Abbe-Hos-Rami20110204-171502C_302_x_320

گفتگو با عبداله اسدي در مورد بازداشت و اخراج پي در پي پناهندگان ايراني از سوئد

 Abbe-Hos-Rami20110204-171502C_302_x_320

همبستگي: مدتها بود به ندرت شنيده مي شد که پناهجويان ايراني در معرض خطر اخراج از سوئد قرار بگيرند ولي در يک سال گذشته به نظر مي رسد که آن شرايط  اساسا عوض شده باشد. نظر شما در اين رابطه چيست؟

 

عبدالله اسدي: بلي سئوال شما کاملا درست است تغيير اين شرايط براي فدراسيون ما، کاملا قابل پيش  بيني بود و بارها به اين موضوع پرداخته بوديم. دولتهاي اروپايي بويژه دولت سوئد مدام در تلاش بوده اند تا موانع مرزي  که اساسا  از طرف جمهوري اسلامي در سر راه پناهجويان اخراجي به ايران ايجاد شده بود را برطرف کنند. اداره مهاجرت و مقامات سوئدي در اين مورد بارها با رژيم ايران تماس گرفته اند تا آنها را قانع کنند که پناهجويان اخراجي را تحويل بگيرند. اداره مهاجرت مي گويد هنوز که هنوز است بر سر اين موضوع با ايران به توافقي دست نيافته و کماکان براي اخراج پناهجويان ايراني که فاقد گذرنامه هستند با مشکلات زيادي مواجه است و همچنان سعي براين دارد که پناهجويان بازداشتي و کساني که به درخواست پناهندگي آنها پاسخ رد داده مي شود را قانع کند  که به سفارت ايران رفته و براي بازگشت به ايران گذرنامه تهيه نمايند.

 

همبستگي: به نظر شما چرا جمهوري اسلامي از پذيرش  پناهجويان خودداري مي کند؛ هدفش از اين سياست چه مي تواند باشد چون گفته مي شود جمهوري اسلامي حتي عدم پذيرش پناهجويان اخراجي را در مرزهاي ايران به قانون تبديل کرده است؟

عبدالله اسدي: من نمي دانم آيا اين موضوع در ايران به قانون تبديل شده است يا نه ولي اساسا اين مقررات در زمان دولت احمدي نژاد به اجرا گذاشته شد. ولي  اين مسئله خيلي طبيعي است جمهوري اسلامي مي خواهد  رفت و آمد اتباع ايراني به خارج از مرزهاي اين کشور با دارا بودن مدارک سفر صورت بگيرد. تصويب قانوني که شما به آن اشاره مي کنيد ممکن است با همين فرمولبندي صورت گرفته باشد. مقررات مرزي در همه جوامع جهان با داشتن گذرنامه صورت مي گيرد. جمهوري اسلامي هم در مورد کنترل و  مقررات مرزي همين را گفته است و پناهجويان اخراجي را هم وارد اين مقررات کرده است. بهرحال اين يک قرارداد مرزي است و جمهوري اسلامي  هم مي خواهد روي  رفت و آمدهاي  اتباع  ايران کنترل داشته باشد. ولي بايد به اين نکته هم توجه داشته باشيم که جمهوري اسلامي در چند سال گذشته بدليل اجتناب از پذيرش پناهجويان اخراجي فاقد گذرنامه از سوي شماري از کشورهاي اتحاديه اروپا از جمله سوئد تحت فشار بوده است. تعقيب و پيگرد پناهجويان ايراني در دوره اخير نشان توافقاتي است که ممکن است ميان دولت سوئد و جمهوري اسلامي برسر اين موضوع انجام گرفته باشد. گفته مي شود رژيم ايران در مرزهاي خود بويژه مرزهاي هوايي باجه هاي تردد ايجاد کرده است در اين باجه ها براي اتباع ايراني که مدارک سفر به همراه ندارند برگه تردد صادر مي شود و آنها را از در ديگري وارد مي کنند. به همين دليل است پليس مرزي سوئد اکنون با اطمينان بيشتري پناهجويان بازداشتي را به طرف ايران حرکت مي دهد.

 

همبستگي: پليس از چه روشي براي شناسايي و بازداشت پناهجويان پرونده بسته استفاده مي کند و اساسا اين بازداشت ها شامل کدام دسته از پناهجويان مي شود؟

عبدالله اسدي: بازداشت و اخراج شامل پناهجوياني مي شود که از دادگاهها پاسخ منفي مي گيرند و پرونده هايشان از سوي اداره مهاجرت به پليس فرستاده مي شود. از سال ۲۰۰۵ تاکنون براي پناهجويان ايراني  پرونده بسته، به نسبت سالهاي گذشته دوره آرامش به حساب مي آمد. ولي در ۸-۷ ماه گذشته ديديم که اين  آرامش شکسته شد و شماري از پناهجويان ايراني، يکي پس از ديگري بازداشت شدند و براي اخراج به ايران هرهفته يکي را راهي فرودگاه آرلاندا مي کردند. روش پليس براي شناسائي و بازداشت پناهجويان پرونده بسته کار خيلي پيچيده اي نيست روي  پرونده بسياري ازآنها آدرس محل کار و سکونت وجود دارد بنابراين برخي از اين پناهجويان يا در محل کار و يا در محل سکونت خود بازداشت مي شوند. روش ديگري که براي بازداشت پناهجويان بکار گرفته  مي شود، احضار آنها به پليس است. اتفاقا اکثر بازداشتيهاي اين دوره کساني بودند که پليس براي آنها نامه فرستاده و پناهجويان را احضار کرده بود و هنگام مراجعه، آنها را بازداشت مي کردند. اين دسته از پناهجويان، بعضي اوقات تصادفي هم به تور پليس مي افتند، براي مثال پناهجوياني که بيکار هستند از فرط  شرايط بي پولي و هزينه بالاي حمل و نقل داخلي قدرت خريد کارت اتوبوس و قطار را ندارند و مجبور مي شوند بعضا بطور سياه رفت و آمد کنند به همين دليل به تور مامورين کنترل بليط مي افتند و مامورين کنترل هم آنها را تحويل پليس مي دهند. بهرحال ماههاي گذشته دوران سختي براي پناهجويان در خطراخراج و سازمانهايي مثل فدراسيون بود. بعضي اوقات حتي خودمان به قدرت و تاثيرات کار خود باور نداريم در حالي که عملا مي بينيم که براي متوقف کردن حکم اخراج يک پناهجو يک عالمه کار مهم و تاثير گذارانجام مي شود بطوري که يکي از وکلاي سوئد که در جريان ديپورت محمد توسلي با ما کار مي کرد به خانم انديشه عليشاهي از فعالين فدراسيون گفته بود: “کار سازمانيتان بسيار پرقدرت و حائز اهميت است”. بهرحال  اقدامات به موقع ما و بسياري ديگر از مدافعين حقوق پناهندگي در اين دوره اخير بسيار کارساز و نتيجه بخش بود بطوري که جلوي اخراج همه آنهايي که به قصد ديپورت به ايران بازداشت شده بودند گرفته شد. جلوگيري از ديپورت اين پناهجويان کار کم درد سري نبود در اين زمينه نامه هاي بسيار مهمي به مقامات دولت سوئد و اداره مهاجرت اين کشور نوشته شد، اعتراضات زيادي سازماندهي گرديد، دخالتها و سازماندهي به موقع و انعکاس آن در رسانه هاي سوئد و شکايتهاي پي در پي به دادگاه اروپا و گسترش اين مبارزه به خارج از سوئد، هرکدام تاثيرات تعيين کننده اي در متوقف کردن اخراج پناهجويان داشت. براي مثال در اعتراض به حکم اخراج مرضيه کمانگر، علاوه بر فعاليت گسترده  واحدهاي فدراسيون در سوئد، واحد فدراسيون ما در شهر فرانکفورت آلمان در مقابل کنسولگري سوئد دست به تجمع زدند و خواهان متوقف کردن فوري حکم اخراج مرضيه به ايران شدند و همچنين ايميلهاي اعتراضي زيادي در بسياري از کشورهاي اروپايي به اداره مهاجرت سوئد ارسال گرديد.

 

 براي جلوگيري از اخراج سيروان فروتن هم فعاليتهاي کمي صورت نگرفت. جلوگيري از اخراج وي به ايران حاصل دوندگي زياد و کار شبانه روزي و خستگي ناپذيري اکتيويستهايي بود که به خودشان و به سيروان تعهد داده بودند تا افکار عمومي جامعه را در جريان تصاوير و اسناد و مدارک فعاليتهاي سياسي سيروان و خطري که از سوي جمهوري اسلامي جان و زندگي وي را تهديد مي کرد قرار دهند. واين فعاليتها در ظرفيت بسياربالايي انجام گرفت. در واقع پرونده سيروان يک تجربه ديگر را به اندوخته هاي ما مدافعين حقوق پناهندگي افزود و براي جلوگيري از اخراج بقيه بهتر کار کرديم. اما براي متوقف کردن حکم اخراج هرکدام از اين کيسها وقتي وارد دلايل فردي آنها مي شديم با پيچيدگي خاصي از نظر حقوقي روبرو مي شديم از اين نظر بايد با مهارت کامل، مهمترين نکته کيس را مي گرفتيم و در همه جا روي آن مي کوبيديم و توجه رسانه ها و افکار عمومي را در دفاع از آنها جلب مي کرديم. از اين طريق روي تصميمات سخت اداره مهاجرت براي متوقف کردن حکم اخراج هر کدام از پناهجويان تاثيرات مثبت مي گذاشتيم. براي مثال شکايت فدراسيون به دادگاه اروپا در روزنامه آفتون بلادت چاپ  سوئد منتشر شد. انعکاس اعتراض سه نماينده پارلماني در همان روزنامه همه و همه از جمله فعاليتهايي بود که به صورت پيگير تا متوقف کردن  حکم  آنها ادامه پيدا کرد.

 

همبستگي: در ماههاي گذشته پناهجويان زيادي در سوئد  به قصد ديپورت به ايران بازداشت شدند. در همين مورد مدتي پيش يک سايت فارسي در سوئد به نقل از پليس مرزي اين کشور اعلام کرد که در سال جاري ۲۶ پناهجوي ايراني را بدون مشکل به ايران اخراج کرده است در همين چند ماه گذشته جلوي ديپورت تعدادي گرفته شد. مي توانيد بگوييد که دقيقا حکم ديپورت چند تن از پناهجويان ايراني از طريق اين نوع فعاليتها در دوره اخير متوقف شده  است و اساسا اين دستگيريها به طور مشخص از چه زماني شروع شده است و چرا فدراسيون در مورد آن ۲۶ نفر چيزي نگفت؟

 

عبدالله اسدي: در مورد  خبر اخراج اين ۲۶ نفر بايد بگويم که اين خبر از هيچ منبع ديگري تائيد نشد و هيچ نام و نشاني از اين ۲۶ پناهجو در دست نميباشد، هيچکدام تماسي با فدراسيون نگرفتند و درخواست کمک نکردند، حتي از طرف هم کمپيهايشان تلفني به منظور کمک به آنها دريافت نکرديم و چه بسا سازمانهاي ديگري که کم و بيش مثل فدراسيون فعاليت مي کنند اين خبر را از هيچ منبع ديگري نشنيدند. ميخواهم بگويم خبر دييورت آن ۲۶ نفر پناهجوي ايراني که هيچ کس نفهميد چه کساني بودند و از کجا ديپورت شدند کاملا ساختگي و بي اساس بود. بنا براين فدراسيون هم نمي توانست از خبري بي اساس خبر بسازد. با گذشت زمان و در مقايسه با بازداشتها و ديپورتهاي اخير بي پايه و اساس بودن اين خبر بخوبي اثبات شد. اينکه بازداشتها از چه زماني شروع شد، به نظر من حتي نمي شود گفت اين بازداشتها از زمان  بازداشت کيومرث کاووسي فر شروع شد. چون کاووسي فر در هشتم آوريل ۲۰۱۰ بازداشت شد و تا زمان بازداشت کيوان سوفسطائي که در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۰  صورت گرفت ۸ ماه فاصله داشت. ولي بهرحال براي پاسخ دقيقتر به سئوال شما بايد بگويم که تعداد پناهجوياني که از سال گذشته در سوئد از طريق اين نوع فعاليتها حکم اخراجشان متوقف شده تا زمان اين گفتگو به ۹  نفر رسيد که اسامي آنها عبارتند از: کيومرث کاوسي فر، کيوان سوفسطايئ، سيروان فروتن، محمد مهدي ملکي، مرضيه کمانگر، صنعان اشرفي، امير نائيني، محمد توسلي و بهروز آراسته. عالم و آدم نه تنها در سوئد بلکه در سرتاسر جهان از ماجراي ديپورت هرکدام از اين پناهجويان و تلاش بسياري از سازمانها و نهادهاي مدافع حقوق پناهندگي براي مقابله با ديپورت آنها خبردار شد ولي از ديپورت آن” ۲۶ نفر” هيچکس خبري نداشت.

 

همبستگي: آيا در حال حاضر پناهجوي ديگري در بازداشت هست که از فدراسيون تقاضاي کمک کرده باشد؟

 

عبدالله اسدي: بلي مثل اينکه دستگيري و بازداشت پناهجويان ايراني در سوئد تمامي ندارد. چند روز پيش يک نفر ديگر را بنام پيمان نجفي بازداشت کردند و هم اکنون در معرض خطر ديپورت به ايران قرار گرفته است. وي از فدراسيون خواسته است که به فريادش برسد. روز سه شنبه دوم اوت پليس شهر “اوره برو” نويد ميرپورزاده را  احضار و در همانجا بازداشت کرد. تاريخ پرواز به ايران براي  پيمان نجفي را روز جمعه ۱۲ اوت ساعت ۰۸:۳۰  دقيقه اعلام کرده اند. به اين ترتيب نويد ميرپورزاده و پيمان نجفي در بازداشتگاه  شهر “فلن” در معرض خطر ديپورت به ايران قرار گرفته اند.

 

همبستگي: در اين رابطه سئوالي که از شما دارم اين است تا مي توانيد به اين شکل ادامه دهيد؟ راه حل چيست چه کار بايد کرد؟

عبدالله اسدي: اين سئوال، سئوال بسيار مهمي است تازه همه اين بگير و ببندها درست در شرايطي اتفاق افتاد که بسياري از پناهجويان ايراني در سال جاري در سوئد، مدتها در اعتراض به وضع موجود دست به تحصن و اعتصاب غذا زده بودند و اداره مهاجرت به آنها قول داده بود بر طبق شرايط جديد پرونده آنان را مورد بررسي  مجدد قرار دهد. با اين حال نه تنها گشايشي در پرونده ها ايجاد نشده بلکه مدام در حال دستگيري و بازداشت پناهجوياني هستند که پرونده هايشان به پليس رفت است. از نظر ما اين وضعيت بايد مورد اعتراض عمومي قرار گيرد و بسيارمهم است که خود پناهجويان براي مقابله با تصميمات اين اداره سازمان پيدا کنند و عليه چنين سياستي مقابله نمايند. هيچ پناهجويي نبايد در قبال بازداشت و اخراج خود بي تفاوت باشد بايد سياست پناهنده پذيري دولت سوئد بشدت مورد نقد قرار گيرد. بسياري از پرونده  پناهجويان ايراني که به درخواست آنها پاسخ رد داده اند مورد بررسي و مطالعه فدراسيون ما هم قرار گرفته است. دلايلي که در اين پرونده ها وجود دارد نشان مي دهد که برطبق قوانين پذيرش پناهندگان که مورد حمايت اداره مهاجرت سوئد هم مي باشد براي اعلام پناهندگي آنها کافي بوده است، ولي با اين حال به تقاضاي پناهندگي اکثر آنها به دلايل بسيار سطحي و بي پايه و اساس پاسخ رد داده اند. پناهجويان بايد در هر شهر و کمپي که هستند دور هم جمع شوند و در اين مورد باهم  تبادل نظر کنند و در سرنوشت خود به طور متشکل و سازمان يافته دخالت کنند. بايد در همه جا فرياد بزنيم ، تظاهرات سازمان بدهيم، نامه بنويسيم، جلسه بگيريم و به هر شکل ممکن اعلام کنيم که نه تنها  به ايران باز نخواهيم گشت بلکه دست به اعتراض مي زنيم و اجازه نخواهيم داد هيچ پناهجوي ايراني با توسل به زور به جهنم جمهوري اسلامي بازگردانده شود. فدراسيون براي مقابله با سياست اخراج پناهجويان ايراني برنامه هاي مهمي را در دستور کار خود گذاشته است. در اين رابطه از همه پناهجويان خواسته مي شود که در هر جايي که هستند به خود آيند، چون فردا ديگر دير خواهد بود.

 

همبستگي: چقدر از کارفدراسيون بعنوان يک سازمان سراسري در امور پناهندگان راضي هستيد؟ در مجموع طول و عرض کار فدراسيون را چگونه ميبينيد؟ اين سازمان در روند زندگي پناهجويان چقدر تاثير گذار بوده  است؟

 

عبدالله اسدي: من هم راضي هستم و هم نيستم، سعي مي کنم هردو جنبه را خيلي کوتاه توضيح دهم. از اينکه چنين سازماني ۲۳ سال پيش به منظور کمک و تاثير گذاري در روند زندگي پناهجويان تشکيل شده و تا به اين لحظه بدون هيچ چشم داشتي و مستقل از سياسي و يا غير سياسي  بودن، مستقل از جنسيت و گرايش جنسي و مستقل از باور و تعلق فرد به هر مذهبي، از حقوق پناهجويان در خارج از مرزهاي ايران بعنوان انسان دفاع کرده است و يک پاي مبارزه عليه جمهوري اسلامي به عنوان عامل اصلي  پناهندگي ايرانيان و عيله سياست سختگيرانه دولتها و کميسارياي عالي پناهندگان به دليل نقض حقوق پناهندگان مبارزه کرده است، بسيار راضي هستم و به خودم افتخار ميکنم که سالهاست در اين سازمان از حقوق انسانهاي آواره و بي پناه به معني واقعي کلمه دفاع ميکنم. آرمانها و اهداف فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني برپايه دفاع بي قيد و شرط از انسان و ارزشهاي انساني ساخته شده است به همين اعتبار فدراسيون درميان پناهندگان و ايرانيان خارج از کشور سازماني خوشنام و معتبر است. اما ناراضي هستم چرا که به دليل  شرايط و محدوديت هاي قانوني در کشورهايي مثل ترکيه، پاکستان، هند، مالزي  و عراق و بسياري ديگر با اينکه پناهجويان در بدترين شرايط زندگي قرار دارند دست و بال فدراسيون مثل اروپا باز نيست تا بتواند پناهجويان را حول خواسته هاي انساني خود سازماندهي کند. به همين دلايل تاثيرات فعاليت فدراسيون در کشورهايي که به آن اشاره کردم  محدود و کم تاثيرتر پيش ميرود. براي نمونه تنها چند ماه بود که در يکي از شهرهاي ترکيه انجمن حمايت از پناهجويان تشکيل شده بود که با برخورد شديد پليس مواجه شد و هر کدام از اعضاي اين انجمن را به شهرهاي ديگري تبعيد کردند و دو نفر از آنها نيز در معرض خطر اخراج به ايران قرار گرفتند. ولي عليرغم محدوديت هايي که براي کار ما در کشورهاي فوق وجود دارد هم اکنون در حال شکل دادن نوعي از آرايش سازماني و سازمان دهي  هستيم که اميدوارهستم که از اين طريق بتوانيم قدمهاي بيشتري به جلو برداريم به طوري جوابگوي نيازهاي فعاليت اين دوره باشد.  

 

همبستگي: مدتي پيش ائتلافي از چند سازمان و نهاد پناهندگي بعنوان ائتلاف جهاني براي دفاع از حقوق پناهندگان تشکيل شد، فدراسيون هم يکي از سازمانهاي تشکيل دهنده اين ائتلاف جهاني است. آيا با تشکيل اين ائتلاف تاثيري

در کيفيت کار و جغرافياي فعاليت فدراسيون ايجاد شده  است و اساسا از تشکيل اين ائتلاف خود شما  راضي هستيد؟

 

عبدالله اسدي: اولا فعاليتهاي ائتلاف جهاني براي جلوگيري از اخراج  تعدادي از پناهجويان اخراجي در سوئد از جمله کيوان سوفسطائي، سيروان فروتن، محمد مهدي ملکي، مرضيه کمانگر و صنعان اشرفي تاثيرات بسيار تعيين کننده اي داشت. دوما همان طور که در سئوال شما هم آمده است با تشکيل اين ائتلاف  جغرافياي فعاليت فدراسيون هم گسترش بيشتري پيدا کرده است بويژه در عراق و ترکيه و قبرس. يکي از فعالين اين اتئلاف احمد فاطمي  است که زمان زيادي نيست در عرصه دفاع از حقوق پناهندگان فعاليت مي کند. او مسئول نهاد (براي ايراني آزاد) و نماينده فدراسيون در اين ائتلاف جهاني است و در همين دوره کوتاه نقش بسيار مهمي در عرصه دفاع از حقوق پناهندگان داشته است.  سازمانهاي متشکل در ائتلاف جهاني در همين مدت بخاطر يورش وحشيانه پليس قبرس به پناهندگان و ضرب و شتم آنها به مراجع بين المللي شکايت کرد و بخاطر اين موضوع دولت قبرس را بشدت تحت فشار گذاشته است. يکي از نقطه قوت هاي اين ائتلاف اين است که کليه مکاتباتش با زبان انگليسي صورت مي گيرد به همين دليل در مقابل اتفاقاتي که به طور روزمره براي پناهجويان در نقاط مختلف جهان اتفاق مي افتد،  بسيار سريع  و به موقع عکس العمل نشان  مي دهد.

 

همبستگي: با تشکر از وقتي که به اين گفت و گو اختصاص داديد

عبدالله اسدي: من هم از شما سپاسگذارم