نامه بابک از ایران و پاسخ به آن

سلام رفیق عبدالله

 مرسی از راهنماییهای که به من دادید. من وضعیت درست وحسابی ندارم. اینجا شرایط خیلی بد است برای همین خروج با درصد شانس پایین هم بنظرم بدردم میخوره. گفتید که دوشنبه جواب میدید. منتظر جواب میمونم.

اگه میشه به این سوالها جواب بدید:

۱ – خروج قاچاقی ازایران(علیرغم توحش وضدیتی که دراین سیستم علیه انسان وجود داره، بردگی، مبادله انسان،  تولید کالایی…) چه قدر شانس دارم که پایم به یک کشور اتحادیه اروپا برسه؟

۲  – من دنبال پناهندگی و فرار از ایران در جهت پیدا کردن شرایط مناسبتر زندگی نیستم، فقط میخوام به عنوان یک مارکسیست بتونم کارم رو انجام بدم.  حضور در کشوری مثل ترکیه میتونه این شانس رو بهم بده تا بیام اروپای غربی؟

  ۳ – کلا شرایط یک دانشجوی فنی از دانشگاه معتبر ایران رو در مقایسه با وضعیت پناهندگی و آوارگی نسبی چطور میبنی. ارزش داره که همچین ریسکی کنم؟

 ۴  – اگر بتونم به دوبی برم فدراسیون میتونه اونجا کاری کنه؟

مرسی

 

سلام بابک عزیز

متأسفانه فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی قدرت انتقال کسی را از ایران به خارج ندارد و اساسا کاری که یک قاچاقچی با پول کلان جهت انتقال افراد از نقطه ای به نقطه دیگر از جهان انجام میدهد با کاری که فدراسیون انجام میدهد کاملا متفاوت است. اینکه شما چقدر شانس دارید هیچکس نمیداند. بستگی به این دارد که حرکت شما چقدر با برنامه باشد. آنچه ما روزانه شاهد آن هستیم این است که روزانه دهها نفر از ایران به اروپا منتقل میشوند و در کشورهای پناهنده پذیر تقاضای پناهندگی میکنند. یکی از طریق قاچاقچی خارج میشود، نفر دیگر از طریق دعوتنامه. ویزای فامیلی کشور را ترک میکند، دیگری به ترکیه میاید و از دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل تقاضای پناهندگی میکند و از این طریق بعد از مدتهای طولانی به کشور سوم منتقل میگردد.

به نظر من هیچکس نباید بی گدار  خود را به آب بزند. باید معلوم باشد پولی که به همراه دارید برای یک دوره طولانی در شرایطی مثل ترکیه کفایت میکند یا نه. باید اطمینان خاطر داشته باشید هزینه ای که بابت انتقال خود پرداخت میکنید به هدر نرود.

شما پرسیده اید: “چقدر شانس دارم تا پایم به اروپای مرکزی برسد؟” بابک عزیز لازم است به شما بگویم که رسیدن شما به اروپای مرکزی پایان کار نیست؛ تازه با رسیدن شما به کشورهای غربی اصل مشکلات شروع میشود چون به آسانی به هر کسی اقامت نمیدهند. شما باید با دلایل بسیار قوی پا در پروسه پناهندگی بگذارید.

من به همراه این نامه اسنادی را برای شما میفرستم تا نظر شما را به پروسه آن و نحوه درخواست پناهندگی جلب کنم. سعی کنید مراحل مختلف پناهدگی خود را با فدراسیون در میان بگذارید تا از راهنمایی بیشتری در مورد مسائل پناهندگی برخوردار گردید.

برایتان آینده بسیار خوبی آرزو میکنم در ضمن من از طریق تلفن نکات بیشتری را برای دوست شما توضیح دادم امیدوارم که توضیحات من در تصمیم گیری و روند حرکت شما موثر باشد.

عبدالله اسدی

پاسخ به امیر از ایران

آقای امیر سلام

بدلیل مسائل امنیتی، نامه شما بصورت علنی منتشر نمیشود. ولی شما تنها نمونه ای در جمهوری اسلامی نیستید که مورد شنیعترین آزار جنسی و حتک حرمت قرار گرفته اید. آنچه که شما در برخورد جمهوری اسلامی به خود توصیف کرده اید تکان دهنده است؛ تازه به نظر میرسد شما از خودشان بوده و در لباس آنها زندگی کرده اید.

پرسیده اید آیا موارد ذکر شده مورد توجه مقامات امور پناهندگی قرار میگیرد؟

باید بگویم بله، اگر مواردی که شما به آن اشاره کرده اید مورد توجه دولتها و مقامات پناهندگی قرار نگیرد چه دلایل دیگری میتواند مورد توجه قرار گیرد؟ اما باید توجه داشته باشید از آنجاییکه موضوعی که شما به آن اشاره کرده اید بسیار مهم است، تحقیقات بسیار بیشتری از شما به عمل میاورند و باید برای اثبات این موضوع شواهد و مدارک روشنی ارائه دهید.

شاید کار بجایی برسد که در کشوری مثل ترکیه و کشورهای اروپایی مجبور شوید در مورد مسائلی که مطرح کرده اید با رسانه های عمومی حرف بزنید. اگر مایل هستید ما را در جریان اقدامات بعدی خود قرار دهید. مطئمن باشید که بدون رضایت شما اسرارتان از طریق فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی به بیرون درز پیدا نمیکند.

موفق باشید

عبدالله اسدی

سی و چهار پناهجوی ایرانی در اندونزی بازداشت شدند

۶۶ پناهجوی افغان و ایرانی که به طور قاچاق رهسپار استرالیا بودند، در اندونزی دستگیر شدند.
به گفته مقامات اندونزی، قاچاقچیان، پس از آن که قایق حامل این افراد در یکی از جزایر اندونزی به گل نشست، گریختند و پناهجویان در حالی که سرگردان بودند توسط پلیس بازداشت شدند.
به گفته یک مسئول اداره مهاجرت اندونزی، ۳۴ نفر از این افراد ایرانی و ۳۲ نفر افغان هستند و در میان آنان چهار زن و پنج بچه وجود دارد.
جزایر اندونزی یکی از نقاط ترانزیت پناهجویانی است که قصد دارند بطور قاچاق خود را به استرالیا برسانند.

۲۰ ژوئن روز جهانی پناهندگان

روز ۲۰ ژوئن از سوی سازمان ملل متحد به عنوان روز جهانی پناهندگان اعلام شده است تا توجه افکار عمومی را در سراسر جهان به وضعیت اظطراری آنها جلب کند. شعار انتخاب شده برای سال ۲۰۱۰ “در خانه” اعلام شده است. بخش مددکاری اجتماعی انجمن یاری های پزشکی بوخوم- آلمان۱ به همین مناسبت نگاه ها را به وضعیت اظطراری پناهجویان در آلمان جلب میکند، با توجه خاص به وضعیت غیر انسانی پناهجویان و ناراحتی های روحی- اجتماعی ای که این پناهجویان به همین دلیل از آن رنج می برند، وضعیتی که نتیجه سیاست پناهدگی دولت آلمان می باشد.

در سال ۲۰۰۹ مجموعا ۲۳۸ نفر از سی کشور مختلف جهت مشاوره با این مرکز در ارتباط بودند. از این بین، ۹۹ نفر اقامت دولدونگ۲ داشتند، که تقریبا یک سوم از افراد یا حدود ۴۰% از مجموع مراجعین را تشکیل میدهند.

یک نمونه مشخص مربوط به دختر ۱۸ ساله ای می باشد که در آلمان به دنیا آمده، اینجا بزرگ شده اما دارای برگه دولدونگ می باشد. از انجا که با برگه دولدونگ امکان ورود به بازار کار یا برخوردای از امکانات آموزش کاری بسیار محدود می باشد،  این مشکل اقامتی باعث نداشتن چشم انداز به آینده برای او شده و برایش ناراحتی های روحی- اجتماعی را موجب می شود.

برخی دیگر از مراجعین ما جوانانی هستند که در زمان ورود به همراه والدین خود به  آلمان نا بالغ و زیر ۱۸ سال بوده اند اما اکنون که بالغ شده اند همچنان وضعیت اقامتی محکمی ندارند. آنها پناهجویان نسل دومی ای را تشکیل میدهند که باید با سیاست پناهندگی ای که دولت آلمان برای آنها  رقم زده زندگی را بگذارنند. علاوه بر این یک بخش بزرگ دیگر از مراجعین ما را پناهجویانی تشکیل میدهند که بیش از شش سال است که در آلمان زندگی می کنند و کماکان هیچ اقامت محکمی ندارند.

به این ترتیب و بویژه اگر به موضوع هایم(کمپ) های پناهجویان با دقت بیشتری نگاه شود، باید گفت اصلا نمی توان در آلمان در مورد پناهجویان “از خانه” صحبت کرد. وضعیت نابهنجاز بهداشتی این اماکن و تنگی و محدودیت جا، در کنار این واقعیت که دراین اماکن پناهجویانی از کشورهای گوناگون با فرهنگ های متفاوت ناچارند که اغلب برای سالهای زیاد با هم زندگی کنند، ناراحتی های متعدد روحی- اجتماعی ای را موجب می شود که فشار آن بویژه متوجه کودکان است.

اگر در کنار این شرایط زیستی نامناسب، وضعیت نامشخص اقامتی پناهجویان اضافه شود، بی آیندگی و نداشتن چشم انداز نسبت به آینده در آنها هر بیشتر تقویت می شود. به دلیل طولانی شدن این شرایط، ناراحتی های روان-تنی و ناراحتی های روحی- روانی تقویت شده و این دور باطل همچنان ادامه پیدا کرده و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود.

از این رو انجمن یاری های پزشکی برای پناهجویان بوخوم خواهان آن است تا به عنوان بخشی از یک سیاست پناهندگی مبتنی بر ارزش های انسانی، هایم های متمرکز پناهندگی تعطیل و بجای آن پناهجویان در خانه های شخصی اسکان داده شوند. همچنین ما خواهان اعطای حق اقامت به همه پناهجویانی می باشیم که که با “دولدونگ” زندگی کرده یا به دلیل ترس اخراج از آلمان برای تمدید دولدونگ خود، به ادارات مربوطه مراجعه نکرده و اجبارا به زندگی در شرایط اقامت غیر قانونی (سیاه) کشانده شده اند.

ترجمه: حنیف حیدرنژاد

 

اعتصاب غذای فرشاد بذرافکن به روز هفدهم رسید

با کمال تاسف باید به اطلاع برسانیم که  اعتصاب غذای  فرشاد بذرافکن یکی از جدا شده های از سازمان مجاهدین خلق ایران که در ۵ می ۲۰۰۶ در کمپ تیف از طریق  یو ان اچ سی آر  ژنو به عنوان پناهنده شناخته شده  به روز هفدهم  خود رسید.

موضوع اعتصاب غذا به جواب منفی بر میگردد که مقامات بی اف ام ( اداره مهاجرت کشور سوئیس ) بدون در نظر گرفتن حقایق  مربوط به ایران,  یعنی  سرکوب و کشتار مردم  توسط رژیم ایران بر میگردد بیش از هر چیز سیاسی بودن این جواب مشخص میباشد. در اثر فشارهای روحی و روانی این عمل مقامات (بی اف ام ) و وضعیت بد معیشتی متقاضی پناهندگی در کشور سوئیس به مدت نزدیک به دو سال و برخورد تحقیر آمیز پلیس در داخل کمپ با فرشاد و متعاقبا بازداشت فرشاد به مدت  چند ساعت و خاتمه این بازداشت بدلیل تشنج ناشی از فشار روحی و انتقال فرشاد به بیمارستان از اداره پلیس و بستری شدن وی، فرشاد را بر آن داشته که دست به عمل  اعتراض آمیز زده و با به خطر انداختن سلامتی و جان خود یعنی اعتصاب غذا که هم اکنون به روز۱۷ خود رسیده است به   مقامات( بی اف ام) اعتراض نماید. در این جا باید خاطر نشان کرد روند کار این اداره در کشور سوئیس خیلی کند میباشد و در خیلی موارد باعث بروز بیماریهای روحی و روانی برای متقاضیان پناهندگی میشود.

از این طریق خواهان آن هستیم که توجه تمامی ارگانهای حقوق بشری را به این موضوع انسانی جلب نمائیم و از آنها در خواست کمک نمائیم .

 

 بازل – سوئیس

۱۶ ژوئن ۲۰۱۰

آیدا نجفی؛من از زن ستیزی فرار کرده ام

aida_Najafi_150_x_150

در ایران پدیده زن ستیزی به وضوح دیده می شود و زنان همیشه مورد تبعیض قرار می گیرند.زن ستیزی گاهی به صورت تنفر از زنان درجامعه خود را نشان می دهد و زن ستیزان زنان را موجوداتی غیر قابل اعتماد میشناسند.
هر روزه بارها و بارها شاهد زیر پا قرار دادن حقوق اولیه زنان چه در ایران و چه در کشور های دیگر افراطی مذهبی هستیم و این شکل از فشار بر زنان و دید دست دومی به زن و شخصیت او و حتی تعیین پوشش او تبدیل به نوعی زن ستیزی شده است.
پس از انقلاب پنجاه و هفت این پدیده در ایران برای زنان بیشتر قابل لمس بوده است و همواره از قانون برای مرد سالاری و پایمال کردن حقوق زنان استفاده می کنند.این تعیین تکلیف ها به حدی رسیده است که  در چند روز اخیر دوباره شاهد دستگیری وسیع وجریمه های سنگین نقدی به بهانه مبارزه با بدحجابی هستیم این جرایم  عبارتند از:
 گذاشتن عینک آفتابی بر روی سر،داشتن پوست آفتاب گرفته (برنزه)،لاک ناخن و ده ها دلیل بی منطق دیگر.کار به جایی رسیده است که تهدید به بستن استخر های روبازی که افراد در اطراف آن آفتاب می گیرند میکنند.
اینجاست که این سوال مطرح  می شود ” دلیل این همه فشار و زن ستیزی چیست و چه هدفی در پشت آن نهان است؟ ”
از یک سو رییس جمهوری را میبینیم که ادعا میکند با همچنین برخوردی مخالف است و از سوی دیگر آخوندی در بالای منبر که بد حجابی را مساوی با جنایت میبیند.
در هر صورت این وضعیت پراز فشار و خفقان زندگی را برای مردم ایران به خصوص زنان سخت تر می کند و تنها دلیل آن سرکوب هر چه بیشتر و شدیدتر مردم ایران به این بهانه است.همه اینها تنها گوشه ای از ظلمی است که در حق زنان و دختران ایرانی می شود.
هر ساله تعداد زیادی از زنان در نقاط مختلف دنیا قربانی زن ستیزی میشوند و مورد خشونت و آزار قرار می گیرند.عده ای از آنها برای تحقق پیوستن ذره ای از حقوقشان از کشور خود مهاجرت می کنند و با پشت سر گذاشتن خطرات زیاد موفق می شوند خود را به یک کشور امن برسانند ولی متأسفانه این شامل اکثر زنان مورد ظلم قرار گرفته نمی شود و میلیونها زن تحت ستم ، قادر به انجام این کار و تغییر شرایط خود نیستند.

آیدا نجفی

 

 

 

مرا از اعدام نجات دهید، درخواست محمد حسین سیاهی نوبندگانی پناهجوی ایرانی در ترکیه

mohamad-s_400_x_300_132_x_99

من محمد حسین سیاهی نوبندگانی به اطلاع سازمان ملل و به اطلاع عموم انسانهای شریف می رسانم که : دقیقا پنج سال تمام از ثبت نام من در دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل ترکیه می گذرد . در این ۵ سال خدا می داند که که مشکلات و نابسامانی های زندگی در شهر وان ترکیه – از مشکلات مالی و اقتصادی گرفته تا بیماری و غریبی و تهدیداتی که صورت می گرفت – آنچنان بر روح و جسم من فشار وارد می کرد که روزی صد بار انسان کشته و باز زنده میشد . در این پنج سال مشکلات و گرفتاری های زیادی را تحمل کردم . بی خانمانی و گرسنگی را در سرما و گرما به جان خریدم ، برای به دست آوردن یک لقمه نان هر کار سخت و طاقت فرسایی را با دستمزد ۵ دلار و ۶ دلار در روزهای ۱۴ ساعتی تابستان انجام دادم ، بارها و بارها آرزوی مرگ کردم اما باز هم تحمل نمودم و هر انچه تنگنا و سختی بود را به جان خریدم . پنج سال تحمل کردم تا بلکه سازمان ملل حق پناهندگی مرا به رسمیت بشناسد . پنج سال تحمل کردم تا در پناه سازمان ملل جانم در امان باشد ، تا به دست جلادان و شکنجه گران که کشورم ایران را اشغال کرده اند نیافتم . پنج سال تمام تحمل کردم تا از طریق سازمان ملل به کشوری امن بروم و از یک امنیت نسبی برخوردار گردم . پنج سال تحمل کردم تا از تعقیب و تهدیدات رژیم ایران در امان باشم .
پنج سال تحمل کردم تا بتوانم سخن بگویم ، بتوانم فریاد بزنم ، بتوانم بنویسم .
پنچ سال تحمل کردم تا زنده بمانم .
اکنون پس از این پنج سال که همچون زمستانی سرد و بلند تمام زندگی ام را سیاه و تباه کرده ، سازمان ملل پرونده پناهجویی مرا به طور مطلق بسته و حق پناهندگی یک پناهجوی ستمدیده که از یک کشور استبداد زده آمده است را پایمال کرده است . کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در ترکیه با کنار گذاشتن پرونده پناهجویی من حکم قتل و مرگ مرا امضاء کرده است . من اکنون در دست امواجی افتاده ام که مرا هر بار محکم تر و محکم تر به صخره ها و سنگها می کوبد و با هر برخورد استخوانهای من یکی پس از دیگری می شکند . من اکنون بدون پناه و بدون حمایت فقط میخواهم این را به وکلای سازمان ملل بگویم که : این است عدالت ؟ این است حقوق بشر ؟ این است دفاع از پناهنده؟ این است آن قانونی که قرار است از مظلوم دفاع کند ؟ و آیا … و آیا … و آیا..
من جز بی عدالتی و قانون شکنی از سازمان ملل نسبت به خودم ندیدم . حق پناهندگی من توسط سازمان ملل نه تنها داده نشده است بلکه سازمان ملل با تباه کردن پنج سال عمر و جوانی من حتی حق مرا بسیار و بسیار پایمال هم کرده است . اکنون با صراحت به کمیساریای عالی پناهندگان ترکیه اعلام می کنم که از تاریخ ارسال این نامه مسئولیت هر اتفاق و حادثه ای که برای من اتفاق افتد شما هستید .
سازمان ملل با اعمال خود در مورد من هر گونه راه قانونی را به روی من بسته است و این در حالی است که من به هیچ وجه امکان برگشت به ایران را ندارم و از این رو مجبورم برای رهایی از خطر دیپورت و بازگردانده شدن به ایران که شدیدا مرا تهدید می کند پا در راه بگذارم و خودم به تنهایی برای نجات جانم جهت خروج از این جهنم اقدام نمایم اما هزینه لازم این کار را ندارم و به تنها از عهده مخارج خروج از ترکیه برنمی آیم . از تمام همیهنان شریف خودم در هر جای جهان که هستند و صدای کمک خواهی مرا می شنوند و دست نیاز و گدایی من که به سویشان رفته است را می بینند عاجزانه تمنا دارم که مرا یاری نمایند . همه می دانید که در این پنج سال هر چند که نیازمند بودم ولی حتی یک بار هم تقاضای کمک مالی نکردم و همه سختی ها را به جان خریدم اما اکنون مساله مرگ و زندگی من پیش آمده من باید برای رهایی از خطر دیپورت و بازگردانده شدن به ایران هر چه سریعتر ( تا یک ماه اینده) از ترکیه خارج شوم . همیهنان شریفی که در توان دارند حتی ۱۰ دلار کمک نمایند و آنها که نمی توانند حداقل لطف کنند و نامه مرا برای افراد خیرخواهی که توانایی کمک را دارند بفرستند .
از همه هم میهنان سپاس گذارم
محمد حسین سیاهی نوبندگانی
شماره کیس دفتر سازمان ملل ترکیه:
(۰۵C۰۱۶۸۶)
شماره حساب جهت کمک: کد بانکی : ۰۳۳۹ شماره حساب : ۲۳۰۰۱۳۵۰
شعبه : HALKBANK .
اسم به لاتین : MUHAMMED HUSEYIN SIAHI NOBENDGANI
حالا اگر که نیاز بود اینم بهش پیوند بدهید
T.C .
از طریق اینترنت
Tr۳۴ ۰۰۰۱ ۲۰۰۹ ۳۳۹۰ ۰۰۲۳ ۰۰۱۳ ۵۰
تلفن من:
۰۰۹۰۵۳۷۷۲۳۳۴۱۲

 

نسل از دست‌رفته جوانان مهاجر در آلمان

انتگراسیون در سیستم آموزشی

 

پژوهشگران امور انتگراسیون، پیش‌بینی می‌کنند که هر سال بر شمار آلمانی‌های مهاجرتبار جوان در آلمان افزوده می‌شود. آنان می‌گویند، برای این که این نسل “از دست نرود”، باید در زمینۀ آموزش سرمایه‌گذاری‌های کلان صورت بگیرد. از هر پنج شهروند آلمانی، یک َتن تباری غیرآلمانی دارد. بر اساس گزارش” ادارۀ مرکزی آمار” آلمان، حدود ۷ / ۱۸  درصد جمعیت این کشور در سال ۲۰۰۷ را خارجی‌تبارها تشکیل می‌دادند. این نسبت در سال ۲۰۰۵، ۳ / ۱۸ درصد بوده است. در این آمارگیری، خارجی‌ها و آلمانی‌هایی که در اروپای شرقی یا شوروی سابق زندگی می‌کردند و پس از سال ۱۹۵۰ در آلمان اقامت گزیده‌اند، منظور شده‌اند.

 

این افراد در سال ۲۰۰۸، ۱۵ / ۶ میلیون تَن از جمعیتِ ۱ / ۸۲ میلیونی این کشور را تشکیل می‌دادند. بیشتر این مهاجران، تابعیت ترکیه یا کشورهای عضو اتحاد جماهیر شوروی سابق را دارا بودند. همزمان با این روند، جمعیت آلمانی تبار این کشوربه دلیل نرخ بالای مرگ و میر(حدود ۲۷۷ هزار نفر در سال) به ۶۶ / ۶ میلیون تَن کاهش یافته است.

 

مهاجرتبارها جوانتر از آلمانی‌ها

پژوهشگران و کارشناسان امور انتگراسیون، پیش‌بینی می‌کنند که این روند در سالهای آتی ادامه بیابد. از جمله کلاوس باده، دبیر اول شورای کارشناسی “بنیاد آلمانی انتگراسیون و مهاجرت” در این رابطه می‌گوید: نسل کنونی مهاجرتبار، جوان است و از اینرو میزان نرخ زاد و ولد آن هم بیش از نسل آلمانی‌هاست. کلاوس باده، همچنین معتقد است که سرمایه‌گذاری در زمینه‌ آموزش برای این نسل، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.  زیرا آمار نشان می‌دهد که جمعیت غیرآلمانی‌تبار آلمان، به‌طور کلی فاقد مدرک تحصیلی  است یا از سطح نازل آموزشی برخوردارست. شمار بیکاران در این قشر نیز، بیشتر از آلمانی‌نسبهاست.

 

این کارشناس امور انتگراسیون می‌گوید که عدم امکان تساوی اجتماعی، ثبات و آرامش جامعه را تهدید می‌کند و در دراز مدت امر دموکراسی در یک جامعه مهاجرپذیر را به خطر می‌اندازد. گرت هوف، کارشناس امور تربیتی دانشگاه آزاد برلین، نیز معتقد است که مهاجرتبارها باید بتوانند خود را با جامعه تطبیق بدهند و این تنها هنگامی امکان دارد که ما امکانات آموزشی در اختیار این نسل بگذاریم، نه زمانی که آنان را از جامعه جدا کنیم.

 

آمار تکان‌دهنده

بر اساس آمار رسمی، ۱۴ درصد از مهاجران، به‌طورکلی فاقد مدرک تحصیلی هستند. این رقم نزد آلمانی‌نسب‌ها، تنها دو درصد است. علاوه بر این، حدود ۴۴ درصد آلمانیهای مهاجرتبار، حرفه‌ای نیاموخته‌اند، در حالی که تنها یک پنجم آلمانی‌نسبها از دیدن آموزش‌های حرفه‌ای محروم مانده‌اند. آمار بیکاران نیز چنین روندی را تأئید می‌کند: شمار مهاجرتبارهای بین ۲۵ تا ۶۵ سال ،که شغلی ندارند، تقریباً دو برابر آلمانی‌ها ست. این افراد معمولاً فرزندان نسلی موسوم به نسل “کارگران مهمان” هستند که پس از جنگ دوم جهانی برای بازسازی آلمان به این کشور آمدند.

 

کلاوس باده این امر را نتیجه عدم انعطاف سیستم آموزشی آلمان میداند که  نسلها این زیان و بی‌عدالتی اجتماعی را از بین نبرده است. او همچنین از سیستم ارزشگذاری آموزشی آلمان انتقاد می‌کند که سالها مدارک تحصیلی و تجربه‌های حرفه‌ای “خارجی‌ها” را به رسمیت نشناخته است. این قانون که حدود ۲۰۰ سال پیش وضع شده، اکنون در حال تغییر است.

 

امکانات بیشتر برای آموزش بهتر مهاجرتباران

یکی از مسائلی که شرایط اجتماعی مهاجرتباران را دشوار می‌سازد، عدم علاقه‌ی آنان به استفاده از امکانات آموزشی است. ماریا بومر (  Maria Böhmer)، مسئول امور انتگراسیون دولت آلمان و عضو حزب سوسیال مسیحی این کشور می‌گوید، فراهم آوردن زمینه‌های دسترسی به امکانات آموزشی و تشویق مهاجرتباران برای استفاده از آنها یکی از راهکارهای اساسی در امر انتگراسیون نسل جوان مهاجرنسب است. او از مسئولان آموزشی ایالتهای مختلف آلمان خواست که به مفاد توافق‌نامه‌  تصویب‌شده در نشست “برنامه‌ ملی انتگراسیون”  وفادار بمانند. این برنامه، یکی از دستاوردهای دوره‌ دوم “اجلاس انتگراسیون آلمان” است.

 

نمایندگان بیش از هشتاد سازمان و تشکل مربوط به امور مهاجران، در تنظیم این برنامه شرکت داشتند. هدف این برنامه، فراهم آوردن زمینه‌ها وتسهیل امر انتگراسیون گروه‌های مهاجر در جامعه‌ی آلمان اعلام شده است. ماریا بومر در رابطه با چگونگی اجرای این برنامه می‌گوید: همه‌ی ایالتهای آلمان در “برنامه‌ی ملی انتگراسیون” قول دادند که تا سال ۲۰۱۲ سطح آموزشی دانش‌آموزان مهاجرتبار را به سطح دانش دانش‌آموزان آلمانی‌نسب برسانند. آنها همچنین قول دادند، شمار کسانی که ترک تحصیل می‌کنند، تا یک دوم کاهش دهند. آمارها گویای آنند که ما از این هدف‌ها، فرسنگها فاصله داریم. بومر از مسئولان امر خواست، از مدارسی که شمار دانش‌آموزان مهاجرتبار آنها بیش از سایر مدارس است، به‌طور ویژه پشتیبانی کنند. به تأکید او “جوانان مهاجرتبار ما”، تحت هیچ شرایطی نباید به نسلی از دست‌رفته تبدیل شوند.

 

منبع: سایت رادیو دویچه وله

 

 

 

 

 

 

نامه مرتضی و پاسخ به آن

ضمن سلام خدمت آقای اسدی

امیدوارم در این راهی که قدم برداشته اید موفق باشید.

جناب آقای اسدی بنده در خصوص احزاب سبز اتحادیه اروپا تحقیق می نمایم و خواستار این نیز هستم اگر توانستم برای ادامه تحصیل به کشور فرانسه عزیمت کنم اما مشکلی که در اینجا مطرح می باشد این است که آیا من می توانم از حزب مورد نظر بعد از تائید پژوهشی که نمودم بورس دریافت نمایم .اینجا جا دارد که بگویم بنده در این ایام بعد انتخابات چند وقتی را در بازداشت بسر می بردم و به عنوان فعال دانشجویی و سیاسی قلمداد می شوم و به این علت ضمن بیکار کردنم از کار و طرد شدن از خانواده چون آنها موافق صد در صد عملکرد انجام شده بودم از مزایای مدیدی چون حقوق مالی خود شده ام.ممنون میشم راهنمایی بنده رو نمایید در ضمن پروژه بنده

که در حال اتمام هست مورد پذیرش اساتید مجربی که در فرانسه نیز تحصیل نموده اند هم می باشد.

با تشکر فراوان از جناب عالی

مرتضی

 

مرتضی عزیز سلام، امیدوارم در کارت موفق باشید.

توجه شما را به چند نکته در مورد سؤالاتتان جلب میکنم:

۱- تا آنجای که  من اطلاع دارم احزاب سبز اروپا بخاطر تحقیقاتتان به شما بورس نمی دهند.

۲- در مورد نکته دوم بحث شما باید بگویم در صورت تمایل به ماندن و اعلام پناهندگی در فرانسه، روی همان نکته دوم حساب کنید این بهتر است. ولی باید دلایل کافی ارائه دهید و شواهد روشنی از بازداشت خود و فعالیت خود به مقامات امور پناهندگی ارائه دهید.

به شما توصیه میکنم برای اعلام پناهندگی خود روی همین نکته دوم کار کنید تا بتوانید آن را بعنوان دلایل پناهندگیتان به مقامات امور پناهندگی فرانسه ارائه دهید. اما اگر با ویزای قانونی به فرانسه سفر کنید باید دلایل بسیار قوی ارائه دهید چون سفارت فرانسه و انگلیس از متقاضیان ویزا اثر انگشت میگیرند. هر زمان که از ایران خارج شدید با ما تماس بگیرید تا راهنمایی بیشتری بگیرید.

برایت آرزوی موفقیت میکنم

عبدالله اسدی

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی