بایگانی دسته: نامه ها

بازداشت سیمین شریفی مادر سه دختر خردسال

نامه فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی به دولت سوئد و اداره مهاجرت
موضوع: بازداشت سیمین شریفی مادر سه دختر خردسال
جرم: عدم بازگشت داوطلبانه به ایران است. کشوری که حکومت اسلامی آن را به جهنمی برای زنان و کل مردم آن تبدیل کرده است. ادامه خواندن بازداشت سیمین شریفی مادر سه دختر خردسال

نامه سرگشاده به نخست وزیر سوئد

نامه سرگشاده به نخست وزیر سوئد اولف کریسترشون Ulf Kristersson
آقای وزیر، امیدوارم تنها چند دقیقه وقت بگذارید و این نامه را بخوانید
آقای نخست وزیر،می دانید قانونی که قرار است از اول آوریل به اجرا گذاشته شود، زندگی هزاران نفر را ازهم می پاشد؛ میدانید که در پی اجرای این قانون، آینده صدها کودک که در سوئد متولد شده و یا در کودکی به سوئد آمده اند و هیچ سهمی دراین مهاجرت نداشته اند در صورت ترک اجباری سوئد با چه مشکلات روحی و روانی و با چه مصائب و چالشهای اجتماعی مواجه می شوند؟

ادامه خواندن نامه سرگشاده به نخست وزیر سوئد

نامه سرگشاده از: فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی به اداره مهاجرت سوئد

 

نامه سرگشاده

از: فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی به اداره مهاجرت سوئد

رونوشت: پارلمان سوئد و نهادها و سازمانهای مدافع حقوق پناهندگی

این نامه به نمایندگی از صدها پناهجوی ایرانی نوشته شده است

ادامه خواندن نامه سرگشاده از: فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی به اداره مهاجرت سوئد

نامه‌ای از ایران

واقعاً دوست داشتم این مطلب را برای شما بنویسم و ابراز کنم که واقعاً به شما افتخار می‌کنم که همچنین هم‌وطنی دارم که به درد مردم کشورش رسیدگی می‌کند و این‌قدر برای آن‌ها وقت می‌گذارد.

من خودم شخصاً آدمی بودم که درگذشته مخالف ترک وطن بودم هرچند با تمام مشکلاتی که اینجا وجود دارد مخصوصاً برای  من  که محروم از خیلی چیزها در کشورم شدم و حتی نابودی ذره‌ذره افراد فامیلم را به علت فعالیت‌های  سیاسی خانواده‌ام که  باکمال میل به آن‌ها افتخار می‌کنم دیدم. به‌طور خانوادگی آدم‌های میهن‌پرستی بودیم و خوب این داستان هم به نحوی از بچگی روی من تأثیر فراوانی گذاشته و با رفتن از ایران مخالفت می‌کردم. ادامه خواندن نامه‌ای از ایران

پیام یکی از پناهجویان کمپ نارو

الان ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۴ میلادی در کمپ ناروو من یکی از پناهندهایی هستم که میخواهم تا حدودی شرایط اینجا رو بازگو کنم.
۴روز هست که بدلیل بی عدالتی قوانین استرالیا اعتراض خود را بصورت تجمع و شعاردادن بدون هیچ خشونتی نشان میدهیم.
تعدادی از پناهندها لبهی خود را دوخته اند که شامل یک دختر و دو پسر۱۶ساله و۴ بزرگسال میشود. در چند روز قبل تعدادی از خانمها پودرماشین خوردند که یکی از انها۱۶ سال داشت و بدلیل وخیم بودن او را به کمپ شهری استرالیا انتقال دادند.
از امروز تعدادی دیگر شروع به اعتصاب غذا کردند و هر روز چندین نفر رگهای دست و گردن خود را میزنند و یا خودزنی میکنند. شرایط داخل کمپ بسیار بحرانی است و من به عنوان یک زن در هر لحظه دلهره و اضطراب و استرس دارم و تمام بچه ها و خانمهایی که اینجا هستند در شرایطی بسیار بد و ترسناک بسر میبرند.

ادامه خواندن پیام یکی از پناهجویان کمپ نارو

کسی را پیدا کرده ام که بدون اثر انگشت مرا به اوکراین میبرد…

 

حمید عزیز شما از من خواسته اید به سئوالات شما به طور خصوصی پاسخ بدهم ولی از آنجایی که نامه شما و سئوالاتی که از من پرسیده اید نمونه ای از صدها سئوال و اطلاعات ناروشنی است که متاسفانه بسیاری از متقاضیان پناهندگی از همان روز اول درخواست پناهندگی شان با آن روبرو هستند و با ارائه چنین اطلاعاتی سالها از زندگی و اهدافی که برای خود در نظر گرفته اند عقب می مانند و آینده بسیار تیره و تاری پیدا می کنند؛ تصمیم گرفتم این نامه را به طور علنی منتشر کنم و به آن پاسخ دهم. از این نظر با اجازه شما من آن جنبه هایی از نامه که شامل مشخصات واقعی شماست  حذف کرده و سعی کرده ام پاسخ خود را به سئوالات و نکاتی که در این نامه مطرح شده است از حالت خصوصی خارج کنم تا صدها نفر دیگر آن را ببینند و بخوانند تا از افتادنشان به دام چنین مسائلی جلوگیری شود. من در اینجا به هرکدام از سئوالات شما یک به یک به صورت زیر پاسخ می دهم.

  ادامه خواندن کسی را پیدا کرده ام که بدون اثر انگشت مرا به اوکراین میبرد…

پاسخ به خانم آرزو در مورد پناهجویان ایرانی در استرالیا

سلام خانم آرزو عزیز

ابتدا از شرایطی که فرزند یا فرزندان شما و باقی پناهجویان ایرانی در آن قرار گرفته اند؛ بسیار متأسفم. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در جریان شرایط به وجود آمده در استرالیا و گینه نو و اندونزی برای پناهجویان ایرانی قرار دارد.

توجه شما را در این مورد به چند نکته جلب میکنم. ادامه خواندن پاسخ به خانم آرزو در مورد پناهجویان ایرانی در استرالیا

پاسخ به دوستی از ایران

 

سلام دوست عزیز

از وضعیتی که دارید بسیار متاسفم. فرهنگی که شما را در خانواده و در جامعه نمی پذیرد، فرهنگی است که ۳۳ سال است یک رژیم کثیف و ضد شادی و اسلامی از طریق رادیو، تلویزیون و روزنامه های داخلی اش و از طریق نماز جماعت و نماز جمعه ها و به مناسبتهای مذهبی و سالگردهای امامان مرتجعشان و بلندگوهای مجلس و آخوندهای از گوربرخاسته و مداحان روزه خوان و چوبه های دار و طناب اعدام وشکنجه های وحشیانه و زندان و  بازداشته های بی رویه ومراسم عاشورا و تاسوعا، ترویج و تبلیغ خرافات مذهبی و برقراری و تحمیل قوانین بربریت به جامعه و تزریق این همه عقب ماندگی و خرافات به مردم، متاسفانه ما چه بخواهیم و چه نخواهیم روی بخشهای زیادی از افکار عمومی جامعه تاثیرات بسیار منفی  گذاشته است. دوست عزیز این که جامعه ای به شما مثل یک بیمار نگاه می کند و برای کسانی مثل شما و دیگر همجنسگرایان بعنوان انسان  متساوی الحقوق،  حقوق برابر در نظر نمیگیرد جامعه ای بیمار است. ترانس سکشوال بودن نشانه بیماری شما نیست چون اصلا بیماری نیست؛ این برخوردها است که نشانه بیماری جامعه است. ادامه خواندن پاسخ به دوستی از ایران

زهره مونسی: داستان تلخ ناامنی زنان در ایران

نزدیک به ۳ سال بود که در مهد کودک کار می کردم سه چهار ماه از سال تحصیلی گذشته بود که پدر این بچه راجع به دخترش عارفه از من سوال میکرد من هم وقتی بچه ها رو به خانوادها شون تحویل میدادم با خیلی از آنها مثل عادت همیشه با تبسم و با روی باز بر خورد می کردم. عارفه یکی از کودکانی بود که مسئولیتش با من بود. پدر عارفه همیشه از من راجع به رفتار واخلاقش سوال میکرد. نزدیک عید بود که حس کردم صحبت های ایشان بوی دیگری گرفته تا جایی که به من می گفت. میخواهی ایام نوروز را بروید شمال؟ من سوال کردم چه طور مگه؟ پدر حاج آقا پاسخ داد: کلید ویلای شمال خودم را میدهم که بروی و تعطیلات نوروز را در آنجا باشید. من هم تشکر کردم و گفتم: من تعطیلات را در کناره خانواده ام هستم. ادامه خواندن زهره مونسی: داستان تلخ ناامنی زنان در ایران