همه‌ی نوشته‌های gholam@A

شاهین مجهد: این خانه از پای بست ویران است

shahin majhd 1 219 x 226

خبر کوتاه بود: «دست فروشی در اعتراض به ضبط اجناسش به دست مأموران مترو خود را مقابل قطار انداخت و جان سپرد.» دست فروشی در ایستگاهها و واگنهای مترو ممنوع است. اما چرا یک پسر 27 ساله ناچار به دست فروشی در مترو می شود؟ اگر می توانست مغازه ای داشته باشد و جنس هایش را در آن به فروش برساند، هر روز این بار را به دوش می کشید و از این ایستگاه به ایستگاه دیگر می رفت؟ حتی اگر می توانست به عنوان شاگرد یک مغازه مشغول به کار شود این زحمت را به خود می داد که در واگن های مترو که جا برای سوزن انداختن نیست فروشندگی کند؟

بیلبوردهای “با یه گل بهار نمی شه” در کل شهر تهران می درخشد. مردم را ترغیب به داشتن فرزند بیشتر می کنند، در حالی که برای جمعیت جوان کشور نه شغل هست، نه درآمد، نه مسکن، نه آینده و نه هیچ چیزی که بتواند دل یک جوان را خوش کند. ازدیاد جمعیت به چه پشتوانه ای؟! در سراسر این شهر تکدی گری بیداد می کند، چرا نمی خواهید هیچ مشکلی را از ریشه حل کنید؟ چرا به “چراهای” مردمی که برای گذران زندگی ناچار به انجام هر کاری هستند نمی پردازید؟ چرا به درد این مردم که خاکشان بوی “نفت” می دهد نمی رسید. 

با ضبط اجناس یک یا ده دستفروش در مترو چهره شهر پلید و چرک و خشنی که ساخته اید تغییر می کند؟! هرگز! این خانه از پای بست ویران است. شاید آن پسر دستفروش برای آن روز قولی به همسرش، مادرش یا خواهرش داده بود، که ترجیح داد بمیرد ولی دست خالی به خانه باز نگردد. نمی دانم مردمانی که ماجرای پسر دستفروش مترو را می خوانند، چه احساسی دارند، مسئولان که اصولا نه احساسی دارند و نه مسئول اند!

سه چهار سال پیش بود که خودسوزی دستفروش 26 ساله در اعتراض به توقیف چرخ دستی سبزی فروشی‌اش توسط پلیس نه تنها حکومت تونس را ساقط کرد، که آغازی بر بهار عربی شد. ما مردمان ایران زمین کجای تاریخ ایستاده ایم؟!!

 

 

محمدتقی فراهانی: ایران نیاز به تحولات اساسی و بنیادی دارد

m farahani 372 x 495

چه نیک گفته اند که همه را می شود برای مدتی فریب داد وحتی می شود جمعی را برای همیشه فریفت اما همه را نمی شود برای همیشه فریب داد.تا زمانیکه دولت تدبیر وامید به دولت راستگویی و تعهد تبدیل نشود از امکان دستیابی به موفقیت محروم خواهد بود. اگر منظور از تدبیر پرده پوشی و کتمان واقعیت اوضاع کشور است چه بهتر که آن را تزویر بخوانیم نه تدبیر و اگر منظور از امید رسیدن دستی ازغیب و لاطائلات احمدی نژادی است، پس باید گفت در جبین شما هم نوری از رستگاری نیست.

چه بهتر می شد اگر جناب روحانی راستگویی و تعهد را شعار دولت خود می کرد چون اگر تا کسی حقایق را آن چنان که هست با مردم در میان نگذارد هرگز نخواهد توانست به آن  محبوبیت مردمی که بدون آن هیچ گونه عمل و ابتکاری شانس موفقیت ندارد دست یابد . اگر صداقتی در کار است با مردم ایران همچون نامحرم وغریبه رفتار نکنید. همه حقایق را با مردم در میان بگذارید و به مردم راست بگوئید. با اعلام واقعیات آنچنان که هست آغاز کنید به مردم بگوئید که سیاست هسته ای رژیم چه خیانت بزرگی بوده است و چگونه جز ایجاد مشکلات اقتصادی وسیاسی هیچ رهاوردی نداشته است. هدفمند کردن یارانه ها پیروی از همان سیاست گدا پروری رژیم است وهم اکنون همانند یک بمب ساعتی اقتصاد کشور را تهدید می کند. تا زمانیکه بودجه مملکت تنظیم نشود تورم همچنان ادامه خواهد داشت زیرا بانک مرکزی زیر سلطه دولت است و دولت ها همیشه در جمهوری اسلامی کسر بودجه دارند وآن را با چاپ اسکناس جبران می کنند. در کمتر کشوری اقتصاد ملی تا این حد در انحصار دولت است. خلاصه اینکه اگر حقایق را آنطور که هست بی پرده  با مردم در میان نگذارید قادر به حل مشکلات نخواهید بود. شرایط زندگی مردم از زمان جنگ ایران و عراق تا امروز هرگز چنین مشکل و طاقت فرسا نبوده است. آیا به مردم گفته اید که ضریب فلاکت بالای پنجاه درصد درجهان بی نظیر است؟  

 

توام شدن تورم بالای چهل درصد  با ضریب بیکاری بی حساب و کتاب پیش درآمد یک انفجار مهیب اقتصادی و اجتماعی است. متأسفانه از ضریب واقعی ییکاری اطلاعی دردست نیست. چون آمار در رژیم جمهوری اسلامی مانند بسیاری از دیگر جوانب آن با حقیقت و راستی بیگانه است. درمورد آمار دراین رژیم نه تنها تقلب و دستکاری اعمال می شود حتی گاهی همانگونه که در دوران احمدی نژاد شاهد آن بودیم آمار هم بخشی از اسرار حکومتی محسوب شده و حتی از اعلام و انتشار آن جلوگیری به عمل می آورند. یکی از مختصات برجسته کشورهای آزاد و دموکرات  مانند همین کشور سوئد که ما در آن زندگی می کنیم مستقل کردن سازمان آمار از دولت است و هرگز دستخوش تمایلات دولت قرار نمی گیرد. به عنوان نمونه میگویند درایران معیار اشتغال و تعریف شاغل بودن دو ساعت کار در هفته است. درهیچ کجای دنیا نظیر چنین معیاری برای محاسبه بیکاری نخواهید یافت. چه بسا که اگر میزان بیکاری در ایران درست محاسبه شود، نرخ بیکاری از نرخ تورم هم بالا تراست. در کشوری که نیازمند تحول و دگر گونی بنیادی است نخواهید توانست مردم را غریبه حساب کنید. آقای روحانی  تا کنون هیچگونه نشانه ای ازمقاومت در برابر زیاده خواهی پاسداران نشان نداده اید. یگانه اشاره شما در این مورد بیشتر به نصیحت و خیرخواهی شباهت داشت تا توبیخ. بجای حسابرسی درمورد حیف و میل ها با ارقام نجومی از پاسداران خواسته اید در پی اجرای پروژه های بزرگ باشند نه کوچک. آیا این سخن بیشتر به شوخی شبیه نیست؟ آیا پروژه های بزرگتر از شرکت مخابرات و صنایع نفت و گاز هم سراغ دارید که به آقایان هدیه بفرمائید؟ آیا در مورد مقام معظم و بیت حضرتشان که بزرگترین و پر سود آورترین ساختارهای اقتصادی کشور را بدون هیچگونه حسابرسی تصاحب کرده است حقایق را با مردم در میان خواهید گذاشت؟  و یا کماکان مردم برای دستیابی  به حقایق بیشتر باید منتظر گزارش بعدی رویترز در انتظار بمانند؟  درمورد مالیاتها چه نقشه ای دارید؟ مجلس دست نشانده، اموال تحت کنترل رهبر را از هرگونه مالیات و حتی نظارت معاف کرده است. دستگاه عریض و طویل رهبر و دیگر دکانداران دین نه تنها از پرداخت مالیات معاف شده اند بلکه هرساله میلیاردها تومان از بودجه کشور به آنها پرداخت می شود. چه زمانی حقایق این تجاوزات به اقتصاد کشور را با هم میهنانمان در میان می گذارید ؟ مشکلات کشور با حرف و نطق و خطابه  برطرف نخواهد شد. زمانیکه در حل مشکلات کشور  به مانعی برخورد می کنید از مردم یاری بخواهید. اعتماد به مردم و استمداد  از آنها برای رفع مشکلات چاره ساز است. اگرامروز نتوانید در برابر این همه ظلم و تجاوز به حقوق ملت ایستادگی کنید و بامردم غریبه باشید سرنوشتی همچون خاتمی در انتظار شما و کابینه شما است اگر به دادخواهی و دفاع از حقوق مردم نپردازید ودر مقابل آن ایستادگی نکنید آنها همانگونه که شاهد آن هستیم امروز وزرای کابینه را مورد بهانه جویی قرار میدهند و فردا سراغ شما آقای حسن روحانی خواهند آمد. فرصت های گرانبهائی را با این مماشات و بی برنامه گی ازدست خواهید داد و هزینه شکست شما نیز همچنان بر دوش ملت سنگینی خواهد کرد.                   

مهسا مهرگان: بی قانونی و بیعدالتی در نظام جمهوری اسلامی ایران بیداد میکند

mahsa

البرز پلنگ مجروح تنکابن که به اسطوره مقاومت حیوان در برابر ظلم انسان تبدیل شده بود، با وجود مقاومت در برابر ۵۰ گلوله که در زمان‌های مختلف به او شلیک شده بود و همچنین قطع شدن دست راستش توسط تله، در نهایت به دلیل قطع کامل نخاع و ناتوانی حرکتی‌ شدید به روش مرگ آسان با تزریق داروی بیهوشی مرد. این پلنگ امسال در منطقه شکار ممنوع دو هزار تنکابن مورد اصابت گلوله قرار گرفت.

 

بی‌ قانونی / بی‌ توجهی‌ / بی‌عدالتی / بی‌فرهنگی / در نظام جمهوری اسلامی ایران بیداد می‌کند، این موارد در ایران نه تنها آدمها را به حد مرگ می‌کشاند بلکه حیوانات را از پای در می‌‌آورد.در ایران مردم از تبعیض و بی‌عدالتی رنج میبرند،در واقع آنچه مردم را رنج میدهد، کمبود نیست بلکه بی‌عدالتی و تبعیض در همهٔ زمینه هاست.سیر صعودی آمار جرم و جنایت و ناامنی‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی در ایران (اسلامی)، رتبه اول در بی‌ ارزشی‌ها و عقب افتادگی‌ها و رتبه آخر در پیشرفت و توسعه و کسب ارزشهای انسانی‌ از شروع انقلاب اسلامی تا به الان بوده است.

 

از آنجایی که در این نظام قرون وسطایی که قانون اساسی‌ آن‌ بر اصل ولایت فقیه بنیان نهاده شده اند، در اصل هر سه قوه به ویژه  قوّه قضائیه، تابع و در دست رهبر و ولی فقیه  است که گویا مشروعیت حکومت مطلقهٔ  خود را از ،پیغمبر، و امام غایب گرفته است.

 

برای اینکه از درجه فساد در قوه قضائیه بیشتر آگاه شوید لازم است بگویم که این قوّه حتا در مجازات بین شهروندان ایرانی‌ تبعیض قائل میشود و آنان را به دو دسته‌ای خودی  و غیر خودی تقسیم می‌کند، برای مثل دست تخم مرغ دزد را قطع کرده یا شاید اعدامش کنند ولی‌  کاری به آقازاده‌های دزد که  میلیارد‌ها دلار از پول مردم محروم و زحمتکش ایران را غارت کرده اند ،ندارند چرا که فورا از رهبر دستور می‌رسد که “مسٔله را کش ندهید“.خلاصه که تبعیض / بی‌ عدالتی / کشت و کشتار از طرف این آخوندها و آقا زادها برای همهٔ ایرانیان ثابت شده است و اما این بی‌ رحمی به بعضی‌ از آدامها سرایت شده تا حدی که شروع به کشتن حیوانات کردند

 

 

بیتا کاشانی: کودکان کار

bita kashani

حمایت از كودكان بخصوص كودكان بی‌سرپرست ویا كودكانی كه از امتیازهای اجتماع محروم هستند ودر معرض آسیبهای رایج اجتماعی هستند ، امری انسان دوستانه و حتی ضروری است. بی‌شك توجه به حقوق كودكان بسیار مهم است، چنانچه این قشر از آموزش و بهداشت مناسب برخوردار باشند، سطح كیفی فرهنگ جامعه بالا می‌ورد و پیشرفت های چشمگیری را خواهد داشت. 

اما اوضاع و احوال این كودكان در جمهوری اسلامی چگونه است؟

متاسفانه با وجود تبلیغات و تدابیر گسترده سازمانهای حمایت از كودكان در زمینه عدم بكارگیری كودكان در مشاغل مختلف ، در حال حاضر درصد قابل توجهی از كودكان به جای درس و مدرسه در بازار كار كشورهای در حال توسعه از جمله ایران مشغول به فعالیت می‌باشند . البته درصد كمی از همین كودكان كار ودرس را هم زمان باهم انجام میدهند . 

با اینكه ممنوعیت كاری برای كودكان وجود دارد اما این گروه بیشتر در مشاغل فیزیكی مانند آجرپزی ، شیشه‌گری ، برشكاری، خیاطی و …. و یا مشاغل غیرمتعارف وحتی غیراخلاقی به كار گرفته میشوند. به عبارتی از آنجاكه این قشر اجازه اشتغال در محیطهای دولتی و خصوصی بزرگ را ندارند كار را در جای دیگری میجویند كه بیشتر مواقع نیز كارفرما حقوق مكفی نمی‌دهد ویا حقوق را به سرپرست كودك میدهد. 

در ایران و در شهرتهران درصد قابل توجهی ازاین كودكان برسرچهارراهها و بازارهای خرید و فروش به چشم میخورند كه مشغول به هر نوع كاری می باشند از گدایی گرفته تا پاك كردن شیشه اتومبیل، فروش فال ، گل و سیدیهای پر شده و گاهی هم رد و بدل كردن مواد مخدر و ….. 

هنوز گزارش دقیقی ازتعداد این كودكان دردست نیست. اما برطبق آخرین آمار منتشر شده بیشتر از دومیلیون و پانصد هزار كودك در جمهوری اسلامی در معرض كودك آزاری جسمی ، جنسی و حتی اعتیاد قراردارند. درصدی از این كودكان در كوره پزخانه های اطراف تهران ، ١٥كیلومتر دورتراز جنوب شرق تهران ، جای میان زباله و دود ،خاك و خاكستر در وسعتی بیش از ١٢٠هكتار كه “محمودآباد” میگویند، در انتهای جاده خاوران، نزدیك خاورشهر، زندگی میكنند. در این منطقه اتاقكها وآلونك‌هایی وجود دارد كه مشتی آدم از پیرتا كودك درآن پرسه میزنند.

در این منطقه بچه هایی زندگی می كنند كه ساعت ٣ صبح از خواب بیدار میشوند وتا آخرشب مشغول به كار هستند . نه ساعتی برای صبحانه واستراحت دارند و نه فرصتی برای بازی. در واقع این كودكان چیزى بنام بازی نمیشناسند. بازی آنها كاراست و كار وكار. اینان بازی كودكانه از یادشان رفته است و فقط خستگی را میشناسند كه شبها با خود به بستر می برند و فرسودگی كه درنهایت كارفرما حقوق شان رابه سرپرست شان می‌دهد، كه در بیشتر مواقع آن پول خرج مواد مخدر میشود و حسرتی كه برای كودك باقی می‌ماند . در بین این كودكان اعتیاد، دزدی، بی بندوباری ، تجاوز و قتل آنچنان رایج است كه بی سوادی و بهداشت دیگر جایی ندارد. گاهی نیز این كودكان كاركن بی مزد هستند و تنها برای سرپناه و محلی جهت حمایت ویا برای غذایی بخور و نمیر كار میكنند. متاسفانه در ایران این شرایط روز به روز در حال افزایش است و دلیل آن را جز در شرایط نامساعد اقتصادی و بی‌كفایتی و خودخواهی دولت حاضر نمیتوان یافت. چراكه در دولت مستبد جمهوری اسلامی از كودك حمایت نمیشود چه برسد به كودك كار. جمهوری اسلامی دم از اسلام و حمایت پیامبرو امامان دین اسلام از كودكان را میزند و قصه هایی از حمایت آنها را بارها وبارها تعریف می كند اما خود كوچكترین اهمیتی به این قشر ضعیف نمی دهد. در این دولت تنها روزبه روز مساجد پر زرق وبرق‌تر اضافه میشود اما دریغ ازاتاقكی كه برای این كودكان و خانواده های بی بضاعت شان درست شود . نكته جالب این جاست كه در سالهای اخیر تمامی این مساجد به آشپزخانه هایی كه غذا برای بیرون می پزند و می فروشند مجهز شده است ، اما هیچ گاه پرسی غذای رایگان به این كودكان داده نمیشود و حتی این كودكان اجازه پرسه زدن در اطراف این مسجد را ندارند چرا كه با حضور خود ابهت این اماكن پول ساز را خدشه دار میكنند. این اماكن صرفاً برای جمع آوری پول از مراسم های عزادای است.

 

همه ما كودكی را تجربه كرده ایم . همه ما می خواهیم هرازگاهی بیاد دوران كودكی هنوز عروسك ، تفنگ و شمشیر و ماشین بازی كنیم. گاهی صدایمان را نازك كنیم و مثل كودكان حرف بزنیم . ناز كنیم و می خواهیم خریدار هم داشته باشد. اماتكلیفاینقشرازكودكانچیست؟كودكانیكهایندورهراطیمیكنندامانه شادی دارند و نه اسباب بازی و نه كسی كه دستی از محبت برسر آنها بكشد.نه بهداشتی دارند و نه آموزشی . این كودكان دوست دارند مثل بقیه كودكان ،بدوند، بیافتند وبرخیزند . اما متاسفانه با وجود دولت بی كفایت و خودخواه و دزد جمهوری اسلامی این كودكان معصوم باید بدنبال نان باشند و برای بدست آوردن اندك پولی به هر كسی التماس كنند.به كارهای سخت و نامناسب تن بدهند. اعتراضی هم نكنند . چرا كه حامی در دولت جمهوری اسلامی ندارند و فقط روز به روز بر تعداد شان اضافه میشود. 

به هرحال كار كودك جنبه های منفی اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی در بر دارد. این كارمانع افزایش جدی مهارتها ، آموزش و دانش میشود. بهروری افت میكند. صدمه‌های جانی و مالی بالا میرود . آسیبهای اجتماعی شامل سوء استفاده جنسی ، اعتیاد ، خرده فروشی مواد مخدر و بزه كاری كودكان و نوجوانان افزایش پیدا میكند . مهارتها بدلیل امكان كاركودكان در شهرهای بزرگ به گونه ای زیانبار و آسیب رسان بالا می رود و برای كودك محرومیت از تحصیل ، لطمه های اجتماعی، بیماریها و اختلال رشد جسمی و روانی را در پی دارد. اما كجاست دولتی كه از این قشر بی گناه حمایت كند و اندكی از سرمایه خود را صرف اینان بكند. 

 

 

آرش راجی: جمهوري اسلامي را ميشود فروپاشيد

arash raji

اکنون همگان، خودي و ناخودي ميدانند و پذيرفته اند که پايه، بنيان وساختمان ولايت فقيه بشدت فاسد و ويران است. جمهوري اسلامي درحال از هم گسستن و فروپاشيست. اما تجربه 35 سال اخير ثابت کرده که درانتظار فرو ريختن اين رژيم ننگين نشستن و خود را براي زمان پس ازآن آماده کردن کاراشتباهيست. حاکمان اين رژيم کثيف که بويي از شرافت و انسانيت نبرده، منجلابي از فساد و تباهي را رهبري ميکنند.

اين حکومت تبهکار، ايران و مردم ايران بويژه منتقدين و معترضين را جزو اسراي خود ميداند. در فرهنگ مذهبي آنان  اسرا از هيچ حقوقي برخوردار نيستند مگر از حقوق بردگان. لذا حرمتي بر آنان نميگذارند.

حکومت اسلامي و حاکمان و سرکردگان بي لياقت، دزد و تبهکارش که خود را پيروان امام زمانه خيالي  ميدانند، براي ماندگاري به هرگونه خيانت و جنايت آماده اند.

ما ميدانيم که اين نظام دزد وسرکوبگر براثر تحريم هاي غرب  در باطلاق مشکلات، دست و پا ميزند و ترس از فروپاشي دارد؛ درعين حال آماده هر گونه جنايت است. علائمي مبني بر تفاهم احتمالي حکومت اسلامي با امريکا براي لغو تحريم هائي که امريکا جداگانه از شوراي امنيت عليه ايران به اجرا گذاشته است وجود دارد.

مذاکره مستقيم با امريکا و قرارداد ترکمنچاي ديگري، اين رژيم ننگ و اعدام را براي آينده نامعلومي پا برجا خواهد داشت. براندازي اين نظام سرکوبگر توسط ملت ايران مقدورخواهد بود. در آغاز کار به يک شورا يا سازمان رهبري براي هدايت مبارزان بشدت نياز است. فقط درانتظار ازهم پاشيدن اين حکومت مردم ستيز  و نشستن يا در جا زدن، دردي را دوا نخواهد کرد.

 

بدون همبستگي وهمه با هم در کنارهم بودن، نميتوان به يک شورا يا سازمان رهبري براي هدايت نيروي برانداز حکومت اسلامي رسيد. بازگرداندن حاکميت، استقلال، آزادي و برابري به مردم تلاش همگاني ميخواهد. اين فرصت را نبايد مانند آن فرصت درسال ۱۳۸۸ از دست داد. امکان و آمادگي براي برکناري اين نظام خودکامه از هر جهت مطلوب است. همه باهم با براندازي اين نظام سرکوبگر به زندان وشکنجه واعدام خاتمه داده، حاکميت را به مردم  بسپاريم.

خالد زارعی: اعدام ممنوع ! اما چرا ؟

khaled 2 159 x 218

اين سو جرثقيل، محكوم دست بسته، جلاد نقابدار،  طنابدار، صندلي افتاده، ماشين نعش كش، پاهاي آويزان،  آخرين لرزشها و ديگر هيچ... آن سو چشمهاي وحشت زده پدر، مادر، برادر، خواهر، همسر، شوهر، فرزند و … تصويري از اعدام كه همه عمر كابوس آن همراهشان خواهد بود.  احساس گناه وكلايي كه عاجزانه شاهد جان دادن موكلان خودهستند. ضربه روحي وارده به مسئولين و نگهبانانيكه مجبورند در كار اعدام سهيم باشند و .نظاره گران اعدام پيش خود زمزمه ميكنند كه لابد حقش بود ! درس عبرتي براي ديگران ميشود !چه بسا براي آنها چندان فرقي هم نمي كند كه جرمش چه بود. سرقت، مواد مخدر، دزدي، قتل، زور گيري، قاچاق و حتي مخالفت سياسي. مهم نيست !اكنون آنها آموخته اند كشتن وسيله اي است براي انتقام يا اجراي “عدالت”!! ويكتور هوگو ميگويد: “آيا فكر ميكنيد اعدام درس عبرتي است براي ديگران كه  نبايد كشت؛ نبايد كشت را چگونه مي آموزيد ؟ با كشتن دوباره ! ؟”

جان واتركه برادرش در سال 1995 بخاطر قتل در ايالات ميسوري آمريكا اعدام شد ميگويد: “مردم هيچوقت نتوانستن درك كنند، اعدام برادرم چه تاثير وحشتناكي بر خانواده ام گذاشت. مادرم ديگر هيچوقت كمر راست نكرد. فرزندان برادرم هرگز نتوانستند مرگ پدر را فراموش كنند.”

ايران بعد از كشور چين اولين رتبه اعدام ها در جهان را داراست. اعدام ممنوع ! اما چرا ؟ مجرمي كه قرار است اعدام شود مي كشد يا به كشتن ادامه ميدهد ! نهايتش اعدام است! وقتي حكمت اعدام باشد چه فرقي مي كند يك نفررا كشته باشي يا چند نفررا ، مي تواني پس از اولين قتل ، تعداد بيشتري را بكشي ! چون بهر حال اعدام مي شوي. اگر بي گناهي اعدام شود ! ديگر فرصتي براي جبران نيست. چين درسال 1994 : دو مردرا بخاطر كشتن همسرانشان در حاليكه خود را بي گناه مي دانستند به اعدام محكوم شدند اما پس از چند سال همسران آنها پيدا شدند.  بدبختانه  وقتي حقيقت روشن شد كه يكي از آنها اعدام شده بود و ديگري بعد از 11 سال حبس از زندان آزاد شد. در آمريكا يك زنداني محكوم به اعدام بعد از 15 سال از زندان آزاد شد !اين زنداني كه دراين 15 سال، 23 ساعت از شبانه روز در سلول انفرادي بود در سال 2009 ، هشتادمين فردي بود كه بر اثر آزمايشات دي ان اي ، بي گناهيش اثبات و از زندان آزاد شد .

آيا ميدانيد كه در ايران امكان خطا در قضاوت بيش از ديگر كشورهاست ؟ چون قاضي مي تواند به تنهايي بدون حضور “هيأت منصفه” و پس از دستور اعمال شكنجه براي اخذ اعتراف، حكم مرگ را صادر كند. آيا اعدام جامعه را امن تر مي كند ؟ نگاهي به تحقيقات نشان ميدهد در آمريكا آمار ارتكاب به قتل در ايالت هايي كه اعدام را لغوكرده اند چندان فرقي با ايالات هايي كه هنوز قاتلان را اعدام مي كنند ندارد. در كانادا بعد از لغو مجازات اعدام تعداد قاتلان 44% كمتراز گذشته شده است. در سال 2003 تجربه بيش از 80 درصد كارشناسان جرم در آمريكا نشان داد كه اعدام باعث كم شدن جنايت نمي شود.  به همين دلايل است بسياري از كشورهاي دنيا مجازات اعدام را لغو كرده اند ! بجز 21 كشور  از جمله ايران. همه سازمانهاي مدافع حقوق بشر در سراسر دنيا با حكم اعدام مخالفند. گمان مي كنيد اعدام در اماكن عمومي درس عبرتي است براي ديگران ! اساس اين استدلال چنين است؛ مجرم تمام مراحل بعد از دستگيري را پيش بيني مي كند و با ديدن عاقبت اعدام شدگان از اقدام به جرم و جنايت مي هراسد. در حاليكه تجربه پليس نشان داده که بسياري از جنايت ها برنامه ريزي شده نيستند يا مجرم در نظر نمي گيرد كه بزودي دستگير مي شود. برعكس اعدام و بخصوص ابرازشجاعت محكوم در زمان اجراي حكم مي تواند از او يك قهرمان ساخته و تبليغي براي گروههاي تروريستي يا بزهكارشود.

چرا حكم اعدام عادلانه نيست؟ حکم اعدام عادلانه نيست زيرا هيچکس در هر مقام و موقعيتي که باشد حق ندارد جان انساني را بگيرد. حالا ميخواهد اين شخص به اسم دولت اعدام کند يا به اسم قوه قضائيه و يا هر چيز ديگر. حکم اعدام، قتل عمد است که دولتها مرتکب ميشوند و با قاتلان هيچ فرقي ندارند. وقتي در ملا عام اعدام ميکنند براي اين است که ميخواهند جامعه را بترسانند. اين پيام ترس فقط براي مجرمان نيست؛ اين پيامي است به همه و براي ساکت نگاه داشتن اهالي جامعه.در مواقعي که قتلي صورت ميگيرد اين خانواده مقتول نيست که بايد تصميم بگيرد. دولت بجاي اعدام قاتل بايد به همدردي و کمک به خانواده مقتول بپردازد چيزي که جمهوري اسلامي و همه دولتهاي قاتل انجام نميدهند. اعدام راه حل جلوگيري از بالا رفتن آمار جرائم در جامعه نيست.

خالد زارعي

 

 

 

امیررضا مشعلیان: نگاهي به آنچه در ايران مي‌گذرد

amirreza m 143 x 249

ايران در 35 سال گذشته تا به امروز به يک کشور منزوي و ديکتاتور در سطح دنيا تبديل شده است و آنچه که بنام حقوق بشرشهرت دارد در ايران تحت حاکميت جمهوري اسلامي زير پا گذاشته مي شود.در اين مورد چشم هاي زيادي به سيماي جامعه ايران دوخته شده است و اين وضعيت مورد توجه بساري از نهادها و سازمانهاي مدافع حقوق بشر و افکار عمومي دنيا قرار گرفته است. از اين نظر بديهي‌ست که شرايط کنوني در ايران باعث ازرده خاطر بسياري از سازمانها و نيروهاي سياسي و مدافع حقوق بشر و مردم ايران شود.

حال در شرايط جاري، جمهوري اسلامي در ضعيف ترين وضعيت ممکن از نظر مشروعيت داخلي و بين المللي به سر مي برد. از همين روست که جمهوري اسلامي براي سرپوش گذاشتن بر  بحران مشروعيتي که بدان گرفتار آمده است سعي در سرکوب هر گونه جنبش ازادي خواهي و حرکت مردمي دارد که مي توان به نمونه هاي از آن اشاره نمود.

 دستگيري وبلاگ نويسان، دستگيري نوع کيشان مسيحي، دستگيري اقليت هاي مذهبي، تهديد و ارعاب خانواده هاي زندانيان سياسي، راه اندازي شبکه هاي سايبري براي مقابله با جنبش هاي اينترنتي،ممنوع الخروج نمودن فعالين سياسي و تهديد به حبس مجدد، عدم اجازه مرخصي به زندانيان سياسي، پرونده سازي براي جمعي از فعاليت حقوق بشري و تهديد انان، اعدام هاي بي رويه به بهانه هاي حمل مواد مخدر و همکاري با شبکه هاي برون مرزي (براي امنيتي نمودن فضاي جامعه) و موارد بسيار زيادي ديگر،در حقيقت جمهوري اسلامي براي سرپوش گذاشتن بر جنايت هاي خود و بحران مشروعيتي که بدان گرفتار است  تنها راه مقابله را سرکوب مي داند و بس. در عين حال به اين موضوع واقف هستيم که راهبرد دايمي جمهوري اسلامي در مواجهه با اعتراضات اقليت هاي قومي و مذهبي اين بوده است که با بهانه هاي واهي اصل مطالبات اقليت ها را مخدوش جلوه داده و با ايجاد فضاي پليسي و امنيتي، فعاليت هاي مدني اقليت هاي قومي براي کسب برابري حقوقي را سرکوب مي نمايد.

ديگر بايد جمهوري اسلامي متوجه شده باشد که روش هاي سرکوبگرانه هرگز راه حل مشکلات سياسي، اقليت هاي قومي، فساد حاکم بر جامعه و مناطق مرزي نيست و تنها به ابعاد نارضايتي ها افزوده است به گونه اي که ناآرامي هاي قومي يکي از اصلي ترين چالش هاي آينده کشور شده است. متاسفانه سياست مشت آهنين حکومت ايران در برخورد با مطالبات اقليت هاي قومي و مذهبي، کشور را بصورت جدي در معرض چندپارگي قرار داده است. اعدام هاي چند ماهه گذشته به بهانه هاي همکاري با گروهک هاي تروريستي و اعدام تعدادي از زندانيان به خاطر جرم مواد مخدر نمونه هاي بسيار بارزي از نقض حقوق بشر در ايران است که جمهوري اسلامي براي امنيتي نگه داشتن فضاي جامعه و ايجاد رعب و وحشت در بين اقشار مختلف جامعه با توسل به دين دست به چنين جناياتي مي زند و با نام دين بر همه اين جنايت از ديدگاه خود مشروعيت مي بخشد، اما به هر جهت بايد بداند که نه مي تواند صداي برخواسته از مردم را خفه کند و نه مي تواند براي هميشه فضاي جامعه را امنيتي نگه دارد.

انچه که مسلم است در جمهوري اسلامي  کشاکش بين جمهوريت و اسلاميت  است، همان چيزي که خميني در ذيل مفهوم «ولايت فقيه»، به عنوان قالب‌بندي «حکومت اسلامي» انديشيد و در مجلس درس حوزوي به زبان آورده بود و به همت شاگردان او، در دهه‌ي چهل، تدوين و منتشر شد .

اما در طي چند سال اخير بار ديگر غريزه‌ي سياسي مردم شکاف جمهوريت و اسلاميت رژيم را نشانه گرفت و با يک سونامي مردمي وبا رأي ‌باران به سود نامزدي که خواست ملت و مردم بود به ميدان آمدند. اما اين بار حکومت فاشيستي آخوندي و جناح خواهان برچيدن جمهوريت نظام به سود  برقراري «حکومت اسلامي»، يعني ولايت مطلقه، با کودتاي انتخاباتي و سرکوب خونبار ازادي خواهان در پي آن، به اشتباه بزرگ سياسي‌اي دست زدند که بنيان رژيم را به لرزه انداخت. با تقلب بي‌حساب در صندوق‌ها و اعلام شتابزده‌ي نتيجه‌ي رأي‌گيري، که بيش‌تر به يک دهن‌کجي جاهلانه زير حمايت عباي رهبري نظام خامنه اي به سونامي انتخاباتي مردمي مي‌مانست تا «مهندسي» آن، آخرين ميدان نمايش مشروعيت مردمي رژيم، يعني انتخابات، از آن گرفته شد.

مشکلِ رژيم جمهوري اسلامي اين است که با ساختار پيچيده‌اش نمي‌تواند به يک رژيم يکپارچه پليسي و نظامي تبديل شود، زيرا در اصل بنا بوده است يک «جمهوري اسلامي» در زير سروري روحانيت باشد، نه يک رژيم کودتايي. باري، به نظر نمي‌رسد که رژيمي را که در اين قمار خطرناک جمهوريت و اسلاميت خود را با هم باخته، چيزي جز ظهور حضرت ولي عصر که تمامي جنايت حکومت با بهانه و توسل به اين امام است بتواند آن را نجات دهد. بنا براين، بايد خامنه اي به اين فکر باشد که در کنار چاه جمکران بست بنشيند و دست به دعا بردارد!

ديگر همه ما بايد متوجه اين موضوع شده باشيم که تنها راه برون رفت از شرايط موجود، همکاري و همدلي فعالين مدني اقوام و فعالين سياسي بر اساس حقوق بشر و در راستاي نهادينه کردن حقوق شهروندي برابر مي باشد. لذا لازم است تا تک تک ايرانيان، با حقوق شهروندي خويش آشنا شوند، و با تکيه بر اين آگاهي و همدلي، متحدانه براي رسيدن به ايران براي همه ايرانيان، کوشش نمايند.

پيروز باشيد

 

 

 

مژگان نخعی: من يک انسانم

mojgan naxaee

از بدو تاريخ بشر، از آن زمان که قابيل، هابيل را کشت، انسانيت کشته شد! انسان و برادري جاي خود را به نفرت و انتقام داد.از زمان زنده به گور کردن دختران در قبايل وحشي اعراب بدوي، تنها به جرم دختر بودن نيز انسان و انسانيت مرد. از آن تاريخ که دين و جهالت در قبايل اعراب، قانون بي‌ هويتي را بر دختران و زنان اعمال داشت و اندک حقي‌ را براي آنان قائل نبودند و تا کنون که روز به روز در بي‌ فرهنگي‌ اين جوامع ارزش‌ها رو به انحطاط ميرود تا ناکجا آباد!

جاي بسي‌ تأسف که در ايران آريايي ما نيز دوباره پس از چند دهه با سر کار آمدن حکومت ديني و مذهبي‌ قرون وسطايي اين قوانين بدوي و عقب افتاده و استثمار گر‌ و ظالمانه حکم فرماست.اکنون ميگويم و فرياد ميزنم: از شما توقعي ندارم. زيرا که حق دادني نيست،بلکه گرفتنيست. زيرا از آنچه که هستم مرا منع ميکنند تا از بودن‌هايم بهراسم، و به نبودن‌هايم اکتفا کنم. زندگي‌ام مانند يک کودکي است عاصي‌ و سرکش که هيچ مبادايي ندارد.

هرچه برايش ممنوع ميکنند بي‌مهابا به آن سرک مي‌کشد. سخت ميگيرند، سخت ميشوم. اصرار ميکنند،انکار مي‌کنم  پا فشاري ميکنند، پاهايم را قفل مي‌کنم! آخر ..! من يک زنم!  زاده شده و زاينده،زن يعني‌ زاينده، يعني‌ آفريننده)  اگر نظم و قانون جهان در دست زنان بود،هيچ گاه جنگي در کار نبود!) پس تو اي دوست براي آن همه بي ‌رحمي و خشونتي که از سر جهل و ناداني بر من روا داشتند براي چه؟

بگذار تا بگويم:

اگر به خانه من آمدي برايم مداد بياور مداد سياه.مي خواهم روي چهره ام خط بکشم تا به جرم زيبائي در قفس نيفتم،يک ضربدر هم روي قلبم تا به هوس هم نيافتم يک مداد پاک کن بده براي محو لبهايم,نمي خواهم کسي به هواي سرخيشان، سياهم کند، يک بيلچه، تا تمام غرايز زنانه را از ريشه درآورم شخم بزنم وجودم را بدون اينها راحت تر به بهشت مي روم گويا يک تيغ بده،موهايم را ازته بتراشم، سرم هوائي بخورد و بدون واسطه روسري کمي بيانديشم,نخ و سوزن هم بده، براي زبانم. مي خواهم بدوزمش به سق. اينگونه فريادم بي صداتر است،قيچي يادت نرود ميخواهم هر روز انديشه هايم را سانسور کنم پودر رختشوئي هم لازم دارم براي شستشوي مغزي مغزم را که شستم،پهن کنم روي بند تا آرمانهايم را باد با خود ببرد به آنجائي که عرب ني انداخت. مي داني که؟ بايد واقع بين بود صدا خفه کن هم اگر گير آوردي بگير مي خواهم وقتي به جرم عشق و انتخاب.برچسب فاحشه مي زنندم بغضم را در گلو خفه کنم يک کپي از هويتم را هم مي خواهم براي وقتي که خواهران و برادران ديني به قصد ارشاد.فحش و تحقير تقديمم مي کنند، به ياد بياورم که کيستم ترا به خدا اگر جائي ديدي حقي مي فروختند برايم بخر تا در غذا بريزم،ترجيح ميدهم خودم قبل ازديگران حقم را بخورم سر آخر اگر پولي برايت ماند برايم يک پلاکارد بخر به شکل گردنبند بياويزم به گردنم و رويش با حروف درشت بنويسم : من يک انسانممن هنوز يک انسانممن هر روز يک انسانم !



 

 

 

مهداد مهرگان: مراقب باشيد، اتوبان مداح دارد

mahda mm 209 x 213

 مطمئنم کسي‌ نيست که از موضوع يا اتفاق چند هفته پيش اتوبان بابأيي تهران بي‌ خبر باشد. با علني شدن اين خبر يکي‌ ديگر از تعرّض‌ها و جنايت اين رژيم رو شد و اين بار توسط روضه خوان ولايت، مداح اهل بيت صورت گرفت.

شاهد ظهور سازمان يافته و جدي مداحان سياسي در عرصه‌هاي مختلف حکومت هستيم،که با هدف جنجال برانگيز سياسي و اجتماعي براي تخريب و جهت دادن‌ غلط به افکار عمومي تشکيل شده اند، مداحان به شکل سياسي از آغاز دوران جنگ ايران و عراق در وجهه اسلامي به منظور بسيج نيروها شروع به کار کردند و از دهه هفتاد در دوران خاتمي اين تشکل‌هاي موازي با بروز سياسي بيشتر قدرت گرفتند، نيروي مهيج سازماندهي شده با مقبوليت سياسي و دادن انگيزههاي معنوي به منظور تحريک پا منبري‌ها و شستشوي مغزي به بهانه تقدس به عنوان ابزاري به دست حاکميت قدرت يافتند که در تمام زمينها دخالت ميکنند و حتي پا را فراتر از حدشان ميگذارند، و در موارد بسياري که صدمه اصلي‌ متوجه حاکميت نشه و آسيب اصلي‌ به مردم برسد جمهوري اسلامي دليلي‌ نمي‌بيند که مقابل آنها ايستادگي کند. 

بپردازيم به قضيه ي مداح معروف اهل بيت، محمود کريمي‌، يعني‌ کسي‌ که در اتوبان بابايي تهران به خودرو در حال حرکت يک زوج جوان شليک کرده و با لات بازي و فحشهاي رکيک به آن دو جوان حمله ور شده،و بعد آنها را اوباش خطاب کرده، و در جاي ديگر گفتند که محمود کريمي‌ در حال رانندگي‌ بود و سرنشين بغل دستي‌ به ماشين شليک کرده،در حالي‌ که خود شخص مضروب اسلحه را در دست محمود کريمي‌ ديده بود.

و سوال اينجاست که چون يک مداح مورد عنايت آقاست و مورد قبول بيت رهبري، هر غلطي دلش مي‌خواهد بکند. اين مداح يعني کريمي‌ براي عزاداري امام حسين و اتفاقي‌ که ۱۴۰۰ سال پيش افتاده،پسر خودش را ميزند و کلي‌ اراجيف به اسم اسلام و نوحه از خودش ميبافه و اينگونه دکان حيله و حقّه بازي راه انداختهٔ، اين رفتار غير عادي طبيعتاً از عقل سليمي برخوردار نيست،و اين اخلاق و رفتار وحشيانه در کريمي‌‌ها و هلالي‌ها به راحتي‌ قابل رويت هست.

در مورد تيراندازي مداح کريمي‌، هرکس که اندکي‌ از قانون جرايي اسلام آگاهي‌ داشته باشد،بدون هيچ شک و شبهه‌اي مداح مسلّح و تيرانداز طبق قانون همان اسلامي که اين مداح روضه خوان و مدافع آن است،محارب و مفسد في‌ الارض به حساب ميايد ( طبق قانون در مورد هفت تير کشي‌ و هر نوع سلاح که باعث رعب و وحشت و سلب آزادي شود و هرکس در هر کجا به روي مسلمان اسلحه بکشد محارب است و جرمش اعدام) ولي‌ آيا قوّه قضائيه او را به اين جرم محاکمه و مجازات خواهد کرد؟ مسلما خير، و اينگونه قوّه قضائيه فاسد جمهوري اسلامي در مورد مجازات مجرمين تبعيض اعمال مي‌کند. فردي که مورد حمله قرار گرفته در چه فضايي و تحت چه فشاري شکايت خود را پس گرفته دليل آن هم ارادت به امام حسين بيان کرده، البته بجز اين راهي‌ نداشت، چون مي‌دانست با چه اراذل و اوباشي طرف است و از شرّ نوچه و چاقو کشان درگاه ولايت رهبري يا سگان ولايت وقيح به اسم هواداران مداح در امان نخواهد بود،و چه کسي‌ و چه قانوني از جان و مال و ناموس او دفاع خواهد کرد؟

 آنطور که سردار رادان گفت،اين يک مساله غير عادي نبوده، چونکه مداح مجوز سلاح داشته،ولي‌ نگفته آيا اين مردک مجاز است به هرکجا و هر کسي‌ شليک کند؟ و يا اگر خودرو مضروب به علت شليک منفجر ميشد و مداح محل را ترک ميکرد،صداي به جايي‌ مي‌رسيد؟آيا اتهام‌هاي اعضاي سرکوب جمهوري اسلامي، مثل قتل و ضرب و جرح و محاربه که در مورد اسلحه کشي‌ مداح بيت خامنه‌اي به خوبي‌ قابل اطلاق است با رضايت دادن يا بهتر بگويم رضايت گرفتن شاکي‌ رفع ميشود؟

 

سازمان سرکوب جمهوري اسلامي بخش‌ها و وظايف مختلفي‌ دارند که هرکدام وظايف خود را به خوبي‌ مي‌دانند و در اين ۳۵ سال با همين روش بر روي تمام جنايت مال کشي‌ کرده‌اند، از نيروهاي عملياتي‌ که ميزنند و ميکشند و شکنجه ميکنند و … و از اينجا مابقي ارگانها به طور هماهنگ کار خود را شروع ميکنند و عمليات ما بعد سرکوب را اجرا ميکنند تا صداي قرباني و خانوادشان به جايي‌ نرسد، به عنوان مثال کلانتري با پيدا کردن راه حل قانوني موضوع را عادي نشان دهد،همچنين از نظر رسانه‌اي که با داستان سرايي ,جاي متجاوز و قرباي تغيير خواهد کرد،و اگر در نهايت عقب نشيني نکرد به وسيله تهديد و آزار و اذيت فرد قرباني را مجبور به رضايت کرده و در نهيات موضوع را خاتمه دهند. تا زماني‌ که جمهوري اسلامي از پايه و اساس ريشه کن نشود، اين ظلم و فساد  همچنان ادامه خواهد داشت