
اين سو جرثقيل، محكوم دست بسته، جلاد نقابدار، طنابدار، صندلي افتاده، ماشين نعش كش، پاهاي آويزان، آخرين لرزشها و ديگر هيچ... آن سو چشمهاي وحشت زده پدر، مادر، برادر، خواهر، همسر، شوهر، فرزند و … تصويري از اعدام كه همه عمر كابوس آن همراهشان خواهد بود. احساس گناه وكلايي كه عاجزانه شاهد جان دادن موكلان خودهستند. ضربه روحي وارده به مسئولين و نگهبانانيكه مجبورند در كار اعدام سهيم باشند و… .نظاره گران اعدام پيش خود زمزمه ميكنند كه لابد حقش بود ! درس عبرتي براي ديگران ميشود !چه بسا براي آنها چندان فرقي هم نمي كند كه جرمش چه بود. سرقت، مواد مخدر، دزدي، قتل، زور گيري، قاچاق و حتي مخالفت سياسي. مهم نيست !اكنون آنها آموخته اند كشتن وسيله اي است براي انتقام يا اجراي “عدالت”!! ويكتور هوگو ميگويد: “آيا فكر ميكنيد اعدام درس عبرتي است براي ديگران كه نبايد كشت؛ نبايد كشت را چگونه مي آموزيد ؟ با كشتن دوباره ! ؟”
جان واتركه برادرش در سال 1995 بخاطر قتل در ايالات ميسوري آمريكا اعدام شد ميگويد: “مردم هيچوقت نتوانستن درك كنند، اعدام برادرم چه تاثير وحشتناكي بر خانواده ام گذاشت. مادرم ديگر هيچوقت كمر راست نكرد. فرزندان برادرم هرگز نتوانستند مرگ پدر را فراموش كنند.”
ايران بعد از كشور چين اولين رتبه اعدام ها در جهان را داراست. اعدام ممنوع ! اما چرا ؟ مجرمي كه قرار است اعدام شود مي كشد يا به كشتن ادامه ميدهد ! نهايتش اعدام است! وقتي حكمت اعدام باشد چه فرقي مي كند يك نفررا كشته باشي يا چند نفررا ، مي تواني پس از اولين قتل ، تعداد بيشتري را بكشي ! چون بهر حال اعدام مي شوي. اگر بي گناهي اعدام شود ! ديگر فرصتي براي جبران نيست. چين درسال 1994 : دو مردرا بخاطر كشتن همسرانشان در حاليكه خود را بي گناه مي دانستند به اعدام محكوم شدند اما پس از چند سال همسران آنها پيدا شدند. بدبختانه وقتي حقيقت روشن شد كه يكي از آنها اعدام شده بود و ديگري بعد از 11 سال حبس از زندان آزاد شد. در آمريكا يك زنداني محكوم به اعدام بعد از 15 سال از زندان آزاد شد !اين زنداني كه دراين 15 سال، 23 ساعت از شبانه روز در سلول انفرادي بود در سال 2009 ، هشتادمين فردي بود كه بر اثر آزمايشات دي ان اي ، بي گناهيش اثبات و از زندان آزاد شد .
آيا ميدانيد كه در ايران امكان خطا در قضاوت بيش از ديگر كشورهاست ؟ چون قاضي مي تواند به تنهايي بدون حضور “هيأت منصفه” و پس از دستور اعمال شكنجه براي اخذ اعتراف، حكم مرگ را صادر كند. آيا اعدام جامعه را امن تر مي كند ؟ نگاهي به تحقيقات نشان ميدهد در آمريكا آمار ارتكاب به قتل در ايالت هايي كه اعدام را لغوكرده اند چندان فرقي با ايالات هايي كه هنوز قاتلان را اعدام مي كنند ندارد. در كانادا بعد از لغو مجازات اعدام تعداد قاتلان 44% كمتراز گذشته شده است. در سال 2003 تجربه بيش از 80 درصد كارشناسان جرم در آمريكا نشان داد كه اعدام باعث كم شدن جنايت نمي شود. به همين دلايل است بسياري از كشورهاي دنيا مجازات اعدام را لغو كرده اند ! بجز 21 كشور از جمله ايران. همه سازمانهاي مدافع حقوق بشر در سراسر دنيا با حكم اعدام مخالفند. گمان مي كنيد اعدام در اماكن عمومي درس عبرتي است براي ديگران ! اساس اين استدلال چنين است؛ مجرم تمام مراحل بعد از دستگيري را پيش بيني مي كند و با ديدن عاقبت اعدام شدگان از اقدام به جرم و جنايت مي هراسد. در حاليكه تجربه پليس نشان داده که بسياري از جنايت ها برنامه ريزي شده نيستند يا مجرم در نظر نمي گيرد كه بزودي دستگير مي شود. برعكس اعدام و بخصوص ابرازشجاعت محكوم در زمان اجراي حكم مي تواند از او يك قهرمان ساخته و تبليغي براي گروههاي تروريستي يا بزهكارشود.
چرا حكم اعدام عادلانه نيست؟ حکم اعدام عادلانه نيست زيرا هيچکس در هر مقام و موقعيتي که باشد حق ندارد جان انساني را بگيرد. حالا ميخواهد اين شخص به اسم دولت اعدام کند يا به اسم قوه قضائيه و يا هر چيز ديگر. حکم اعدام، قتل عمد است که دولتها مرتکب ميشوند و با قاتلان هيچ فرقي ندارند. وقتي در ملا عام اعدام ميکنند براي اين است که ميخواهند جامعه را بترسانند. اين پيام ترس فقط براي مجرمان نيست؛ اين پيامي است به همه و براي ساکت نگاه داشتن اهالي جامعه.در مواقعي که قتلي صورت ميگيرد اين خانواده مقتول نيست که بايد تصميم بگيرد. دولت بجاي اعدام قاتل بايد به همدردي و کمک به خانواده مقتول بپردازد چيزي که جمهوري اسلامي و همه دولتهاي قاتل انجام نميدهند. اعدام راه حل جلوگيري از بالا رفتن آمار جرائم در جامعه نيست.
خالد زارعي