abe

عبدالله اسدی.چند نکته با متقاضيان پناهندگي در مورد پاسخ به نامه ها

abe

در اين مطلب مي خواهم توجه متقاضيان پناهندگي را به نکاتي در مورد نامه هاي ارسالي جلب کنم. توجه داشته باشيد که کارهاي کتبي و نوشتاري يک جنبه مهم از فعاليت فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني است ولي براي اطلاع شما، هشتاد درصد از نامه هاي رسيده که جهت گرفتن کمک و راهنمائي ارسال مي شود و صدها تاييديه که براي افراد نوشته مي شود و صدها مشاوره تلفني، حضوري و دهها مورد اسکان اوليه پناهجويان جديد و فراري از کمپها انتشار علني پيدا نمي کند. دليل نوشتن اين مطلب براي توجهي است که متقاضيان کمک بايد موقع نوشتن نامه ها و طرح سئوالاتشان در نظر بگيرند. 

 

۱- تعداد نامه هايي که بطور روزانه به فدراسيون ارسال مي شود بسيار بيشتر از آن است که بتوان به همه آنها پاسخ داد؛ با اينحال سعي ما اينست که به هر کدام از نامه ها طوري پاسخ بدهيم که با توجه به انتشار علني برخي از آنها تعداد بيشتري از جستجوگران از آن استفاده کنند.

۲- بسياري از اين نامه ها نادقيق و بعضا نامفهوم هستند بطوري که بخشا متوجه نمي شويم که شخص متقاضي پناهندگي خواستار چه نوع کمک و راهنمائي از فدراسيون شده است و ما بايد به کدام جنبه از سئوالات وي پاسخ بدهيم. براي مثال دوستي از ايران مينويسد من ميخواهم به فرانسه بروم و از آن کشور تقاضاي پناهندگي کنم، چه کار بايد بکنم؟

اين سؤال ظاهرا يک سؤال است اما پاسخ به چنين سئوالي انتها ندارد. بنابراين طرح چنين سئوالي براي ما بسيار وقت گير و خسته کننده است به طوري که يا بايد از پاسخ به آن امتناع کنيم يا بايد با جزئيات شرايط پناهندگي در فرانسه و حتي مسير رسيدن به آن کشور را توضيح دهيم. از اين نظر وقتي که در مقابل چنين سئوالي قرار مي گيريم فرضمان اين خواهد بود که کسي که به اين شکل سئوال مطرح مي کند هنوز کمترين اطلاعي در مورد پناهندگي و شرايط پذيرش پناهنده ندارد در نتيجه ما بايد از ابتدايي ترين تا مهمترين مسائل پناهندگي را در پاسخ  به چنين سئوالي توضيح دهيم.

 

۳- سئوال ديگري که معمولا زياد طرح مي شود اين است که “چگونه ميتوانيم به اروپا بيايم؟” خوب، توضيح اين موضوع در يک نامه کوتاه غير ممکن است. براي رسيدن به اروپا راههاي متفاوتي وجود دارد. براي مثال، يک نفر ممکن است با ويزاي قانوني وارد شود و نفر ديگري از راه غير قانوني. ولي در چنين اوضاعي نبايد بيگدار به آب زد. براي نمونه کسي که تصميم ميگيرد به ترکيه برود و از کميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل درخواست پناهندگي کند، مشخص نيست که چند سال بايد در شرايط سخت پناهندگي ترکيه در انتظار پاسخ يو ان و در انتظار رفتن به کشور سوم باشد بنابراين بايد حساب وضعيت مالي خود را کرده و توان مالي خود را در نظر گرفته باشد. بايد در نظر داشت که ممکن است يو ان هيچ نوع کمک مالي به يک متقاضي پناهندگي  نکند و هيچ وقت هم کاري پيدا نکند، در نتيجه بايد تمام اين مخاطرات را در جزئيات بررسي نمايد.

۴- فدراسيون نمي تواند کوه به کوه، کشور به کشور و شهر به شهر را در پاسخ به  سئوال کتبي يک متضاضي پناهندگي توضيح دهد و بنويسد در مرز دانمارک و آلمان مرزبان وجود دارد يا ندارد ولي در مرز ايتاليا و سوئيس کنترل مرزي مثلا شديد تر است. بنابراين پاسخ ما به متقاضياني که مي پرسند چگونه به اروپا بيايم نميتواند پاسخ دقيقي براي شخص متقاضي باشد بخاطر اينکه همين يک سؤال چندين پاسخ را در بر ميگيرد. توصيه ما به متقاضيان کمک اين است که براي هر نوع اطلاعاتي بايد بطور مشخص سؤال کنند تا به طور مشخص پاسخ درست و دقيق بگيرند. مثلا سؤال در مورد ويزا که “اگر من با ويزاي قانوني به اتريش بروم و از آن کشور درخواست پناهندگي کنم چه ميشود؟” اين يک سؤال مشخص است. يا اينکه “پناهندگي به چه افرادي و با چه مشخصاتي تعلق ميگيرد؟” و “آيا به کساني که بخواهند از طريق مثلا سرمايه گذاري وارد شوند پناهندگي به آنها تعلق ميگيرد؟” يا سئوال شود “شاخصهاي پذيرش يک پناهنده چيست؟”، “پناهندگي اجتماعي چيست؟ آيا من ميتوانم فقط بخاطر مثلا بستگانم که مقيم دانمارک هستند اقامت بگيرم؟” و يا سؤال شود که “اقامت از طريق ازدواج چگونه صورت ميگيرد؟” يا مثلا سئوال شود چه مدارکي براي اعلام پناهندگي لازم است؟ دارندگان ويزاي قانوني چه آيا آنها هم مي توانند در خواست پناهندگي کنند؟ اين نوع سئوالات، سئوالات مشخصي هستند و پاسخ ما به هر کدام از آنها براي متقاضايان پناهندگي واضحتر خواهد بود.

 

۵- اجازه بدهيد که به سراغ دسته ديگري از سؤالات مطرح شده برويم. پرسيده ميشود “کدام کشور بهتر است؟” اين يک سؤال ناروشن است و مشخص نمي کند که منظور از اينکه کدام  کشور بهتراست چيست؟ آيا مثلا براي زندگي بهتر است و يا براي پذيرش بيشتر پناهندگان؟ چنين سؤالاتي بايد کاملا تفکيک شوند و بطور جداگانه مطرح شوند.  

 

۶- سئوالات ديگري از اين دست بسيار پرسيده ميشود، مثلا “چه کيسي بهترپاسخ ميگيرد؟”  طرح چنين سؤالاتي به اين شکل، پاسخ بسيار طولانيتري از ما ميطلبد چون در يک کلام گفتن اينکه مثلا کيس مذهبي بهتر است يا کيس اجتماعي، کيس سياسي بهتر است يا همجنسگرايي، پاسخ ما به هرکدام از آنها مثبت است ولي کافي نيست، همان طور که گفتم پاسخ ما به هرچهار سئوال مثبت است براي اينکه هرکدام از آنها جزء شاخصهاي پذيرش پناهندگي بر اساس مفاد کنوانسيون ژنو هستند ولي اگر به اين اکتفا کنيم که هرکدام از آنها براي درخواست پناهندگي مناسب است پاسخ درستي به سئوال مطرح شده نداده ايم مگر اينکه معني عملي هرکدام از کيسهاي فوق را حداقل در نيم صفحه آچهار توضيح داده باشيم تا حداقل براي خودمان روشن باشد که شخص متقاضي پناهندگي را متوجه اهميت  هر کدام از آن کيسها در جزئيات بيشتري کرده باشيم. بنا براين سئوالات به هر اندازه مشخص باشند پاسخهاي ما به همان اندازه مي تواند براي متقاضيان پناهندگي حساب شده و قابل فهم باشد.

۷- بسياري از اوقات،مسئولين فدراسيون در ۵ تا ۶ جلسه با افراد در مورد هر کدام از اين کيسها درگير بوده ايم ولي با اين وجود هنوز اصل مطلب براي برخي از متقاضيان جا نمي افتد. دليل آن اين است که هنوز بسياري از متقاضيان پناهندگي درک درستي از قوانين پناهندگي و جنبه هاي حقوقي آن ندارند. در حالي که کارمندان دولت در ادارات مربوط به امور پناهندگي با جزئيات در مورد هر کدام از اين کيسها بطور مشخص سئوال ميکنند و پاسخ مشخص ميخواهند. در واقع آنها کاري به اين ندارند که مثلا در جوامعي مثل ايران سرکوب و اختناق سياسي حاکم است. آنها قاضي هستند و قضاوت و داوري خود را بر دلايل شخصي شخص متقاضي متکي مي کنند. بنابراين مستقل ازاينکه هر ميزان ناامني به طور علي العموم  در ايران وجود داشته باشد يا نه شخص متقاضي بايد اثبات کند که شخصا تحت پيگرد قانوني بوده است.   

 

۸- اساسا بحث بر سر کدام کيس بهتر است و کدام يک نيست جواب مسئله را نمي دهد مهم براي حقوق دانان دولت در امور پناهندگان اين است که دلايل  متقاضيان چيست و چگونه بيان مي شود. طرح اينکه چه کيسي بهتر است و ما هم در پاسخ بگوئيم مثلا کيس سياسي بهتر است، به هيچ وجه کافي نيست. عضويت در گروههاي سياسي، مذهب، جنسيت و گرايش جنسي و نظاير آنها، همه و همه شاخصهاي پذيرش پناهندگي هستند. ولي بايد توجه داشته باشيد که مسئولين دولتي براي بررسي هر کدام از کيسهاي فوق به اشکال مختلف تحقيق مي کنند و متقاضيان پناهندگي بايد با اطلاعات کافي و در جزئيات دلايل پناهندگي خود را توضيح دهند. مسئولين امور مهاجرت در کشورهاي غربي و در کميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل در حوزه کار خود هم داراي تجارب زيادي هستند وهم در مصاحبه با متقاضيان پناهندگي داراي تحصيلات قضايي و  حقوقي و روانشانسي هستند. بنابراين متقاضيان پناهندگي لازم است قبل از تسليم تقاضاي خود تحقيق به عمل آورند تا در جزئيات بيشتري با معيارهاي پذيرش پناهندگي و جنبه هاي مهم  قانوني و حقوقي آن آشنا شوند. به علاوه در بسياري از اوقات کارمندان دولت و دفاتر پناهندگي سازمان ملل در جزئيات بسيار بيشتري نسبت به پناهندگان با قوانين و مراجع قضايي کشورهاي پناهنده خيز و نحوه داوري و صدور احکام شرعي و غيرشرعي و سيستم محاکمات در آنها آشنا هستند. 

 

۹- سئوال ديگري که بسياري از پناهجويان ايراني مقيم کشورهاي حوزه خليج فارس و آسياي جنوب شرقي مي پرسند اين است که آيا مي شود از سفارتخانه هاي غربي در کشورهاي محل اقامت خود تقاضاي پناهندگي کنند و از اين طريق به يکي از آن کشورها بروند؟ در اين مورد هم بارها گفته ايم، خير سفارتخانه هاي غربي ارگاني براي پذيرش پناهندگان نيستند بلکه در درجه اول ارگاني هستند براي برقراري روابط سياسي و ديپلوماتيک ميان دو کشور و در درجه دوم براي صدور ويزا و اقامتهاي موقت و رفت و آمد قانوني افراد ميان دو کشور و براورده کردن نيازهاي اداري اتباع خود در آن کشور نه بررسي درخواست پناهندگي.

 

۱۰- در مورد گرفتن وکيل چه؟

در مورد گرفتن وکيل هم برداشتهاي متفاوتي در ميان متقاضيان پناهندگي وجود دارد. بعضي ها فکر مي کنند وکيل مي تواند معجزه کند و بعضا تصور مي کنند وکيل مي تواند به تکميل و تکامل پرونده افراد کمک کند در صورتي که اينطور نيست. درست است که در اکثر کشورهاي پناهنده پذير هنگام تسليم تقاضاي پناهندگي هم ادارات مربوط به امور پناهندگان قانونا به شخص متقاضي وکيل معرفي مي کنند و هم به شخص متقاضي اختيار داده مي شود تا خود نيز در صورت امکان وکيلي را به ادارات مربوطه معرفي نمايند. در واقع چنانچه شخص پناهجو دلايل کافي براي اعلام پناهندگي خود ارائه ندهد وکيل نمي تواند کمک زيادي به تکميل پرونده پناهجويان بکند بلکه در بسياري از موارد سئوالاتي که وکلا از پناهجويان مطرح مي کنند به مراتب پيچيده تر از سئوالات کارمندان دولت است. وکلا مي خواهند بدانند  دلايلي که پناهجويان ارائه مي دهند به حد کافي با معيارهاي پذيرش پناهندگان همخواني دارد يا نه و اساسا ميخواهند  بدانند دلايل پناهندگي فرد پناهجو چيست و چه مدارکي باخود دارد؟ و آيا شخص متقاضي مدارکي با خود دارد که نشان دهد در کشور خود تحت پيگرد قانوني بوده است؟

چنانچه شخص متقاضي خود دلايل و شواهد روشني براي اعلام پناهندگي نداشته باشد وکيل هم قادر به  دفاع کافي از پرونده وي نخواهد بود. دفاعيات وکيل هميشه متکي است بر داشتن مدارک و شواهدي که نشان دهد که شخص متقاضي پناهندگي در کشور خود در يک مرجع قضايي محکوم شده و يا نشان دهد که از سوي دادگاهي احضار شده و يا به وي اخطار داده شده است. وکلاي مدافع پناهندگان در بسياري از موارد از شخص متقاضي ميخواهند تا اگر در حزبي، سازماني ويا انجمني عضويت داشته اند از آنها تائيديه بگيرند تا بتواند با اتکا به داشتن چنين مدارکي از دلايل پناهندگي شخص متقاضي دفاع کنند. معيارهاي پذيرش براي پناهندگاني که دلايل سياسي ارائه مي دهند اين است که فرد پناهجو بايد ثابت کند که در يک تشکل سياسي و اجتماعي، يا يک اقليت مذهبي مسئوليتي داشته و براي پليس امنيتي آن کشور فردي شناخته شده بوده و نقش فعالي داشته است. پناهندگاني که با مدارک قانوني از کشور خارج مي شوند و دلايل فوق را ارائه مي دهند بايد براي خروج قانوني خود دلايل و شواهد قانع کننده اي به مقامات مهاجرتي ارائه دهند اگر نه گفته ها و دلايل آنها از سوي مقامات مربوطه غير واقعي تلقي مي شود. بنابراين پناهجويان لازم است قبل از مراجعه به وکيل روي جوانب مختلف گفته هاي خود فکر کنند تا هنگام مراجعه با کمترين تناقض نزد وکيل خود مواجه نشوند. يک شرط اساسي وکلاي مدافع پناهندگان اين است که به دلايل ارائه شده از سوي موکل خود سمپاتي داشته باشد و دلايل وي را باور کنند. يک شرط  ديگر آنها اين است که فرد متقاضي پناهندگي مدارک شناساييش کامل باشد. اگر خانواده داراي فرزند باشند بايد مدارک شناسايي فرزند هم با مدارک شناسايي والدين مطابقت داشته باشد در غير اين صورت اين احتمال وجود دارد که نسبت به چنين پرونده هايي سلب اعتماد شود. خوب است که مراجعه کنندگان به فدراسيون بويژه آن دسته از متقاضياني که سئوالات و توضيحات خود را به صورت کتبي  مي فرستند با الهام ازاين مطلب سئوالات خود را به صورت دقيق و روشنتر مطرح کنند تا در مورد هر ابهام و ناروشني که دارند پاسخ دقيقتري از فدراسيون دريافت نمايند.

۱۴ سپتامبر ۲۰۱۰