایی و در معرض دیپورت هستند و یا به صورت زیرزمینی به زندگی خود ادامه می دهند را برای شما توصیف کنم. امیدوارم که با این گزارش توانسته باشم این زخم را که قابل پانسمان نیست را به نظر شما برسانم؛ تا بتوانیم من و شما صدای این عزیزان باشیم و با اطلاع رسانی جلوی فجایع بعدی را بگیریم.

صالح ایرانی بالای دو سال است که در ترکیه است و با در دست داشتن، قبولی از سوی “یو ان اچ سی آر” همچنان هیچ کشوری پذیرای او نبوده است !

رضا محمودنیا نزدیک به یک سال است که هنوز مصاحبه  اصلی را برای ایشان تدارک ندیده اند و به او اعلام کرده اند که  در اپریل ۲۰۱۲ خودش را برای مصاحبه اصلی آماده کند !

محمد آزادی ، در عین ناباوری پروسه  پناهندگی اش در انگلستان متوقف شده است !

هوشنگ پارسائی بیش از سه سال است که در نروژ موفق به دریافت اقامت نشده و شرایط و ویدیوهائی که از سرگذشت زندگیش در این کشور برای ما ارسال کرده است، تماما حاکی از یک مرگ تدریجی است ! متاسفانه ایشان در معرض دیپورت به ایران است! باید به صورت ویژه پرونده  ایشان مورد بررسی قرار گیرد.

جمیس اودا بیش از شش سال است که در کشور سوئد موفق به دریافت اقامت نشده و در لیست پلیس است که هر لحظه امکان بازداشت و دیپورت او وجود دارد. ایشان در این چند سال به صورت زیر زمینی به زندگیش ادامه داده و همچنان استقامت کرده و خواستار حقوق انسانیش است.

م-ح پس از دو سال با جواب از سوی سازمان مافیایی “یو ان اچ سی آر” همچنان در ترکیه منتظر زمان پرواز است .

م- ر ایشان نیز در ترکیه هستند و جواب در دست دارد، ولی متاسفانه هیچ کشوری پذیرایش نیست !

سودابه سرخیل در کشور نروژ بعد از گذشت سه سال نتوانسته روی آسایش را ببیند و همچنان پشت درب بسته  اقامت قرار دارد.

پیمان افشار و فرامرز اسکندریان نیز بیش از سه سال است که در روسیه به صورت زیر زمینی زندگی می کنند و به دلیل ارتباط نزدیک مرتجعین جمهوری فاشیستی اسلامی و تهدید هایی که شده اند، قادر به اعلام پناهندگی نیستند  زیرا ایشان از سوی افرادی ناشناس تهدید شده اند که در صورت معرفی به “یو ان اچ سی آر” و یا دولت روسیه  در معرض دیپورت قرار می گیرند و همچنان زندگیشان را با سختی میگذرانند.

اسامی پناهندگانی بسیار زیاد است و در حوصله این گزارش خبری نمی گنجد.

امیدوارم که هر انسان به فکر دیگر هویتها و انسانهایی باشد که در کشورهای مختلف تحت فشار و شرایط سخت پناهندگی هستند. ما باید صدای پناهندگان در سر تا سر دنیا باشیم.

به امید روزی که هیچ هویتی خانه بدوش نشود و طعم تلخ پناهندگی را نچشد.

با مهر

بهمن مرادیان پی

 

 

بهنام آزاد:نشانه های زوال جمهوری اسلامی

behnam_308_x_454_154_x_227

در چندماه اخیر شاهد موج جدید دستگیری فعالین سیاسی واجتماعی درعرصه های مختلف بوده ایم.علاوه براین دستگیریها،فشاربرزندانیان سیاسی هم بیشتر شده است ودرخیلی ازموارد ارتباط آنها با خارج از زندان،توسط حکومت قطع شده است. زندانیان بیماررا که نیاز مبرم به مراقبتهای پزشکی دارندبا اکراه وخیلی دیر به مراکزدرمانی انتقال می دهند.افزایش اعتصاب غذای زندانیان دراعتراض به وضعیت موجود واحکام صادره، خود نشان دهنده وضعیت اسفناک این عزیزان در زندانهای نظام جمهوری استبدادی ایران است.  

اعدامهای اخیر که دربرخی ازموارد حتی قوانین جابرانه خود نظام هم درآن لحاظ نشده است. بعلاوه افرادی که در زیر شکنجه جان باخته اند از دیگر فجایع اخیر است. با تمام تلاشی که حکومت دیکتاوراسلامی برای سانسور این اخبار کرده است، ولی هر روز خبر جدیدی منتشر می شود که خود گویای وسعت فاجعه است.
حکومت همچنان از قانون حذف فیزیکی مخالفین استفاده می کند . جمهوری اسلامی با این اعمال خود فریادا فزایش بی ثباتی نظام را سر داده است. بی ثباتی در تمامی ارکان حکومت مشهود است. درگیری درون جناحی به بالاترین نقطه التهاب رسیده است . یارانی که به کمک هم انقلاب مردم را در سال۵۷ دزدیدند، حال دشمن هم گشته اند و به مانند گرگان گرسنه به جان هم افتاده اند. هر یک  از گروههای حکومتی، طرف مقابل را متهم به دزدی و ناکارآمدی می کند که هرزگاهی یکی، دو پرونده هم افشا می گردد. اختلاس ۳هزار میلیارد دلاری که دامن همه مسئولین به آن آلوده است  نمونه بارز این تیپ رسوائیهاست که با برپائی دادگاه نمایشی و آوردن چند متهم دسته چندم در آن، تلاش عبث برای انحراف اذهان عمومی مردم کردند. حال خود نظام جمهوری اسلامی فراق از مبارزات مردم از درون شروع به پوسیدن کرده است. جناههای مختلف حکومتی ازهر فرصتی برای سهم خواهی از هم استفاده می کنند که بارز ترین این فرصتها، انتخاباتهای نمایشی نظام است. درگیری درون جناحی در نظام جمهوری اسلامی، فارق از رسوائی برای طرفین در جامعه فضائی ایجاد می کند که مردم می توانند در آن اعتراضات خود را اعلام کنند. بعد از انتخابات سال ۸۸این فضا مردم را به خیابان کشاند و در مدت کوتاهی مبارزات مردم تبدیل به مبارزات رادیکال شد که حکومت اسلامی با تمامی جنایاتی که کرد، نه تنها نتوانست فضای ایران رابه دوران قبل از انتخابات برگردانند، بلکه هر روز مبارزات مردم رادیکال تر شد تا جائیکه در کوچکترین تجمع مردم اولین شعاری که به گوش می رسد شعار سرنگونی جمهوری اسلامی،”مرگ بر دیکتاتور”است. حال باز یک نمایش انتخاباتی دیگر در راه است و ترس و هراس سر تا پای رژیم استبدای ایران را فرا گرفته، هراسی که علت تمامی جنایات اخیر حکومت را باید در آن جست. خامنه  ای و تمامی نوکرانش می دانند که اگر یک بار دیگر اتفاق سال ۸۸ واقع شود باید غزل خدا حافظی را بخواند و دیگر با هیچ اهرمی نمی تواند مردم را به خانه ها برگرداند. مردمی که دراین چند ماه اخیر علاوه بر تحمل تمامی فشارهای رژیم، با یک گرانی و تورم کمرشکن از طرفی و خطر جنگ از طرف دیگر روبرواست، اگر فرصتی بدست بیاورد خود سرنوشتش  را در خیابانها رقم خواهد زد.

تمامی دستگیریهای اخیر،افزایش فشار بر زندانیان سیاسی و خانواده های آنها، ایجاد فضای امنیتی در شهرها واماکن عموی، ایست و بازرسی های شبانه همه وهمه در راستای ترس نظام ازخروش دوباره مردم است. ولی اینبار حادثه هم از درون و هم از بیرون گیربان نظام را گرفته است و به هیچ عنوان قادر به رهائی از این حادثه نیست دیری نمی پاید مردم به خیابانها می آیند و آخر قصه جمهوری اسلامی را با دست خود می نویسند.

مهشید هوشمست:ملت ایران وحشت زده از قحطی و جنگ

Mahshid_Houshmast_150_x_176

التهاب  بازار ارز در حال حاضر تحت تاثیر قرار دادن بازارهای دیگر است حتی زمزمه هایی در مورد کمیاب شدن برخی کالاهای  دیگر در بازار است. بعد از تحریم نفت صحبت از افزایش %۲۰ قیمت آب در سال ۹۱، افزایش ۴ برابری قیمت گوشت و بالا رفتن قیمت نان، حالا دیگر مردم با در دست داشتن ۱۰۰۰ تومان فقظ می توانند ۱ قرص نان برای خانواده تهیه کنند. آقای عسگر اولادی که صاحب نفوذ در وزارت بازرگانی است اعلام کرد نرخ واقعی تورم در ایران %۴۰ است. او چندی پیش اعلام کرد واردات با قیمت بالای دلار باعث قحطی در ایران خواهد شد. از آن طرف آقای احمدی نژاد در مصاحبه تلویزیونی خود با کمال وقاحت اعلام میکند: “که به جرئت میگویم تنها کشوری در کره زمین که هیچ خانواده گرسنه ندارد ایران است.” فحشا و خود فروشی از سر فقر بیداد میکند. دیگر فحشا در ایران به سن ۱۲- ۱۳ سال رسیده است. مطمئنا آقای احمدی نژاد یا احتیاج به دکتر چشم دارد یا صد در صد کور شده است.

دراقتصاد ایران در حال حاضر پول به تنهایی برای مردم کافی نیست. قابلیت پول به کالا مهم است. در حال حاضر مشکل کمبود گوشت و گرانی آن است بعدها این تبدیل به کمبود کالاهای مصرفی دیگر هم میشود مخصوصا” بخشی از کالاها که بصورت واردات بخشی از نیاز بازار را تامین میکند.این نمادی است از کاهش ارزش پول رسمی کشور و بدنبال آن شدت گرفتن بحران اقتصادی که شامل همه بخشها شده است.

مردم کوچه و بازار شدیدا در نگرانی قحطی و جنگ به سر میبرند. مقامات امنیتی اسرائیل هشدار داده اند که در سال جدید میلادی حوادث غیر عادی دیگری در ایران رخ خواهد داد. از آن طرف میان ایران و امریکا بر سر بستن تنگه هرمز که محل عبور حدود یک چهارم نفت خام جهان است هم مجادله بسیار است.

عربستان هم در این بل بشو از آب گل آلود ماهی گرفته، شاهزاده بن ولید بن طلال رئیس شرکت سهامی عربستان گفته است: “این یک پیام بسیار تند و قوی به رژیم تهران است که با موضوع بستن تنگه هرمز اقتصاد جهان را تهدید نکند اگر مجبور شویم ما استخراج نفت خود را افزایش میدهیم و کلیه کمبود نفت را جبران خواهیم کرد.” از آن طرف امریکا و انگلیس در پی اعلام تهدید به بستن تنگه هرمز واکنش تندی از خود نشان دادند. امریکا اعلام کرده مهمترین راهی که برای شفافیت پیامها وجود دارد اینست که نشان بدهیم ما آماده ایم، ما قوی هستیم و ما در آن بخش از دنیا حضورمان را حفظ خواهیم کرد. بریتانیا هم اعلام کرده که توانایی آن را دارد تا در شرایط اضطراری واکنشی را که مناسب و لازم میداند از خود بروز دهد. دولت استرالیا هم اعلام کرده که به تحریمهای نفتی اتحادیه اروپا علیه رژیم تهران می پیوندد و خرید نفت از جمهوری اسلامی را تحریم میکند.

ایران روزانه ۲ میلیون بشکه نفت صادر میکند که این میزان ایران را در میان بزرگترین صادر کنندگان نفت جهان در رتبه چهارم قرار داده است ولی ظاهرا بعد از تحریم ۲۰ درصد نفت خام ایران پس از۶  ماه خریداری ندارد. آن زمانی که نفت را میفروختند مردم دخلشان به خرجشان نمی رسید و پول نفت فقط به جیب آقایان مملکتی میرفت و حسابهای میلیاردی و خانه های آنچنانی در خارج ازکشور رو میشد وای به حال زمانی که نفت هم نفروشند.

مردم ایران قربانیان حکومت ظلم اند. ولی نباید نشست و نقش قربانی را بازی کرد. نباید این را سرنوشت محتوم خود خواند و مردم نیز چنین نپنداشته اند. مردم ایران با حضور میلیونی خود در خیابانها در تابستان ۸۸ نشان دادند که این رژیم جنایتکار و ضد انسان را نمیپذیرند. ایران در حال جوش و خروش است و این آرامش قبل از طوفان است. طوفانی که رژیم آدمخواران اسلامی را از ریشه برخواهد کند.

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی