سارا ایرانی:حقوق بشر و زن در ايران اسلامي

Sara_Irani

حقوق بشر يک داستان است و من به يک حقوق انسا ني اشاره ميکنم که ريشه همه ما در آن نهفته است. من به عنوان يک زن، اسلا م سياسي را يک تعفن به تمام معنا مي نگارم، دليلش هم اين هست که به عنوان يک زن همه زندگي انساني را از من گرفتند؛ تمامي اين اتفاقات لازم و ملزم يکديگرند.

آزادي من در گرو ديني است که براي من تباهي به بار آورده است. بحث حقوق انساني از ديدگاه اسلام و بخصوص اسلام سياسي که دولتمردان جمهوري اسلامي براي تحکم قدرت مجري آن بوده اند يک بحث  مضحک و خنده دار است. امروزه ما شاهد آن هستيم که موردي چون عدالت ، برابري و آزادي به دور از هر گونه تبعيض که در کتابها و قانون اساسي جمهوري اسلامي نوشته شده است فقط  جهت پيشبرد اهداف سران و سو استفاده از مردم براي حفظ نظام ضد انساني جمهوري اسلامي است.

 رابطه نامناسب و قوانين ضد زني  که اسلام سياسي باب کرده  باعث نقض حقوق زنان شده، يعني زنان اختياري از خود ندارند و به عنوان يک انسان و شهروند با حقوق برابر شمرده نمي شوند و اين هم حاصل وجود تمامي اديان بوده و امروز هم همين است. الگو برداري از قوانين مذهبي باعث شده که بوي تعفن ديني تمام مشامها را پر کند. اجبار، الزام و خفقان در ايران اسلامي بيداد ميکند.هر فرد مسلمان زاده محکوم به مسلمان ماندن و مسلمان از دنيا رفتن است. مرتد شدن و احکام زندان و اعدام انساني که خود مي انديشد و ميخواهد از دين وراثتي صرفنظر کند نشان دهنده اين الزام و اجبار است. آنها به سادگي حکم محروميت از زندگي را صادر ميکنند. يعني زنده بودن و زندگي را با تباهي تعويض ميکنند. اعدام يکي از اهرمهاي آنهاست، يعني در دل شهر و در مقابل چشم همگان افراد را به دار ميکشند و به سادگي جانش را مي گيرند. اين چه عدالتي است که در آغاز قرن ۲۱ و در عصر دمکراسي و داعيه  حقوق بشر اسلام سياسي در محل کسب و کار مردم بمب گزاري مي کند و کودکان و عابرين بي دفاع را به خاک و خون مي کشند، ترور مي کنند و حکم مجازات مرگ صادر مي کنند و در نهايت بي رحمي انسان را به جوخه اعدام مي سپارند.

ولي ما طناب دار را حتي بر تفکر سياه آنان نمي اندازيم. ما يکپارچه به اعدام نه ميگوييم و هميشه زندگي را صدا مي زنيم و به کسي حق اين را نمي دهيم که کساني را به دليل داشتن شخصيت منتقد حذف فيزيکي کنند. جمهوري اسلامي با جنايت متولد و با تجاوز رشد يافته؛ تجاوز به زن و مرد در اين گهواره خبيس جا انداخته است.

اما بايد با تمام قوا در مقابل اين جانيان ايستاد و زندگي را به مردم ايران برگرداند. بايد به خيابان آمد. تنها راه نجات انقلابي است که بدست مردم صورت ميگيرد و مي رود تا سرنگوني رژيم خبيثان اسلامي را به سرانجام برساند و بر ويرانه هايش جامعه اي انساني عاري از تبعيض و شکنجه و اعدام بناکند.

 

اصغر مهدی زاده :دوره اختناق و استبداد به سر رسیده است

Asghar_M._527_x_547_263_x_273

در رسانه‌هاي مختلف به خصوص فيسبوک ديده‌ايد که برخي‌ از طرفداران اپوزسيون‌ از رهبران خود به عنوان ناجي ياد ميکنند. به طور مثل ايرانساز، آبادگر، ناجي ايران و غيره آيا اينگونه اشخاص تا کنون با خودانديشيده اند که اين مشکل چه راه حلي دارد و چگونه باید این مملکت را اداره کرد و به دست چه کسانی باید اداره شود؟ اگر نه آيا واقعا باید در فرهنگ خودمان بدنبال ریشه این معضل بگردیم یا اساسا باید فکر دیگری بکنیم. 

عده‌اي آمريکا را به کمک مي‌طلبند عده‌اي فرزند حاکم قبلي‌ ايران و عده‌اي سردمداران نظام در  دهه ۶۰ خورشيدي را ناجيان خود تصور ميکنند. آيا وقت آن نرسيده که در اين دنيائي که سرعت تکنولوژي و اطلاعات روز به روز در حال افزايش است مردم ايران نگاهي‌ به دنياي پيرامون خود بيندازند و از تجربه های تاریخی  و اندوخته های مردم در سایر نقاط دنیا و تاریخ انقلابات مختلف  در دنیا استفاده کنیم؟

مردم مصر، تونس ولیبی هم یک پارچه بلند شند و انقلاب کردند. درست است که این انقلابات هنوز به نتیجه خوبی برای مردم درکشورهای فوق نرسیده است.ولی تحولات مهمی در آنها ایجاده شده است کسی هم از قبل این را پیش بینی نکرده بود که یکی پس از دیگری در کشورای که  انقلاب در آنها شکل گرفت چنان به سرعت شکل بگیرد و اساسا به فکر کسی هم نمی رسید درکشورهایی که سال ها  بود تحت حاکمیت دیکتاتورها قرار گرفته بود و هرکدام از آنها آن را از طریق پدر و پدر پدربزرگ خود به ارث  برده بودند به گور بسپارند. ولی بالاخره این مردم برای سرنگونی این دیکتاتور ها متحد شدند تا این تحولات عظیم را به اینجا برسانند.

 به زودي نيز شاهد فروپاشي نظام ديکتاتوري سوريه خواهيم بود کشوري که تا کنون بالغ بر ۲۰ هزار نفر کشته  در بر داشته و بالغ بر یک میلیون آواره و هزاران نفر نیز در زندانهای مخوف رژیم بشار اسد زیر وحشیانه ترین شکنجه ها قرار دارند. مردم اين کشورها با هم علیه دیکتاتوری به پا خواستند و اساسا يک هدف خاص را دنبال کردند تا به نتيجه ای که امروز همه ما شاهد آن هستیم رسيدند. این هدف هم روشن است قبل از هر چیز از قدرت انداختن این دیکتاتورهای مادام العمر بود. در واقع شروع این انقلابات او از همه در سال ۸۸ به بهانه انتخابات شروع شد ولی متاسفانه انقلاب مردم در ایران ناتمام ماند.

بدون شک سرنگونی بشاراسد می تواند بر عزم جزم مردم ایران برای سرنگونی دیکتاتورها در ایران تاثیرات مستقیم مثبت بگذارد این روزها دیر نیست صحنه ها به سرعت خیر کننده ای در حال تغییر است. سرنگونی رژیم بشار اسد برای جمهوری اسلامی از نظر سیاسی بسیار سرنوشت ساز و تعیین کننده است. چراکه رژیم اسد در طول عمرجمهوری اسلامی یکی از قدرتهای منطقه رژیم اسلامی برای گسترش اسلام سیاسی و پل ارتباطی این رژیم برای دسترسی به حماس و حزب الله لبنان است. بعد از اسد این پل ارتباطی از نظر  سیاسی و ایدئولوژیک برداشه خواهد شد و موقعیت جمهوری اسلامی از هر زمانی شکننده تر خواهد بود. اتکا به قدرت های جهانی برای ساقط کردن رژیم اسلامی از بالا راه حل مطلوبی برای آینده ایران نیست باید از نظر سیاسی و اجتماعی این آمادگی را درمیان  مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی به طور بنیادیتر و از پایین بوجود بیاید تا انقلاب کاملا توسط خود و از پایین صورت بگیرد. ولی بهرحال بعد از اسد نوبت جمهوری اسلامی است.

به اميد يک دنياي بهتر

بهمن مرادیان پی:درد را از هر طرف بخوانيد، درد است!

Bahman_Moradian_2

در کشوري متولد شدم که از همان ابتداي تولد، درد بود و فشار و فلاکت. دليلش وجود رژيمي بود که با زور دين، مذهب و قوانين ضد انساني سعي بر اين داشت که خون اکثريت را در شيشه کُند. ماشين قتلي که با خون تغذيه مي شد و بر گرده  مردم سوار شد. سيستمي که جهل و جنايت، بر وجودش گره خورده و کسي را جز خود نمي پسندد. نام آن گهواره  خونين “جمهوري اسلامي” است.

جمهوري اسلامي از همان ابتداي بر سر کار آمدنش چراغ قوه هاي تفتيش عقايدش بر پا بود و با آن چراغ قوه ها، به مغز تمامي انسان هاي آزاده سرک مي کشيد و سعي بر اين داشت که مخالفان را زير خط کشي هاي خود، مدفون کند.

چه مي پذيرفتي و چه نه، بايد زير بار ظلمت گهواره جنايتي به نام جمهوري اسلامي زجر مي کشيدي. هر چه سن مان بيشتر شد مواردي که باعث شود زندگي را با نگراني دنبال کنيم بيشتر و بيشتر! جمهوري اسلامي، باعث شد که سرشت زندگي از دست خانواده رها و هر يک را تار و مار کرد. بعد از فشارهاي بسياري که بر ما وارد شد، به نوعي از خانه و کاشانه امان، بيرونمان کردند و هر يک راهي سرزمين هائي شديم که هيچگاه احساس خانه  پدري مان در آن نبود. هر يک در گوشه اي از اين کره  خاکي، از جنوبي ترين مکان هاي امريکاي لاتين گرفته تا شرق دور، احساس غريبي را با پوست و استخوان درک کرديم. حال درک کرديم که حتي آسمان هم اينجا زنداني است.

حال فهميده ايم که وقتي پناهنده هستي، درد در وجودت ريشه مي دواند. حال درک کرديم که استرس راهش را به زندگي هايمان، پيدا کرده است.

به عنوان يک پناهنده که تجربه فشار و برخوردنژاد پرستانه را در کشورهاي مختلف درک کرده، به راحتي مي توانم درک کنم که پناهجوياني که پشت درب بسته ادارات مهاجرت قرار گرفته اند، چه مي کِشند. من مي دانم و من مي توانم حس و استرس ديپورت را درک کنم، زيرا در اين شرايط زيست کرده ام. وقتي پناهجوئي لب مي گشايد، ناهوشيار تمام گذشته مانند فيلمي دردناک از مقابل ديدگانم مي گذرد. من درک مي کنم در درد مدفون شدن يعني چه! مي فهمم فرياد کشيدن از اعماق بطن يعني چه!

وقتي اين دوران در من زنده مي شود، وقتي ياد اين فکر مي افتم که از خانه و کاشانه، از محل تولدم من را بيرون راندند تنها چيزي که مرا به آرامش مي رساند، اطلاع رساني وضعيت پناهجويان است. تنها فعاليت براي دفاع از حقوق از دست رفته  پناهجويان، مي تواند مرا به زنده بودن زندگي برگرداند. حال قصد دارم زندگي چند پناهجو را براي شما ورق بزنم:

“ليدا ف”

ايشان از سال ۲۰۰۵ طعم تلخ خانه بدوشي را در ترکيه چشيده و در سخت ترين شرايط، زندگي کرده است و در نبود امکانات رفاهي و آسايشي، با تنها دخترش روزگار را سپري کرده است.

پس از احساس خطر ديپورت، با سختي خود را به کشور بلژيک رسانده و همچنان پشت درب بسته اداره مهاجرت بلژيک قرار دارد. شايد بودن تنها دليلي باشد، که ليدا و ليداها در شرايط اسفبار مي پذيرند، مي پذيرند که هستند پس محکوم هستند به نبرد با زندگي نا برابر!

“مجتبي ف”
بيش از ۲۲ ماه است که در کمپ هاي استراليا به سر مي برد و بدون دريافت هيچ جوابي، سر در گم است!

طبق تائيد پزشکان استراليا، وي در وضعيت وخيم جسمي و روحي قرار دارد! او که تا کنون در مراحلي، مورد جراحي قرار گرفته، کماکان نياز به ۳ عمل جراحي ديگر، نيز دارد. مجتبي همانند مابقي زندانيان سياسي  در ايران، مورد ضرب و شتم و شکنجه هاي وحشيانه  قرار گرفته و رفتارهاي ضد انساني جمهوري اسلامي، زندگي اش را مختل کرده و باعث شده، که زندگي اش را با نگراني دنبال کند. او در اين مدت رنگ خوشي را نديده و روزها را با درد، سپري مي کند.

درخواست مجتبي از تمامي فعالين و گروه هايي که از حقوق انسان ها دفاع مي کنند اين است: که صداي او باشند و سعي کنند با گزارش رفتارهاي دولت هايي که باعث اين رويداد ها مي شوند، از حقوق پناهندگان و پناهجويان دفاع کنند.

“مريم افتخاري”

پناهنده اي که در کشور انگلستان مورد بي قانوني قرار گرفته و تيرگي را در زندگي اش حس مي کند. با ورق زدن زندگي او مي توان لايه هاي درد را در پيکرش حس کرد. او که منتظر دريافت وقت براي دادگاه پرونده پناهندگيش است، در حال حاضر از هيچ حمايتي بر خوردار نيست و دولت انگلستان هم با نهايت بي رحمي با او رفتار کرده است. چنان فشار روحي و رواني بر او وارد شده است  که هفته  گذشته در بيمارستاني واقع در لندن، مورد عمل جراحي قرار گرفت. به نظر من اتفاقي که براي او روي داد، حاصل استرسي بود که دولت حال حاضر انگلستان، بر او روا داشته است ! دولت وقت، با بر سر کار آمدنش، آنقدر قانون هاي ضد انساني مقابل پناهندگان طرح کرد، که مريم و مريم ها سرشت زندگي را از دست دادند و يک به يک راهي بيمارستان و مراکز درماني شدند.

مريم بيش از ۶ ماه است که پشت درب بسته  اداره مهاجرت انگلستان قرار گرفته و همچنان از اين که در اين کشور  او را به عنوان پناهنده نمي پذيرند رنج مي برد.

“پژمان م ت”

پژمان يکي از شاعرين جواني است، که پس از اصطکاک ميان مردم و جمهوري اسلامي، کشور را ترک کرده و پس از ورود به ترکيه، با شرايط ايده آلالي رو به رو نشد و اين شرايط با زلزله اي که روي داد ، همه چيز را بد و بدتر کرد. پس از اينکه مورد عدم رسيدگي و حمايت در مقابل زلزله از سوي دولت ترکيه قرار گرفت، ترکيه را به مقصد کشوري امن ترک کرد و در حال حاضر در کشور اتريش پشت درب بسته ي مهاجرت اين کشور قرار گرفته است و از همه فعالين و مدافعان حقوق انساني مي خواهد، که از پناهندگان و پناهجويان دفاع کنند و نگذارند که حقوق آنها پاي مال شود.

 

 

 

An Iranian Refugee Has Disappeared in Turkey

A 23-year old Iranian refugee named Sajjad Aboutorabi has disappeared in Turkey since Tuesday August 14.

This asylum seeker, who had been threatened by the Islamic Republic security forces due to the political activities of his relatives abroad, escaped the Islamic Republic four years ago and applied to the UNHCR office in Ankara.

Sajjad Aboutorabi had been exiled to the city of Siva; he disappeared on August 14 and no information is available about his whereabouts since then.

The UNHCR in Ankara has all the information about Sajjad’s case. The UNHCR knew that Sajjad was under the threat of deportaiton back to Iran and that if he was sent back to Iran he would have been persecuted by the Islamic regime’s security forces and judiciary and his life would have been in danger. Yet, the UNHCR has ignored Sajjad’s refugee application and has left him within a dangerous and intolerable situation.

The International Federation of Iranian Refugees (IFIR) strongly condemns the UNHCR Ankara office’s ignoring the life and fate of asylum seekers and demands the UNHCR to use every means for finding Sajjad and reuniting him with his beloved ones.

The IFIR is deeply concerned about Sajjad’s fate and expects the Turkish police to deepen its investigation about Sajjad’s case and to inform his family and relatives. The IFIR also calls on Iranian refugees in Sivas and the people of Turkey to help us in this case.

 

The IFIR also asks all to send faxes and/or emails to the UNHRC urging the office in Ankara to use all its full force for finding Sajjad Aboutorabi.

 

 

The International Federation of Iranian Refugees

August 20, 2012

Email: UNHRC   turan@unhcr.org   Fax: +90 312 441 2173

 

 

İranlı Bir Mülteci Türkiye’de kayboldu!

Case numbers: 09C00443 & 09C00441

 

Sajjad Aboutorabi adında, 23 yaşında İranlı bir mülteci, 14 Ağustos Salı gününden beri Türkiye’de kayıptır.

Aboutorabi, yurtdışındaki akrabalarının siyasal faaliyetlerinden dolayı İran’da İslam Cumhuriyeti güvenlik güçlerince tehdit edildiğinden dört yıl önce İslam Cumhuriyeti’nden kaçtı ve Ankara’daki BM Mülteciler Yüksek Komiserliği (UNCHR)’ne başvurdu.

Sajjad Aboutorabi Sivas’a sürülmüştü. 14 Ağustos’ta kayboldu ve o günden beri nerede olduğuna dair bir haber alınamıyor.

UNCHR Ankara şubesi, Sajjad’ın dosyasına ilişkin bütün bilgiye sahiptir. UNCHR, Sajjad’ın İran’a sınırdışı edilmekle tehdit edildiğini ve geri İran’a gönderilirse İslam rejiminin güvenlik güçleri ve yargısı tarafından cezalandırılacağını ve hayatının tehlikede olacağını biliyordu. Ancak, UNCHR, Sajjad’ın sığınma başvurusunu dikkate almadı ve onu tehlikeli ve kabul edilemez bir duruma terketti.

Uluslararası İranlı Mülteciler Federasyonu (IFIR), UNCHR Ankara şubesinin, sığınma talebinde bulunanların yaşamını ve akıbetlerini dikkate almamasını en sert biçimde kınıyor ve UNCHR’yi Sajjad’i bulmak ve onu yeniden sevenleriyle kavuşturmak için her yolu denemeye çağırıyor.

IFIR, Sajjad’in akıbetinden derin endişe duymaktadır ve Türkiye polisinden Sajjad ile ilgili soruşturmasını derinleştirmesini ve durumundan ailesini ve akrabalarını haberdar etmesini talep etmektedir. Ayrıca, Türkiye’deki ve özellikle Sivas’taki İranlı mültecileri ve Türkiye halkını destek olmaya çağırıyoruz.

 

IFIR ayrıca herkesi UNHRC’ye faks veya e-posta yoluyla ulaşmaya ve Ankara’daki büronun Sajjad Aboutorabi’yi bulmak için var gücüyle çabalamasını talep etmeye çağırıyor.

 

Uluslararası İranlı Mülteciler Federasyonu

20 Ağustos 2012

E-posta: UNHRC   turan@unhcr.org   Fax: +90 312 441 2173

 

 

یک پناهجوی ایرانی در ترکیه ناپدید شده است!

sajad

یک پناهجوی ایرانی به نام سجاد ابوترابی ۲۳ ساله، از روز سه شنبه ۱۴ اوت در ترکیه ناپدید شده است. 

این پناهجو که به خاطر فعالیت سیاسی بستگان نزدیکش در خارج از کشور علیه جمهوری اسلامی مورد تهدید نیروهای امنیتی رژیم اسلامی قرار گرفته بود،  چهار سال پیش از دست حکومت اسلامی فرار کرده و از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در آنکارا درخواست پناهندگی سیاسی کرده بود.

او که به شهر سیواس تبعید شده بود، در بعد از ظهر روز سه شنبه ۱۴ اگوست ناپدید میشود و تاکنون هیچ خبری از او نیست.

کمیسیاریای عالی پناهندگان در آنکارا به طور کامل در جریان پرونده سجاد ابوترابی بوده است. این کمیساریا مطلع بود که مدت ها بود سجاد در معرض خطر دیپورت به ایران قرار گرفته بود و در صورت بازگشت به ایران جان و زندگی وی از سوی دستگاههای قضائی و امنیتی جمهوری اسلامی به خطر خواهد افتاد. با این وجود در طول چهار سال گذشته نسبت به خواست حق پناهندگی سجاد بی اعتنایی کرده و او را در موقعیت نابسامان و خطرناکی در ترکیه بحال خود رها کرده بود.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی  بی اعتنایی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل درترکیه  را نسبت به زندگی و سرنوشت پناهجویان بشدت محکوم میکند و از این کمیساریا میخواهد که تمام تلاش خود را برای پیدا کردن سجاد و بازگرداندن وی به آغوش خانواده اش انجام دهد.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی بشدت نگران جان و زندگی این  پناهجوی ناپدید شده می باشد و  از این نظر از پلیس ترکیه انتظار دارد که در خصوص سرنوشت سجاد به تحقیقات خود بیافزاید و خانواده و بستگان سجاد را ازسرنوشت وی باخبر نماید. و همچنین از پناهجویان ایرانی مقیم ترکیه  بویژه پناهجویان مقیم شهر سیواس و مردم شریف ترکیه میخواهیم که در این راه ما را یاری کنند.

 

فدراسیون از همه میخواهد با فرستادن ایمیل یا فکس به کمیسیاریای عالی پناهندگی در آنکارا بخواهند که این  کمیساریا تمام تلاشش برای پیداکردن سجاد ابوترابی را بکار ببرد.

ایمیل: abe.asadi@glocalnet.net

Email: turan@unhcr.org   Fax: +90 312 441 2173

فدراسیون سراسری پناهجویان ایرانی

۲۰ اگوست ۲۰۱۲

اخراج پناهندگان افغانستانی از پاکستان!

خطر اخراج، حدود ۳ میلیون افغانستانی مقیم  پاکستان را تهدید میکند. چنانچه کشور جنگ زده افغانستان ناچارازپذیرش این آوارگان باشد، دشواریهای فراوانی را متحمل خواهد شد.

 

حبیب الاّه خان وزیر نواحی مرزی دولت افغانستان میگوید؛ آخرین مهلت قرارداد اقامت این پناهندگان در کشور پاکستان تا آخرماه دسامبر سال 2012 است. پس از انقضای این مدت، آنها به افغانستان دیپورت میشوند.

 

حدود ۱,۷ میلیون افغانستانی ثبت شده وحدود ۱,۳ میلیون افقانستانی ثبت نشده وآواره که بسیاری از آنها سالیان متمادی در وضعیت اسفباری در پاکستان زندگی کرده اند، ناگزیر از ترک کشور پاکستان میباشند.

 

حبیب الاه خان وزیر یاد شده میگوید، وجود این جماعت یک تهدیدی برای استقرار نظام اجتماعی در کشور ماست.

 

حاجی عبدالّه بوخاری سخنگوی پناهندگان افغانستانی، از ابراز نظرات وزیر حبیب الاه خان بشدت برآشفته شده وچنین اتهامات حقارت انگیزی را رد میکند. ایشان میگوید، گفته های  وزیر مربوطه بهیچوجه واقعی نبوده ونادرست میباشد. ایشان نمیتواند بر ادعاهای تحقیر آمیزش که به هیچ وجه پایه و اساسی ندارد، کوچکترین مدرکی ارائه کند. ایشان اضافه میکند، برعکس ادعاهای بی اساس، غیرمسئولانه وغیر قابل اثبات وزیر مربوطه، اتفاقأ مناطقی که افقانستانیها در آن زندگی میکنند، ازامنیت وآرامش بیشتری نسبت به سایر جاها برخوردارمیباشد.

 

حاجی عبدالاه میگوید؛ من نمیگویم که ما در مقابل این تصمیم، میتوانیم مقاومت کنیم، ولی میتوانم بگویم، هم اکنون بدلیل وخامت فلاکت بار، اوضاع درافغانستان، روانه کردن اینهمه افغانستانی به کشورشان، فشار فوق العاده زیادی به آن کشورتحمیل خواهد شد.

فاضل نادری

2012-08-15

 

 

 

 

اعتراض پناهجویان در آلمان در حال گسترش است

Hambastegi- Internationale Föderation Iranischer Flüchtlinge

Verband Deutschland e.V. (IFIR)

 

اعتراض پناهجویان در آلمان در حال گسترش است

 
روز شنبه ۴ اوت به فراخوان فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی و پناهجویان مقیم استان رایلندفالز در غرب آلمان یک تجمع اعتراضی در دفاع از حقوق پناهندگی و در اعتراض به سیاستهای غیر انسانی پناهنده پذیری دولت آلمان برگزار شد.

  
تجمع اعتراضی پناهجویان برای اولین بار بود در این شهر برگزار گردید. به گزارش شهناز مرتب دبیر فدراسیون آلمان چند  گروه و نهاد آلمانی مدافع حقوق پناهندگی حمایت و همبستگی خود را با حرکت اعتراضی پناهجویان در این استان اعلام و در این اکسیون حضور فعال پیدا کردند. 

 

گروها و نهادهای آلمانی شرکت کننده در این اعتراض عبارت بودند از جنبش اوکیوپای و همچنین گروه دیگری به اسم سازمان مرکز فرهنگهای مختلف و همینطور جمعی ازدانشجویان شهر تریر بودند. این آغاز یک حرکت متشکل علیه قوانین پناهنده  پذیری دولت آلمان و برای گرفتن حق پناهندگی پناهجویانی بود که در انتظار طولانی و بلاتکلیفی و شرایط سخت زندگی در هایم های استان رایلندفالز قرار گرفته اند.

 

 مباررزه پناهجویان در استانهای مختلف آلمان در ادامه مبارزه ای صورت می گیرد که از شهر ورتسبورگ شروع شد و با سرعت در شهرهای مختلف آلمان انعکاس یافت و پناهجویان  حول خواستهای برحقشان این مبارزه را به خیابانها کشاندند و اکنون این مبارزه ابعاد سراسری پیدا کرده و هر روز از استان دیگری سربلند می کند.

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – آلمان

پنجم اوت 2012

……………………………………………………………………………………………………………………………………………………..

 

  Kontaktadresse: Goethe-Universität (Asta)      Mertonstr. 26-28   60325 Frankfurt

Tel: 015774650186      E-Mail: shahnaz1@t-online.de

 

بیانیه جنبش مطالباتی پناهجویان در آلمان

Hambastegi- Internationale Föderation Iranischer Flüchtlinge

Verband Deutschland e.V. (IFIR)

 

  Kontaktadresse: Goethe-Universität (Asta)      Mertonstr. 26-28   60325 Frankfurt

Tel: 015774650186      E-Mail: shahnaz1@t-online.de

ازاوایل امسال با آغاز مبارزات پناهجویان ایرانی در شهرورتسبورگ آلمان،جنبش دفاع از حق پناهندگی وارد دوره جدیدی شده است.بیش از5 ماه اعتراض و مبارزات پرشورو اجتماعی برعلیه سیاست های غیر انسانی دولت آلمان در برخورد به پناهندگان، وادار کردن دولت به عقب نشینی و بخشا پاسخ دادن به خواستهای پناهجویان متحصن در ورتسبورگ، حمایت پرشور مردم این شهر و جنبش 99 درصدیها به همراه گروهها و سازمانهای مدافع حق پناهندگی در آلمان، نمونه برجسته ای از اعتراض و مبارزه پناهجویان و حمایت های مردمی از مطالبات این جنبش می باشد. دخالت و حضور فدراسیون آلمان در این مبارزات، جلب وسیع ترین حمایت ها از این مبارزه،انعکاس وسیع اخبار و گزارشات این اعتراض در رسانه های آلمانی، موجی ازهمبستگی در دفاع از حق پناهندگی در استان بایرن را به راه انداخته است.

 در ادامه این مبارزات، جنبش دفاع از حق پناهندگی و ادامه اعتراضات پناهجویان به اشکال مختلف در چندین شهرآلمان ادامه داشته و ابعاد گسترده تری به خود گرفته است. به عبارتی ورتسبورگ راه مبارزه و روش های جلب حمایت و پشتیبانی از مطالبات برحق پناهجویان ایرانی را با سبک کار و شیوه های دیگر فعالیت نشان داد. جنبشی که از ورتسبورگ در دفاع از مطالبات پناهندگی شروع شده است، اکنون در ادامه خودش تبدیل به حرکتی اعتراضی و سیاسی نسبتا گسترده برعلیه قوانین غیرانسانی و سیاست های سختگیرانه  دولت آلمان شده است. در همین رابطه و برای گسترش و تعمیق و سراسری تر کردن این مبارزات، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی و احد آلمان خواستها و مطالبات زیر را به عنوان خواست های برحق جنبش دفاع از حق پناهندگی اعلام کرده و همه پناهجویان و مدافعان حق پناهندگی را به گرد آمدن حول این بیانیه و گسترش هرچه بیشتر این مبارزه، فرا می خواند.

 

*پذیرش متقاضیان پناهندگی  از ایران بعنوان پناهنده در کوتاه ترین زمان

*به رسمیت شناختن کلیه حقوق انسانی پناهجویان

*بستن هایمهای پناهندگی و اسکان دادن پناهجویان در محل زندگی مناسب 

*پایان دادن فوری به پرداخت جیره غذایی بعنوان یک عمل غیر انسانی و توهین آمیز و پرداخت هزینه زندگی به پناهجویان

*پرداخت هزینه زندگی متناسب با نیازمند های امروز جامعه

*حق تحصیل و امکان مهد کودک برای کودکان پناهجو از بدو ورود به آلمان

*امکان کلاسهای زبان آلمانی از بدو ورود پناهجو به آلمان

*لغو ممنوعیت رفت و آمد در آلمان

*اجازه کار و انتخاب نوع زندگی

*امکان پیوستن همسر و فرزندان پناهندگان به آنها

*استفاده از امکانات پزشکی و درمانی مانند سایر شهروندان آلمانی

*داشتن مترجم برای انجام کارهای اداری

 

همبستگی فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی واحد آلمان همه پناهجویان، سازمانها و گروههای مدافع پناهندگی را به مبارزه گسترده و سراسری برای تحقق این مطالبات فرا می خواند. جنبش دفاع از حق پناهندگی با حمایتهایی گسترده ای که در همین چند ماه گذشته از خواستها و مطالباتش شده و با انعکاسی که در افکار عمومی جامعه آلمان و در میان مردم داشته است، این قدرت و توان را دارد که این مبارزه را به پیروزی برساند.

 

همبستگی فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی و احد آلمان

ژوئیه 2012

یک پیروزی برای جنبش دفاع از حق پناهندگی! دادگاه قانون اساسی آلمان رای به افزایش کمک هرینه برای متقاضیان پناهندگی داد!

Hambastegi- Internationale Föderation Iranischer Flüchtlinge

Verband Deutschland e.V(IFR)

دادگاه قانون اساسی آلمان در تاریخ 18 ژوئیه به دنبال اعتراضات گسترده سازمانهای مدافع حقوق انسانی و برخورداری از امکانات اجتماعی برابر برای متقاضایان پناهندگی این موضوع را بررسی و حکم زیر را صاد کرد: با استتناد به بند های 1 تبصره1 قانون اساسی آلمان و بند 20 تبصره 1 قانون اساسی، میزان کمک هزینه پرداختی دولت برای تامین حداقل زندگی متقاصیان پناهندگی مغایر با این بندهای قانون اساسی می باشد. بر اساس این حکم میزان پرداخت کمک هزینه به متقاضیان پناهندگی از سال 1993 علیرغم رشد گرانی تا میزان 30 درصد ثابت مانده است. بدنبال این حکم دادگاه قانون اساسی آلمان، هزینه پرداختی ماهانه به متقاضیان پناهندگی، ماهانه از 225 ایرو به 336 ایرو افزایش می باید.دولت موظف است از سال 2011 مابه التفاوت مبلغ فعلی را حساب و به متقاضیان پرداخت نماید.

 

نفس اینکه دادگاه قانون اساسی آلمان مجبور شده به بررسی این موضوع بپردازد و در واقع سیاستهای دولت این کشور را درمورد پناهجویان به این دولت یادآوری نماید، یک پیروزی برای جنبش پناهندگی و مدافعان آن می باشد. جنبش اعتراض به نابرابریهای اقتصادی، حقوقی و اجتماعی، از ایجاد محدودیت برای پناهندگان تا زدن از امکانات رفاهی و درمانی و اجتماعی، تا قانون ممنوعیت ترک محل اقامت و دهها تبصره و قانون دست و پاگیر برای پناهندگان، از جمله سیاست های رسمی دولت آلمان و ادارات رسیدگی به امور خارجیان در برخورد به متقاضیان پناهندگی بوده است.

 

 در اعتراض به این وضعیت نابرابر و شرایط غیر انسانی حاکم بر زندگی هزاران پناهجو، سالیان سال است که مبارزات پرشور و بخشا طولانی در جریان بوده است. جدیدترین این مبارزات پناهچویان ایرانی در ورتسبورگ و گسترش این مبارزات به سایر شهرهای آلمان می باشد. تا همینجا یک ارگان رسمی کشور آلمان چه بخواهد چه نخواهد، حداقل در این مورد دولت آلمان را محکوم کرده و از وی خواسته است که تغییرات لازم را ایجاد نماید. این یک عقب نشینی دولت آلمان در نتیجه فشار افکار عمومی، مبارزات سازمانهای مدافع حقوق پناهندگی و برابری طلب، و از همه مهمتر گسترش اعتراضات پناهندگان و به حرکت درآمدن خود پناهجویان می باشد. اما خواست های پناهندگان بسیار وسیعتر از افزایش کمک هزینه است و مبارزه برای تحمیل آنها به دولت آلمان در جریان می باشد. مبارزاتی که در حال حاضر در چندین شهر ادامه دارد. اهم این خواستها عبارتند از:

*به رسمیت شناختن پناهجویانی که از ایران میآیند بعنوان پناهندگان سیاسی  در زمان کوتاه

*به رسمیت شناختن کلیه حقوق انسانی پناهجویان

*بستن هایمهای پناهندگی و اسکان دادن پناهجویان در محل زندگی مناسب 

*پایان دادن فوری به پرداخت جیره غذایی بعنوان یک عمل غیر انسانی و توهین آمیز و پرداخت هزینه زندگی به پناهجویان

*پرداخت هزینه زندگی متناسب با نیازمند های امروز جامعه

*حق تحصیل و امکان مهد کودک برای کودکان پناهجو از بدو ورود به آلمان

*امکان کلاسهای زبان آلمانی از بدو ورود پناهجو به آلمان

*لغو ممنوعیت رفت و آمد در آلمان

*اجازه کار و انتخاب نوع زندگی

*امکان پیوستن همسر و فرزندان پناهندگان به آنها

*استفاده از امکانات پزشکی و درمانی مانند سایر شهروندان آلمانی

*داشتن مترجم برای انجام کارهای اداری پناهجویان

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی واحد آلمان با تمام توان از اعتراضات پناهجویان در شهرهای ورتسبورگ، رگنسبورگ، آوب و دوسلدورف حمایت کرده و همه پناهندگان را به اتحاد و متشکل شدن حول این مطالبات و گسترش مبارزه برای رسیدن به خواستهای اعلام شده، فرا می خواند. فدراسیون همچنین کلیه سازمان های مدافع حقوق پناهندگی، سازمانها و نهادهای مدافع حقوق انسان و همه مردم آزادیخواه را به دفاع از خواست های بحق پناهندگان و مبارزات حق طلبانه آنها فرامیخواند.

 

همبستگی فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی و احد آلمان

ژوئیه 2012

 

 

………………………………………………………………………………………………

  Kontaktadresse: Goethe-Universität (Asta)      Mertonstr. 26-28   60325 Frankfurt

Tel: 015774650186      E-Mail: shahnaz1@t-online.

 

 

 

 

 

 

 

همبستگی فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی و احد آلمان

ژوئیه 2012

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی