یاداشت سر دبیر نازنین صدیقی:نگاهی اجمالی به گذر تاریخی ۱۶ آذر و فراخوانی به مردم

nazi_fb12_190_x_268

چند ماه پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اعلام شد که روابط ایران و بریتانیا که در زمان نخست وزیری مصدق قطع شده بود از سر گرفته خواهد شد و ریچارد نیکسون نایب ریاست جمهوری وقت آمریکا برای دیدار رسمی به ایران خواهد آمد. این موضوع بهانه لازم برای اعتراضات را فراهم کرد و در ۱۴ آذر به سفارش نهضت مقاومت ملی،دانشجویان فعال به سخنرانی در کلاسها پرداختند و ناآرامی، تمامی محوطه دانشگاه تهران را فرا گرفت. رژیم شاه برای پیشگیری از هر گونه اقدام بعدی تصمیم به سرکوب اعتراضات گرفت.

 سربازان و نیروهای ویژه ارتشی پس از هجوم به دانشگاه، به کلاسهای درس حمله کرده و صدها دانشجو را بازداشت و زخمی نمودند. نیروهای امنیتی در دانشکده فنی، اقدام به شلیک تیر کردند که موجب مرگ سه دانشجوی این دانشکده به نامهای احمد قندچی، آذر (مهدی) شریعت‌رضوی و مصطفی بزرگ‌نیا شد. فردای آن روز نیکسون به ایران آمد و “دکترای افتخاری” در رشته حقوق را در دانشگاه تهران که در اشغال مشهود نیروهای نظامی بود، دریافت کرد.

وقایع آذر ۱۳۳۲، نمایانگر واکنش رژیم شاه به فعالیتهای دانشجویی بود و به دنبال آن سرکوب سیستماتیک تمامی اشکال دیگر مخالفتها، صورت گرفت. ۱۶ آذر، توسط کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور که مرکز اجتماع و مباحثه مخالفان حکومت پهلوی در خارج از ایران بود، روز دانشجو نامیده شد. دانشجویان پس از آن، هر سال در این روز اعتصابهای دانشجویی به راه می‌انداختند و در واقع ۱۶ آذر ماه به معیار خوبی برای ارزیابی میزان نفرت از حکومت شاه و توانایی و نفوذ مخالفان در بین روشنفکران، تبدیل شد.

 این روز از آنزمان، همچنان از اهمیت تاریخی برجسته‌ای در ایران برخوردار بوده است. پس از شکست انقلاب ۵۷ و تثبیت حکومت اسلامی در ایران این روز ویژگی عمیقتری یافته و هر سال بنا شدت جو سرکوب و خفقان، دانشجویان و دیگر اقشار جامعه به برگزاری مراسم و همایشهای اعتراضی در ایران و خارج از ایران میپردازند. نیروی قدرتمند جنبش دانشجویی همواره در طول ۳ دهه حکومت اسلامی کابوس مخوف و عظیمی برای سردمداران رژیم بوده است. طی سالهای اخیر نیروی چپ به شکل علنی و گسترده در مناسبتهای ۱۶ آذر در ایران دست بالا داشته است بطوری که در اعتراضات دانشجویی در تهران، ما شاهد ۱۶ آذری سرخ بوده ایم.

اما امسال به شکل ویژه ای متفاوت از سالهای گذشته است. امسال در حالی به استقبال ۱۶ آذر میرویم که شاهد تحولات و انقلابات عظیمی در سراسر دنیا بوده ایم. از خاورمیانه تا شمال آفریقا دیکتاتورهای مستبد و خودکامه یکی پس از دیگری به زباله دان تاریخ انداخته شده یا در سکوی پرتاب قرار دارند. در اروپا و آمریکا و آمریکای لاتین شاهد اعترضات عظیم توده ای و غرش مردم معترض  به وضعیت معیشت خود در خیابانها بوده ایم. آری ما ۹۹ درصدیها به میدان آمده ایم تا حقمان را از حلقوم غارتگران بیرون بکشیم. بسیار زیباست این حق خواهی، چقدر شکوهمند است هنگامی که دیگر از انقلاب و انقلابیگری نه تنها با خشونت و بیزاری یاد نمیشود  بلکه تنها راه نجات تشخیص داده شده و این حس برانگیخته میشود که خیابانها ما را صدا میزنند. آری خیابانها و میادین شهرها ما را فراخوانده اند. اما اگر کمی با دقت بیشتری نگاه کنیم میبینیم از بهار عربی گرفته تا اعتراضات وال استریت و میدان خورشید و التحریر و غیره همه و همه ادامه شعارها و جانفشانیهای مردم در خیابانهای تهران، اصفهان و اهواز و غیره در ایران است. گویی کار و رسالتی تمام نشده را میرود که جهانیان به اتمام برسانند. هنوز شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر ضد ولایت فقیه و آزادی و برابری در خاطره ها طنین انداز است. و ۱۶ آذر امسال باید هر چه قویتر و منسجمتر با گامهای ما ۹۹ درصدیها و با اتحاد نیروی دانشجو، کارگر و پیر و جوان برگزار گردد. باید روز دانشجو را به همایشی گسترده و نیرومند برای سرنگونی جمهوری اسلامی بدل کنیم.

سرنگون باد رژیم اسلامی آخوندهای میلیاردر

زنده باد جنبش دانشجویی و پاینده باد مبارزه  ۹۹ درصدیها

بهنام آزاد:جنبش دانشجویی از همیشه زنده تر است

behnam_308_x_454_154_x_227

روزدانشجو تولد ۵۸ سالگی خود را در شرایطی گرامی می دارد که فضای سیاسی  جامعه ایران بسیار ملتهب است . در این ۵۸ سال، دانشجو همیشه در متن اعتراضات علیه ظلم واستبداد حاکم بر جامعه ایران حضور داشته واز همان ابتدا دراین راه قربانیان فراوان داده است. حکومت چماق، برای سرکوب  اعتراضات  دانشجوئی از ارتکاب هیچ  جنایتی  ابا  نداشته است.  مخصوصا هرسال درآستانه شانزدهم آذر، این فشارها مضاعف شده است. جنش دانشجوئی دیگر یک حرکت اعتراضی مختص به یک صنف جامعه نیست، بلکه دانشجو مطالبات جامعه خود را فریادمی زند. مردم هم  روز دانشجو را بعنوان  یک روز ملی می دانند  و در این مبارزه  پشتیبان  و همراه  فرزندان خود هستند هر چند که رژیم منفور جمهوری اسلامی درتمامی عمر نکبت بار خود برای مصادره این جنبش تمام تلاش خود را کرده است ولی اعتراضات دانشجویان هر روز رادیکال تر شده و رژیم را در یک سردرگمی بزرگ قرار داده است .

 احترام به شخصیت وشعور انسانی مردم  فارغ از جنسیت،آزادی اندیشه و بیان، جدائی دین از سیاست، احترام و به رسمیت شناختن حقوق زنان، آزادی زندانیان سیاسی، ایجاد امنیت اجتماعی و اقتصادی، دوری از جنگ طلبی و ستیز با دیگر ملتهای جهان، همه از مطالبات دانشجویان ایران است که متاسفانه حکومت دیکتاتوری اسلامی ایران با تمامی این خواسته ها مخالف بوده و مبارزه کرده است.

رژیم بجز اینکه با وارد کردن قشر دانشجو سهمیه ای در دانشگاه ها و ایجاد بسیج دانشجوئی  در تلاش بوده که  اتحاد  دانشجویان را از درون بسمت  نابودی سوق دهد، با به زندان انداختن دانشجویان معترض و احکام طولانی مدت زندان برای آنان، محرومیت از ادامه تحصیل، فیلترینگ سایتها و وبلاگهای مستقل ومنتقد، توقیف مطبوعات و به حبس انداختن روشنفکران جامعه  سعی در ایجاد فضای رعب و وحشت داشته است .

دانشجویان مبارز، یاران در بند خود و یارانی که در این راه  جان شیرین خود را از دست داده اند را فراموش نکرده اند و هر روز مصمم تر با شعار مرگ بر جمهوری اسلامی و زنده باد آزادی به راه خود ادامه می دهند و مطمئنا پیروز این مبارزه مردم و دانشجو خواهد بود . دانشجو تبدیل به صدای اعتراض مردم به ظلم واستبداد شده است واین صدا هیچ وقت با حبس و شکنجه و مرگ خاموش نمی شود و هروز سقوط دیکتاتور را نزدیکترمی کند .

جمیس ادوا:سردرگمی نظام و حرکت به سوی سقوط

Jemis_160_x_224

وحشیگری از سوی حاکمیت همچنان ادامه دارد . رفتار و عملکرد وحشیانه در درجه اول خصلت این نظام جهل و خون وجنایت است . در هر زمینه ای که نگاه می کنیم شاهدیم که نقض حقوق انسانها در بالاترین سطح ممکن انجام می شود. سالهای اولیه از شیوه سرکوب برای استقرار جمهوری اسلامی استفاده کردند وهمه مخالفان سیاسی را به زیر ضرب گرفته اند. در این سی و چند سال  گذشته از نظام  اسلامی حاکم همه نوع قساوت دیده شده است. کسانی که در بازداشتهای موقت به سر می برند و مشخص نیست که اصلا به چه جرمی و با چه هدفی دستگیر شده اند و زیر انواع شکنجه های روحی و جسمی و گذشته از آن ماهها در زندانها بلاتکلیف هستند. فشار بر مردم در تمام عرصه ها دیده می شود و حکومت با ایجاد کردن فضای خفقان در کشور می خواهد ثباتش را برای مدتی دیگر حفظ کند. از مردم معترض و روزنامه نگاران و عکاسان و فعالین دانشجویی گرفته تا فعالین کارگری و اقلیتهای ملی و مذهبی و فعالین سیاسی، همه و همه در این مدت هزینه های سنگینی را برای خواسته هایشان پرداخت کرده اند. نداشتن استقلال قاضیان و نبود سیستم مناسب برای قانونگذاری و اینکه هر کس برای خودش تصمیم می گیرد و هر نهادی برای خودش  یک ساز می زند و یکی تأیید و دیگری تکذیب می کند ، همه نشاندهنده این است که حکومت خود نمی داند بدنبال چه چیزی هست و در بلاتکلیفی به سر می برد .ضعف مدیریت و رهبری و به بن بست رسیدن چندین سال است مشهود به چشم می خورد . کارنامه ای که حکومت ایران در زمینه حقوق بشر از خود بجای گذاشته کارنامه ای سیاه و رد شده ای است که مسئولانش باید پاسخگوی این نوع اعمال و رفتار با مردمانش باشد و در مدت  دو سال اخیر وضعیت بدون شک رو به وخامت رفته است و حکومت جمهوری اسلامی برای نگاه داشتن خود در رأس کار دست به اقدامات وحشیانه ای زده که از سوی هیچ کس حتی برای یک لحظه قابل قبول نیست. حکومت اسلامی در این مدت روزی نبوده که به هر دلیلی با نقض کردن حقوق مردمانش در صدر اخبار رسانه های دنیا نباشد. مطالبات مردم آنقدر زیاد و انباشته شده هست که رژیم اسلامی نمی داند پاسخ کدامین سوال را بدهد و سر پوش گذاشتن بر این مطالبات هزینه سنگینی را برای رژیم خو اهد داشت که برگشت ناپذیر است و این گره کوری است که نظام خود در وضعیت کشور بوجود آورده است. دروغ گفتن و تهمت زدن در جامعه  نهادینه شده و فاتحه عدل و عدالت خوانده شده است. ایران همواره با نوع حکومت موجودش خط بطلان بر تمام آزادیهای مردم می کشد و چون حکومتشان بر پایه زور و استبداد بنا شده است از درجه ارزش ساقط است. در این میان بسیار کسانی بودند و همچنان هم این رویه ادامه دارد که شرایط فرار برایشان مهیا شده و توانسته اند حداقل خود و گاها خانواده شان را از این شرایط وحشتناک نجات دهند و پناه به کشورهای دیگری آورند و خود را به عنوان پناهنده معرفی کردند  تا از هر نوع خطری مصون باشند که البته داستان پناهندگی و احذ حق اقامت در کشورهای غربی خود مقوله جداگانه ای است .اما همه ۷۰ میلیون مردم ایران شرایط فرار از این خفقان و بیداد و ستم را ندارند و فرار مردم نیز نمیتواند راه حل نهایی باشد. به نظر من بهترین، آسانترین و کم بهاترین راه، انقلاب مردم و سرنگونی حکومت اسلامی است. باید این حکومت جهل و جنایت را به زیر کشید و حاکمان و سردمداران ریز و درشت آن را به جرم جنایت علیه بشریت در دادگاههای مردمی به محاکمه کشاند.

مرگ بر جمهوری جنایت کار اسلامی

مهشیدهوشمست:تحریم زمینه ساز محدودیت اقتصادی بیشتر مردم ایران

Mahshid_Houshmast_150_x_176

تحریم زمینه ساز محدودیت اقتصادی بیشتر مردم ایران

خبر بحث بر انگیز این چند روزه تحریم بانک مرکزی ایران است . بریتانیا دستور داده که تمام روابط مالی و اعتباری با بانک مرکزی جمهوری اسلامی قطع گردد و دولتش تمام ارتباطات خود را با موسسات مالی ایران متوقف کند.

همچنین فرانسه خواستار تحریم هایی در ابعاد گسترده برای ایران شده تا نفت ایران خریداری نشود در پس این تحریم ها بهای نفت در بازارهای جهانی افزایش یافته، جالب اینجاست که مسئول امور انرژی اتحادیه اروپا اعلام کرده با نخریدن نفت از ایران، اروپا دچار مشکل نخواهد شد وجایگزین های مناسبی برای این مسئله دارند مثل (سازمان کشورهای صادر کننده نفت، اوپک و …….) بدنبال این تحریم نظام جمهوری اسلامی از خود واکنش تندی نشان داده است.

احمدی نژاد کشورهای تحریم کننده را نوچه های ارباب بزرگ خوانده و بوضوح اعلام کرده که همچنان به فعالیتهای هسته ای ادامه خواهند داد، بدون در نظر گرفتن اینکه ایران را تا به کجا به انزوا کشانده  اند و منافع ملی مردم را به لرزه خواهند انداخت  و شرایط مردم هر روز از نظر اقتصادی و اجتماعی رو  به وخامت میرود و این زمینه  ساز محدویت اقتصادی بیشتر برای ایران و مردم ایران است.

این واقعیت وجود دارد که مردم  ایران علی الخصوص آن قشری که بیشترین فشارهای اقتصادی به آنها وارد میشود عکس العملهای غیر قابل پیش بینی از خود نشان خواهند داد، درست مانند انقلاب ۵۷، مردم به خیابانها خواهند آمد و انقلابی دیگر رخ خواهد داد.

از سوی دیگربا حمله اراذل و اوباش حکومتی به سفارت بریتانیا،  ایران هر چه بیشتر ضعف خود را در سیاست خارجی نشان داد.

حکومت اسلامی  نشان داد که از تثبیت حکومتش  تا به امروز هیچگونه تغییری از لحاظ فرهنگی و سیاست خارجی بدست نیاورده است. دقیقاً مانند حمله به سفارت امریکا به دست دانشجویان پیرو خط امام و تکرار آن بعد از سی و اندی سال در مورد سفارت بریتانیا.

جالب اینجاست که سخنگوی وزارت خارجه ایران گفته است، اتفاقی که در سفارت انگلیس در تهران رخ داده غیر قابل پیش بینی و به جهت عصبانیت تظاهر کنندگان بوده در صورتیکه فیلمها  وعکسهای واقعه کاملا چیز دیگری را نشان داده و رد پای حضوری سازمان یافته را نشان میدهد  به هر حال  نیروی انتظامی و بسیج بعد از انتخابات و مخالفتهای مردم در تهران و شهرهای مختلف بوضوح به سرکوب مردم به شکل بسیار وحشیانه پرداخته بودند در صورتیکه در برابر حمله به سفارت انگلیس نیروی انتظامی گوشه ای ایستاده و نظاره گر بود.

دولت جمهوری اسلامی با این نوع رفتار و سخنانش  با دست خودش مهر تأئید دیگری مبنی بر دروغگو و متجاوز بودن را به پیشانی زده است و بنظر شما صورتحساب این بی عقلی و بی ملا حظگی را به جز مردم ایران کس دیگری میپردازد ؟

 

کشورهای اروپایی در طول سالهای اخیر رشته های اقتصادی خود با ایران را به اصطلاح نازک  و یا قطع کرده اند و در حال حاضر بر علیه ایران هستند و در سطحی گسترده فراتر از تحریم های مصوب شورای امنیت هم عمل میکنند و با اتفاقات اخیر چشم انداز خوبی برای روابط بهتر یا حتی عادی پیش بینی نمیشود.

اصرار ایران برای کاهش روابط با کشورهای اصلی اروپایی به منزله خودکشی دیپلماتیک است و این مسئله تنها باعث انزوای بیشتر سیاسی در سطح جهانی شده که بازتابی از سیاست داخلی ایران است. این مسئله تنها کاهش نفوذ ایران در جهان را به دنبال دارد که البته میتوان با این حساب امیدوار بود که کار به جایی برسد که رژیم اسلامی همانند رژیم آپارتاید نژادی آفریقای جنوبی مورد انزوا و ترک صد در صد جهانی قرار گیرد و این مسئله منجر به نابودی این جنایتکاران شود.

اگر بنیان های اقتصادی – اجتماعی و سیاسی استبداد از ایران ریشه کن نشود، آزادی خیالی بیش نیست.

محمد مومنی:یک روز تجاوز می‌کنید، یک روز قتلهای زنجیره‌ای به پا می‌کنید

Mohammad_Momeni_231_x_286

یک روز تجاوز می‌کنید، یک روز قتلهای زنجیره‌ای به پا می‌کنید

 

 

یک روز تجاوز می‌کنید، یک روز قتلهای زنجیره‌ای به پا می‌کنید یک روز همچو بوزینه از سفارت آمریکا و انگلستان بالا می‌روید یک روز “ندا “کشی‌ می‌کنید. ننگ و نفرین ابدی بر شما باد که از روز اول حکومتتان دستگیر کردید، شکنجه کردید، کشتید، غارت کردید سوزاندید ویران کردید و هنوز هم دست از این ماتمکده وطن بر نمیدارید.

هر بار که چهره‌های شما جماعت دهان گشاد با آن ریشهای بلند و پیراهنهای سپید چرک مرد شده را به تماشا مینشینم  با خود میگویم آیا سهم من از زیستن باید همیشه وحشت و هراس از عملکرد شما باشد؟ یک روز تجاوز می‌کنید، یک روز قتلهای زنجیره‌ای به پا می‌کنید یک روز همچو بوزینه از سفارت آمریکا  و انگلستان  بالا می‌روید یک روز “ندا “کشی‌ می‌کنید یک روز ……. و براستی روزی نیست که شما جماعت نادان باعث درد ملتی‌ نشوید و جهانی‌ نیازارید.

آقای بسیجی‌ دهان گشاد به واسطه اشغال سفارت آمریکا در اول انقلاب (البته نه توسط مردم انقلابی بلکه به دست نسل اول شما با نام دانشجو پیرو خط امام) همچنان داریم خفت و خاری میکشیم و تاوان میدهیم بس است! دنیای مدرن امروزی صحرای کربلا نیست که شور حسینی بگیرید و دست به عملی‌ زشت بزنید که در هیچ کجای دنیا مرسوم نیست! شما تنها قومی هستید که از ویرانی و بیچارگی وطنتان شاد میشوید و به خیال خود دارید با ابر قدرتها مبارزه می‌کنید.

مشتی انسانهای عقده‌ای (با پوزش از نام زیبای انسان) که اکثریت چهره‌ی کریه هم دارید هر چه به شما میگویند اجرا می‌کنید و باکی هم ندارید در جایی که قانون یعنی‌ حرف آیت الله  ها و عمل‌های شما، نباید هم بترسید!

می‌دانید به واسطه همان گروگانگیری ملت ایران چقدر تاوان داده است؟ هواپیماهایی که تابوت مرگ شده است را تماشا کرده‌اید؟ اثرات تحریمهایی که از همان روز نخست ارمغان دانشجویان خط امامی برای مردم بیچاره شد را دیده اید؟

 ۳۲ سال گذشته است و هنوز هم مردم ایران داغ ننگ آن گروگانگیری را با پاسپورت بی‌ اعتبار خرچنگ نشان اسلامی دارند  و دست آخر هم باید کشور قطر که سالگرد استقلالش با ایران ایر یکی‌ است آسمان ایران را اشغال کند چرا؟ چون مرگ بر آمریکا گفتید و نسل ما را به خاک سیاه نشاندید.

 دلم برای نسل خودم میسوزد نسلی که به واسطه حاکمیت سیاه شما جانوران اسلامی از همان آغاز تولد بی‌ اعتبار گشت، دلم برای مادرانی میسوزد که از این پس برای دیدن فرزندانشان باید راهی‌ دوبی‌ و ترکیه شوند چرا که سفارت انگلستان هم در ایران تعطیل میشود! میترسم آخر آن بمب اتم  را هم بر سر خودمان بریزید و رهایمان کنید از این ذره ذره مردن، دلم برای نسل بعد از  شکست انقلاب ۵۷ میسوزد.

 

 

سعید کریمی:دلیل زیر زمینی بودن موسیقی رپ در ایران

Said

دلیل زیرزمینی بودن موسیقی رپ در ایران

در چند سال اخیر همگی شاهد پیشرفت موسیقی رپ رپ فارسی در ایران و جای گرفتن آن در دل جوانان ایرانی بوده ایم.این سبک موسیقی همیشه معروف به یک سبک اعتراضی بوده و مهمترین علّت جای گرفتن آن در دل جوانان کشور حقیقتی بوده که این سبک از آن همیشه دم می زند.

موسیقی رپ خود شامل چند نوع سبک می باشد که از این چند نوع می توان سبکهای اجتماعی و سیاسی را به عنوان اعتراضی ترین سبکهای رپ به شمار آورد.این دو سبک همیشه اعتراضات خود را نسبت به جامعه، حکومت و سیاست یک کشور نشان داده است.

علّت زیرزمینی بودن این سبک موسیقی و همچنین دیگر سبکهای اعتراضی مثل سبک راک در کشورمان ایران این بوده است که این سبکها همیشه اعتراض خود را نسبت به دولت بیان کرده و باعث خوردن ضربه های کوچکی به رژیم کثیف جمهوری اسلامی بوده است. ولیکن با اتحاد همهٔ خوانندگان، بخصوص خوانندگان سبک رپ و راک و همچنین اتّحاد آنان با مردم عزیزمان می توان این ضربه های کوچک را به ضربه های بزرگتر و قویتری تبدیل کرد.

در رسانه های خیانتکار صدا و سیمای جمهوری اسلامی بارها و بارها شنیده ایم که از افراد و خوانندگانی که در سبکهای رپ و راک فعالیت داشته اند همیشه به عنوان انسانهای شیطان صفت یاد شده و دلیل اصلی آن همان ضربه ها و اعتراضات است. شاید این دولت پول پرست ظاهراً و از دید خود توانسته این افراد و خواننگان را سرکوب کند ولی هیچ گاه این افراد از قلم خود برای نوشتن اراجیف و یا دروغ استفاده نکرده اند.

تمام این حرفها و صحبت هایی که در این مقاله زده شد، فقط نشان دهنده علّت اصلی زیرزمینی بودن موسیقی رپ و موسیقی راک است که آن هم دارا بودن آزادی بیان در این دو سبک بخصوص رپ فارسی می باشد و این آزادی بیان همیشه باعث زمین خوردن رژیم آدمخوار جمهوری اسلامی بوده است.

به امید روزی که تمام خوانندگان زیرزمینی بتوانند با موفقیت و آزادی بر روی زمین به فعالیتهای خود بپردازند.

سعید کریمی (دی.اچ.ال)

گزارش نوشتاری و تصویری از برگزاری چند حرکت اعتراضی مهم در دفاع از حقوق پناهندگان سوئد

390836_2741353058629_1401517138_2874116_1492534130_n_320_x_240

روز ۳ دسامبر ۲۰۱۱ در چند شهر مختلف سوئد یک رشته  اعتراضات  در دفاع از حقوق پناهندگان، علیه دیپورت و اخراج آنها به کشورهای ناامنی نظیر جمهوری اسلانی و همچنین در اعتراض به راسیسم و خارجی ستیزی برگزار شد.

در استکهلم جمعیتی بالغ بر ۳۰۰ نفر علیرغم باران شدید در Slussen در استکهلم اجتماع کردند و سپس به طرف محل پارلمان سوئد یک راهپیمایی انجام دادند. این حرکت اعتراضی از سوی شبکه “جنبش پناهندگی” که فدراسیون یکی از اعضای آن است سازماندهی شده بود. سخنرانان متعددی هر یک از زوایای مختلف، سیاست های غیر انسانی دولت سوئد در زمینه پناهندگی را مورد نقد قرار دادند و خواهان توقف اخراج پناهجویان و اتخاذ یک سیاست پناهنده پذیری انسانی شدند. تظاهرات کنندگان همچنین نفرت و بیزاری خود را از راسیسم به نمایش گذاشتند. فعالین و اعضای فدراسیون در این تظاهرات مشارکت فعالی داشتند و از جمله اطلاعیه سوئدی فدراسیون مربوط به این تظاهرات را در میان مردم پخش کردند.

در شهر بورس نیز شبکه جنبش پناهندگی با برگزای یک تظاهرات  شروع تازه ایی را آغاز کرد.  در تظاهرات روز ۳ دسامبر بورس نمایندگانی از شاخه جوانان حزب سوسیال دمکرات و حزب چپ سوئد و همچنین نماینده ای از سوی حزب سوسیالیست عدالتخواه سوئد سخنرانی کردند. امید صالحی نیز ازسوی فدراسیون سراسری پناهندگان ایران به ایراد سخنرانی پرداخت و از جمله گفت: “پلیس چنان با پناهجویان رفتار می کند که انگار سوئد در جنگ بسر می برد. رفتار پلیس سوئد با پناهجویان زمانی که با آنها مثل مجرمین برخورد می کند یادآور اعمال نازیستها در دهه ۳۰ است. “

روز ۳ دسامبر به ابتکار فدراسیون دانشجویان پزشکی سوئد (IFMSA) در شهرهای مالمو، گوتنبرگ، اپسالا و لین شوپینگ فراخوان به برگزاری اعتراضاتی داده شده بود. موضوع این اعتراضات “خدمات درمانی برای همه” و از جمله مهاجرین فاقد اوراق اقامت (Papperslösa) و یا پناهجویان بود. در سوئد مهاجرین “غیر قانونی” و پناهجویان گروههایی هستند که در مقایسه با سایر ساکنین کشور از کمترین خدمات درمانی برخوردارند و یا اصلا از آن محروم میباشند.

در تظاهرات شهر مالمو که به همین مناسبت برگزار شد منجمله فریده آرمان از سوی واحد فدراسیون در این شهر به سخنرانی پرداخت و از شرایط سخت پناهجویان و بویژه پناهجویان مخفی که باید بدون داشتن خدمات درمانی با بیمارهای جانکاه دست و پنجه نرم کنند، سخن گفت. سخنان وی از سوی دیگر سخنرانان مورد تاکید قرار گرفت.

اعتراضات روز ۳ دسامبر در کشور سوئد نشانه دور جدیدی از مبارزه برای احقاق حقوق پناهندگان و مشارکت بخشهای مختلف جامعه در این مبارزه با خواستهای انسانی است. فدراسیون سراسرپناهندگان  خود را بخشی از این مبارزه می داند و با تمام قوا برای لغو احکام دیپورت پناهندگان سیاسی، برخوداری پناهندگان از خدمات درمانی مشابه با سایر شهروندان، برخورداری از امکانات زیستی مناسب و داشتن اجازه کار برای پناهجویان  تلاش می کند.

برای امضای بیانیه مربوط به ” خدمات درمانی برای همه” می توانید به لینک زیر مراجعه کنید:

http://www.vardforpapperslosa.se/varduppropet.asp

Boras2-2011-12-03.jpg_360_x_270

P1010767_600_x_450_300_x_225
P1010760_600_x_450_300_x_225

Var med på demonstrationen lördagen den 3 december 2011 i Stockholm för försvaret av flyktingars rättigheter och mot rasism!

 

Vi får inte tillåta att den svenska asylpolitiken offras p.g.a. rasism och högerpartiernas politiska värderingar. Oavsett människans ursprungliga existens i världen, har man samma mänskliga rättigheter. De flesta som uttrycker det svenska folkets humanitära attityd har inte bara varit mot statens asylpolitik, utan har även under många har försvarat flyktingars mänskliga rättigheter.

 

När Sverigedemokraterna kom in i riksdagen, gick en hel del av svenska folket ut och protesterade mot dem och mot rasismen, fascismen och pekade på deras likheter. På lördagen den 3 december 2011 ska en demonstration genomföras i Stockholm mot rasismen och för försvaret av flyktingars rättigheter.

 

Föreningen Iranska Flyktingars Riksförbund i Sverige har alltid varit en ledande organisation för försvaret av flyktingars rättigheter. Vår organisation har också försökt att uppmärksamma svenska folket på flyktingars eländiga situation i Sverige. Samtidigt har föreningen försökt att mobilisera andra svenska föreningar och grupper mot rasism och mot invandrarfientlighet samt skapa jämlikhet och ett civiliserat samhälle. Vi avser att mobilisera större deltagande i lördagens demonstration.

 

Föreningen Iranska Flyktingars Riksförbund i Sverige uppmanar alla iranier, svenskar och rättviseorganisationer och människor att delta i den här kampanjen. Högerpartiernas politiska makt visas inte bara mot flyktingar och utlänningar, deras värderingar kommer att skada mänskliga värderingar som svenska folket har skapat under många decennier. Rasism och främlingsfientlighet är ett omänskligt fenomen som skapar klyftor mellan människor vilket man måste bekämpa.

 

Att låta flyktingar flytta till och bosätta sig inom olika gettoområden där deras livskvalitet ignoreras skapar naturligtvis klyftor mellan samhällets invånare, vilket leder till sociala spänningar och problem som göder rasism och främlingsfientlighet i Sverige. Det är inte konstigt att flyktingars situation har blivit sämre under de senaste åren. Att kämpa mot rasism och främlingsfientlighet och försvara flyktingars rättigheter är vår förenings grundläggande syfte och vi kämpar för en sekulär samhällsbildning i Sverige.

 

Denna kampanj måste ständig gen omföras överallt för att samhället ska befrias från rasism. Iranska Flyktingars Riksförbund strävar efter att organisera sina medlemmar, sin omgivning och sina paraplyorganisationer för ett gemensamt, modernt och jämlikt samhälle. För detta ändamål kommer vi att samarbeta med svenska folket, berörda organisationer och alla medmänniskor.

 Samlingsplats: Slussen  Stockholm – Tid lördagen 3 december kl: 15:00

 

Iranska Flyktingars Riksförbund i Sverige

۱ December 2011

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی