قمر السادات قائم مقامي چپاول دسترنج مردم ايران

198916_158799234178390_144482722276708_327520_1116629_n1

زندگي در غربت چندان آسان نيست. ميتواند اعصاب خرد کن باشد و ميتواند سازنده باشد. بستگي دارد به شخص که چگونه با غريبي دست و پنجه نرم کند.عده اي مجبورند دست روي دست بگذارند تا تکليفشان از نظر اقامت معلوم شود که بتوانند مشغول تعليم و تحصيل شوند يا کاري براي خود دست و پا کنند.

عده اي خونسرد هستند و راحت تر فکر ميکنند که هر چه پيش آيد خوش آيد و روزگار را مي گذرانند به اميد اينکه وضع در وطن يا غربت بهتر شود و خلاصه با اميد زندگي مي کنند. آنچه مسلم است براي هر دو گروه خبرهاي ايران دردناک است چه با اقامت و چه بي اقامت. خبرها هر روز شامل خودکشي, خودسوزي و کلاهبرداري است و يا اعدام و زندان و ورشکستگي وغيره است.

 

گراني، فقر، فحشا و اعتياد که همگاني است، اما آنچه که بسيار دردناک و ننگين است خاصه هزينه هاي سخاوتمندانه آقاياني است که براي باقي ماندن بر اريکه قدرت بذل و بخشش ميکنند. آبهاي درياچه مازندران منابع گاز و مس و مرمر و غيره همه به يک طرف،  نفتي که آيت الله خميني قول داده بود با پولش همه مردم ايران را از بدبختي نجات دهد و مصدقي که تلاش کرد نفت را ملي کند و قص علي هذي اکنون عمدتا در مالکيت چين است. قراردادي  که در بيست و يک آپريل امسال امضا شد که از آن به نام پترو نهاد شانگهاي نام برده اند ننگين ترين قرارداد است.

 

 بر اساس اين قرارداد که مرکزي هم در شانگهاي چين دارد کليه استخراج و فروش و توزيع به دولت چين واگذار شده و از قرار معلوم هفتاد در صد چين سهم دارد و سي در صد ايران؛ امروزه با اينترنت و تکنو لوژي پيشرفته هيچ خبري محرمانه و سري باقي نمي ماند. خبرها درز مي کنند و کساني که تعهد اجتماعي دارند بايد رسالت خود را انجام داده و مردم را به منافع خود آگاه کنند از رسوا کردن دست اندر کاران چپاولگر نهراسيد. آنچه که مهم است دست مذهب را از دخالت در زندگي مردم ايران کوتاه کنيم. تحقق چنين خواستي تنها در فرداي سرگوني جمهوري اسلامي ميسر خواهد بود

 

 

 

 

جهت اطلاع پناهجویان در سوئد

پاسخ اداره کل مهاجرت سوئد به نامه مورخه 18 ماه مه 2011 فدراسیون در مورد تحصن و اعتصاب غذای پناهجویان ایرانی در سوئد. همان طور که اطلاع دارید فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در طول تحصن و اعتصاب غذای پناهجویان در سوئد در نامه های به تاریخ  16 مارس و 11 و 18 ماه مه به اداره مهاجرت و کمیته تامین اجتماعی در مجلس، ضمن تشریح و توضیح وضعیت پناهجویان و دلایل اعتراض آنها، از اداره مهاجرت خواسته بود در اسرع وقت به پرونده این پناهجویان رسیدگی کند و بر طبق وضعیت جدیدی که برای آنها پیش آمده است  به این پناهجویان اجازه اقامت داده شود. در واقع این پاسخ اداره کل امور مهاجرت سوئد به نامه 18 ماه مه فدراسیون است که متن فارسی آن در تجمع روز شنبه 14 ماه مه در مقابل چادر تحصن پناهجویان در شهرگوتنبرگ توسط  فلورت معارفی از فعالین فدراسیون خوانده شد وترجمه  سوئدی آن در 18 ماه مه به اداره مهاجرت فرستاده شد. در زیر عین ترجمه فارسی  نامه اداره مهاجرت و متن سوئدی آن را ملاحظه می کنید. فدراسیون سعی می کند در اولین فرصت به این نامه نیز پاسخ دهد.

همبستگی،فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی-سوئد

…………………………………………………………………………………………………     

شماره 14857 – 2011 – 33

اداره کل مهاجرت

نوشته

30/5/2011

کارل بکسلیوس

تلفن: 6861 485 -010

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد

صندوق پستی 11103

گوتنبرگ 40423

 

باسلام

اداره مهاجرت نوشته مورخ 18 مه شما را درباره آکسیونهایی که تعدادی از ایرانیان از مارس سال جاری به این سو برگزار کرده اند دریافت کرد.

 

مقدمتأ باید گفت که اداره مهاجرت خود را در نگرانی شما در مورد اوضاع مربوط به حقوق بشر درایران، به ویژه به خاطر تحولات منفی در این زمینه، سهیم میداند. سالانه صدها نفر درایران اعدام میشوند، خصوصا بنا به دلایل سیاسی. به علاوه، تعداد اعدامیها درسال 2011 به نحو چشمگیری افزایش یافته است. اینکه انسانها به خاطر عقاید سیاسی خود اعدام میشوند، طبعأ بیانگر جامعه ای است که در آن دگر اندیشی و آزادی عقیده نیز به شدت محدود است.

 

همین واقعیت، یعنی شرایط غالبا سخت در ایران، است که مبنای رسیدگی اداره مهاجرت به پرونده های جداگانه را تشکیل میدهد. وضعیت بحرانی حقوق بشر در ایران موجب شده که به بسیاری از پناهجویان ایرانی در سوئد پناه داده شود. پیامد وخامت تدریجی وضعیت حقوق بشر در ایران این بوده که 30 درصد از متقاضیان پناهندگی ایرانی اجازه اقامت میگیرند، درمقایسه با 8 درصد قبولی در سال 2000.  

 

وظیفه اداره مهاجرت حراست از حق پناهندگی است. معنای این مأموریت برای ما از جمله این است که در موارد مربوطه برای کسانی که واجد این حق هستند محافظت بین المللی صادر شود. ضوابطی را که اداره مهاجرت باید به اجرا بگذارد، مبنایشان بالاخص کنوانسیون 1951 ژنو (کنوانسیون پناهندگی) و کنوانسیون اروپا در مورد حقوق بشر است. سوئد متعهد شده که از رویه ای که دادگاه حقوق بشر اروپا تعیین میکند پیروی کند، و اداره کل مهاجرت (و دادگاه های مهاجرت) هنگام بررسی تقاضای پناهندگی کتابچه راهنمای کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگی را به کار میبندد.

 

بدین نحو، بررسی اداره کل مهاجرت و دادگاههای سوئد در مورد این که آیا نیازی به محافظت بین المللی هست بر مبنای حقوق بین الملل استوار است. سؤالی که این بررسی باید پاسخ دهد این است که آیا فرد متقاضی در صورت بازگشت به زادگاهش در خطر پیگرد، مرگ، شکنجه و یا رفتاری که باید از گزند آن محافظت شود قرار خواهد گرفت یا نه. این اصل بین المللی درباره بررسی فردی بدین معناست که تمرکز روی فرد قرار دارد و نه روی گروه تا بتوان تمام آن دلایل شخصی ای که هنگام تسلیم درخواست پناهندگی ممکن است بدانها استناد شود را در نظر گرفت.

 

اداره مهاجرت ملزم است مقرراتی که در قانون اتباع بیگانه ذکر شده و رویه ای که دادگاههای سوئد تعیین میکنند را در این بررسی فردی رعایت کند. همچنین اداره مهاجرت به شیوه ای که فوقا شرح داده شد، از خط مشی های بین المللی درباره این که چگونه تقاضای پناهندگی باید ارزیابی شود پیروی میکند. یعنی این که مثلا پناهجو مجبور نیست که مدارک کتبی ارائه کند تا به عنوان پناهنده قضاوت شود. در عوض اصل بر سنگینی کفه به نفع تردید است، بدین معنی که چنانچه طلب مدرک غیرمنطقی باشد و روایت متقاضی حاوی ضدونقیض های بزرگ غیرقابل توضیح نباشد، با وجود این اطلاعات ارائه شده باید پذیرفته شود. همچنین نیازی نیست که پناهجو تأییدی دال بر این که درصورت بازگشت تحت پیگرد قرار خواهد گرفت ارائه کند. کافی است که چنین خطری احتمال برود.

 

تمام بررسیهای انجام شده توسط اداره مهاجرت روی کیسهای پناهندگی، در مراجع بالاتر قابل بررسی است. از سال 2006 به این سو دادگاه سوئد میتواند ارزیابی اداره کل مهاجرت را، در بعضی از موارد در دو مرجع، مورد بررسی قرار دهد. این در مورد پناهجویان ایرانی، اساسا به نحوی انحصاری، بدان معنی است که پناهجوی اهل این کشور میتواند تا زمانی که دادگاه مسئله محافظت بین المللی را حل و فصل کند در سوئد باقی بماند.

 

در صورتی که دادگاه سرانجام بر تصمیم اداره کل مهاجرت صحه بگذارد، فرد خارجی باید طبق ضوابط مقرره سوئد را ترک کند. دادگاه سوئد این وظیفه پناهجو را در چندین مورد تأیید کرده است.

 

همچنین شایان توجه است که اداره کل مهاجرت مجاز به تغییر حکم تعیین شده از سوی دادگاه نیست. این موضوع که شما هم در نامه تان ذکر کرده اید کاملأ درست است که حکم ردی و یا اخراجی، از تاریخی که به مرحله اجرا گذاشته میشود، به مدت چهارسال معتبر است. این امر از قانون اتباع بیگانه ناشی میشود. گاهی ممکن است درطی این مدت دلایل جدیدی مطرح شود که نه اداره کل مهاجرت و نه دادگاه امکان بررسی آنها را نداشته است.

 

دولت و مجلس تصریح کرده اند که موافقت با صدور اجازه اقامت هنگام بررسی این مسائل جدید در موارد استثنائی میتواند مطرح باشد و فقط در صورتی که مانعی برای اجرای حکم دیپورت وجود داشته باشد. به عنوان مثال اگر کشور متبوعه از پذیرش فرد اخراجی امتناع ورزد، اجازه اقامت میتواند صادر شود. با این حال، قانونگزار و روال کار در این زمینه صراحت دارند که علت خودداری کشور مربوطه از نپذیرفتن آن فرد خارجی نباید مربوط به عدم همکاری اخراجی، مثلأ در تهیه مدارک سفر، باشد.

 

دلایل پزشکی نیز میتواند مانع از اجرای حکم دیپورت باشد و از این رو، با اجازه اقامت باید موافقت شود. برای آن که چنین مانعی بخواهد در راه اجرای حکم دیپورت بر مبنای ذکرشده وجود داشته باشد، فرد خارجی باید طبق ضوابط موجود چنان بیمار باشد که اجرای حکم مقدور نباشد. همچنین در صورتی که دلایل جدیدی پیدا شود که اجرای حکم اخراج در مورد مربوطه منطقی نباشد، امکان موافقت با اجازه اقامت هست.

 

هنگامی که اظهار میشود کسی در صورت بازگشت مورد پیگرد، مرگ و یا برخورد دیگری از آن قبیل که در فوق شرح داده شد قرار خواهد گرفت (که در بیشتر موارد مربوط به اتباع ایرانی چنین است)، این دلایل نیز میتواند توسط اداره مهاجرت بررسی شود. درصورتی که اداره مهاجرت چنین اظهاری را رد کند، آنگاه دادگاه میتواند دلایل مربوطه را بررسی کند.

 

شما در نوشته تان نقش وکلا در مراحل بررسی تقاضای پناهندگی را نیز مطرح کرده اید. دولت ومجلس تصویب کرده اند که تحت شرایطی تعیین وکیل در جریان رسیدگی به تقاضای پناهندگی به عهده اداره مهاجرت است. برای آن که حقوق فرد رعایت شود، نقش وکیل در تمام مراحل رسیدگی به تقاضای پناهندگی بسیار مهم است. نمیتوان از فرد انتظار داشت که این امر را به طور کامل درک کند که چه تکالیفی در جریان تقاضای محافظت بین المللی اهمیت دارد. اداره کل مهاجرت و وکیل مدافع مشترکأ مسئولیت دارند که توجه کنند که دلایل مربوط به کیس در جریان تحقیق مطرح شود. طبعأ هم به نفع خود متقاضی و هم به نفع اداره مهاجرت است که وکیل مدافع از چنان قابلیت و مهارتی برخوردار باشد که دلایل مهم برجسته شوند. ضعف مشاور حقوقی و یا وکیل در انجام وظیفه، در غالب موارد، به معنای کار اضافی  برای اداره مهاجرت است، زیرا موجب پیچیدگی در امر رسید گی میشود. اداره مهاجرت دائمأ تلاش میورزد که کیفیت کار مشاوران حقوقی ای که به عنوان وکیل برمیگزیند را تثبیت کند و روالی را تنظیم کرده تا وکلای نامناسب برای انجام این وظیفه را شناسائی کند. این امر بدان جهت صورت میگیرد که کیفیت کار در جریان رسیدگی به تقاضای پناهندگی تضمین شود. اداره مهاجرت در مورد این مسائل به طور منظم با کانون وکلا  تماس دارد.

 

وضعیتی که بسیاری از پناهجویان سابق تبعه ایران در آن قرار دارند مسئله ساز است. قانون در این مورد صراحت دارد که هنگامی که تقاضای پناهندگی و اجازه اقامت فرد مورد رسیدگی نهائی قرار گرفته  باید سوئد را ترک کند. باقی ماندن در کشور با وجود این و به مدت طولانی طبعا برای فرد و خانواده اش متضمن فشارهای روحی است. اداره مهاجرت در بررسی هر یک از موارد جداگانه تلاش میورزد که از حقوق بشر، در چارچوبهایی که مقررات مربوطه مجاز میشمارد، حراست کند و همچنین خاطرنشان میکند که نامه شما دریافت کنندگان دیگری هم دارد.

 

با سلامهای دوستانه

کارل بکسلیوس

دبیر بخش برنامه ریزی

نامه تشکر مرضیه کمانگر

marziyehh

رفقا و دوستان عزیز و مهربانم!

ما پیروز شدیم.

این پیروزی نه‌ تنها به‌ آزادی من انجامید بلکه‌ قدمی بود در عقب نشینی به‌ سیاستهای جدید دولتهای اروپائی که‌ در تلاشند که‌ تصویری دروغین از رژیم جمهوری اعدام  ایران برای منافع اقتصادی خویش دهند .

من در اینجا از صمیم قلبم عمیق ترین و صمیمانه‌ ترین قدردانیها و سپاس گذاریهای خود را به‌ تمام احزاب ، سازمانها، تشکلها و افراد آزادی خواه‌ و برابری طلب که‌ با تلاش شبانه‌روزی خود آزادی من را مۆیثر ساختن تقدیم میدارم.

روزی که‌ تاریخ پروازم را به‌ من دادن.مرگ را با تمام وجودم احساس کردم. خود را در زندان مخوف اوین دیدم. که‌ شلاق، شکنجه‌ ، خون و اعدام را تقسیم می کردند.

کتاب نامهای فرزاد کمانگر که‌ در زندان نوشته‌ بود با خود داشتم. آن را دوره‌ کردم و باور کردم که‌ فرزاد نمرده‌ است. آرزوهای فرزاد زنده‌ است. مرگ پرنده‌ پایان پرواز نیست.

خودم را برای مرگی سرافراز آماده کردم و دیگر از مرگ نمی هراسیدم. پایان زندگیم را قبل از به‌ چنگال جنایت کاران اسلامی افتادن تعیین کردم.

روز جمعه‌ ساعت 9:30 پلیس برای دادن اطلاعات و چون و چرای پروازم به‌ ایران که‌ سه‌شنبه‌ 21 یونی بود فراخواند. وقتی پلیس را دیدم حالم به‌ هم خورد،  سرم گیج رفت و در حال بی هوش شدن بودم چون قاتلم را جلو خود می دیدم.

یکی از کارکنان کمپ گفت، مرضیه‌ آرام بگیر فاکسی از دادگاه‌ رسیده‌ است. چهره‌ پلیس به‌ هم خورد از چیزی ناراحت بود چون میدید نقشه‌اش دارد بر آب میرود ولی من بی خبر بودم.

لحظه‌های سخت و طولانی بود. برگه‌ کاغذی به‌ پلیس داده‌ شد نگاهی عمیق به‌ ان انداخت و گفت تو آزاد هستید.

باور کردنی نبود .گفتم من! و او گفت بله‌ تو و من دوباره‌ تکرار کردم و اوهمان جواب را داد. پریدم و پلیس را در آغوش گرفتم پلیس‌ گفت ،من چرا؟ ،من چرا؟  من که‌ این تصمیم را نگرفته‌ام.

این پلیس آمده‌ بود و مرا برای به‌ کام مرگ فرستادن آماده‌ میکرد. ولی در مقابل من شادی خود را با او تقسیم کردم. به‌ فکر فرو رفتم و در دنیای خیالاتم  یافتم که پلیس سوئد با چشمان آبئ و بئ ریش با سپاه پاسداران با چشمان  سیا و با ریش فرقی نمی کرد هر دو با وجود مکانهای متفاوت اما دارای هدفی مشترک و آنهم فرستادن آدمها به کام مرگ. و دریافتم که دنیای ما خیلی متفاوت است. دنیای من خیلی مهربانتر از دنیای پلیس است.

 بار دیگر عمیق ترین قدر دانیهایم را تقدیم شما می کنم و شادی خود را با شما عزیزانم تقسیم می کنم، که‌ این غیر ممکن را ممکن کردید.      با آرزی شادی برای همگی                                         مرضیه‌ کمانگر    18 06 2011        

 

 

 

 

 

 

مرضیه کمانگر آزاد شد

marziye

اطلاعیه فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی
به اطلاع عموم می رسانیم  که امروز 17 ژوئن 2011 مرضیه کمانگر زن پناهجوی ایرانی که در معرض خطر اخراج به قتلگاه جمهوری اسلامی ایران قرار داشت، از بازداشگاه اداره مهاجرت سوئد آزاد شد.
آزادی مرضیه کمانگر نتیجه و حاصل تلاشهای گسترده سازمانها و نهادهای مدافع حقوق پناهندگی و دخالت انسانهای آزادیخواه بیشماری بود که برای توقف  حکم اخراج وی در سوئد و سایر کشورهای دنیا  به حرکت در آمدند.
فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی  ضمن قدردانی از تمامی این تلاشها و زحمات ، آزادی مرضیه کمانگررا به ایشان و خانواده اش و همه دست اندکاران کمپین آزادی او تبریک می گوید.
 این برای چندمین بار است که با دخالت و بسیج انسانهای آزادی خواه موفق می شویم که جان پناهجویان در معرض اخراج را نجات دهیم.
اطلاعات بیشتر مربوط به آزادی  مرضیه کمانگر را در اطلاعیه های بعدی به اطلاع عموم  میرسانیم
همبستگی- فدراسیونسراسری  پناهندگان ایرانی


Marziye Kamangar släpptes äntligen fri

 

 

I dag släpptes den iranska asylsökande kvinnan, Marziye Kamangar, fri från Migrationsverkets förvar. Hon skulle utvisas till slakthuset Islamiska Republiken Iran.

 

Marziyes frisläpande var resultatet av massiva insatser från de organisationer som försvarar asylrätten och de otaliga frihetsälskande människor som kom i rörelse i Sverige och andra länder för att stoppa utvisning av henne.

 

Iranska flyktingarnas riksförbund (IFR) värdesätter högt och uppskattar alla dessa insatser för hennes frisläppande. IFR gratulerar hjärtligt Marziyes frisläppande till hennes familj och alla inblandade i kampanjen för hennes frisläppande. Än en gång har vi lyckats att rädda livet på en asylsökande som riskerade att skickas i döden. 

 

Vi återkommer med flera uppgifter om frisläppandet av Marziye Kamangar för allmänhetens kännedom.

 

 

Iranska flyktingarnas riksförbund i Sverige

2011-06-17

 

 

 

17 ژوئن 20

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی