محمد مومنی حکومت جنايتکار و ديکتاتور آخوندي ايران

Mohammad_Momeni_231_x_286

دامنه خشونت در ايران به جايي رسيده که داد مجلسيان و دولتيان را نيز درآورده است. کمتر روزي است که اخبار و گزارش‌هاي قتل و جنايت آن هم در منظر عموم و يا تجاوز و خشونت جنسي به صورت‌هاي فردي و گروهي به زنان و کودکان در ايران منتشر نشود. آنچه بيشتر نگران کننده است سير صعودي آمار اين جنايتها است. رژيم حاکم مي‌انديشد که با اعمال مجازاتهاي خشن مي‌تواند اين سير صعودي را متوقف يا معکوس کند. ولي همه داده‌هاي آماري نشان مي‌دهد که خشونتهاي دولتي جز افزايش ميزان خشونت به صورت کمي و کيفي نتيجه‌اي نداشته است. در واقع، از يک ديد کلي بايد خشونتهاي دولتي را با خشونت‌هاي ارتکابي از سوي افراد جامعه هم‌کاسه کرد تا فرهنگ رفتاري خشني که امروز بر جامعه ايران مسلط شده بهتر شناخته شود. اين آمار‌ها نشان مي‌دهد که جامعه ايران در يک دور باطل خشونت گرفتار شده و جنايتکاران و حکومتگران گويي در اعمال خشونت با يک‌ديگر مسابقه گذاشته‌اند.

ر ژيم  جنايت‌کار و ديکتاتور اسلامي بيش از سه دهه است که بر ايران حکومت مي‌کند و عملکرد اين رژيم در مورد امنيت مردم و آمار جرم و جنايت معيار مناسبي براي ارزيابي درجه موفقيت يا شکست آن در اين زمينه بشمار مي‌رود. يعني اگر به عملکرد رژيم در زمينه‌هاي اقتصادي و فرهنگي و اجتماعي کاري نداشته باشيم، و اشتهاي سيري‌ناپذير رژيم براي آزار و آدم‌کشي را نيز ناديده بگيريم، نگاهي به روند آمار جنايات در زير سلطه اين رژيم جنايت‌کار آخوندي  واقعيت وحشتناکي را در برابر چشمان ما قرار مي‌دهد. البته رژيم آمار دقيق و درستي از آمار جنايات (هم‌چنان که از آمار آدم‌کشي‌هاي خود) به صورت منظم در اختيار مردم قرار نمي‌دهد. ولي هر چند‌گاه يکبار اطلاعاتي در اين زمينه از سوي مسئولان پخش مي‌شود که مي‌تواند مورد ارزيابي قرار گيرد. از جمله در روزهاي اخير پزشکي قانوني از کشته شدن متوسط سالانه ۱۱۲ نفر در ده‌ ساله گذشته خبر داده و معاون مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي کشور گفته است که ۴۴ درصد از قتلهاي کشور در سال گذشته با استفاده از سلاح سرد صورت گرفته است.

مي‌توان نتيجه گرفت که بر اساس اين ارقام، آمار ساليانه قتل در ايران به حدود ۲۵۰۰ مورد بالغ مي‌شود. از سوي ديگر، سال گذشته دکتر حسين غلامي استاد حقوق دانشگاه تهران در نشست «بررسي جرم‌شناختي واقعهٔ سعادت آباد» گفته بود«آمار‌ها در ايران نشان مي‌دهد آمار قتل عمد ۸۳ درصد و آمار ضرب و جرح ۱۰۰ درصد افزايش يافته است به نوعي که در ايران هر ساعت چهار نفر بر اثر قتل عمد… کشته مي‌شوند».

صرف نظر از رقم اخير که اگر درست باشد بسيار وحشتناک است، آمارهاي ديگر به خودي خود تکان دهنده هستند، ولي براي درک اهميتشان بايد آن‌ها را در کنار ارقام دو دهه اول پس از انقلاب قرار داد و روند آمار قتل‌ها را در اين دوره ۳۰ ساله از يک سو و يک دهه پيش از انقلاب از سوي ديگر بررسي کرد. در مورد دو دهه ۱۳۵۷ تا ۱۳۷۶، اين ارزيابي قبلا از سوي نگارنده صورت گرفته است. در اين تحقيق ، نگارنده نشان داد که بر اساس آمار رسمي کشور، تعداد قتل عمد‌ها در هشت سال ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۴ (پيش از انقلاب) به طور متوسط ۵۱ مورد در سال بوده است. همين رقم در دهه ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۸ (پس از انقلاب) به ۱۳۵ مورد بالغ شده است و سپس در سال‌هاي ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۶ به رقم ۳۹۴ تن رسيده است (در مورد سال‌هايي که نام برده نشده رقمي در دست نبود). يعني در دهه اول پس از انقلاب نسبت به پيش از آن تعداد قتل عمد‌ها تقريبا به سه برابر رسيده و در دهه پس از آن نيز باز سه برابر شده است. اکنون آمار پزشکي قانوني و پليس آگاهي کشور از يک جهش وحشت‌آور شش برابري در دهه سوم نسبت به دهه دوم خبر مي‌دهند. يعني در مجموع، در سايه حکومت جمهوري اسلامي ايران، آمار قتل در ايران نسبت به سال‌هاي پيش از انقلاب تقريبا پنجاه برابر شده است.

اين آمار وحشتناک بيش از هر چيز ديگر گوياي کارنامه سياه رژيم جنايت‌کار آخوندي اسلامي در زمينه امنيت اجتماعي مردم است. البته در ارقام فوق فقط قتل‌هايي که به دست مردم صورت گرفته منظور شده است. قتل‌هاي عمد ديگري نيز در جامعه ايران اتفاق افتاده که چون نسبت به افراد دست بسته و اسير صورت گرفته به مراتب با خشونت بيشتري همراه بوده‌اند. اينها قتل‌هايي است که به دست خود جمهوري اسلامي و عمّال آن انجام شده و تعداد آنها از مجموع قتلهاي شماره شده در بالا به مراتب فزونتر بوده است.

رژيمي که خود در آدم‌کشي و خشونت با جنايتکاران مسابقه گذاشته است به سختي مي‌توانسته کارنامه‌اي جز بالا بردن آمار جنايت در ايران آن هم تا پنجاه بار (که به آمار کشتار خودش نزديک باشد) برجا بگذارد. و اکنون نيز ادامه حيات رژيم نتيجه‌اي جز افزايش خشونت و جنايت و بالا رفتن آمار قتل و آدم‌کشي نمي‌تواند داشته باشد. مجلسيان و دولتيان از دامنه خشونت در ايران اظهار نگراني کرده‌اند. ولي اينان نسخه‌اي جز آنچه که تا به حال رژيم ديکتاتور آخوندي اسلامي به آن عمل کرده (يعني خشونت بيشتر و شديد‌تر) ارائه نداده‌اند. جامعه تحت حکومت جنايت‌کار و ديکتاتور آخوندي ايران محکوم به سير تصاعدي جنايت بوده و خواهد بود.

محمد مومني

 

قمرالسادات قائم مقامی اختلاس سه هزار ميلياردي

 nafiseh_Ghaem_1_204_x_214_153_x_160

با شنيدن اين خبر مغزم سوت کشيد , ايستاد اصلا فکرش را هم نمي توانم بکنم.اين خبرها چندي پيش در  سايتها انتشار يافته است “اختلاس سه هزار ميليارد توماني به بزرگترين پرونده مفاسد تاريخ ننگين جمهوري اسلامي تبديل شده است .خبرنگارآينده منتشر مي کند . ا.خ متهم اصلي اين پرونده براي مصون بودن از برخورد ,به کارگيري افراد صاحب نفوذ در برخي دستگاههاي حساس نظام و استفاده از آنان به عنوان اعضاي هيئت مديره بوده است .مدير بانک متوجه مي شود هيچ درخواست ال.سي به نام وي و شرکتش ثبت نشده بنابراين مشکوک شده و بعد از بررسي متوجه مي شود طي دو سال گذشته حدود سه هزار ميليارد تومان ال.سي صوري توسط شعبه بانک براي ا.خ صادر شده است.

 
خبري ديگر حاکي از اختلاس ۱۳۹ ميليارد توماني در استان هرمزگان است و در خبري ديگر دولت جمهوري اسلامي مصمم است براي ساختن مصلي در تهران براي برگزاري نماز جمعه اقدام کند. برآورد کرده اند هزينه ساخت آن ۱۰۰ ميليارد گزارش شده است. اين يک طرف سکه است طرف ديگر سکه ۲ميليون کودکي است که در سال تحصيلي گذشته به دليل فقر مدرسه را رها کرده و وارد بازار کار شدند. آمار روز افزون زنان و دختران خياباني است که براي پيدا کردن نان و سر پناه به تن فروشي دست مي زنند و انسانهايي که به جرم دزدي قطع دست مي شوند. آري روي ديگر اين سکه جواناني هستند که با اعتياد به انواع و اقسام مواد صنعتي سلامت روح و روان  خود را از دست مي دهند و مردگاني متحرک هستند. کارگراني هستند که بين ۶ماه تا يکسال حقوق نگرفته اند و به سختي روزگار مي گذرانند. جواناني هستند که چوب حراج بر پيکر خود مي زنند و
مجبور به فروش کليه و تکه بدنشان در قبال پول مي شوند. بيماراني که از بيمارستان به دليل بي پولي به بيابان برده و رها مي شوند و افرادي که از پس درماندگي براي مخارج زندگي، ناچارا خانوادگي و يا فردي خودکشي مي کنند .

آري طرف ديگر اين موازنه انسانهايي هستند که به خاطر رزق و روزي خود اقدام به قروش مواد مخدر کرده و اسير چوبه هاي دار مي شوند و خيل عظيم مهاجراني هستند که به علت فشارهاي سياسي و اجتماعي ترک ديار مي کنند و راهي کشورهاي ديگر مي شوند و با مشکلات تبعيض، کارهاي طافت فرسا، بيکاري و هزينه هاي سنگين، مشکل اقامت و درد غربت دست و پنجه نرم مي کنند. آري کفه سنگين اين ترازو بيشتر از ۶۵ ميليون انساني است که لگد مال مي شوند وجان بر لبشان رسيده است. و در اين ميان سهم جامعه تشنج و بحران است مردم گاهي به خاطر ۵۰ تومان پول اضافه تاکسي، کارشان به چاقو  و چاقو کشي مي رسد و به خاطر هزار تومان پول ناقابل از صبح تا شب آدمها سر يکديگر کلاه مي گذارند.

وفتي به اين اختلاسهاي هزار ميلياردي فکر مي کنم مي بينم با توجه به آن، تمامي مردم ايران مي توانستند از يک رفاه نسبي خوب برخوردار باشند و کشور مي توانست ذخيره ارزي بسيار خوبي داشته باشد. مي توانست آموزش وتحصيل مجاني، درمان مجاني، بهترين ومجهزترين بيمارستانها، مدارس، آسايشگاهها و خيلي چيزهاي ديگه در تمام کشور وجود داشته باشد. اما افسوس که مافياي خونخوار اسلامي همچون زالويي سيري
ناپذير بر پيکر اقتصادي اين جامعه چنگ انداخته و با تمام توان، خون و شريانهاي اقتصادي اين کشور را مي مکد

 

راحله خوئی چه فرقي دارد من راحله باشم يا ندا

Rahee_Xooi                   

چه فرقي دارد من راحله باشم يا ندا و يا هر اسم ديگري، من يک زن زجر کشيده ازيک کشور زيبا،  با سرمايه هاي فراوان با فرهنگ و تمدن بالاي چند هزارساله، با مردماني خوب و مهربان با مردماني با توانائيها و استعدادهاي فروان هستم. اما افسوس، صد افسوس که کشورم را ويران کردند کشورم را نابود کردند، اين قوم کثيف اين نظام ظلم و وحشت، اين انسانهاي پست و فرومايه که مانند بلايي بر سر کشور و مردم کشورم فرود آمدند.

حدود يک سال نيم است که از ايران فرار کردم و خدا ميداند دراين مدت چقدر خانواده و پدر و مادر پيرم را اذيت و آزار کردند. تمام حسابهايم را مسدود کردند، خانه ام را جزء اموال دولت کردند همه زندگيم را نابود کردند، دراين مدت هنوز نتوانستم روح بيمارم را از خاطرات آخرين سالي که درايران بودم التيام بخشم و هنوز دراين مملکت غريب خود را پيدا نکردم.

با همه سختي ها که هر يک از شما عزيزان که دراينجا هستيد مطمئنا آن را لمس کرده ايد روزگار ميگذرانم. اگر براي برگشت به وطن مشکل نداشتم همين امروز بر ميگشتم حتي اگر اين کشور بهشت روي زمين هم بود من کشورخودم، مردم خودم، دوستان خودم و خانواده خودم را ترجيح مي دهم. اما چه کنم که مجبورم نه از ترس جان خود که درنهايت من هم يک نداي ديگري مي بودم؛ به خاطر سلامت جان و روحيه فرزندم مجبور شدم تن به غربت و سختي هاي اينجا بدهم.

هرشب درآرزوي آزادي ايران اشک مي ريزم و حاضرم به عنوان يک ايراني هر کاري را براي رهايي و کمک به کشورم انجام دهم. دراين مدت با همه مشکلات، ناراحت و دلواپس خانواده ام هستم و گاهي عذاب وجدان مي گيرم که به خاطر من چقدر تحت فشار هستند.

مادر و پدرم چه گناهي کردند که بايد دلتنگي هاي فرزندشان را همراه با بازجويي و سوال و جوابهاي اين انسانهاي وحشي و کثيف اين نظام برپايه ظلم تحمل کنند ؟ من چگونه ميتوانم به خانواده ام، مردمم و به کشورم کمک کنم؟!!

دوستان، اي عزيزان من بيائيد دست دردست هم و به ياري هم هر چند از اين راه دور گامي برداريم براي کمک به همه عزيزانمان که در وطن خودشان غريب و تنها هستند. بيائيد با هم براي همه کساني که در خانه هايشان هم آرامش ندارند دلگرمي باشيم بيائيد براي پدران و مادرانمان بپا خيزيم تا شايد بتوانيم براي دلهاي غمگينشان مرهمي باشيم.

 

راحله خوئي

 

مارش28اکتبر

اطلاعیه شماره ۱

 

اکنون زمان آن رسیده است که با توجه به موج وسیع اخراج پناهجویان در سوئد، با توجه به نفی حق اولیه انسانهایی که برای گریز از زندان و شکنجه و اعدام و جنگ خواهان اخذ حق پناهندگی هستند،  نیرویمان را یکی کنیم و دست به یک حرکت هماهنگ و فراگیر بزنیم. ما نام چنین حرکتی را مارش دفاع از حق پناهندگی می گذاریم. ما بر آن هستیم که با کمک همه پناهجویان، مردم سوئد و کلیه سازمانهای مدافع حقوق پناهندگی و همکاری کلیه نیروها و احزاب مترقی روز ٢٨ اکتبر در شهر استکهلم یک مارش بزرگ را سازمان دهیم . بعلاوه از همین امروز نیز بصورت کمپینی، برنامه های متفاوتی را در دفاع از حق پناهندگی و در تدارک این مارش در دستور کار خود فرار دهیم.

 

کمپین و مارش دفاع از حق پناهندگی، پاسخی به بازداشتهای وسیع پناهجویان و تحویل آنها به رژیمهای سرکوبگر و آدمکش است. کمپین و مارش دفاع از حق پناهندگی، جوابی است به سیاستهای دست راستی و غیر انسانی دولت سوئد که منجمله از پناهجویان قربانی می گیرد. این حرکتی است در ضدیت با راسیسم و نژادپرستی که خطری برای همه جامعه است. کمپین و مارش دفاع از حق پناهندگی، حرکتی است در دفاع از حق حیات و زندگی هزاران انسان که نیازمند کمک هستند. کمپین و مارش دفاع از حق پناهندگی، تلاش ما برای ایجاد همبستگی با انسانها بجای ایجاد کینه و نفرت علیه آنهاست. تلاش و مبارزه ما برای برقراری یک سیاست پناهنده پذیری انسانی است. اعمال اراده و رای ما برای تغییر فوری وضعیتی است که زندگی را برای هزاران پناهجو سیاه کرده است.

 

از نظرما  سیاست پناهنده پذیری دولت سوئد بسیار سخت و غیرقابل قبول است بطوری که در بسیاری از موارد با معیارهای انسانی در جامعه تناقض کامل دارد. فدراسیون بعنوان یک سازمان مترقی و مدافع حقوق پناهندگی در طول ۲۳ سال گذشه در سوئد و بسیاری از کشورهای اروپایی در جهت تحکیم و تثبیت بیشتر ارزشهای انسانی و ادغام مهاجران و پناهندگان در جامعه و اتخاذ یک سیاست انسانی در زمینه پذیرش پناهندگان مبارزه کرده است. در همین چند ماه پیش موفق شدیم به کمک بسیاری دیگر از مدافعین حقوق پناهندگی در سوئد مانع دیپورت ۱۱ پناهجو به ایران شویم. تلاش فدراسیون این است که درطول این کمپین دو ماهه نیز با جلب توجه افکار عمومی و تشکیل یک صف قدرتمند از مدافعین حقوق پناهندگی جلو دیپورت تک تک کسانی که اداره مهاجرت سوئد قصد اخراجشان را به ایران دارد بگیریم. نیروی ما همه پناهجویان، همه مردم شریف و انساندوست، همه نیروهای مترفی، کلیه سازمانها و نهادهای مدافع حقوق پناهندگی و حقوق انسانی است.

 

یک شرط  مهم برای موفقیت در این مبارزه این است که شمار هر چه بیشتری از شهروندان سوئد را در این امر دخیل کنیم. باید در تک تک کمپها و شهرها صدای اعتراض بحق مان را به گوش همگان برسانیم . همه باید بدانند که سیاستهای غیر انسانی دولت سوئد در زمینه پناهندگی چه عواقب مخاطره آمیزی برای پناهجویان داشته است. وقتی نرم های رعایت حقوق انسان اینچنین سقوط می کند هیچ شهروند دیگری هم احساس امنیت نمی کند. بنابراین  همه ما در این امر ذینفع هستیم و لازم است آستین بالا بزنیم  و سازمانده این حرکت بزرگ باشیم.

 

با ما تماس بگیرید. فورا و از همین امروز دست به کار شوید. پناهجویان اطرافتان را خبر کنید. نیروی همه آنها را از هر کشوری که آمده اند جمع کنید  تا به کمک هم این حرکت بزرگ را سازمان بدهیم و نور امید را به زندگی هزاران نفر بازگردانیم.

 

در اطلاعیه های بعدی جزئیات بیشتر مربوط به تدارک این مارش را به آگاهی خواهیم رساند.

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – واحد سوئد

۱ سپتامبر ۲۰۱۱

تلفنهای تماس:

۰۷۰۶۷۲۰۵۲۵  اندیشه علی شاهی 

۰۷۳۷۱۷۸۸۱۹  عبدالله اسدی   

اطلاعیه شماره 2 مارش دفاع از حق پناهندگی، ٢٨ اکتبر در استکهلم

 

همچنانکه در اطلاعیه شماره یک به اطلاع رساندیم، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد در تدارک برگزاری یک مارش اعتراضی در دفاع از حقوق پناهجویان در روز ۲۸ اکتبر در استکهلم است. امید ما این است که با همیاری و مشارکت همه پناهجویان و سازمانهای مدافع حقوق پناهندگان و کلیه نیروهای مترقی و انساندوست  بتوانیم این روز را به نقطه عطفی در گرفتن حق همه پناهندگان تبدیل کنیم. تغییر وضع نابسامان پناهجویان تنها از طریق مبارزه دسته جمعی و بسیج افکار عمومی برای جلوگیری از اخراجهای وسیع پناهجویان و تغییر سیاست پناهنده پذیری دولت امکان پذیر است. در رابطه با تظاهرات ۲۸ اکتبر لازم است این نکات را به اطلاع شما برسانیم:

 

۱-      تظاهرات روز جمعه ۲۸ اکتبر در استکهلم با تجمع و اجتماع اولیه در میدان سرگل همراه خواهد بود. از ساعت ۵ تا ۶ عصر در آنجا تجمع خواهیم کرد و به سخنرانی و موزیک گوش خواهیم داد. سپس از ساعت ۶ به طرف مجلس سوئد راهپیمایی خواهیم کرد.

 

۲-      تلاش ما این است که  در روز  برگزاری تظاهرات با چند تن از مقامات مجلس سوئد دیداری داشته باشیم و بتوانیم نتیجه مذاکرات  را به اطلاع تظاهر کنندگان برسانیم.

 

۳-      تظاهرات ۲۸ اکتنبر متعلق به همه پناهجویان و سازمانها و نهادها و شخصیت های مدافع حقوق پناهندگی است. درخواست ما از سازمانها و نهادهای انساندوست و مدافع حقوق پناهندگی این است که با صدور اطلاعیه های جداگانه همه را به شرکت در این همایش فرا بخوانند و در این زمینه به بسیج نیرو بپردازند. طبعا تلاش ما این است که برای پیشبرد و سازماندهی جوانب مختلف این کمپین و تظاهرات ۲۸ اکتبردر جریان عمل هماهنگی لازم را با دیگر سازمانها و نهادهای که به این کمپین می پیوندند به عمل آوریم.

 

۴-      ما کار ثبت نام برای شرکت در این تظاهرات را از همین امروز شروع خواهیم کرد. بخصوص از همه پناهجویانی  که در شهرها و کمپهای پناهندگی ساکن هستند  می خواهیم که با ما تماس بگیرند و برای شرکت در تظاهرات اسم نویسی کنند. باید در همه شهرها و کمپهای پناهندگی در پی ایجاد امکاناتی برای سفر دسته جمعی به استکهلم باشیم. لازم است پناهجویان برای انجام این کار دور هم جمع شوند و با همدیگر صحبت کنند و تعداد نفرات  شرکت کننده در تظاهرات را خبر دهند. 

 

شماره تلفن های تماس:

عبدالله اسدی- سراسری و گوتنبرگ و حومه    ۰۷۳۷۱۷۸۸۱۹

فریده آرمان- مالمو                                ۰۷۰۳۶۳۸۰۸۸

عباس زمانی- مالمو                            ۰۷۰۰۹۳۶۷۳۸

فاضل نادری- مالمو                             ۰۷۳۶۴۸۱۷۴۰

مجید حمیدیان- گوتنبرگ                       ۰۷۳۹۰۹۶۶۰۳

اندیشه علیشاهی- استکهلم                      ۰۷۰۶۷۲۰۵۲۵

سارا نخعی- استکهلم                            ۰۷۰۷۱۷۵۵۴۲

احمد فاطمی-                                     ۰۷۳۵۲۰۳۸۱۷

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – سوئد

۱۴ سپتامبر ۲۰۱۱

 

Marsch för asylsökandes rättigheter 28 oktober, 2011 i Stockholm

 

Meddelande nr 2

Vi har tidigare skickat ut information med meddelande nr 1, där vi beskrivit Iranska Flyktingars Riksförbund i Sverige (IFRS) planering på att utföra en stor manifestation den 28 oktober 2011 i Stockholm. Vi kallar denna kraftansamling för ”marschen för asylsökandes rättigheter”.
Våra förhoppningar är att tillsammans med asylsökande, organisationer som kämpar för frihet och rättvisa anordna en stor marsch, vilken leder till att asylsökande får sina rättigheter tillgodosedda. För att kunna stoppa massutvisningar av asylsökande från Sverige, ändra och påverka svenska asylpolitiken, måste man kämpa tillsammans och få den allmänna opinionen vår sida. Vår strävan är att skapa en rättvis, rättssäker och human flyktingpolitik. 

I samband med denna manifestation den 28 oktober 2011 i Stockholm, vill vi lämna nedanstående upplysningar;

1- Preliminär samling äger rum kl. 17:00-18:00 vid Sergelstorg i Stockholm. Under tiden lyssnar vi på musik och tal. Därefter marscherar vi mot Riksdagshuset.

2- Vår tanke är att träffa några riksdagsledamöter och berätta om anledningen till denna kampanj och sedan förklara resultaten för demonstranterna.

3- Manifestation den 28 oktober 2011 i Stockholm, berör alla flyktingar, personer och organisationer som kämpar för flyktingars rättigheter. Vi uppmanar alla dessa berörda att med allt kraft mobiliserar för 28 oktober marschen. Vi vill förstås samarbeta med dem som vill vara med, organisera och driva en lyckad kampanj. Det behövs gemensam kamp för att försvara rätten till asyl.

  

4- För asylsökande och människor som inte befinner sig i Stockholm traktaterna, har vi möjlighet att skaffa gemensamma transportmedel. Då är det bra att anmäla sig i förväg.

 

Kontaktpersoner med telefonnummer:

 

Abdollah Asadi för Göteborg och hela Sverige, 0737-17 88 19

Majid Hamidian Göteborg 0739-09 66 03

Andisheh Alishahi Stockholm 0706-72 05 25

Sara Nakhai Stockholm 0707-17 55 42

Farideh Arman Malmö 0703-63 80 88

Abbas Zamani Malmö 0700-93 67 37

Fazel Naderi Malmö 040-611 61 09

Ahmad Fatemi 0735-20 38 17

 

Iranska Flyktingars Riksförbund i Sverige

2011-09-19

 

مارش دفاع از حق پناهندگی 28 اکتبر در استکهلم

اطلاعیه شماره ۱

 

اکنون زمان آن رسیده است که با توجه به موج وسیع اخراج پناهجویان در سوئد، با توجه به نفی حق اولیه انسانهایی که برای گریز از زندان و شکنجه و اعدام و جنگ خواهان اخذ حق پناهندگی هستند،  نیرویمان را یکی کنیم و دست به یک حرکت هماهنگ و فراگیر بزنیم. ما نام چنین حرکتی را مارش دفاع از حق پناهندگی می گذاریم. ما بر آن هستیم که با کمک همه پناهجویان، مردم سوئد و کلیه سازمانهای مدافع حقوق پناهندگی و همکاری کلیه نیروها و احزاب مترقی روز ٢٨ اکتبر در شهر استکهلم یک مارش بزرگ را سازمان دهیم . بعلاوه از همین امروز نیز بصورت کمپینی، برنامه های متفاوتی را در دفاع از حق پناهندگی و در تدارک این مارش در دستور کار خود فرار دهیم.

 

کمپین و مارش دفاع از حق پناهندگی، پاسخی به بازداشتهای وسیع پناهجویان و تحویل آنها به رژیمهای سرکوبگر و آدمکش است. کمپین و مارش دفاع از حق پناهندگی، جوابی است به سیاستهای دست راستی و غیر انسانی دولت سوئد که منجمله از پناهجویان قربانی می گیرد. این حرکتی است در ضدیت با راسیسم و نژادپرستی که خطری برای همه جامعه است. کمپین و مارش دفاع از حق پناهندگی، حرکتی است در دفاع از حق حیات و زندگی هزاران انسان که نیازمند کمک هستند. کمپین و مارش دفاع از حق پناهندگی، تلاش ما برای ایجاد همبستگی با انسانها بجای ایجاد کینه و نفرت علیه آنهاست. تلاش و مبارزه ما برای برقراری یک سیاست پناهنده پذیری انسانی است. اعمال اراده و رای ما برای تغییر فوری وضعیتی است که زندگی را برای هزاران پناهجو سیاه کرده است.

 

از نظرما  سیاست پناهنده پذیری دولت سوئد بسیار سخت و غیرقابل قبول است بطوری که در بسیاری از موارد با معیارهای انسانی در جامعه تناقض کامل دارد. فدراسیون بعنوان یک سازمان مترقی و مدافع حقوق پناهندگی در طول ۲۳ سال گذشه در سوئد و بسیاری از کشورهای اروپایی در جهت تحکیم و تثبیت بیشتر ارزشهای انسانی و ادغام مهاجران و پناهندگان در جامعه و اتخاذ یک سیاست انسانی در زمینه پذیرش پناهندگان مبارزه کرده است. در همین چند ماه پیش موفق شدیم به کمک بسیاری دیگر از مدافعین حقوق پناهندگی در سوئد مانع دیپورت ۱۱ پناهجو به ایران شویم. تلاش فدراسیون این است که درطول این کمپین دو ماهه نیز با جلب توجه افکار عمومی و تشکیل یک صف قدرتمند از مدافعین حقوق پناهندگی جلو دیپورت تک تک کسانی که اداره مهاجرت سوئد قصد اخراجشان را به ایران دارد بگیریم. نیروی ما همه پناهجویان، همه مردم شریف و انساندوست، همه نیروهای مترفی، کلیه سازمانها و نهادهای مدافع حقوق پناهندگی و حقوق انسانی است.

 

یک شرط  مهم برای موفقیت در این مبارزه این است که شمار هر چه بیشتری از شهروندان سوئد را در این امر دخیل کنیم. باید در تک تک کمپها و شهرها صدای اعتراض بحق مان را به گوش همگان برسانیم . همه باید بدانند که سیاستهای غیر انسانی دولت سوئد در زمینه پناهندگی چه عواقب مخاطره آمیزی برای پناهجویان داشته است. وقتی نرم های رعایت حقوق انسان اینچنین سقوط می کند هیچ شهروند دیگری هم احساس امنیت نمی کند. بنابراین  همه ما در این امر ذینفع هستیم و لازم است آستین بالا بزنیم  و سازمانده این حرکت بزرگ باشیم.

 

با ما تماس بگیرید. فورا و از همین امروز دست به کار شوید. پناهجویان اطرافتان را خبر کنید. نیروی همه آنها را از هر کشوری که آمده اند جمع کنید  تا به کمک هم این حرکت بزرگ را سازمان بدهیم و نور امید را به زندگی هزاران نفر بازگردانیم.

 

در اطلاعیه های بعدی جزئیات بیشتر مربوط به تدارک این مارش را به آگاهی خواهیم رساند.

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – واحد سوئد

۱ سپتامبر ۲۰۱۱

تلفنهای تماس:

۰۷۰۶۷۲۰۵۲۵  اندیشه علی شاهی 

۰۷۳۷۱۷۸۸۱۹  عبدالله اسدی   

محمود راکی آیا این اعدامها میتواند از سقوط حکومت ظالمانه و دیکتاتوری جلوگیری کند؟

 IMG_0248_200_x_291

در جامعه ای که دولت برهمه جنبه های فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی وآموزشی نظارت کامل دارد قدرت سیاسی در دست یک حزب یا گروه حاکم باشد و تلاش آن گروه برجذب هرگونه نظارت آزادانه جامعه و سرکوبی هرنوع مخالفت و نارضایتی و سامان دادن جامعه براساس ایدئولوژی و طرز تفکر حزبی و جنایی باشد، چنین نظامی را دیکتاتوری می نامند که کشور ما ایران مثال زدنی است.

تا کی مردم ایران میتوانند شلاق و شکنجه و اعدامها را تحمل کنند؛ تا کی خامنه ای میتواند برای ادامه حکومتش با پول نفت و سرمایه هایی که متعلق به این مردم فقیر است با حاتم بخشی به حزب الله و مقتدا صدر و … برای خودش مزدور بخرد. این همه تلاشهای ولی فقیه از ضعف و درماندگی اوست نه قدرت و و اقتدارش، ولی وقاحت دیکتاتورها به قدری زیاد و یا بیش از حد است که همه چیز را برعکس جلوه می دهند دیکتاتور ایران هم مثل صدام حسین و حسنی مبارک ادعا میکند که 99% مردم طرفدار او هستند و اگر در جائی صدای معترضی شنیده میشود از جیره خواران انگلیس و آمریکاست.

این روزها شواهد و قراین بسیاری نشان می دهند که عمر دیکتاتوری به سر آمده است و در زمانی نه چندان دور شاهد سقوط آن خواهیم بود، شعله آتش سرنگونی ولایت فقیه که از نوع عقب مانده ترین حکومت های فاشیستی مذهبی است را آن جوان فقیر و بیکار تونسی با خودسوزی خود در تونس روشن کرد که به زودی به سرزمین دربند ما خواهد رسید و بنیاد استکباری و دیکتاتوری آخوندها را از ریشه و بن خواهد سوازند این روزها بر اثر شورش مردمان سرزمین های اسلامی برعلیه دیکتاتورها لرزه به جان دیکتاتور فاشیستی مذهبی ایران انداخته افتاده است از این رو دستور داده که اعدامها را به شدت بیشتری افزایش دهند تا بدینوسیله مردم معترض به وحشت بیافتند و جرات به راه افتادن در خیابانها و راه اندازی تظاهرات را نداشته باشند.

ولی اینها بی فایده است. ایران مانند دیگ بخاری است که در حال جوشیدن و غریدن است و رژیم اسلامی فراموش کرده سر این دیگ را بردارد و هر آن انتظار این میرود که ما شاهد یک انفجار مهیب در ایران باشیم که همانا صدای اعتراض و انقلاب مردم ستمدیده ایران است.

به امید آن روز

 

این فقط گوشه ای از قدرت ماست!دیپورت علی منصوری هم متوقف شد!

 Ali_Mansouri1_290_x_180

علی منصوری زندانی سیاسی شناخته شده٬ در پی رد شدن تقاضای پناهندگیش٬ توسط پلیس سوئد بازداشت شد و برای دیپورت به ایران٬ به بازداشتگاه کمپ مرشتا در شمال شهر استکهلم منتقل گردید. با انتشار خبر بازداشت و خبر قریب الوقوع دیپورت او به جهنم جمهوری اسلامی٬ موج شورانگیزی از تلاش برای رهایی او آغاز شد. اداره مهاجرت با بی مبالاتی حیرت آوری بدون اعتنا به دلایل جدی پرونده٬ از پذیرش حکم پناهندگی او امتناع کرد. پلیس شهر اوپسالا برای فریب علی دست بکار شد٬ به او گفته شد برای کمک با او تماس گرفته اند و می خواهند پروسه کارش را تسریع کنند. روز جمعه ١۹ ماه اوت علی خود را به پلیس معرفی کرد و بلافاصله بازداشت شد. بلیط هواپیما برای بازگشتش تهیه شد و قرار شد که علی را تحویل دستگاه آدمکشی جمهوری اسلامی بدهند که او توانسته بود با مشقت بسیار شش سال و نیم پیش از چنگال خونینش بگریزد.

در سال ۲۰۰۵ هنگامی دولت خاتمی بر سر کار بود٬ قرار بود بخشی از اهالی مناطق عرب نشین خوزستان را به زور از مناطق‌ زیست خود کوچ بدهد. علی مانند صدها جوان معترض دیگر درمقابل این طرح ضد انسانی جمهوری اسلامی ایستاد و در تظاهرات هایی که برگزار میشد٬ نقش شجاعانه ای ایفا کرد. سرکوب خونین تظاهر کنندگان٬ با دستگیری و شکنجه فعالین توسط دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی شروع شد. علی‌ منصوری هم جزو دستگیر شدگان بود٬ از علی‌ یک کامپیوتر و برگه های  تبلیغی گرفته بودند. بیش از دو ماه و نیم  تحت شکنجه‌ های جانکاه قرار داشت. عاقبت خانواده علی توانستند با پرداخت رشوه و ضمانت٬ با وثیقه سنگین برای مدت کوتاهی وی را از زندان بیرون بیاورند. درهمین فاصله دادگاه علی را به جرم اقدام علیه امنیت کشور احضار کرد. دیگر جای تامل نبود٬ علی بامشکلات فراوان توانست از کشور فرار کند! او حدود چهارسال و نیم پیش به سوئد آمد. مدارکی را که نشان میداد دستگاه امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی چگونه قصد جان او را دارند و نیز احضاریه دادگاه انقلاب جمهوری اسلامی را به مقامات اداره مهاجرات تحویل داد٬ اما به طرز حیرت آوری مورد قبول واقع نشده است. اداره مهاجرت به سادگی چشم خود را به حقایق غیرقابل انکار بست و پلیس را برای بازداشت علی درجریان گذاشت.

علی منصوری را روز جمعه ۲۶ اوت ساعت ۹:۴۰ صبح به فرودگاه آرلاندا آوردند تا از طریق پرواز استکهلم ــ آمستردام ــ تهران٬ به جمهوری اسلامی ایران اخراج کنند.

 

فعالین فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی و مدافعان حقوق پناهندگی که با اضطراب تمامی این رویداد را تحت نظر داشتند و اقدامات پلیس و اداره مهاجرت را دنبال میکردند٬ با برگزاری تظاهرات اعتراضی در مقابل اداره مهاجرت در  شهر استکهلم و محکومیت سیاستهای پناهندگی دولت سوئد٬ خود را به فرودگاه آرلاندا رساندند.

 

 برای نجات علی باید دست به اقدامات فوری میزدند نفوذ به آخرین گیت خروجی به هواپیما غیر ممکن بود. ماتیاس برناردسون یکی از فعالین دفاع از حقوق پناهندگی با خرید بلیط همان پرواز٬ خود را به گیت خروجی رساند. همزمان بیش از بیست نفر دیگر از فعالین فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی درمقابل ورودی به گیت پروازهای خارجی به همه مسافرین و خدمه های پرواز اطلاع  میدادند که اتفاق شومی درحال وقوع است. دارند یک پناهجوی سیاسی را به جهنم جمهوری اسلامی باز میگردانند. از مسافرین این پرواز می خواستند که به کابین پرسنل و کاپیتان هواپیما بروند و موضوع را به اطلاع آنان برسانند. در همین بین٬ ماتیاس برناردسون هم خود را به گیت خروجی رساند و در مقابل مسافرینی که منتظر ورود به هواپیما بودند، سخنرانی پرشوری کرد. او فریاد میزد: اداره مهاجرت سوئد تصمیم به اخراج علی منصوری که پناهنده سیاسی از ایران است گرفته است. جان یک انسان در خطر جدی است!

کمی بعد کاپیتان هواپیما با آگاهی از حضور این پناهجو در هواپیما از پرواز ممانعت کرد تا علی منصوری را از هواپیما خارج کنند.

 

سازش پشت پرده اداره مهاجرت با دولت جمهوری اسلامی به این وسیله خنثی شد. ناچارا علی را مجددا به بازداشتگاه بازگردانند.

علی منصوری  پناهجوی سیاسی است که بواسطه مقابله با سیاستهای ضد بشری حکومت اسلامی٬ از چنگال خونین این حکومت گریخته است٬ اما دولت سوئد بدون در نظر گرفتن خطرات جدی که جان این فعال سیاسی را به مخاطره می اندازد او را دست بسته راهی قتلگاه می کند.

 بازگرداندن علی منصوری از درون هواپیما بیشک یک پیروزی بزرگ برای همه انسانهای مبارزری است که دیپورت علی را متوقف کردند. اخبار این پیروزی بسرعت از طریق رسانه های مختلفی منتشر گردید. روزنامه آفتون بلادت٬ از روزنامه های معتبر وکثیر الانتشار سوئد٬ است که به درج عکس و انتشار این خبر مهم پرداخت. رادیو سراسری پژواک نیز این خبر را منتشر کرد.

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی ضمن قدردانی عمیق از همه انسانهای مبارزی که با رزمندگی و ابتکار شجاعانه خود این طرح غیر انسانی را خنثی و این پیروزی را ممکن کردند درود میفرستد و دست همگی آنان را به گرمی میفشارد.

علی منصوری یازدهمین نفری است که طی مدت کوتاه از دیپورت قطعی نجات داده شده است.

وضعیت پرونده علی منصوری هنوز نامشخص است٬ او کماکان در بازداشتگاه است٬ خطر برطرف نشده است و او همچنان در وضعیت اضطراری است.

ما یک بار دیگر از همه انسانهای مبارز و شرافتمند می خواهیم که با اقدامات اعتراضی خود مانع اجرای تصمیمات غیر انسانی اداره مهاجرت گردند.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی ــ سوئد

۲۸ آگوست ۲۰١١

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی