دولت هلند مسئول خود سوزی کامبیز روستایی است

215300_10150261623123916_589033915_9281657_3991460_n

روز چهارشنبه ۶ آوریل یک تراژدی هولناک قلب میلیونها نفر مردم شریف و آزادیخواه در هلند و سراسر جهان را به درد آورد. کامبیز روستایی پناهجوی گریخته از یک نظام و سیستم فاشیستی جمهوری اسلامی به دنبال ۱۰ سال آوارگی و رد درخواست پناهندگی اش توسط اداره مهاجرت هلند و مواجه شدن با سیاستهای ضد انسانی پناهندگی دولت هلند و تحت ماهها زندان تنها به جرم فرار و درخواست امنیت از دولت هلند خود را حریق شعله های آتش کرد و جان سپرد.

 

کامبیز روستایی پناهجوی ۳۶ ساله ایرانی در سال ۲۰۰۱ درخواست پناهندگی در هلند کرد ولی درخواست او توسط اداره مهاجرت و دادگاههای هلند رد شد و برای بازگرداندن او به ایران زیر فشار های شدید روحی و روانی قرار داده شد. ۹ ماه زندانی شد و نهایتا پس از بسته شدن راههای حقوقی دفاع از حق پناهندگی اش و در اوج درماندگی و استیصال در اعتراض به این سیاستهای ضد انسانی دولت هلند در میدان دام آمستردام اقدام به خود سوزی کرد و متاسفانه روز بعد در بیمارستان جان سپرد.

 

کامبیز روستایی قربانی سیاست ضد انسانی جمهوری اسلامی و دولت هلند است. او از کشوری گریخته بود که وزیر خارجه هلند تنها ۲ ماه پیش دولت و حکومتش را یک حاکمیت بربری با رفتارهای قرون وسطایی با مخالفینش نامید و مقامات دولت هلند از اتحادیه اروپا درخواست کرده بودند که فشارهای بیشتری برآن  اعمال شود.

 

کامبیز روستایی اما تنها قربانی سیاستهای ضد انسانی پناهندگی دولت هلند نیست. هم اکنون صدها ایرانی در کمپ های پناهندگی این کشور درخواست پناهندگی شان رد شده و کابوس استرداد به ایران بالای سرشان میچرخد.

 

به سیاستهای یک بام و دو هوا، به این ریاکاری ها،  به سیاستهایی که پناهجویان را وادار میکند دست به خودسوزی و لب دوزی و اعتصاب غذا بزنند باید خاتمه داد. کامبیز روستایی باید آخرین قربانی باشد.

 

ما ضمن اظهار تاسف از مرگ دلخراش کامبیز روستایی همه پناهجویان و مخالفین جمهوری اسلامی و مردم شریف و آزادیخواه هلند را به تظاهراتی که در روز شنبه ۱۶ آوریل از ساعت ۲ تا ۴ بعدازظهر در محل میدان دام آمستردام سازمان داده شده است دعوت میکنیم.

 

ما همچنین همگان را به شرکت در مراسم یادبود کامبیز که روز یکشنبه ۱۰ آوریل از ساعت ۳ بعدازظهر، در میدان دام آمستردام  توسط  پلاتفرم ضد نژادپرستی سازماندهی شده است، دعوت میکنیم.

 

ما ایرانیان مقیم هلند و مردم شریف هلند را فرا میخوانیم تا برای دفاع از حق پناهندگی پناهجویان ایرانی و با شعار نه به بازگشت به ایران و نه پشت دربهای بسته پناهندگی (نه ایران نه تراپل) دولت هلند و اداره مهاجرت را تحت فشار قرار داده تا حق پناهندگی کلیه فراریان از جهنم جمهوری اسلامی را برسمیت بشناسند.

 

هیچ پناهجوی ایرانی نباید حکم استرداد به ایران دریافت کند

حق پناهندگی کلیه پناهجویان ایرانی باید فورا برسمیت شناخته شود.

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر میتوانید با فرشاد حسینی تماس بگیرید:

farshadhoseini@yahoo.com

Tel: 0681285184

 

همبستگی فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – هلند

 

۹ آوریل ۲۰۱۱

گزارشی از جلسه گفت و شنود با احزاب پارلمانی سوئد در گوتنبرگ

اM_Aftabsavar

ین گزارشی است از آن جلسه که  محمد آفتابسوار بخشهایی از آن را به منظور چاپ در نشریه همبستگی ضبط و پیاده  کرده تا در دردسترس همه پناهجویان قرار گیرد. اداره پانل را نیز مسعود مقدم بر عهده داشت. از مسعود و محمد آفتابسوار تشکر کرده و به آنان خسته نباشید میگوییم. 

روز جمعه ۱۸ماه مارس از ساعت ۱۷ تا ۲۰ دو نماینده از احزاب نام برده مهمان فدراسیون در شهر گوتنبرگ سوئد بودند. هردوی آنها عضو کمیسیون دولت در امور پناهندگی بودند. برگزاری این جلسه از پیش برنامه ریزی شده و به منظورتوضیح اوضاع ایران و سیاست پناهندگی دولت سوئد در قبال پناهجویان ایرانی  در دوره پس از انتخابات ۸۸ در ایران بود. سئوالاتی که در مقابل آنها قرار گرفت عیینا به صورت زیر مطرح شدند.

سئوال همبستگی:  شما وضعیت ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا از میزان دستگیری و بازداشت مخالفین و شکنجه زندانیان سیاسی در ایران خبر دارید ؟ آیا از نظر اداره مهاجرت چیزی بنام رعایت حقوق بشر در ایران رعایت می شود ؟

پاسخ نماینده حزب سوسیال دمکرات: ایران کشور قانونمندی نیست و شهروندانش از امنیت جانی برخوردار نیستند و به هیچ عنوان آزادی ندارند و حزب ما تلاش کرده در این سالها این واقعیت را نشان بدهد و چیزی که نشان دهنده تصدیق حرفهای من هست، میزان بالایی از اعضای درون حزب ما ایرانی هستند که از ایران گریخته اند و باورمان این است که حزب ما نقش بسزایی برای نگه داشتن بسیاری از ایرانیان در سوئد داشته است و به جرأت می گویم که در ایران حتی چیزی که شبیه دموکراسی باشد وجود ندارد و اینکه تلاطمی که در کشورهای اطراف ایران در گردش است به ما این را می دهد که وضعیت در ایران هم متفاوت شود و دربهای امید برای مردم باز شود.

پاسخ حزب مردم: بدون شک در ایران یک دیکتاتوری مذهبی وجود دارد و حزب ما هم بسیاری از ایرانیان را در خود دارد که به عنوان اعضای حزب مشغول به فعالیت هستند و آنها هم مانند دیگر ایرانیان از ایران گریخته اند و امروز در حزب مردم فعال هستند. نظر حزب مردم این است که آزادی بیان مطلقا در ایران وجود ندارد و حکومت تفاوتی بین مذهب و حقوق شهروندی قائل نمی باشد و همین طور گروه های سیاسی و بسیاری ازدیگر شهروندان نظیر زنان، همجنسگرایان و گروه های سیاسی و قومی زیر ضرب حاکمیت قرار دارند و در این رابطه کوچکترین شک و ابهامی وجود ندارد و از نظر حزب ما حکومت ایران حقوق بشر را به رسمیت نمی شناسد.

