“روزه” اجباری کودکان در سوئد و سکوت آموزگاران و مسئولین سوئدی

استکهلمیان –  ماه رمضان برای آن دسته از مسلمانانی که آیین خود را با تفکر و اندیشه برگزیده اند ماهی فرخنده و سرشار از معنویت محسوب میگردد, اما از سوی دیگر بسیاری از والدین بنیادگرا نیز این ماه را مبدل به “ماه شکنجه” برای کودکان خواهند نمود, از جمله در سوئد.

در حال حاضر فاصله طلوع تا غروب آفتاب در سوئد  حدود ۱۵ ساعت است. با فرا رسیدن ماه رمضان که مسلمانان در طی آن  جهت انجام فرایض دینی خود از جمله از خوردن و آشامیدن در طی ساعات روز خودداری میورزند, کودکان زیر ۱۸ سالی نیز که شمار آنها مشخص نیست توسط  برخی از والدین که  معمولا از کشورهای عربی و آفریقایی آمده اند مجبور به “روزه گرفتن”  می شوند که اثرات سوء بر روی بدن در حال رشد و تکامل نیافته آنان میگذارد و حضور در کلاسهای درس با شکمهای گرسنه و لبهای تشنه, نه تنها تاثیرات منفی بر روی بازدهی تحصیلی آنان دارد بلکه برای بدنهای کوچک و آسیب پذیر این کودکان عملا نوعی شکنجه محسوب میگردد.

این وضعیت حتی در مدارس ابتدایی کشوری پیشرو در دفاع از حقوق کودکان مانند سوئد نیز دیده میشود , اما از آن جهت که این مشکل در درجه اول گریبانگیر کودکان سوئدی الاصل نیست توجه عمده ای نیز نسبت به آن صورت نمیگیرد و این کودکان عملا از هر گونه حمایتی در این زمینه محروم هستند.

آموزگاران سوئدی شاهد رنج این کودکان حتی در سنین پایین ۸ و ۹ سالگی هستند که توسط والدین خود بصورت مستقیم و یا غیر مستقیم مجبور به “روزه گرفتن” شده اند و در مواردی تا ۱۵ ساعت بدون خوردن غذا و نوشیدنی در کلاس های درسی بصورت نیمه بیهوش حضور دارند. اما آموزگاران سوئدی از بیم دریافت برچسب “نژادپرستی و راسیسسم”  و دخالت سازمانهایی که کورکورانه تحت عنوان “دفاع از آزادیهای مذهبی” آنها را درگیر پروسه های پیچیده حقوقی میکنند ترجیح به سکوت میدهند.

یک آموزگار مقطع ابتدایی در استکهلم  در مورد تجریباتش در این زمینه به استکهلمیان گفته است که او والدین  یک کودک دختر ۱۲ ساله را که بواسطه “روزه گرفتن” در کلاس درس در حال از هوش رفته است  را به مدرسه فراخوانده و با  استفاده از مترجم سعی کرده است که به آنان توضیح دهد بدن یک کودک ۱۲ ساله طاقت تحمل گرسنگی و تشنگی آن هم در طی نزدیک به ۱۵ ساعت در روز را ندارد و این عملا نوعی از شکنجه محسوب میگردد.

اما والدین این کودک ضمن توضیح اینکه در مذهب آنان دخترشان از سن ۹ سالگی “بالغ” محسوب میشود به معلم “اطمینان” میدهند که این کودک “به تصمیم خودش روزه میگیرد” و هیج اجباری از طرف خانواده بر او تحمیل نشده است. این والدین که با اصرار آموزگار سوئدی در نیاز کودک به خوردن غذا و آشامیدن در طول روز و در مدرسه مواجه میشوند تهدید میکنند که در صورت دخالت بیشتر آموزگار در این زمینه از وی به “ناظر عالی  منع تبعیض” شکایت خواهند برد.

این آموزگار سوئدی که خود را مستاصل میبیند با توجه به معیارها و ارزشهای انسانی خود بعنوان یک زن , یک مادر و یک آموزگار به این خانواده پیشنهاد میکند که چنانچه ممکن است حداقل جای شب و روز را در مورد این کودک عوض کنند تا ساعات “روزه”  او به شب بیفتد تا این کودک بتواند در طی روزغذا خورده  و تشنه نیز نباشد و “روزه” خود را در طی ساعات شب بگیرد که در هر حال در خواب بسر میبرد! که به این ترتیب این کودک هم روزه خود را گرفته باشد و هم  تحت آزار جسمی و روحی  و شکنجه گرسنگی و تشنگی قرار نگیرد! توجیهی منطقی از دیگاه یک مادر و یک آموزگار سوئدی و البته کاملا غیر قابل پذیرش توسط والدینی بنیادگرا که چنان اسیر تفکرات بنیادگرایانه مذهبی خود هستند که حتی قدرت مشاهده شکنجه کودک خودشان نیز از آنان سلب گردیده است. 

گفت و شنودی  که  روزنامه صبح استکهلم, مترو, با یک “امام” لبنانی شیعه بنام “محمد حسین فدل الله” در سوئد به انجام رساند و در صفحه ۱۲  شماره  روز پنج شنبه ۲۰  نوامبر ۲۰۰۳ این روزنامه در استکهلم درج  شد در آن زمان موجبات اعتراض گسترده شهروندان سوئدی را بدنبال داشت. اما سازمانهای دفاع از حقوق کودکان در سوئد  باز هم چون مسئله در درجه اول مشکلی برای کودکان سوئدی نبود حتی از بیان اعتراضی شفاهی نسبت به به آن خودداری ورزیدند.  در حالیکه اگر چنین تهدیدی در درجه اول نسبت به کودکان سوئدی صورت می گرفت بی شک منجر به اعتراضات وسیع از جانب ارگانها و سازمانهای سوئدی می گردید.

این “امام” در این گفت و شنود طولانی  از جمله نظر داده بود  که در دین اسلام برای ازدواج اصولا یک مرز پایین سنی وجود ندارد و “یک کودک و  دختر ۹ ساله, کلا بالغ  و آماده ازدواج است”.  چنین اظهار نظری در حالی صورت گرفت که مبادرت به چنین عملی بر اساس قوانین جاری سوئد  بیماری روانی “پدوفیلی” و سوء استفاده جنسی از کودکان تلقی شده  و مجازاتی سنگین بدنبال دارد. 

بررسی برنامه معتبر “داکومنت اوتیفرون” که در سال ۲۰۰۷ از تلویزیون ملی سوئد (اس وی تی) پخش شد نشان از آن داشت که میزان ضرب و شتم کودکان در میان خانواده های مهاجر تبار سوئد بیش از میزان آن در کل جامعه است.

اما بر اساس اطلاعات این برنامه, کارمندان دولتی ذیربط  در سوئد از بیم متهم شدن به “راسیسم” و نژادپرستی اقدامات لازم را جهت حمایت از کودکان خانواده های مهاجر انجام نمی دهند.

به گفته مسئولین سازمان “قهرمانان شرف” که با خشونتهای ناموسی در سوئد مبارزه می کند یکی از مهم ترین دلایل وجود خشونتهای ناموسی در سوئد نیز ترس کارمندان سوئدی تبار شاغل در ادارات ذیربط از متهم شدن به راسیسم در صورت نشان دادن عکس العمل  در اینگونه موارد است.

چندی پیش هنگامی که کارمندان سازمان امور اجتماعی سوئد یک پسربچه سومالیایی تبار را که مورد ضرب و شتم پیاپی پدر خود قرار گرفته بود از این خانواده جدا کردند تظاهراتی اعتراضی از سوی عده ای سومالیایی در مقابل دفتر سازمان امور اجتماعی صورت گرفت و برخی از آنان حتی از ضرب و شتم کودکان بعنوان یک “شیوه سنتی موثر در تربیت کودکان”  نام می بردند.

**********

چنانچه در سوئد کودکی را میشناسید که به هر شکلی مورد آزار روحی و یا فیزیکی قرار گرفته است با نزدیکترین سازمان امور اجتماعی محل زندگی کودک (سوسیال شنستن) تماس گرفته و مورد آن را گزارش دهید. آدرس, ئی میل و شماره تلفن سازمان امور اجتماعی هر منطقه را میتوانید از طریق تماس تلفنی با کمون و یا کاتالوگ تلفن بدست آورید. در صورت تماس تلفنی با سازمان امور اجتماعی تقاضا کنید که مایلید با یک مشاور امور اجتماعی (سوسیال سکرتراره) جهت گزارش موردی از آزار کودکان صحبت نمایید. توجه کنید که این حق را دارید که کاملا ناشناس باقی بمانید.

 

مهاجرت بی سابقه دانشجویان ایرانی به آمریکا

به گزارش سایت مردمک، روزنامه نیویورک تایمز در مقالهای از موج گسترده و بیسابقه مهاجرت دانشجویان ایرانی برای ادامه تحصیل به آمریکا خبر داده است.

بر اساس آمار موسسه بینالمللی آموزش مستقر در نیویورک، هم اکنون تعداد دانشجویان ایرانی در آمریکا به بیشترین میزان خود از سال ۱۹۹۴ رسیده است.

به نوشته نیویورک تایمز، دانشجویان ایرانی دلیل انتخاب دانشگاههای آمریکایی را “سطح علمی بالا” و “بورسهای تحقیقاتی دست و دلبازانه” این موسسات آموزشی بیان کردهاند.

این دانشجویان معتقدند که علیرغم تنشهای سیاسی میان دو کشور ایران و ایالات متحده، تحصیل در یک دانشگاه آمریکایی برای آنها امکان بهترین مشاغل را فراهم خواهد کرد.

دانشجویان به نیویورک تایمز گفتهاند که احتمال میدهند در بازگشت به ایران مجبور باشند جواب پس دهند.

به گفته این دانشجویان حکومت ایران علاقهای ندارد که آنها برای ادامه تحصیل به اروپا و آمریکا بروند و در مقابل آنها را تشویق میکند که به چین، روسیه و مالزی بروند. اما دانشجویان توجه چندانی به امر و نهیهای حکومت نمیکنند.

امین شریعتزاده، دانشجوی ایرانی ۳۲ ساله در اوکلاهاما میگوید که ایالات متحده برای دانشجویان ایرانی جذاب است و آنها میخواهند که آمریکا را آنطور که واقعا هست، و نه از طریق تبلیغات حکومتی تجربه کنند.

علی کامران‌زاده، مهندس فارغ‌التحصیل از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی که در دانشگاه شیراز درس می‌خوانده است، گفت: دانشجویان علاقه‌ای به سیاست‌های حکومت ندارند و خودشان می‌دانند که چه کاری برای آینده آنها مفید است.

یکی دیگر از ورزشکاران ایرانی به اروپا پناهنده شد

سایت حکومتی آتی نیوز: یکی از رزمی کاران مطرح ایرانی مدتی است به عنوان نگهبان در یکی از کافه های کشور هلند مشغول به کار است.

به گزارش فردا یکی از قهرمانان مطرح ایران که چندی پیش با اهداف برگزاری اردوهای آماده سازی و مسابقات تدارکاتی راهی یکی از کشورهای اروپای شرقی شده است، در این کشور موفق به تغییر ماهیتش و فعالیت در یک کافه به عنوان نگهبان شده که این اتفاق برای ایرانیان مقیم هلند که این قهرمان را مشاهده کرده اند، چندان خوشایند نبوده است.

این قهرمانان سرشناس کشورمان مدتی پیش به هزینه فدراسیون متبوعش راهی یکی از کشورهای اروپای غربی شد تا در یک دوره میان مدت با طی برنامه های تدارکاتی متعدد به اوج آمادگی برسد و البته در این مدت در مسابقات باشگاهی این کشور با قهرمانان اروپا به رقابت بپردازد اما او راه رفتن روی کف پوش خیابان های آمستردام را به زمین خوردن روی تاتامی سالن های این کشور ترجیح داد.

هنگامی که اثری از مسابقات مهم در این کشور باقی نماند و هنوز این قهرمان بلیتش را برای سفر به تهران اوکی نکرده بود، شایعات در ایران و هلند مبنی بر احتمال پناهندگی این قهرمان شدت گرفت اما به واسطه عدم ارائه درخواست رسمی این ورزشکار به مقامات هلندی، این خبر به شکل رسمی تاکنون منتشر نشده و خبرنگاران در میان سکوت مسئولان مربوطه در حوزه ورزش، در انتظار پاسخ به این پرسش هستند؛ آیا او به ایران باز خواهد گشت؟

پاسخ به این پرسش زمانی واضح تر شد که این قهرمان جهان در یک کافه مشغول به فعالیت شد و شغل او در این بار چیزی نبود جز نگهبانی که در چنین مکان هایی قواعد خاص خود را دارد و یکی از این شرایط برخورداری از توانمندی بالای بدنی است. باید دید آیا با رایزنی مسئولان فدراسیون مربوطه این قهرمان به ایران بازخواهد گشت یا رسماً پناهنده یا مقیم خواهد شد.

گفتنی است، در طول چند سال اخیر برخی از قهرمانان رشته های مختلف از جمله شمشیربازی در هلند پناهنده شده اند و وقوع این پناهندگی نیز میتواند یادآور اتفاقات تلخی باشد که در گذشته به وقوع پیوسته و البته برای ورزش ایران خروج اینچنینی ظرفیت های فنی اتفاق خوبی نخواهد بود.

 

 

نامه سرگشاده به اداره مهاجرت نیوزلند

abe

در مورد بازداشت علی شرف نیا پناهجوی ایرانی

علی شرف نیا در سال ۲۰۰۶ وارد نیوزلند شد وازآن کشور درخواست پناهندگی کرد. علی شرف نیا در مصاحبه خود با اداره مهاجرت نیوزلند گفته بود به دلیل روی برگرداندن از دین اسلام حاضر به بازگشت به جهنم جمهوری اسلامی نیست. متاسفانه اداره مهاجرت دلایل پناهندگی علی را در همان سال رد کرده و پرونده وی را در اختیار پلیس قرار می دهد و پلیس نیوزلند در تاریخ ۲۰ ژانویه ۲۰۱۰ علی را دستگیر و بازداشت می کند. تا همینجا ۶ ماه از بازداشت علی شریف نیا در کشور نیوزلند می گذرد. علی بارها گفته است در صورت بازگرداندن من به ایران با توسل به زور، خودرا خواهم کشت. خانواده و بستگان علی شرف نیا از ۶ ماه پیش در اضطراب و نگرانی از سرنوشت نامعلوم فرزندشان بسر می برند.

پافشاری اداره مهاجرت نیوزلند برای بازگرداندن علی شرف نیا به ایران بارها وی را به مرز خودکشی رسانده است. علی نمی خواهد به جمهوری جهل و جنایت در ایران برگردد چون می ترسد او هم به سرنوشتی مانند هزاران نفر دیگر  در زندانهای جمهوری اسلامی دچار گشته و با مجازات مرگ روبرو شود. علی فراری از دست رژیمی است که مخالفین خود را زیر شدیدترین شکنجه های وحشیانه خورد می کند و با توسل به زور از آنها اعتراف گیری می کند. در ایران در بسیاری ازموارد وکیل حق دفاع از موکلین خود را ندارد. پنج روز پیش محمد مصطفایی وکیل خانم سکینه محمدی آشتیانی زن محکوم به سنگسار ناچار به خروج از ایران شد و هم اکنون همسر وی را به گروگان گرفته اند.

 

 بنده به عنوان دبیر فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی با روش پذیرش پناهندگان و نحوه مصاحبه کارمندان امور مهاجرت با آنها آشنایی کامل دارم و میدانم که مستقل از امن بودن یا نا امن بودن هر کشور، پناهندگان باید به طور شخصی اثبات کنند که در معرض خطر بوده اند و در این مورد مدارک کافی نشان بدهند. اما دستگاههای  قضایی و امنیتی در ایران مدارکی در این مورد در اختیار افراد قرار نمی دهند به همین دلیل در میان  پناهندگان ایرانی  به ندرت پیدا میشود که دارای مدارکی باشند که نشان دهد تحت پیگرد قانونی بوده اند. کما اینکه علی شرف نیا مدارکی  را به اداره مهاجرت نیوزلند ارائه داده که  نشان می دهد وی  از دین اسلام روی برگردانده است. افراد لائیک و بی دین در ایران تحت پیگرد قانونی  قرار می گیرند. اقلیتهای مذهبی همچون بهائیان و افراد متعلق به مسیحیت و… هم مدام تحت پیگرد قانونی هستند و هم اکنون شمار زیادی از آنها در زندانهای جمهوری اسلامی بسر می برند.

 

 

علی شرف نیا در نیوزلند هیچ جرمی مرتکب نشده و نباید بیشتر از این در بازداشت این اداره باقی بماند. علی به نیوزلند آمده تا درآن کشور مورد حفاظت قرار گیرد و جان و زندگی اش در امان بماند نه اینکه  یا باید تن به بازگشت به ایران بدهد یا در زندان بماند. از نظر بسیاری از ایرانیان اتخاذ چنین سیاستی در قبال سرنوشت علی شرف نیا پناهجوی ایرانی از سوی اداره مهاجرت و دولت نیوزلند، یک نوع هم دستی با رژیم اسلامی در ایران تداعی می شود. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی امیدوار است که اداره  مهاجرت این کشوربا دریافت این نامه علی شرف نیا را از بازداشت آزاد کند و حق پناهندگی وی را برسمیت بشناسد تا خانواده و بستگان علی از این همه نگرانی نجات پیدا کنند. با توجه به ذکرموارد فوق، از نظر فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی مطابق اصل ۵۱ بند ۳ قانون کنوانسیون ژنو، علی شرف نیا لازم است به عنوان پناهنده  پذیرفته شود و تحت حفاظت دولت نیوزلند قرار گیرد.

با احترام

عبدالله اسدی

دبیر همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

۸ اوت ۲۰۱۰

 

یک ورزشکار دیگر ایرانی به اروپا پناهنده شد

سایت حکومتی آتی نیوز : عضو تیم ملی شیرجه ایران برای یافتن شرایط شغلی بهتر مقیم سوئیس شد.

“س.ع” دارنده طلای مسابقات شیرجه بازی‌های آسیایی غرب آسیا، مدال برنز مسابقات بین‌المللی کاپ آزاد اوکراین از سکوی ۱۰ متر، مدال نقره مسابقات رده‌های سنی آسیا رده عموم، عضو سابق کمیته فنی شیرجه فدراسیون و عضو کمسیون ورزشکاران ستاد تدارکاتی بازی‌های آسیایی و المپیک چندی پیش راهی کشور سوئیس شد.

وی پس از آسیب دیدگی از ناحیه کتف و دوری چند وقته از تمرینات تیم ملی تیرماه گذشته در آخرین میدان رقابتی خود در مسابقات رده‌های سنی ژاپن شرکت کرده و به مدال نقره شیرجه هماهنگ از سکوی ۱۰ متر دست پیدا کرد.

این ورزشکار انگیزه خود از این اقدام را یافتن شرایط بهتر شغلی و ورزشی عنوان کرده است.

گفتنی است پیش از این نیز ورزشکارانی در رشته های رزمی کار ژیمناستیک و شمشیربازی اقدام به پناهنده شدن در کشورهای اروپایی کرده اند.

 

 

 

 

 

نامه حمید از ترکیه و پاسخ به آن

با سلام و خسته نباشید خدمت شما

 

  جناب آقای اسدی:

من حمید ش. هستم که با شما تلفنی صحبت کردم و عرض کردم که من در کشور ترکیه پناهجو هستم و به تازگی یو.ان. به من استیناف داده است و در خصوص خروج غیر قانونی از ترکیه با شما صحبت کردم. فرمودید که خلاصه ای از پرونده ام را برایتان ارسال کنم تا شما مرا بیشتر راهنمایی کنید. عرض میکنم که من در سال ۱۳۷۸ در روز ۲۲ تیر ماه به خاطر شرکت در تظاهرات دانشجویی بازداشت شدم و نیز در سال ۱۳۸۶ در ختم داریوش و پروانه فروهر.

اما اصل پرونده من مربوط به بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران است که در تظاهرات ها شرکت فعال داشتم. به خاطر سابقه ای که داشتم در ۱۶ تیر ۱۳۸۸ قبل از تظاهرات ۱۸ تیر درب منزل بازداشت و تا ۳۱ مرداد در بازداشت و بازجویی و شکنجه بودم.

بعد از آزادی تا روز ۱۶ آذر به دلیل مشکلات جسمی و روحی نتوانستم در اجتماعات شرکت کنم ولی روز ۱۶ آذر هنگام خروج از منزل تلفن زنگ زد و مرا تلفنی تهدید کردند و روز ۲۰ آذر مجددا برای بازداشت من آمدند که من توانستم فرار و به ترکیه بیایم.

مدارکی که دارم  ، عکس های شکنجه و گزارش پزشک معتمد یو.ان. است. در صورت لزوم بفرمایید تا من مدارکم را برای شما بفرستم.

خواهشمندم مرا راهنمایی فرمایید.   با تشکر

 

 

پاسخ به نامه حمید از ترکیه

 

 

حمید عزیز: فدراسیون در مورد خروج غیرقانونی شما از ترکیه نمی تواند شما را راهنمایی کند این کار کار کسانی است که به طور قاچاق و با دریافت مبلغ هنگفتی پول افراد خارج می کنند. اما چند نکته  در مورد پرونده ات: به نظر می رسد که با خوردن مهر استیناف از ماندن در ترکیه قطع امید کرده اید و تصمیم دارید به هر شکلی که بوده دارید  خود را برای رفتن به  کشور سوم آماده می کنید.

من هم فکر می کنم اگر کسی امکانش را داشته باشد بجای به انتظار نشستن کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل بهتر است که مستقیما برای رفتن به جای مثل کانادا و کشورهای اروپایی اقدام کند. و از همینجا اجازه بدهید با سراحت اعلام کنم که رسیدن شما به کشورهای فوق پایان کار نیست و تازه مشکلات از اینجا شروع می شود.از این نظر لازم است که از تجربه تلخ تقاضای پناهندگی ات از یوان در ترکیه استفاده کنید تا دوباره به همان سرنوشت دچار نشوید.

 

در نامه شما پیداست که از سال ۷۸ تا ۸۸ سابقه چند مورد دستگیری و بازداشت داشته اید و بعدن نیز تحت پیگرد قانونی قرار گرفته اید. اینها همه به عنوان سابقه سیاسی برای اعلام پناهندگی شما در هرجای دیگری بسیار تعیین کننده است. با این وجود برای من جای این سئوال باقی گذاشته که چرا باوجود چنین دلایلی کمیساریای پناهندگان سازمان ملل به پرونده شما مهر استیناف زده است.

باید این بار دقت کنید تا ببینید  که اشکال مصاحبه قبلی شما  در ترکیه چه بوده است. مثلا آیا در مورد عدم  ارائه مدرک و یا در گفته های شما تناقضات زیادی بوده است.متاسفانه پرونده های استیناف می خورند تا زمان مصاحبه تکمیلی تر حداقل یک سال به طول می انجامد. به همین دلیل باید با دقت کافی روی ایرادات قبلی ات کار کنید اگرنه ممکن است کار اقامت شما سالها به طول مینجامد

برایت آینده روشنی آرزو می کنم

عبدالله اسدی

نامه ای از تهران و پاسخ به آن

با سلام به تمام اعضای فدراسیون  که با همبستگی تمام به ایرانیان در زمینه ی پناهندگی که در واقع تعیین کننده ی زندگی و سرنوشت یک انسان را شامل می شود همواره نهایت سعی وتلاش خود را تا حد ممکن به ارمغان می آورید  تا راهنمایی هایی را بنا به خواسته ی هم وطنان خود ارائه دهید صمیمانه از اعضای فدراسیون تشکر و قدردانی می کنم . موضوعی که می خواستم از شما طلب راهنمایی کنم در واقع پناهنده شدن من به کشوری نیست بلکه اقدامی است که به واسطه ی سازمان پناهندگی ملل متحد واقع در تهران می خواستم به اجرا بگذارم . از جمله از اقداماتی که این سازمان اخیراً در دستور کار خود قرار داده موضوع انتقال افراد متخصص و نیمه متخصص افغان به کشورشان است اما موردی که می خواستم من در زندگی ام به اجرا بگذارم در واقع طرحی است براساس اقدام این سازمان در جهت ارتقاع کشور افغانستان و اقدامات ناتو در این کشور و من قصد دارم که در این عرصه در اقدامی به واسطه ی سازمان پناهندگی ملل متحد واقع در تهران این تصمیم را مبنی بر وارد شدن به ناتو به سرانجام برسانم و خواهشی جز راهنمایی از جانب شما ندارم . واقعاً واکنش سازمان پناهندگی نسبت به درخواست من چیست و این موضوع را باید به چه نحوی به سازمان ارجاء بدهم از آنجایی که کشور افغانستان همواره ناآرامی های خودش را طی می کند و نیروهای ائتلاف از جمله کشور ترکیه که از هم پیمانان پیوند آتلانتیک شمالی در پی ایجاد ثبات در منطقه هستند این جانب به تصمیم خود پای بند هستم و از شما صمیمانه خواهش می کنم که مرا در این عرصه نسبت به مهارت هایم از جمله تسلط بر مترجمی زبان ( ترکی استانبولی ) راهنمایی کنید

 

پاسخ دوستی از تهران

                                                                                                    

دوست عزیز تا آنجائی که من از نامه شما برداشت کرده ام شما می خواهید از طرف کمسیاریای عالی پناهندگان سازمان ملل به عنوان متخصص به افغانستان فرستاده شوید تا در بازسازی و ارتقای وضعیت سیاسی و اقتصادی آن کشور نقش ایفا کنید. دوست عزیز من نمیدانم پروژه آن سازمان برای فرستادن متخصص به افغانستان چیست و نمی دانم  اساسا سازمان نظامی ناتو در افغانستان جز  کمک به نیروهای نظامی افغانستان برای جلوگیری از تصرف دوباره  آن کشور به دست طالبانها چه نقش دیگری ایفا می کند؟

 

 چنانچه شما علاقه مند به رفتن به افغانستان از طریق سازمان ملل در امور پناهندگان هستید  لازمه اش این است که به دفتر کمسیاریای عالی پناهندگان سازمان ملل در تهران مراجعه کنید تا ببینید از نظرمدارک و میزان دانش و تحصیلات و تخصصهای حرفه ای واجد شرایط برای چنین پروژه ای هستید یا نه. به علاوه  از افرادی که به همین منظور به افغانستان فرستاده شده اند سئوال کنید تا با جزئیات در جریان  استخدام آنها قرار بگیرید و بدانید که آنها برمبنای چه شرایطی به عنوان متخصص به  افغانستان فرستاده می شوند. در ضمن نکاتی که  در نامه به آن اشاره کرده اید زیاد روشن نیست. بعضا از نامه شما چنین بر میاید که فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی بخشی از کمسیاریای عالی  پناهندگان سازمان ملل است. اگربرداشت شما این است باید بگویم خیر اسم درست سازمان ما هست، همبستگی،فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی. ما ازجمله سازمانی هستیم که برای دفاع از حقوق پناهندگان مدام با بخش پناهندگی سازمان ملل درگیر هستیم.

منیژه قاسمی،پناهجو و ادارۀ مهاجرت

manije_ghasemi_198_x_198

جمهوری اسلامی منتقدانش را مورد خشم , آزار و برخوردهای غیره انسانی قرار می دهد.این منتقدان برای آزادی هزینه های زیادی می پردازند.تعدادی از آنها برای نجات جان خود به کشورهای غربی فرار می کنند و پناهنده می شوند.
این پناهندگان از طرفی کابوس بازگشت به کشور خود را دارند و از طرف دیگر کشورهای غربی مشکلات آنها را نادیده می گیرند و اجازۀ حضور آنها در جامعه را برایشان فراهم نمی کنند.بیشتر این پناهندگان نمی توانند برای گرفتن حقوق انسانی خود کارکنان ادارۀ مهاجرت را که به بررسی پروندۀ آنها می پردازند قانع کنند و نشان دهند که ایران کشور امنی برای آنها نیست.
البته نا گفته نماند که ادارۀ مهاجرت با سختگیری های بیش از اندازه و تصمیم گیری بر اساس بی اعتمادی و باور نداشتن عواقب پس از آن بسیاری از این پناهجویان را در بلاتکلیفی قرار می دهند.نداشتن یک خانۀ امن و زندگی آزاد باعث می شود بعضی از آنها  امید به زندگی را از دست بدهند و دچاره سرخوردگی و اختلال روحی روانی شوند و وادار به اعتصاب غذا،خودکشی و یا خود سوزی شوند.
چه خوب است نمایندگان پارلمان و ادارۀ مهاجرت قبل از وقوع این تراژدی ها که گاهی منجر به مرگ پناهجو می شوند به صدای درد و رنج این  پناهندگان گوش فرا دهند.
اخلاق انسانی حکم می کند پارلمان و ادارۀ مهاجرت تابو های بی اعتمادی و نا باوری را شکسته و پرونده های پناهجویان را بار دیگر با دستی باز و انسان دوستانه مورد بازنگری و بررسی قرار دهند تا این پناهجویان نیز بتوانند طعم آزادی و دمکراسی را با تمام وجودشان  حس کنند.

 

 

منیژه قاسمی

 

جمال صابری از بازداشتگاه اداره مهاجرت ژاپن آزاد شد!

jamal-azad

در پی چند ماه تلاش و مبارزه ای جهانی، در ژاپن و بسیاری کشورها، سرانجام روز ۴ اوت ۲۰۱۰ جمال صابری از زندان دولت ژاپن آزاد شد. اکنون مرحله اول کمپین “جمال را آزاد کنید”، که عبارت بود از ممانعت از دیپورت احتمالی جمال به قتلگاه جمهوری اسلامی و  آزاد کردن او از سیاهچال اداره مهاجرت ژاپن، با موفقیت به پایان میرسد. تلاش ما اینک برای گرفتن پناهندگی و اقامت جمال صابری متمرکز میشود.

 

این موفقیت بدون کمک تک تک شما عزیزان ممکن نبود. از دوستان جمال در ژاپن، اتحادیه کارگران راه آهن و دیگر حامیان او گرفته، تا سازمانهایی چون “میشن فری ایران” در آمریکا و هزاران انسان شریفی که در سراسر جهان در این کمپین ما را یاری کردند در این پیروزی سهیم اند و ما این موفقیت را به همه آنها تبریک میگوییم.  همچنین جا دارد که به همه اعضاء و واحدهای فدراسیون پناهندگان ایرانی در همه کشورها و همچنین تشکیلات حزب کمونیست کارگری در خارج کشور  که بارها در برابر سفارتخانه های ژاپن در کشورهای مختلف تظاهرات کردند و با مقامات ژاپنی مذاکره کردند، خسته نباشید بگوییم.

 

ما همواره خود را جزء یک تلاش جهانی برای  آزاد کردن همه پناهندگان اسیر دولت ها چه در  ژاپن و چه دیگر نقاط جهان دانسته و موفقیت حاضر را نیز  تکیه گاهی برای پیشروی های بیشتر و انجام وظایف گسترده خود در تحقق حقوق پناهندگان قرار  خواهیم داد.

 

همبستگی – فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

۴ اوت ۲۰۱۰ ، ۱۳ مرداد ۱۳۸۹

مهرداد کریمی؛اسلام و ستیزه با انسان

Mehrdad_Karimi_111_x_127

تا زمانی که دین در میانه قدرت باشد قشرهای مختلف جامعه اعم از اقلیتهای مذهبی وزنان شاهد بیشترین سرکوب وقربانی هستند. بدون در نظر گرفتن همه جانبه جایگاه این اقشار در جامعه نمی توان از آزادیهای انسانی سخن به میان آورد .                                                   

سلب موقعیت های تحصیلی،به حاشیه انداختن آن ها از موقعیت های اجتماعی، سلب آزادی ومنزوی کردن این افراد از جامعه سبب استحکام پایه های دین و مذهب خواهد شد وجامعه را در مقابل موقعیت های دموکراتیک و  متمدن به سوی نابودی سوق می دهد.                                                      

تمامی علوم ومعارفی که در فرهنگ یک جامه آزاد جمع شده بدون هیچگونه پیشرفتی باقی خواهد ماند. مادام که اقشار مختلف جامعه به طور مستقیم در آنها حضورفعال نداشته باشد.                                                          

بی ارزش خواندن این انسانها در هر زمان ومکان اهانت به ساحت انسانیت است. وجود چنین تایید هایی در قرآن، حاکی از تحقیر انسانیت را می رساند. و به این انتقاد که قرآن پدیده ای مختص به زمان و مکان خود می باشد مهر تایید می زند.                                                                  

با ظهور اسلام و ترویج اندیشه های دگم و پینه بسته و تبدیل آن به دینی سرشار از ظلم وزور و تجاوز برای طیف مسلمانان، سیستمی دیکتاتوری بر جامعه حاکم شد که نه تنها رفتار بلکه اندیشه های انسان را تحت نفوذ خود قرار داد.                                                                         

وجود دهها آیه و صدها حدیث از پیامبر و خلفا، گویای دگرگونی هایی است که زمینه از بین بردن یک جامعه را در پی دارد.                               

“ومن یتبغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه”    (سوره آل عمران آیه ۵۸)

 ترجمه: “هر کسی جز اسلام دینی را بجوید، هرگز از او پذیرفته نشود.”

برای رها شدن از قید و بند دین باید ابتدا با صراحت تمام ترس از توهم عذاب هایی به نام دوزخ وجهنم را از خود دور ساخت. هستند مسلمانانی که روزانه ده ها بار دروغ می گویند، غیبت می کنند، زنا می کنند، مشروبات الکلی می نوشند، یعنی تمام کمال احکام ضد دینشان را اجرا می کنند. اما در عین حال برای روی آوردن به خرد گرایی، ترس نهادینه شده ای، سراسر ذهنشان را فرا گرفته و حاکم شده است وبه نوعی خود را ناتوان وعاجز می بینند.

فروید در نامه ای به یونگ در دوم ژانویه نوشته است: “من از اعماق وجود خود به یک چیز می توانم اطمینان کنم.عمیقا می توانم باور کنم که تمامی شالوده نیاز انسان به دین، بر درماندگی خرد سالانه وی قرار دارد….” منبع کتاب فروید ،یونگ ومذهب

و اینچنین است که دین خرافات و امامزاده پرستی ورجز خوانی وسینه زنی، گریه و اعتکاف و شیطان و جن وملایک، جای خود را به عقل و منطق وعلم وانسان مداری می دهند. و موجودی توهمی  ودائم الغایب به نام امام زمان در ذهنیت خیال پرداز جامعه جا خوش می کند. ودر قرن بیست یکم هم یکی از خادمانش هاله ای از نور می بیند.            

ستمی که پیروان دین اسلام، به عنوان کامل ترین ادیان به تعبیر مسلمانان در حق اقلیت های قومی و جنسی به انجام می رسانند گویای نابرابری است که در قرآن ودر طی آیات مختلف به آن اشاره شده است. خلاصه این دین مالامال از باتلاق های متعفن و گندیده ایست که با عقده ها و کمبودهای فراوان لبریز شده است.                                                                      

وتمامی جنایات وتجاوزات به ساحت انسانیت را با آیات قرآن و احادیث محمدی و تفاسیر گوناگون آن، توجیه شرعی کرده اند. و قانون آنها نمی تواند ضامن امنیت جامعه باشد !  زیرا سر چشمه دین ، از نصایح و تهدیدات و یا خطابه های ترحم آمیز برای اقلیت های قومی وجنسی نشات گرفته است. و اگر این اقشار از ستمی که با نام شرع و دین بر آنها روا می شود مطلع باشند. قطعا اولین وسرسخت ترین گروه از دشمنان اسلام را تشکیل می دهند. امید وارم از راه این تحقیق ونوشته ها قدمی هر چند کوچک در راه روشنگری و روی آوردن به خرد گرایی جامعه برداشته باشم واین عزیزان را نسبت به ستمی که بر آنها روا می شود آگاه کرده باشم.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی