علیه راسیسم قد علم کنیم.

پس از راه یافتن حزب راسیستی و خارجی ستیز دمکراتهای سوئد به پارلمان این کشور٬ جامعه سوئد علیه راسیسم و نژادپرستی و فاشیست می جوشد. یک روز پس از معلوم شدن نتایج انتخابات سوئد دهها هزار تن در استکهلم٬ مالمو و گوتنبرگ علیه راسیسم دست به تظاهرات زدند. برای روزهای آینده و منجمله ۴ اکتبر که زمان بازگشایی مجلس است٬ تظاهراتهای دیگری تدارک دیده شده است. شبکه های متعددی علیه راسیسم در فیس بوک شکل گرفته است که بویژه جوانان در آن نقش مهمی دارند.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی بعنوان یک سازمان ضد راسیستی خود را بخشی از این جنبش مردمی می داند و همه ایرانیان و مردم آزادیخواه را فرا می خواند که با قدرت تمام در این جنبش ضد راسیستی شرکت کنند.

 قدرت گیری راسیستها و احزابی با پیشینه فاشیستی نظیر دمکراتهای سوئد زنگ خطری است برای همه شهروندان کشور. و این ما را بیشتر متعهد می کند که قاطعانه درمقابل آنها بیستیم .

 

حزب دمکراتهای سوئد همچون همه احزاب راسیستی دیگر با توسل با تفرقه افکنی نژادی در صدد است حقوق مدنی بخشی از ساکنین سوئد را تحت نام خارجی مورد تعرض قرار دهد. باید در مقابل آنها از حقوق برابر همه ساکنین کشور به دفاع برخاست. باید با هرگونه تبعیض در هر شکل و فرمش ایستاد و از حقوق جانشمول همه شهروندان و ساکنین کشور دفاع کرد. نباید اجازه داد که احزاب راسیستی سیاستهای خارجی ستیزانه خود در عرصه پناهندگی را به جامعه دیکته کنند. نه فقط باید با راسیسم آشکار به مقابله برخاست بلکه ضروری است که با راسیسم پوشیده نیز مقابله کرد. ایجاد گتوهایی که فقط “خارجیان” در آن زندگی می کنند راه را بر گسترش راسیسم بیشتر باز می کند. دیدگاه اروپا محوری که به دور اروپا دیوار می کشد تا از مهاجرت مردم آسیا و آفریقا جلوگیری کند خود جاده صاف کن راسیسم است.

 

مبارزه علیه راسیسم باید در همه عرصه ها با جدیت دنبال شود تا جامعه در مقابل آن واکسینه گردد. ما به سهم خود با سازماندهی و شرکت در تظاهرات٬ برگزاری سمینار و کار روشنگرانه تلاش خواهیم کرد که به بسیج جامعه علیه راسیسم کمک کنیم. جلوی پیشروی راسیسم را می شود گرفت اگر همه ما متحدانه به میدان بیائیم و به این پدیده نفرت انگیز نه محکمی بگوئیم!

 

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی- سوئد

۲۴ سپتامبر ۲۰۱۰

 

 

 

نامه پرویز و پاسخ به آن

سلام اقای اسدی عزیز

درود فراوان بر شما

اقای اسدی من دو سال و نیم است که در هند درس میخواندم و الان تمام شده و در حین بازگشت به ایرانم ، اما از بدو ورود شروع به خواندن کتابهای دینی و مذهبی کردم و معجزات عیسی را بررسی کردم  سراخر به مسیحیت علاقمند شدم  ولی چون مسلمان زاده هستم نمیدانم اگر اینجا مسیحی شوم چه اتفاقی در ایران برای من بیافتد! سوال اول من اینست؟ ایا اطلاع دارید کسی که در خارج از ایران تغییر دین دهد ایا در بدو ورود و در ایران دولت متوجه میشود یا نمیشود؟ اینجا به نظر شما مسیحی بشوم؟   واقعا میترسم! دوم اینکه دوستی به من گفت سراخر دولت ایران متوجه میشود بالاخره باید یک بار کلیسا بروی و مطمئننا شما را میگیرند! اقای اسدی به خدا میترسم! اما واقعا به دین جدید معتقد شدم! به من شاکی نشوید! به من بگویید که اگر بخواهم ایران برسم ایا کسی هست که مرا به سازمان هیاس معرفی کند؟ شما به نظرتان هیاس سازمان خوبی است و میتواند کمکم کند؟ جانم را بردارم و بروم کشور سوم حالا به خاطر دین! کسی هست که کمک کند؟ شماره ای دارید ؟ من میدانم که سفارت اتریش ساپورت میکند و شنیدم چهار تا شش ماه باید در اتریش ماند و بعد رفت حالا در ترکیه چقدر انتظار هست؟

اگر هم میدانید بگویید من با شما تماس تلفنی بگیرم و جوابم را تلفنی بدهید و چه ساعتی و چه شماره ای

شاد باشی.

پرویز

پاسخ به نامه پرویز

سلام پرویز عزیز

من در پاسخ به نامه شما از آن نکته شروع میکنم که نوشته اید “از من شاکی نشوید”. پرویز عزیز، من از همه مذاهب در دنیا شاکی هستم ولی از اعتقادات شخصی کسی تا آنجا که به کسی آزاری نرساند و اعتقادات خود را کاملا شخصی تلقی نماید شاکی نمیشوم. بیزاری ما از مذاهب بخاطر این است که از مذهب به عنوان  وسیله ای برای سرکوب و ارعاب و دخالت در خصوصی ترین امور زندگی مردم استفاده می کنند. ما مخالف دخالت مذهب در سیاست هستیم و در مقابل از سکولاریسم و جامعه ای عاری از دخالت مذهب دفاع می کنیم. جمهوری اسلامی و گروها و سازمانهای اسلامی چون حماس و حزب الله و القاعده و طالبان از خاورمیانه تا شاخ آفریقا برای دفاع از اسلام “عزیزشان” زندگی بخشهای زیادی از مردم جهان را مختل کرده اند و من و شما و میلیون ها نفر دیگر از مردمان جهان جزو فراریان و آوارگان از دست مذهب هستیم.  مسلما اگر جای بحث روشنگری پیش بیاید ما هم نوکی به آن  خواهیم زد.

 

شما پرسیده اید: “اگر کسی در خارج کشور تغییر دین دهد دولت ایران میفهمد؟” پاسخ من این است: خیر، از کجا باید بفهمند کسی هم  اسم شما را برای دولت ایران نمی فرستد بعلاوه شما اگر قرار است به ایران برگردید لازم نیست  اعلام کنید که به دین دیگری گرویده اید. از من پرسیده اید به نظرشما مسیحی بشوم؟ پرویز عزیز نمی دانم نظر مخالف یا موافق من می تواند شما را در اختیار کردن مذهب یا بی مذهبی شما را قانع می کند یا نه من که به هیچ دینی باور ندارم و اصلا نمی دانم چرا باید کسی که تا دیروز خود را متعلق به یک باور مذهبی می دانست امروز به یک باور دیگر اعتقاد پیدا کند. در حالی که مذهب خوب و بد ندارد ماهیت همه مذاهب یکی است ولی دست بسیاری از آنها به قدرت مبارزه مردم دستش از دخالت در سیاست و در زندگی مردم قطع شده است اگر نه بقیه مثل اسلام “عزیز” امروز ما به زندگی مردم خون می پاشیدند.

 

در مورد سازمان “هیاس” در ایران که اشاره کرده اید، من هیچ اطلاعی از خوب و بد بودن و اصلا موجودیت چنین سازمانی ندارم و در این مورد نمی توانم اظهار نظری بکنم.

 

در مورد پناهنده شدن شما باید بگویم که حتی اگر اعلام کنید که در خارج از کشور تغییر دین داده اید از نظر دولتهای اروپایی دلیل کافی برای پذیرش شما بعنوان پناهنده محسوب نمیشود. توجه داشته باشید که باید با هزار و یک دلیل به آنها اثبات کنید که در ایران تحت پیگرد قانونی بوده اید.

 

پرویز عزیز: نوشته اید که سفارت اتریش ساپورت میکند در این مورد باید بگویم که نه تنها سفارت اتریش که هیچ سفارت دیگری کسی را ساپورت نمیکند. متأسفانه شنیده ها و حدس و گمانها بسیار زیاد است ولی وقتی وارد میشوید ۱۸۰ درجه با آن چه که شنیده می شود تفاوت دارد. شما اگر بخواهید پناهنده شوید باید دلایل کافی برای پناهندگی خود چه در ترکیه و چه در هر جای دنیا ارائه دهید و در مورد گفته های خود شواهد و مدارک روشن نشان دهید. در ترکیه نیز به هر دلیلی که باشد باید ابتدا خود را به یو ان معرفی کنید و تقاضای پناهندگی نمایید و مدتها منتظر پذیرش از جانب یو ان و پس از آن کشور ثالث بمانید. این هم شماره تلفن تماس با دفتر مرکزی فدراسیون است در صورت امکان میتوانید تماس بگیرید. در ضمن سندی را هم به ضمیمه این نامه برایتان میفرستم تا اینکه با روند پناهندگی و مصافهای پیش رو آشنایی بیشتری پیدا کنید. این هم تلفن تماس ۰۰۴۶۷۳۷۱۷۸۸۱۹

برایت آینده خوبی آرزو می کنم

عبدالله اسدی

۱۵ سپتامبر ۲۰۱۰

نامه سیاوش از ایران و پاسخ به آن

 

سلام خانم میرزایی


امیدوارم که حال شما خوب باشد.من یک مشکل اساسی در ایران دارم که نمیدانم به چه صورتی باید این را حل کنم.

من به هیچ دینی اعتقاد ندارم به فرض مثال:۱-در دین اسلام که همه چیز بر مبنای شمشیر و کشتن انسانهاست وعملیات انتهاری و افراطی بودن است.۲-در دین یهود باز هم کشتن انسان و به اعتقاد خودشون بهترین انسانهای روی زمین هستند که به صورتی دیکتاتوری میباشد.۳-در دین مسیح که اکثرا با خرافات و باز هم از کشت و کشتار صحبت
شده.دلایل من شاید برای شما کمی خنده دار باشد ولی هر انسانی آزاد است که اظهار نظر کند. چرا انسان آزاد به دنیا می آید ولی همیشه به شکل یک برده زندگی میکند. من با بیان و اعتقادات خود در این زمینه به دوستان و دیگران
نیز توصیه کرده بودم که العان اطلاعات ایران دارد من را به صورت پنهانی تعقیب میکند و به دنبال فرصتی است که من را به عنوان کافر و یا محاربه به دام بیندازد و من را به چه بلاهایی که در نیاورد لطفا در خصوص این موضوع
من را راهنمایی کنید که ببینم به کدام کشور باید پناه ببرم.منتظر جواب
شما هستم

سیاوش

 

پاسخ به سیاوش از ایران

 

سیاوش عزیز، خوب است که خود شما به نفی مذهب رسیده اید من نیز در این مورد اظهار نظری نمیکنم ولی در مورد اینکه به کجا پناهنده شوید توجهتان را به چند نکنته جلب میکنم:

۱- شما در بسیاری از کشورهای اروپایی میتوانید اعلام پناهندگی کنید از جمله آلمان، اتریش، فرانسه، بلژیک، هلند، بریتانیا، سوئد، دانمارک، نروژ و فنلاند. ولی فدراسیون برای رسیدن شما به هر کدام از این کشورها راه حلی ندارد. برای تقاضای پناهندگی باید شخصا به یکی از این کشورها رفته و تقاضای خود را تسلیم مقامات امور پناهندگی کنید.

۲- نکته دیگری که باید به آن توجه داشته باشید این است که دلیلی برای تحت تعقیب بودن خود در این نامه ارائه نداده اید. اینکه شما به نفی ادیان رسیده اید دلیلی برای تقاضای پناهندگی محسوب نمیشود مگر اینکه اثبات کنید که به دلیل تبلیغ علیه مذهب تحت تعقیب مقامات قضایی ایران قرار گرفته اید و کاملا برای آنها توضیح دهید از چه زمانی تحت پیگرد بوده اید. آیا مثلا مطلبی در این مورد نوشته اید، در جایی سخنرانی کرده اید و در مجموع توضیح دهید که مقامات و دستگاههای امنیتی ایران از چه طریقی به ضدیت شما علیه مذهب پی برده اند وگرنه بسیاری از مردم ایران کوچکترین اعتقادی به مذهب ندارند ولی به دلیل مخفی نگاه داشتن عقاید خود ممکن است هیچگاه  هم تحت پیگرد قرار نگیرند.

بنابراین کشورهای پناهنده پذیر و کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل زمانی تقاضای شما را میپذیرند که نشان دهید به همین نام و نشان برای دستگاه قضایی دولت شناخته شده باشید.

امیدوارم نکته اصلی بحث من برای شما روشن باشد. در ضمن برای اشنایی بیشتر شما سندی را به ضمیمه این نامه برایت میفرستم. برایت آرزوی موفقیت می کنم

عبدالله اسدی

۱۵ سپتامبر ۲۰۱۰

عبدالله اسدی.چند نکته با متقاضیان پناهندگی در مورد پاسخ به نامه ها

abe

در این مطلب می خواهم توجه متقاضیان پناهندگی را به نکاتی در مورد نامه های ارسالی جلب کنم. توجه داشته باشید که کارهای کتبی و نوشتاری یک جنبه مهم از فعالیت فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی است ولی برای اطلاع شما، هشتاد درصد از نامه های رسیده که جهت گرفتن کمک و راهنمائی ارسال می شود و صدها تاییدیه که برای افراد نوشته می شود و صدها مشاوره تلفنی، حضوری و دهها مورد اسکان اولیه پناهجویان جدید و فراری از کمپها انتشار علنی پیدا نمی کند. دلیل نوشتن این مطلب برای توجهی است که متقاضیان کمک باید موقع نوشتن نامه ها و طرح سئوالاتشان در نظر بگیرند. 

 

۱- تعداد نامه هایی که بطور روزانه به فدراسیون ارسال می شود بسیار بیشتر از آن است که بتوان به همه آنها پاسخ داد؛ با اینحال سعی ما اینست که به هر کدام از نامه ها طوری پاسخ بدهیم که با توجه به انتشار علنی برخی از آنها تعداد بیشتری از جستجوگران از آن استفاده کنند.

۲- بسیاری از این نامه ها نادقیق و بعضا نامفهوم هستند بطوری که بخشا متوجه نمی شویم که شخص متقاضی پناهندگی خواستار چه نوع کمک و راهنمائی از فدراسیون شده است و ما باید به کدام جنبه از سئوالات وی پاسخ بدهیم. برای مثال دوستی از ایران مینویسد من میخواهم به فرانسه بروم و از آن کشور تقاضای پناهندگی کنم، چه کار باید بکنم؟

این سؤال ظاهرا یک سؤال است اما پاسخ به چنین سئوالی انتها ندارد. بنابراین طرح چنین سئوالی برای ما بسیار وقت گیر و خسته کننده است به طوری که یا باید از پاسخ به آن امتناع کنیم یا باید با جزئیات شرایط پناهندگی در فرانسه و حتی مسیر رسیدن به آن کشور را توضیح دهیم. از این نظر وقتی که در مقابل چنین سئوالی قرار می گیریم فرضمان این خواهد بود که کسی که به این شکل سئوال مطرح می کند هنوز کمترین اطلاعی در مورد پناهندگی و شرایط پذیرش پناهنده ندارد در نتیجه ما باید از ابتدایی ترین تا مهمترین مسائل پناهندگی را در پاسخ  به چنین سئوالی توضیح دهیم.

 

۳- سئوال دیگری که معمولا زیاد طرح می شود این است که “چگونه میتوانیم به اروپا بیایم؟” خوب، توضیح این موضوع در یک نامه کوتاه غیر ممکن است. برای رسیدن به اروپا راههای متفاوتی وجود دارد. برای مثال، یک نفر ممکن است با ویزای قانونی وارد شود و نفر دیگری از راه غیر قانونی. ولی در چنین اوضاعی نباید بیگدار به آب زد. برای نمونه کسی که تصمیم میگیرد به ترکیه برود و از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل درخواست پناهندگی کند، مشخص نیست که چند سال باید در شرایط سخت پناهندگی ترکیه در انتظار پاسخ یو ان و در انتظار رفتن به کشور سوم باشد بنابراین باید حساب وضعیت مالی خود را کرده و توان مالی خود را در نظر گرفته باشد. باید در نظر داشت که ممکن است یو ان هیچ نوع کمک مالی به یک متقاضی پناهندگی  نکند و هیچ وقت هم کاری پیدا نکند، در نتیجه باید تمام این مخاطرات را در جزئیات بررسی نماید.

۴- فدراسیون نمی تواند کوه به کوه، کشور به کشور و شهر به شهر را در پاسخ به  سئوال کتبی یک متضاضی پناهندگی توضیح دهد و بنویسد در مرز دانمارک و آلمان مرزبان وجود دارد یا ندارد ولی در مرز ایتالیا و سوئیس کنترل مرزی مثلا شدید تر است. بنابراین پاسخ ما به متقاضیانی که می پرسند چگونه به اروپا بیایم نمیتواند پاسخ دقیقی برای شخص متقاضی باشد بخاطر اینکه همین یک سؤال چندین پاسخ را در بر میگیرد. توصیه ما به متقاضیان کمک این است که برای هر نوع اطلاعاتی باید بطور مشخص سؤال کنند تا به طور مشخص پاسخ درست و دقیق بگیرند. مثلا سؤال در مورد ویزا که “اگر من با ویزای قانونی به اتریش بروم و از آن کشور درخواست پناهندگی کنم چه میشود؟” این یک سؤال مشخص است. یا اینکه “پناهندگی به چه افرادی و با چه مشخصاتی تعلق میگیرد؟” و “آیا به کسانی که بخواهند از طریق مثلا سرمایه گذاری وارد شوند پناهندگی به آنها تعلق میگیرد؟” یا سئوال شود “شاخصهای پذیرش یک پناهنده چیست؟”، “پناهندگی اجتماعی چیست؟ آیا من میتوانم فقط بخاطر مثلا بستگانم که مقیم دانمارک هستند اقامت بگیرم؟” و یا سؤال شود که “اقامت از طریق ازدواج چگونه صورت میگیرد؟” یا مثلا سئوال شود چه مدارکی برای اعلام پناهندگی لازم است؟ دارندگان ویزای قانونی چه آیا آنها هم می توانند در خواست پناهندگی کنند؟ این نوع سئوالات، سئوالات مشخصی هستند و پاسخ ما به هر کدام از آنها برای متقاضایان پناهندگی واضحتر خواهد بود.

 

۵- اجازه بدهید که به سراغ دسته دیگری از سؤالات مطرح شده برویم. پرسیده میشود “کدام کشور بهتر است؟” این یک سؤال ناروشن است و مشخص نمی کند که منظور از اینکه کدام  کشور بهتراست چیست؟ آیا مثلا برای زندگی بهتر است و یا برای پذیرش بیشتر پناهندگان؟ چنین سؤالاتی باید کاملا تفکیک شوند و بطور جداگانه مطرح شوند.  

 

۶- سئوالات دیگری از این دست بسیار پرسیده میشود، مثلا “چه کیسی بهترپاسخ میگیرد؟”  طرح چنین سؤالاتی به این شکل، پاسخ بسیار طولانیتری از ما میطلبد چون در یک کلام گفتن اینکه مثلا کیس مذهبی بهتر است یا کیس اجتماعی، کیس سیاسی بهتر است یا همجنسگرایی، پاسخ ما به هرکدام از آنها مثبت است ولی کافی نیست، همان طور که گفتم پاسخ ما به هرچهار سئوال مثبت است برای اینکه هرکدام از آنها جزء شاخصهای پذیرش پناهندگی بر اساس مفاد کنوانسیون ژنو هستند ولی اگر به این اکتفا کنیم که هرکدام از آنها برای درخواست پناهندگی مناسب است پاسخ درستی به سئوال مطرح شده نداده ایم مگر اینکه معنی عملی هرکدام از کیسهای فوق را حداقل در نیم صفحه آچهار توضیح داده باشیم تا حداقل برای خودمان روشن باشد که شخص متقاضی پناهندگی را متوجه اهمیت  هر کدام از آن کیسها در جزئیات بیشتری کرده باشیم. بنا براین سئوالات به هر اندازه مشخص باشند پاسخهای ما به همان اندازه می تواند برای متقاضیان پناهندگی حساب شده و قابل فهم باشد.

۷- بسیاری از اوقات،مسئولین فدراسیون در ۵ تا ۶ جلسه با افراد در مورد هر کدام از این کیسها درگیر بوده ایم ولی با این وجود هنوز اصل مطلب برای برخی از متقاضیان جا نمی افتد. دلیل آن این است که هنوز بسیاری از متقاضیان پناهندگی درک درستی از قوانین پناهندگی و جنبه های حقوقی آن ندارند. در حالی که کارمندان دولت در ادارات مربوط به امور پناهندگی با جزئیات در مورد هر کدام از این کیسها بطور مشخص سئوال میکنند و پاسخ مشخص میخواهند. در واقع آنها کاری به این ندارند که مثلا در جوامعی مثل ایران سرکوب و اختناق سیاسی حاکم است. آنها قاضی هستند و قضاوت و داوری خود را بر دلایل شخصی شخص متقاضی متکی می کنند. بنابراین مستقل ازاینکه هر میزان ناامنی به طور علی العموم  در ایران وجود داشته باشد یا نه شخص متقاضی باید اثبات کند که شخصا تحت پیگرد قانونی بوده است.   

 

۸- اساسا بحث بر سر کدام کیس بهتر است و کدام یک نیست جواب مسئله را نمی دهد مهم برای حقوق دانان دولت در امور پناهندگان این است که دلایل  متقاضیان چیست و چگونه بیان می شود. طرح اینکه چه کیسی بهتر است و ما هم در پاسخ بگوئیم مثلا کیس سیاسی بهتر است، به هیچ وجه کافی نیست. عضویت در گروههای سیاسی، مذهب، جنسیت و گرایش جنسی و نظایر آنها، همه و همه شاخصهای پذیرش پناهندگی هستند. ولی باید توجه داشته باشید که مسئولین دولتی برای بررسی هر کدام از کیسهای فوق به اشکال مختلف تحقیق می کنند و متقاضیان پناهندگی باید با اطلاعات کافی و در جزئیات دلایل پناهندگی خود را توضیح دهند. مسئولین امور مهاجرت در کشورهای غربی و در کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در حوزه کار خود هم دارای تجارب زیادی هستند وهم در مصاحبه با متقاضیان پناهندگی دارای تحصیلات قضایی و  حقوقی و روانشانسی هستند. بنابراین متقاضیان پناهندگی لازم است قبل از تسلیم تقاضای خود تحقیق به عمل آورند تا در جزئیات بیشتری با معیارهای پذیرش پناهندگی و جنبه های مهم  قانونی و حقوقی آن آشنا شوند. به علاوه در بسیاری از اوقات کارمندان دولت و دفاتر پناهندگی سازمان ملل در جزئیات بسیار بیشتری نسبت به پناهندگان با قوانین و مراجع قضایی کشورهای پناهنده خیز و نحوه داوری و صدور احکام شرعی و غیرشرعی و سیستم محاکمات در آنها آشنا هستند. 

 

۹- سئوال دیگری که بسیاری از پناهجویان ایرانی مقیم کشورهای حوزه خلیج فارس و آسیای جنوب شرقی می پرسند این است که آیا می شود از سفارتخانه های غربی در کشورهای محل اقامت خود تقاضای پناهندگی کنند و از این طریق به یکی از آن کشورها بروند؟ در این مورد هم بارها گفته ایم، خیر سفارتخانه های غربی ارگانی برای پذیرش پناهندگان نیستند بلکه در درجه اول ارگانی هستند برای برقراری روابط سیاسی و دیپلوماتیک میان دو کشور و در درجه دوم برای صدور ویزا و اقامتهای موقت و رفت و آمد قانونی افراد میان دو کشور و براورده کردن نیازهای اداری اتباع خود در آن کشور نه بررسی درخواست پناهندگی.

 

۱۰- در مورد گرفتن وکیل چه؟

در مورد گرفتن وکیل هم برداشتهای متفاوتی در میان متقاضیان پناهندگی وجود دارد. بعضی ها فکر می کنند وکیل می تواند معجزه کند و بعضا تصور می کنند وکیل می تواند به تکمیل و تکامل پرونده افراد کمک کند در صورتی که اینطور نیست. درست است که در اکثر کشورهای پناهنده پذیر هنگام تسلیم تقاضای پناهندگی هم ادارات مربوط به امور پناهندگان قانونا به شخص متقاضی وکیل معرفی می کنند و هم به شخص متقاضی اختیار داده می شود تا خود نیز در صورت امکان وکیلی را به ادارات مربوطه معرفی نمایند. در واقع چنانچه شخص پناهجو دلایل کافی برای اعلام پناهندگی خود ارائه ندهد وکیل نمی تواند کمک زیادی به تکمیل پرونده پناهجویان بکند بلکه در بسیاری از موارد سئوالاتی که وکلا از پناهجویان مطرح می کنند به مراتب پیچیده تر از سئوالات کارمندان دولت است. وکلا می خواهند بدانند  دلایلی که پناهجویان ارائه می دهند به حد کافی با معیارهای پذیرش پناهندگان همخوانی دارد یا نه و اساسا میخواهند  بدانند دلایل پناهندگی فرد پناهجو چیست و چه مدارکی باخود دارد؟ و آیا شخص متقاضی مدارکی با خود دارد که نشان دهد در کشور خود تحت پیگرد قانونی بوده است؟

چنانچه شخص متقاضی خود دلایل و شواهد روشنی برای اعلام پناهندگی نداشته باشد وکیل هم قادر به  دفاع کافی از پرونده وی نخواهد بود. دفاعیات وکیل همیشه متکی است بر داشتن مدارک و شواهدی که نشان دهد که شخص متقاضی پناهندگی در کشور خود در یک مرجع قضایی محکوم شده و یا نشان دهد که از سوی دادگاهی احضار شده و یا به وی اخطار داده شده است. وکلای مدافع پناهندگان در بسیاری از موارد از شخص متقاضی میخواهند تا اگر در حزبی، سازمانی ویا انجمنی عضویت داشته اند از آنها تائیدیه بگیرند تا بتواند با اتکا به داشتن چنین مدارکی از دلایل پناهندگی شخص متقاضی دفاع کنند. معیارهای پذیرش برای پناهندگانی که دلایل سیاسی ارائه می دهند این است که فرد پناهجو باید ثابت کند که در یک تشکل سیاسی و اجتماعی، یا یک اقلیت مذهبی مسئولیتی داشته و برای پلیس امنیتی آن کشور فردی شناخته شده بوده و نقش فعالی داشته است. پناهندگانی که با مدارک قانونی از کشور خارج می شوند و دلایل فوق را ارائه می دهند باید برای خروج قانونی خود دلایل و شواهد قانع کننده ای به مقامات مهاجرتی ارائه دهند اگر نه گفته ها و دلایل آنها از سوی مقامات مربوطه غیر واقعی تلقی می شود. بنابراین پناهجویان لازم است قبل از مراجعه به وکیل روی جوانب مختلف گفته های خود فکر کنند تا هنگام مراجعه با کمترین تناقض نزد وکیل خود مواجه نشوند. یک شرط اساسی وکلای مدافع پناهندگان این است که به دلایل ارائه شده از سوی موکل خود سمپاتی داشته باشد و دلایل وی را باور کنند. یک شرط  دیگر آنها این است که فرد متقاضی پناهندگی مدارک شناساییش کامل باشد. اگر خانواده دارای فرزند باشند باید مدارک شناسایی فرزند هم با مدارک شناسایی والدین مطابقت داشته باشد در غیر این صورت این احتمال وجود دارد که نسبت به چنین پرونده هایی سلب اعتماد شود. خوب است که مراجعه کنندگان به فدراسیون بویژه آن دسته از متقاضیانی که سئوالات و توضیحات خود را به صورت کتبی  می فرستند با الهام ازاین مطلب سئوالات خود را به صورت دقیق و روشنتر مطرح کنند تا در مورد هر ابهام و ناروشنی که دارند پاسخ دقیقتری از فدراسیون دریافت نمایند.

۱۴ سپتامبر ۲۰۱۰

امروز چهاردهمین روز کمپین تحصن پناهندگان سیاسی ایرانی در آتن میباشد

GetAttachment1

مدرسه ها در آتن باز شده است آیا این کودکان باید به مدرسه بروند یا برای حقوقشان مبارزه کنند؟ اینجا تبدیل به کلاس درس شده کودکان تکالیف خود را در محل کمپین انجام میدهند،دولت یونان همچنان چشمان خود را بسته و رهگذران از کمپین و عکسها بازدید میکنند توریستها و مردم یونان با ما هم دردی میکنند دوربین به دستان سفارتی به بهانه توریست بودن عکس و فیلم از کمپین میگرند.با وجود این که اینجا محوطه دانشگاه میباشد اما پلیس گهگاهی به هر بهانه ای سری به ما میزند.

پناهجویان متحصن در یونان

GetAttachment

کولی های فرانسه سرگردان،فقیر،بی پناه

koli_ha

بسیاری از کولی‌ها بیش آن فقیرند که بتوانند توانایی‌شان در مسافرت به فرانسه را بیازمایند

“ما تروریست نیستیم.” این را لتیشیا مارک، ‌رئیس یک سازمان غیردولتی مربوط به زنان کولی در شهر تیمیشوارا رومانی می‌گوید.

او می‌افزاید:”ما جانی نیستیم. ما مردمی معمولی هستیم که می‌خواهیم زندگی مناسبی داشته باشیم.”

اخراج از فرانسه آن چنان دردآور بوده که کولی‌های غرب رومانی را به واکنش واداشته است.

در حالی که بیشتر تمرکز کولی‌ها روی پیداکردن راه‌های جایگزین برای بقاء خانوادهایشان است، برخی از آنان یک تظاهرات اعتراضی را در شهر تیمیشوارا سازماندهی کرده‌اند. هدف این تظاهرات تلاش برای بهبود ارتباط بین گروه‌های پراکنده کولی‌ها و ایجاد جبهه‌ای واحد از گروههای مدافع حقوق شهروندی کولی‌ها بوده است.

آندراس بوبو، ۳۱ ساله که ساکن دهکده تواگ‌یار در غرب رومانی ا‌ست می‌گوید: “من در کارم با فلزات سروکار داشتم، ‌آهن، ‌مس و آلومینیوم.”” نیکلاس سارکوزی ، رئیس جمهور فرانسه یک فاجعه به تمام معنی‌است “

آندراس بوبو تا سه هفته پیش او در یکی از حدود ۱۴ کمپ کولی‌ها در شهر مارسی در جنوب فرانسه زندگی می‌کرد.اما روزی پلیس سر رسید و به آنها اطلاع داد که کمپ باید به زودی بسته شود و اگر آنها فورا محل را ترک نکنند، ‌پلیس برای این کار به زور متوسل خواهد شد و آنها را به رومانی بازخواهد گرداند. بسیاری از کولی‌ها می‌گویند که “پاکسازی” کمپ نتیجه سیاست های جدید نیکولا سارکوزی‌، ‌رئیس جمهور فرانسه و دولت او مبنی بر “به خانه بازگرداندن مهاجران” است.

اما مقامات فرانسه مدام می‌گویند که آنها کمپ‌های کولی‌ها را به این دلیل تخلیه می‌کنند که افراد مستقر در آن در شرایط نامطلوبی زندگی می‌کنند و این کمپ‌ها زمینه مناسبی برای رشد رفتارهای مجرمانه و قانون شکنانه است. آنها می‌گویند که کولی‌ها به صورت “داوطلبانه” به کشور مادری خود باز می‌گردند.

آقای بوبو می‌گوید: ‌”سارکوزی یک فاجعه به تمام معنی است.”

 

خیلی از کسانی که فرانسه را ترک کردند می‌خواهند هر چه زودتر بازگردند

برادرش ایون توضیح می‌دهد: “تا حالا روابط ما با پلیس فرانسه خوب بوده است. آن‌ها از کمپ ما بازدید کرده‌اند تا مطمئن شوند همه چیز مرتب است. آنها به ما گفته‌اند اگر ما قانون شکنی نکنیم می‌توانیم این جا بمانیم.”

خوابیدن روی زمین لخت

واسیل بلاگا، وزیر توسعه منطقه‌ای رومانی گفته ‌است که هیچ کدام از صدها نفر کولی که بازگردانده شده اند، سابقه جنایی در فرانسه ندارند. برادران بوبو به همراه ۱۱ نفر دیگر از اهالی دهکده‌شان با اتومبیل و اتوبوس به رومانی بازگشته‌اند قبل از آن که (توسط فرانسه‌) اخراج شوند. مرز بین اخراج و بازگشت داوطلبانه چندان مشخص نیست. به همه آنها گفته شده که کاغذی را امضا کنند ولی آنها نمی‌دانند روی این کاغذ چه نوشته شده است. هیچ ترجمه‌ای از این کاغذ به آنها ارائه نشده و زبان فرانسه آنها هم تعریفی ندارد. بعضی‌ها حتی خواندن و نوشتن هم بلد نیستند. رومانی‌ها می‌توانند از کشورشان با داشتن کارت شناسایی پلاستیکی خارج شوند، ‌بنابر این خطر مهر شدن پاسپورت و جلوگیری از بازگشت‌شان وجود ندارد. تحت مقررات ویژه اتحادیه اروپا برای رومانی و بلغارستان که در سال ۲۰۰۷ به آن پیوسته‌اند، ‌شهروندان این کشورها می‌توانند تا سه ماه بدون داشتن مدارک اقامت یا کار در دیگر کشورهای عضو بمانند.

کولی‌های فرانسه

• پس از پیوستن بلغارستان و رومانی به اتحادیه اروپا ، حدودا ۱۲ هزار کولی به فرانسه مهاجرت کردند
• بسیاری از آنها فاقد “اجازه کار” ‌هستند و به همین دلیل در کمپ‌ها زندگی می‌کنند و به گدایی متوسل می‌شوند
• در فرانسه حداقل ۴۰۰ هزارنفر “کوچ نشین” شناخته می‌شوند که رومانیایی تبار بوده و ملیت فرانسوی دارند به همین دلیل کولی‌ها مدام می‌آیند و می‌روند. آندراس بوبو شش سال در مارسی مانده و در این مدت بارها برای مدتی کوتاه به خانه بازگشته است. در حالی که رسانه‌ها تا کنون بیشتر روی این نکته تمرکز کرده اند که در ازای بازگشت داوطلبانه، به هر بزرگسال ۳۰۰ یورو و به هر کودک ۱۰۰ یورو توسط مقامات پرداخت می‌شود، بیشتر کولی‌هایی که من با آنها صحبت کردم ترجیح می‌دانند بدون این پول، به خانه بازگردند و برای این کار دلایل متعددی داشتند.

آنها نمی‌خواستند داغ اخراج بر پیشانی‌شان باشد، از پرواز با هواپیما می‌ترسیدند ولی از همه مهم‌تر، آنها دوست داشتند هر چه زودتر به فرانسه بازگردند. خیلی از آن‌ها یکی دو عضو خانواده‌شان را در مارسی باقی گذاشته‌اند تا از دارایی آن‌ها نگه داری کند و زمینه را برای بازگشت آنها فراهم سازد. گروهی از آن‌ها زیر یک سرپناه در یکی از کمپ‌های باقی مانده زندگی می‌کنند و گروهی دیگر به سادگی روی زمین لخت می‌خوابند. بنابه گفته سازمان خیریه “دکترهای جهان” ۹ کمپ از مجموع ۱۴ کمپ موجود در مارسی تخریب شده‌ است.

‘بی‌نوایی’

.

 

از روزهای رونق شهر کوچک بانلوک واقع در مسیر تواگ‌یار تنها سایه‌ای کمرنگ باقی مانده است. قلعه‌ای که روزی، از این منطقه در مقابل لشکر عثمانیان حفاظت می‌کرد، تبدیل به خرابه‌ای شده که همه جای آن‌را خزه پوشانده. پول اختصاص داده شده برای ترمیم آن هنگامی که دیوارهای خارجی‌اش مرمت شد، به اتمام رسید. یک گروه از کولی‌ها در کنار یک دیوار متعلق به قرون وسطی در حال بریدن هیزم برای سوزاندن هستند. یک الاغ به تنهایی برای جابه جا کردن بار هیزم تقلا می کند، باری که با تعادل نیم‌بندی روی یک کالسکه بار شده است.

در خیابانی در حاشیه شهر، کولی‌هایی که تازه بازگشته‌اند، آن قدر عصبانی هستند که نمی‌توان با آن‌ها صحبت کرد. یک پسرک نوجوان از من می‌پرسد: “‌آیا برای ما غذا آورده‌اید؟ ‌یا کاری برایمان سراغ دارید؟ آمده‌اید کمک کنید یا این که برای بی‌نوایی ما دلسوزی کنید؟” در میان آن‌ها مردی بود که او را شوهر لنا کنستانتین می‌خواندند؛ همسرش در ۴۸ سالگی به دلیل سکته قلبی مرده بود، درست هنگامی که به خانواده آنها گفته بودند که به زودی از فرانسه اخراج خواهند شد. خانواده‌اش به شدت بدهکار بود. او آن قدر غمگین بود که نتوانست صحبت کند.

به ما گفتند که کشیش ارتودوکس آن محل برای انجام مراسم کفن و دفنی مناسب برای خانم کنستانتین تقاضای ۱۰۰۰ یورو پول کرده است. به رغم فقر ظاهری، ‌تمام اعضای دهکده دست به دست هم داده‌اند تا این مقدار پول را فراهم کنند.

 

گروه‌های مدافع حقوق بشر می‌گویند که زندگی کولی‌ها مورد تهدید واقع شده‌

زنی که ۴ سال در مارسی به گدایی مشغول بوده و ماه پیش اخراج شده، می‌گوید: ‌”فرانسوی‌ها خیلی دست و دلباز و مهربان‌اند.”محل‌های مورد علاقه او برای گدایی، کنار اداره پست و یک نانوایی بزرگ بوده. او می‌گوید: “‌مردم دل‌شان برای من می‌سوخت. بعضی‌ها همیشه چیزی به من می‌دادند.” در میان کسانی که با آنها صحبت کردم تنها یک زن بود که در مورد بازگشتن دودل بود. او می‌گفت دیگر از پلیس می‌ترسد و نگران سلامت شکننده خود است.

 به نقل از سایت بی بی سی

چند خبر پناهندگی

از سرنوشت ۴۹۴ کودک، خبری در دست نیست!

از سرنوشت ۴۹۴ کودک از ۶۶۰ کودکی که تا نیمه اول سال جارى (تا ماه ژوئن) توسط اداره‌ی مهاجرت سوئد به عنوان گم شده ثبت و اعلام شده بودند، هنوز خبری در دست نیست.
این خبر در مورد کودکان زیر ۱۸ سال تنهای پناهجوست، اما شامل کسانى که تقاضای اجازه اقامت بواسطه‌ی پیوند خانوادگی در سوئد کرده یا در ارتباط با کسانى که در سوئد اقامت داشته و پیش‌تر خود را بعنوان سرپرست یا بستگان این کودکان معرفی کرده‌بوده‌اند، نیز می‌شود.

در یک مقاله‌ی مشترک که توسط هلنا کارلنHelena Karlén  رئیس سازمان غیردولتی ECPATانجمن فعالیت علیه پورنوگرافى کودکان و قاچاق انسان و کاتارینا مولین Katarina Mohlin  دبیر بخش ارتباطات سازمان بیمه‌ی ایف IF در روزنامه‌ی داگنز نیهتر Dagens Nyheter منتشر شده است، از مقامات اداره‌ی کل امور مهاجرت، اداره‌ی امور اجتماعی و پلیس در بکارگرفتن رویکردی جامع در جلوگیری از ناپدید شدن کودکان را خواستار شده است.
نویسندگان این مقاله با اشاره به امکان استفاده از آزمایش دی ان ای DNA-analys در مورد پناهندگانی که سوء ظن وجود دارد، استفاده شود. در حال حاضر این امکان تنها در موارد مربوط به اجازه اقامت بر اساس پیوند خانوادگی مجاز است و نه موارد پناهجویی.

تظاهرات پناهندگان و پناهجویان ایرانی در شهر اربیل عراق

بنا به خبر دریافتی روز چهارشنبه ۲۷ مردادماه بیش از ۲۵۰ پناهنده ایرانی ساکن استان های سلیمانیه و اربیل (هولیر) کردستان عراق در اعتراض به عدم رسیدگی مسئولین کمیساریای پناهندگان سازمان ملل به درخواست هایشان اقدام به برگزاری تظاهرات در مقابل دفتر این سازمان در شهر اربیل نمودند.

شرکت کنندگان در این تظاهرات اعتراضی که در واکنش به عدم توجه مقامات سازمان ملل به وضعیت پناهندگان و پناهجویان سیاسی کردستان ایران ساکن کردستان عراق صورت پذیرفت، قطعنامه ای به قرار ذیل مشتمل بر ۶ بند را تنظیم و به اطلاع نماینده سازمان ملل که برای گفتگو با نمایندگان پناهندگان و پناهجویان در محل حاضر شده بود، رساندند.

۱- اقدام جهت اعزام کلیه پناهندگانی که از سوی سازمان ملل پناهنده شناخته شده اند و برای سال های متمادی در کردستان عراق به سر می برند.

۲- برگزاری مصاحبه دوم کلیه پناهندگان و اقدام جهت اعزام آنان به کشور ثالث.

۳- تامین مالی کلیه پناهندگان تا لحظه اعزام به کشور ثالث.

۴- معالجه کلیه پناهندگان در داخل عراق و یا خارج از این کشور توسط سازمان ملل که طی مدت حضور در کردستان عراق بیمار شده اند.

۵- حفظ امنیت کلیه پناهندگان سیاسی از سوی سازمان ملل.

۶- ایجاد امکان دیدار و گفتگو هر دو هفته یکبار پناهندگان با مقامات سازمان ملل در خصوص مشکلات و مسائلی که با آن دست به گریبان هستند.

در پایان مقامات محلی سازمان ملل قول دادند که خواست های پناهندگان را به اطلاع مقامات ارشد این سازمان خواهند رساند. حاضرین در این تظاهرات اعلام کردند در صورتی که به خواست های آنان رسیدگی نگردد مجددا دست به تجمع و اعتراض در دو استان سلیمانیه و هولیر خواهند زد. (پارس دیلی نیوز)

دیپلمات سابق ایران از فنلاند درخواست پناهندگی میکند

حسین علیزاده، دیپلمات سفارت ایران در هلسینکی، که هفته گذشته از مقام خود استعفا داده بود، روز دوشنبه اعلام کرد که از فنلاند درخواست پناهندگی می‌کند.وی که رایزن سوم سفارت ایران در فنلاند و معاون سرپرست نمایندگی ایران در این کشور بوده است، به خبرنگاران گفته است به این دلیل استعفا داده که نمی‌خواسته «تقلب» در نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ را بپذیرد.

آقای علیزاده می‌گوید: “من به ایران باز نمی‌گردم چرا که با مجازات روبه‌رو خواهم شد. من به عنوان یک فعال سیاسی در خارج می‌مانم”. وی افزوده است که قرار است که درخواست پناهندگی خود را به دولت فنلاند ارائه کند. به گزارش خبرگزاری فرانسه، سفارت ایران در هلسینکی حاضر نشده است تا درباره درخواست پناهندگی این دیپلمات ایرانی اظهار نظر کند.

حسین علیزاده دومین دیپلمات ایرانی در اروپاست که مى‌گوید در اعتراض به نتیجه انتخابات دهم ریاست جمهورى از مقام خود کناره‌گیری کرده است.  هفتم ژانویه گذشته نیز محمدرضا حیدری، کنسول ایران در نروژ از سمت خود استعفا داد و از این کشور درخواست پناهندگی کرد.

کناره‌گیری «اعتراض‌آمیز» حسین علیزاده از سفارت ایران در فنلاند با واکنش سخنگوى وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی روبه‌رو شد که گفته بود: “مأموریت علیزاده ۲۹ مرداد ماه خاتمه یافته و وی درخواست کرده تا پایان امتحانات فرزندانش در هلسینکی بماند.” این اظهارات واکنش آقای علیزاده را به دنبال داشت و وی در گفت‌وگو با رادیو فردا سخنان رامین مهمانپرست را رد کرد.

وی گفت: “من نه نفر اول هستم نه مطمئن باشید که نفر آخر هستم. اصلاً شما فرض کنید که حرکت ما از غرض ‌ورزی شخصی است. ما می‌خواهیم در اروپا متمتع شویم و صفا کنیم. اما آقای مهمانپرست من از درد ملت می‌گویم. مغولان اگر با ما این کار را کردند، مغول بودند”. آقای علیزاده پیشتر در گفت ‌وگو با خبرگزاری فرانسه با حمله به دولت احمدی‌نژاد گفته بود: “او یک خطر عظیم برای همگان است. او نه تنها برای جهان و منطقه بلکه برای ایرانیان خطرناک است”.

کاردار موقت پیشین سفارت جمهوری اسلامی در فنلاند، متأهل و دارای سه فرزند است و سابقه ۲۱ سال کار در وزارت امور خارجه ایران را دارد. وی مدتی نیز در نمایندگی‌های ایران در بلغارستان و مصر انجام وظیفه کرده ‌است.

یک دیپلمات دیگر رژیم در اروپا به مردم پیوست (بلژیک)

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، یک دیپلمات سفارت جمهوری اسلامی در بروکسل پایتخت بلژیک به غرب پناهنده شده است. وی فرزاد فرهنگیان نام دارد و وابسته مطبوعاتی سفارت جمهوری اسلامی در بروکسل بوده است. پناهنده شدن این دیپلمات رژیم تهران به غرب دو روز پس از جدا شدن یک دیپلمات دیگر جمهوری اسلامی در فنلاند صورت می گیرد.

بدنبال انتخابات ژوئن ۲۰۰۹ و رویدادهای پس از آن تا کنون چندین تن از دیپلماتهای جمهوری اسلامی بویژه در اروپا و آسیا از این رژیم جدا شده و به جنبش اعتراضی مردم ایران پیوسته اند. اکثر این دیپلماتها از کشورهای اروپایی تقاضای پناهندگی سیاسی کرده اند.

نماینده خامنه ای: فوتبال حرام است/ورزشکاران پناهنده نشوند

ایلنا: نماینده ولی فقیه وامام جمعه کاشان گفت : برای کشور ما مایه ننگ است که وقتی که بعضی ازتیم های ورزشی ما برای شرکت درمسابقات بین المللی به کشورهای دیگر می روند و از بعضی تپه ها می گذرند به آن کشور پناهنده می شوند

آیت الله نمازی ، نماینده ولی فقیه وامام جمعه کاشان درمراسم تجلیل از بازیکنان تیم والیبال بارینچ اسانس کاشان که با حضورهوشنگ عشایری مدیرکل راه وترابری ورئیس هیئت والیبال استان اصفهان ،حیدریان معاون مدیرکل ورئیس اداره تربیت بدنی کاشان ،معاون سیاسی اجتماعی فرمانداری ویژه کاشان ،سرپرستان هیئت های ورزشی ومسئولین شهرستان کاشان درمحل سالن طلائیه سپاه صاحب الزمان کاشان برگزارشد ‏، ابراز تاسف کرد که چرا برخی ورزشکاران ایرانی به کشورهای خارجی پناهنده می شوند.
به گزارش ایلنا در کاشان ، نمازی طی سخنانی گفت : در نظام جمهوری اسلامی ایران ودیگر نظام های سیاسی دنیا ما یک فرق ویک مغایرات اساسی داریم و آن این است که نظام ما مبتنی بر “توحید” است .
امام جمعه کاشان با اشاره به اینکه اقتصاد ما وعلمی که می آموزیم دردنیا باید طوری باشد که انسان را به خدا نزدیک کند خاطرنشان کرد: “علمی که انسان را به خدا نزدیک نکند هیچ ارزشی ندارد.” عضو خبرگان رهبری ورزش را مقدمه ای دانست که برای سلامت جسم ورزش یک کار مقدماتی است و کما اینکه علم هم مقدمه ای است دررسیدن به خدا می باشد یاد آوری نمود: یک ورزشکارایرانی درنظام اسلامی باید ورزشش همانند اقتصاد، علم، ارتش، و پیروزی بانوان وجوانان در صحنه های بیت المللی برای دنیا پیام آور وانقلابی باشد.

 
آیت الله نمازی با تاکید بربه اینکه یک ورزشکارایرانی باید درسکوی ورزش درجهت ترویج دین اسلام فعالیت کند خاطرنشان کرد: هنر ورزشکار ومدیران وسرپرستان ومربیان ورزشی کشورجمهوری اسلامی ایران دراین است که بتوانند ورزش را با محتوای توحیدی آن آموزش وترویج دهند کما اینکه با مراجعه یک ورزشکاربا محتوای توحیدی درصحنه بین المللی باعث خواهد شد که عده ای تحت تاثیررفتارش قرارگیرند ومسلمان شوند،همانند یک خانم استرالیایی که دربازی فوتبال ایران با این کشورتحت تاثیر قرارگرفت ومسلمان شد.

امام جمعه کاشان با بیان اینکه کشورما یک کشور انقلابی است نه یک قدرت عادی تصریح کرد: همه چیز ما باید درراستای رسیدن به هدف اصلی که توحید می باشد جهت داده شود . وی سرپرستان مربیان ومدیران ورزش را به رعایت دوچیز درورزش توصیه نمود وخاطرنشان کرد: ورزش باید ازنگاه فقه و اخلاق ورزشی مورد توجه جدی قرارگیرد وفوتبالی که درآن پای همدیگر را به عمد بشکنند حرام است ودرنظام جمهوری اسلامی ایران باید جای خود را دراین دوچیز که فقه واخلاق ورزشی است عوض وگنجانده شود.
عضو خبرگان رهبری با تکید براینکه ورزشکار ما از نظر معرفتی باید به جایی برسد که جاذبه های دنیا درنگاه او خیره کننده نباشد، افزود: برای کشور ما مایه ننگ است که بعضی ازتیم های ورزشی ما وقتی برای شرکت درمسابقات بین اللمللی به کشورهای دیگر می روند و از بعضی تپه ها می گذرند به آن کشور پناهنده می شوند .

تغییر در رویه‌قضایی اخراج پناهجویان

اداره‌ى کل امور مهاجرت Migrationsverket

ادارهى کل امور مهاجرت سوئد در سال ۲۰۰۸ تصمیم گرفت که کودکان پناهجوی تنها را به یونان اخراج نکند و پروندهی این پناهجویان در سوئد بررسی شود. به رئیس دادگاه ادارهی کل امور مهاجرت، مشکل، روند پناهندهپذیری یونان نبوده است، بلکه دلیل عدم اخراج کودکان این بوده است که با کودکان بر خلاف کنوانسیونهاى بینالمللى رفتار میشده.

دادگاه مهاجرت مالمو اخیراً از بازگرداندن دو پناهجوی بزرگسال و سه کودک به یونان خودداری کرده است.
دادگاه امور مهاجرت در مالمو روند پناهنده‌پذیری در یونان را غیر قابل قبول دانست. دیروز این دادگاه تصمیم گرفت که برخلاف پیمان دابلین عمل کرده و ۵ پناهجویی را که در یونان بعنوان اولین کشور تقاضای پناهندگی کرده و ثبت شده بودند را به این کشور بازپس نفرستد. در حال حاظر و برای مدت زمانی نامشخص، این افراد اجازه خواهند داشت که در سوئد اقامت داشته باشند.
بنابه گفته‌ی مارتین آلتن‌هامار Martin Altenhammar قاضی دادگاه بدوی، کمبودهای بزرگی در روند پناهندگى یونان وجود دارد و او مى‌خواهد که سوئد مسئولیت تجدیدنظر در این مورد را عهده‌دار شود.
او در این باره می‌گوید:
– موضوع تضمین حق پناهندگى است و اینکه افراد به کشورهاى جنگ‌زده فرستاده نشوند. آنجاست که خطرات جدى وجود دارند و این خطرات آنقدر هستند که در این موارد سوئد خود مسئولیت تجدیدنظر در مورد تقاضاهاى پناهندگى را به‌عهده بگیرد.
بنابه گفته‌ی اداره‌ی کل امور مهاجرت،  با وجود انتقادهای چندین سازمان مدافع حقوق بشر، سال گذشته ۱۲۴ پناهجو و تا ماه اوت سال جارى  ۵۵ نفر از سوئد به یونان بازگردانده شده‌اند.
مادلین سیدلیتز Madelaine Seidlitz، حقوقدان سازمان عفو بین الملل Amnesty، از این تصمیم استقبال می‌کند:
او در این باره می‌گوید:
– بدیهى است که می‌‌توان گفت این تصمیم مى‌توانست پیش‌تر گرفته ‌شود، ما هم همین فکر را می‌کنیم و به این کمبودها از سال ۲۰۰۵ که حتا پیش از آن زمان هم وجود داشته، انتقاد کرده‌ایم، اما با این‌وجود، در حال حاضر ما از این تصمیم استقبال می‌کنیم.
او در پاسخ به این پرسش که این حکم چه عواقبی ممکن است داشته باشد می‌گوید:
– باید دید که آیا اداره‌ی کل امور مهاجرت در مورد این حکم از دادگاه عالی مهاجرت Migrationsöverdomstolen درخواست تجدید نظر خواهد کرد یا خیر. آنوقت این آنها هستند که در نهایت باید با یک اظهار نظر مشخص بیایند که این نظر به یک رویه‌قضایی تبدیل شود.
بر اساس کنوانسیون دوبلین، افرادی که به دلیل تحت‌تعقیب بودن و جنگ از کشورشان فرار می‌کنند، در وهله اول باید درخواست پناهندگی خود را به اولین کشور عضو اتحادیه اروپا که می‌رسند اعلام نمایند.
اما در درون اتحادیه اروپا تفاوت‌های زیادی در روند پناهندگی وجود دارد. ایرادهایی که در روند پناهندگی یونانی وجود دارد موضوعی‌است که چندین سازمان مدافع حقوق بشر بارها به آن اشاره کرده‌اند. اما رئیس دادگاه اداره‌ی کل  امور مهاجرت میکائل ریبن‌ویک  Mikael Ribbenvikمی‌گوید:
مشکلاتی که در روند پناهندگی در یونان وجود دارند از آن ویژ‌گی‌های که منجر به تغییر در رویه‌قضایی موجود بشوند، نیستند. او با اشاره و مقایسه دادگاه‌های استکهلم و گوتنبرگ، نسبت به مالمو به اختلاف در نحوه عمل این دادگاه‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید: به‌ویژه، این روش یعنی روش دادگاه مالمو شیوه تغییر در رویه‌قضایی نیست.

 

عروس و دامادهای غیر قانونی مواظب باشند, پلیس دستگیر می کند
 
استکهلمیان – به گفته مرکز اطلاعات ایرانیان به استکهلمیان, پلیس شهر مالمو در ایالت اسکونه سوئد بصورت مرتب و سیستماتیک لیست نام و تاریخ تولد افرادی که در لیست مراسم ازدواج شهرداری قرار دارند را کنترل می کند تا اشخاصی را که بصورت غیر قانونی در سوئد بسر می برند شناسایی نماید.
 
 اینگونه افراد می توانند از جمله متقاضیان پناهندگی باشند که بدرخواست پناهندگی خود پاسخ منفی گرفته اند. پلیس مالمو پس از آن در مراسم عروسی ظاهر شده و عروس و دامادی را که بصورت غیر قانونی در سوئد بسر می برد بازداشت می کند.
 
 اداره مهاجرت و کلیسای سوئد انتقادات شدیدی نسبت به این شیوه عمل پلیس مالمو ابراز داشته اند.
 
 بدنبال این اعتراضات شهرداری شهر مالمو تصمیم گرفته است که تنها نام افرادی را که در لیست ازدواج شهرداری قرار دارند را تحویل داده و از ارائه تاریح تولد افراد خودداری نماید. تصمیمی که کار شناسایی افراد توسط پلیس را مشکلتر خواهد نمود.
 
 یک افسر پلیس مالمو در این رابطه به رادیو سوئد گفت: “این تصمیم کار ما را مشکل تر خواهد کرد. مجبور خواهیم شد که از بانکهای اطلاعاتی دیگری استفاده کنیم. اما در ادامه نیز افرادی را که بصورت غیر قانونی در سوئد بسر می برند در هنگام ازدواج بازداشت خواهیم نمود.”
 
 به گفته مرکز اطلاعات ایرانیان گزارشی مبنی اینکه پلیس دیگر ایالت های سوئد نیز این روش را اعمال نمایند در دست نیست اما با وجود این به زوجهایی که یکی از آنها بصورت غیر قانونی در سوئد بسر می برند توصیه می شود که در هر حال جانب احتیاط را رعایت نمایند.

 

 

مهرداد کریمی،چرا مرتد شدم ۲

Mehrdad_Karimi_111_x_127

همانطور که در مقا له قبل {چرا مرتد شدم} اشاره کردم هدف از تغییر دین تعویض وجای گزین کردن دین دیگر نبود.                                       

هدف روشن کردن ذهن ودید جامعه نسبت به تعصب و خرافات دینی جایگزینعقل وخرد در جامعه است.                                                        

از مکان اتصال خرافات به دین تاریخ دقیقی در دسترس نیست.               

هدف تولید این خرافات می تواند مشکلات زیادی که بر سر راه رشد وتبلیغ این ادیان وجود داشته تعبیر بشه،ترس از عالم وموجوداتی که به چشم دیده نشده است،و قابل لمس هم نیستند.  شیاطین وفرشتگان که از دو مکان بهشت وجهنم می ایند.که برای این دو گروه کارهای خاصی تعریف شده است.                                          ولی کسی اینها را ندیده ،فقط سینه به سینه نقل شده و عده انسان احمق آنها را با قلم خیال پرداز خود پرو بال داده وبه تصویر کشیده اند.

(توهمات یک ذهن بیمار ،اینان برای اینکه حقانیت خود را به مردم ثابت کنند،متوصل به دروغ و خیال پردازی می شوند،تا عده ای انسان ساده و نا آگاه را پیرامون خود گرد آورند.بدین وسیله حکومت دینی به راه انداخته مردم را به منجلابی می اندازند که تا ابد فراری از آن نیست.)می گویند مسیح مردگان را زنده می کرد، این فقط حرف است کسی هم ندیده ،ولی همه ما این داستان را شنیده ایم جای سئوال است که چرا خداوند قادر و توانا این قدرت عظیم را به محمد نداد تا محمد هم ادعای زنده کردن مردگان را بکند به نظر من این تبعیذ است که به پسر خود داد ولی به محمد نه…چرا!!!

(علی دشتی) یکی از این توهمات را چنین تقد می کند. که من به طور خلاصه در اینجا بیان می کنم.

روایت می کنند که محمد آماده ی معراج می شود،زمان آن که فرا می رسد جبرائیل به همراه حیوانی پرنده بر محمد نازل می شود.که این حیوان نه شبیح اسب است نه شتر شاید  مابین این دو محمد سوار بر این حیوان بالدار به معراج می رود.حالا، اگر وحی وجود دارد چه نیازی به معراج رفتن است،بر حسب ضرورت رفتن لازم،

دیگر حیوان بالدار چه معنی میدهد..!!!

{واقعا شما از خود بپرسید چه نیازی به این اراجیف وجود دارد.}

وقتی به تعداد این افراد گزافه گو اضافه شد وهر روز دروغ های شاخ دار تر گفتند،عده ای از اقشار جامعه خود را از جلگه ی این روان پریشان جدا کرده و با تکیه به خرد گرائی تمام این موضوعات رارد ومنکر آنها شدند.به این افراد لقب آتئیست می گویند ،که من خود را از جمله این افراد می دانم.

در ادامه مطالب با استناد به کتب و جزوات مختلف در این زمینه به شرح آتئیست ونظریات آنان خواهم پرداخت.

احمقان در دل می گویند{خدایی وجود ندارد} آنها فاسدانی هستند زشت کار، هیچ یک از نیکوکاران نیستند.(مزامیر،عهد عتیق،۱.۱۴)                                 

تئیسم به عنوان باور به خدا یا خدایان تعریف می شود.واژه ی(تئیسم)گاهی برای اطلاق به باور به قسم خاصی از خدا ،خدای شخصی ادیان توحیدی به کار می رود. تئیسم برای نامیدن باور به هر نوع خدا یا خدایان استعمال می شود.                                                                                   

پیشوند (ا) به معنای فاقد است،پس معنای تحت الفظی واژه ی (ا/تئیسم) ،فاقد تئیسم یا فاقد باور به وجود خدا یا خدایان است. بنابر این، اتئیسم، فقدان باور تئیستی است. کسی را که به وجود خدا یا هر موجود ماورا طبیعی باور ندارد اتئیست می خوانند.                                                                 

 اسطوره  اتئیسم

عبارت فوق که به کرات نقل قول شده،نگرش اغلب دینداران معمولی نسبت به اتئیسم است.                                                                                                                      

اتئیسم(یا بیخدایی) چه بسا کم اقبال ترین وناشناخته ترین دیدگاه فلسفی در میان آمریکاییان معاصر باشد.                                                           

اغلب با ترس و ناباوری بدان می نگرند،انگار که این آموزه از پلیدی های بسیار از بی اخلاقی، بد بینی و کمونیسم گرفته، تا نهیلیسم تمام عیار پشتیبانی می کند.                                                                               

معمولا تصور می کنند که اتئیسم تهدیدی برای فرد و جامعه است . فیلسوفی در مورد آن می نویسد که آتئیسم علم است که از خرد و ترس از خدا تهی گشته و مستقیما ما را به پلید ترین رذایل جنگ مدرن راه می برد.                    

اخیرا وینسنت میچلی ادعا کرد که هر صورتی از آتئیسم ، حتی اگر با نیت خیر آغاز شده باشد، فرد را از درون میفشرد،فرو می پاشد، وبه بردگی می گیرد،وسرانجام،هنگامی که این آفت در میان آدمیان همه گیر شد.کل جامعه را به انقیاد می کشد ونابود می کند.                                 

دین مداران با تعبیرهای این چنینی از آتئیسم ،که آن را شروقوه ای مخرب می شمرند،در طول تاریخ مجازات های گوناگونی را برای آتئیست ها وضع کرده اند . افلاطون در تلاش برای تاسیس دولت آرمانی، مجازات ارتکاب کفر را برای بار نخست پنج سال زندان و برای بار دوم مرگ تعیین کرد. عیسی ، که به عنوان سمبل عشق وشفقت عرضه می شود،تهدید می کرد که کافران در کوره ی آتش افکنده خواهند شد.که در آن آدمیان می گریند ودندان به

هم می سایند به مانند انبوه دانه هایی که در آتش بریان می شوند…( انجیل متی ۱۳.۴۰.۴۲)

توماس آکویناس، الاهیدان قرون وسطی،فکر می کردکه گناه کفر بزرگ تر از هر گناهی است که از سستی اخلاق ناشی می شود، توصیه می کرد که ملحد پس از سومین بار ارتکاب العاد توسط مرگ از عرصه گیتی محو شود.  در سال۱۸۷۱،دیوان عالی ایالت تنسی این حکم جالب توجه را صادر کرد. شخصی که جسورانه اعلام می کند که به خدا اعتقاد ندارد،چنان بی پروا و چنان فاقد مسئولیت اخلاقی می باشد که،اندک کسانی استماع یا قبول سخن او را در محاکم یک کشور مسیحی می پذیرند. اگر چه اتئیسم ویژگی سلبی دارد،لزوما مخرب نیست.هنگامی که آتئیسم برای محو خرافات و اثرات مخرب آن به کار می رود، رویکردی نیکخواه وسازند می یابد.هوا را پاکسازی می کند،چنانکه بوده،و در را به روی اصول مثبت وفلسفه های می گشاید که بر پایه ی توانایی اندیشه و فهم بشری باشند ونه خرافات اهمیت آتئیسم به خاطر اهمیت تئیسم است.موضوع خدا،موضوعی پرت وانتزاعی نیست .که تاثیر نا چیزی در زندگی آدمیان داشته باشد.   

بر عکس ،خدا هسته ادیان غربی است به ویژه ادیان سنت یهودی ومسیحی وشامل نظامی از آموزه هاست که به هر شاخه ی مهمی ار فلسفه ارتباط می یابند. اگر کسی ، باور داشته باشد که تئیسم نه تنها غلط است، بلکه برای بشر مهلک هم هست،آنگاه گزینش میان تئیسم وآتئیسم اهمیت شگرف می یابد. اگر آتئیسم را صرفا یک ایده انتزاعی بدانیم،میتوان آن را بدون بحث وجدل کنار نهاد .اما هماهنگی که آن را زمینه مناسب اش برسی کنیم در چار چوب مضامین تاریخی ،فرهنگ،فلسفی،و روانشناختی آن پرسش از باور به خدا از مهمترین موضوعات زمانه ی ما می شود.                                     

انسانی که حقیقتا معتقد به عملکرد جهانشمول قوانین علیت است،ایده این که موجودی هست ودر رودادها دخالت دارد، را قبول نمی کند.او به مذهب هراس ترس، و به برابری مختصر برای جامعه ویا مذهب اخلاقی نیازی ندارد.  (آلبرت انیشتین ) 

 این مطلب ادامه خواهد داشت و امیدوارم که بتوانم هر چه بیشتر تحقیقات و نظرات خود را بیان کرده و با شما در میان بگذارم تا هر چه بیشتر با خرافه ای به نام دین آشنا شوید. مشکل ما در کشوری به نام ایران این است که اجازه بیان نظرات خود را نداریم اگر بگوییم و چنین بگوییم که دین چیست، به جرم ارتداد روانه زندان شده و حتی حکم اعدام خواهیم گرفت. پس راه خروج از کشور و زندگی در تبعید را پیش میگیرم چرا که نمیشود در ایران تحت حاکمیت ملایان آزادانه زندگی کرد، آزادانه اندیشید و آزادانه حرف زد. در ایران تحت حاکمیت رژیم کثیف اسلامی روزمرگی میکنیم و این سرنوشت ۷۰ میلیون مردم ساکن این کشور است.

مرگ بر حکومت اسلامی                                                                                                                                         

 

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی