مهرداد مهرپور محمدی جنگل های ایران و رژیم تبهکار جمهوری اسلامی

  mehrdad_mehrpour_176_x_237

ayandeh.3000@yahoo.com

جنگل های ایران که به واقع متعلق به همه مردم و همه نسل ها است ، در رژیم تبهکار جمهوری اسلامی، با شتابی روزافزون رو به نابودی اند.از جمله عوامل ایراد خسارت به جنگل ها، آتش است که در طول سال های حکومت فاسد اسلامی هزاران هکتار جنگل را در کام خود فرو برده است.   

رییس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیز داری کشور گفته است که ایران در خصوص سیل و زلزله تجارب ارزنده ای کسب کرده اما در آتش سوزی های جنگلی به دلیل تعداد و پراکنش جنگل در رشته کوه های البرز و زاگرس تجربه ای نداشته است.۱ البته گفته های مقام مزبور دروغ و خلاف واقع است و تعداد و پراکنش جنگل، بهانه مسخره ای بیش نیست. نابود کردن جنگل ها از جمله اقداماتی است که حکام فاسد جمهوری اسلامی همواره انجام داده اند و با این کار دو هدف امنیتی و اقتصادی را تعقیب نموده و می نمایند. حتی اشاره ای به فهرست رخدادهای زیست محیطی کشور که توسط جمهوری اسلامی و به عمد صورت گرفته، به پدید آمدن مجموعه ای مفصل  خواهد انجامید و در این نوشته نمی گنجد.

کافی است مروری بر آتش سوزی جنگل ها صورت گیرد تا دریابیم روی دادن تعداد پر شماری حادثه آتش سوزی در جنگل ها از یک سو و نبود اراده لازم برای مقابله موثر و بهنگام با آن ها، اتفاقی نیست. آتش سوزی جنگل ها که به شکلی سازمان یافته توسط رژیم جمهوری اسلامی در مناطق مختلف روی داده و می دهد، بار دیگر در سال های اخیر در استان هایی چون کردستان، گلستان و مازندران گسترش و شدت یافته است. تردیدی نیست که نیروهای حکومتی به عمد جنگلها را به آتش می کشند. 

مسایل و مشکلات حوزه حفاظت منابع طبیعی بسیار است که از آن جمله می توان به تعداد نیروی یگان حفاظت اشاره نمود. چندی پیش فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی استان تهران گفته بود: ” …برای محافظت از جنگل‌ها در کشورهای پیشرفته به ‌ازای هر دو هزار هکتار یک نیروی یگان حفاظت است که در کشور ما به‌ازای هر ۶۸ هزار هکتار یک نیروی یگان حفاظت است.” ۲ فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری نیز گفته بود:” در مجموع ۲۲۰۰ نفر کادر ثابت در یگان فعالیت دارند که هر روز هم از تعداد آنها کاسته می شود….”۳

این در حالی است که شمار پرسنل گارد ویژه حفاظت از خامنه اى جنایتکار( سپاه ولى امر) که مسئولیت حفاظت از وی، بیت رهبرى، نهاد رهبرى و ساختمان هاى زیر مجموعه آن ،که همگى در مقر موسوم به شهید مطهرى قرار دارند را بر عهده دارد ، تا ۱۲ هزار نفر تخمین زده شده است.۴ از این ارقام می توان به توجه(!!!) حکومت جمهوری اسلامی به منابع طبیعی و محیط زیست ، پی برد.

 در واقع در اغلب حوادث آتش سوزی، گروه های مردمی نقش اصلی را در مقابله و مهار آتش دارند .حکومت نه تنها کوچکترین توجهی به حفظ منابع طبیعی و محیط زیست نمی نماید، بلکه مهمترین عامل نابود کننده منابع طبیعی و محیط زیست کشور است. امید آن که با سرنگونی هر چه سریع تر رژیم تبهکار جمهوری اسلامی، منابع طبیعی کشور از خطر نیستی نجات یابد.

________________________

۱- http://www.pr.maj.ir/portal/Home/ShowPage.aspx?Object=Event&CategoryID=f61738b7-c4a4-486f-97af-8e68fa464125&LayoutID=ceba868d-82c0-408c-8724-fef18f8b1e77&ID=7825b769-177d-45f2-a63c-1fe192c638a2

۲- http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1733882  

۳- http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1265552  

۴-  http://www.radiofarda.com/content/f4_Khamenei_Guard_commandor_Jabari_history/2215178.html

 

شیرین شکرزاده به اداره مهاجرت

shirin_shokrzadehhh

من یک زن پناهجوی ایرانی هستم ،و از جهنمی بنام ایران که رژیم  جنایتکار آن مدت ۳۰ سال است، با قوانین عصر بربریت بر آن مردم حکومت می کند ،آمده ام .با اجرای قوانین وحشتناک قرون وسطائی، مثل قطع دست و پا ،در آوردن چشم و سنگسار کردن و شلاق و شکنجه و اعدام برای مخالفین رژیم چیز دیگری به ارمغان نیاورده است . قوانین ضد زن آن که زنان را بخاطر رابطه جنسی خارج از ازدواج به سنگسار محکوم می کند .

 

جواب هر اعتراضی را با گلوله در خیابان می دهد .قوه قضائیه آن بی عدالت ترین و بیرحم ترین اداره دولت جمهوری اسلامی ایران است .بطور مثال در جهان متمدن همواره اصل بر برائت مظنون است، اما در ایران بر عکس، اصل بر قوانین الهی قرون وسطائی استوار است  و از نظر قاضی هر آدم مخالف حکومت  قبل از محاکمه محکوم است . در یک دادگاه فرمایشی چند  دقیقه ای برای مخالفین نظام، بدون داشتن وکیل و یا هیئت منصفه و یا حتی مطبوعات تصمیم می گیرند .و حکم زندان طولانی مدت و شلاق و اعدام صادر می کنند .صحت گفته های من را هر روز می توانید در سر تیتر خبرهای جهان از ایران ببینید .

 

من هم مثل میلیون ها ایرانی در بد ترین شرایط برای نجات جان خود  از ایران فرار کرده ام ،و به کشور سوئد پناه آورده ام . من برای سفر به کشور سوئد نیامدم،  بلکه فقط برای نجات جانم از دست آن جنایتکاران آدمکش گریخته ام .به همین دلیل انتظار داشتم بر طبق مفاد کنوانسیون حقوق بشر ژنو با من برخورد شود.

 

اما متاسفانه با در خواست پناهندگی من موافقت نشد،و هر بارجواب منفی دادند . در دنیای رسانه ها آیا دولت سوئد هیچ اطلائی از شرایط سیاسی ایران ندارد؟ نمی بیند چطور حاکمان ایران با شهروندانش رفتار می کنند؟ اعتراضات و کشتار مردم بیگناه در خیابان را هر روز نمی بیند؟

دستگیرشد گان در زندانها مورد شکنجه و تجاوز قرار می گیرند .حتی دولتمردان ایران در رسانه و مطبوعات خودشان این را اعلام کردند و این رسوائی بزرگی برای جمهوری اسلامی ایران بود.

 

کشور ایران در بند کردن خبرنگارها و بستن مطبوعات، رتبه اول را در جهان دارد .دولت ایران در اعدام شهروندانش رتبه اول را دارد .اعتیاد و فقر و فحشا در رتبه اول است .پلیس که حافظ جان و مال مردم باید باشد خود به افراد دستگیر شده تجاوز می کند و هیچ مرجعی هم پاسخگو نیست.حتی شهروندان خارجی و دیپلمات کشورها ،از جمله دیپلمات کشور سوئد را هم دستگیر می کند  و برای باج خواهی به گروگان می گیرد.

 

چطور دولت سوئد می تواند چشمانش را به روی تمام این واقعیات ببندد  و به ما پناهجوها جواب منفی دهد؟  جواب منفی به ما پناهجوها یعنی اینکه ایران کشور امن و با ثباتی است و رژیمی دموکراتیک در آن کشور مستقر است و همه ما پناهجوها که  از آن جهنم فرار کرده ایم دروغ می گوییم.کسی به خواسته من توجه نمی کند .من بدون داشتن پول و خانه در این کشور سرگردانم هیچ امنیتی ندارم هر لحظه منتظر اتفاقی هستم .

تصور اینکه یک زن جوان و تنها بدون هیچ امکاناتی و حمایتی چطور می تواندشب وروزش رابگذارندخیلی وحشتناک است .

حتی مواقعی  زنان سوئدی که همه گونه چتر حمایتی بالای سرشان است  نیز مورد تجاوز قرار گرفته  و کشته می شوند.حال ببینید بر ما بدون هیچ نوع حمایتی چه میگذرد.

 

اداره مهاجرت ابتدامدارک جهت اثبات 

هویت از من خواست. بعد پرسید از چه راهی آمدی .من مدارک احضاریه و جلب خود را که از طرف دولت جمهوری اسلامی جنایتکار ایران به اداره مهاجرت تحویل دادم. من حتی مدارک کافی در جهت کشته شدنم را ارائه دادم و مدارکی هم از کشور سوئد، نامه پزشک بیمارستان ، نامه پلیس ،و نامه کوینوخور(مرکز حمایت از زنان) و حتی کشته شدن رضا در شهرsunsvall در اختیار اداره مهاجرت گذاشتم .در قبال کمک به من ، جواب دادند همه اینها جعلی است و تو در ایران هیچ مشکلی نداری .

 

پشت سر هم جواب منفی و در نهایت پرونده ام را به دست پلیس می دهند، و بعد هم دیپورت به ایران و آخرین مرحله اعدام و این پایان ماجرای یک پناهنده است که از کشور خودش فرار می کند . سوال می کنم ،چه کسی حاضر است، در کشور خودش در امن و آسایش باشد و آن را با در بدری و گرسنگی و بی خانمانی در یک کشور دیگر عوض کند؟ آیا باید برای اثبات حرفهایم متوسل به دوختن لب و اعتصاب غذا یا خودزنی شوم و یا خودسوزی کنم تا با من مثل یک آدم رفتار شود؟ هر نوع خودآزاری بدون تردید نشان از استیصال انسانها است و من به آنجا رسیدم .آیا وجدان بیداری نیست ؟

اداره مهاجرت سوئد توجه داشته باشد ،که من در بهترین دوران سنی خود و در بدترین شرایط در سوئد زندگیم  را سپری می کنم و از هر جهت تحت فشار های روحی و روانی قرار دارم .

 

بی هویتی ،بی کاری ،بی سرپناهی ،بی پولی ، از طرفی نداشتن اجازه کار و از طرف دیگر ترس دستگیر شدن و دیپورت به ایران ،همه این مسائل مرا به مرز دیوانگی کشانده .

 

لطفا لحظه ای به مشکلاتم قبل از اینکه تصمیم  بگیرید فکر کنید .خواسته من پناهجو از ایران گریخته ، ابتدا فقط اجازه ماندنم در سوئد است و  اینکه بعد با تقاضای پناهندگی ام موافقت شود تا شاید مرحمی بر روی زخمها و دردهایم باشد.

********

به اداره مهاجرت سوئد در مورد بازداشت صنعان اشرفى پناهجوی ایرانی در سوئد

صنعان اشرفی پناهجوی ایرانی روز پنجشنبه ۱۹ ماه مه  از سوی پلیس  استکهلم احضار  و در همانجا به قصد دیپورت به ایران بازداشت می شود. صنعان هم اکنون در بازداشتگاه اداره مهاجرت در شهر استکهلم   بسر می برد. صنعان اشرفی کسی است که قبلا بجرم فعالیت سیاسی در ایران زندانی بوده و برای اعتراف گیری مورد شکنجه قرار گرفته است. صنعان هنگام آزادی اش از زندان از سوی دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی مدام تحت نظر بوده و رفت و آمدش تحت کنترل بوده است. آثار شکنجه های داخل زندان بر روی بدن وی هنوز  قابل رویت است. تصاویری که نزد  صنعان وجود دارد حقیقت این موضوع را به خوبی اثبات می کند. 

صنعان اشرفی در سال ۲۰۰۸  بدلیل شرکت در یک تظاهرات از سوی پلیس ایران تحت تعقیب قرار می گیرد و سرانجام از ایران خارج می شود. حزب کمونیست کارگری – حکمتیست تائید کرده است که صنعان در ایران با این حزب ارتباط داشته است. صنعان هنگام ورود به سوئد با تشکیلات خارج کشور این حزب در سوئد ارتباط  تشکیلاتی گرفته و با آن شروع به فعالیت سیاسی – تشکیلاتی کرده است.

 

صنعان در سوئد فعالیت سیاسی داشته و در بسیاری از اجلاس و گردهمائی ها بر علیه رژیم ایران شرکت علنی و چشمگیری داشته است. تصاویر فعالیتهای سیاسی صنعان در پرونده وی در اداره مهاجرت سوئد موجود است. باین حال اداره مهاجرت در کمال بی توجهی، به درخواست پناهندگی وی پاسخ رد داده و پرونده صنعان را  جهت دستگیری و اخراج  به پلیس فرستاده است.

 

در دو  سال اخیر رژیم جمهوری اسامی شماری از فعالین سیاسی را تنها به اتهام عضویت آنها در سازمانها و نیروهای سیاسی در کردستان ایران به جوخه اعدام سپرده است. از این نظر فعالیتهای صنعان اشرفی و خانم مرضیه کمانگر از چشم جمهوری اسلامی دور نیست. با توجه به توضیح نکات فوق و شرایطی که صنعان اشرفی در آن قرار گرفته است. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از اداره مهاجرت می خواهد که در اسرع وقت اجازه دهد صنعان اشرفی و خانم مرضیه کمانگر از بازداشگاه آزاد شوند و پرونده آنها مورد بررسی مجدد قرار گیرد. چرا که هیچ دلیل حقوقی و قانونی برای نگاهداری آنها در بازداشت وجود ندارد.

 

فدراسیون در نامه ها و بیانیه های دیگری به دیگر سازمانها و نهادهای مدافع حقوق پناهندگی از آنها خواسته است به حکم بازداشت و خطر دیپورت اشرفی و کمانگر اعتراض کنند. در همین رابطه روز دوشنبه ۳۰ ماه ژوئن ساعت ۱۴ در مقابل اداره مهاجرت در سولنا دست به اعتراض خواهیم زد.

 

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – سوئد

۲۹ ماه مه ۲۰۱۱

 

 

Marziyeh Kamangar och Sanaan Ashrafi Två Politiskaktiva riskerar utvisning

Måndagen 30 maj kl.14.00

Migrationsverkets entré

Pyramidvägen 2, Solna

 

Marzieh Kamangar, känd politisk aktiv, Komalas hemliga medlem i Kurdistan, Komala TV:s korrespondent och Sanaan Ashrafi, känd politisk aktivist, f.d. politisk fånge och Hekmatist partiets medlem och en av arrangörerna för 2006 allmänna strejken i Kurdistan riskerar utvisning från Sverige.

 

Utvisning av de två är samarbete med en av världens grymmaste regimer när det gäller godtyckliga arresteringar, tortyr och avrättning av politiska aktivister.

 

IFRS, Iranska Flyktingarnas Riksförbund uppmanar alla frihetsälskande människor i Sverige att delta i manifestationen för att stoppa utvisningen av de två nämnda politiska aktivister.

 

Kontaktpersoner på IFRS:

Andeishe Alishahi: 077-672 05 25

Sara Nakhaee: 070-717 55 42

 

مرضیه کمانگر و صنعان اشرافی دو فعال سیاسی٬ در خطر دیپورت هستند!

دوشنبه ۳۰ ماه مه ساعت ۱۴

مقابل اداره مهاجرت استکلهم

 Solna; Pyramidvägen 2

 

مرضیه کمانگر فعال سیاسی سرشناس٬ عضو تشکیلات مخفی کومله در کردستان٬ خبرنگار تلویزیون کومله و صنعان اشرفی فعال سیاسی باسابقه. زندانی سیاسی و عضو حزب حکمتیست٬ یکی از فعالین اعتصابات عمومی کردستان در سال ۲۰۰۶ در معرض خطر دیپورت هستند. آنها توسط پلیس دستگیر و در بازداشتگاه اداره مهاجرت زندانی هستند. بازداشت این دو فعال سیاسی موجب اعتراضات وسیعی  در سطح بین المللی گردیده است.

 

به دنبال دستگیری و بازداشت مرضیه و صنعان، تلاش بی وقفه ای برای آزادی آنان از سوی سازمانها و نهادهای مدافع حقوق پناهندگی شروع شده است. این تلاشها باید اداره مهاجرت سوئد را متوجه کند که تصمیم به اخراج مرضیه و صنعان دو فعال سیاسی به ایران با معیارهای پذیرش پناهندگان در سوئد هم کاملا در تناقض قرار می گیرد. چرا که فعالیتهای سیاسی و سازمانی آنها برای دستگاههای قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی کاملا آشناست و در صورت بازپس فرستادن آنها به ایران و خطراتی که متوجه آنها خواهد شد، قبل ازهر چیز اداره مهاجرت است که از سوی وجدانهای بیدار به عنوان شریک جرم دولت ایران مورد سئوال قرار می گیرد.   

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از همه آزادیخواهان و مدافعین حقوق پناهندگی میخواهد که برای توقف حکم دیپورت و آزادی بیدرنگ مرضیه کمانگر و صنعان اشرافی متحدانه دست به اعتراض بزنند. روز دوشنبه سی ام ماه مه٬ باید به روز اعتراض قدرتمند برای آزادی آنان بدل گردد. پناهندگی حق مسلم فعالین سیاسی است که از جهنم جمهوری اسالمی جان سالم بدر برده اند!

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی ــ استکهلم

تلفن تماس: ۰۷۰۷۱۷۵۵۴۲

 

Utnyttja inte Bamse i utvisning av asylsökande barn!

bamse

Migrationsverket har i samarbete med tidningen Bamse givit ut en specialtidning som handlar om asylprocessen för asylsökande barn. Det är beklagligt att den populära bamsefiguren vanställds i detta nummer av serietidningen för att rättfärdiga Migrationsverkets utvisningspolitik. I serien framställs barn till och med vara lyckliga av att återvända till sitt hemland och träffa sina släktingar!

 

Vi menar att Migrationsverkets information till asylsökande barn i form av denna specialtidning i bästa fall är att betrakta som begravning av fakta och därmed missvisande. I de familjer som utvisas befinner sig barn i en utsatt psykisk situation medan de vuxna riskerar förföljelse, tortyr eller avrättning i sina hemländer bortsett från de ringa möjligheter som de har för att kunna försörja sig. Anledningen till att människor söker asyl är just dessa sociala, politiska och psykiska omständigheter som råder i hemlandet – vad som Migrationsverket struntar helt i.

 

Att föreställa en lycklig bild av de utvisade barn är enligt vår mening en total likgiltighet mot de lilla människor som behöver stöd och skydd. Migrationsverket borde utgå ifrån barns rättigheter och genom en human asylpolitik skapa förutsättningar för dessa barns lycka och en säkerställd framtid för dem. Låt Bamse förblir den godhjärtade Bamse och blanda inte honom in i den omänskliga utvisningen av asylsökanden.

 

Iranska flyktingarnas riksförbund i Sverige

۲۰۱۱-۰۵-۲۱

 

 Kontaktpersoner  för iranska flyktingarnas riksförbund i Sverige :

 

Andisheh Alishahi, Tel: 0706720525

 

Majid Hamidian Tel :073 9096603

 

از فدراسیون به اداره مهاجرت سوئد موضوع: مرضیه کمانگر پناهجوی ایرانی

موضوع: مرضیه کمانگر پناهجوی ایرانی 

 با شماره پرونده ۲۴۰۴۳۲- ۱۱

به اطلاع میرسانیم که روز یکشنبه ۲۲ ماه مه،  پلیس استکهلم خانم مرضیه کمانگر پناهجوی ایرانی را دستگیر کرد و هم اکنون در بازداشتگاه ماشتا در خطر دیپورت به ایران بسر میبرد. جهت اطلاع اداره مهاجرت، از همان ساعات اولیه بازداشت مرضیه، بسیاری از ایرانیان نه تنها در سوئد بلکه در بسیاری از دیگر کشورها با دفتر فدراسیون مرتبا تماس میگیرند و در مورد سرنوشت مرضیه بشدت اظهار نگرانی میکنند. اظهار نگرانی ایرانیانی که بطور مدام با ما در تماس هستند یک نگرانی واقعی است؛ چرا که آنها خانواده  و بستگان کمانگرها را میشناسند و میدانند که جان و زندگی هیچکدام از آنان در طول ۳۰  سال  گذشته در امان نبوده است. در طول سالهای گذشته بیش از ۱۵ نفر از بستگان و اعضای این خانواده در مبارزه علیه رژیم ایران جان خود را از دست داده اند. آخرین آنها فرزاد کمانگر بود که سال گذشته به جوخه اعدام سپرده شد.  پدر مرضیه محمد کمانگر و دو عمویش به نامهای حبیب الله و عبدالله کمانگر در مبارزه علیه جمهوری اسلامی جان خود را از دست دادند و بسیاری از آنها بعنوان پناهنده راهی کشورهای اروپایی شدند.

 

مرضیه در ایران از سوی همسرش به مرگ تهدید شده بود و به همین دلیل تا زمان خروجش از ایران به صورت مخفی زندگی می کرده است. علاوه بر این مرضیه با سازمان کومله ارتباط تشکیلاتی داشته و قبل از خروج وی از ایران ارتباطش با کومله نیز لو می رود و مرضیه مجبور می شود با وجود داشتن دو فرزند ۱۲ و ۱۶ ساله از ایران خارج گردد. ولی با این حال اداره مهاجرت سوئد دلایل پناهندگی او را رد کرده و مرضیه را با سرنوشت و آینده ای  مبهم مواجه ساخته است.

 

نکته مهمتر این است که مرضیه در طول سه سال گذشته در سوئد به عنوان یک فعال سیاسی در افشای نقض حقوق بشر در ایران فعالیت سیاسی و تشکیلاتی داشته و در اکثرفعالیتهای کومله و اپوزسیون چپ ایرن درسوئد مشارکت علنی و فعالی داشته است. مرضیه مدتی نیز به عنوان گوینده در تلوزیون کومله که برای ایران برنامه پخش می کند فعالیت می کرد و از این نظر نیز برای رژیم ایران  چهره ای شناخته شده محسوب می شود. در رابطه با ارتباط تشکیلاتی مرضیه با کومله در ایران، ۲ نفر از آنهایی که در ایران با مرضیه ارتباط تشکیلاتی داشته اند و اکنون در اردوگاه کومله در خاک عراق بسر می برند در نامه ای به اداره مهاجرت سوئد، ارتباط تشکیلاتی مرضیه را در آن زمان با خود تائید کرده اند و این مدارک هم اکنون نزد مرضیه موجود است.

 

یکی از دلایل اداره مهاجرت برای پاسخ رد به این پرونده بخاطرعدم  ارائه مدارک هویت از جانب مرضیه بوده است. در حالی که مرضیه بعدا شناسنامه خود را به اداره مهاجرت تحویل داده ولی به دلیل اینکه شناسنامه مرضیه پس از تصمیم گیری در مورد پرونده وی بدست آنها رسیده است این اداره نیزاز پذیرفتن آن خود داری کرده است. علاوه بر اینها مرضیه مدارکی را به اداره مهاجرت تسلیم کرده که نشان میدهد همسر وی از مرضیه شاکی بوده و  در این رابطه از وی شکایت کرده است. نکته دیگر این است که مرضیه در سوئد خود را مخفی نکرده بود و بیش از دو ماه بود هفته ای دو بار به پلیس مراجعه می کرده و به آنها امضاء داده است. ولی پس از بازداشت سیروان فروتن مرضیه هم از رفتن به پلیس خوداری کرده است. اما با این حال اداره مهاجرت به دلایل پناهندگی مرضیه اعتنای نکرده است.

از این رو فدراسیون از اداره مهاجرت می خواهد که فعالیت های سیاسی مرضیه را چه در تشکیلات مخفی کومله٬ و چه حضور او در تظاهراتها و  فعالیت های سیاسی – تشکیلاتی وی در سوئد و در تلویزیون و در اعتراضات خیابانی علیه جنایات جمهوری  اسلامی را نادیده نگیرد و از دیپورت وی به ایران اکیدا خوداری نماید. 

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی این نامه را جهت اطلاع عموم  به طور علنی منتشر می کند و از همه سازمانها و نهادهای مدافع حقوق پناهندگی می خواهد که برای توقف حکم دیپورت مرضیه کمانگر به ایران با ما همراه شوند و در اعتراضی که روز دوشنبه ساعت ۲ بعداظهر در مقابل اداره مهاجرت دراستکهلم سازماندهی شده است وسعا شرکت نمایند.

هبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – سوئد

Från: Iranska Flyktingarnas Riksförbund i Sverige

 

Till: Migrationsverket                                                                     ۲۰۱۱-۰۵-۳۰

 

Ärende: Om Marziye Kamangar iransk asylsökande

Ärende nr. 11-240432

 

Härmed skulle vi informera er att polisen i Stockholm har arresterat Marziye Kmangar och hon riskerar att deporteras till Iran. Härmed skulle vi informera Migrationsverket att många iranier från Sverige och även utomlands har kontaktat IFR och visat sin oro över Marziye Kamangars öde redan från första timmarna som hon blev gripen. Denna oro har en mycket riktigt grund, alla de som känner familj och släkten Kamangar, vet hur utsatta de har varit på grund av regimens förföljelse och trakasserier i de senaste 30 åren. Under gångna åren har de förlorat 15 familjemedlemmar i kampen mot islamiska regimen. Det senaste var Frazad Kamangar som avrättades föra året. Marziyes far som heter Mohammad Kamangar och två av hennes farbröder som heter Habibollah och Abdollah Kamangar har också förlorat sina liv i kampen mot islamiska regimen i Iran. Många av släkt och familjen har flyt till olika Europeiska länder och sökt asyl.

 

På grund av hotelse från sin man hade Marziye gömt sig även i Iran. Dessutom har Marziye varit i kontakt med organisationen Komale och kontakten avslöjas för säkerhetspolisen. Sedan blir hon tvungen att fly Iran trotts att hon har två barn på ۱۲ och 16 år. Men migrationsverket har avslagit hennes asylansökan och har satt en oviss och osäker framtid framför henne.

 

Det viktigaste är att Marziye under de senaste 3 åren i Sverige har varit organiserade aktivteter i att avslöja brott mot mänskliga rättigheter i Iran, samt att hon har deltagit i Komale och andra vänster gruppers aktiviteter på ett öppet sätt. Under en tid var Marziye programledare för TV Komale som sänder program för Iran, därför är hon känd för regimen i Iran även på grund av detta. För att bekräfta Marziyes organiserade aktiviteter i Komale, har två av dem som har varit Maziyes kontakter i Komale och nu lever i Komales Lägger i Irakiska Kurdistan, skickat brev till Migrationsverket där de bekräftar Marziyes medlemskap och aktiviteter i Komale. Brevet finns hos Marziye.

 

En av Migrationsverkets motiveringar för avslag till Marziye Kamangar är att hon inte har lyckats presentera identitetshandlingar. Marziye hade skickat sitt personbevis från Iran till Migrationsverket men detta hade inte kommit fram innan avslagsbeslutet, då Migrationsverket vägrade att ta emot personbeviset. Marziye har även lagt fram handlingar som bevisar Marziyes man har klagomål mot henne. En annan viktigt punkt är att Marziye inte har varit gömd för polisen. De senaste två månaderna har hon varannan vecka varit hos polisen och anmält sig. Men efter arrestering av Sirvan Frootan hon blev rädd och slutade med det. Ändå har Migrationsverket inte visat hänsyn till Marziyes asyl ansökan.

 

På grund av ovannämnda anledningar, vill vi i IFR att Migrationsverket tar hänsyn till hennes politiska tillhörighet (Komale) samt hennes aktiviteter i demonstrationer och politiska engagemang i Sverige och även TV programledarskapet och stoppa Marziyes deportation och bevilja henne asyl.

 

Detta är ett öppet brev och vi vill be alla som kämpar för asylsökandes rättigheter att visa sin solidaritet med Marziye och oss för att stoppa hennes deportation till Iran, genom att delta i vår protestaktion framför Migrationsverket nu måndag den 30 Maj kl: 14:00.  

 

Iranska Flyktingarnas Riksförbund i Sverige

Kontaktperson Andishe Alishahi  ۰۷۰۶۷۲۰۵۲۵

 

Ordförande i (IFRS)

 

Öppet brev till Migrationsverket

                 ۲۰۱۱-۵-۱۸

 

I det föregående öppna brevet till regeringen och Migrationsverket den 15 mars meddelade vi att ett stort antal asylsökande från Iran har sittstrejkat i Smyrnakyrkan i Göteborg. Efter drygt två månader sittstrejk började dessa asylsökande en hungerstrejk på Gustav Adolfs torg i Göteborg vilken pågår än i dag. För varje dag som går mår fler av dessa människor allt sämre på grund av hungerstrejken. Å andra sidan har en annan grupp av asylsökande från Iran gått i sittstrejk i Stockholm som nu fortsätter i en lokal i Rinkeby. Det finns risk att också detta övergår till en hungerstrejk.

 

Det ska inte vara svårt för regeringen eller Migrationsverket att förstå anledningen till de iranska asylsökandes sitt- och hungerstrejker. Detta är en protest mot Migrationsverkets kärva asylpolitik och blundandet för läget för mänskliga rättigheter i Iran då asylärendena behandlas.

 

Iranska asylsökande har flytt från politisk förföljelse, kvinnoförtryck, orättvisa rättegångar, allmän rättslöshet, avrättningar, omänskliga lagar och förtryck av oppositionella. Därför söker de asyl och är inte villiga att återvända till Iran. Alla rapporter från människorättsorganisationer är entydiga om att brott mot mänskliga rättigheter i Iran avsevärt har ökat under de senaste åren och man har gång på gång fördömt och protesterat mot regimen för detta. Ändå ignorerar myndighetspersoner och Migrationsverket helt dessa fakta och har bestämt sig att skicka asylsökande iranier till den islamiska regimens helvete. Vi anser detta helt oacceptabelt.

 

Vi menar att den svenska regeringen på så sätt inte bara kränker de iranska asylsökandes rättigheter utan också sätter ett nytt tak för respekt för mänskliga rättigheter. När Migrationsverket trots upptrappning av brott mot mänskliga rättigheter i Iran utvisar iranska asylsökande är budskapet tydligt att respekt för mänskliga rättigheter och för människans värdighet har till en hög grad förlorat sin betydelse i Sverige.

 

Asylsökandens hungerstrejk är ett tecken på regeringens hänsynslöshet mot dem. I regel får asylsökanden inte lämna in en ny ansökan på fyra år om dem fått avslag på sin första ansökan. Under denna tid har dessa människor inte rätt till juridiskt ombud. IFRS:s erfarenheter visar å andra sidan att de advokater som Migrationsverket tillsätter för asylsökanden är inte tillräcklig kunniga i asylprocessen och kan inte göra mycket för att försvara asylsökandes rättigheter. Asylärenden behandlas så hastigt att asylsökande inte hinner skaffa de kompletterande bevis som krävs från myndigheterna. De asylsökande som fått avslag får i de flesta fall inte vara närvarande vid omprövning av sitt ärende på migrationsdomstolen. Dessutom halveras efter första avslaget det ekonomiska stöd som asylsökande får, och efter en tid dras det helt in vilket skapar ännu fler problem i asylsökandens livsvillkor.

 

IFRS som sedan länge arbetar med asylfrågor har tagit del av många asylärenden och skälen som framförts för avslag på dem, bl.a. ett antal av de strejkandes ärende. De sakkunniga på vår organisation som har gått igenom deras ärende kommit fram till att många av dessa asylfall skulle kunna beviljas uppehållstillstånd enligt Genèvekonventionen. Även i ett antal asylärende har IFRS tillhandahållit Migrationsverket kompletterande uppgifter till vilka Migrationsverket har dess värre inte tagit hänsyn. Inte heller till de bevis från de oppositionella efterlysta organisationer som asylsökande anfört om medlemskap i respektive organisation. Alla dessa dokument finns hos IFRS.

 

Mohammad Sirvan Forootan och Mohammad Mehdi Maleki är bara två uppenbara exempel på de iranska asylsökandenas rättslöshet i Sverige. De sattes i Migrationsverkets förvar i två månader och det var bestämd att de skulle med tvång skickas till döden under månaden. Sirvans medlemskap i ett politiskt party var allmänt känt och även bevis hade anförts. Men Migrationsverket insisterade på sitt beslut om avvisning ända till minuter före flygets avgång.

 

Bland de strejkande asylsökande finns människor som har bott i Sverige mellan 10 och12 år! Om de skickas tillbaka kommer de inte bara att vara helt chanslösa för att kunna ordna ett normallt liv i det hårda, ekonomiska klimatet i Iran utan också framför allt att riskera förföljelse. Nyligen har den iranska statliga tidningen Keyhan uttalat sig fientlig mot de strejkande asylsökandena i Göteborg och har betecknat dem som en handfull opportunister.

 

I och med att asylsökandens hälsotillstånd har betydligt försämrats på grund av hungerstrejken håller IFRS Migrationsverket ansvarig för deras liv och förväntar sig att Migrationsverket vidtar omedelbara åtgärder. IFRS kräver att Migrationsverket med hänsyn till de nya omständigheterna som förekommit i Iran utser en grupp för att ta upp de hungerstrejkandes ärenden och bevilja dem asyl så fort som möjligt.

 

Högaktningsfullt

 

Abdollah Asadi

Ordförande för Iranska flyktingarnas riksförbund i Sverige

 

Kopia till: Socialförsäkringsutskottet

 

 

 

یاداشت سردبیر نازنین صدیقی

 nazi

جهان پر تلاطم قرن ۲۱ همچنان دستخوش حوادث و تلاطمات بیشتری است. هر روز و هر لحظه خبری جدید به

گوشمان میرسد و حوادث  مهمی رخ میدهد. از سونامی ژاپن و خطر فاجعه ای مانند چرنوبیل اما این بار در نیروگاه

هسته ای فوکوشیما گرفته تا ادامه انقلابات ضد دیکتاتوری مردم در خاورمیانه و شمال آفریقا تا قتل اسامه بن لادن رهبر

گروه تروریستی القائده و تشدید بحران داخل حکومتی جناحهای مختلف در درون حکومت اسلامی و فرار هر چه بیشتر

مردم از ایران به دلیل خفقان و سرکوب و دستگیری مخالفین و همچنین وضعیت وحشتناک اقتصادی مردم . در این بین

وضعیت پناهندگی نیز دستخوش حوادث بسیار زیادی بوده است. مردم دسته دسته از کشورهای دیکتاتور زده میگریزند

و این فرار و پناهندگی مردم به کشورهای اروپایی، صدای دولتمردان این کشورها را در آورده است؛ انگار تا کنون

خیلی در حق پناهنده منصف بوده اند که اکنون صدایشان در آمده که هجوم موج جدید پناهندگی برایشان سنگین است.

باری، اخبار آنقدر زیاد و لحظه به لحظه است که در حوصله این یادداشت نمیگنجد.

هنگامیکه به این حوادث نگاه میکنید چهره دنیا را بسیار سیاه و وارونه میبینید و براستی که چنین است؛ تحولات بسیار

خیر کننده ای در دنیا در جریان است که بعضا به اندازه ای دلخراش است که قلب هر نظاره گری را به درد میاورد اما

این خبرها گوشه دیگری هم دارد و آن بی تفاوت شدن بیننده نسبت به سیاهی تحولات جاری است که، در اوج ناراحتی

ممکن است که فقط کانال تلویزیون خود را عوض کند و نخواهد صحنه های دلخراش را نگاه کند یا اینکه به آن صفحه

روزنامه یا سایت اینترنتی نگاه بیندازد. اما خوشبختانه این تحولات عمدتا در جهت به وجود آوردن و  آزادی و فضای

باز سیاسی  در ایران و شاخ آفریقا و خاورمیانه پیش می رود. اما در پی اتفاقات  اخیر و روندهای جاری موج زیادی از

آوارگی و پناهندگی را به دنبال خود داشته است و در ادامه آن آدمهای بیشماری محل سکونت و زندگی  خود را از دست

داده اند. شمار زیادی از آنها حتی با کمبود نان و آب آشامیدنی در اردوگاهها و مرزهای کشورهای که به سوی آن در

حرکتند روبرو هستند. این در شرایطی است که کشورهای غربی از پذیرش آنها بشدت خودداری می کنند.

در حالی که حقوق پناهندگی یک حقوق  جهانشمول و  انسانی  است و باید در هرجای جهان این حق برای آوارگان و

پناهندگان برسمیت شناخته شود. با این وجود هم اکنون بسیاری از دولتهای غربی مرزها و خطوط ارطباطی خود را بر

آنان بسته اند و تقریبا ورود آنهارا غیر ممکن کرده اند. درزمان جنگ سرد و در پی دو قطبی شدن دنیا و تبدیل آن به

دوقطب چپ( به اصطلاح چپ) و راست، قوانین نیم بندی در دستور دول غربی برای برای پذیرش پناهندگان قرار

گرفت و برمبنای آن کسانی از شرق به دلایل مذهبی، نژادی، جنسیتی، قومی و سیاسی مورد ظلم واقع می شدند به

عنوان پناهنده پذیرفته می شدند. درواقع مفاد کنوانسیون ژنو مصوب ۱۹۵۱ چیزی جز مقابله غرب با شرق نبود. از ۳۰

سال گذشته ایران یکی از کشورهای پناهنده زا بوده که سالانه تعداد زیادی از مردم و ساکنین آن از کشورگریخته و جان

و مال خود را برداشته و برای یک زندگی بهتر پا به دنیای مهاجرت گذاشته اند ولی با وجود اختناق کم سابقه و

اعدامهای پی در پی  و قوانین ظالمانه و قرون وسطای همیشه برای دفاع از حقوق خود در همه جای جهان جنگیده اند و

هنوز دارند می جنگند.

پناهندهگان  ایرانی بعد از ۳۰ سال هنوز هم دارند قربانی روابط دیپلماتیک این کشورهای اروپای  با جمهوری اسلامی

می شوند و با هزاران “بهانه شرعی و غیر شرعی” پاسخ منفی میگیرند و از طرفی نیز چون تمامی پلها را پشت سر

خود خراب کرده  اند و اساسا  قید بازگشت به ایران را زده اند اجبارا به زندگانی مخفی و یا به اصطلاح رایج آن زندگی

و کار سیاه روی میاورند. تقریبا به دنبال انتخابات ۸۸ و خیزشهای توده ای در ایران  و سرکوب مبارزات مردم  شاهد

موچ دیگری  از متقاضیان پناهندگی در آن کشور هستیم و هم اکنون در ترکیه و سایر کشورهای اروپایی با کشکلات

متعددی روبرو هستند بطوری که در کشورهای مختلف از آذربایجان گرفته تا انگلیس، سوئد، قبرس و بسیاری جاهای

دیگر پناهجویان دست به اعتراضات مختلفی زده اند و در موارد زیادی دست به اعتصاب غذا و دوختن لبهای خود زده  

اند و بعضا به خود سوزی و خودکشی نیز دست زده اند. خستگی پناهجویان از شرایط پناهندگی و  بلاتکلیفی  کاملا قابل

درک است و ممکن است انسان به درجه ای از استیصال برسد که تصمیمات عجیب و غریبی را در پی داشته باشد.

تلاش فدراسیون این است که این مبارزه را  در جهت هم دلی و همبستگی بیشتر و همجهتی  برای تحقق خواسته های

پناهجویان کانالیزه کند.

حرکت اعتراضی کمیته پناهندگان سیاسی در یونان در سال گذشته پاسخ مثبت گرفت اما در قبال آن بهای گزافی پرداخت

کردند و به این دوستان آسیبهای جسمی و روحی زیادی وارد شد. این نوع مبارزه امروز در بسیاری جاهای دیگر کم و

بیش ادامه پیدا کرده است. با این تفاوت در یونان هیچ کسی کیس سیاسی فردی به معنی داشتن وکیل و تشکیل پرونده و

پروسه پاسخ گرفتن و غیر را نداشتند. بلکه آنها در یونان فقط نام نویسی شده بودند. ولی همه گفته بودند از ایران فرار

کرده ایم. اما پناهندگان در اروپای غربی در این زمینه همگی دارای شرایط فوق هستند و هر فرد پروسه قانونی خود را

طی کرده و به این اعتبار هر تصمیمی در موردشان گرفته شود بازم به صورت فردی به آنها رجوع می شود. نکته

دیگر در مورد یونان این بود که  دولت یونان مدتها  بود از سوی کشورهای اروپایی و سازمانهای حقوق بشری  و

دادگاه اروپا تحت فشار قرار گرفت چون ۳ سال بود هیچ پرونده در یونان مورد بررسی قرار نگرفته بود. حتی کار به

آنجا رسید دادگاه اروپا از همه کشورهای میزبان خواست تا قانون دابلین مصوبه سال ۲۰۰۳ را در مورد یوان از دستور

کار خود خارج نمایند.

******

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی