
مطمئنم کسي نيست که از موضوع يا اتفاق چند هفته پيش اتوبان بابأيي تهران بي خبر باشد. با علني شدن اين خبر يکي ديگر از تعرّضها و جنايت اين رژيم رو شد و اين بار توسط روضه خوان ولايت، مداح اهل بيت صورت گرفت.
شاهد ظهور سازمان يافته و جدي مداحان سياسي در عرصههاي مختلف حکومت هستيم،که با هدف جنجال برانگيز سياسي و اجتماعي براي تخريب و جهت دادن غلط به افکار عمومي تشکيل شده اند، مداحان به شکل سياسي از آغاز دوران جنگ ايران و عراق در وجهه اسلامي به منظور بسيج نيروها شروع به کار کردند و از دهه هفتاد در دوران خاتمي اين تشکلهاي موازي با بروز سياسي بيشتر قدرت گرفتند، نيروي مهيج سازماندهي شده با مقبوليت سياسي و دادن انگيزههاي معنوي به منظور تحريک پا منبريها و شستشوي مغزي به بهانه تقدس به عنوان ابزاري به دست حاکميت قدرت يافتند که در تمام زمينها دخالت ميکنند و حتي پا را فراتر از حدشان ميگذارند، و در موارد بسياري که صدمه اصلي متوجه حاکميت نشه و آسيب اصلي به مردم برسد جمهوري اسلامي دليلي نميبيند که مقابل آنها ايستادگي کند.
بپردازيم به قضيه ي مداح معروف اهل بيت، محمود کريمي، يعني کسي که در اتوبان بابايي تهران به خودرو در حال حرکت يک زوج جوان شليک کرده و با لات بازي و فحشهاي رکيک به آن دو جوان حمله ور شده،و بعد آنها را اوباش خطاب کرده، و در جاي ديگر گفتند که محمود کريمي در حال رانندگي بود و سرنشين بغل دستي به ماشين شليک کرده،در حالي که خود شخص مضروب اسلحه را در دست محمود کريمي ديده بود.
و سوال اينجاست که چون يک مداح مورد عنايت آقاست و مورد قبول بيت رهبري، هر غلطي دلش ميخواهد بکند. اين مداح يعني کريمي براي عزاداري امام حسين و اتفاقي که ۱۴۰۰ سال پيش افتاده،پسر خودش را ميزند و کلي اراجيف به اسم اسلام و نوحه از خودش ميبافه و اينگونه دکان حيله و حقّه بازي راه انداختهٔ، اين رفتار غير عادي طبيعتاً از عقل سليمي برخوردار نيست،و اين اخلاق و رفتار وحشيانه در کريميها و هلاليها به راحتي قابل رويت هست.
در مورد تيراندازي مداح کريمي، هرکس که اندکي از قانون جرايي اسلام آگاهي داشته باشد،بدون هيچ شک و شبههاي مداح مسلّح و تيرانداز طبق قانون همان اسلامي که اين مداح روضه خوان و مدافع آن است،محارب و مفسد في الارض به حساب ميايد ( طبق قانون در مورد هفت تير کشي و هر نوع سلاح که باعث رعب و وحشت و سلب آزادي شود و هرکس در هر کجا به روي مسلمان اسلحه بکشد محارب است و جرمش اعدام) ولي آيا قوّه قضائيه او را به اين جرم محاکمه و مجازات خواهد کرد؟ مسلما خير، و اينگونه قوّه قضائيه فاسد جمهوري اسلامي در مورد مجازات مجرمين تبعيض اعمال ميکند. فردي که مورد حمله قرار گرفته در چه فضايي و تحت چه فشاري شکايت خود را پس گرفته دليل آن هم ارادت به امام حسين بيان کرده، البته بجز اين راهي نداشت، چون ميدانست با چه اراذل و اوباشي طرف است و از شرّ نوچه و چاقو کشان درگاه ولايت رهبري يا سگان ولايت وقيح به اسم هواداران مداح در امان نخواهد بود،و چه کسي و چه قانوني از جان و مال و ناموس او دفاع خواهد کرد؟
آنطور که سردار رادان گفت،اين يک مساله غير عادي نبوده، چونکه مداح مجوز سلاح داشته،ولي نگفته آيا اين مردک مجاز است به هرکجا و هر کسي شليک کند؟ و يا اگر خودرو مضروب به علت شليک منفجر ميشد و مداح محل را ترک ميکرد،صداي به جايي ميرسيد؟آيا اتهامهاي اعضاي سرکوب جمهوري اسلامي، مثل قتل و ضرب و جرح و محاربه که در مورد اسلحه کشي مداح بيت خامنهاي به خوبي قابل اطلاق است با رضايت دادن يا بهتر بگويم رضايت گرفتن شاکي رفع ميشود؟
سازمان سرکوب جمهوري اسلامي بخشها و وظايف مختلفي دارند که هرکدام وظايف خود را به خوبي ميدانند و در اين ۳۵ سال با همين روش بر روي تمام جنايت مال کشي کردهاند، از نيروهاي عملياتي که ميزنند و ميکشند و شکنجه ميکنند و … و از اينجا مابقي ارگانها به طور هماهنگ کار خود را شروع ميکنند و عمليات ما بعد سرکوب را اجرا ميکنند تا صداي قرباني و خانوادشان به جايي نرسد، به عنوان مثال کلانتري با پيدا کردن راه حل قانوني موضوع را عادي نشان دهد،همچنين از نظر رسانهاي که با داستان سرايي ,جاي متجاوز و قرباي تغيير خواهد کرد،و اگر در نهايت عقب نشيني نکرد به وسيله تهديد و آزار و اذيت فرد قرباني را مجبور به رضايت کرده و در نهيات موضوع را خاتمه دهند. تا زماني که جمهوري اسلامي از پايه و اساس ريشه کن نشود، اين ظلم و فساد همچنان ادامه خواهد داشت