لینک روزنامه Aftonbladet چاپ سوئد در مورد توقف اخراج علی منصوری به همراه ترجمه

http://www.aftonbladet.se/nyheter/article13528896.ab

 

ترجمه مقاله ای از روزنامه Aftonbladet  درکشور سوئد

 

تظاهر کنندگان، مانع از اخراج یک پناهجوی ایرانی بنام علی منصوری، از فرودگاه Arlanda (فرودگاه بین المللی اسکهلم – سوئد) بسوی ایران شدند.

 

خلبان ازپروازهواپیما امتناع کرد. بیست فعال (مدافعین حقوق انسانها. مترجم) روز۲۶ اوت سال ۲۰۱۱ موفق شدند از اخراج یک پناهجوی سیاسی ایرانی ۲۸ ساله بنام علی منصوری، جلوگیری کنند. هواپیما قراربود ساعت ۹.۴۰  دقیقه صبح روز جمعه ۲۶ اوت سال ۲۰۱۱ از استکهلم واز طریق آمستردام بطرف ایران پرواز کند. ولی قبل از اینکه محمد وارد سالن هواپیماشود، خلبان خبرداد که پروازنمیکند.

 

گروهیکه خواهان متوقف شدن دیپورت علی بودند وازنهادهای مختلف ازجمله فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی، هیچ انسانی غیر قانونی نیست، درآنجا جمع شده و روبمسافرین صحبت کرده وتوضیح دادند، چنانچه علی منصوری به ایران برگردانده شده وتحویل مقامات دولت جمهوری اسلامی شود، ایشان زندانی شده وخطراعدام شدن برایش وجود دارد. زیرا که ایشان فعالیت سیاسی علیه رژیم ایران داشته است.

 

یکی ازاین فعالین، بنام ماتیاس برن هاردسون که عضو شورای شهریکی ازشهرداریهای اطراف استکهلم وعضوحزب سوسیالیستهای عدالتخواه درسوئد میباشد چنین میگوید:

ما درگِیت خروجی بسمت هواپیما که قصدداشت ازطریق آمستردام بایران پرواز کند وقراربود علی منصوری را با خود بایران ببرد، ایستاده بودیم وازمسافرین سؤال میکردیم، آیا مسافرپروازخروجی ساعت۹.۴۰  بسمت آمستردام هستید؟ دراین صورت اعلامیه های توضیحی خودمان مبنی بردلایل ما برای متوقف کردن دیپورت علی منصوری بایران را پخش میکردیم واز آنها خواهش کردیم که این اعلامیه هارا بدست خدمه وخلبان هواپیما برسانند.

 

طبعأ واردشدن به گِیت خروجی بسمت هواپیما، کار ساده ای نبود. برای حل این مشکل، گروه متوقف کردن اخراج علی منصوری، بسرعت یک بلیط هواپیمائی خریداری میکنند تا خودشان را بصحنه حساس یعنی آخرین مرحله چک این برسانند. درحالیکه حدود صد نفرمنتظر چک کردن وسایلشان برای خروج بودند، ماتیاس خودرا به صحنه رسانده و در حالیکه مشغول بسخنرانی بود که ادراره مهاجرت تصمیم باخراج علی منصوری فعال سیاسی علیه جمهوری اسلامی را کرده است، متوجه میشود که ماشین حامل علی منصوری که توسط مامورین اداره مهاجرت، ایشان را از بازداشتگاه بپای هواپیما اوردند وماشین را درکنارهواپیما پارک کردند.

ماتیاس باچشم خود میبیند که چمدانهای علی را درمحوطه بارها قراردادند. بلافاصله متوجه میشود که چمدانهای اورا از میان بارها بیرون آوردند. صدای خلبان هواپیمارا میشنود که میگویدعلی را ازداخل هواپیما بیرون بیاورید. ماتیاس اضافه میکند که علی رامجددأبه بازداشتگاه اداره مهاجرت انتقال میدهند.

 

آنطور که معلوم است، علی درایران بدلیل فعالیت سیاسی علیه رژیم ایران، زندانی بوده وتحت شکنجه قرارگرفته است. ماتیاس اضافه میکند، علی بقید ضمانت اززندان آزاد شده ودرطول مدت انتظار برای دادگاه، موفق میشود ازکشورخارج بشود. بهنگام خانه گردی او، اسناد فعالیتهایش علیه رژیم بدست مامورین جمهوری اسلامی میافتد که زندانی شدن ونهایتأ اعدام درکمین اوست.

 

یک قدم ازپیروزی

 

ماتیاس میگوید دلیل اینکه خلبان ازپذیرش علی برای پرواز بایران خودداری کرده است را نمیداند. خلبان شاید اطلاعاتی دستگیرش شده است. برخأ بهنگام اخراج پناهجو، اتفاق میافتد که فرداخراجی، ازفرط ناراحتی مریض میشود و استفراق میکند. بهرتقدیریک آرامشی برای ما است که خطرعاجل فعلأ سپری شد.

 

ولی این پیروزی هنوز موفقیت نهائی نیست. باید مراقب بود که اویک تجدید نظر ازطرف اداره مهاجرت دریافت کند. مقامات سوئد متوجه جهتگیریهای جدید دولت ایران نیستند. وزیر امورخارجه ایران بطور یقین گفته است، کسانیکه تحت عنوان پناهجوی سیاسی از کشورهای دیگرتقاضای پناهندگی سیاسی میکنند، اساسأ جرم خودشانرا گواهی میکنند. بهنگام بازگشت بایران بدلیل اینکه متقاضی پناهندگی سیاسی درسوئد بوده اند، همگی بازداشت میشوند.      

 

 

 

 

 

 

نامه ای علنی به اداره مهاجرت سوئد

195250_100001743852274_7982181_n

موضوع: خانم میترا کهروم پناهجوی در خطر اخراج به ایران                                      

شماره پرونده: ۱۱۴۶۱۸۰۷

متولد:۱۳-۰۹-۷۵

اداره مهاجرت سوئد نباید میترا کهروم را به ایران بازگرداند

میترا در خیزشهای مردمی سال ۸۸ در ایران بر علیه رژیم اسلامی  فعالیت سیاسی داشته و در ارتباط با همین موضوع از سوی پلیس امنیتی  جمهوری اسلامی تحت پیگرد قانونی قرار گرفته بود. ولی با این حال درخواست پناهندگی وی از سوی مراجع امور پناهندگی سوئد پاسخ رد گرفته و این بار نیز تحت تعقیب پلیس سوئد جهت بازگرداندن به ایران قرار می گیرد و سرانجام روز سه شنبه ۱۶ اوت در منطقه سولنا در شهر استکهلم، از سوی پلیس دستگیر و بازداشت می شود.

میترا میگوید: “من در اتومبیلی در پارکینگ منتظر دوست سامبویی ام  بودم که ناگهان یک اتومبیل پلیس در کنار اتومبیلی که من در آن نشسته بودم ظاهر شد؛ پلیسها از من کارت شناسایی خواستند و بعد از شناسایی مدارک، من را با خود به بازداشتگاه بردند.” میترا در ادامه صحب های خود میگوید: ” اشخاصی از سر دشمنی، رفت و آمدهای من را بطور مرتب به پلیس گزارش میدادند و شماره اتومبیل دوست سامبویی و مشخصات من را دقیقا به اطلاع پلیس رسانده بودند.” میترا می گوید: من تازه از تظاهرات مقابل اداره مهاجرت در اعتراض به اخراج نوید میرپورزاده برگشته بودم  که بازداشت شدم. پلیس هم اقرار کرده که کسی به آنها تلفن زده و محل توقف وی را به پلیس گزارش کرده است.” 

میترا در بخش دیگری ازصحبتهای خود میگوید: “هدف آنهایی که گزارش من را به پلیس دادند این بوده که مرا دیپورت کنند تا از سوی مراجع قضایی و امنیتی ایران مورد مجازات قرار بگیرم. آنها همانطور که گزارش مرا به پلیس سوئد داده اند، بدون شک در صورت بازگشت من به ایران گزارش فعالیتهای سیاسی من را با جزئیات در اختیار مقامات قضایی و امنیتی ایران قرار خواهند داد.” هدف آنها همین است.

میترا از زمانی که به سوئد آمده است در تشکلی بنام شورای مرکزی جبهه آزادیخواهان ایران فعالیت سیاسی می کند. وی در تلویزیون مردم(مردم TV ( که از آمریکا برای ایران برنامه پخش میکند بارها با اسم و شهرت و تصویر خود صحبت کرده و خواستار اتحاد و همبستگی مردم بر علیه جمهوری اسلامی شده است.

 اداره مهاجرت سوئد در پاسخ به تقاضای پناهندگی میترا گفته است همه دلائل میترا درست است ولی میترا برای اثبات دلایل درخواست پناهندگی خود مدارکی به این اداره  ارائه نداده است درحالی که نهادهای امنیتی و قضائی جمهوری اسلامی هیچ نوع مدارکی در اختیار”متهمین” به جرم سیاسی قرار نمی دهند. نکته مهمتر این است که معمولا برای پناهندگانی که از سوی اداره مهاجرت پاسخ رد میگیرند، دادگاه تشکیل میدهند ولی هیچ وقت دادگاهی برای میترا کهروم تشکیل نشد تا اینکه این امکان برای وی فراهم شود که بطور حضوری از دلایل درخواست پناهندگی خود دفاع کند.

فدراسیون و بسیاری از کسانی که میترا را می شناسند بشدت نگران سرنوشت وی هستند چرا که میترا در ایران تحت پیگرد قانونی بوده و در صورت بازگشت به آن کشور این امکان وجود دارد که از سوی مقامات قضایی و امنیتی ایران با مجازات سنگین مواجه شود. میترا در ایران دو فرزند ۱۳ و ۱۶ ساله دارد که هنگام طلاق از همسر سابقش دادگاه حضانت فرزندان را به پدرشان داده است. این موضوع خود یک فاکت و یک دلیل مهم برای درخواست پناهندگی وی در سوئد است چرا که تا کسی مشکل مهمی برایش پیش نیاید که ناچار به ترک کشور شود، خود را از دیدن  فرزندانش محروم نمی کند.

نگرانی دیگر این است که اداره مهاجرت فعالیتهای سیاسی میترا در خارج کشور را نادیده  بگیرد و او را به ایران دیپورت کند. علاوه بر نکاتی که در بالا به آن اشاره شد، میترا یک CD آگهی سیاسی هم دارد که از “تلویزیون مردم” پخش می شود. محتوای این CD فراخوانی است به اتحاد و یکپارچگی ایرانیان بر علیه جمهوری اسلامی. در برنامه دیگری از این تلویزیون، خانم میترا کهروم در مورد وضعیت ایران صحبت می کند. جهت اطلاع اداره مهاجرت سوئد همین یک گفتگو که از “تلویزیون مردم” با صدا و تصویر خانم میترا پخش شده کافی است تا در صورت بازگشت وی به ایران از سوی دستگاه قضائی جمهوری اسلامی با مجازات مرگ مواجه شود.

اداره مهاجرت باید در نظر داشته باشد که  زنان ایرانی بر طبق قانون به هنگام  جدایی و گرفتن طلاق، حق حضانت و سرپرستی کودکان خود را ندارند و با مشکلات بسیار متعددی در این مورد مواجه می شوند. در پی شرایط سختی که از نظر قانونی برای زنان در ایران وجود دارد، بسیاری از زنان در آن کشورمورد بدترین تبعیضات جنسیتی قرار می گیرند، بدون اینکه مورد کوچکترین حمایت قانونی قرار گیرند. میترا کهروم خود یکی از قربانیان تبعیض جنسیتی در ایران بوده  است. وی در همین دوره کوتاه اقامتش در سوئد بارها در تلویزیونها و رادیوهای فارسی زبان در مورد شرایط تبعیض آمیز و نابرابر برای زنان در ایران با نام و تصویر خود گفتگو کرده و جمهوری اسلامی در ایران را مسبب اصلی چنین شرایطی برای زنان در ایران معرفی کرده است.

 

 در همین مدت یک Petition در دفاع از حق پناهندگی میترا دست بدست می چرخد که تا لحظه نوشتن این نامه بالغ بر ۲۵۰۰ نفر آن را امضاء کرده اند. عکس و تصویر فعالیتهای میترا در سطح اینترنت وسیعا بچشم می خورد. برطبق دلایلی که برای پذیرش پناهندگان وجود دارد افرادی که در موقعیت امروز میترا قرار می گیرند باید برطبق شرایط  Sur Place به آنها حق پناهندگی داده شود و میترا کهروم هم اکنون دارای چنین شرایطی است. اعتراض به حکم اخراج میترا در میان بسیاری اپوزسیون و فعالین سیایسی در خارج کشور نیز روز به زوز افزایش بیشتری میابد.

از این رو اداره مهاجرت سوئد نه تنها نباید  به شرایطی که میترا در آن قرار دارد بی تفاوت باشد، بلکه لازم است میترا فورا از بازداشتگاه آزاد و حق پناهندگی اش برسمیت شناخته شود.

 

عبدالله اسدی دبیر

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

۲۹اوت ۲۰۱۱

 

Öppet brev till migrationsverket                                           ۲۰۱۱-۰۸-۲۹                                                                                  

Kopia Till  Advokat Maria Ivicz

 

Om: Mitra Kahrom iransk asylsökande som riskerar avvisning till Iran

 

Ärende nummer: 11461807

 

Född: 1975-09-13

 

Mitra Kahrom ska inte avvisas till Iran

 

Mitra Kahrom har varit politiskaktiv i folkrörelsen år 2009 mot islamiska regimen i Iran och i samband med dessa aktiviteter har hon blivit förföljd av säkerhetstjänsten i Iran. Trotts detta har migrationsverket avslagit hennes asylansökan. Tisdag den 16 augusti har Mitra Kahrom blivit arresterad av polisen i Solna för att deporteras till Iran.

 

Om sin arrestering berättar Mitra Kahrom att hon greps då hon satt i en bill på en parkering plats och väntade på sin sambo. En polisbil stannar bredvid Mitra Kahromis och kräver att Mitra ska visa sin legitimation och efteråt tar polisen henne med till häktet. Mitra förklarar att de finns folk som är ovän med henne och därför har dessa rapporterat allt om henne samt sambons bilnummer till polisen. Mitra Kahrom berättar att hon hade precis kommit tillbaka från protestaktionen om Navid Mirporzade när polisen arresterade henne och informerade henne att de hade fått ett samtal om var Mitra befann sig då.

 

Mitra förklarar att ”syftet att dessa människor har rapporterat om mig till polisen är att de vill att jag ska deporteras till Iran och utsättas för straff utav Irans säkerhetstjänst. De som har skvallrat om mig till polisen i Sverige kommer att rapportera allt om mig till säkerhetstjänsten i Iran också för att kunna nå sitt syfte”.

 

Sedan ankomsten till Sverige har Mitra varit aktiv i organisationen ”Centrala rådet för iranska liberal front”. I ”Mardom TV” som sänder från USA har Mitra upprepade gånger pratat om enlighet och solidaritet bland och för Iranier mot islamiska regimen i Iran.

 

Migrationsverket påstår att Mitras motivering för asylsökning är berättigade men migrationsverket saknar bevis om dessa motiveringar. Detta trotts att islamiska regimen och dess säkerhetstjänst aldrig ger ut något bevis till någon som är misstänkt för politisk aktivitet. En annan viktig punkt är att alla som får avslag av migrationsverket för en prövning i migrationsdomstolen. Mitras asylärende har aldrig prövats i denna domstol och därmed har hon inte haft mjälighet att kunna personligen försvara sin asylsökning.

 

Vi i IFRS och många som känner Mitra Kahrom är mycket oroliga för henne. För Mitra är förföljd av polisen i Iran och i fall om återvändning till Iran kan hon utsättas för hård straff. Mitra har två barn på ۱۳ och 16 år i Iran och vid hennes skilsmässa har familjerätten gett vårdnaden till fadern. Om Mitra inte var tvången att lämna Iran skulle hon aldrig sätta sig i en situation då hon inte längre skulle ha möjlighet att träffa sina barn.

 

En annan oroande punkt är att migrationsverket ska bortse från Mitra Kahroms politiska aktiviteter i Sverige och deportera henne till Iran. Förutom allt annat har Mitra en ”CD” som handlar om politisk medvetenhet som sänds från ”Mardom TV” i USA med hennes egen röst och bild, där Mitra utmanar till enlighet och solidaritet mot islamiska regimen i Iran. Enbart innehållet av denna ”CD” kan utsätta Mitra för dödsstraff i Iran.

 

IFRS vill informera migrationsverket att kvinnor i Iran inte har till vårdnad av barnen och en skilsmässa är en process av många olika problem för kvinnor. Kvinnor i Iran har inga samhälleliga rättigheter och könsapartheid råder i alla samhällets nivåer. Mitra Kahrom är ett offer för denna könsapartheid och sedan ankomsten till Sverige har hon upprepade gånger pratat i Radio och program med sin egen röst och bild om orättvisor mot kvinnor i Iran och att det är Islamiska regimen som är orsaken till dessa kränkningar mot kvinnor.

 

Just nu cirkulerar en petition för försvar av Mitras Kahroms asylrätt som hittills är signerat av 2500 personer. Mitra syns på många ställen på nätet. Mitra Kahrom uppfyller villkoren om ”flykting suplace” och därmed ska beviljas asyl. Nu är det många bland oppositionen och politisk aktiva personer som protesterar mot hennes avvisning till Iran.

 

Därför tycker vi i IFRS att migrationsverket ska visa mer ansvar och att Mitra ska släppas fri från häktet och beviljas asyl i Sverige. 

 

Abdollah Asadi

Ord Förande i  (IFRS)

 

 

                

        

 

 

 

 

محمد میرایمانی کجاست آن عدالت در سرزمین ایران؟

SDC10183_300_x_225

هر روز که می گذرد در رژیم خونخوار جمهوری اسلامی به اختلافات بین حاکمیت افزوده می شود، در حالیکه مردم از جنایتهای ۳۰ ساله رزیم فاسد اسلامی به ستوه امدند و خود را برای سرنگونی دیکتاتوری  اماده میکنند و سران رژیم در تدارک خیمه شب بازیهای جدید بر امده اند تا بر بقا حکومت خود بیفزایند.

 دیکتاتورهای جمهوری اسلامی که هیچ درسی از گذشته نگرفته اند و از درک تحولات دنیای کنونی عاجزند اکنون در تدارک جنگهایی به سبک صدر اسلام بر امده اند تا با حذف رقبای خود گناه و جنایت ۳۰ ساله خود را حفظ کنند کجاست ان سرزمین کهن و پر

 

عدالتمان ایا اینجا ایران است که از عدالت و برابری خبری نیست؟

 در این سرزمین که در آن برای نگه داشتن نام اسلام هزینه اش را به بن فروشی بچه ها و زنانش تبدیل می کنند جایی که بر خلاف همه کشورهای جهان به جای پیوند اعضای بدن دست می برند و چشم در می اورند جایی که جرثقیل را نه در ساختمان سازی بلکه برای به دارکشیدن مردم استفاده می کنند.

 

در سرزمین ما صداها را در گلو خفه می کنند که مبادا اخوندهای فاسد به خطر بیفتند و خود به اسم دین ومذهب دست به هر جنایتی که می خواهد می زنند. کشوری که حکومتش اسلامی است ولی مردمش ضد اسلامی شده اند. دیکتاتورش خسته و مردمش دست بردار نیستند و نباید از این  حاکمان ایران بترسید و باید با جاهلان و جانیان و زورگویان رژیم مبارزه جدی  کرد بپاخیزیم و کوله بار مبارزه را بر دوش اندازیم ودر همه حال به یاد اوریم که عزیزان ما سخت ترین شرایط را درزندان های رزیم فاسد اسلامی تحمل می کنند.

 

 کردند چه بسا به خواست یا مشروع این اخوندهای کثیف نه گفتن و به شهادت هم رسیدند درود بر شما عزیزان باد به امید این که هر چه زودتر پیروزی را در سرزمین عزیزمان چشن بگیریم و ریشه ظلم و ستم را حتی در افکار و عقاید انسانها بسوزانیم به امید آن روز.

*****

نوید میرپورزاده دیپورت من به ایران متوقف شد

 

بالاخره بعد از هفته ها تلاش خستگی ناپذیر تعداد زیادی از انسان ها و نهادهای حامی حقوق پناهندگی دیپورت من، “نوید میرپورزاده”، به ایران متوقف و پرونده ام برای بررسی مجدد در اداره مهاجرت سوئد باز شد و بار دیگر تلاش های شبانه روزی شما دوستان و عزیزانی که همواره در راه احقاق حق پناهجویان در تلاش هستید نتیجه داد و جان انسانی دیگر از خطر مرگ حتمی نجات پیدا کرد.

در طول مدت بازداشتم در بازداشتگاه پلیس سوئد، بارها شاهد سعی و تلاش همه شما عزیزان بودم و می دیدم که به هر طریقی سعی دارید وضعیت خطیر من و خطرات احتمالی دیپورتم به ایران را به گوش اداره مهاجرت سوئد برسانید و با اینکه انجام این امر بسیار سخت بود اما بالاخره در آخرین روز از فرصت باقی مانده ام زحماتتان نتیجه داد و به سرانجام رسید و من، “نوید میرپورزاده” توانستم به مدد یاری شما عزیزان از خطر حتمی نجات بیابم و از بازداشتگاه پلیس سوئد خارج شوم و به زندگی باز گردم. از این پس من هم می توانم زندگی خودم را از نو بسازم و به آینده امیدوار باشم و همه اینها در نتیجه کمک و همدلی و یاری تعداد زیادی از انسان های آزاده و نهادهای مدافع حقوق بشر بود که میسر شد.

اینک من، نوید میرپورزاده، این متن کوتاه را به پاس تشکر و قدردانی از همه عزیزان و زحمت کشانی که در راه نجات جان من تلاش کردند و وقت گذاشتند می نگارم. من علاقمند بود تا نام یکایک شما عزیزان را در این نامه بیاورم تا بدانید هیچکدام از فعالیت ها و تلاش های ارزشمند شما عزیزان در طول این مدت از منظر من دور نمانده است. من می خواهم شما دوستان و حامیان عزیز بدانید که همدلی و همراهیتان با من و اینکه تنهایم نگذاشتید و همواره در کنارم بودید مرهم دردها و غم ها و کابوس های شبانه ام در بازداشتگاه پلیس بوده است.

من، نوید میرپورزاده مشتاق هستم تا به همه شما عزیزان بگویم که در زندگی هیچ گاه محبت ها و توجهات شما را فراموش نخواهم کرد و همیشه مهر شما عزیزان را در دل خواهم داشت.

با سپاس و تشکر بسیار از تمامی سازمان های مدافع حقوق بشر ایرانی و تک تک انسان های والائی که از سراسر جهان در حمایت از من به میدان آمدند و حضورشان بزرگترین تضمین موقفیت و پیشرفت مبارزات ماست.

با احترام

خبری دیگر،حکم اخراج نوید میرپورزاده هم متوقف شد.

 

همان طورکه قبلا اعلام شده بود نوید که در معرض دیپورت به ایران قرار گرفته بود، در پی تلاشهای بی وقفه بسیاری از سازمانها و نهادهای مدافع حقوق پناهندگی برای جلوگیری از اخراج وی به ایران، روز پنجشنبه ۱۸ اوت اداره مهاجرت حکم اخراج وی را متوقف و  او را از بازداشتگاه خارج کردند.

 

 در طول مدتی که نوید در معرض خطر دیپورت قرار گرفته بود بسیاری از سازمانها و نهادهای مدافع حقوق پناهندگی تلاش کرده و هر کدام به اندازه توان خود، افکارعمومی جامعه را در مقابل  اداره مهاجرت سوئد قرار دادند و از این طریق بر تصمیمات این اداره برای متوقف کردن حکم اخراج نوید تاثیر گذاشتند.

 

برای مثال فدراسیون در روز جمعه ۱۲ اوت در شهرهای لیندسبری و استکهلم فراخوان تظاهرات داد. در تظاهرات روز جمعه خانم اندیشه علیشاهی از فعالین فدراسیون با مسئولین اداره مهاجرت بطور مفصل در مورد کیس نوید و پیمان نجفی صحبت کرد. فدراسیون درمورد کیس نوید به اداره مهاجرت نامه نوشت و در آن نامه به نکات مهمی از مدارک و دلایل پناهندگی نوید و خطراتی که  در صورت بازگشت به ایران از سوی جمهوری اسلامی متوجه وی میباشد بطور مفصل اشاره کرده بود.

فدراسیون این موفقیت را به نوید میرپورزاده و فعالین فدراسیون و همه کسانی که قدمی در این راه برداشتند تبریک می گوید. این یازدهمین پناهجویی است  که در دقایق آخر، اجرای حکم دیپورتشان متوقف می شود. فدراسیون از همه پناهجویانی که در این دوره نگران سرنوشت نوید و پیمان نجفی بودند می خواهد در هرجایی که هستند با فدراسیون تماس بگیرند تا بطور متشکل و سازمان یافته تر برای جلوگیری از زیر پا گذاشتن حقوق پناهندگان این مبارزه را گسترش دهیم.

 

همبستگی،فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – سوئد

۱۷ اوت ۲۰۱۱ 

 

 

 

 

 

 

 

 

نامه ای دیگر به اداره مهاجرت اداره مهاجرت سوئد میخواهد نوید میرپورزاده را به کجا بفرستد؟

 navid-mirpourzadeh-mfi

نوید اهل ایران و از متقاضیان پناهندگی از کشور  سوئد است قرار است روز جمعه ۱۹ اوت او را به ایران بازگردانند. نوید یک فعال سیاسی است و از هنگام درخواست پناهندگی اش در سوئد بر علیه جنایت جمهوری اسلامی در ایران مبارزه کرده است. بسیاری از ایرانیان و پناهجویان ایرانی در سوئد اساسا نوید را از طریق فعالیتهای سیاسی وی می شناسند. با این وجود اداره مهاجرت میخواهد نوید را صاف و ساده، تحویل جمهوری اسلامی بدهد. این اداره معتقد است که فعالیتهای سیاسی نوید در حدی نیست که دولت ایران علاقه ای به دستگیری و بازداشت وی داشته باشد.

 

نویسندگان روزنامه جام نیوز  و کیهان شریعتمداری و ارتش سایبری و گشتیهای جمهوری اسلامی در اینترنت کارشان همین است. از این نظر فعالیتهای سیاسی نوید برای رژیم ایران آشناست همانطور که از پیمان نجفی نام برده بودند و  در کمین بازگشت وی به ایران نشسته بودند، در کمین نوید هم نشسته اند. روزنامه جام نیوز جمهوری اسلامی چاپ روز جمعه ۱۲ اوت علیه پناهجویان ایرانی دست به تهدید و ناسزاگویی زده بود و از آنها بعنوان عده ای فرصت طلب و دروغگو و خیانتکار به کشور و نوکر کشورهای غربی نام برده بود. بهتر است که اداره مهاجرت خوب دقت نماید تا نگرانی فدراسیون و پناهجویان ایرانی و سازمانهای مدافع حقوق پناهندگی را درک کرده و دست از سر پناهجویان ایرانی بردارد.

روزنامه جام نیوز نوشته است:

“مدتی است عده ای فرصت طلب به بهانه فتنه ۸۸ و مبارزه با جمهوری اسلامی، با ادعای خطرناک بودن حضورشان درایران و احتمال اعدام آنها[!] به کشورهای غربی فرار کرده و تلاش می کنند از آنها پناهندگی سیاسی بگیرند.”

 این روزنامه در ادامه نفرت پراکنی خود برعلیه پناهجویان ایرانی نوشته است:
“گرچه در مواردی این حربه موفق بوده و عده ای توانسته اند با خیانت به کشور و مطرح کردن دروغهایی علیه جمهوری اسلامی پناهندگی بگیرند و به نوکری برای غربیها بدل شوند ولی در مواردی هم غربیها فریب این نمایش ها را نخورده و با پناهندگی این افرد مخالفت کرده اند.”

 

 این روز نامه در بخش دیگری از اظهار نظر خود نوشته است:
“در جدیدترین مورد از این مخالفت ها، فردی به نام پیمان نجفی که مدعی است از اسلام بریده و خود را یارسانی(گروهی کرد) می خواند، به دنبال دریافت پناهندگی از کشور سوئد است.بهانه اصلی نجفی احتمال اعدام وی درایران بخاطر ارتداد است.”

 

جملات بالا بخشهایی از اظهار نظر روزنامه جام نیوز جمهوری اسلامی است. اینها نشان می دهد که جمهوری اسلامی فعالیت سیاسی پناهجویان را کاملا زیر نظر دارد.

 

لازم به یادآوری است که در ماه مه سال جاری هم روزنامه کیهان جمهوری اسلامی برعلیه پناهجویان متحصن در سوئد عینا با همین ادبیات به پناهجویان حمله کرده بود. با این حال اداره مهاجرت هنوز شک دارد که فعالیتهای سیاسی نوید میرپورزاده برای رژیم ایران مهم باشد. این هم لینک روزنامه جام نیوز است خوب است که اداره مهاجرت در جریان مضمون و محتوای این روزنامه و حساسیت جمهوری اسلامی نسبت به فعالیت های سیاسی پناهجویان ایرانی قرار گیرد تا به دلایل پناهندگی آنها منصفانه تر برخورد کند.

http://jamnews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=10275#Title=%0A%09%09%09%09%09وقتی حنای فرصت طلبان رنگ می بازد!%0A%09%09%09%09

 

نوید میرپورزاده فعال فدراسیون و نهادی است به اسم برای ایرانی آزادکه در دو سال اخیر در شهرهای “اوربرو”  و “لیندسبری” سازمانده چندین اعتراض مهم بر علیه رژیم ایران بوده است. وی خود دارای یک وبلاگ شخصی و سیاسی است که در صورت مراجعه به آن با فعالیتهای سیاسی نوید آشنایی بیشتری پیدا می کنید. برای شناخت بیشتر به این لینک ها مراجعه کنید. ۱ (دیکتاتور سیاه)   ۲ برای ایران آزاد(mission free iran)

 

 ویدئو کلیپهای زیادی از فعالیتهای سیاسی نوید در فیسبوک و دنیای اینترنت دیده می شود. پناهجویان ایرانی و غیر ایرانی در منطقه اوربرو و لیندسبری از نوید بعنوان رهبر مبارزات خود علیه جمهوری اسلامی نام می برند. در همین رابطه روز جمعه ۱۲ اوت در مقابل اداره مهاجرت در شهر لیندسبری تجمع کردند و با در دست گرفتن عکس هایی از نوید به بازداشت و حکم اخراج وی اعتراض کردند.

 

 یکی از دوستان نوید میرپورزاده در مطلبی در توصیف شخصیت نوید یادآوری کرده است که یکی از برادران نوید به نام “حمید میرپورزاده” به جرم فعالیت های سیاسی در نیشکر هفت تپه که یک مجتمع کارگری است در سال ۱۳۷۹ توسط جمهوری اسلامی ایران بازداشت شده و در سال ۱۳۸۰ نیز جنازه وی را تحویل خانواده اش داده بودند. آیا همین فاکت برای اداره مهاجرت سوئد کافی نیست تا به دلایل پناهندگی نوید باور داشته باشد؟ آیا این دلایل نیز نشان نمی دهد که نوید میرپورزاده یکی از مخالفین سرسخت جمهوری اسلامی در ایران باشد؟ آیا از نظر این اداره همه این فعالیتها هنوز نوید را در موقعیت Sur Place قرار نداده است اگر نه، چه چیز دیگری می تواند وی را در این موقعیت قرار دهد؟

 فدراسیون فکر نمی کند که اداره مهاجرت سوئد نسبت  به بدتر شدن وضعیت حقوق بشر در ایران بی اطلاع باشد. ولی از آنجایی که سیاست پناهنده پذیری این اداره را آقای توبیاس بیلستروم  وزیر مهاجرت این کشور تعیین می کند معلوم نیست درآینده چه بلایی برسر پناهنده و مهاجر در این کشور میاید. وی در تازه ترین گفتگوی تلویزیونی خود بسیار ماهرانه در پاسخ به خبرنگار گفته است: “مردم سوئد راضی به پذیرش پناهندگان بیشتری نیستند.” آقای وزیر خیلی صاف و ساده در آن مصاحبه دارد مردم بومی سوئد را در مقابل پناهنده و مهاجر قرار می دهد. مصاحبه اخیر توبیاس بیلستروم نه تنها در جهت پیشرفت و تعالی جامعه نیست. بلکه در جهت تیره و تار کردن ارزشهای انسانی در جامعه سوئد است. حزب  دموکراتهای  سوئد هم همین را می گویند چه فرقی میان گفته های این دو وجود دارد؟ متاسفانه آقای بیلستروم با این حرف ها نه تنها دارد به سیاستهای موجود در مورد پذیرش پناهندگان پشت پا می زند بلکه با طرح این حرفها میخواهد بار بحران و بیکارسازیها را به گردن پناهنده و مهاجر بیاندازد تا از این نظر مردم سوئد را نسبت به عدم پذیرش بیشتر پناهندگان تحت تاثیر قرار داده و تحریک نماید.

 

 فدراسیون سعی می کند بحث خود را در مورد مصاحبه تلویزیونی  آقای توبیاس بیلستروم و آسیبهایی که در یک سال اخیر به ۱۱ پناهجویی ایرانی در اثر بازداشت و صدور حکم اخراج به آنها وارد کرده است به یک شکایت نامه دیگر به دادگاه عالی سوئد درفرصتی دیگر موکول کند و در این نامه بیشتر به موضوع حکم اخراج نوید میرپورزاده بپردازد. همانطور که در بالا اشاره شد فدراسیون می تواند با هزار و یک دلیل ثابت کند که جمهوری اسلامی نوید را می شناسد و می داند با چه سازمانهایی فعالیت می کند. می داند که با پیمان نجفی هر دو در چه بازداشتگاهی در انتظار اخراج به  ایران بسر می برند. چون روزنامه جام نیوز پیمان را به عنوان دروغگو معرفی کرد و چه بسا فردا هم نوید را چنین معرفی کند. چون در این مدت تصاویر فعالیتها و عکسها و ویدئو کلیپ های هر دو و مطالب و نوشته های هر دو در سایت ها و رسانه های مختلفی  دست به دست می چرخید و انعکاس پیدا می کرد و در همین دوره بازداشت، نوید به طور مرتب با رسانه های مختلف مصاحبه کرده، مطلب نوشته و هر آنچه از دستش برآمده علیه رژیم اسلامی در ایران گفته و نوشته است. با این حال چگونه است که اداره مهاجرت هنوز که هنوز است نوید را در بازداشتگاه به قصد اخراج به ایران نگاه داشته است؟ نوید نه تنها نباید به ایران بازگردانده شود بلکه لازم است در اسرع وقت از بازداشت آزاد شده و بر مبنای موقعیت جدید به وی اجازه  زندگی و حق پناهندگی در سوئد داده شود.

اخراج پی در پی پناهجویان ایرانی از سوئد در حالی صورت می گیرد که درایران تبعیض و برخوردهای نژادپرستانه شکل رسمی و  قانونی به خود گرفته است به طوری که اقلیتهای مذهبی  اجازه هیچ نوع فعالیتی را ندارند. روی برگرداندن از مذهب اسلام و گرویدن به دین دیگری محاربه با خدا محسوب می شود. آمار اعدام ها روز به روز افزایش می آبد، دستگیری و بازداشت جوانان و محاکمات بی رویه  وغیر عادلانه همچنان رو به افزایش است. بنابراین فدراسیون در پایان این نامه به عنوان فاکت توجه اداره مهاجرت را به دو  لینک تصویری دیگر  از فعالیتهای سیاسی نوید علیه جمهوری اسلامی جلب می کند. با توجه به توضیح نکات فوق در مورد شرایط جدید پناهندگی نوید این ریسک وجود دارد که در صورت بازگرداندن وی به ایران از سوی مراجع قضایی جمهوری اسلامی با مجازات سنگین مواجه شود. به همین دلیل فدراسیون بار دیگر از اداره امور مهاجرت سوئد می خواهد در اسرع وقت او را از بازداشتگاه آزاد کند تا نوید و بسیاری دیگر از این بابت خیالشان راحت شود.

http://oghazyan.com/archives/3329

 

http://youtu.be/p128rDPQ-RA

 

http://cgtaddsea.wordpress.com/2011/08/09/suede-halte-aux-expulsions-dopposants-iraniens/

 

عبدالله اسدی دبیر

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

۱۷اوت ۲۰۱۱

—————————————————————————————————

Nytt öppet brev till Migrationsverket

 

Vad tänker Migrationsverket skicka Navid till?

 

Beteckning 112408 447  född  ۸۰۰۳۲۱

Navid MirPourzadeh är iranskt medborgare och asylsökande, men Migrationsverket överväger att skicka tillbaka vederbörande på fredag 19/8-2011. Navid är en politiskt aktiv person som har kämpat mot islamska styret och dess brott sedan han ansökte om asyl. Otaliga människor känner Navid genom hans politiska engagemang. Trots det överväger Migrationsverket att, utan vidare, överlämna honom till Islamska republiken i Iran. Migrationsverket hävdar att Navids politiska engagemang inte är en sådan karaktär att myndigheterna i Iran vill arrestera honom.

 

Journalisterna på ”Jam News”, Shariat-Madaris ”Keyhan” dess cyber-militär, och regimens internet spioner har just detta som yrke. Och just därför är Navids politiska engagemang vida känd för myndigheterna i Iran, och på samma sätt som de låg i bakhåll för att fånga Peyman Najafi sitter de i samma bakhåll för Navid. ”Jam News” ägnade en artikel, publicerad 12/8-2011, åt att smutskasta asylsökande och kallade dem för förrädare, opportunister, lögnare och västs lakejer. Det vore bättre om Migrationsverket kunde se mer allvarligt på det för att kunna förstå förbundets och andra människorättsorganisationers oro.

 

”Jam News” skriver i den nämnda artikeln:

”Sedan en tid tillbaka finns det ett gäng opportunister, vilka ligger bakom ”konspiration2009”, som hävdar att deras säkerhet är hotade i Iran och att de t.o.m. riskerar avrättning varefter de behöver ansöka om asyl i väst.”

Samma tidning fortsätter i samma antagonistiska anda:

”Trots att ett sådant svepskäl har visat sig vara effektiv i vissa fall och hjälpt vissa att få asyl, genom att sprida lögner om islamska republiken och vara förrädare och omvandlat dem till västs lakejer, men även väst har synat deras lögner i många fall och avslagit deras begäran om asyl.”

Tidningen fortsätter:

”Det senaste fallet är en person som kallar sig för Peyman Najafi och säger sig har konverterat från Islam och kallar sig för Yarsani (en kurdisk grupp), och söker asyl i Sverige. Najafi framlägger risken för att bli avrättad som främsta skäl för att få asyl i Sverige.”

Det ovannämnda är endast en del av det som finns enbart tidningen ”Jam News” och visar klart och tydligt på att islamska republiken håller ett vakande öga över asylsökande i Sverige.

Det är viktigt att påminna att iranska tidningen ”Keyhan” använde sig senast i maj månad det här året för att, genom samma vokabulär, smutskasta iranska asylsökande i Sverige. Trots detta misstänker Migrationsverket att Navids politiska engagemang skulle vara vida känd för myndigheterna i Iran.

Nedan finns länken till artikeln i ”Jam News”, och det vore bra om Migrationsverket studerade detta mer noggrann i syfte att behandla ärenden från asylsökande med större hänsynstagande.

http://jamnews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=10275#Title=%0A%09%09%09%09%09وقتی حنای فرصت طلبان رنگ می بازد!%0A%09%09%09%09

Navid är en aktiv person inom förbundet, vilket har under de senaste två åren arrangerat viktiga protestaktioner mot islamska republiken i städer som Örebro och Lindsberg. Navid bloggar även om sitt politiska engagemang och om Migrationsverket läser hans blogg kommer verket att få sig djupare insikt om Navid. Här följer några viktiga länk till bl.a.

  • Svarta diktatorn
  • Mission free Iran

 

Utöver dessa finns det massor med videoklipp med Navid i Facebook och internet. Iranska asylsökande i Örebro och Lindsberg nämner Navid som ”ledare” för sin kamp mot islamska republiken i Iran. Och på grund av det höll dem en demonstration, med bilder på Navid, utanför Migrationsverket i Lindsberg i protest mot Navids avvissning.

En nära vän till Navid berättar att Navids bror Hamid-Mir Pourzadeh arresterades, av iranska underrättelsetjänsten, 2000 i ett arbetarområde i Neyshekar-Hafttapeh och att ett år senare, 2001, kunde hans familj återfå hans kropp. Räcker inte det faktumet för Migrationsverket för att tro på Navids behov av skydd? Är det inte bevis nog för att Navid är en ihärdig motståndare till islamska republiken i Iran? Tycker inte Migrationsverket att Navid borde omfattas av SurPlus? Om inte vad mer behövs?

 

IFRS tror inte att det är just brist på insikt, från Migrationsverkets sida, om att mänskliga rättigheters situation i Iran. Men eftersom det är Tobias Bilström som leder verket är det oklart vilken framtid asylsökande kommer att gå till mötes. Vederbörande påtalade på ett skickligt sätt i en av sina senaste tv-intervjuer att: ”svenskar är inte villiga till ta emot fler asylsökande”. Migrationsministern håller, helt sonika, på att polarisera den inhemska befolkningen mot asylsökande. Billströms senaste intervju är inte bara ett hinder för samhällsutvecklingen, utan även ett led för att försämra människovärdet i Sverige. Sverigedemokraterna hävdar också samma principer, och frågan är vad som är skillnaden mellan Billström och Sverigedemokraterna?

Olyckligt nog bryter inte Billström enbart mot principerna kring rätten till asyl, utan försöker också att fresta allmänheten att tro att asylsökande är ansvariga för arbetslöshet och ekonomisk kris.

IFRS lämnar diskussionen om Billströms TV-intervju och skador som 11 asylsökande under det senaste året har fått utstå på grund av arresteringar och avvisningar, till ett annat tillfälle genom att anmäla Billström till HD och ägnar detta brev till Navid-Mir Pourzadeh.

 

Som det påpekades ovan kan IFRS påvisa med tusen bevis att islamska republiken känner väldigt väl till Navid och vilka organisationer Navid samarbetar med. Och att myndigheterna vet på vilket förvar både Navid och Peyman sitter och väntar på att bli avvisade till Iran.

”Jam News” målade Peyman som lögnare och västs lakej, och vi måste vänta på att Navid kommer att behandlas på samma sätt. Eftersom det finns många bilder, videoklipp och artiklar från både som har setts och hörts av många. Även på förvaret har Navid intervjuats i flera radiostationer och skrivit och publicerat en del mot islamska regimen. Hur kan då Migrationsverket behålla Navid i förvar i väntan på att skicka till Iran.

IFRS tycker att Navid skall inte bara släppas ur förvar utan även att hans rätt till asyl skall erkännas.

Pågående avvisningar till Iran sker samtidigt som diskriminering och rasism har fått djurdisk legitimitet, som exempelvis religiösa minoriteter som inte åtnjuter några som helst rättigheter.  Att konvertera från islam uppfattas som kätteri. Statistiken om avrättade ökar dagligen, arrestering av unga och orättfärdiga och orättvisa rättegångar mot dessa ungdomar ökar också varje dag.

Därför ämnar förbundet rikta Migrationsverkets uppmärksamhet mot två klipp från Navids aktiviteter.

På grund av det ovannämnda finns det en överhängande risk att vid en avvisning till Iran kommer Navid att förföljas av iranska staten. Därför efterlyser förbundet Navids frigivning för då kan många känns sig lugnade.

 

http://oghazyan.com/archives/3329

 

http://youtu.be/p128rDPQ-RA

http://cgtaddsea.wordpress.com/2011/08/09/suede-halte-aux-expulsions-dopposants-iraniens/

 

Abdoulah Assadi

Ordförande –för ( IFRS)         ۲۰۱۱-۰۸-۱۷

 

 

 

 

نامه تشکر پیمان نجفی

clip_image001

با درودی بیکران به همه عزیزان.
 
به راستی که تلاش بی دریغ یکایک شما عزیزان مشت محکمی بود بر دهان رژیم اسلامی ظالم و موفقیتی برای همه ما  کاش واژه ها می توانستند این زحمت ،دلسوزی و انسان دوستی را پاسخ دهند. ولی افسوس که توانی ندارند چون به راستی زندگی را به من هدیه دادید.از اینجا از صمیم قلبم از یکایک شما عزیزان که این هدیه بزرگ را به من بخشیدید تشکر و قدردانی می کنم و از آفریدگار مهربان بهترینها را برای شما عزیزان خواهانم.
امیدوارم که روزی من نیز بتوانم در حد توانم به یاری انسان دیگری بشتابم و با دل و جان تلاش نماییم.
 
با مهر و سپاس فروان
دوست دارتان: پیمان نجفی

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی