
بهمن :
سلام
اميدوارم که حالتان خوب باشه و از اين که وقتتون رو به ما داديد ، سپاسگزارم.
لطفا وضعيت پناهندگي و شرايط زندگي خودتون رو، در انگلستان ، براي خوانندگان نشريه همبستگي توصيف کنيد .
مريم :
سلام ، مرسي که به من اجازه داديد که در اين نشريه ، درد دل کنم .
من از فعالين سياسي بودم ، که در ايران با گروه هاي مستقل سوسياليستي دانشجويي و معترض همکاري مي کردم و براي تحصيل اومدم انگلستان و در اينجا بعد از ماه ها ، متوجه شدم که خانوادم ، به خاطر فعاليت هايي که من کرده ام ، در فشار قرار گرفتن و از من خواستن که ديگه بر نگردم به ايران و من مجبور شدم که اعلام پناهندگي کنم . الان من 9 ماه است که اعلام پناهندگي کردم ، که متاسفانه در مرحله اول در مصاحبه ، پرونده من جواب منفي دريافت کرده و متاسفانه به من حق فرجام خواهي روي پرونده ام رو ندادن ! من در اينجا با شوهرم زندگي مي کنم و هيچ ساپورتي از طرف دولت نمي شيم و حق کار هم به ما ندادن ! واقعا ما نمي دانيم بايد نسبت به اين بي عدالتي چه کنيم !
من و شوهرم مجبوريم به صورت غير قانوني کار کنيم ، تا بتونيم زندگي خودمون رو کاور کنيم !
متاسفانه هر جا براي کار مي ريم ، بايد 10 ساعت کار کنيم و به اندازه 2 ساعت پول بگيريم.
به نظر من از اين بدتر نمي تونه باشه !
ما در يک خانه ي مشترک زندگي مي کنيم ، که به دليل نداشتن وضعيت مناسب مالي ، با نفراتي هم خونه شديم ، که از همه لحاظ با ما ، متفاوت هستن و مشکلات بسياري از ديد رفتاري با هم داريم.
بعد از رد شدن کيس پناهندگي ما ، از طرف وزارت کشور براي ما نامه اي اومد ، که ابتدا به ما مي گفتن بايد يه مدت صبر کنيد ، براي راه اندازي دوباره پرونده ام و حال پس از چند ماه ، به ما مي گن که اجازه نداريد و در فکر اين هستند ، که پرونده ي ما رو کلا ببندن و حق وکيل رو هم از ما گرفتن و از طرف شرکت هايي که وکيل روي کيس ها مي زارن ، وکيل به ما گفته ، که بايد براي ادامه ي کار ، پول پرداخت کنيد ! ما هم به دليل مشکلات بسياري که از لحاظ مالي داريم ، نتونستيم تا به اين لحظه وکيلي رو بگيريم ، که بتونه ، کار پرونده ي ما رو اوکي کنه و راه بندازه !
بهمن :
به عنوان يه پناهنده اي که مورد بي حقوقي قرار گرفته ، چه درخواستي از دولت حال حاضرانگلستان داري ؟
مريم :
من از اين دولت مي خوام که به ما ، به عنوان يک انسان ، حق زندگي بده و به ما کمک کنه ، که زندگي ما ،هم رنگ آرامش بگيره.
بهمن :
بسيار غم انگيز و اسفباره اين شرايط ، لطفا براي ما بگيد ، که چه درخواستي از گروه هاي فعال انساني داريد ؟
مريم :
از تمام گروه هاي فعال حقوق انساني ، درخواست دارم که با پوشش خبري ما پناهندگان ، به داد ما برسيد و به ما ياري بدهند ، که بتونيم از حقوق خودمون با خبر بشيم و به حقوق خودمون برسيم.
بهمن :
در انتها به عنوان يک پناهنده ، براي ادامه زندگي در اين کشور چه چيزهايي را لازم و ملزوم مي دوني ؟
مريم :
من اينجا از اين کشور مي خوام که پرونده ي من رو قبول کنه و اجازه بده که پرونده ي من باز بشه و وکيل به من بدن .
من توريست نيستم و اگر به مشکل نمي خورم ، هيچ وقت درخواست پناهندگي نمي کردم ، پس به من اعتماد کنن و به اين ناعدالتي ها ، پايان بدن و بزارن که زندگي من و همسرم هم ، آرامش نصفه و نيمه بدست بياره.
در انتها ما در اينجا کسي رو نداريم و بي کس هستيم و متاسفانه به ايران هم نمي تونيم برگرديم ، پس به ما ياري بدن و دست از اين نابرابري ها و عدم عدالت بردارن.