مهشید هوشمست :بيمه زنان در ايران

Mahshid_Houshmast_150_x_176

طبق تحقيقات زنان خانه دار هر روز بيشتر از ۱۸ کيلومتر را در همان آشپزخانه کوچک خود طي ميکند در ظاهر تنها شاغلان در اقتصاد کشور سهم دارند در صورتيکه در يک تحقيق دانشگاهي آمده که زنان خانه دار ماهانه ۶۴۰ هزار تومان ارزش افزوده اقتصادي توليد ميکنند. طبق تحقيقات براي انجام کارهايي که يک زن خانه دار در يک خانواده متوسط انجام ميدهد؛ به يک کارگر در ايران بايد يک ميليون و چهار صد هزار تومان دستمزد داد. زنان خانه دار در ايران هيچگونه آينده و پشتوانه اي در انتظارشان نيست و بايد يک نظام اجتماعي و رفاهي مناسب براي آنها در نظر گرفته شود. در همين راستا طرحي توسط دولت مطرح شد به اسم طرح بيمه زنان خانه دار. اين طرح قرار بود توسط مسئولان وزارت رفاه و صندوق در ايران صورت گيرد اين موضوع مدت زمان زيادي بطول انجاميد ولي حتي پس از سالها وقفه هم اتفاق نيفتاد. اين بيمه تحت لواي طرح بيمه حرف و مشاغل آزاد اجرا مي شود که مورد نظر ۱۸ ميليون زن خانه دار کشور است. اجراي اين طرح به اين شکل بوده که زنان خانه دار بايد خودشان مبلغي را براي بيمه شدن پرداخت ميکردند که تعدادي از آنها اينکار را هم کرده ولي بعد از مدتي اين طرح متوقف مي شود. جالب اينجاست که طرح حمايتي بيمه از جيب زنان مايه ميگذارد تازه آنهم بدون نتيجه؛ در صورتيکه دولت قرار بوده سهم قابل توجهي از سهم بيمه زنان را بر عهده بگيرد و درصد کمي را زنان پرداخت کنند ولي در عمل اين اتفاق نيفتاد و دولت کلي تبصره بدنبال آن آورد که در واقع بيمه شدن را براي بيشتر زنان سخت و حتي ناممکن کرد. اين طرح مثلا با اين هدف شروع به کار کرد که زناني که شغل و منبع در آمدي ندارند براي گذران زندگي و دوران از کار افتادگي از اين بيمه استفاده کنند با اين توصيفات زناني که درآمدي ندارند يا با پس اندازي اندک که گاهي از باقيمانده آن خرجي خانه را هم کنار ميگذارند چه آينده اي در کشوري که هر سال درصد تورم هم به شکلي باور نکردني بالا ميرود را دارند؟

بي ثباتي اقتصادي، بيکاري، فقر، گراني، اجاره هاي کمر شکن براي زناني که تنها هستند يا مسئول بزرگ کردن چند کودک يا زنان از کار افتاده شريفي که يک عمر کارگري کرده اند بدون حمايت دولت چه بر سر آنها خواهد آمد؟

متاسفانه اين طرح هم همانند طرحهاي ديگر جمهوري اسلامي بقدري ناقص بود که اجرا نشده متوقف شد. ولي نه اين طرح و نه صدها طرح و رفرم چاره و راه حل مشکلات زنان و مردم ايران نيست. راه حل نهايي سرنگوني حکومت اسلامي است که به دست خود مردم ميسر است و مردم اين را در تابستان ۱۳۸۸ به خوبي نشان دادند.

محمد مومنی حاکميت فروپاشيده است، اکنون چه بايد کرد؟

Mohammad_Momeni_231_x_286

حاکميت جمهوري اسلامي در طول عمر سه دهه اي که سپري کرده هيچگاه تا بدين حد به هچل گرفتار نبوده است. فشار ها از هرجهت به حديست که آقايان تنبان زرد کرده اند. موج فردا با اينکه نه پيشگوست ونه علم اسطرلاب مي داند اما در چند يادداشت آنهم ماهها پيش اين اوصاف حکومت را پيش بيني کرده بود. نوشتيم که حکومت در آستانه فروپاشيست. شايد جز تحليلگران کسي معناي اين فروپاشي را درک نکند چون ظاهر امر عادي مي نمايد اما واقعيت اين است که حکومت از فاز اول فروپاشي عبور کرده است. نشان بارز آن هم اينکه عملا کنترل تمام عيار امور در دست نظاميان است و دولتي به معناي واقعي حاکم نيست. فرمانده سپاه حاکم نظاميست به قم مي رود، خط ونشان مي کشد، تطميع مي کند و خلاصه به زبان عمل مي گويد که حاکم منم نه دولت!

فاز دوم فروپاشي نيز کم کم خود را نشان خواهد داد. علائم آن از هم اکنون هويداست. اسم انتخابات نم از دهانشان مي کشد و ضرباهنگ قلبشان را به حدي بالا مي برد که در لباس پاسداري يا لباده ملايي رقص سينه لرزان دارند. تحريم انتخابات از يکسو وجايگزيني رقيب سفاک واسلحه دار با اصلاح طلبان کم خاصيت ازسوي ديگر خوابها را آشفته کرده است.راستي اگردارودسته جبهه پايداري مصباح با تقلب ومضيقه مواجه شوند وکار به حضور خياباني هوادارانشان بيانجامد آيا لايه اي از اين هواداران که در اطلاعات سپاه لانه کرده اند تک تيراندازانشان را به پشت بام ولابلاي شمشادهاي خيابان اعزام نمي کنند.شک نکنيد که ذره اي درنگ نخواهند کرد واين همان نگرانيست که ذليل جعفري از آن نگران است.حق با علي کشتگر است که مي گويد ريشه جنگ نمايي در خليج فارس نه احتمال جنگ که فضا سازي براي سرکوب افعي دوسريست که در خانه خونريزان لانه کرده است.خونريزان سفاک اگر موفق به حفظ مجلس فرمايشي نشوند و دوماي ايراني را به دست مردک رواني احمدي نژاد بسپارند کارشان تمام است اگر هم سخت جاني کنند جبهه پايداري غارت که سوداي ولايت جهل مصباحي در سر دارد کوتاه نخواهد آمد. بازي مرگ وزندگيست.اگر دقت کنيم مي بينيم که سازمان حکومت در قالب طرحي جامع هم تلاش براي شکافتن جبهه اپوزيسيون دارد و هم مجاري اطلاع رساني در داخل را به بدترين شکلي مهار مي کند. شبکه هاي ماهواره اي خبري نظير بي بي سي و صداي آمريکا در ساعات کليدي شب قطع مي شوند و عجله براي قطع اينترنت و بکار افتادن موتور جستجوگر ايراني به اضطراب انجاميده است. چرا چون نگراني اصلي را دريافته اند:آگاهي عمومي و افزايش قدرت تحليل در جامعه، بيش از يک سال پيش در قالب سخني با اصلاح طلبان و در يادداشتي نوشتيم که انتخابات بي انتخابات. هدف رسيدن به همين نقطه بود. هرچه رقبا از ميدان بيشتر دوري کنند زمينه برخورد اين دو افعي بيشتر مي شود واين همان رويارويي آخر است.در اين ميان اما نقش ما تحريم منفعل وسکوت نيست. تحريم فعال است وموضوع فعاليت استفاده از فرصت براي آگاه کردن اقشار بي اطلاع جامعه از شرايط وآرايش نيروهاست. بايد به ميان مردم رفت وآنان را درجريان امور قرارداد. در جنوب شهرها مردم کمتر از مسائل مطلع اند. بيهوده نيست که سخت گيري براي داشتن تجهيزات ماهواره در آنجا بيشتر و تماشاي شبکه هاي ماهواره اي جرمي سنگين تر است. جنوب شهر ها که از خواب برخيزند کار تمام است. حکومت هم اين را خوب مي داند. اگر جوانان و فعالان جنبش از ميزان نگراني حاکمان غارتگر از دانستن در جنوب شهرها اطلاع داشتند آب دستشان بود زمين مي گذاشتند و قدم بر مي داشتند اما افسوس که از اين مهم غفلت مي شود. بايد به عموم مردم گفت که با عدم حضور در انتخابات از اين دعوا کناره بگيرند و تماشاچي فرصت شناسي باشند تا به وقت موعود سر هر دو افعي به سنگ همتمان له شود. فرصتي براي اشتباه نيست. اکنون بايد ميدان را خالي کنيم تا غارتگران در غياب ما به تسويه حساب بپردازند. سوت و کف بايد زد و هلهله بايد کرد که مقدمه جشن آزادي ملت ازچنگال ديوان دور نيست.خونهاي به ناحق ريخته کم کم دارد ثمر مي دهد.صبر، زيرکي، اتحاد و التزام به انديشه جمعي کارت دعوت همه ما به ضيافت عروسي استقلال و آزادي کشورمان است.زنده باد فعال سياسي هوشمند و عملگرا

 

 

بهرام تورانی تشدید چپاول درآمد حاصل از نفت ایران توسط رژیم و انتقال آن به خارج از کشور

bahram_torani_167_x_215

نفت یکی از مهمترین منابع انرژی در جهان میباشد و میتوان گفت که حیات اقتصاد جهان در گروی آن است؛  زیرا که غرب و کشورهای صنعتی هنوز منبع انرژی ثابت و مشخصی جايگزين آن پيدا نکرده اند. تحریم نفت برای جمهوری اسلامی خیلی مهم و حیاتی است چرا که تنها منبع ساختار مالی رژیم از آن تامین میگردد.

به راستی اگر ایران نفت نداشت این رژیم هزینه های هنگفت پرورش تروریست در سطح جهان به ویژه خاورمیانه از حزب الله لبنان گرفته تا حمایت از دولت دیکتاتور سوریه علیه مردم و انفجارهای انتحاری عراق و افغانستان را از کدام منبع مالی بدست میاورد؟! رژیم جمهوری اسلامی با پول نفت توانسته است گروهکهای بزرگ تروریستی درسطح جهان بویژه خاورمیانه پرورش دهد. متاسفانه بخش بزرگی از درآمد نفتی ایران صرف هزینه هایی میشوند که فقط به گوشه یا قسمتهایی از آن در ذیل اشاره میگردد.

بخش بزرگی  از درآمد نفتی ایران صرف ساپورت کشورهای دولت دیکتاتوری سوریه و حزب الله لبنان میشود و حتی تا قبل از اعتراضات مردم سوریه، ترکیه و برزیل و بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین نیز توسط رژیم برای جلب حمایتها در برابر تحریمها و فشارهای بین المللی از درآمد نفت ایران بهره بردند که خوشبختانه تاثیر بسزایی برای جلب حمایتها از کشورهای آمریکای لاتین و ترکیه را به دنبال نداشته و رژیم اسلامی در این زمینه ناکام یا ناموفق بوده است و متاسفانه فقط بخش هنگفتی از ثروت برآمده نفتی مردم به هدر رفت.

پرداخت هزینه های هنگفت واردات تجهیزات جنگی و دستیابی رژیم به ساخت کلاهکهای هسته ای از روسیه و چین و واردات صلاح های گرم و سرد  برای سرکوب های مردمی ایران و سوریه دیگر هزینه هایی است که رژیم جمهوری اسلامی از درآمد نفت کشور تامین و تقبل میکند.

از طرفی از گرانیهای روز افزون قیمت کالاها در سطح کشور و افزایش فقر و بیکاری و وضعیت فلاکت بار اقتصادی پیداست که رژیم آخوندی کمترین بخش درآمد حاصل از نفت را صرف هزینه های اجتماعی و رفاهی مردم یا ایجاد اشتغال میکند و با استفاده از زندان و ابزار شکنجه و اعدام و خفقانی که در سطح جامعه پیاده کرده است مانع از انجام هرگونه اعتراضات خیابانی یا مردمی شده و روز به روز به فقر و بیکاری و گرسنگی مردم رنجدیده می افزاید که بزرگترین قربانیان این زد و بندها طبقه کارگر و قشر محروم و بیکار جامعه هستند.

 دلیل اختلاسهای میلیاردی بانکها و انتقال آنها به خارج از کشور!

تابحال به این فکر کرده اید که اگر یک آخوند یا شبه آخوندِ ریش دار بخواهد تغییر چهره بدهد چقدر ساده میتواند اینکار را انجام دهد!  حتی پس از انجام اینکار در اولین برخورد نزدیکترین کسان وی نیز در شناختن و تائید او با شک و گمان روبرو میگردند! از اینرو فقط کافیست با اصلاح و تراشیدن از تهِ ریش صورت خود و و با تغییر پوشش لباس خود از روحانیت یا بسیجیت به لباسی اسپورت به راحتی تغییرچهره دهد. شاید به کرّات شنیده یا دیده اید که خرید و فروش شناسنامه یا دیگر مدارک هویتی در کشور با اندکی نفوذ یا رابطه و پرداخت رشوه به مدیران یا کارمندان ارشد ثبت احوالهای حکومتی، یکی از هزاران فسادهای اداری است که در بیشتر ادارات دولتی رژیم صورت میگیرد، بنابراین تغییر چهره و حتی تغییر مدارک هویتی یا چند هویتی که عزل و انتصاب مدیریت فاسد ثبت احوال رژیم از اختیارات مقامات و سران حکومتی است به نتیجه میرسیم که به راحتی قابل پیش بینی است که سرقت و اختلاس های میلیاردی و نقل و انتقال بخش بزرگی از این ثروت های مردمی به خارج از کشور حقیقتی است انکار ناپذیر که سران رژیم برای فراهم کردن امکانات مالی زندگی مرفه  و فرار از محکومیتشان به خارج از کشور در واپسین روزهای فروپاشی رژیم یا به عبارتی برای روز مبادا انجام میدهند. خروج هفت و نیم میلیارد دلار پول نقد و بیست تن شمش طلا در پاییز سال۸۷ و اختلاس سه هزار میلیارد تومانی بانک صادرات در سال جاری نمونه هایی از گندآب های کوچک ازمرداب بزرگ دزدیهای رژیم فاسد اسلامی است که لو رفته اند.

احتمال حمله نظامی به رژیم اسلامی و تمرین های نظامی رژیم جنگ طلب اسلامی در تنگه هرمز

رژیم اسلامی تمرین نظامی ده روزه موسوم به ولایت ۹۰ بوسیله نیروی دریائی خود و گروهک بزرگ تروریستی سپاه پاسداران در نزدیکی تنگه هرمز آغاز کرده است، رژیم جنایتکار اسلامی که با تب و تاب بالای تحریمهای گسترده جهانی روبروست و در انزجار جهانی ومنطقه ای(خاورمیانه) و حتی کشورهای همسایه خویش قرار گرفته با تمرین های نظامی خود در تنگه هرمز، آخرین تلاشها و تحرکات تهدیدآمیزش را برای فراراز تحریم نفت آغاز نموده است و موجبِ اندکی افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی شد، اما هنوز بیشتر از یک روز نگذشته بود که کشورهای عربیِ نفت خیز اعلام کردند که درصورت تحریم نفت ایران حاضر به افزایش صادرات نفت خود جایگزین نفت ایران هستند، به عبارتی این گواه براین است که انزجاز از جمهوری اسلامی در جهان به ویژه منطقه خاورمیانه شدت یافته و کشورهای حوزه خلیج فارس یا نفت خیز را به رغبت و حمایت در تحریمهای شدیدتر یا حمله نظامی برعلیه حکومت ایران سوق داده است.اما صرفنظر از وقوع جنگ، دغدغه اصلی آمریکا یا غرب درحمله نظامی به ايران نفت است، نفت مهمترین  حيات اقتصادی است که غرب و آمریکا را با بحران مواجه کرده چرا که هنوز منبع انرژی ثابت و مشخصی جايگزين آن پيدا نشده است. ثبات و وابستگی کشور های خاورمیانه به ویژه کشورهای نفت خیز به آمریکا یا غرب به علت نياز و تقویت بخش صنعتی و اقتصادی رو به بحرانِ آمریکا و غرب امری است ضروری و دارای اهميت  در استراتژیک و سیاستهای غرب و آمریکا  که درمنطقه دنبال میشود.

اگر رژیم مبادرت به بستن تنگه هرمز نماید احتمال حمله نظامی به رژیم افزایش خواهد یافت زیرا که بیش از ۴۰ درصد از نفت مورد نیاز کشورهای غربی وآمریکا توسط بزرگترین صادرکننده های نفتی از این تنگه انجام میگیرد، درغیراینصورت حمله نظامی به ایران قوت اجرایی نخواهد داشت چرا که قدرت های بزرگ تنها زمانی مداخلات جنگی به ظاهر بشر دوستانه را مورد توجه قرارمی دهند که منافع ملی خودشان به خطرافتاده باشد، رجزخوانی و تبلیغات توخالی رژيم صرفا فقط برای ایجاد ترس از تحریم نفت در ایران است که اگر صورت پذیرد رژیم جمهوری اسلامی را به چالش بزرگ مالی و غیرقابل جبران روبرو خواهد کرد. درهرحال نمایش رزمایش های رژیم در منطقه هیچ تهديدی برای اين قدرتها نیست بلکه برعکس به بهانه خطرناک بودن رژیم برای کشورهای منطقه فقط  بازار فروش سلاح آمريکا و غرب در کشورهای منطقه را رونق بخشیده است که نمونه بارزی از آن فروش ۸۴ جنگنده اف ۱۵ آمریکا به عربستان سعودی در روزهای اخیر است.

تبعات بار منفی تشدید تحریم ها یا حمله نظامی به رژیم  ایران فقط بردوش مردم و بزرگترین قربانیان آن  قشر کارگر و بیکار یا طبقات بی بضاعات جامعه خواهندبود و مقصر اصلی آن حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی است. رهایی از تشدید تحریمها و جلوگیری از حمله نظامی فقط با سرنگونی رژیم به دست خود مردم امکان پذیرخواهد بود بنابراین بجای حمایت از تحریم یا حمله نظامی به رژیم، پیشنهادها و راهکارهای عملی جدید برای به جریان انداختن تحرکات اعتراضی مردمی برای سرنگونی کامل این رژیم جنایتکار اسلامی از وظایف اصلی اپوزسیون ضد رژیم اسلامی چه داخل و خارج کشورمیباشد، چرا که با سرنگونی رژیم ملتی ۳۳ از فقرو فلاکت و رنج و مشقتی که ۳۳ سال برآنها تحمیل کرده، نجات یافته و جهانی را از نگرانی مبری خواهد ساخت.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی و برابری

بهرام تورانی

داوود ربیعی ترجيح شرايط سخت پناهندگي بر زندگي درديکتاتوري اسلامي

Davood_rabiei_162_x_230

داود ربيعي
يکي از صدها پناهجوي ايراني هستم که شرايط سخت پناهندگي را پذيرفتم  تا از زير سايه  سنگين اسلامي و ديکتاتوري جمهوري اسلامي فرار کنم. ديکتاتوري اسلامي در ايران بگونه اي ريشه دوانده که حتي در حريم خانوادهها نيز نفوذ کرده است. خانواده هاي تندرو و مذهبي در ايران مسلمان زاده هايي به دنيا مي آورند که پس از مدتي از دين و مذهب به خصوص اسلام و قوانين اجباري و غير انساني اش منزجر و متنفر مي شوند.
من به عنوان فردي که تا چند سال پيش چنين شرايطي را در خانواده خود داشتم از سوي پدري که همکاري نزديکي با نظام ضد انساني اسلامي داشت براي خدمت به اين رژيم خونخوار اسلامي تحت فشار قرار داشتم.
با وجود فشارهايي که از سوي خانواده جهت هر چه بيشتر به اسلام و نظام گرويدنم بر من وارد مي شد به مبارزه عليه اين رژيم ادامه دادم و با استفاده از موقعيت پدرم همکاري خود را جهت کمک به رهايي هر چه سريعتراشخاصي که در بند اين نظام بودند با مخالفان رژيم آغاز کردم. اين حرکت من اعلان جنگ هم در مقابل خانواده تلقي مي شد و هم در قبال رژيم و در نهايت براي حفظ جانم مجبور به فرار از ايران شدم.
در اثر انزجاري که ازدين و اسلام در من پديد آمده بود به کمپين “ما از مذهب روي گردانيم” ملحق شدم و به حمايت از کساني چون خودم که از اسلام متنفر هستند پرداختم و مي پردازم. اين خود گوشه اي از مبارزه بر عليه جمهوري اسلامي و براي تحقق يک دنياي بهتر ميباشد.
براي رهايي انسانهايي که در بند رژيم خودکامه و خونخوار و سرمايه داري ايران هستند، همگام با ساير دوستانم در حزب  کمونيست کارگري ايران در حال مبارزه مي باشم. به اميد اينکه روزي شاهد خلاصي و رهايي مردم ايران و جهان باشيم.
با وجود شرايط سخت پناهندگي در سوئد، کماکان به مبارزات خويش ادامه ميدهم. اما دراثر تبديل شدن شرايط حاکم بر جامعه  ايران به حالتي بسته و ايزوله، که هيچ ارتباطي با رسانه هاي جهاني ندارد با مشکلات زيادي در اين راه مواجه هستم. يکي از اين مشکلات، سخت بودن آگاه کردن وتصوير سازي نقض حقوق بشر در ايران براي جامعه  متفاوت و فارغ از مذهب سوئدي است. در کشوري که مذهب و دين نقش چنداني ندارد و انسانها در انتخاب باورهاي خويش آزاد هستند و به راحتي از اعتقادات خود سخن مي گويند، سخت مي شود مشکلات جامعه اي مثل ايران زير سلطه نظام اسلامي را به تصوير کشيد اما با اينحال به مبارزه و اطلاع رساني بايد ادامه داد چرا که تنها راه رهايي مردم ايران سرنگوني جمهوري اسلامي است و ما ساکنين خارج کشور سهم بزرگي در ايران مبارزه داريم و با توجه شرايط بازتر جوامع غربي، وظيفه ما است که با قدرت هر چه بيشتر و هر چه رساتر فرياد بزنيم نابود باد حکومت اسلامي ايران.

اطلاعیه

جهت اطلاع پناهجویان

به اطلاع میرسانیم که فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در طول دو ماه گذشته در مورد شرایط سخت پناهجویانی که به طور غیرقانونی زندگی میکنند با پلیس مرزی و اداره مهاجرت در تماس بوده و تلاش داشته تا پلیس را قانع نماید که این دسته از پناهجویان به زندگی قانونی برگردند.

 

بالاخره روز دوشنبه دوم ژانویه پلیس مرزی گوتنبرگ طی تماسی با دفتر فدراسیون اعلام کرد در صورتی که فدراسیون مشخصات این دسته از پناهجویان را در اختیار آنها قرار دهد، پلیس مرزی به این پناهجویان اجازه خواهد داد به زندگی قانونی برگردند.

 

لازم به یادآوری است که پناهجویانی که به زندگی قانونی برمیگردند از دریافت هزینه زندگی و کارت شناسایی و خدمات درمانی نیز برخوردار خواهند شد. به همین جهت فدراسیون از این دسته از پناهجویان میخواهد که مشخصات خود را به صورت زیر از طریق ایمیل برای فدراسیون بفرستند:

-آدرس پستی:

-شماره پرونده:

-تاریخ تولد:

-تلفن تماس:

مشخصات خود را با آدرس زیر ازطریق ایمیل بفرستید

Majid_hamidian@yahoo.se

یا با شماره تلفن زیر

0739096603  مجید حمیدیان تماس بگیرید

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – گوتنبرگ

سوم ژانویه 2012

 

 

 

جهت اطلاع عموم مراسم یاد بود رئوف اسدی ( روز جمعه ٦ ژانويه ٢٠١٢)

 rauof_211_x_313

اکنون نزدیک به یک سال است که رئوف عزیزمان از میان ما رفته است. آنچه برای ما خانواده و بستگان رئوف بجا مانده این است که جای همیشه خالی او را با یاد و خاطرات شیرینی از تصاویر دوران حیاتش پر کنیم و بس.

 

 غم از دست دادن رئوف در یک سال گذشته برای ما خانواده و بستگان و دوستان رئوف، تنها درمیان محبت و همدردی صمیمانه و بیدریغ دوستان و مردم شریف و انساندوست از دور و نزدیک قابل تحمل بود.

 

بی شک در سالروز پرپر شدن امید و آرزوهای رئوف عزیزمان حضور شما عزیزان  این نیرو را به ما خواهد داد تا بار سنگین این غم جانکاه را با صبر و استقامت بیشتری تحمل کنیم.

 

 روز جمعه ششم ژانویه ۲۰۱۲  ساعت ۱۵ در آرامگاه کویبری ) Kviberg ( بر سر مزار رئوف گردهم میائیم و سپس مجلس یادبود وی در لوکال انجمن اوین  ادامه خواهد یافت.

 

محل: Mari Holm

Vasgatan3 لوکال انجمن اوین

 

از طرف:

 خانواده های احمدی، زرین، مهجوب، مرادی  و اسدی

 

 

نسرین مقدم

nasrin

اینجانب نسرین مقدم ۲۷ ساله از ایران دارای دو فرزند مدت ۲ سال است در سوئد زندگی‌ می‌کنم و یکی‌ از قربانیان دولت جمهوری اسلامی هستم از همان دوران دبیرستان باحجاب و شرایط زندگی‌ در جامعه اسلامی بخاطر محدودیت‌ها و شرایط سختی که وجود داشت مخالف بودم در همان سنین نوجوانی به اجبار خانواده بدون داشتن حق هر انتخابی ازدواج کردم همسرم فردی فوق‌العاده مذهبی‌ و سنتی‌ بود با رعایت نکردن حجاب و همچنین رعایت نکردن مسائل دینی شدیدا مخالف بود همیشه مرا مورد ضرب و شتم قرار میداد و در اثر این جنگ و جدال هایی که در دوران با رداری داشتم فرزندم صدمه دید و هنوز دچار بیماری شدید روحی و جسمانی می‌باشد در نهایت برای مطالبه حق و حقوق اولیه انسانی‌ و جداشدن از همسرم به دادگاه خانواده مراجعه کردم که متاسفانه دادگاه هم طبق قوانین سخت گیرانه حکومت اسلامی بر علیه زنان هیچ کمکی‌ به من نشد بلکه مورد سواستفاده و تجاوز قرار گرفتم . وقتی‌ دیدم که نه  دادگاه به من کمکی‌ می‌کند و نه از دست شوهرم می‌توانم خلاص شوم تصمیم به ترک کشور و نجات جان خود و فرزندانم گرفتم پس‌از ورود به کشور سوئد بر اساس مطالعه و خواسته قلبی و همچنین مشکلاتی که در ایران از حکومت اسلامی بسرم آماده بود فهمیدم در دین مسیحیت احترام و آزادی بیشتری برای زنان وجود دارد و از این رو تصمیم به تغییر دینم بطور رسمی‌ از اسلام به مسیحیت گرفتم  

 

 

یک فاجعه دلخراش دیگر بیش از دویست پناهجو جان خود را از دست دادند.

p2

شامگاه شنبه ١۷ دسامبر٬ ۲٦ آذر ماه٬ یک کشتی مملو از پناهجویان در آبهای ساحلی اندونزی درمیان امواج سهمگین دریا٬ واژگون و تکه پاره شد٬ حدود دویست و پنجاه پناهجویی که اکثرا از کشورهای ایران٬ افغانستان٬ عراق  و ترکیه بودند. جان خود را از دست دادند.

این کشتی که از جنس فایبرگلاس بود و حداکثر٬ مجاز به حمل صد مسافر در شرایط آب و هوایی مناسب بود٬ با بیش از دو برابر ظرفیت خود٬ بدون امکانات فنی مواجه با شرایط اضطراری در فاصله‌ ۷۰ کیلومتری شهر ساحلی “پریگی” در شرق جزیره جاوا طعمه امواج دریا گردید.

پناهجویان بازمانده نقل کرده اند که اغلب آنها با پرداخت مبالغ گزافی٬ از دوبی به جاکارتا پرواز کرده اند، سپس با چهار اتوبوس، با ظرفیت ۶۰ نفر، به پریگی آمده اند تا خود را با این کشتی به کریسمس آیلند در استرالیا برسانند و تقاضای پناهندگی کنند.

بازماندگان پس از واژگون شدن کشتی٬ بیش از شش ساعت در هوای بارانی و درگیر با امواجی به ارتفاع پنج متر درمیان تکه پاره های کشتی٬ سرگردان بودند تا اینکه توسط یک قایق ماهیگیری شناسایی شدند. تا کنون گروههای نجات موفق شده اند تنها حدود سی نفر از آنان را نجات دهند. در گزارشات دیگری تعداد سرنشینان کشتی  حدود سیصد نفر ذکر شده است. خبرگذاری های دیگری تعداد مسافران کشتی را 380 نفرو تعداد پناهجویان نجات یافته را 76 نفر اعلام کرده اند.شناسایی دقیق پناهجویانی که جان خود را از دست داده اند به سبب اینکه نام هیچ مسافری  ثبت نشده است٬ تقریبا غیر ممکن است.

این دومین فاجعه دلخراش ظرف دو ماه اخیر دراین منطقه است. ماه گذشته هم بیش از پنجاه پناهجو که با  یک کشتی مستعمل عازم استرالیا بودند جان خود را از دست دادند. در اوایل ماه نوامبر کشتی دیگری نیز پناهجویان را به استرالیا حمل میکرد غرق شد و بیش از پنجاه مسافر آن نجات یافتند، اما هفت پناهجو جان خود را از دست دادند.

حقیقت دردناک پشت این فاجعه٬ شرایط فلاکت باری است که هزاران انسان را چنان به ستوه می آورد که از خانه و کاشانه خود بگریزند٬ به هر خطری تن دهند تا سرپناهی امن بیابند! شاید بتوانند در شرایط بهتری زندگی کنند٬ فرار از جهنم هایی مانند جمهوری اسلامی ایران٬ افغانستان و عراق بخشی از  تلاش هزاران انسانی است که راهی جز گریز نمی یابند.

فاجعه غرق کشتی پناهجویان جلوه خشنی از بی حقوقی و بی ارزشی جان انسانهاست! تصویر دلخراشی از در به دری و آوارگی انسانهایی که یک زندگی بهتر را حق مسلم خود میدانند.

اگر حق اسکان در هرجای دنیا حق مسلم هر انسانی بشمار میرفت٬ یا حتی اگر سیاست پناهنده پذیری دولتها انسانی می بود٬ چنین حادثه ای قطعا رخ نمیداد.

دنیای پناهندگی دنیای نا امنی است که قوانین ضد بشری و ضد پناهندگی دولتها آنرا به دنیایی مملو از وحشت و مصیبت بدل کرده است.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی خود را شریک غم و مصیبت این پناهجویان میداند. فلسفه وجودی این نهاد این است که شرایط انسانی برای پذیرفتن همه پناهجویان ایجاد شود تا چنین مصایبی هرگز تکرار نشود.

ما ضمن پیگیری این فاجعه غم  انگیز٬ انگشت اتهام را پیش از هر چیز به سوی دولت استرالیا نشانه میرویم که با تصویب قوانین سخت گیرانه و بشدت غیرانسانی پناهندگی بیش از هر وقت دیگر ورود به این کشور و امکان اقامت را غیر ممکن کرده است. این یک بخش از همسویی دولت استرالیا با جانیان حاکم بر مردم در کشورهایی مانند جمهوری اسلامی ایران٬ افعانستان و عراق است.

تلاش ما این است که با بازماندگان این فاجعه هولناک تماس مستقم داشته باشیم تا بتوانیم در دفاع از حق پناهندگی آنان کوشش کنیم. همین جا از همه کسانی که هر نوع اطلاعی از این عزیزان دارند تقاضا می کنیم ما را درجریان بگذارند. فدراسیون بار دیگر این فاجعه هولناک را به بازماندگان این حادثه و خانواده هایشان عمیقا تسلیت میگوید. این پناهجویان باید هر چه سریعتر به مکانی امن منتقل و مورد مراقبت پزشکی و روان درمانی ویژه قرار بگیرند. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی به پناهندگان توصیه می کند ازرفتن به استرالیا  ازطریق راههای خطرناک و غیرقانونی اکیدا خوداری نمایند.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

١۹ دسامبر ۲۰١١

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی