فراخوان فدراسیون سراسر پناهندگان ایرانی به همه پناهجویان و مدافعین حقوق پناهندگی به صف جهانی کارگران در اول مه بپیوندید!

اول مه، روز اعتراض و اتحاد جهانی کارگران، همواره روزی برای اعتراض پناهندگان و مهاجرین نیز،  که خود معمولا محروم ترین بخش طبقه کارگر و منبع نیروی کار ارزان در همه کشورها هستند، بوده است. اما امسال روز جهانی کارگر تحت تاثیر انقلابات خاورمیانه و شمال آفریقا و جنبش ضد کاپیتالیستی در غرب بیش از هر وقتی مهاجرین و پناهندگان را به زیر پرچم رهایی بخش خود فرامیخواند. امسال جنبش 99 درصدی ها در آمریکا فراخوان “اعتصاب جهانی” داده است و از همه بخش های معترض جامعه و از جمله پناهندگان خواسته است که با خواسته های خود علیه یک درصدی ها و دولت و قوانین ضد بشری شان به میدان بیایند.

در پاسخ به این فراخوان جهانی، “فدراسیون” همه شما پناهندگان و پناهجویان را فرامیخواند که در هر کجا هستید فعالانه و وسیعا در تظاهرات و اجتماعات اول مه محل اقامت خود شرکت کنید. در روز جهانی کارگر و همراه با دیگر بخش های طبقه کارگر و مردم معترض به خیابان بیایید.  در صف متحد و منظم با خواستها و مطالبات خودتان، چه  مربوط به پناهندگی و علیه قوانین ارتجاعی و ضد پناهندگی دولت ها، و چه در همراهی  با فراخوان جهانی کارگران در اول مه برای رهایی از شر حاکمیت یک درصدی ها و برپایی قدرت 99 درصدی ها، صف اول مه را پرشکوهتر کنید.

  حمایت پرشکوه و بسیار موثر جنبش 99 درصدی ها در آلمان از تحصن پناهجویان ایرانی و کمک به آنها برای رسیدن به خواستهای برحق شان نمونه روشنی است که چگونه جنبش پناهندگی برای تحقق مطالباتش باید پیش از پیش دست همبستگی و حمایت بسوی دیگر بخش های طبقه کارگر و مردم معترض دراز کند. واحد های فدراسیون در کشورهای مختلف جهان با پرچم خود و شعارهایی در همبستگی جهانی کارگری و دفاع از حقوق پناهندگی در تظاهرات های اول مه شرکت میکنند و از شما تک تک عزیزان پناهجو و پناهنده دعوت میکنیم که همراه ما شوید.

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

20 آوریل 2012

سارا نوبخت:من هم یکی دیگر از قربانیان جمهوری اسلامی هستم

aks3_015_405_x_450_202_x_225

جمهوری اسلامی حکومتی است که با هر نوع معیارها ومبانی و ارزشهای انسانی در تضاد است. حکومتی است که در ضدیتش با انسان وآزادی انسان و برابری و مساوات در دنیا شهرت پیدا کرده است و من از ترس اجرای  قوانین ظالمانه این جنایتکاران درخواست پناهندگی کرده ام. حکومتی که همانند کودکی ناخواسته به مردم تحمیل شد و تاکنون همچو غده ای سرطانی گریبان گیر مردم ایران شده است. حکومتی که برای بقای خود از کشتن گروه گروه و دسته دسته مردم هیچ ابایی ندارد. حکومتی که با جاری ساختن سیلابی از خون جوانان ایران زمین و خفه کردن فریادهای نهفته در گلوی هزاران هزار ایرانی و خانواده های داغداری که در فراغ از دست دادن جگر گوشه هایشان به سوگ نشسته اند، می خواهد به حکومت ننگین خود ادامه دهد.

خانواده هایی که حتی بدنبال از دست دادن عزیزانشان، هنوز هم ازظلم و ستم این وحشیان آدم کش در امان نیستند و گویی تمام باقیمانده آنها همه به مرگ محکوم شده اند و باید بقیه عمر خود را در سیاهچالهای  جمهوری اسلامی بسر ببرند. من هم یکی دیگر از آن قربانیان بودم  که اگر دست به فرار نمی زدم معلوم نبود این جنایتکاران تابحال چه بلایی برسر من آورده بودند.

من به عنوان یک زن ایرانی، زنی که نیمه عمرم را در حکومتی ضد مردمی و ضد انسانی جمهوری اسلامی سپری کرده ام و الان که درخارج از مرزهای ایران بسر می برم، میخواهم صدای همه آنهایی باشم که در زندانهای جمهوری اسلامی صدایشان بجایی نمی رسد.می خواهم صدای زنانی باشم که بطور روزانه از سوی سرکوبگران جمهوری اسلامی بجرم عشق ورزیدن، بجرم شادی و بجرم طرز لباس پوشیدن مورد تحقیر و حتک حرمت قرار می گیرند. می خواهم صدای زنانی باشم که بدست مردان خانواده کشته می شوند و قوانینی برای دفاع از حرمت انسانی آنها جود ندارد. می خواهم صدایی برای دفاع از حرمت و شأن و منزلت خودم باشم که سالهاست درد دلم را در سینه خفه کرده ام و امروز می خواهم به گوش همه جهان برسانم. می خواهم به همه عالم و آدم بگویم  نگاه کنیدهم میهننان من در چه جهنمی بسر می برند و چگونه حرمت و حقوق انسانی آنان را پایمال می کنند؟

میخواهم اعلام کنم که در دستگاه های قضائی و امنیتی جمهوری اسلامی نه تنها کوچکترین عدالتی وجود ندارد بلکه کلیه قوانین جمهوری اسلامی بویژه نسبت به زنان برمبنای تحمیل بی عدالتی بنا شده است. این جانیان فقط از طریق شکنجه واعدام مخالفان خود و سرکوب های وحشیانه توانسته اند خود خودرا سرپا نگاه دارند. از طریق عده ای کفتار جیره خوار،از طریق سرکوب حرکتهای آزادی خواهانه. پایه های حکومت ننگین اسلامی تابحال برجنایت و شلاق و شکنجه استوار بوده است. باید از همه مردم جهان و از همه نهادهای مدافع حقوق انسان بخواهیم که به کمک انقلاب مردم ایران بپیوندند و مردم ایران را از این منجلاب نجات دهند تا یکبار برای همیشه ریشه های اسلام سیاسی و قوانین اسلامی و حکومت اسلامی را بخشکانیم و بر ویرانه های جمهوری اسلامی یک حکومت انسانی بنا کنیم. 

به امید آزادی ایران زمین و رهایی مردم عزیز میهنم.

مرگ بر جمهوری ننگین اسلامی

بهرام تورانی:محکومیت یا محبوبیت سعید مرتضوی ها در حکومت کهریزکی ها!؟

bahram_torani_167_x_215

سعید مرتضوی یکی از عاملین تجاوز و کشتارهای مردمی در ایران به خصوص جنایات کهریزک مشهور است. چرا بجای محکومیت و قرار گرفتنش در زندان، وی همچنان در راس مدیریت فاسد جمهوری اسلامی قرار میگیرد !؟ جمهوری اسلامی که برپایه شکنجه، تجاوز و اعدام و زندان بناء شده است چطورمیتواند نسبت به محکومیت و زندانی کردن یکی از پایه های نظام اقدام کند، سعید مرتضوی از نور چشمی های جمهوری اسلامی است. کاملا مشخص، قابل درک و بیان است که ایشان مستقیما از رهبر و رئیس جمهور و سردمداران نظام اسلامی برای اعمال خشونت، تجاوز و قتل زندانیان در کهریزک دستور میگرفته است. سعید مرتضوی پس از تعطیلی زندان کهریزک به رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز و درحال حاضر بعنوان ریئس صندوق تامین اجتماعی حکومت منصوب شده است. شکنجه و تجاوز و قتل هایی که در زندان کهریزک به صدا درآمد باعث شد تا رسانه های داخلی و خارجی اهمیت ویژه ای به این جنایات بخصوص سعید مرتضوی که مدیریت این جنایات را بعهده داشت بدهند و حکومت را ناچار کرد که حداقل به صورت تظاهری یا نمایشی هم که شده نسبت به احضار نامبرده به دادگاه اقدام نماید که اخیرا نیز سخنگوی قوه قضائيه از احضار آقای مرتضوی به دادگاه خبرداده است، البته این اولین مرتبه ای نیست که اتهامات سردمداران رژیم فاقد هرگونه جدیت و قاطعیت در برخورد از طرف دستگاه فاسد قضائی حکومت اسلامی قرارگرفته باشد بلکه بازی نمایشی احضار این قبیل افراد به دادگاه که معمولا منتج به امحاء محکومیت شان نیزمیگردد سیاستی است که حکومت از 34 سال پیش برای سرگرمی و در انتها سردرگمی افکارعمومی در نظر داشته است. 

سعید مرتضوی نه تنها تکرار دیگری از چشم پوشی حکومت اسلامی به جنایات سردمدارانش خواهد بود بلکه بی لیاقی و بی کفایتی هرمدیریتی دراین نظام از ریشه فاسد را برای افراد ناآگاه به اثبات رساند. گذشته ازجنایت وی در کهریزک، انتصاب بی ربط وی درپست ریاست صندوق تامین اجتماعی بدون در نظر گرفتن تخصص و تجربه لازم یکی از هزاران دلایل مشهود وتصدیقی است بر اینکه هیچ مدیریت و ریاست و سازمانی در حکومت فاسد اسلامی پایه و اساس نداشته و ندارد. میزان نفوذ و ارتباط در میان باندهای مافیائی جناح حاکم بر قدرت به جای استفاده از تخصص و تجربه و مهارت افراد از سیاست کثیف و بی خردِ سیستمی است که از 34 سال گذشته تاکنون در حکومت اسلامی شکل گرفته است، سیستم سرمایه داری فاشیستی نه تنها قدرت و ثروت کشور را به تاراج برده است بلکه حتی رفاه ، امنیت و آسایش را فقط از آن خود و خودی ها میداند و عده کثیری از جمعیت مردم کشور را در فقر، بیکاری، تنگدستی و گرسنگی قرارداده است.

 درهرحال باتوجه به شدت استشناع جنایت زندان کهریزک که تاثیر بسزایی در افکارعمومی داشته است موجب شده تا رسانه های داخلی و خارجی ابقای سعید مرتضوی درهرپست یا مقامی را به صدا درآورند. تعطیلی زندان کهریزک یا محکومیت نمایشی مرتضوی مشکلی را حل نمی کند بلکه این خود حکومت است که همه ایران را به زندان کهریزک تبدیل کرده است و این حکومت از آغاز و بنیانش کهریزکی بوده و هست که میبایست تعطیل شود. حکومت اسلامی یعنی حکومت کهریزکی، سرکوب و سلب آزادی های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و اسلام کثیف سیاسی، سعید مرتضوی ها نه تنها از منظر رژیم اسلامی محکوم نمیشوند بلکه محبوب تر نیزمیگردند. به راحتی قابل پیش بینی است که مرتضوی در دادگاه حکومت اسلامی محاکمه نخواهد شد پیش از مرتضوی  جنایتکاران زیادی از جمله سعید امامی، خلخالی و لاجوردی و… جنایات بیشماری را علیه انسانها اعمال کرده اند و هم اکنون نیز قاضی صلواتی و جنایتکاران بسیاری از اینگونه افراد، فرمانبردار جنایات از پیش تعریف شده تحت عنوان مجازات اسلامی برآمده از سیستم حکومت فاشیست اسلامی را برعهده دارند. اگر مرتضوی را محکوم کنند یعنی مجازات های اسلامی را محکوم کرده اند که در این صورت خود حکومت اسلامی میبایست محکوم گردد که از فرمانده کل و رؤسای قوای سه گانه جنایات علیه انسانیت، یعنی خامنه ای و احمدی نژاد و لاریجانی ها گرفته تا تمامی دست اندرکاران جنایات و باندهای مافیائی تروریستی سپاه و بسیج که شریک چنین جنایات خونبار در این نظام فاسد هستند باید محکوم شوند که این واقعه دیر یا زود اما نه توسط این حکومت بلکه توسط افرادی خارج از این حکومت و یا خود مردم  تحقق خواهد یافت.

سرنگون باد حکومت اسلامی

زنده باد آزادی و برابری

بهرام تورانی

عبدالله اسدی:پیام تبریک به پناهجویان اعتصابی در ورتسبورگ و مسئولین فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در آلمان

abe-asadi

دوستان عزیز، قبل از هر چیز به شما خسته نباشید میگویم. اقدام اعتراضی و حق خواهی شما، گوش و چشم دولت آلمان را نسبت به شرایط زندگی غیرانسانی پناهجویان در ایالت بایرن باز کرد. اقدام اعتراضی و به حق شما توجه های زیادی را به بی حقوقی و زندگی سخت پناهجویان در آلمان جلب نمود.

حرکت شما نشان داد که در میان مردم آلمان و در میان بسیاری از سازمانهای مترقی و مدافع حقوق پناهندگی این اعتراض وجود دارد. بی دلیل نبود که رسانه های محلی و سراسری آلمان در ابعاد گسترده ای اخبار اعتراض شما را در سطح آلمان پخش کردند و از این طریق مقامات دولت محلی و مرکزی آلمان را تحت فشار گذاشتند. بعلاوه اقدام اعتراضی  شما بسیاری از مردم آلمان و جنبش ۹۹ درصدیها در ورتسبورگ و تظاهرات ضد کاپیتالیستی در فرانکفورت را در دفاع از حقوق پناهندگی و مشخصا خواسته های شما در ورتسبورگ بسیج کرد.

این حرکت در آلمان نشان داد که پناهجویان باید همیشه در میدان این مبارزه برای دفاع از حقوق پناهندگی خود باشند. این یک نمونه و نشانه دیگر ازمبارزه سیاسی و متحد شما پناهجویان در کشور آلمان بود. این نمونه از مبارزه برای دفاع از حقوق پناهندگی در آلمان و چند نمونه دیگر در سال ۲۰۱۱ در سوئد بخوبی اثبات کرد که چنانچه پناهجویان در هر گوشه ای از جهان برای دفاع از حقوق انسانی و پایمال شده خود متحد شوند و دست به مبارزه بزنند می توانند بر تصمیمات قبلی دولتها برای اخراج پناهجویان به جهنم جمهوری اسلامی تاثیرات تعیین کننده بگذارند و شما به کمک فدراسیون و مردم شهر ورتسبورگ این را ثابت کردید.

گمانه زنی ها قبل ازشروع تحصن طور دیگری بود؛ کسی فکر نمی کرد پناهجویانی که دست به تحصن می زنند در این ابعاد از حمایت مردمی برخوردار شوند. اما کافی بود همان مردم از کل ماجرا باخبرشوند که چه اتفاقی دارد می افتد تا به کمک بیایند و چنین نیز شد و همان مردم دسته دسته به کمک پناهجویان متحصن شتافتند، برایتان امکانات فراهم ساختند، در کنارتان قرار گرفتند، به دفاتر اداره خارجیان و دولت محلی بایرن، یکی پس از دیگری تلفن زدند از بی توجهی دولت نسبت به بی حقوقی پناهندگان انتقاد کردند، دولت را تحت فشارگذاشتند و از آنها خواستند به شرایط  بد و زندگی غیر انسانی پناهجویان رسیدگی نمایند. همان مردم در حمایت از پناهجویان تظاهرات سازمان دادند و آنها را از نظرسیاسی، مادی و معنوی تحت پوشش  قرار دادند و پناهجویان را برای رسیدن به خواسته هایشان دلگرم کردند. به همین اعتبار حرکت شما شورانگیز بود. شور انگیز بود برای اینکه هیئت ۱۲ نفره دولت آلمان را به پای مذاکره کشاندید و آنها را وادار به پذیرش خواسته های حق طلبانه خود کردید.

موفقیت شما عزیزان در ورتسبورگ تجربه دیگری را به اندوخته های ما برای دفاع از ارزشهای انسانی بویژه در زمینه دفاع از حقوق پناهندگی اضافه کرد. این تجربه نشان داد پناهجویان در دل جامعه ای زندگی میکنند که اگر متحد شوند و برای دفاع از خواسته هایشان به افکار عمومی جامعه مراجعه کنند به کمکشان میشتابند و از حقوق پناهندگیشان به بهترین وجه دفاع میکنند.

 

برای من بعنوان دبیرفدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی، جای افتخار است که در طول این مدت علاوه بر شهناز مرتب و واحد فدراسیون در آلمان، مینا احدی عزیز چهره بزرگ و خوشنام مدافع حقوق انسان در کنار شما پناهجویان اعتصابی قرار گرفت، بارها با دولت محلی بایرن تماس گرفت، فراخوان حمایت از حقوق پناهجویان را صادر کرد و در روز چهارشنبه به نمایندگی از پناهجویان در مذاکره با هیئت دولت شرکت کرد. به پناهجویان عزیز در ورتسبورگ اطمینان می دهیم که فدراسیون تا به تحقق رسیدن خواسته های انسانی و برحقشان کوتاه نخواهد آمد. زنده باد مبارزه حق طلبانه پناهجویان در ورتسبورگ.

7 0- 04- 2012

 

بهرام تورانی:حکومت سکولار تنها راه رهايي انسانها درجوامع مختلف مذهبي

bahram_torani_167_x_215
نياز جوامع مختلف مذهبي به جامعه اي سکولار تنها راه رهايي از خود بيگانگي انسان است. دخالت مستقيم مذهب از هرنوع در سياست امورهر مملکتي سلامتي اجتماعي، سياسي و فرهنگي کشور را مضمحل خواهد کرد. عدم دخالت مذهب از زندگي اجتماعي افراد درجامعه يک نياز مبرم است. اسلام يکي از ارتجاعي ترين مذاهبي است که علاوه بر دخالت مستقيم درزندگي خصوصي انسانها باعث بروز سلب آزادي هاي اجتماعي و گسترش بي عدالتي و متعارض معيارهاي برابري انسانها شده است. متاسفانه اسلام حتي از نوع خالص آن يعني ناب محمدي اش نيز انسانيت را به ابهام کشانده است. با مطالعه و بررسي در منبع اصلي مديريت اسلام يعني قرآن به نتيجه خواهيم رسيد که اساساً اسلام بدون خشونت و خونريزي معنايي نداشته و ندارد، براي تصديق اين حقيقت فقط کافي است به معني برخي آيه هايي از قرآن نائل آييم که دستور قتل و کشتار انسانها به بهانه کافر يا يهودي بودنشان، خشونت در برابر خشونت، قتل در برابر قتل و نابرابري زن در مقابل مرد و حق الورثه زن نصف مرد، سنگسار و قصاص و بسياري از موارد ديگرکه در قرآن به کرات مشاهده ميگردد و در بين جمعيت مسلمان ايجاد انگيزه اي است براي اعدام ، ترويج قتل و کشتار و نابرابري و هزار و يک جنايت آشکار و پنهاني که در جوامع مختلف اسلامي در حال وقوع است . گذشته از قرآن نه تنها اسلام به تنهايي مذهبي است خشونت آميز بلکه رهبران مذهبي آن که معمولا در رأس امور مملکتي جامعه اي مانند ايران قراردارند با صدور فرمان قتل هايي در قالب  فتواهاي ضد انساني شان خطري مضاعف برجان انسانها تلقي ميگردند.

مذهب دستگاهي است که تشکيل باندهاي مافيايي و ابزار مورد استفاده ضد انساني در حکومت هاي ديني را به وجود آورده است. مذهب به ويژه نوع اسلامِ شيعي درآن مجموعه اي از دستگاه کشتار و توليد جهل و خرافه و انسان ستيزي در جامعه است. تاريخ دستگاه مذهب، تاريخ جنگ، کشتار و خونريزي، جهل و جنايت و عقب ماندگي است. ميزان انسانهايي که تاکنون در اثر جنايت دستگاه مذاهب به خاک و خون کشيده شده اند در زمره بزرگترين جنايات تاريخ است. اين دستگاه مخرب و مافيايي را بايد به کنترل درآورده و اثرات مخرب و انسان ستيز آن را خنثي کرد. از گذشته هاي دور تاکنون تعرض در حقوق انسانها غالباً در کشورهاي مذهب زده به ويژه کشورهايي که سياست آن با مذهب آميخته شده اند نسبت به ديگر کشورهاي سرمايه داري شدت عمل بيشتري داشته و دارد. در حال حاضر دستگاه مذهب در ايران بزرگترين باند مافيائي درجهان را با نام جمهوري يا حکومت اسلامي بوجود آورده است که يا جان ميليونها انسان را گرفته يا ميليونها انسان که تعداد زيادي از آنها اگر با خطرات شکنجه در بند و سياهچالهاي دروني حکومت گرفتار نباشند در فقر و گرسنگي بسر مي برند، اين دستگاه کشتار کماکان به عملياتهاي تروريستي  يا آدمکشي خود در داخل و خارج کشورادامه مي دهد. 

 متاسفانه اسلام از قدمتي طولاني در ايران برخوردار است که فزونترين و شنيع ترين آن از يک قرن گذشته تاکنون در اين سي و اندي سال توسط حکومت اسلامي در جامعه ايران پديدار شد. اصولاً اينجانب با مذهبي به نام اسلام چه از نوع سياسي و چه غيرسياسي آن بدلايل فوق الاشاره (آيه هاي قرآن منبع اصلي اسلام) مخالفم، درحال حاضر مذهب زدائي در بيشتر اقشار مختلف ايرانيان  باتوجه به قدمت ديرينه اي که ايران به آن مبتلا است غيرممکن است. مذهب اسلامِ شِيعي در ايران که با برگزاري مراسم هاي مختلف خرافه پرستي از جمله ماه محرم و رمضان و تولد و مرگ اين پيامبر و آن امام و… به معضلي اجتماعي در ايران تبديل شده  و تقريبا گريبانِ اقشارمتعددي از جامعه ايران را فرا گرفته است.

راه حل برطرف شدن اين معضل اجتماعي بعد از سرنگوني جمهوري اسلامي در ايران چيست؟

در ابتدا باتوجه به جداسازي کامل دين از سياست و برپائي حکومتي سکولار، دين و مذهب، ايمان و اعتقاد يا باور و عدم باور به خدا فقط امري است خصوصي ، ذهني يا قلبي و خروج آن از ذهن و مغز انسان براي ترويج ، تبليغ يا تحميل در جامعه بسيار مضرو خطرناک است. درک و فهم وجود يا عدم وجود خدا با انتخاب هرنوع مذهب براي باور يا عدم باور به خدا به هرسبک و شيوه از بت پرستي گرفته تا بهائيت و يهوديت و مسيحيت و اسلاميت يا حتي تفکرات و نظريه هاي آته ئيستي و … بعنوان امر خصوصي انسانها به شرط اينکه اين باور و اعتقاد به افراط نرفته وهيچ لطمه، اختلال يا خطري در زندگي خود و ديگران و جامعه ايجاد نکند از خصوصيات و ضروريات يک جامعه آزاد براساس پايه هاي انساني و سوسياليستي است. پس از هزاران سال در قرن بيست و يکم دنياي امروزي براي درک وجود يا عدم وجود خدا با گرايش وعلاقه انسانها به هرنوع مذهبي، منابع اطلاعاتي متعددي گذشته از کتاب و کتابخانه در دنياي مجازي اينترنت وجود دارد و به نظر ميرسد نياز چنداني به آخوند يا حوزه هاي توليد آخوند مانند حوزه علميه قم يا کائن و بشير نيست. اختصاص کمترين ارج و اعتبار به اينگونه نهادها از موارد مهم و ضروري و حائز اهميت براي يک جامعه موفق روبه سکولار است. براي انحلال معضل مذهبي يا موفقيت در امر مذهب زدائي درجامعه پس از سرنگوني جمهوري اسلامي و برپائي جامعه اي سوسياليستي و سکولار در ابتدا با جدا نمودن آن از سياست و پس از آن حذف وممنوعيت در تخصيص هرنوع هزينه و بودجه يا امکانات مالي کشور به مساجد، روحانيون، مداحان خرافه خوان يا روضه خوان و انجمن هاي مذهبي و تدريجاً با برنامه ريزي ها و اطلاع رساني هاي دقيق و کارشناسانه از طريق مشاوران و جامعه شناسان زبده وسکولاريسم در رسانه ها و محافل عمومي ميتوان سطح آگاهي مردم را بالا برده و مردمي را که خود را درقيد و بند آن قرارداده اند رهانيد. البته مجددا تأکيد ميگردد که در جامعه سوسياليستي وآزاد انساني وسکولار، مذهب امري است خصوصي وهيچ اجبار يا ضرورتي براي اين رهايي وجود ندارد، ولي به نظر مي آيد براي جلوگيري از تفريط در هرنوع باور يا مذهبي که امنيت و تأمين سلامت فکري و رواني انسانها را به مخاطره مي اندازد و همچنين بالابردن سطح آگاهي مردم نسبت به اثرات مخرب خرافه پرستي در مذاهب به ويژه مذهب خشونت آميز اسلام از ضرورياتي است که بايد به جامعه القا و يکي از بهترين شيوه هاي مذهب زدائي و فرهنگ سازي براي استواري حکومتي سکولار و جامعه اي سوسياليستي و انساني در ايران است.

سرنگون باد حکومت اسلامي

زنده باد جامعه سوسياليستي و سکولار در ايران

 

مصاحبه بهمن مرادیان پی با مریم افتخاری،پناهنده ا ی که در انگلستان مورد بی عدالتی واقع شده است.

Bahman_Moradian
بهمن :

سلام

اميدوارم که حالتان خوب باشه  و از اين که وقتتون رو به ما داديد ، سپاسگزارم.

لطفا وضعيت پناهندگي و شرايط زندگي خودتون رو، در انگلستان ، براي خوانندگان نشريه همبستگي توصيف کنيد .

مريم :

سلام ، مرسي که به من اجازه داديد که در اين نشريه ، درد دل کنم .

من از فعالين سياسي بودم ، که در ايران با گروه هاي مستقل سوسياليستي دانشجويي و معترض همکاري مي کردم و براي تحصيل اومدم انگلستان و در اينجا بعد از ماه ها ، متوجه شدم که خانوادم ، به خاطر فعاليت هايي که من کرده ام ، در فشار قرار گرفتن و از من خواستن که ديگه بر نگردم به ايران و من مجبور شدم که اعلام پناهندگي کنم . الان من 9 ماه است که اعلام پناهندگي کردم ، که متاسفانه در مرحله اول در مصاحبه ، پرونده  من جواب منفي دريافت کرده و متاسفانه به من حق فرجام خواهي روي پرونده ام رو ندادن ! من در اينجا با شوهرم زندگي مي کنم و هيچ ساپورتي از طرف دولت نمي شيم و حق کار هم به ما ندادن ! واقعا ما نمي دانيم بايد نسبت به اين بي عدالتي چه کنيم !

من و شوهرم مجبوريم به صورت غير قانوني کار کنيم ، تا بتونيم زندگي خودمون رو کاور کنيم !

متاسفانه هر جا براي کار مي ريم ، بايد 10 ساعت کار کنيم و به اندازه 2 ساعت پول بگيريم.

به نظر من از اين بدتر نمي تونه باشه !

ما در يک خانه ي مشترک زندگي مي کنيم ، که به دليل نداشتن وضعيت مناسب مالي ، با نفراتي هم خونه شديم ، که از همه لحاظ با ما ، متفاوت هستن و مشکلات بسياري از ديد رفتاري با هم  داريم.

بعد از رد شدن کيس پناهندگي ما ، از طرف وزارت کشور براي ما نامه اي اومد ، که ابتدا به ما مي گفتن بايد يه مدت صبر کنيد ، براي راه اندازي دوباره پرونده ام و حال پس از چند ماه ، به ما مي گن که اجازه نداريد و در فکر اين هستند ، که پرونده ي ما رو کلا ببندن و حق وکيل رو هم از ما گرفتن و از طرف شرکت هايي که وکيل روي کيس ها مي زارن ، وکيل به ما گفته ، که بايد براي ادامه ي کار ، پول پرداخت کنيد ! ما هم به دليل مشکلات بسياري که از لحاظ مالي داريم ، نتونستيم تا به اين لحظه وکيلي رو بگيريم ، که بتونه ، کار پرونده ي ما رو اوکي کنه و راه بندازه !

بهمن :           

 

به عنوان يه پناهنده اي که مورد بي حقوقي قرار گرفته ، چه درخواستي از دولت حال حاضرانگلستان داري ؟

مريم :

من از اين دولت مي خوام که به ما ، به عنوان يک انسان ، حق زندگي بده و به ما کمک کنه ، که زندگي ما ،هم رنگ آرامش بگيره.

بهمن :

بسيار غم انگيز و اسفباره اين شرايط ، لطفا براي ما بگيد ، که چه درخواستي از گروه هاي فعال انساني داريد ؟

مريم :

از تمام گروه هاي فعال حقوق انساني ، درخواست دارم که با پوشش خبري ما پناهندگان ، به داد ما برسيد و به ما ياري بدهند ، که بتونيم از حقوق خودمون با خبر بشيم و به حقوق خودمون برسيم.

بهمن :

در انتها به عنوان يک پناهنده ، براي ادامه زندگي در اين کشور چه چيزهايي را لازم و ملزوم مي دوني ؟

مريم :

من اينجا از اين کشور مي خوام که پرونده ي من رو قبول کنه و اجازه بده که پرونده ي من باز بشه و وکيل به من بدن .

من توريست نيستم و اگر به مشکل نمي خورم ، هيچ وقت درخواست پناهندگي نمي کردم ، پس به من اعتماد کنن و به اين ناعدالتي ها ، پايان بدن و بزارن که زندگي من و همسرم هم ، آرامش نصفه و نيمه  بدست بياره.

در انتها ما در اينجا کسي رو نداريم و بي کس هستيم و متاسفانه به ايران هم نمي تونيم برگرديم ، پس به ما ياري بدن و دست از اين نابرابري ها و عدم عدالت بردارن.

 

 

 

شيرين شکرزاده:نمايش تکراري مضحکه انتخابات

shirin_2_483_x_600_159_x_198
تکرارنمايش..! ، انتخابات مجلس نهم جمهوري اسلامي ، جمعه ۱۲ اسفند در يک فضاي مطلق سانسور و تهديد برگزار شد. تکرار، تکرار، تکرار … اينبار هم خامنه اي با تمام قوا وارد ميدان شد که از راي مردم عليه مردم استفاده کند. ولي با همان حربه و سناريوي هميشگي.

روزهاي قبل ازانتخابات صدا و سيماي حکومت با به راه انداختن هياهوي شديد  ونمايشي مسخره از رقابت بين گروههاي به اصطلاح سياسي کشور، تمام تلاش خود رابکار بردند تا مردم را به پاي صندوق هاي راي بکشانند. ولي خودشان هم از همان ابتدا مي دانستند که ديگر مردم کوچکترين توهمي نسبت به انتخابات ندارند و انتصابات بودن آنرا با تمام گوشت و پوست خود لمس کرده اند. انتخابات امسال اولين انتخابات بعد از مضحکه رياست جمهوري  سال ۸۸  بود، از اين رو خامنه اي با توجه به جنايات و سرکوب انقلاب مردم در آن  سال براي  مشروعيت خود نياز مبرم  به يک نمايش ديگر داشت تا شايد بتواند خاطرات مضحکه انتخاباتي رياست جمهوري را از اذهان دور و در نتيجه کمي براي نظام خود آرامش کسب کند. ولي مشکل خامنه اي فقط  به پاي صندوق راي کشاندن مردم نبود، او که در حال پاکسازي دروني حکومت خود است در حال گذر از پرتنش ترين دوران حکومت است. درگيري بين گروههاي مختلف جمهوري اسلامي به بالاترين نقط  خود در طول اين ۳۳ سال رسيده است. دراين راه هر گروه براي اينکه خود را حفظ کند شروع به اعلام مفاسد گروههاي ديگر کرده و اين مبارزه هر روز وسعت فساد مالي و جنايات جمهوري اسلامي را توسط خودشان بيشتر و بيشتر بر مردم عيان کرد فسادي که هيچ گروه يا فرد حکومتي از آن مستثنا نبوده اند. حال اين فضا مي توانست وقايعي  مشابه سال ۸۸ را ايجاد کند و دوباره مردم معترض را به خيابانها بکشد و اگر اتفاق مبارزات خياباني مردم دوباره تکرار شود.  حکومت با تمام خشونتش و ابزار سرکوبش قادر نخواهد بود مردم را به خانه ها بگرداند . اين بزرگترين هراس خامنه اي بوده و هست. فضاي بالاي امنيتي در هر مناسبت، مهر تائيدي است براين گفته،  تقريبا” شهرها ومراکزي مثل دانشگاه  تبديل به يک پادگان شده است. موج  دستگيري روزنامه نگاران ، دانشجويان ، کارگران وفعالين سياسي و اجتماعي همه در راستاي جلوگيري از حضور دوباره مردم در خيابانها است.

سياست جنگي طلبي حکومت و قرار دادن مردم ايران در خطر حمله نظامي کشور هاي غربي و اسرائيل از ديگر خطر هائي بود که در اين دوره به حساسيت اين نمايش اضافه مي کرد. هر چند که خامنه اي سعي کرد از اين خطر بعنوان يک ابزار تبليغاتي براي کشاندن مردم به پاي صندوق ها استفاده کند ولي وجود اين خطر کاملا” واقعي است. جمهوري اسلامي وارد بازي خطر ناکي شده است که اگر به واقعيت بپيوندد تاوان آنرا مردم خواهند داد. دليل ديگر خامنه اي براي نشان دادن اينکه هنوز در نزد مردم ايران مشروئيت دارد، وجود همين خطر است لذا تمام ابزار را بکار گرفت تا بتواند حضور مردم را پرشور نشان دهد و در اين راه به هيچ خبرنگاري اجازه فيلم برداري آزادانه نداد تمامي اخبار و تصاوير گزينش شده و تنها از حوزه هائي بود که حکومت نيرو هايش را در آنجا متمرکز کرده بود. ولي تصوير واقعي ازشرکت مردم چيزي جزتحريم انتخابات از طرف مردم نبود . تحريمي که ديگر نخواهد شکست . مبارزات مردم ديگر از اين مرحله گذشته است و بهيچ عنوان خامنه اي و ديگر سردمداران رژيم توان ايجاد توهم براي مردم نخواهند داشت و فصل آخر جمهوري اسلامي  به پايان خود نزديک است.

    

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی