Fatemeh_Ghasemi_96_x_120

فاطمه قاسمی،بازرس ويژه سازمان ملل و زندانهاي مخوف جمهوري اسلامي !

Fatemeh_Ghasemi_96_x_120

هميشه وقتي سخن از نا کجا آباد به ميان ميايد ناخودآگاه جايي دور و دست نيافتني در فکرمان مجسم ميشود و مکاني تخيلي را برايمان تداعي ميکند که فقط در اذهان نقش بسته و وجود خارجي ندارد. آيا کسي در واقعيت به چنين جايي سفر کرده است؟

شباهتهاي زيادي بين ناکجا آباد و زندانهاي رژيم جمهوري اسلامي وجود دارد. تمامي کساني که دل در گرو آزادي به ميهن دارند بطور حتم به ناکجا آباد رفته اند. وقتي در زندانهاي به زنجير کشيده شده ديکتاتوري، فريادت در گلو خفه ميشود آخر دنيا را با تمام وجود حس ميکني. جايي که اشعه آفتاب را نميتواني لمس کني ونور مهتاب را باور نداري، لطافت نسيم بر گونه هايت نمي نشيند و باد موهايت را نوازش نميکند، چنين جايي صددرصد نا کجا آباد خواهد بود، ومن باور ندارم که بازرسان سازمان ملل اجازه ورود به نا کجا آباد را داشته باشند وحتي اگر از خط قرمزها عبور کرده واجازه بازديد از زندانها را داشته باشند آيا فکر ميکنيد آنان را به زندانهايي  که زندانيانش به جرم دگرانديشي، آزادي بيان و انديشه، دموکراسي خواهي براي صلح وآرامش، قلمي توانا وفصاحت کلام، آزادي در مذهب ويا اعاده حق مظلوم از ظالمان ديکتاتور در چنگال استبداد اسيرند، ميبرند ؟

رژيم جمهوري اسلامي آنقدر به دروغ اذعان داشته، درزندانهاي ايران زنداني سياسي وجود ندارد که خود نيز اين موهم را باور داشته وبا زدن برچسب معروف اقدام عليه امنيت کشور به سياسيون، گويي با اين ترفند مسئوليت جناياتش را از سر باز ميکند. کدام روزنامه نگاري را سراغ داريد که با قلمش امنيت کشور را به خطر انداخته است ويا چه کساني با انديشه دموکراسي خواهي وآزادي بيان باعث بر هم زدن امنيت کشور و اقدام عليه آن ميشوند؟ آيا جواناني که بعد از انتخابات تقلبي خرداد ماه سال هشتاد و هشت در آرامش و سکوت به خيابانها رفتند و تنها درخواستشان به حساب آوردن رأي شان بود، چطور امنيت کشور را به خطر انداختند که خود براثر ضربات باتوم ويا شليک مستقيم گلوله در کف خيابانها جان دادند؟

بر هم خوردن امنيت کشور زماني تعريف ميشود که عده اي با سلاح گرم در خيابانها آرامش را از مردم سلب کرده وباعث نا امن شدن معابر باشند، اينکار که در خور لباس شخصي ها و بسيجيان خودتان است که آرامش يک ملت را به هيچ مي انگارد ودر خيابانها رعب و وحشت ايجاد ميکنند. پس جاي آنها در زندان است نه سياسيوني که فقط سوداي آزادي در سر دارند وبدنبال آزادي بيان در زندانهاي رژيم استبدادي در غل و زنجيرند.

سازمان ملل قصدش از تعيين وفرستادن بازرس ويژه به ايران چيست؟ آيا قصد دارد گزارشي از نقض حقوق بشرتهيه کند؟ زهي خيال باطل است که در سرمي پروراند. چرا که رژيم جمهوري اسلامي به اين راحتي دم به تله نمي دهد و اگربا ورود بازرسان سازمان ملل نيز موافقت کند، قبل از حضور بازرسان رژيم هر گونه آثار ظلم و جنايتي که هاکي از نقض حقوق بشراست را يا با تهديد ويا با تبعيد پاک ميکند.  برخي از زندانيان را با تهديد علني مهر سکوت بر لبهايشان ميزند و بدين گونه خاموش ميکند و برخي را به ساختمانهاي ديگري منتقل ميکند تا بازرسان از حضور آنان بي اطلاع باشند.

از سازمان ملل متحد در شگفتم چرا که ميداند با وجود اينهمه فرافکني ، دروغ و تقلب، ظلم و جنايتي که بطور علني رژيم در چند سال اخيرانجام داده است و با هجوم اين همه پناهنده که وطنشان را رهاکرده به اميد سر پناه امني که بتوانند در زير آن بدون هراس از شکنجه و تهديد بياسايند، چه حاجتي به بازرس ويژه؟ به اعتقاد تمامي فعالان حقوق بشر، مدارا کردن با چنين رژيمي کاري بس عبث است. بايد چاره اي ديگر انديشيد.