
هميشه زنان در اسلام از عدم آزادي ، رنج برده اند و همين موضوع باعث شده که دست به اين حرکت راديکال بزنند. در اين جنبش راديکال و انقلابي ، نقش مريم نمازي ، بسيار ارزنده و موثر بوده است. مريم نمازي يکي از راديکال ترين و سَر دمدار دار ، راديکاليزم است و با تمام توان از حقوق زنان و دختران دفاع مي کند. اين بسيار موثر است و باعث مي شود که اين قشر به خواسته هايش نزديک تر شوند. حسادت و عدم شجاعت باعث تحليل اشتباه از جنبش برهنگي و زير سوال بردن مريم نمازي مي شود !
تحليل هاي اشتباه باعث شده که چنين تداعي شود ، که آزادي به پرنده اي تشبيه شود ، که براي به دست آوردنش تمام تلاش شان را مي کنند و در اين ميل ، ما بايد تمام تلاشمان را بکنيم و اين پرنده را در خانه به ارمغان بياوريم.
جنبش برهنگي که به اوج نقطه ي خود رسيده است ، يک حرکت انقلابي راديکال و سيلي از تابوشکنان را در خود جاي داده است ، کساني که به نوعي در دل اسلام سياسي متولد شده اند و هر کدام از اين عفونت فرهنگي ، ضربه اي را متحمل شده اند!
حتي به نوعي با ابتکار مريم نمازي ، عده اي از زنان آزادي طلب ، با وي همراه شده اند ، که حتي ايراني ، نبوده اند ، ولي از اسلام سياسي و قواعدي که براي زنان ترسيم کرده است ، متنفر بوده اند . آنان مي دادند که بر زنان در خاورميانه و در ايران براي وجود اسلام چه مي گذرد ، از اين روي چشم اسلام را نشانه گرفته اند ، زيرا اسلام با برهنگي مخصوصا براي زنان مشکل دارد و دائما در قوانينش ، زن را به عنوان برده و ماشين سکس عنوان کرده است.
گروهي از زنان و مردان ، مبارز و آزادي طلب با هم يک صدا شده اند ، که سيلي محکمي به اسلام سياسي و جمهوري ارتجاعي اسلامي و جريان هاي دست راستي بزنند.در اين ميان ، گروهي هم که در قلمشان جوهر ندارند ، شروع به سفسته کرده اند و قصد دارند که اين شجاعت را زير سوال ببرند و به سمت “مريم نمازي” و “سودابه سرخيل” و سودابه ها ، حمله ور شده اند !
در اين بين کساني ديده مي شوند ، که تفکر چپ را يدک مي کشند و مدعي برابري و آزادي هستند ! اين يک پارادوکس است که آزادي بي قيد و شرط را نمايندگي کنيم و از حرکت هاي انقلابي و اعتراضي انسان ها ، جلوگيري کنيم و شروع به زير سوال بردن تفکر اعتراضي کنيم ! به نظر من دوباره شاهد بوجود آمدن “آل احمد هاي پلاستيکي” هستيم !
دوباره شاهد هستيم که اين افراد (کساني که کمپين برهنگي را زير سوال برده اند) از دور ترين نقاط چپ ، به پست ترين نقاط راست ، نقل مکان کرده اند ! اين که سعي بر کوبيدن شجاعت و اراده ي اين تابوشکنان را دارند ، براي من جالب است ، زيرا مقابل بهمني ايستاده اند ، که يک شهر را زير مي کند و چنان با قدرت به حرکت در آمده ، که کسي نمي تواند جلويش را بگيرد !
“مريم نمازي” يک چهره ي بين المللي است و نيازي به توصيف ندارد و درگيري و اصطکاک درست کردن با او ، خود يک بازي مضحک است ، زيرا برنده ي بي چون و چرا اين بازي “مريم نمازي” است .
يکي ديگر از اين تابوشکنان ، دختري است که در دل اسلام سياسي ، تحت حاکميت جلادين جمهوري ارتجاعي اسلامي متولد شده و رشد کرده و مورد بي قانوني قرار گرفته است !
“سودابه سرخيل” با عريان شدن خود فرياد زده ، که اسلام سياسي و جمهوري ارتجاعي اسلامي را نمي خواهد . او نمي خواهد که به عنوان يک برده ي جنسي به او نگاه کنند و مدام زير خط قرمز مردسالاري قرار بگيرد. او با عريان شدن خود تبديل به چهره اي شده ، که اعتراضش را به گوش حاکمين و چهره هاي جريان راست رسانيده است .
سودابه دوست دارد که تن او براي خودش باشد و کس ديگري براي او تصميم نگيرد و کنترل بر رفتارهايش داشته باشد.
او مي خواهد به عنوان يک چهره اي که تابوها را در هم شکسته و خواسته هايش را شفاف بيان کند و هر روز به آرمان هايش نزديک شود .
همين طور “مريم نمازي” ديگر چهره ي بين المللي حزب کمونيست کارگري ايران و يکي از بهترين سخنرانان هاي اين حزب مردمي و انقلابي ، دوست دارد فرياد بزند که هويت را مي ستايد و براي او اين مهم ارزشمند است.
حال منصفانه بيانديشيد ، آيا اين خواسته ها ارزش دفاع ندارد ؟ آيا همراهي و هم رزم شدن با مريم و مريم ها ، اصطکاک بر انگيز است ؟ يا باعث مي شود که ، عدالت ، برابري و آزادي را خدشه دار کند ؟ که اين دوستان با حرارت ، اين کمپين را زير سوال برده اند ؟
باور من اين است ، که هم قطار شدن با کمپين برهنگي ، ضربه ي عميقي به خشک مغزي و اسلاميون مي زند و باعث مي شود که به عدالت ، برابري و آزادي به دور از هر گونه تبعيض ، نزديک تر شويم و اين موارد را به اشتراک بگذاريم و حق انتخاب را در اختيار توده ي مردمي قرار دهيم.
“مريم نمازي” دوست ندارد که به علت جنسيتش محدود باشد و خودش باشد ، آزادِ آزاد.
او دوست دارد که اسلام سياسي که باعث شده ، خانه و کاشانه اش را از دست بدهد ، را نقد کند و اين را فرياد بزند که جمهوري ارتجاعي اسلامي ، يک ماشين جنايت و ترور است. او به ديد يک گهواره ي نفرت ، به اسلام سياسي نگاه مي کند .
آيا تفکر آزادي طلبي ، موردي در خود دارد ، که افرادي پيدا شده اند ، که با ايده ي “مريم نمازي” مخالفت مي کنند !
مبصرهاي اجتماعي بايد اين را بدانند ، که وقتي آتئيست آلي انس و … تقويم و ايده ي مريم نمازي را به اشتراک مي گذارند ، يعني يک تاييد محکم بر اين موضوع ، يعني نشان دادن موفقيت اين ايده و درستي صحت کلمه کمپين برهنگي.
ما بايد در اين موضوع تمرين کنيم ، که آزادي بيان و گفتار يعني چه ؟ و اگر بر اين موضوع اشراف داريم ، دخالت در تفکر و ايده ي اشخاص ، يک تناقض است بر اين باور ! زيرا شما قبولش کرده ايد و عکسش را انجام مي دهيد.
مخالفين کمپين برهنگي ، چنان اصطکاک ، درست کرده اند که انگار شکاف منطق را در خطر ديده اند ! اگر مخالفين در اين فکر هستند که با اين مخالفت مريم و کمپين ، از کار خود صرفه نظر مي کنند ، اشتباه فکر کرده اند ، زيرا او و اين کمپين بسيار مسمم تر، به راه خود ادامه مي دهند.
مي توان ، زن بود و برابري کامل با مرد داشت . مي توان زن بود و بسيار موثر خواسته هاي حقوقي اتان را عنوان کرد.
مي توان زن بود و اعتراض کرد ، براي تحقق خواسته ها ، مبارزه کرد.
عريان شدن در کمپين برهنگي يعني : نه به اسلام سياسي .
عريان شدن در کمپين برهنگي يعني : نه به مکتبي وسنتي فکر کردن.
عريان شدن در کمپين برهنگي يعني : نه تفکرات راستي و مريخي
عريان شدن در کمپين برهنگي يعني : نه به آل احمدهاي پلاستيکي
مريم نمازي فکرش ، فکر تغيير است و ايده اش ، ايده ي نو و چنان تخت ننگين غيرت و مردسالاري را با عريان شدنش ، در هم شکسته ، که ديگر جاي بحث باقي نمي گذارد.
متاسفانه عده اي حرکت اليا را مي ستايند و حرکت او را بزرگ جلوه مي دهند و حرف شان اين است که او در کشوري اسلامي اين کار را انجام داده و ما بقي نه ! او جانش در خطر است و مابقي نه ! اين يک فرار رو به جلوست !؟
به نظر من تمامي زنان و مردان آزادي طلب ، که دست به اين حرکت اعتراضي زده اند ، آرمانشان اين بوده ، که آزادي را بدون قيد و شرط مي خواهند همين و بس.