Fateme

فاطمه ناظم:من از تحميل بي حقوقي و زندگي جهنمي فرار کرده ام

Fateme

در جوامع اسلامي همچون جمهوري اسلامي ايران، زنان جز بي حقوقترين اقشار جامعه هستند چرا که نه در دادگاهها و نه در هيچکدام از مراجع قضايي و نه حتي در کانون خانواده، نه تنها از حقوق مساوي برخوردار نيستند بلکه هيچ ارزش و احترامي به مقام زن قائل نمي شوند. زنان و دختران جوان حق اظهار نظر يا صحبت در مورد حق و حقوق و اختيارات خود را ندارند.
در بسياري از خانواده ها والدين صرفا به عنوان “بزرگترها” حق مسلم خود ميدانند که در مورد زندگي و آينده فرزندانشان بويژه فرزندان دخترشان تصميم بگيرند. براي  مثال دختري که پس از جدايي والدينشن حضانتش به پدر داده مي شود و در بسياري موارد از ديدن مادرش محروم مي شود؛ خود من يکي از آنها بودم. محکوم به ازدواج اجباري شدم. نه تنها محکوم به ازدواج اجباري شدم که از حق ديدن مادرم سالها محروم و در کنج خانه ايزوله شده بودم. من از دست چنين شرايطي فرار کردم. از دست سنن و آداب و رسوم عقب مانده و مردسالار، از دست بکار گرفتن قوانين پوسيده اسلامي و ضد زن.

از نظر من و از نظر دنياي پيشرفته و متمدن، ازدواج اجباري يعني تن دادن به تجاوز، يعني خريد و فروش کالا، يعني اينکه زن فقط وسيله اي است براي لذت جنسي مردان. من اين بردگي را نپذيرفتم زنجير اين  بردگي و حقارت را پاره کردم و پا به فرار گذاشتم. هنگامي که به اين شرايط محکوم شدم هيچ درک و فهمي از احساسي از زن بودن و تشکيل خانواده نداشتم. چرا مي بايست در سن ۱۶ سالگي مجبور به ازدواج شوم آنهم با مردي معتاد که جز آزار و اذيت و شکنجه  روحي و جسمي و تحميل يک زندگي غير انساني نتيجه ديگري براي من نداشت؟!!

 در حاليکه  من ميبايست درمورد زندگي خصوصي خودم تصميم بگيرم نه پدر و نه هيچ فرد و قانوني ديگر. جمهوري اسلامي چنان تاثير منفي روي موقعيت فرودست زنان گذاشته است که نابرابري زن و مرد را در بسياري از موارد به باور عمومي تبديل کرده و وقتي اعتراضي نيز صورت بگيرد از طرف بخشي از همان مردم مورد هجوم واقع ميشود.

بسياري از زنان در مقابل شغلي که به آنها واگذار مي شود مورد سواستفاده مسئولين قرار مي گيرند و بخاطر حفظ شغل و آبرو صدايشان در نمي آيد. به زنان تنها، خانه اجاره نمي دهند خلاصه اينکه زنان از هر زاويه اي در جامعه ايران پاسخ منفي مي گيرند.

زنان در ايران حمايت قانوني را در دفاع از خود ندارند همين مساله باعث شده  حقوق زنان در تمام شئونات زندگي پايمال شود و مورد بيشترين بي حقوقي، سواستفاده و تبعيضات جنسيتي قرار بگيرند به همين دليل در بسياري از مناطق ايران آمار خودسوزي زنان روزبروز افزايش مي يابد.

 

حکومت اسلامي شرايطي را به جامعه ايران و به مردم آن کشور تحميل کرده است که زندگي ساده و بي دغدغه در آن بي معني شده است. اکثر جوانان دچار اعتياد به مواد مخدر شده اند. کمترين امکانات پزشکي  و خدمات درماني براي ترک اعتياد در اختيار آنها نه تنها قرار نمي گيرد بلکه روز به روز هر چه بيشتر به تعداد جوانان مردم که در کنار خيابان درحال پرپر شدن هستند افزوده ميشود. زندانهاي جمهوري اسلامي مملو است از زندانيان سياسي و فروشندگان مواد مخدر در حالي که پخش و توزيع مواد مخدر از سوي خود مسئولين نظام صورت مي گيرد. هيچ وقت از ياد نمي برم فرد معتادي بر اثر توهمات فکري، کودک ۵ ساله خود را به قتل رساند. اعتياد تنها گوشه اي از فلاکتي است که بر مردم ايران تحميل شده است. وضعيت اقتصادي مردم روز به روز اسفناکتر ميگردد. تحريمهاي همه جانبه دول غربي، عرصه زندگي را هر چه بيشتر به مردم تنگ ميکند اما سردمداران نظام اسلامي تنها به فکر جيبهاي گشاد خود و ساختن نيروگاههاي هسته اي هستند.

جامعه ايران به مانند کوه آتشفشاني است که سالها خاموش بوده و هر از چند گاهي کمي لرزيده است اما اينبار از اين سوي جهان صداي غرش دروني اين آتشفشان ميتوان شنيد. فوران اين آتشقشان همت همه ما مردم را ميطلبد بايد مبارزه کرد از پا ننشت تا سرنگوني جمهوري اسلامي. به اميد روزي که به دست ما مردم اين حکومت سرنگون گردد.

 

برقرار باد آزادي، نابود باد جمهوري اسلامي

*******