
ايران در 35 سال گذشته تا به امروز به يک کشور منزوي و ديکتاتور در سطح دنيا تبديل شده است و آنچه که بنام حقوق بشرشهرت دارد در ايران تحت حاکميت جمهوري اسلامي زير پا گذاشته مي شود.در اين مورد چشم هاي زيادي به سيماي جامعه ايران دوخته شده است و اين وضعيت مورد توجه بساري از نهادها و سازمانهاي مدافع حقوق بشر و افکار عمومي دنيا قرار گرفته است. از اين نظر بديهيست که شرايط کنوني در ايران باعث ازرده خاطر بسياري از سازمانها و نيروهاي سياسي و مدافع حقوق بشر و مردم ايران شود.
حال در شرايط جاري، جمهوري اسلامي در ضعيف ترين وضعيت ممکن از نظر مشروعيت داخلي و بين المللي به سر مي برد. از همين روست که جمهوري اسلامي براي سرپوش گذاشتن بر بحران مشروعيتي که بدان گرفتار آمده است سعي در سرکوب هر گونه جنبش ازادي خواهي و حرکت مردمي دارد که مي توان به نمونه هاي از آن اشاره نمود.
دستگيري وبلاگ نويسان، دستگيري نوع کيشان مسيحي، دستگيري اقليت هاي مذهبي، تهديد و ارعاب خانواده هاي زندانيان سياسي، راه اندازي شبکه هاي سايبري براي مقابله با جنبش هاي اينترنتي،ممنوع الخروج نمودن فعالين سياسي و تهديد به حبس مجدد، عدم اجازه مرخصي به زندانيان سياسي، پرونده سازي براي جمعي از فعاليت حقوق بشري و تهديد انان، اعدام هاي بي رويه به بهانه هاي حمل مواد مخدر و همکاري با شبکه هاي برون مرزي (براي امنيتي نمودن فضاي جامعه) و موارد بسيار زيادي ديگر،در حقيقت جمهوري اسلامي براي سرپوش گذاشتن بر جنايت هاي خود و بحران مشروعيتي که بدان گرفتار است تنها راه مقابله را سرکوب مي داند و بس. در عين حال به اين موضوع واقف هستيم که راهبرد دايمي جمهوري اسلامي در مواجهه با اعتراضات اقليت هاي قومي و مذهبي اين بوده است که با بهانه هاي واهي اصل مطالبات اقليت ها را مخدوش جلوه داده و با ايجاد فضاي پليسي و امنيتي، فعاليت هاي مدني اقليت هاي قومي براي کسب برابري حقوقي را سرکوب مي نمايد.
ديگر بايد جمهوري اسلامي متوجه شده باشد که روش هاي سرکوبگرانه هرگز راه حل مشکلات سياسي، اقليت هاي قومي، فساد حاکم بر جامعه و مناطق مرزي نيست و تنها به ابعاد نارضايتي ها افزوده است به گونه اي که ناآرامي هاي قومي يکي از اصلي ترين چالش هاي آينده کشور شده است. متاسفانه سياست مشت آهنين حکومت ايران در برخورد با مطالبات اقليت هاي قومي و مذهبي، کشور را بصورت جدي در معرض چندپارگي قرار داده است. اعدام هاي چند ماهه گذشته به بهانه هاي همکاري با گروهک هاي تروريستي و اعدام تعدادي از زندانيان به خاطر جرم مواد مخدر نمونه هاي بسيار بارزي از نقض حقوق بشر در ايران است که جمهوري اسلامي براي امنيتي نگه داشتن فضاي جامعه و ايجاد رعب و وحشت در بين اقشار مختلف جامعه با توسل به دين دست به چنين جناياتي مي زند و با نام دين بر همه اين جنايت از ديدگاه خود مشروعيت مي بخشد، اما به هر جهت بايد بداند که نه مي تواند صداي برخواسته از مردم را خفه کند و نه مي تواند براي هميشه فضاي جامعه را امنيتي نگه دارد.
انچه که مسلم است در جمهوري اسلامي کشاکش بين جمهوريت و اسلاميت است، همان چيزي که خميني در ذيل مفهوم «ولايت فقيه»، به عنوان قالببندي «حکومت اسلامي» انديشيد و در مجلس درس حوزوي به زبان آورده بود و به همت شاگردان او، در دههي چهل، تدوين و منتشر شد .
اما در طي چند سال اخير بار ديگر غريزهي سياسي مردم شکاف جمهوريت و اسلاميت رژيم را نشانه گرفت و با يک سونامي مردمي وبا رأي باران به سود نامزدي که خواست ملت و مردم بود به ميدان آمدند. اما اين بار حکومت فاشيستي آخوندي و جناح خواهان برچيدن جمهوريت نظام به سود برقراري «حکومت اسلامي»، يعني ولايت مطلقه، با کودتاي انتخاباتي و سرکوب خونبار ازادي خواهان در پي آن، به اشتباه بزرگ سياسياي دست زدند که بنيان رژيم را به لرزه انداخت. با تقلب بيحساب در صندوقها و اعلام شتابزدهي نتيجهي رأيگيري، که بيشتر به يک دهنکجي جاهلانه زير حمايت عباي رهبري نظام خامنه اي به سونامي انتخاباتي مردمي ميمانست تا «مهندسي» آن، آخرين ميدان نمايش مشروعيت مردمي رژيم، يعني انتخابات، از آن گرفته شد.
مشکلِ رژيم جمهوري اسلامي اين است که با ساختار پيچيدهاش نميتواند به يک رژيم يکپارچه پليسي و نظامي تبديل شود، زيرا در اصل بنا بوده است يک «جمهوري اسلامي» در زير سروري روحانيت باشد، نه يک رژيم کودتايي. باري، به نظر نميرسد که رژيمي را که در اين قمار خطرناک جمهوريت و اسلاميت خود را با هم باخته، چيزي جز ظهور حضرت ولي عصر که تمامي جنايت حکومت با بهانه و توسل به اين امام است بتواند آن را نجات دهد. بنا براين، بايد خامنه اي به اين فکر باشد که در کنار چاه جمکران بست بنشيند و دست به دعا بردارد!
ديگر همه ما بايد متوجه اين موضوع شده باشيم که تنها راه برون رفت از شرايط موجود، همکاري و همدلي فعالين مدني اقوام و فعالين سياسي بر اساس حقوق بشر و در راستاي نهادينه کردن حقوق شهروندي برابر مي باشد. لذا لازم است تا تک تک ايرانيان، با حقوق شهروندي خويش آشنا شوند، و با تکيه بر اين آگاهي و همدلي، متحدانه براي رسيدن به ايران براي همه ايرانيان، کوشش نمايند.
پيروز باشيد