سئوال همبستگی: با توجه به دستگیریهای گسترده و محاکمات غیر عادلانه و شکنجه های بیرحمانه در ایران اساسا تغییری در سیاست پناهنده پذیری دولت سوئد نسبت به پناهجویان ایرانی ایجاد شده و یا اساسا قرار است چنین تغییری ایجاد شود؟

پاسخ حزب مردم: از سال ۲۰۰۶ ما قانونی داریم که سیاست مداران حق ندارند در امور داخلی ارگانهای کشوری دخالت کنند، بلکه حق دارند فقط قانون مندی را وضع کنند و این شامل دادگاهها، اداره مهاجرت و دیگر ارگانهای دولتی می باشد. وظیفه ما این است که ببینیم آیا قوانینی که ما وضع کردیم به خوبی اجرا میشود یا خیر؟ در این مدت بسیاری از کسانی که از ایران فرار کرده اند توانسته اند اجازه اقامت بگیرند، اما پیش شرطش این بوده که بتوان گفته های این افراد را باور کرد. مفهوم این نیست که کسی که از ایران فرار می کند حقش این باشد که بتواند پناهندگی بگیرد. ما در جلسات پارلمان به وزیر مهاجرت گفته ایم که کشور سوئد می تواند بهتر از آن چیزی که امروز هست باشد و حتی هنوز هم می شود مسائل را مورد بررسی مجدد قرار داد. با توجه به اینکه سوئد در اروپا به عنوان یک کشور کوچک بشمار می آید اما سومین کشور اروپایی هستیم که بیشترین تعداد پناهجو را می پذیریم و ما بارها اعلام کرده ایم که باید اداره مهاجرت آگاهی و اطلاعاتش را در مورد کسانی که در کشورشان تحت تعقیب قرار می گیرند را بالا ببرد و در گذشته نیز پروسه پاسخگویی به پناهجویان کوتاه بود و آنچه که ما امروز باعث شدیم این است که پروسه پاسخ گرفتن را طولانی کردیم و حتی از اداره مهاجرت خواستیم که بسیاری از انسانها وقتی در کشورشان تحت تعقیب قرار می گیرند و یا زیر ضرب حاکمیت بوده اند ودارای دلایل( سیاسی، مذهبی، جنسی، قومی و غیره ) بوده اند ولی با این وجود نتوانسته اند زمانی که وارد سوئد می شوند تمام مسائل خود را مطرح کنند، از اداره مهاجرت خواستیم اگر مدارک جدیدی  را در طول مدت زمان معینی به اداره مهاجرت تسلیم کنند حتما مورد بررسی قرار بدهند و همچنین از اداره مهاجرت خواستیم که برخورد مناسبتری  با افراد داشته باشد .

پاسخ حزب سوسیال: ما تحولات را با اشتیاق بسیار بالایی دنبال می کنیم و مشخصا تحولات جامعه ایران برای ما مهم است و در این زمینه بسیاری از ایده های ما با حزب مردم همخوانی کامل دارد و اتفاقی که در سال ۲۰۰۶ از سوی حزب سوسیال دموکرات افتاد نشان داد که سیاست ما سیاست باز نگهدارنده و انسانی در این رابطه بوده و از آن به بعد این اتفاق باعث شده که قانون خیلی بهتر و روان تر نسبت به گذشته به انسانها نگاه می کند .

سوال همبستگی : بسیاری از پناهجویان سالهاست که پاسخ منفی گرفته اند و در شرایط بسیار غیر انسانی زندگی می کنند و مرتبا از طرف اداره مهاجرت و پلیس برای بازگرداندن به ایران تحت فشار هستند . در همین رابطه تعدادی از این پناهجویان که از مدت ۶ تا ۱۰ سال بدون اقامت در سوئد هستند از ابتدای ماه مارس در کلیسا دست به تحصن زده اند، ولی دولت و اداره مهاجرت تا کنون هیچ عکس العملی نسبت به آن نشان نداده. می خواستیم موضع شما را نسبت به این تحصن بدانیم.

پاسخ حزب سوسیال دمکرات: هدف و سیاست حزب ما بر این است که به حقوق انسانها احترام گذاشته شود به کنوانسیونهای جهانی که در این رابطه وضع شده و اینکه باید امنیت حقوقی وجود داشته باشد و پرونده  متقاضیان پناهندگی به طوردقیق مورد بررسی قرارگیرند. و وظیفه ما این است که تحولاتی که در جهان رُخ می دهد را با دقت دنبال کرده و مورد بررسی قرار دهد چرا که کیفیت بررسی پرونده پناهندگی انسانهایی که از آن کشورها فرار می کنند بالاتر می برد. در مورد آن تعداد افرادی که در گوتنبرگ تحصن کرده اند نمی توان پاسخ مشخصی داد به دلیل اینکه ما نمی خواهیم تنها وضعیت آنها را مورد بررسی قرار دهیم. نظر ما بر این است که باید با پناهجویان سیاست همبستگی داشته باشیم  و ما بخوبی افراد را درک می کنیم که سالهاست در این کشور زندگی می کنند و در جامعه جا اُفتاده اند و با این کشور خو گرفته اند و با این شرایط در حال زندگی کردن هستند. تا آنجایکه به  وظیفه پلیس بر می گردد وظیفه پلیس این است که پناهجویانی را که به درخواست پناهندگی آنها پاسخ رد داد می شود به کشورهای خود بازگرداند بنا براین نه تنها این افراد بلکه تمام کسانی که پاسخ منفی می گیرند ایجاب می کند که اخراجشان کند و به کشورهایشان باز گرداند، چون وظیفه پلیس این را می گوید و من به شخصه این عمل را نمی پسندم. ولی ما نیز باید به قانون احترام بگذاریم و امنیت حقوقی در تمام مراحل مورد احترام قرار بگیرد.

پاسخ حزب مردم: سوئد هم مانند دیگر کشورها دارای قانون می باشد و این قوانین شامل پذیرش پناهندگی می شود و از طرفی دیگر شامل اخراج پناهجویان هم می شود. سه گروه عمده هستند که می توانند از حق پناهندگی برخوردار باشند آنهایی که بر اساس کنوانسیون ژنو و تبصره هایی که خود کشور سوئد به آن اضافه کرده است و دوم کسانیکه در اینجا کار پیدا کرده و مشغول می شوند و گروه سوم کسانی هستند که بواسطه خانواده درجه یک می توانند در سوئد بمانند. اما کسانی که پاسخ منفی گرفته اند باید تحت شرایط شایسته ای کشور را ترک کنند. این آزار دهنده می باشد کسانی که در آن کلیسا دست به تحصن زده اند اگر واقعا حقشان این می باشد که در این کشور اقامت بگیرند اما نمیتوانند. این موضوع سخت و ناراحت کننده است ولی اگر حقشان نیست که در اینجا بمانند باید بازگردند در غیر این صورت نه دادگاهها نقشی دارند و نه اداره مهاجرت می تواند نقشی داشته باشد و نه ارگانهای دیگر دولتی.آنچه که حزب مردم و دولت ائتلافی خواستند این بوده که حقوق انسانی کسانی که بدون کاغذ هستند بالاتر برود. این شامل حق برخورداری از بهداری و حق رفتن کودکان به مدرسه می باشد و دیگر احزاب هم به این باور رسیده اند که حقوق این افراد محترم شمرده شود و البته بالاتر برود.

سوال همبستگی: این بسیار خوب است که بالاخره پس از سالها مبارزه برای استفاده پناهجویان غیر قانونی از خدمات درمانی و اجازه رفتن به مدرسه در سوئد رسمیت قانونی یافت. آیا نباید به پناهجویانی که به درخواست آنها پاسخ منفی داده می شود هزینه زندگیشان را قطع نکرد، چون همیشه یکسری دلایل وجود دارد که بر طبق آن نمیتوانند پناهجویان را اخراج کنند اما هزینه زندگی آنها را قطع کرده و کارت شناسایی آنها را پس می گیرند. از نظر فدراسیون قطع هزینه روزانه از این دسته از پناهجویان کاری غیر انسانی می باشد. نظر احزاب در این مورد چه می باشد؟

پاسخ حزب مردم: در حقیقت این سئوال نظیر سئوال پیشین می باشد، خوب نیست که پاسخی که متقاضی در خواست پناهندگی گرفته پاسخ نادرستی باشد و از این کشور باید اخراج شود. اما اگر این پاسخ درست باشد و فرد همکاری کند و بخواهد کشور را ترک کند، در طول مدتی که مراحل بازگرداندنش در حال انجام شدن است تا مرحله بلیط گرفتن، آن فرد از تمام حقوق واقعی برخوردار می باشد و در صورت گرفتن پاسخ منفی کمک هزینه قطع می شود، چون هدف این است که باید کشور را ترک کند.

پاسخ حزب سوسیال دمکرات:

حزب ما به امنیت حقوقی باور دارد و به این که تصمیمات باید حتما مورد احترام قرار بگیرد، از طرفی دیگر ما این باور را داریم که قوانین همیشه نیاز به تغییر دارد. اگر کسی که پاسخ منفی گرفته باید بازگردد و ما دو راه داریم اول اینکه نخست اینکه قانون و قانون مندی را کنار بگذاریم و اصلا قانون مندی وجود نداشته باشد و دوم اینکه به تصمیماتی که گرفته می شود احترام گذاشته شود. در جهان ۲۰۰ میلیون نفر پناهجو داریم  و در رابطه با سیاست پناهنده پذیری می توانیم هم آگاهی وعلم را به دیگر کشورها منتقل کنیم و همین طور ما ثروت غنی در مورد سیاست پناهنده پذیری در اختیار داریم. در نهایت آنچه که می توان گفت و باز هم به آن تأکید می کنم به تصمیمات اتخاذ شده احترام گذاشته شود و قانون را رعایت کنیم.

سوال همبستگی: بسیاری از پناهجویان از ۱ تا ۶ سال سابقه کار دارند، مالیات پرداخت کرده اند و عضو اتحادیه ها بودند، با این وجود اداره مهاجرت از اعطای اقامت کاری به آنها خودداری می کنند، چرا نباید به آنها اقامت کاری داد؟ در حالی که در قانون جدید آمده پناهجویانی که بعد از دریافت پاسخ منفی به درخواست پناهندگی خود در صورتی که دارای ۶ ماه سابقه کار و تضمین کاری یکسال و نیم آینده می توانند اقامت کاری دریافت کنند ولی عملا به ندرت اقامت از این طریق صورت می گیرد. شما این موضوع را چگونه توضیح می دهید ؟

پاسخ حزب سوسیال دمکرات: آن کسی که مشمول این قانون می شود در ابتدا که تقاضا می دهد و آن تقاضا تقاضای پناهندگی می باشد و نه به خاطر کار تقاضای اقامت بکند بنابراین کسی که متقاضی پناهندگی می باشد کسی نیست که از نظر حقوقی بتواند از طریق کار اجازه اقامت دریافت بکند. بنابراین زمانیکه درخواست پناهندگی آن فرد رد می شود باید کشور را ترک کرده و بازگردد به آن کشوری که شهروندش هست و از آنجا مدارک دریافت بکند و از طریق آن کاری که در سوئد دارد بتواند به اینجا برگردد و اداره مهاجرت هم حتما به آن فرد اجازه اقامت بر اساس کار را خواهد داد.

پاسخ حزب مردم : در سال ۲۰۰۹ قانونی وضع شد که در آن کسانی که در سوئد کار دارند می توانند اجازه اقامت دریافت کند. اما باید از آن کشوری که شهروندش می باشد درخواست را ارائه دهند و نمی توانند در داخل سوئد این تقاضا را ارائه بدهند. حزب ما به همراه حزب محیط زیست در پی آن بودیم که این قانون را تغییر دهیم و دیگر احزاب در پارلمان بر خلاف نظر ما وحزب محیط زیست رای دادند. تازگی  پژوهشی در این مورد صورت گرفته که به پارلمان ارائه خواهد شد و آن این است که دور زدن تقاضای پناهندگی یعنی اگر فردی درخواست پناهندگیش رد شود بتواند یک دور محوری بزند و درخواست دیگری را ارائه بدهد و از دریچه دیگری وارد شود و نام این پژوهش مهاجرت دورزدنی می باشد و این پژوهش صرف نظر از سن افراد صورت گرفته و تا قانونی شدنش زمان خواهد بُرد.

بعد از استراحتی کوتاه پناهجویان سوالاتی را برای دو حزب مطرح کردند و نمایندگان دو حزب به خوبی پرسش پناهجویان را پاسخ دادند.

درپایان عبدالله اسدی از نمایندگان حزب سوسیال دمکرات و حزب مردم تشکر و برای حاضرین در جلسه سخنان کوتاهی ایراد کرد که مورد تشویق پناهجویان قرار گرفت.

 

 

نامه یک روحانی به فدراسیون

سلام آقای اسدی
من از اقداماتی که شما برای پناهندگان انجام می دهید تشکر می کنم . من مجید هستم یک روحانی که در دوران انتخابات در ستاد آقای موسوی فعالیت داشتم در راهپیمایی های زیادی قبل و بعد از انتخابات شرکت داشتم و امام جماعت یکی از مساجد بزرگ تهران بود م که بعداز انتخابات ۶ تیرماه شبانه نیروهای اطلاعاتی به خانه من ریختند و من را دستگیر کردند و سه روز به مکانی نامعلوم بردند و مورد شکنجه قرار دادند و حتی دوبار اعدام سوری انجام دادند و از طرفی من با بسیج قبل از انتخابات در گیر بودم که بسیج علیه من به دادسرای ویژه روحانیت شکایت کرد که تعهد دادم که دیگر به پایگاه بسیج مسجد کار نداشته باشم.

 به هرحال قضیه من خیلی طولانی هست چندین بار به دادسرای ویژه روحانیت و حراست امور مساجد احضار شدم به قدر زیاد هستند که بعضی از تاریخ های آن را فراموش کرده ام بازداشت هم شدم شکنجه زیاد دیدم ولی چونکه من اصلا دوست نداتم از ایران بیام بیرون به دلیل اینکه پدر و مادر پیر ۸۵ ساله و ۷۵ ساله دارم ولی  هر روز اتهامات جدیدی را علیه من می تراشیدن و بدتر آنکه عکس ها و فیلم های من در انتخابات از شبکه های خارجی چندین بار منتشر شد و من خبر نداشتم و دوستان تماس می گرفتند و می گفتند حاجی  بی بی سی تو را نشان می دهد و از این حرف ها و دادسرا ویژه سر همین موضاعات چندین بار من را به اتهامات مختلف بازداشت و احضار کرد بالاخره من به صورت قانونی هر چند ممنوع الخروج بودم توسط سرهنگی که فامیل ما بود و در پلیس فرودگاه ها خدمت می کرد با هزار بدبختی ۵ ماه پیش به ترکیه اومدم.

 من آدم فقیر یا الافی نبوده و نیستم الحمدلله همه چیز دارم  و در سایت جرس هم چندین مقاله نوشتم به اسم خودم هست می توانید ببینید من به دلیل اینکه کیسم خاص بود دوبار مصاحبه اصلی رفتم ولی من درخواست کرده بودم وکیل مرد باشد وکیل زن به من دادند. من همه چیز را در زمان مصاحبه گفتم و مدارک کافی برای آنها ارائه کردم از سابقه خودم ولی از آنجائیکه دادسرای ویژه روحانیت حتی کپی از رای دادگاه هم بهت نمی دهد و دادگاه خاصی هست هیچ مدرکی نداشتم از این بابت ولی عکس ها و فیلم های انتخاباتی که در سایت های رسمی ایران مثل مهر و فارس و… منتشر شده بود را  ارائه کردم.

 به وکیل یو ان من با اونها با صداقت رفتار کردم برای همین یه کارت بسیج عادی داشتم به خاطر اینکه مجبور بودیم از بسیج حمایت کنیم آنرا به آنها دادم فقط جلسه اول من را سین جین کرده بودند برای چی عضو بسیج بودی چرا و چون ۲ ساعت تمام راجع به آن از من پرسیدند و من هم چونکه دروغگویی را بد می دانم همه چیز را راست گفتم و اینکه بیشتر شبیه بازپرسی بود تا مصاحبه و چون اون خانوم از سیستم حوزه اطلاع نداشت هی می گفت مگه اینطوری میشه اصلا سیستم درس خواندن و امام جماعت شدن در ایران سیستم مدونی نداره خیلی پیچیده هست و اینکه مثلا روحانی بالای منبر هست عموما هر چه بگوید کسی اعتراض نمی کند مثلا بازجو از من می پرسید شما چطور شخص آقای خامنه ای را مورد انتقاد قرار دادید من هر چه می گفتم می گفت داستان نساز بهش گفتم اگر تو میدانی پس چرا می پرسی حالا هم حدس می زنم ۹۹ درصد جواب رد بدهند. ضمن اینکه مترجم آقایی بود به عنوان باب به من توهین هم می کردند و می گفتند خودتون کردید حالا اومدید اینجا که چی شاید هم حرف های من را به خاطر خصومت اشتباهی ترجمه کرده باشه الان به سایت مراجعه می کنم نوشته پرونده باز است نتیجه بررسی شد

 .
حالا من اینجا در شهری در ترکیه هستم همه پناهجوها فکر می کنند من اطلاعاتی هستم و از من دوری می کنند برای همین نمی تونم به کسی نزدیک بشوم در ثانی ممکن است موقعیتم لو برود. خود دادگاه ویژه و وزارت اطلاعات همین جا کار من را تمام کنند دیگر نمی دانم چه کار کنم ضمنا برادرم را چند بار بعد از آمدن من به دادگاه ویژه احضار کردند راست یا دروغش را نمی دانم. به او گفتند  نوزده سال به من حبس دادند این را هم در یو ان گفتم .

ببخشید طولانی شد من یکی دوتا از عکسهای منتشر شده ام را براتون می فرستم خواهشمندم من را راهنمایی و کمک کنید من هم از رژیم خوردم و هم اینها فکر می کنند من آدم اونها هستم به خدا هیچکس شرایط من را ندارد  با تشکر منتظر جواب شما هستم

 

 

پاسخ به نامه یک روحانی

پاسخ عبدالله اسدی به یک روحانی؛ در پایان نامه مذکور ضمیمه شده است

 

سلام آقای مجید در این نامه  توجه ات را به چند نکته جلب میکنم

 

۱- تا آنجایی که به پرونده پناهندگی شما نزد کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل برمیگردد باید بگویم مقامات امور پناهندگی چه در یو ان و چه در کشورهای غربی به پرونده و دلایل پناهندگی افرادی مثل شما بسیار حساس هستند. به نظر میرسد مقامات یو ان در ترکیه به گفته ها و دلایل پناهندگی شما باور نکرده اند و نخواسته اند باور کنند دلیلش هم این است که آنها باور ندارند شما مثل یک روحانی این همه مورد آزار و اذیت و شکنجه قرار گرفته باشید. و نکته مهمتر به احتمال زیاد این باشد که باور نداشته اند که که شما امام جماعت یکی از مساجد بزرگ تهران بوده باشید. چون هم امام جماعت و هم امام جمعه ها اکثرا اینقدر شناخته شده هستند که لازم نباشد شما برای اثبات آن زحمت زیادی بکشید.

۲- امام جماعت بطور عمومی از نظر سنی اکثرا از شما بزرگتر و با سابقه تر هستند در حالی که تصاویری که من از شما دیده ام نشان می دهد که شما یک مرد بسیار جوان هستید و باید به مقامات امور پناهندگی اثبات کنید که مشخصا امام جماعت کدام مسجد بزرگ در تهران بوده ای و از چه زمانی امام جماعت آن مسجد بوده اید. از این نظر نیز بعید به نظر می رسد که یو- ان دلایل  پناهندگی  شمارا باور کرده باشد.

 

۳- نکته دیگر این است که شما در نامه خود گفته اید قبل از انتخابات با بسیج درگیری داشته اید و بسیج علیه شما به دادسرای ویژه روحانیت شکایت کرده است و از شما تعهد گرفته اند که از این به بعد به پایگاه بسیج مسجد کاری نداشته باشید. به احتمال زیاد برای اثبات این موضوع از شما مدارک مستند بخواهند در غیر این صورت ممکن است نسبت به گفته های شما صلب اعتماد کنند. شما در همین نوشته خود اضافه کرده اید چندین بار به دادسرای ویژه روحانیت و حراست امور مساجد احضار شده اید و در پی آن موارد زیادی به  آزار و اذیت و شکنجه شما پرداخته اند که اشاره می کنید این موارد به قدری زیاد بوده که بعضی از تاریخهای آن را به یاد ندارید. در این مورد هم باید بگویم که مقامات مسئول در امور پناهندگان بدون ارائه سند و مدارک واضح ذکر این موارد را نیز از شما نپذیرند.

 

۴- شما به پخش تصاویر و فیلم خود در دوران انتخابات ۸۸ از رسانه های خارجی اشاره کرده اید که گویا این تصاویر بارها از رسانه های خارجی پخش شده است ولی خود شما هیچکدام از آنها را ندیده اید. دوست عزیز روحانی، من از آنجایی که آشنایی زیادی با نحوه پرس و جوی مقامات امور پناهندگی از پناهجویان دارم وقتی بخواهم کسی را راهنمایی کنم خودم را جای آن مقامات قرار میدهم و تناقضات گفته های آنها را یکی پس از دیگری نشان میدهم بنابراین ارزیابی من هم از گفته های شما این است که شما خود را وارد داستانی کرده اید که برای هیچکدام از آنها مدارک و شواهد روشنی در دفاع از دلایل خود ارائه  نداده اید. برای مثال گفته اید امام جماعت یکی از مساجد بزرگ تهران بوده اید شما می بایست برای اثبات همین موضوع، هم استدلال کافی و هم شواهد و مدارک کافی  ارائه میدادید. اگر نه آنها باور نمی کنند شما فرد شناخته شده ای در این حد بوده باشید.

 

۵- اینکه شخص متقاضی پناهندگی هر چه که خود دوست داشته باشد در مصاحبه با مقامات مسئول مطرح کند از نظر آنها دلیل کافی بر حقانیت گفته هایش محسوب نمی شود. تصویری که شما از برخورد مصاحبه کنندگان یو- ان با خود و مصاحبه با آنها ارائه داده اید، بخوبی بدبینی مقامات یو- ان را نسبت به گفته هایتان نشان می دهد. دوست روحانی عزیز! درست است که من دارم به نامه شما به طور مشخص  پاسخ می دهم ولی همین پاسخ باید کمک کند تا کسان دیگری قربانی این نوع بزرگنمایی نشوند و اگر یک جایی هم شدند به اندازه کافی سند و مدارک و شواهد روشن برای اثبات آنها داشته باشند اگر نه امکان دارد از ارائه چنین دلایلی برای همیشه صلب اعتماد شود.

 

۶- شما در نامه خود اشاره کرده اید که مقامات یوان حرفها و دلایل پناهندگی شما را جدی نگرفته اند و گفته اید به نوعی شما را بازجوی کرده اند. عینا همین طور است ازنظر آنها دلایل شما بیشتر به یک داستان شبیه بوده نه اینکه ممکن بوده در ایران تحت پیگرد قانونی بوده باشید. بعدا می گویند در گفته های شما بزرگ نمائی شده است، داستان سرائی شده است. می گویند کسی که تا این حد رژیم به وجود وی در ایران حساس بوده باشد نمی تواند به شکل قانونی از ایران خارج شود. می گویند شما برای اثبات گفته های خود مدارکی ارائه نداده اید. می گویند اگر شما در ایران فرد شناخته شده ای بودی و تا این حد دستگیری و بازداشت و اعدام سوری شده بودی مثل بسیاری  دیگر خبرش در رسانه های داخلی و خارجی منعکس می شد. می گویند شما در مصاحبه اول گفته بودی دو بار دستگیر شده ای  ولی در مصاحبه دوم به سه بار دستگیری اشاره کرده اید. می گویند تصاویری که خبراز شرکت شما در تظاهراتهای  داخل می دهد واقعی نیست. می گویند مدارکی را که ارائه داده اید به نظر نمی رسد مدارکی واقعی باشند و آنها حتی مستند ترین مدارک را به طور نسبی به حساب میاورند و بعدا نتیجه میگیرند که شما به عنوان پناهنده نیاز حفاظت  ندارید.  امیدوارم بقیه پناهجویان درچنین دامی نیفتند و قبل از معرفی خود اطلاعات کافی را در این زمینه بدست بیاورند.

 

 

نامه یک روحانی به فدراسیون

سلام آقای اسدی
من از اقداماتی که شما برای پناهندگان انجام می دهید تشکر می کنم . من مجید هستم یک روحانی که در دوران انتخابات در ستاد آقای موسوی فعالیت داشتم در راهپیمایی های زیادی قبل و بعد از انتخابات شرکت داشتم و امام جماعت یکی از مساجد بزرگ تهران بود م که بعداز انتخابات ۶ تیرماه شبانه نیروهای اطلاعاتی به خانه من ریختند و من را دستگیر کردند و سه روز به مکانی نامعلوم بردند و مورد شکنجه قرار دادند و حتی دوبار اعدام سوری انجام دادند و از طرفی من با بسیج قبل از انتخابات در گیر بودم که بسیج علیه من به دادسرای ویژه روحانیت شکایت کرد که تعهد دادم که دیگر به پایگاه بسیج مسجد کار نداشته باشم.

 به هرحال قضیه من خیلی طولانی هست چندین بار به دادسرای ویژه روحانیت و حراست امور مساجد احضار شدم به قدر زیاد هستند که بعضی از تاریخ های آن را فراموش کرده ام بازداشت هم شدم شکنجه زیاد دیدم ولی چونکه من اصلا دوست نداتم از ایران بیام بیرون به دلیل اینکه پدر و مادر پیر ۸۵ ساله و ۷۵ ساله دارم ولی  هر روز اتهامات جدیدی را علیه من می تراشیدن و بدتر آنکه عکس ها و فیلم های من در انتخابات از شبکه های خارجی چندین بار منتشر شد و من خبر نداشتم و دوستان تماس می گرفتند و می گفتند حاجی  بی بی سی تو را نشان می دهد و از این حرف ها و دادسرا ویژه سر همین موضاعات چندین بار من را به اتهامات مختلف بازداشت و احضار کرد بالاخره من به صورت قانونی هر چند ممنوع الخروج بودم توسط سرهنگی که فامیل ما بود و در پلیس فرودگاه ها خدمت می کرد با هزار بدبختی ۵ ماه پیش به ترکیه اومدم.

 من آدم فقیر یا الافی نبوده و نیستم الحمدلله همه چیز دارم  و در سایت جرس هم چندین مقاله نوشتم به اسم خودم هست می توانید ببینید من به دلیل اینکه کیسم خاص بود دوبار مصاحبه اصلی رفتم ولی من درخواست کرده بودم وکیل مرد باشد وکیل زن به من دادند. من همه چیز را در زمان مصاحبه گفتم و مدارک کافی برای آنها ارائه کردم از سابقه خودم ولی از آنجائیکه دادسرای ویژه روحانیت حتی کپی از رای دادگاه هم بهت نمی دهد و دادگاه خاصی هست هیچ مدرکی نداشتم از این بابت ولی عکس ها و فیلم های انتخاباتی که در سایت های رسمی ایران مثل مهر و فارس و… منتشر شده بود را  ارائه کردم.

 به وکیل یو ان من با اونها با صداقت رفتار کردم برای همین یه کارت بسیج عادی داشتم به خاطر اینکه مجبور بودیم از بسیج حمایت کنیم آنرا به آنها دادم فقط جلسه اول من را سین جین کرده بودند برای چی عضو بسیج بودی چرا و چون ۲ ساعت تمام راجع به آن از من پرسیدند و من هم چونکه دروغگویی را بد می دانم همه چیز را راست گفتم و اینکه بیشتر شبیه بازپرسی بود تا مصاحبه و چون اون خانوم از سیستم حوزه اطلاع نداشت هی می گفت مگه اینطوری میشه اصلا سیستم درس خواندن و امام جماعت شدن در ایران سیستم مدونی نداره خیلی پیچیده هست و اینکه مثلا روحانی بالای منبر هست عموما هر چه بگوید کسی اعتراض نمی کند مثلا بازجو از من می پرسید شما چطور شخص آقای خامنه ای را مورد انتقاد قرار دادید من هر چه می گفتم می گفت داستان نساز بهش گفتم اگر تو میدانی پس چرا می پرسی حالا هم حدس می زنم ۹۹ درصد جواب رد بدهند. ضمن اینکه مترجم آقایی بود به عنوان باب به من توهین هم می کردند و می گفتند خودتون کردید حالا اومدید اینجا که چی شاید هم حرف های من را به خاطر خصومت اشتباهی ترجمه کرده باشه الان به سایت مراجعه می کنم نوشته پرونده باز است نتیجه بررسی شد

 .
حالا من اینجا در شهری در ترکیه هستم همه پناهجوها فکر می کنند من اطلاعاتی هستم و از من دوری می کنند برای همین نمی تونم به کسی نزدیک بشوم در ثانی ممکن است موقعیتم لو برود. خود دادگاه ویژه و وزارت اطلاعات همین جا کار من را تمام کنند دیگر نمی دانم چه کار کنم ضمنا برادرم را چند بار بعد از آمدن من به دادگاه ویژه احضار کردند راست یا دروغش را نمی دانم. به او گفتند  نوزده سال به من حبس دادند این را هم در یو ان گفتم .

ببخشید طولانی شد من یکی دوتا از عکسهای منتشر شده ام را براتون می فرستم خواهشمندم من را راهنمایی و کمک کنید من هم از رژیم خوردم و هم اینها فکر می کنند من آدم اونها هستم به خدا هیچکس شرایط من را ندارد  با تشکر منتظر جواب شما هستم

 

 

 

فاطمه قاسمی،بازرس ویژه سازمان ملل و زندانهای مخوف جمهوری اسلامی !

Fatemeh_Ghasemi_96_x_120

همیشه وقتی سخن از نا کجا آباد به میان میاید ناخودآگاه جایی دور و دست نیافتنی در فکرمان مجسم میشود و مکانی تخیلی را برایمان تداعی میکند که فقط در اذهان نقش بسته و وجود خارجی ندارد. آیا کسی در واقعیت به چنین جایی سفر کرده است؟

شباهتهای زیادی بین ناکجا آباد و زندانهای رژیم جمهوری اسلامی وجود دارد. تمامی کسانی که دل در گرو آزادی به میهن دارند بطور حتم به ناکجا آباد رفته اند. وقتی در زندانهای به زنجیر کشیده شده دیکتاتوری، فریادت در گلو خفه میشود آخر دنیا را با تمام وجود حس میکنی. جایی که اشعه آفتاب را نمیتوانی لمس کنی ونور مهتاب را باور نداری، لطافت نسیم بر گونه هایت نمی نشیند و باد موهایت را نوازش نمیکند، چنین جایی صددرصد نا کجا آباد خواهد بود، ومن باور ندارم که بازرسان سازمان ملل اجازه ورود به نا کجا آباد را داشته باشند وحتی اگر از خط قرمزها عبور کرده واجازه بازدید از زندانها را داشته باشند آیا فکر میکنید آنان را به زندانهایی  که زندانیانش به جرم دگراندیشی، آزادی بیان و اندیشه، دموکراسی خواهی برای صلح وآرامش، قلمی توانا وفصاحت کلام، آزادی در مذهب ویا اعاده حق مظلوم از ظالمان دیکتاتور در چنگال استبداد اسیرند، میبرند ؟

رژیم جمهوری اسلامی آنقدر به دروغ اذعان داشته، درزندانهای ایران زندانی سیاسی وجود ندارد که خود نیز این موهم را باور داشته وبا زدن برچسب معروف اقدام علیه امنیت کشور به سیاسیون، گویی با این ترفند مسئولیت جنایاتش را از سر باز میکند. کدام روزنامه نگاری را سراغ دارید که با قلمش امنیت کشور را به خطر انداخته است ویا چه کسانی با اندیشه دموکراسی خواهی وآزادی بیان باعث بر هم زدن امنیت کشور و اقدام علیه آن میشوند؟ آیا جوانانی که بعد از انتخابات تقلبی خرداد ماه سال هشتاد و هشت در آرامش و سکوت به خیابانها رفتند و تنها درخواستشان به حساب آوردن رأی شان بود، چطور امنیت کشور را به خطر انداختند که خود براثر ضربات باتوم ویا شلیک مستقیم گلوله در کف خیابانها جان دادند؟

بر هم خوردن امنیت کشور زمانی تعریف میشود که عده ای با سلاح گرم در خیابانها آرامش را از مردم سلب کرده وباعث نا امن شدن معابر باشند، اینکار که در خور لباس شخصی ها و بسیجیان خودتان است که آرامش یک ملت را به هیچ می انگارد ودر خیابانها رعب و وحشت ایجاد میکنند. پس جای آنها در زندان است نه سیاسیونی که فقط سودای آزادی در سر دارند وبدنبال آزادی بیان در زندانهای رژیم استبدادی در غل و زنجیرند.

سازمان ملل قصدش از تعیین وفرستادن بازرس ویژه به ایران چیست؟ آیا قصد دارد گزارشی از نقض حقوق بشرتهیه کند؟ زهی خیال باطل است که در سرمی پروراند. چرا که رژیم جمهوری اسلامی به این راحتی دم به تله نمی دهد و اگربا ورود بازرسان سازمان ملل نیز موافقت کند، قبل از حضور بازرسان رژیم هر گونه آثار ظلم و جنایتی که هاکی از نقض حقوق بشراست را یا با تهدید ویا با تبعید پاک میکند.  برخی از زندانیان را با تهدید علنی مهر سکوت بر لبهایشان میزند و بدین گونه خاموش میکند و برخی را به ساختمانهای دیگری منتقل میکند تا بازرسان از حضور آنان بی اطلاع باشند.

از سازمان ملل متحد در شگفتم چرا که میداند با وجود اینهمه فرافکنی ، دروغ و تقلب، ظلم و جنایتی که بطور علنی رژیم در چند سال اخیرانجام داده است و با هجوم این همه پناهنده که وطنشان را رهاکرده به امید سر پناه امنی که بتوانند در زیر آن بدون هراس از شکنجه و تهدید بیاسایند، چه حاجتی به بازرس ویژه؟ به اعتقاد تمامی فعالان حقوق بشر، مدارا کردن با چنین رژیمی کاری بس عبث است. باید چاره ای دیگر اندیشید.

لب دوزی پناهجویان در لندن

هفت نفر که خود را پناهجوی ایرانی معرفی می کنند چند روز است که در مقابل ساختمان عفو بین الملل در لندن با دوختن لبهای خود نسبت به آنچه که آن را عدم رسیدگی به پرونده هایشان می خوانند دست به اعتصاب زده اند.
یکی از این افراد که تنها فرد این گروه هفت نفری است که لبهای خود را برای “گفت و گو با رسانه‌ها” ندوخته است به بی بی سی فارسی گفت که آنها از روند رسیدگی به پروندهایشان ناراضی هستند. وی افزود که پنج نفر از این افراد از کاردیف به لندن آمده اند تا در این اعتراض شرکت کنند

کشته شدن ۲۵۰ پناهجو در دریای مدیترانه

06436627_100

قایق حامل آوارگان آفریقایی در دریایی توفانی در نزدیکی جزیره لامپه‌دوسا غرق شد و بیشتر سرنشینان آن کشته شدند. عفو بین‌الملل ضمن انتقاد شدید از سیاست اتحادیه اروپا در قبال پناهجویان، خواستار کمک به آوارگان در لیبی شد.

کشته شدن ۲۵۰ انسان پناهجو یکی از دلخراش‌ترین فاجعه‌ها در دریای مدیترانه در دهه‌های اخیر است. بنا بر آخرین خبرهای رسیده، کشتی غرق‌شده مملو از آوارگانی بوده که آرزوی رسیدن به اروپا را داشته‌اند.

در ساعت ۲ بامداد چهارشنبه (به وقت اروپای مرکزی) گارد ساحلی ایتالیا در نزدیکی جزیره “لامپه‌دوسا” مطلع می‌شود که قایقی در دریا دچار حادثه شده است. پس از گذشت بیش از دو ساعت امدادگران به محل حادثه رسیده و عملیات نجات آغاز می‌شود.

حادثه در ۷۰ کیلومتری جزیره لامپه‌دوسا و خارج از حریم دریایی ایتالیا و جزیره مالت رخ داده است. به گفته امدادگران، احتمالاَ حدود ۳۵۰ نفر در قایق بوده‌اند که تاکنون تنها ۵۳ نفر آنان نجات یافته‌اند. هنوز از سرنوشت مفقودشدگان اطلاعی در دست نیست.

 آوارگان از طریق یک تلفن همراه موفق شدند که مقامات ایتالیایی را از وضعیت خود آگاه سازند. باد شدید، دریای توفانی و تاریکی هوا موانع جدی برای نجات سرنشینان قایق بوده‌اند. هلی‌کوپترهای گارد ساحلی ایتالیا هنوز در پی یافتن مفقودشدگان هستند. به گفته فرمانده گارد ساحلی، «امید به یافتن مفقودشدگان بسیار کم است، اما جستجو همچنان ادامه دارد.»

به گفته امدادگران، اغلب سرنشینان قایق از کشورهای آفریقایی بوده‌اند که بنا به تجربیات گذشته قادر به شنا کردن نبوده‌اند. احتمال می‌رود که این قایق از لیبی به مقصد اروپا در حرکت بوده است. گارد ساحلی ایتالیا اعلام کرد که قایق آوارگان به طول ۱۳ متر بوده و بیش از گنجایش خود سرنشین داشته است. بر اساس گفت‌وگوی امداگران با نجات‌یافتگان، اغلب آوارگان از کشورهای اریتره، سومالی، کشورهای مرکزی قاره آفریقا و ساحل عاج بوده‌اند.

انتقاد سازمان عفو ‌بین‌الملل از سیاست کشورهای اروپایی

در پی انتشار ابعاد فاجعه اخیر، سازمان عفو بین‌الملل خواهان ایجاد پل هوایی برای کمک به آوارگان در لیبی شد. مونیکا لوک، دبیرکل سازمان عفو‌بین‌الملل در آلمان اعلام کرد: «در حال حاضر حدود ۲۵۰۰ نفر روزانه از لیبی فرار می‌کنند.»

به گفته مسئولان عفو‌بین‌الملل، کمبود مواد غذایی و دارو از یک‌سو و تهدیدات ناشی از جنگ از سوی دیگر آوارگان را مجبور به اقداماتی مخاطره‌آمیز می‌کند. تخمین زده می‌شود که در نزدیکی مرزهای لیبی حدود ۲۰۰ هزار نفر در شرایط بسیار بدی به سر می‌برند.

دبیرکل عفو‌ بین‌الملل تصریح کرد: «به‌رغم شرایط بحرانی در جهان عرب کشورهای اروپایی همچنان به سیاست اشتباه خود در قبال آوارگان ادامه می‌دهند.» به گفته لوک، اتحادیه اروپا به جای ارسال کمک‌های انسانی همچنان سرگرم بستن و مراقبت از مرزهای خود است. سازمان عفو‌بین‌الملل اتحادیه اروپا را متهم کرد که با اعزام قایق‌های گشتی و مراقبت‌های ویژه مرزی تنها درصدد جلوگیری از ورود آوارگان به اروپا است.

سازمان عفو‌ بین‌الملل از کشورهای اروپایی خواست، به توصیه‌های درونی کمیسیون اتحادیه اروپا عمل کرده و با پذیرش آوارگان از شمال آفریقا موافقت کنند. به گفته این سازمان حقوق بشری، طبق قوانین بین‌المللی کمک به آوارگان نیازمند بر روی دریا یک وظیفه به شمار می‌آید. دبیرکل سازمان عفو بین‌الملل در آلمان تاکید کرد: «وضعیت آوارگان در جزیره لامپه‌دوسا نیز فاجعه‌آمیز است.»

بر گرفته از سایت  دوئچه وله

01047226_100

جهت اطلاع سازمانها، نهادها و شخصیتهای مدافع حقوق پناهندگی و افکار عمومی

etesab2v_500_x_375

یک گام بلند به‌ یمن تلاش جمعی نهاده‌ شد 

ما هفت نفر اعتصاب غذا کنندگان در مقابل دفتر کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان- ترکیه‌ شهرستان مرزی وان اعلام میداریم که‌ در اعتراض به‌ بلاتکیفی طاقت فرسا و لاقیدی یو ان و عدم اعزام به‌ کشورهای ثالث، از روز ۲۹ مارس اقدام به‌ اعتصاب غذا نمودیم و تمام سازمانها و نهادهای مختلف را از این اقدام خود مطلع نمودیم.

حرکت اعتراضی ما از جانب نهادها و رسانه‌ها و سازمانهای متعدد و همچنین افراد و سایتهای اینترنتی مورد حمایت قرار گرفت و از طرق مختلف بازتاب وسیعی پیدا کرد. نهادهای حقوق بشر ترکیه و بعضی رسانه‌های ترکیه‌ (رادیو، تلویزیون و روزنامه‌) استقبال کم نظیری از این اعتصاب نمودند و آنرا در ابعاد باورنکردنی بویژه‌ در سطح کشور ترکیه‌ مطرح  نمودند. در این مدت کوتاه‌ و محدود مصاحبه‌های رادیویی و گفتاری و نوشتاری با سایتها صورت گرفت و از اقصی نقاط جهان حمایت بی شائبه‌ سازمانها و شخصیتهای متعدد به‌ برای دفاع از ما و اعتراض به‌ یو ان، ارسال شد. در نتیجه‌ این فشار داخلی (ترکیه‌) و بین المللی هیئتی از دفتر مرکزی یو ان در آنکارا با مسئولیت خانم ” لرزان” به‌ منظور مذاکره‌ با اعتصاب غذا کنندگان وارد وان شد و طی چند نشت حضوری و مکالمات‌ تلفنی در روز های یکشنبه و دوشنبه گفتند که‌ بر مشکلات ما واقفند و متعهد شدند که‌ به‌ مطالبات ما در اولین فرصت ممکن جامه‌ عمل بپوشانند. 

در این فاصله‌ سازمانها و نهادهای دلسوز و مدافع جدی حقوق پناهندگی که‌ ما را از لحظات اول تصمیم به‌ اعتصاب غذا تاکنون همراهی کرده‌اند، درخواست نموده‌اند که‌ برای حفظ سلامتی و مصون داشن خودمان از مضرات و عواقب جدی احتمالی در نتیجه‌ اعتصاب غذا، دست کشیده‌ و نظر به‌ اعتمادی که‌ در نتیجه‌ مذاکره‌ با هیئت یو ان به نمایندگی خانم “لرزان”  بوجود آمد و تعهد سازمانهای مدافع پناهندگی بمنظور ادامه‌ حمایت خود و پیگیری مطالبه‌ بر حق ما، به‌ اعتصاب غذا پایان داده‌ و منتظر پاسخ نهایی و عملی شدن تعهدات یو ان خواهیم شد. ما متحصنین و اعتصاب غذا کنندگان در عین حال اعلام میکنیم که‌ تا تحقق کامل مطالباتمان در اشکال دیگری به‌ مبارزه‌ بر حق خود ادامه‌ میدهیم.

بدینوسیله‌ صمیمانه‌ تشکر میکنیم از حمایتهای بی دریع مردم شهر وان ، پلیس بخش خارجیها (یابانجی شعبه) تمامی پناهندگان در شهر وان ،‌ نهادها، سازمانها، رسانه‌ها و شخصیتها و افراد متعدد که‌ در این مدت یار و همدم و حامی نستوه‌ ما بودند. تردیدی در این نیست که‌ بدون فشار و حمایتهای بی دریع همه‌ شما این درجه‌ از پیروزی و عطف توجه‌ یوان به‌ حرکت اعتراضی ما و این درجه‌ از تعهد یو ان که‌ ما در انتظار عملی کردنش هستیم غیر ممکن میبود. 

در همینجا به‌ اعتصاب غذای خود پایان میدهیم و مبارزه‌ خود را تا تحقق کامل تعهدات یو ان در اشکال مختلف ادامه‌ خواهیم داد. بدون تردید شما حامیان جدی و دلسوز را در جریان اتفاقات قرار خواهیم داد.

مبارزه‌ و اتحاد ما و همبستگی بی دریع ضامن پیرویست

انسانیت هنوز زنده‌ است

 اعتصاب غذا کنندگان در مقابل دفتر یو ان در وان ترکیه‌

پنجم آوریل ۲۰۱۱ 

تحصن و اعتصاب عذای پناهجویان ایرانی درترکیه

روز سه شنبه  ۲۹ ماه مارس هشت تن از پناهجویان ایرانی دارای گواهی پناهندگی در شهر وان ترکیه در اعتراض به بلاتکلیفی خود برای انتقال به کشور ثالث٬ در مقابل درب اصلی مقر سازمان ملل متحد اقدام به برگزاری تحصن و اعلام اعتصاب غذای خشک کردند.

تعلل و بی مبالاتی مقامات اداره پناهندکی سازمان ملل در انتقال پناهجویانی که از سوی این سامان پذیرفته شده اند و انتقال آنان به کشور ثالث خشم عموم پناهندگان را برانگیخته است. درمیان پناهنجویان خانواده هایی بچشم میخورد که فرزندانی در سنین محختلف دارند٬ فرصت برای ادامه تحصیل برای این کودکان میگذرد و اداره پناهندگی سازمان ملل بدون توجه به زندگی و فشارهای روحی به این خانواده و خطرات تروریستی از جانب عوامل جمهوری اسلامی که مداوما جان این پناهندگان را تهدید میکند٬ آنها را به حال خود رها کرده است. بسیاری از این پتاهجویان بیش از دوسال است که تقاضای پناهندگیشان از سوی UNHCR پذیرفته شده است. اما همچنان همراه با کودکان خود بلاتکلیف درشهر وان ترکیه باقی مانده اند.

پناهجویان متحصن درنامه اعتراضی خطاب به کمیساریای عالی سازمان ملل متحد درامور پناهندگان با اعلام اعتصاب غذای خشک خواستار رسیدگی عاجل به وضعیت خود هستند.

بی مبالاتی مسئولین این سازمان تا بحال باعث ایجاد خطرات جدی در رابطه با و ضعیت پناهندگان ایرانی گردیده است.

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی ضمن پشتیبانی قاطع از خواست بحق این پناهندگان برای انتقال فوری به مکانی امن و کشوری ثالث از این عزیزان می خواهد تا به اعتصاب غذای خود سریعا خاتمه دهند. ما اعتراض این پناهجویان را به همه مراجع ذیربط بین المللی منتقل خواهیم کرد و کمیساریای عالی سازمان ملل متحد درامور پناهندگان را شدیدا تحت فشار هواهیم گذاشت تا به تعهدات خود سریعا عمل کند. این سازمان مسئول تمامی عواقب این تحصن و فشارهای جسمی و روحی به پناهجویان٬ خانواده های آنان و از همه مهمتر کودکان آنان است.

کمیساریای عالی سازمان ملل متحد درامور پناهندگان در شهر وان حق ندارد در حالیکه خطرات شناخته  شده تروریستی و امنیتی جان پناهندگان ایرانی را تهدید می کند٬ پناهندگانی را که خود پذیرفته است چنین با بی مبالاتی٬ بلاتکلیف سالها به حال خود رها کند.

 فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

۳۰ ماه مارس ۲۰۱۱

 

نامه متحصنین درمقابل درب اصلی مقر کمیساریای عالی سازمان ملل متحد درامور پناهندگان در شهر وان:

 

 

نامه‌ سرگشاده‌

به‌ کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان

 

 

با احترام

 

بدینوسیله‌ ما امضا کنندگان این نامه‌ به‌ اطلاع میرسانیم که سالهاست که‌ از جانب شما پناهندگی ما برسمیت شناخته شده است. اولین انتظار بعد از پاسخ درخواست پناهندگی اعزام سریع به‌ کشور ثالث است.

اما این انتظار در میان جمعی از پناهندگان به‌ انتظاری چندین ساله‌ بدل شده‌ است که‌ منجر به‌ تحمیل فشارهای روحی طاقت فرسای ناشی از مخاطرات امنیتی بالقوه‌ای است که‌ توسط جمهوری اسلامی ما را تهدید میکند. 

مضاف بر فشارهای نامبرده‌ وضعیت اقتصادی و سالها زندگی کردن در بلاتکلیفی ما را ناچار به‌ یک اقدام ناخواسته‌ کرده‌ است. 

ما عمیقا بر این باوریم که‌ سازمان شما قادر به‌ تسریع در اعزام ما پناهجویان میباشید، اما متاسفانه‌ به‌ بهانه‌ “عدم آمادگی کشورهای پناهند پذیر” ما را در انتظاری نامعلوم و بی انتها نگه‌ داشته‌اید.

با کمال تاسف باید به‌ اطلاع برسانیم که‌ این اقدامات سازمان شما بجز نشانه‌ لاقیدی و عدم حساسیت به‌ سرنوشت ما هیچ معنای دیگری نمیبخشد. لذا ما نیز از سر ناچاری و در اعتراض به‌ این نوع بلاتکلیفی کشنده‌ و عمیقا دردآور تصمیم به‌ اعتصاب غذای خشک بصورت جمعی شده‌ایم و تا تحقق مطالبه‌ اعزام به‌ کشوری امن، دست از اعتصاب غذا بر نمیداریم.

لذا از شما مسئولین سازمان ملل میخواهیم که‌ هر چه‌ سریعتر به‌ مطالبه‌ برحق ما که‌ تسریع در اعزام به‌ کشور امن میباشد، پاسخگو و انرا عملی کنید.

با احترام مجدد

وان‌- ترکیه

رونوشت به‌:  دفتر مرکزی ژنو کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان

انتشار این نامه‌ سرگشاده‌ در سایتهای مختلف بمنظور جلب حمایت افکار عمومی بویژه‌ نهادهای بین المللی و مدافع حقوق پناهندگی

 

 

نام

شماره پرونده

تاریخ قبولی

۱

منوچهر

۰۷c۰۲۰۸۳

۱/۲/۲۰۱۰

۲

صمد

۰۷c۰۱۰۷۴

۳/۲/۲۰۱۰

۳

رفعت

۰۷c۰۲۷۸۳

۲۰/۶/۲۰۰۸

۴

حمزه

۰۵c۰۰۸۳۴

۱۳/۶/۲۰۰۷

۵

پوریا

۰۶c۰۱۳۱۷

۸/۱/۲۰۰۹

۶

ثریا

۰۸c۰۴۷۴۵

۱۰/۳/۲۰۰۹

۷

سعدی

۰۶c۰۱۱۷۸

۱۷/۹/۲۰۰۸

۸

محمد امین

۰۵c۰۲۱۷۱

۲۰۰۷/۴/۱۶

 

جهت تماس با اعتصاب کنندگان با شماره تلفنهای زیر تماس بگیرید

۰۰۹۰۵۵۴۶۹۰۵۰۰۵

۰۰۹۰۵۴۱۶۳۷۲۱۱۸

تماس با کمپین حمایتی 

eshterak1@gmail.com

www.eshterak.info/refugee

مشخصات تماس با کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل- ترکیه در زیر آمده است

 

Birleşmiş Milletler Mülteciler Yüksek Komiserliği ANKARA

Adres:Tiflis Cad. 552

Sok. No:3 Sancak Mah. 06550Ankara

Tel: 00903124097000

Fax: 00903124412173

turan@unhcr.org

 

 Birleşimiş Milletler Mülteciler Yüksek Komiserliği VAN

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی