بهنام آزاد:نشانه هاي زوال جمهوري اسلامي

behnam_308_x_454_154_x_227

در چندماه اخير شاهد موج جديد دستگيري فعالين سياسي واجتماعي درعرصه هاي مختلف بوده ايم.علاوه براين دستگيريها،فشاربرزندانيان سياسي هم بيشتر شده است ودرخيلي ازموارد ارتباط آنها با خارج از زندان،توسط حکومت قطع شده است. زندانيان بيماررا که نياز مبرم به مراقبتهاي پزشکي دارندبا اکراه وخيلي دير به مراکزدرماني انتقال مي دهند.افزايش اعتصاب غذاي زندانيان دراعتراض به وضعيت موجود واحکام صادره، خود نشان دهنده وضعيت اسفناک اين عزيزان در زندانهاي نظام جمهوري استبدادي ايران است.  

اعدامهاي اخير که دربرخي ازموارد حتي قوانين جابرانه خود نظام هم درآن لحاظ نشده است. بعلاوه افرادي که در زير شکنجه جان باخته اند از ديگر فجايع اخير است. با تمام تلاشي که حکومت ديکتاوراسلامي براي سانسور اين اخبار کرده است، ولي هر روز خبر جديدي منتشر مي شود که خود گوياي وسعت فاجعه است.
حکومت همچنان از قانون حذف فيزيکي مخالفين استفاده مي کند . جمهوري اسلامي با اين اعمال خود فريادا فزايش بي ثباتي نظام را سر داده است. بي ثباتي در تمامي ارکان حکومت مشهود است. درگيري درون جناحي به بالاترين نقطه التهاب رسيده است . ياراني که به کمک هم انقلاب مردم را در سال۵۷ دزديدند، حال دشمن هم گشته اند و به مانند گرگان گرسنه به جان هم افتاده اند. هر يک  از گروههاي حکومتي، طرف مقابل را متهم به دزدي و ناکارآمدي مي کند که هرزگاهي يکي، دو پرونده هم افشا مي گردد. اختلاس ۳هزار ميليارد دلاري که دامن همه مسئولين به آن آلوده است  نمونه بارز اين تيپ رسوائيهاست که با برپائي دادگاه نمايشي و آوردن چند متهم دسته چندم در آن، تلاش عبث براي انحراف اذهان عمومي مردم کردند. حال خود نظام جمهوري اسلامي فراق از مبارزات مردم از درون شروع به پوسيدن کرده است. جناههاي مختلف حکومتي ازهر فرصتي براي سهم خواهي از هم استفاده مي کنند که بارز ترين اين فرصتها، انتخاباتهاي نمايشي نظام است. درگيري درون جناحي در نظام جمهوري اسلامي، فارق از رسوائي براي طرفين در جامعه فضائي ايجاد مي کند که مردم مي توانند در آن اعتراضات خود را اعلام کنند. بعد از انتخابات سال ۸۸اين فضا مردم را به خيابان کشاند و در مدت کوتاهي مبارزات مردم تبديل به مبارزات راديکال شد که حکومت اسلامي با تمامي جناياتي که کرد، نه تنها نتوانست فضاي ايران رابه دوران قبل از انتخابات برگردانند، بلکه هر روز مبارزات مردم راديکال تر شد تا جائيکه در کوچکترين تجمع مردم اولين شعاري که به گوش مي رسد شعار سرنگوني جمهوري اسلامي،”مرگ بر ديکتاتور”است. حال باز يک نمايش انتخاباتي ديگر در راه است و ترس و هراس سر تا پاي رژيم استبداي ايران را فرا گرفته، هراسي که علت تمامي جنايات اخير حکومت را بايد در آن جست. خامنه  اي و تمامي نوکرانش مي دانند که اگر يک بار ديگر اتفاق سال ۸۸ واقع شود بايد غزل خدا حافظي را بخواند و ديگر با هيچ اهرمي نمي تواند مردم را به خانه ها برگرداند. مردمي که دراين چند ماه اخير علاوه بر تحمل تمامي فشارهاي رژيم، با يک گراني و تورم کمرشکن از طرفي و خطر جنگ از طرف ديگر روبرواست، اگر فرصتي بدست بياورد خود سرنوشتش  را در خيابانها رقم خواهد زد.

تمامي دستگيريهاي اخير،افزايش فشار بر زندانيان سياسي و خانواده هاي آنها، ايجاد فضاي امنيتي در شهرها واماکن عموي، ايست و بازرسي هاي شبانه همه وهمه در راستاي ترس نظام ازخروش دوباره مردم است. ولي اينبار حادثه هم از درون و هم از بيرون گيربان نظام را گرفته است و به هيچ عنوان قادر به رهائي از اين حادثه نيست ديري نمي پايد مردم به خيابانها مي آيند و آخر قصه جمهوري اسلامي را با دست خود مي نويسند.