
از نظر من نکات مهم و قابل توجهي در مطلب خانم مينو وجود دارد به همين دليل و بدليل اينکه در آستانه هشت مارس قرار داريم تصميم گرفتم اين مطلب را در نشريه همبستگي چاپ و ملاحظاتي که در مورد آن دارم را بيان کنم. مينو مهر فومني با برشمردن مشکلات اجتماعي – سياسي زنان تصوير نسبتا خوبي از بي حقوقي و فرودستي زن در ايران را نشان ميدهد. وي سپس به بر شمردن مشخصات يک حکومت توتاليتر و مذهبي و پيامدهاي ناشي از اين نوع حکومت ها در کشوري مثل ايران ميپردازد و بر اساس موارد ذکر شده نتيجه ميگرد که برابري و تساوي حقوق شهروندي در اين نوع حکومت ها معنا و مفهومي ندارد. در خلال نوشته مينو، خواننده متوجه ميشود که وي ايراد را از نفس وجود چنين نظامي نميبيند چرا که مبارزات مدني و اجتماعي و حقوق بشري را در راستاي تحقق يک جامعه برابر و “دموکراتيک” کافي ميداند.
سئوال اينجاست؛ چگونه يک نظام از بيخ و بن مذهبي را ميتوان با مبارزات مدني و حقوق بشري به سمت تعالي و خوشبختي و تساوي زن و مرد سوق داد؟ تا آنجايي که به ايران بر مي گردد پايه هاي حکومت اسلامي برمبناي “دين مبين اسلام” تشکيل شده است. حکومت اسلامي براي تثبيت موقعيت خود در اولين اقدامش حمله به زنان را شروع کرد، حجاب را اجباري کرد، حضانت کودکان را از آنها گرفت ومدارس و کليه اماکن عمومي را زنان و مردانه کرد و براي به تمکين کشاندن زنان از قوانين قرون وسطائي سنگساراستفاده نمود. اکنون ۳۳ سال از حاکميت جمهوري اسلامي مي گذرد و هنوز که هنوز است جريان “اصلاح طلب” اين حکومت مي گويد بايد به دوران طلائي امام برگرديم چه رسد به باندهاي قمه زن و اوباشان اصولگراي حکومتي و طرفدار دولت و آنهايي که براي قلع و قمع زنان شمشير را از رو بسته اند. ميخواهم بگويم براي ايراني ها بويژه زنان ثابت شده که در اين حکومت کوچکترين اصلاحاتي ممکن نيست و اگر قرار است يک جامعه مدني داشته باشيم بايد اول ريشه هاي اين حکومت را از بيخ و بن بخشکانيم. مبارزه مدني و حقوق بشري خوب است ولي براي جامعه اي که حکومتش حداقلي از معنا و مفهوم حقوق بشررا بفهمد و از ترس اينکه به نقض حقوق بشر متهم گردد؛ تغييري در قوانينش ايجاد نمايد.
به نظر من حکومتي که سرتا پا خون و جنايت است، نظامي که به واسطه بيش از ۱۰۰ هزار اعدام توانسته بيش از سه دهه حکومت کند نميتواند اصلاح پذير باشد؛ نه با تعويض رهبر و نه حتي با تغيير نوع حکومت در خود. رژيم اسلامي راه هيچ نوع تغييري در خود ندارد. تنها راه ايجاد يک جامعه برابر و عاري از تبعيض در ايران، سرنگوني جمهوري اسلامي است که فقط از طريق انقلاب مردم امکان پذير است و اين را مردم ايران در تابستان ۸۸ به خوبي نشان دادند و مهر سرنگوني رژيم اسلامي را با پاهاي خود بر خيابانهاي تهران کوبيدند.