Sara Irani

سارا ایرانی:حقوق بشر و زن در ايران اسلامي

Sara_Irani

حقوق بشر يک داستان است و من به يک حقوق انسا ني اشاره ميکنم که ريشه همه ما در آن نهفته است. من به عنوان يک زن، اسلا م سياسي را يک تعفن به تمام معنا مي نگارم، دليلش هم اين هست که به عنوان يک زن همه زندگي انساني را از من گرفتند؛ تمامي اين اتفاقات لازم و ملزم يکديگرند.

آزادي من در گرو ديني است که براي من تباهي به بار آورده است. بحث حقوق انساني از ديدگاه اسلام و بخصوص اسلام سياسي که دولتمردان جمهوري اسلامي براي تحکم قدرت مجري آن بوده اند يک بحث  مضحک و خنده دار است. امروزه ما شاهد آن هستيم که موردي چون عدالت ، برابري و آزادي به دور از هر گونه تبعيض که در کتابها و قانون اساسي جمهوري اسلامي نوشته شده است فقط  جهت پيشبرد اهداف سران و سو استفاده از مردم براي حفظ نظام ضد انساني جمهوري اسلامي است.

 رابطه نامناسب و قوانين ضد زني  که اسلام سياسي باب کرده  باعث نقض حقوق زنان شده، يعني زنان اختياري از خود ندارند و به عنوان يک انسان و شهروند با حقوق برابر شمرده نمي شوند و اين هم حاصل وجود تمامي اديان بوده و امروز هم همين است. الگو برداري از قوانين مذهبي باعث شده که بوي تعفن ديني تمام مشامها را پر کند. اجبار، الزام و خفقان در ايران اسلامي بيداد ميکند.هر فرد مسلمان زاده محکوم به مسلمان ماندن و مسلمان از دنيا رفتن است. مرتد شدن و احکام زندان و اعدام انساني که خود مي انديشد و ميخواهد از دين وراثتي صرفنظر کند نشان دهنده اين الزام و اجبار است. آنها به سادگي حکم محروميت از زندگي را صادر ميکنند. يعني زنده بودن و زندگي را با تباهي تعويض ميکنند. اعدام يکي از اهرمهاي آنهاست، يعني در دل شهر و در مقابل چشم همگان افراد را به دار ميکشند و به سادگي جانش را مي گيرند. اين چه عدالتي است که در آغاز قرن ۲۱ و در عصر دمکراسي و داعيه  حقوق بشر اسلام سياسي در محل کسب و کار مردم بمب گزاري مي کند و کودکان و عابرين بي دفاع را به خاک و خون مي کشند، ترور مي کنند و حکم مجازات مرگ صادر مي کنند و در نهايت بي رحمي انسان را به جوخه اعدام مي سپارند.

ولي ما طناب دار را حتي بر تفکر سياه آنان نمي اندازيم. ما يکپارچه به اعدام نه ميگوييم و هميشه زندگي را صدا مي زنيم و به کسي حق اين را نمي دهيم که کساني را به دليل داشتن شخصيت منتقد حذف فيزيکي کنند. جمهوري اسلامي با جنايت متولد و با تجاوز رشد يافته؛ تجاوز به زن و مرد در اين گهواره خبيس جا انداخته است.

اما بايد با تمام قوا در مقابل اين جانيان ايستاد و زندگي را به مردم ايران برگرداند. بايد به خيابان آمد. تنها راه نجات انقلابي است که بدست مردم صورت ميگيرد و مي رود تا سرنگوني رژيم خبيثان اسلامي را به سرانجام برساند و بر ويرانه هايش جامعه اي انساني عاري از تبعيض و شکنجه و اعدام بناکند.