بيانيه پنجم انجمن حمايت از پناهجويان ايراني

کشورهاي پناهنده پذير مسئول مستقيم مرگ پناهجويان هستند…

خطاب به  رياست کانون وکلاي دادگستري بين الملل

و کميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل دفتر ترکيه (UNHCR)،

کميسارياي عالي حقوق بشري، کميسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا، سازمان عفو بين الملل پيرامون مرگ فله اي پناهجويان در مرزهاي يونان، ترکيه، اندونزي، استراليا، مالزي که مسئول مستقيم اين فجاياي کشورهاي پناهنده پذير هستند…

 ادامه جنگ، کشتار، فقر، بيکاري، نبود آزاديهاي اجتماعي و سياسي، نبود احزاب و داير بودن حکومت هاي ايدئولوژيک و ديکتاتوري… در ايران، عراق، افغانستان، سريلانکا، سومالي و… سبب  شده تا هزاران نفر براي خروج از کشورشان که اکنون به دست متهمان نقض حقوق بشر، قاچاقچيان مواد مخدر و چپاولگران منابع ملي اداره مي شود، خود را به آب و آتش بزنند و پياده و سوار بر قاطر و قايق سرنوشت خود را به دست باد بسپارند. پناهجويان يا از کوههاي صعب العبور ترکيه طي طريقت مي کنند يا قايقهاي شکسته اندونزي را…  يا کاميونهاي نفت کش را تجربه مي کنند يا جنگل هاي سرد يونان را…. که انتخاب هر کدام از آن دوئلي است که با مرگ دارند و مرگ در گلوگاه مسير ناهموار پناهجويي به کمين آنها نشسته است…

پناهجويان سخت در تلاشند تا خود را به کشور سوم برسانند شايد زندگي بهتري را فارغ از جنگ و ديکتاتوري تجربه کنند اما پيش از رسيدن به کشور سوم،  بسياري از صخره ها پرت شده اند، تعداد بي شماري به قهقراي درياها کشيده شده اند و عده اي در سرما يخ زده اند….  چه با قايق و چه پياده، پناهجويان به دام  قاچاق بران انسان گرفتار مي شوند  که به گروگان گرفته مي شوند و مورد شکنجه روحي و جسمي قرار مي گيرند تا زماني که پولي براي نجات جانشان فراهم آورند.

هر ساله اجساد ده ها پناهجوي ايراني، افغاني، عراقي، سوماليايي، سريلانکايي و… توسط پليس مرزي ترکيه، يونان، استراليا، اندونزي، مالزي، پاکستان، عراق و…به کشورهايشان بازگردانده مي شود، که يا از جانب قاچاقبران انسان به قتل رسيده اند يا توان راهپيمايي کوههاي صعب العبور را نداشته گرسنه و تشنه تلف شده اند، يا در کانتينرهاي نفت کش خفه شده ، يا در دريا غرق شده اند و يا از شدت سرما يخ زده اند….. قاچاقچيان انسان از ابتدا تا مقصد، در کشورهاي مختلف در کمين پناهجويان هستند. بيشتر آنان تنها چيزي که برايشان اهميت ندارد، زندگي پناهجويان است. هر جايي که پليس به آنان هجوم مي آورد، براحتي پناهجويان را ترک کرده و خود متواري مي شوند و هر جايي که مي توانند پناهجويان را به قاچاق چيان ديگري مي فروشند.

بسياري از پناهجويان ادعا دارند که قاچاق بران  جاهاي مخصوص به خود ساخته اند. همچون غرفه ها و سنگرهايي که پناهجويان گرفتار را در آنجا زنداني مي کنند. اگر قاچاق بران توسط پليس شناسايي شوند صد درصد جان پناهجو در خطر است. شاهدان به چشم خود ديده اند که  در حين مسير با اجسادي مواجه شده اند که ماهها از مرگشان گذشته و استخوان هايشان به جاي مانده است.  اگر پناهجويان از دست قاچاق بران رهايي يابند، توسط پليس شناسايي شده و ماهها و سالها را در زندانهاي يونان، اندونزي، ترکيه و ايران با شرايط غيرانساني محبوس و دوباره به کشورهايشان بازگردانده مي شوند. همه ساله جنازه ده ها تن از جوانان و زنان و کودکان و مردان پناهجو به کشورشان بازگردانده مي شود بي آنکه کسي دادخواستي ارائه دهد و پاسخي بخواهد و يا شکايت نامه اي تنظيم شود.!!

معمولا دو راه  براي پناهنده شدن وجود دارد که قربانيان اصلي اين بازي پناهجويان هستند. راه اول خروج از کشور خود با تمامي سختي هاي پيش رو و رفتن به نزديک ترين کشور و درخواست پناهندگي از طريق سازمان ملل متحد است. بخش پناهندگي سازمان ملل متحد يا يو ان اچ سي آر، پروسه اي طولاني دارد و پناهجويان مجبورند ماه ها و گاه سالها منتظر پاسخي از دفتر پناهندگان و پناهجويان سازمان ملل باشند. در بسياري مواقع نيز پاسخ دفتر سازمان ملل به درخواست پناهندگي منفي ست و هر چند پناهجويان بي شماري هستند که با وجود پنج الي ده سال که پناهندگي آنها پذيرفته شده اما زندگي بطالت باري را سپري مي کنند. بسياري از پناهجويان که تمام زندگي خود را به حراج گذاشته تا از کشورشان خارج شوند، پس از پاسخ منفي و سالها بلاتکليفي زندگي خود را دست خوش حوادث ديگري مي کنند و مسير دوم را برمي گزيند. در تحقير ماندن يا به استقبال مرگ رفتن؟!!! آرمان کشور سوم…

 پناهجويان براي رسيدن به کشور سوم جان خود را به هراج مي گذارند….

آيا به راستي امنيت، رفاه اجتماعي، آزادي و مدينه فاضله اي که پناهجو جان خود را براي رسيدن به آن به هراج مي گذارد؛ وجود دارد؟!!! چرا تا به حال هيچ کدام از کشورها موضع مشخصي درباره اين مدينه فاضله نگرفته و اگر خواستار پذيراي پناهجويان هستند، امکانات و شرايط بهتري را در کشور دوم مهيا نمي کنند تا هر روزه شاهد مرگ دسته جمعي پناهجويان نباشيم؟  چرا بايستي پناهجويي پس از سالها انتظار در ترکيه، يونان، پاکستان، هندوستان، اندونزي، مالزي و… سختترين راه ممکن را برگزيند و ناچار شود با مرگ دست و پنجه نرم کند؟!!

 در تحقير ماندن يا به استقبال مرگ رفتن؟ عبور غير قانوني از مرز هميشه و در هر لحظه مساوي با مرگ است. اما پناهجويي که  مرگ را در افغانستان، عراق، ايران، سريلانکا، شاخ افريقا و… تجربه کرده ، براي نجات خود و خانواده اش تن به يک ريسک بزرگ داده و فشار و محدوديت ها چنان کرده که علي رغم آگاهي به خطرات مختلف، پا به جاده ي مرگ  مي نهد.

پناهجويان ايراني، افغاني، عراقي، سوماليايي و …را در هرگوشه از جهان مي توان، يافت. از جزيره کريسمس گرفته، تا اردوگاههاي پناهندگان در پاکستان و کمپ هاي به ظاهر پيشرفته کشورهاي اروپايي…. اغلب اين پناهجويان مدعي اند که از ترس مرگ و براي حفظ جانشان از کشور خود فرار کرده اند. اما اين فرارها هميشه به ساحل امن و مقصد مطمئن نمي انجامد . يک ماه قبل گزارش شد که يک قايق حامل پناهجويان افغاني، ايراني، عراقي که اندونزي را به مقصد استراليا ترک کرده بود، در راه غرق شد و دقيقا مشخص نشد که اين قايق چند مسافر داشت. سه ماه قبل، شش ماه قبل، يک سال قبل و… هر ساله تعداد بي شماري از اين قايق ها در درياها غرق شده  و تنها به خبري کوتاه بسنده شده است بي آن که راه و چاره اي براي اين معضل انديشيده شود.

موارد بسيار زيادي وجود دارد که پناهجويان هنگام عبور غير قانوني از مرز ايران به ترکيه، ترکيه به يونان، يونان به ايتاليا و… يا با مين برخورد کرده جان شان را از دست داده اند، يا در جنگل ها گم شده و يا گرفتار مافياي قاچاق بران انسان شده اند و يا در اثر سرما و گرسنگي جان خود را از دست داده اند. تصوير يخ زده مادر و فرزندي که براي زندگي بهتر پس از سالها انتظار و بلاتکليفي در ترکيه راه پر خطر يونان را به پيش گرفته بودند، سندي بر اين ادعاست که کشورهاي اروپايي آن چنان که بايسته و شايسته است تسهيلاتي را براي پذيرفتن پناهندگان در کشور دوم در نظر نگرفته اند و سهل انگاري کميسارياي عالي و عدم پذيرش پناهندگان از سوي دولي که متقاضي پذيرفتن پناهندگان هستند، عامل اصلي مرگ پناهجوياني است که راههاي غيرقانوني را با علم به پرخطر بودن آن انتخاب مي کنند و جانشان بازيچه سياست هاي غلط کشورهاي پناهنده پذير مي شود. اگر کشورهاي پناهنده پذير تسهيلاتي براي پناهندگان در نظر گرفته اند، بايستي پيش از آن که فاجعه اي رخ دهد در اختيار کميسارياي عالي پناهندگان در کشور دوم قرار دهند تا پناهجويان مجبور نباشند مسير پرخطر ديگري را پس از سالها انتظار انتخاب نمايند….

اگر چه پيشتر پناهجويان  به يونان و يا به سواحل استراليا مي رسيدند، نفس راحت تري مي کشيدند. اما وجود حوادث ديگري نشان داده که براي يک پناهجوي بي پناه هر جايي مي تواند خطرناک باشد. خودسوزي پناهجويان، خودکشي هاي پي درپي، بيمارهاي روحي و رواني که پناهجويان در کمپ هاي کشورهاي توسعه يافته  دچار شده اند، حاکي از آن است که معضل پناهجويي از مبدا تا به مقصد فرجام خوشايندي را براي پناهجو به ارمغان ندارد و مرگ در لحظه لحظه هاي دوران پناهجويي با پناهجويان همگام است. شواهد و اخبار نشان مي دهد که  صد ها تن از پناهجويان افغاني،ايراني، عراقي، سوماليايي و… در زندان هاي اندونزي، يونان، ترکيه، پاکستان، ايران و… به سر مي برند که  در اين بازداشت گاهها کودکان و زنان  بسياري نيز به بند کشيده شده اند و گزارش ها حاکي از آن است که حتا کودکان زير سه سال نيز همراه با مادران خود در اين بازداشتگاه ها بسر مي برند.

مرگ، بازداشت و ديپورت بخشي از زندگي پناهجويي است اما علاوه بر آن پناهجويان آوارگي ناشي از زلزله و حملات توريستي نيز تجربه کرده اند که در هر دو موقعيت هيچ گاه کشورهاي پناهنده پذير به طور مستقيم خود را درگير اين موضوع نکرده و با بي تفاوتي از کنار آن گذشته اند. پناهجويان زلزله زده شهر وان که آوارگي اجباري ديگري را پذيرفتند، چه سرنوشتي پيدا کرده اند؟ در کدام کشور مامن پناه داده شده اند؟ پرونده آنها چه فرجامي به خود گرفته است؟!!! 

ترکيه در سال ۱۹۵۱ “کنوانسيون پناهندگي” را امضاء کرده است و دولت ترکيه بنابر موقعيت خود به عنوان کانديد عضويت در اتحاديه اروپا (EU) متعهد به هماهنگ کردن قوانين خود با قوانين پناهنده پذيري اتحاديه اروپا و مسائل مربوط به آن مانند مهاجرت، مديريت مرزي و اصلاحات قضايي شده است.

کميسارياي عالي پناهندگان (UNHCR) در ترکيه موظف به بررسي پرونده پناهجويان غيراروپايي است. اين کميساريا، وضعيت پناهندگي فرد را طبق قوانين خود تعيين مي کند و راه حل هاي پايدار براي اسکان کساني مي يابد که به حمايت بين المللي نياز دارند. اين سازمان مسئوليت دارد مدت زمان انتظار از زمان درخواست پناهندگي تا اعلام تصميم نهايي را تا حد ممکن کاهش دهد.

طبق قوانين کميسارياي عالي، پناهجوياني که از اين سازمان جواب قبولي مي گيرند، ممکن است به مدت ۱۵ ماه  منتظر بمانند تا فرصت اسکان در کشوري امن براي آنان يافت شود. يکي از وظايف UN آن است که پناهجويان را در اسرع وقت و بدون در نظر گرفتن مليت آنان به کشورهاي امن انتقال دهد….

انجمن حمايت از پناهجويان ايراني در ترکيه سهل انگاري کميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل و همچنين بي تفاوتي کشورهاي پناهنده پذير را مسوول مستقيم مرگ پناهجويان مي شمارد و کميسارياي عالي و دولي که متقاضي پناهندگان هستند را در پاسخ گويي به سوالات زير موظف و مکلف مي داند که چرا….

۱- چرا کميسارياي عالي  در انجام وظايف خود موفق نبوده و نتوانسته است زمان انتظار پناهجويان را کاهش دهد و به حداقل برساند؟

۲- چرا وضعيت زندگي پناهجويان در ترکيه با قوانين حقوق بشر مطابقت ندارد؟

۳- چرا پناهجويان در طي زمان انتظار و پس از دريافت قبولي و پيش از انتقال به کشور امن در  شرايطي زيستي بهتري نيستند و هيچ گونه امکاناتي در اختيار آنها قرار نگرفته است؟

۴- چرا هر از چندگاهي پناهجويان مجبور  به اقداماتي نظير اعتصاب غذا مي شوند و جان و زندگي خود را به خطر مي اندازند تا به وضعيت آنان رسيدگي شود؟

۵- چرا کميسارياي عالي مخارج زندگي، مسکن، و هزينه هاي درمان پناهجويان را به عهده نگرفته و نمي گيرد؟

۶- چرا بايستي پناهجويان پس از سه الي ده سال انتظار، هيچ کشور پناهنده پذيري پرونده آنها را نپذيرد و پناهجويان مجبور شوند از راه غيرقانوني خود را به اروپا برسانند؟

    ۷- اگر قوانين کميسارياي عالي پناهندگان در تمامي کشورها يکسان است چرا پناهجويان بي شماري مجبور هستند مسير پرخطر ترکيه به يونان را تجربه کنند؟

۸- و…

 

انجمن حمايت از پناهجويان ايراني ـ ترکيه(نوشهير)