بهمن مرادیان پی:جنبش برهنگی با تمام نیرو ، تیشه بر ریشه ی اسلام سیاسی زده است

Bahman_Moradian
همیشه زنان در اسلام از عدم آزادی ، رنج برده اند و همین موضوع باعث شده که دست به این حرکت رادیکال بزنند. در این جنبش رادیکال و انقلابی ، نقش مریم نمازی ، بسیار ارزنده و موثر بوده است. مریم نمازی یکی از رادیکال ترین و سَر دمدار دار ، رادیکالیزم است و با تمام توان از حقوق زنان و دختران دفاع می کند. این بسیار موثر است و باعث می شود که این قشر به خواسته هایش نزدیک تر شوند. حسادت و عدم شجاعت باعث تحلیل اشتباه از جنبش برهنگی و زیر سوال بردن مریم نمازی می شود !

تحلیل های اشتباه باعث شده که چنین تداعی شود ، که آزادی به پرنده ای تشبیه شود ، که برای به دست آوردنش تمام تلاش شان را می کنند و در این میل ، ما باید تمام تلاشمان را بکنیم و این پرنده را در خانه به ارمغان بیاوریم.

جنبش برهنگی که به اوج نقطه ی خود رسیده است ، یک حرکت انقلابی رادیکال و سیلی از تابوشکنان را در خود جای داده است ، کسانی که به نوعی در دل اسلام سیاسی متولد شده اند و هر کدام از این عفونت فرهنگی ، ضربه ای را متحمل شده اند!

حتی به نوعی با ابتکار مریم نمازی ، عده ای از زنان آزادی طلب ، با وی همراه شده اند ، که حتی ایرانی ، نبوده اند ، ولی از اسلام سیاسی و قواعدی که برای زنان ترسیم کرده است ، متنفر بوده اند . آنان می دادند که بر زنان در خاورمیانه و در ایران برای وجود اسلام چه می گذرد ، از این روی چشم اسلام را نشانه گرفته اند ، زیرا اسلام با برهنگی مخصوصا برای زنان مشکل دارد و دائما در قوانینش ، زن را به عنوان برده و ماشین سکس عنوان کرده است.

گروهی از زنان و مردان ، مبارز و آزادی طلب با هم یک صدا شده اند ، که سیلی محکمی به اسلام سیاسی و جمهوری ارتجاعی اسلامی و جریان های دست راستی بزنند.در این میان ، گروهی هم که در قلمشان جوهر ندارند ، شروع به سفسته کرده اند و قصد دارند که این شجاعت را زیر سوال ببرند و به سمت “مریم نمازی” و “سودابه سرخیل” و سودابه ها ، حمله ور شده اند !

در این بین کسانی دیده می شوند ، که تفکر چپ را یدک می کشند و مدعی برابری و آزادی هستند ! این یک پارادوکس است که آزادی بی قید و شرط را نمایندگی کنیم و از حرکت های انقلابی و اعتراضی انسان ها ، جلوگیری کنیم و شروع به زیر سوال بردن تفکر اعتراضی کنیم ! به نظر من دوباره شاهد بوجود آمدن “آل احمد های پلاستیکی” هستیم !

دوباره شاهد هستیم که این افراد (کسانی که کمپین برهنگی را زیر سوال برده اند) از دور ترین نقاط چپ ، به پست ترین نقاط راست ، نقل مکان کرده اند ! این که سعی بر کوبیدن شجاعت و اراده ی این تابوشکنان را دارند ، برای من جالب است ، زیرا مقابل بهمنی ایستاده اند ، که یک شهر را زیر می کند و چنان با قدرت به حرکت در آمده ، که کسی نمی تواند جلویش را بگیرد !

“مریم نمازی” یک چهره ی بین المللی است و نیازی به توصیف ندارد و درگیری و اصطکاک درست کردن با او ، خود یک بازی مضحک است ، زیرا برنده ی بی چون و چرا این بازی “مریم نمازی” است .

یکی دیگر از این تابوشکنان ، دختری است که در دل اسلام سیاسی ، تحت حاکمیت جلادین جمهوری ارتجاعی اسلامی متولد شده و رشد کرده و مورد بی قانونی قرار گرفته است !

“سودابه سرخیل” با عریان شدن خود فریاد زده ، که اسلام سیاسی و جمهوری ارتجاعی اسلامی را نمی خواهد . او نمی خواهد که به عنوان یک برده ی جنسی به او نگاه کنند و مدام زیر خط قرمز مردسالاری قرار بگیرد. او با عریان شدن خود تبدیل به چهره ای شده ، که اعتراضش را به گوش حاکمین و چهره های جریان راست رسانیده است .

سودابه دوست دارد که تن او برای خودش باشد و کس دیگری برای او تصمیم نگیرد و کنترل بر رفتارهایش داشته باشد.

او می خواهد به عنوان یک چهره ای که تابوها را در هم شکسته و خواسته هایش را شفاف بیان کند و هر روز به آرمان هایش نزدیک شود .

همین طور “مریم نمازی” دیگر چهره ی بین المللی حزب کمونیست کارگری ایران و یکی از بهترین سخنرانان های این حزب مردمی و انقلابی ، دوست دارد فریاد بزند که هویت را می ستاید و برای او این مهم ارزشمند است.

حال منصفانه بیاندیشید ، آیا این خواسته ها ارزش دفاع ندارد ؟ آیا همراهی و هم رزم شدن با مریم و مریم ها ، اصطکاک بر انگیز است ؟ یا باعث می شود که ، عدالت ، برابری و آزادی را خدشه دار کند ؟ که این دوستان با  حرارت ، این کمپین را زیر سوال برده اند ؟

باور من این است ، که هم قطار شدن با کمپین برهنگی ، ضربه ی عمیقی به خشک مغزی و اسلامیون می زند و باعث می شود که به عدالت ، برابری و آزادی به دور از هر گونه تبعیض ، نزدیک تر شویم و این موارد را به اشتراک بگذاریم و حق انتخاب را در اختیار توده ی مردمی قرار دهیم.

“مریم نمازی” دوست ندارد که به علت جنسیتش محدود باشد و خودش باشد ، آزادِ آزاد.

او دوست دارد که اسلام سیاسی که باعث شده ، خانه و کاشانه اش را از دست بدهد ، را نقد کند و این را فریاد بزند که جمهوری ارتجاعی اسلامی ، یک ماشین جنایت و ترور است. او به دید یک گهواره ی نفرت ، به اسلام سیاسی نگاه می کند .

آیا تفکر آزادی طلبی ، موردی در خود دارد ، که افرادی پیدا شده اند ، که با ایده ی “مریم نمازی” مخالفت می کنند !

مبصرهای اجتماعی باید این را بدانند ، که وقتی آتئیست آلی انس و … تقویم و ایده ی مریم نمازی را به اشتراک می گذارند ، یعنی یک تایید محکم بر این موضوع ، یعنی نشان دادن موفقیت این ایده و درستی صحت کلمه کمپین برهنگی.

ما باید در این موضوع تمرین کنیم ، که آزادی بیان و گفتار یعنی چه ؟ و اگر بر این موضوع اشراف داریم ، دخالت در تفکر و ایده ی اشخاص ، یک تناقض است بر این باور ! زیرا شما قبولش کرده اید و عکسش را انجام می دهید.

مخالفین کمپین برهنگی ، چنان اصطکاک ، درست کرده اند که انگار شکاف منطق را در خطر دیده اند ! اگر مخالفین در این فکر هستند که با این مخالفت مریم و کمپین ، از کار خود صرفه نظر می کنند ، اشتباه فکر کرده اند ، زیرا او و این کمپین بسیار مسمم تر، به راه خود ادامه می دهند.

می توان ، زن بود و برابری کامل با مرد داشت . می توان زن بود و بسیار موثر خواسته های حقوقی اتان را عنوان کرد.

می توان زن بود و اعتراض کرد ،  برای تحقق خواسته ها ، مبارزه کرد.

عریان شدن در کمپین برهنگی یعنی : نه به اسلام سیاسی .

عریان شدن در کمپین برهنگی یعنی : نه به مکتبی وسنتی فکر کردن.

عریان شدن در کمپین برهنگی یعنی : نه تفکرات راستی و مریخی

عریان شدن در کمپین برهنگی یعنی : نه به آل احمدهای پلاستیکی

مریم نمازی فکرش ، فکر تغییر است و ایده اش ، ایده ی نو و چنان تخت ننگین غیرت و مردسالاری را با عریان شدنش ، در هم شکسته ، که دیگر جای بحث باقی نمی گذارد.

متاسفانه عده ای حرکت الیا را می ستایند و حرکت او را بزرگ جلوه می دهند و حرف شان این است که او در کشوری اسلامی این کار را انجام داده و ما بقی نه ! او جانش در خطر است و مابقی نه ! این یک فرار رو به جلوست !؟

به نظر من تمامی زنان و مردان آزادی طلب ، که دست به این حرکت اعتراضی زده اند ، آرمانشان این بوده ، که آزادی را بدون قید و شرط می خواهند همین و بس.

گردهمایی، سخنرانی، گفت و شنود در یوتبوری

 

ایران بعد از جمهوری اسلامی:

 

دو افق، دو آینده !

 

 

سخنرانان:مینا احدی، حسن صالحی، اصغر کریمی

 

زمان : یکشنبه ۲۲ آوریل ساعت ۱۳

folket HUS järntoret مکان :

۰۷۳۷۱۷۸۸۱۹ تلفن تماس:

 

از شما دعوت میکنیم که در این گردهمائی که  فرصتی برای آشنایی با رهبری و سیاست های حزب است، شرکت نمائید.

 

 

تشکیلات خارج از کشور حزب کمونیست کارگری ایران- سوئد

 

پناهندگان متحصن در ورتسبورگ آلمان قدم بزرگی به پیش برداشتند عقب نشینی دولت آلمان در مقابل پناهجویان ورتسبورگ شروع شد

15_290_x_163

مبارزه تا تحقق کلیه خواست های پناهجویان ادامه خواهد یافت   

امروز چهارشنبه ۴ آوریل، هیئتی ۱۲ نفره از طرف دولت آلمان و دولت محلی بایرن در سالن شهرداری ورتسبورگ با متحصنین و نمایندگان آنها به مذاکره نشستند. هیئت طرف مقابل را شهناز مرتب دبیر فدراسیون آلمان بعنوان رئیس هیئت مذاکره، حسن حسین زاده سخنگوی متحصنین و فعال فدراسیون پناهندگان ایرانی، مینا احدی، پروفسوری از دانشگاه ورتسبورگ، دو نفر از فعالین جنبش ۹۹ درصدی، ۹ پناهجوی متحصن دیگر و همچنین نماینده ای از صلیب سرخ و یک پزشک (بخاطر اعتصاب غذای پناهجویان) تشکیل میدادند.

نمایندگان دولت اعلام کردند که موضوع تحصن شما انعکاس بین المللی پیدا کرده و در مطبوعات آلمان وسیعا منعکس شده و ما آمده ایم که راه حلی برای این مساله پیدا کنیم. همانجا اعلام کردند که شما را بعنوان پناهنده سیاسی به رسمیت میشناسیم، پرونده ها را باز خواهیم کرد و سعی میکنیم شرایط زندگی شما را بهبود دهیم. در ضمن اعلام شد که یکی از متحصنین بنام عبدالباسط سلیمانی جواب مثبت گرفته است و سایر پرونده ها نیز مجددا مورد بررسی قرار خواهد گرفت. اینها مهمترین خواست های پناهجویان بودند. شهناز مرتب، حسن حسین زاده و مینا احدی که طرف اصلی این مذاکره بودند در صحبت های خود تاکید کردند که دو هفته به دولت فرصت داده میشود که پرونده ها را باز کند. همچنین از شرایط شرم آور زندگی در هایم ها و شیوه شرم آور جیره غذائی دادن به پناهجویان که دولت به پناهجویان تحمیل کرده است، صحبت کردند و خواهان پایان دادن به این وضعیت در ورتسبورگ و سراسر آلمان شدند. هیئت مذاکره کننده همچنین اعلام کرد که کلیه پناهنجویان فراری از جهنم جمهوری اسلامی باید به عنوان پناهنده سیاسی به رسمیت شناخته شوند. 

مذاکرات سه ساعت به طول انجامید، خواست های پناهجویان بصورت کتبی تسلیم هیئت دولت شد و مذاکرات با عقب نشینی اولیه دولت به پایان رسید.

در پایان مذاکره، خبرنگاران بیش از ۲۰ شبکه خبری به سالن مذاکره وارد شدند و با طرفین مذاکره مصاحبه کردند. شهناز مرتب، حسن حسین زاده و مینا احدی درمورد جوانب مختلف وضعیت حقوقی و زندگی پناهجویان و سیاست های ضد انسانی دولت آلمان صحبت کردند. تلویزیون بایرن در گزارش خبری خود صحنه هائی از مذاکره امروز را نشان داد و گفت که دولت بایرن مجبور شد پای مذاکره بیاید و برسمیت شناختن این پناهندگان به عنوان پناهنده سیاسی به معنی موضعگیری رسمی دولت این منطقه علیه جمهوری اسلامی است.

شهناز مرتب در پایان از مردم ورتسبورگ که این مدت فعالانه در  کنار پناهجویان بودند و رسانه هائی که این اعتراض را پوشش دادند قدردانی کرد و همانجا از پناهجویان تقاضا کرد که به احترام خواست مردم فورا به اعتصاب غذای پایان دهند. قبلا نیز این خواست از طرف فدراسیون و شهناز مرتب مطرح شده بود. حسن حسین زاده سخنگوی متحصنین در پاسخ اعلام کرد که همین امروز به اعتصاب غذا پایان داده میشود اما به مبارزه تا رسیدن به نتیجه قطعی ادامه خواهیم داد. سیامک زارع خبرنگار کانال جدید گزارش کاملی از جلسه امروز تهیه کرده که متعاقبا منتشر خواهد شد.

فدراسیون پناهندگان ایرانی در آلمان اعلام میکند که تا حصول نتیجه قطعی این مبارزه، به فعالیت خود برای تحقق کلیه خواست های پناهجویان ورتسبورگ و بهبود شرایط پناهندگی برای کلیه پناهندگان ایرانی در آلمان ادامه خواهد داد.

این تحصن الگوی یک مبارزه بسیار موفق از بسیج توده های مردم آزادیخواه در حمایت از پناهجویان، کشاندن مساله به رسانه ها، فشار به دولت و کشاندن مقامات به پای میز مذاکره بود. فدراسیون این موفقیت را به پناهجویان ورتسبورگ تبریک میگوید و اعلام میکند که قاطعانه و تا آخر کنار آنها و همه پناهجویان ایرانی خواهد بود. این موفقیت در عین حال زمینه بسیار مناسبی برای پناهندگان ایرانی در سایر کمپ ها و مناطق آلمان فراهم کرده و فدراسیون تمام تلاشش را برای بسیج پناهندگان حول تحقق خواست هایشان بکار خواهد گرفت. مبارزه قدرتمند ما در آلمان تازه شروع شده است.

همبستگی- فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – واحد آلمان

۴ آوریل ۲۰۱۲

 

—————————————————————————————————————-

شهناز مرتب، دبیر فدراسیون پناهندگان ایرانی در آلمانTel: 015774650186

حسن حسین زاده، سخنگوی اعتراض پناهجویان ورتسبورگ Tel: 17677009092

نام دارند حساب   Manuel brandenstein

نام حساب بانکی Sparkasse Mainfranken Würzburg

: شماره حساب۴۷۰۳۱۷۲۹: کد پستی۷۹۰ ۵۰۰ ۰۰

 

 5_290_x_194
8_290_x_226
4_290_x_194

 

محمدامین کمانگر: تظاهراتی بزرگ بنفع پناهندگان به وسعت پنج شهرِ بزرگِ آلمان.

m.Kamangar

امروز جمعه ۳۰ مارس ۲۰۱۲ به دعوت چندین سازمان و تشکل مدافع پناهندگی در آلمان به اعتراض اخراجهای که تا کنون شده، و هم چنان ادامه دارد ، همزمان در این روز شهر های برلین، فرانکفورت، دوسلدرف، هامبورگ، منشن، صحنه تجمع و اعتراض انسانهای شریفی بود که پرچم انسان و انسانیت را بر افراشته اند و نگران آینده همنوعانشان هستند، و مدعی اند که دوران سیاهی بشریت باید به پایان رسد و چهره جهان بنفع انسانیت عوض شود، این اثبات کنندۀ این است که جنب و جوش دیگری به وسعت جهان به نفع انسانیت شروع شده است و پرچمش امروز در ۵ شهر بزرگ آلمان به پا شد. امروز شعارها بنفع پناهجویان و علیه اخراج داده می شد. اعلام می کردند که حقوق بشر شامل همۀ انسانها است. در این جهان کسی غیر قانونی نیست. همه حق دارند زندگی کنند. در آلمان باید هر چه زود تر جلوی اخراج پناهجویان گرفته شود و بسیاری ازشعارهای دیگر.

 

شهر فرانکفورت هم مانند این چهار شهر دیگر آلمان از ساعت ۵ بعد از ظهر تا ساعت ۷ بعد از ظهر شاهد اعتراض صدها انسان معترض به اخراج پناهندگان بود. قبل از هر چیز مجری برنامه برای صدها مسافری که این تجمع را مشاهده می کردند به زبانهای انگلیسی و آلمانی توضیح می داد و اعلام کرد که این تجمع و اعتراض بخاطر چه مسئله ای است. بعد میسر راهپیمایی را اعلام نمود. مسئله ای که برای من بسیار جالب بود، این بود که جدا از” لوفتانزا” معترضین، یا تظاهرکنندگان به جلوی باجۀ کشورهای می رفتند که بیشتر پناهجویانِ آن کشورها در آلمان و اروپا اخراج می شوند.

 

در ضمن بیشتر سخنرانان امروز فرودگاه فرانکفورت جوانانی بودند از کشورهای مختلف قاره آفریقا به آلمان آمده بودند. فیلم این تظاهرات را می توانید در سایت روزنه ببینید.

زنده باد انسانیت. محمدامین کمانگر جمعه ۳۰ مارس ۲۰۱۲

 

 

 

محمدامین کمانگر:تحصنی در قلبِ بزرگِ مردمِ یک شهر که رشد انسانیت را دو باره معنا کرد!

m.Kamangar

علیرغم سم  پاشی  بورژوازی  در ذهن انسانها و سمت و سو دادنِ همه جانبه این نظام  به بهای  نام  و نان  برای از بین بردن رحم و مروّت  و عواطفِ انسانی، و بخصوص کشتنِ فهم در انسانها، امّا ما می بینیم  علیرغم هر تلاشی از جانبِ این نظام، انسانها هنوز به میثاق اول انسانیت وفا دارند.

بشریت هنوز در چنگال عوارضی چون بی احساسی، بی هویتی، بی هوشی و مستی، خواب آلودگی و تنفر، قرار نگرفته است و کل تاریخ صحنۀ این تغیر و تحول در بینِ آدمها است. انسان دوستی، نوع دوستی، کمک به همنوعان در هر شرایطی در طول تاریخ بشر همیشه دغدغۀ انسانها بوده و هست و خواهد ماند.

 شهرِ ورتسبورگ آلمان با متحصنینی که به گرمی  در قلبِ بزرگِ  خود جای داده  است نوع دوستی در بین انسانها را اثبات کرد. بار دیگر انسانیت را زنده نشان داد و انسانها را با عشق و عواطفِ انسانی دو باره در کنار هم چید و فرهنگِ اختلاف، فرهنگِ ضدیت و فرهنگِ خصومتِ بشر علیه همدیگر را به تابوت سپرد.

 وهم اکنون  مردمِ این شهر هویتِ انسانی را بدون رنگ و پوست و زبان و ملیت در مقابل آفت ها  و آسیبها پاس می دارند و فهم، احساسِ انسانی، انصاف، آزادگی و آزادمنشی، انسانیت، و باز انسانیت را به سوی رشد هدایت می کنند.

پناهجویانی که چشم به افقِ انسانیت دوخته بودند همراه مردمِ شریفِ  این شهرِ  وحدت را ساختند و باهم تکرار کردند.   و واژهایی چون انسان دوستی،مدافعین انسان، انسانیّت،  پریشانی  و ترسِ شبِ اولِ تحصن که به درازای عمر تا کنونی  این پناهجویان بود به نور آفتابِ عاطفه های فروان این مردم شریف وصل گردید و فصلِ بازگشتِ طبیعی انسان را نوید داد. باز گشت به سوی راه و رسمِ دوستی  و همدلیِ ، باز گشت به سوی مهربانی در بین انسانها، باز گشت به سوی  ادراک و احساس انسانی در وجودِ انسانها. مردمی که در روزِ یکشنبه در تظاهراتِ صدها نفرۀ خود در دفاع از این پناهجویان صدا بر آوردند که ما با هر زبان و رنگی  که داریم  همه با هم در کنار هم می مانیم، همه انسانیم و انسان خواهیم ماند. در بستر جامعه بشری سیاهی و منکوب کردنِ انسانها از شاه کارهای نظام سرمایه داری است. امّا امانیسم جامعه در هیئت دیگری از خود دفاع می کند و انسانیت را فریاد می زند، این اتفاقی است که  در این شهر افتاده است.  تحصنِ پناهجویان ایرانی در قلبِ بزرگ مردم این شهر حرکتی بود برای شناخت دقیق  انسان از خود و از همنوعش.

 

   متحصنین”آنچه که ما می شنیدیم کاملاٌ مغایرت دارد بر آنچه که در طول این ۹  شبانه و روز از این مردم  دیدیم” !

در این نوشته من سعی بر گزارش این تحصن یا اعتصاب غذای این پناهجویان عزیز را ندارم،  چون هر روزه به اندازه کافی  چه توسط  جراید آلمانی، چه از طریق فدراسیون سراسری پناهندگان واحد آلمان و چه از طریق سایتها و فیس بوک خود این عزیزان  بدان اشاره شده و خواهد شد. آنچه مرا به این نوشته کوتاه وا داشت اتفاقاتی است که روی می دهد و ار دیدگاها پنهان می ماند. دیدنِ مردم این شهر، کمکهای بی دریغ  و همه جانبۀ آنها  از کوچک و بزرگ، پیرو جوان، از دانشجو تا کارگر و  بی کار، از بسیاری از کارمند انِ ادارات محتلف تا واحدهای که از شهر های دیگر به اینجا می آیند است یا بهتر بگویم  منعکس کردن قطره آبی از دریای بی کران  این مردم.

 

 

   یکی از این عزیان پناهنده چنین گفت “شبِ اولِ این تحصن هر صدای نا هنجاری را حمله به خود تلقی می کردیم.  طبق شنیده های که از این استان شنیده بودیم  هر دم می گفتیم  که همین الآن  بما حمله می شود. امشب ما را می برند و معلوم نیست چه بلایی  به سرمان می آید، حتی چند جوان آلمانی که به ما کمک می کردند روز اول گفتند که برای پیش بردن این حرکت  ما در این شهر تنهای تنها هستیم  و همه مخالفِ این حرکت هستند. امّا امروز من می فهمم که ما در میان چه مردمِ شریفی قرار داریم”

من از صدها مثال و حرکتها و کمکهای مردم این شهر به متحصنین چند نمونه را ذکر خواهم کرد تا عمق انسانیت و کمکهای مردمِ این شهر به این پناهجویان را نشان دهم. روز اول مردم احساس می کردند که این چادرها با این همه عکس از جنایات رژیم اسلامی حتما می خواهند جنایات حکومت اسلامی را بما نشان دهند. روزهای  دوم و سوم  بود با نوشته های که به زبان آلمانی  به دور و بر چادر زده شد  و با مردم صحبت گردید، مردم فهمیدند که اینها پناهندگان سیاسی هستند که از دست فاشیسم  اسلامی ایران به آلمان پناهنده شده اند. مخصوصا پس از اینکه ۹۹ در صدیهای این شهر با پناه جویان اعلام پشتیبان کردند و چادرهای خود را در کنار چادرهای این دوستان زدند. دیگر پناهجویان با مردم این شهر قاطی شدند، یکی شدند، و شب و روز با هم هستند. هر روزه  صدها نفر به دیدن این دوستان می آیند پتیشن را امضا می کنند کمک مالی می کنند.  همه می پرسند که چه نوع کمکی لازم دارید، ما می  توانیم برای شما چه کاری انجام دهیم.

این حرکت چنان توده ای شده است که مردم این شهر متحصنین را مثل بچه های خود می دانند. این دوستان می گفتند که آقایی آمد و گفت این کارت من است آدرس و شماره تلفن من را داشته باشید از ساعت فلان تا ساعت فلان می توانید به خانه ما بروید دوش بگیرید. مرد جوانی آمد و گفت این آدرسِ منزل من است، این هم کلید منزل در طول روز به  آنجا بروید و  دوش بگیرید. جوانی دانشجو آمد همین را گفت و … این چه حرکتی است. چه انسانیتی است که حکم می کند،  کسی که نمی شناسید، فقط می دانید که بعنوان یک پناهندۀ سیاسی در چادری متحصن شده است آدرس و کلید خانه ات را به او بسپارید و بگویید به خانه من برو خودت را بشوی.  یا ببری خانه ات  بعد از استحمام  بسیار زیبا او را دو باره به چادربر گردانید.  آیا چون فقط می دانند که این انسانها  در مدت این چند شبانه  و روز به دوش گرفتن نیاز دارند؟ آیا فقط این مسئله دیگر است؟   درود بر این انسانیت. بنظر من فوق العاده جالب و زیباست. این یعنی عمقِ نوع دوستی و حرکت طبیعی انسان و عمل اجتماعی آدمها  در مقابل هم.                                           

 ادامه دارد. زنده باد انسانیت.

 چهار شنبه ۲۸ . ۳. ۲۰۱۲

 

 

دومین تظاهرات بزرگ مردم ورتسبورگ در حمایت از پناهجویان ایرانی

alman_1

روز پنجشنبه ۲۹ مارس به فراخوان فعالین جنبش ۹۹ درصدیهای ورتسبورگ تظاهراتی با شرکت صدها نفر از مردم این شهر در حمات از تحصن و مبارزات پناهجویان ایرانی برگزار شد. قبل از شروع تظاهرات، مردم در برابر چادر محل برگزاری تحصن تجمع کرده و با پناهجویان متحصن به بحث و گفتگو پرداختند و در ساعت ۶ بعد از ظهر با در دست داشتن پلاکاردهایی که بری روی آنها خواستهای پناهجویان نوشته شده بود، به طرف مرکز شهر به راه افتادند. شعارهای تظاهرات به این شرح بود: حق پناهندگی حق انسانی است، سیاست دولت محلی بایرن مبنی بر عدم قبولی پناهجویان ایرانی عین راسیسم است، زنده باد همبستگی جهانی. در مسیر راهپیمایی صد ها نفر از مردمی که شاهد این تظاهرات بودند می ایستادند و با این تظاهرات ابراز همبستگی میکردند.

 

تظاهرات کنندگان سپس در محل چادر متحصنین جمع شدند و به صحبتهای سخنرانان گوش دادند. تعدادی از فعالین ۹۹ درصدیها در سخنرانی های کوتاه خود ضمن حمایت قاطع ازخواستهای پناهجویان، ازدولت بایرن خواستند که فورا به خواستهای پناهجویان ایرانی، بویژه خواست پذیرفته شدن به عنوان پناهنده سیاسی رسیدگی کند. در ادامه حسن حسین زاده سخنگوی متخصنین ضمن قدردانی از حمایت مردم اعلام کرد که اعتراض پناهجویان بدون حمایت گرم مردم آزاده ورتسبورگ نمیتوانست ادامه یابد. سپس شهنار مرتب دبیر فدراسیون واحد آلمان ضمن قدردانی از حمایت بی دریغ مردم ورتسبورگ از پناهجویان ایرانی تاکید کرد که مبارزه پناهجویان تا رسیدن به مطالباتشان ادامه خواهد داشت. شهناز مرتب همچنین از پناهجویان خواست به اعتصاب غذای خود پایان دهند.بدنبال این تظاهرات از طرف صلیب سرخ چادر بزرگی با امکانات بیشترتخت،بخاری های برقی وسائل و تجهیزات خواب نصب شد

 

لازم به یادآوری است که روز ۲۵ مارس نیز تظاهراتی با شرکت بیش از ۵۰۰ نفر از مردم این شهر به فراخوان فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در این شهر برگزار شد. حمایت مردم ورتسبورگ از پناهجویان صحنه هائی از یک همبستگی عمیق انسانی را علیه دولت آلمان به نمایش گذاشته است. هرروز ابعاد این حمایت ها گسترده تر میشود و مردم بیشتری با مراجعه به چادر متحصنین، کمک مالی، امضای پتیشن و شرکت در تظاهرات و به اشکال دیگر، پناهجویان را مورد حمایت قرار میدهند.

 

همبستگی- فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – واحد آلمان

۲۹ مارس ۲۰۱۲

—————————————————————————————————————-

آدرس های تماس:

شهناز مرتب، دبیر فدراسیون پناهندگان ایرانی در آلمان:

Tel: 015774650186

حسن حسین زاده، سخنگوی اعتراض پناهجویان ورتسبورگ

Tel: 17677009092

 

 

خوب است که همه از چگونگی دیپورت هوشمند به ایران مطلع شوند!

hooshmand

علیرغم تلاش زیاد فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی و صلیب سرخ سوئد و سازمان سراسری پناهندگان ایرانی – بیمرز و خانواده و دوستانش، متاسفانه هوشمند به ایران دیپورت شد. پلیس سوئد به او گفته بود روز جمعه ساعت ۱۲ آماده باشد تا به فرودگاه انتقال یابد. از آنجائیکه ما با تاکتیک پلیس آشنا بودیم و میدانستیم که ممکن است زودتر از وقتی که به وی اعلام کرده اند او را به فرودگاه انتقال دهند؛ برای همان روز ساعت ۹ صبح یعنی ۳ ساعت قبل از ساعتی که پلیس اعلام کرده بود اعلام تظاهرات کردیم.

بازداشتگاهی که هوشمند در آن بازداشت بود خارج از شهر گوتنبرگ قرار دارد. همه کسانی که برای ممانعت از دیپورت وی میامدند در راه بودند؛ هوشمند تماس گرفت و گفت آمده اند دنبالم و دارند من را به فرودگاه میبرند. ساعت ۸ صبح او را از بازداشتگاه خارج کردند. همه به طرف فرودگاه حرکت کردیم. ساعت ۹ در فرودگاه در طبقه بالا مقابل در پاس کنترول، باندرولها و عکسهای هوشمند را در دست گرفتیم و دست به اعتراض زدیم.

مدام با دادگاه مهاجرت در ارتباط بودیم و از آنها میخواستیم حکم اخراج وی را متوقف کنند. لحن دادگاه مثبت به نظر میرسید حتی مسئول پرونده هوشمند گفت که تا لحظاتی دیگر حکم اخراج وی را متوقف میکنیم. هر کاری که به عقلمان میرسید انجام میدادیم و هر تجربه ای داشتیم به کار میگرفتیم. دادگاه به ما اعلام کرد که پرواز هوشمند ساعت ۲:۳۰ دقیقه صورت میگیرد. تنها پروازی که در این ساعت صورت میگرفت ترکیش ایر بود چرا که پلیس مسیر و ساعت حرکت هوشمند را اعلام نکرده بود و هیچ وقت هم حاضر شد اعلام کند. با اینکه صد درصد هم مطمئن نبودیم در پرواز ترکیش ایر باشد تمرکز کار خود را روی همین پرواز متمرکز کردیم، با بسیاری از مسافرین این هواپیما صحبت کردیم. تعدادی از آنها آشنا بودند، به آنها گفتیم که اگر هوشمند در این هواپیما بود اعتراض کنید و اجازه ندهید وی را به ایران  ببرند. با بسیاری از آنها هماهنگی لازم را ایجاد کردیم.

 

دو نفر از معترضین هم بلیط گرفتند و وارد هواپیما شدند. به نظر میرسید پلیس نیز از طرح ما  برای داخل هواپیما مطلع شده باشد. چون جلو چشم آنها با مسافرین حرف میزدیم و آنها را به همکاری دعوت میکردیم بدون اینکه پلیس عکس العملی از خود نشان دهد. اینکار بسیار گسترده تر از اینکه ما فکر میکردیم پیش رفت. به همین خاطر به نظر میرسید پلیس مسیر او را تغییر داده و میخواهد او را از طریق دیگری دیپورت کند. درست زمانی که هر دو درب هواپیما بسته شد معترضینی که در داخل هواپیما بودند از جای خود برخاستند و شروع به اعتراض کردند و هواپیما را متوقف نمودند. پلیس ۱۰ نفر از مسافرین را از هواپیما خارج کرد. هواپیمایی که ساعت ۱۴:۳۰ پرواز داشت ساعت ۱۶ حرکت کرد. چون مجبور شدند بار دیگر کلیه مسافرین را از هواپیما خارج کنند و یکی یکی آنها را بازدید نمایند. همزمان با متوقف کردن هواپیما، تعدادی از معترضین به قصد رساندن خود به داخل هواپیما وارد درب پاس کنترل شدند و با مقاومت پلیس مواجه گردیدند و یکی از نرده های پاس کنترل در درگیری میان پلیس و معترضین کنده شد. روزنامه یتوبوری پستن لحظه به لحظه گزارش تهیه میکرد. رادیو پژواک و رادیوهای محلی نیز در حال تهیه گزارش بودند. اعتراض چنان محکم و بود که فضای داخل فرودگاه را تحت تاثیر قرار داده بود. برطبق اطلاعاتی که بعدا در اختیار ما قرار گرفت، پلیس در طول ساعت ۸ تا ۱۳ از ترس معترضین، هوشمند را به مقر پلیس مرزی در گوتنبرگ برده بود و تلفن هوشمند را گرفته بودند. نکته دیگر این بود که پلیس مجبور شده بود همان ساعت هوشمند را با یک هواپیما خصوصی به آمستردام انتقال دهد. در این اعتراض علاوه برفعالین و اعضای فدراسیون و خانواده هوشمند، سازمان بیمرز و شماری نیزاز طرف تشکیلات کومله و کانون پناهجویان در گوتنبرگ نیز شرکت داشتند. در هفته های قبل نیزعلاوه  بر سازمانهای که در بالا به آنها اشاره شد تعداد زیادی از دوستان قدیمی هوشمند و مدافعین حقوق پناهندگی در ظرفیت شخصی به اداره مهاجرت نامه نوشته بودند و به حکم اخراج هوشمند اعتراض کردند.

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – سوئد

۲۶ مارس ۲۰۱۲

 hooshmand2
hooshmand3
hooshmand4
hooshmannd1

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی