بهمن مرادیان پی:استرس پديده اي است که در دامن ادارات مهاجرت رشد يافته است !

Bahman_Moradian_2

همچنان وضعيت بد پناهندگان در سر تا سر دنيا و خصوصا کشورهاي اروپائي،  من را بر آن داشته که بار ديگر براي پناهندگان دست به قلم شوم. رفتارهاي خودکامه  کشورهائي که خود را مدافع حقوق بشر مي دانند هم،  باعث بروز هزاران مشکل بر سر راه انسان ها شده است.

اين عزيزان در نبود حداقل امکانات رفاهي روزگار را سپري مي کنند. نداشتن پشتوانه  مالي، نبود آسايش روحي و رواني، خانه بدوشي  و حرف هر نژاد پرست را به جان خريدن، طعم زندگي را براي آنان تلخ کرده است! هر چه فشار بر زندگي آنان بيشتر مي شود، آنان نيز از زندگي دل سردتر مي شوند.  انتظارهاي طولاني براي دريافت اجازه اقامت، مشقات زندگي پناهجويي و رفتارهاي نژاد پرستانه انسان نماها باعث شده که پناهندگان خود را از زندگي محروم کنند و دست به خودکشي بزنند ! مسئوليت تمامي اين رفتارها، حکومت هاي حاضر در هر کشوري است  که اين برخوردهاي بغايت غير انساني در آن روي مي دهد.

هر رعدي در زندگي پناهندگان، نطفه اي از درد و استرس را حاصل مي شود! گاهي در اين فشارها اشک مي تواند چاره باشد ولي غالبا اشک نيز معني و مفهومش را از دست داده است؛ زيرا درد در زندگي آنان ريشه دوانده !

حال در اين وضعيت، کاري که از دست فعالان حقوق انساني بر مي آيد  خبررساني و رسانه اي کردن وضعيت پناهندگان است. بايد به همگان بگوئيم که “حقوق بشر” يک بازي مدرن است و نکات ارائه شده از سوي آنان، تنها جاي در کتاب ها دارد. در اين راستا سازمانهائي که واقعا براي انسانيت تلاش مي کنند نيز وجود دارند. سازماني که تنها  ريشه براي آنان  هويت انساني است  به دور از هر گونه تبعيض. نام اين سازمان “فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني” است. اين فدراسيون تمام تلاشش را مي کند که حق از دست رفته  پناهندگان را به آنان بازگرداند.

حال وضعيت چند پناهنده را از مقابل ديدگانتان مي گذرانم  که به عمق مساله پي ببريد :

“مريم افتخاري”

پناهنده اي که در کشور انگلستان مورد بي قانوني قرار گرفته و تيرگي را در زندگي اش حس مي کند ! با ورق زدن زندگي او مي توان لايه هاي درد را در پيکرش حس کرد. او که منتظر دريافت وقت براي دادگاه پرونده پناهندگيش است  در حال حاضر از هيچ حمايتي بر خوردار نيست و دولت انگلستان هم با نهايت بي رحمي با او رفتار کرده است. چنان فشار روحي و رواني بر او وارد شده است  که هفته  گذشته در بيمارستاني واقع در لندن مورد عمل جراحي قرار گرفت. به نظر من اتفاقي که براي او روي داد  حاصل استرسي بود که شخص “ديويد کامرون” بر او روا داشته است ! ديويد کامرون با بر سر کار آمدنش، آنقدر قانون هاي مزخرف و ضد انساني براي اجرا طرح کرد که مريم و مريم ها سرشت زندگي را از دست دادند و يک به يک راهي بيمارستان و مراکز درماني شدند.

مريم بيش از ۶ ماه است که پشت درب بسته  اداره مهاجرت انگلستان قرار گرفته و همچنان از اين که در اين کشور  او را به عنوان پناهنده نمي پذيرند رنج مي برد.

“عباس دادگر”

ايشان در حال حاضر در استراليا است و پشت درب هاي بسته و پذيرش از سوي دولت حاکم بر استراليا قرار دارد. عباس دادگر يکي از فعالين سياسي در ايران بوده که در انتخابات ۸۸ تمام تلاشش را براي رسيدن نسلش به آزادي ايفا کرد. ايشان در آن سال در اعتراضات خياباني شرکت مي کرده و پس از برخورد تير به پهلويش، آسيب هاي جدي جسمي ديده است. در زمان بازداشت توسط جمهوري جنايت کار اسلامي مورد ضرب و شتم قرار گرفته  و يکي از پاهايش را شکسته اند. در حال حاضر از نظر جسمي  رنج مي برد.  حدود يک سال است که در کشور استراليا جواب مثبت براي اقامت دريافت نکرده است. آسيب هاي جدي براي نداشتن پزشک متخصص، زندگي عباس را تحت شعاع قرار داده است؛ زيرا در عين ناباوري او از داشتن امکانات درماني به دليل نداشتن اقامت  محروم است و عدم حمايت هاي رفاهي از او باعث شده که روزگارش تيره و تار شود.

“الهام ثوابي ثاني”

“باز هم مردسالاري، باز هم اديان  و باز حقوق پايمال شده ي زنان !”

الهام يکي از قربانيان مردسالاري است که به دليل مشکلات حقوقي و اجتماعي ايران را ترک کرده است و در کشوري که بوق حقوق انسانيت در دستش است، پشت خط قرمز اجازه اقامت قرار گرفته است ! مرد سالاري فرزند دين است و نطفه اش در مغزهاي تاريک انسان نماها رشد مي کند. الهام از اين موارد رنج برده و مورد بي حقوقي قرار گرفته است.

حاصل رفتارهاي ارتجاعي جمهوري اسلامي و مردسالاري ، مرد نماها باعث شده که الهام طعم تلخ پناهندگي را بچشد و راهي دياري شود که ميلي به حضورش در آن نيست ؟! الهام ثوابي ثاني در استراليا از لحاظ روحي و رواني در وضعيت مناسبي به سر نمي برد و فشارهاي اجتماعي که بر وي وارد شده ، باعث بروز افسردگي در او شده است ! رفتارها با الهام در کمپ هاي کشور استراليا نامناسب بوده و او از هيچ گونه حقوني برخوردار نبوده و در حال حاضر براي اينکه بتواند به آرامش نسبي برسد اين را مي خواهد که اجازه اقامت به او داده شود تا او بتواند فرزندش را که در حال حاضر پيش همسر سابقش است را در کنار خود داشته باشد.

الهام پس از فشارهاي متعددي که در کمپ هاي کشور استراليا تحمل کرده ، در حال حاضر بيرون از کمپ است و منتظر دريافت اجازه اقامت و قبولي.

“ناهيد دادگر”

بيش از يک سال است که در کشور استراليا ، نتوانسته اقامت دريافت کند ! يک مرتبه پرونده اش رد شده و او هم در بدترين شرايط  و امکانات رفاهي قرار دارد !

ناهيد در کشور استراليا با اين که باردار بود از پزشک متخصص بهره اي نبرد و خبر ناگوار رد شدن پرونده اش را دقيقا يک هفته قبل از فارغ شدن فرزندش دريافت کرد که اين عمل، خود يک رفتار بسيار زننده است. اين رفتار دولت استراليا مي توانست زندگي او و فرزندش را تباه کند !

در حال حاضر با اين که ناهيد در شرايط استثنائي قرار دارد دولت و اداره مهاجرت استراليا با بي توجهي کامل به پرونده وي، او را از آرامش دور کرده است. اين رفتارها باعث شده که ناهيد دادگر در افسردگي حاد قرار گيرد !

“علي ف ق”

بيش از ۷ سال است که در کشور انگلستان به دور از آرامش و آسايش  و زندگي اش سراسر استرس است. او که در انتهاي بي رحمي جوابي دريافت نکرده، روزگار سختي را پشت سر گذاشته و همچنان منتظر دريافت جواب مثبت است. او در اين ۷ سال از حمايت مالي و رفاهي بدور بوده و در آخرين اقدام،  بيش از يک سال است که پرونده اش دو مرتبه به جريان افتاده ولي هيچ پيامي از دولت و اداره مهاجرت دريافت نکرده است. علي در اين سال ها مورد بي حقوقي قرار گرفته و مي تواند نمونه اي باشد که به همگان معرفي شود  که در دولت هاي سرمايه داري تنها چيزي که اهميت ندارد حقوق بشر است و عنوان کردن اين که مدافع آن هستند  يک بازي تمام عيار است !

علي از تمامي سازمان هايي که به صورت واقعي  از ريشه انسانيت دفاع مي کنند، مي خواهد که صداي او باشند و حقوق پايمال شده اش را به او بازگردانند .

“امير س”

امير بيش از يک سال است که در کشور انگلستان پشت درب هاي بسته ي اقامت قرار دارد. امير نيز در کشور انگلستان مورد بي حقوقي قرار گرفته زيرا او از بيماريهاي جسمي  و رواني رنج مي برد و با اين که اداره مهاجرت انگلستان اين را مي داند، همچنان بعد از يک مرتبه رد شدن پرونده  وي، بيش از شش ماه است که نامه اي مبني بر روند رو به جلوي  پرونده اش دريافت نکرده و منتظر برگزاري دادگاهي ديگر است ! امير همچنان خواهان اين است که جواب مثبت دريافت کند و خود را براي درمان به دست پزشکان متخصص بسپارد زيرا از بيماري اش رنج مي برد.

 

 

بهنام آزاد: تنها راه اتحاد است

Behnam_Azad_172_x_201

بيستم ژوئن، ۳۱خرداد ماه ” روزجهاني پناهندگي ” نام گذاري شده است. کنوانسيون ژنو در سال ۱۹۵۱در حمايت از ميليونها انسان که در جنگ جهاني دوم به لحاظ مسائل سياسي، نژادي، مذهبي و عقيدتي بي خانمان شده و به کشورهاي ديگر مهاجرت کرده بودند تصويب شد.

بر اساس گزارش کميسارياي عالي امور پناهندگان سازمان مللUNHCR  منتشر کرده، شمار پناهجويان در سال گذشته بيش از ۴۳ ميليون نفر بوده است.

بعد از شصت سال وضعيت جامعه جهاني تغييرات زيادي کرده است و پيرو آن وضعيت پناهندگي هم، پيچيده و سخت تر شده است. تا جائيکه يک پناهجو براي اثبات دلايل مهاجرت خود دست به دامن روشهاي مختلف مي شود که در خيلي از موارد هم با شکست روبرو شده و ساليان سال در انتظار دريافت اجازه اقامت، مشکلات زندگي با شرايط سخت در جامعه ائي که با آن غريبه است را به جان مي خرد. اين مشکلات گاهي تا جائي فشار مي آورد که هرزگاهي شاهد اعتصاب غذا و حرکاتي از قبيل دوختن لب و … مي شوند.

بطور حتم هر حرکتي که جان انسان را به مخاطره بياندازد محکوم است ولي وقتي يک پناهجو خود را رها حس مي کند و ديگر اميدي به دريافت اجازه اقامت از راههاي قانوني نمي شود دست به ريسک روي با ارزش ترين دارائيهاي خود يعني سلامتي و جانش مي زند و در مواردي هم باز موفق به دريافت اجازه اقامت نمي شود و اگر هم موفقيتي  نائل شود محدود بوده و مطمئنا دولت کشورهاي پناهنده پذير براي مقابله با اين روش هم راهکاري پيدا خواهند کرد.

حق انتخاب محل زندگي يکي از حقهاي واقعي و طبيعي هر انسان است و همه بايد در نهادينه کردن اين حق در تمام جهان تلاش کنند. موفقيت در اين مبارزه ميسر نيست مگر با اتحاد همه پناهجويان و انسانهاي آزاديخواه و بشر دوست. فقط با مبارزه و آگاهي دادن به مردم و جامعه و حمايت از همديگر مي توان در اين راه پيروز شد.

لذا نخست تمامي پناهجويان و کساني که پناهندگي و مشکلات انسانها را مسئله خود مي دانند بايد متحد شوند و در ظرف يک نهاد و يا سازمان به فعاليت خود ادامه دهند تا دراين راه هم خود منتفع شوند و هم راهي ماندگار براي همه انسانها ترسيم کنند.

در حال حاضر” فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني ” يکي از قويترين و فعالترين اين سازمانها است که بايد هم در حمايت و ارتقا اين سازمان بکوشيم تا همچنان مثل سنوات گذشته فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني بتواند حامي پناهجويان باشد.

 

مهشید هوش مست:رئيس جمهور گستاخ

Mahshid_Houshmast_150_x_176

ظاهرا” آقاي احمدي نژاد هيچوقت نمي خواهد رفتارو صحبت کردن هم شا”ن يک رئيس جمهور را ياد بگيرد. ابتدا از توهين به ملت شروع کرد و حالا هم کيشان او هم ناراضي به نظر مي رسند. پيرو سخناني که در مجلس تهران ايراد کرده بود رئيس مجلس گفته است: ادبيات الفاظ به کار برده شده در اين جلسه ناراحتي بعضي از نمايندگان را بدنبال داشت و اين دلخوري ها و به کار بردن اين ادبيات در کشور مشکل ايجاد کرده.

آقاي احمدي نژاد ۲۴ اسفند ماه به پاسخ به سئوالات گروهي از نمايندگان منتقد دولت ايران به مجلس شوراي اسلامي رفت و اين اولين بار پس از پيروزي انقلاب بود که چنين جلسه اي براي سئوال از رئيس جمهور ترتيب داده شده بود. بر اساس گزارش ها بيانيه ۷۹ نفر از نمايند گان مجلس ايران براي سوال از رئيس جمهور کشور شامل سئوالاتي در مورد ۱۰ مورد از اقدامات دولت و تصميمات آقاي احمدي نژاد بوده است. اين نمايند گان اين سئوالات را براي رفع ابهام و حسن تفاهم دولت و آگاهي ملت ترتيب دادند.

ولي آقاي احمدي نژاد نه تنها آنها را قانع نکرده بلکه براي فرار از زير بار جواب به سئوالات همه را مثل هميشه به مسخره گرفته و با شوخي جلسه را تمام کرده.رئيس مجلس ايران گفته: نفس سوال نمايندگان مجلس از رئيس جمهور بخشي از غني شدن دموکراسي در ايران است ولي ادبيات و الفاظي به کار برده شد، که ميشد بکار برده نشود.

زمان توهين به نمايندگان صداي آنها در آمد ولي زماني که اين آقا ملت ايران را يک مشت خار و خاشاک شمرد و مردم اعتراض کردندو همين آقايان مهر سکوت به لب داشتند.

آقاي احمدي نژاد با اين سخنان جلسه را به اتمام رساندند:که سئوالات امتحاني نمايندگان که خوب هم برنامه ريزي نشده بود به صورت کامل پاسخ دادم و حتي اضافه هم پاسخ دادم و اگر نمايندگان به من نمره ۲۰ ندهند بي معرفتي و نامردي کرده اند.

اين از عادات هميشگي اين آقا است که از جواب به نوع عملکردو تصميماتش ،از ناپديد شدن پولهاي هنگفت و…. فرار کند.

ظاهرا اين آقا از رياست جمهوري لقب را به يدک مي کشد نه مسئوليت را.

 

اميد غضنفری:زنداني سياسي آزاد بايد گردد

omid_Ghazanfari_183_x_191

به شعار زنداني سياسي آزاد بايد گردد و جايگاهش نگاه كنيد, اين شعار جزو شعارها و خواسته هاي همه اعتراضات در داخل و خارج ايران قرار گرفته است و اين جايگاه زنداني سياسي و مبارزه براي  آزاديش را در جامعه كنوني ايران نشان ميدهد؛ اين شعار به پيشروي جنبش سرنگوني در ايران مرتبط ميباشد. با توجه به خصوصيت يك رژيم ديكتاتور و سركوبگري مانند رژيم اسلامي در ايران، زندانيان سياسي و مبارزه در حمايت از آنها تنها محدود به تعدادي فعال سياسي عليه رژيم به معني كلاسيكش نيست, چرا كه در ايران شما حتما نبايد عضو يك حزب سياسي باشيد كه زنداني شده و حتي اعدام بشويد. هر صداي اعتراضي سركوب ميشود؛ كما اينكه رژيم به جايي رسيده است كه ميداند حتي زندان و شكنجه و اعدام هم نميتواند مردم را بترساند اما چاره اي جز اين ندارد۰

 

در ايران:

ميشود زني كه عليه حجاب اعتراض ميكند و حقش را به عنوان يك انسان ميخواهد دستگير و به او تجاوز ميشود.

جواني كه ميخواهد يك زندگي شاد و انساني داشته باشد دستگير ميشود و در زندان كهريزك و كهريزكها مورد تجاوز و شكنجه قرار ميگيرد.

يك بهايي به جرم بهايي بودنش اعدام ميشود.

يك همجنسگرا تنها به دليل همجنس گرا بودنش دستگير و اعدام و حتي بدتر، سنگسار ميشود.

كارگرى كه مزد پرداخت نشده اش را مطالبه ميكند، حق اعتصاب ميخواهد، ميخواهد تشكلش را بسازد دستگير شده، حكم زندان ميگيرد و خانواده اش مورد اذيت و آزار قرار ميگيرد.

مادري كه جزو هيچ گروه سياسي نيست و حتي در يك تظاهرات عليه رژيم هم شركت نكرده است به جرم اينكه در مقابل زندان اوين شب و روز مي ايستد و ميخواهد فرزندش ر ا ملاقات كند، به زندان افكنده ميشود.

 

هر كسى كه در ايران به هر نحوي با سياستها و قوانين و چهارچوب رژيم مخالفت كرده است و به اين دليل به زندان افكنده شده است زنداني سياسي محسوب ميشود. اين تعريف مهم است چرا كه ابعاد و وسعت جنايات رژيم و نقض حقوق انسانها را در ايران نشان ميدهد. رژيم مخالفانش را به زندان مي افكند دقيقا به اين دليل كه حاكميتش را حفظ كند و مبارزه مردم را به عقب براند و ما بايد اين حجم و سطح سركوب را در سطح جهان افشا كنيم و تمام جوانب ان را نشان بدهيم.

 

فراخوان بیستم ژوئن ٢٠١٢، سى و یكم خرداد ١٣٩١ روز جهانى در حمایت از زندانیان سیاسی در ایران

Jemis_160_x_224
مردم شریف و آزادیخواه گوتنبرگ

جهانیان باید بدانند که حکومت اسلامی با جنایت و کشتار پابرجاست! باید بدانند که جمهوری اسلامی با چوبه دار و کشتار و شکنجه و زندان متولد شده است و با خونریزی ادامه حیات میدهد! باید با خبر شوند که این حکومت از وحشت انقلاب و خیزش و قیام مردم دست به هر جنایتی میزند تا ساعتی بر عمر کثیف خود بیفزاید! این حکومتی درنده است که در پرونده فردی و جمعی حاکمینش صدها فقره قتل عمد موجود است.

جهانیان باید زجرنامه هزاران زندانی سیاسی را در طی عمر پرنکبت جمهوری اسلامی بشنوند و از حقایق هولناک این حکومت آدمکش با خبر شوند. این صدای رسای ماست که جهانیان را٬ میلیونها انسان شریف و نوعدوست را درکنار ما قرار میدهد تا امر دفاع فوری و اضطراری از هزاران زنذانی سیاسی و صدها عزیزی که هر آن چوبه دار زندگیشان را تهدید میکند را میسر کند. یورش و گروگان گیری دایمی از میان مخالفان سیاسی٬ رفتار وحشیانه با زندانیان سیاسی٬  اخبار هولناک اعدامهای دستجمعی٬ کسب و کار هر روزه این حکومت است.

بیستم ژوئن فقط یکروز نیست! یک کمپین وسیع برای سازمان دادن جنبشی اعتراضی  است که میخواهد جهان متمدن را برای پشتیبانی از خواست آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی در ایران بسیج کند! واکنشی بین المللی نسبت به خطرات جدی که جان عزیزان ما را در زندانهای جمهوری اسلامی تهدید می کند٬ ایجاد نماید. بیستم ژوئن درعین حال سمبل اتحاد و عهد و پیمان ما برای آزادی بدون قید و شرط زندانیان سیاسی و پایین کشیدن چوبه های دار است.

مبارزات زندانیان سیاسی در سیاهچالهای مخوف اوین و رجایی شهر و همه زندانهای بیشمار جمهوری اسلامی حماسه ای عظیم است. این مبارزات شورانگیز لایق بزرگترین حمایت ها و پشتیبانی های بین المللی است! هزاران زندانی سیاسی و خانواده های مضطرب و نگرانشان چشمشان به اقدامات بین المللی ماست.

 

زمان: چهارشنبه بیستم ژوئن ساعت ۱۷

مکان: مرکز شهر گوتنبرگ  Brunnsparken

 

جمیس ادا تولکی ترگوز

تلفن: ۰۷۶۳۱۶۶۶۲۲

 

Öppet brev till Sveriges regering ochangående islamiska gruppers verksamhet och hedersmord riksdag

1juni 2012

Debatten om de islamiska samfundens roll i samhället har trappats upp till följd av SVT:s avslöjande om imamer i programmet Uppdrag granskning den 16 maj.

Avslöjandet har än en gång uppenbarat islamiska gruppers och imamers syn på grundläggande rättigheter för allmänheten. Vi, organisationer som står för kvinnors och barns rättigheter, asylsökandes rättigheter samt sekulära normer i samhället, anser att samhället nu bör försvara de sekulära värderingarna, särskilt de grundläggande rättigheterna för flickor och kvinnor i islamiska familjer. Vi själva har under flera år avslöjat de islamiska strömningarna. Dessa, som finansiellt och intellektuellt närs av diktaturregimer så som Saudiarabien och Iran, har en lång meritlista av att motverka mänskliga rättigheter och jämställdhetsvärderingar. Uppdrag granskning har bara avslöjat en bit av denna sanning. Imamernas destruktiva verksamhet mot barn, ungdomar och kvinnor i islamiska familjer är dock betydligt bredare än vad som avslöjats av SVT. Till avslöjandena i programmet kan man lägga förespråkande av hederskultur som kan leda till mord, hjärntvättning av barn i islamiska skolor, rekrytering av terrorgrupper, spridning av hat mot homosexuella, judar, kristna och icke troende, understödjande av dödsdomar mot religionskritiker, fientlighet mot tanke- och yttrandefrihet samt vigning av barn i nedre tonåren.

Nu är frågan om det senaste avslöjandet också ska falla i glömska liksom avslöjandet om islamiska skolor på tv-programmet Dokument inifrån 2003? Vad har faktiskt hänt med det svenska samhället? En afrikansk flicka har i flera år utsatts för fysisk och psykisk tortyr för att rättsväsendet sedan skulle frikänna utövarna! Vad har faktiskt hänt med barnens rättigheter i det här landet? Gjorde denna barnmisshandel inte ont i era hjärtan? Är Landskrona kommuns likgiltighet och försummelse för att rädda Maria Barins liv acceptabelt för er? Vad är detta för samhälle där man viger underåriga flickor, dödar unga tjejer för att de valt att leva efter egen livsstil, driver ut anden ur barn, förespråkar kvinnans underordnade ställning enligt sina religiösa läror och barns rättslöshet och liknande övergrepp och så säger ni bara att det är beklagligt! Varför dras inte de offentliga bidragen till så barn- och kvinnofientliga moskéer in omedelbart? Varför stöder ni de religiösa friskolornas fortsatta arbete medan dessa håller på att besudla barnets rena värld med fanatism, hat och vidskepelse och uppfostra framtida hedersmördare och terrorister?

  • De skamliga överenskommelser som har gjorts, bl.a. av Jönköpings kommun, med de islamiska ledarna är barnfientliga och därmed ska alla rivas upp. Statens och kommunernas eftergifter mot religiösa grupper, inte minst när det gäller kränkning av kvinnornas och barnens grundläggande rättigheter, ska upphöra.
  • De här imamerna är inte representanter för muslimer. Imamernas kollegor i Afghanistan, Iran, Irak och Saudiarabien förtrycker och dödar människor. Den övervägande delen av immigranter från islaminfluerade länder har just därför flytt undan de här imamernas likar. En stor del av befolkningen med utländsk bakgrund är å andra sidan sekulära. Av de som är muslimer är dessutom de flesta emot dessa självutnämnda representanter.
  • Alla slags statliga eller kommunala bidrag till de religiösa strömningar som motverkar mänskliga rättigheter och jämställdhet mellan könen ska omedelbart strypas, precis som man inte ska understödja rasistiska strömningar. Man ska i stället på ett mera aktivt sätt stödja de samfund som står för jämställdhet, barns rättigheter och sekulära värden.
  • Moskéernas och de islamiska ledarnas verksamhet ska fortlöpande granskas och åtal ska väckas för alla slags lagbrott.
  • Barn ska beskyddas från alla former av materiell och andlig manipulering från religiösa institutioner. Att locka personer under 16 år till religiösa sekter, ceremonier eller lokaler ska förbjudas.
  • Slöja för barn ska förbjudas.
  • Vi är emot religionens inblandning i utbildningen. Vi kräver att de religiösa skolornas verksamhet stoppas och att alla barn fritt från religiös övertro och fanatism får en utbildning baserad på modern vetenskap och beprövad erfarenhet.
  • Till stöd för barn i islamiska familjer ska alla slags inskränkande regler gällande idrott, studieresa, musik, simning och liknande i skolor och daghem förbjudas.
  • Vi stöder lagförslagen om kriminalisering av tvångsäktenskap och barngifte och kräver att de så fort som möjligt antas och införs.
  • Många unga tjejer med utländsk bakgrund hoppar av sin skolgång under islamiska gruppers och imamers påtryckningar eller påtvingade manschauvinistiska åsikter. En statlig kommitté ska tillsättas för att undersöka saken och lämna konkreta förslag för att motverka denna negativa trend. 
  • Den utsatta situation, som de unga som lever under ständiga påtryckningar och hot om våld på grund av att de på egen hand valt sina livsnormer, ska noggrant följas av myndigheterna. De ska placeras i skyddat boende och hoten ska utredas av polisen.
  • Konkreta handlingsplaner mot hedersrelaterat våld och hedersmord ska upprättas i alla kommuner och en ansvarig person tillsättas för att följa upp arbetet.
  • Permanent uppehållstillstånd ska beviljas för kvinnor som flyttat till Sverige genom äktenskap och som utsatts för våld av sin make.

Efter tv-programmets avslöjande om imamers verksamhet ska det inte behöva vara svårt att föreställa sig hur människors liv under islamiska lagar ser ut i länder så som Iran, Afghanistan, Saudiarabien m.fl. länder. Vi fördömer starkt västerländska regeringars eftergifter och eftergivenhet mot regimer så som Islamiska republiken Iran och anser det vara som att vända ryggen mot de tappra människor som kämpar för sina rättigheter mot sådana regimer. Vi kräver att svenska regeringen bryter de diplomatiska och kulturella förbindelserna med regimen i Iran och liknande regimer på grund av det brutala förtrycket mot folket och den våldsamma kränkningen av människors grundläggande rättigheter!

 

Kommittén För Försvaret av Kvinnors Rättigheter

Riksförbundet Barnen först

Iranska Flyktingarnas Riksförbund i Sverige

Centralrådet För Ex-muslimer i Skandinavien

 

För ytterligare information eller frågor kontakta:

Mahin Alipour, Tel:0707 77 73 13

E-mail: mahin_alipour@yahoo.se

 

Afsaneh Vahdat, Tel: 0702 468454

E-mail: afsanehvahdat@yahoo.se

یکی دیگر از پناهجویان قبولی گرفت!

برگزاری کنفرانس مطبوعاتی پناهجویان متحصن در ورتسبورگ!

فراخوان تظاهرات برای 16 ژوئن!

پیام راهو یکی دیگر از پناهجویان روز گذشته جواب قبولی گرفت. بدین ترتیب تا به امروز 7 نفر جواب قبولی گرفته اند.لازم به توضیح است که تعداد دیگری نیز جدیدا به تحصن پیوسته اند.

پناهجویان متحصن درشهر ورتسبورگ آلمان روز جمعه 8 ژوئن ساعت 10.00 کنفرانس مطبوعاتی برگزار خواهند کرد. در این کنفرانس متحصنین در باره آخرین وضعیت تحصن و اعتصاب بعد از 83 روز، واکنش دولت و مقامات محلی به خواستهای پناهجویان و پیرامون راههای ادامه مبارزاتشان اطلاع رسانی خواهند کرد.از مدیا و مطبوعات دعوت شده است که در این کنفرانس حضور یابند.

آخرین اخبار از تحصن:

* در ادامه انعکاس مبارزه پناهجویان در رسانه ها در طول دو روز گذشته رادیو فردا با حسن حسین زاده سخنگوی متحصنین مصاحبه ای در باره آخرین وضعیت تحصن انجام داده است.

* همچنین رادیو آلمان نیز مصاحبه ای با آرمین جهانی زاده یکی از متحصنین دراین باره انجام داد.

* گروه” سوسیالیست های جوان” وابسته به حزب سوسیال دموکرات ورتسبورگ از تحصن پناهجویان حمایت کرده است.

* متحصنین در تدارک سازماندهی تظاهرات در حمایت ازخواستهای پناهجویان متحصن بوده و برای همین منظور فراخوان تظاهرات برای روز شنبه 16 ژوئن را داده اند. این تظاهرات از محل ایستگاه راه آهن مرکزی ورتسبورگ راس ساعت 14.00 شروع خواهد شد.

 

همبستگی فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی و احد آلمان از همه احزاب و سازمانها و همه انسانهای مدافع حق پناهندگی دعوت می کند که در حمایت و دفاع از خواستهای پناهجویان متحصن در این تظاهرات شرکت نمایند.

 

همبستگی- فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – واحد آلمان

7 ژوئن 2012

 

 

اطلاعیه شماره 35:تحصن و اعتراض پناهجویان ایرانی در ورتسبورگ ادامه دارد!

بعد از گذشت نزدیک به هشتاد روز تحصن پناهجویان ایرانی در ورتسبورگ ادامه دارد. در طول این مدت حمایتها ازاین تحصن ادامه داشته و دهها روزنامه و رسانه آن را پوشش خبری داده اند.در جریان مذاکراتی که در 4 آوریل با نمایندگان دولت آلمان برگزار گردید، دولت قبول کرد که ظرف دو ماه آینده به پرونده های متحصنین رسیدگی خواهد کرد. اکنون بعد از گذشت بیش از دو ماه دولت جواب قبولی 6 نفر از پناهجویان را داده است. چهار نفر دیگرهنوز درانتظار جواب می باشند.

در طول یک ماه گذشته دولت آلمان با در پیش گرفتن سیاست فرسایشی انتظار و عدم واکنش در رسیدگی به خواست چهار پناهجوی متحصن، عملا از جوابگویی به خواسته های پناهجویان خودداری می کند. دراعتراض به این وقت کشی وعدم واکنش دولت، پناهجویان ایرانی دور دیگری ازاعتراض و مبارزه را آغاز کرده اند.

همزمان با ادامه تحصن، تلاشها برای کشاندن موضوع اعتراض پناهجویان به قوانین ضدانسانی و پناهندگی به پارلمان، بویژه ارائه امضاهای جمع شده درحمایت ازاعتراضات پناهجویان و برای ایجاد تغییرات اساسی در وضعیت پناهجویان، نظیر پذیرفته شدن به عنوان پناهنده سیاسی، بستن هایمهای پناهندگی، رسیدگی به پرونده های بلاتکلیف، از جمله اقداماتی است که هم اکنون درجریان می باشد. همزمان دو نفراز پناهجویان متحصن بنامهای محمد کلالی و آرش دوست حسینان نیز دراعتراض به بلا تکلیفی پرونده هایشان وعدم پاسخ مثبت مقامات دولتی،اقدام به دوختن لبهایشان کرده اند.علیرغم مخالفت فدراسیون با این شکل از اعتراض، یک بار دیگرتاکید می کنیم که ضمن حمایت از تحصن پناهجویان و خواستهایشان، در کنار پناهجویان این مبارزه را به پیش خواهیم برد.

 

فدراسیون یک بار دیگر به دولت آلمان، دولت محلی بایرن و مقامات مسئول یادآوری می کند که دربرابر سیاست وقت کشی و انتظارآنها ساکت ننشسته و با ادامه اعتراضات گسترده و به میدان آورن مدافعان حقوق پناهندگی در حمایت از خواستهای متحصنین، به اشکال و شیوه های دیگری به مبارزه برای رسیدن به خواستهای پناهجویان ادامه خواهد داد.اعتراض و مبارزه پناهجویان تا رسیدن به همه خواسته های پناهجویان با حمایت های مردم و مدافعان حقوق پناهندگی ادامه خواهد داشت.

 

همبستگی- فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – واحد آلمان

5 یونی 2012

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی