بایگانی دسته: اطلاعیه ها

اطلاعیه شماره 35:تحصن و اعتراض پناهجویان ایرانی در ورتسبورگ ادامه دارد!

بعد از گذشت نزدیک به هشتاد روز تحصن پناهجویان ایرانی در ورتسبورگ ادامه دارد. در طول این مدت حمایتها ازاین تحصن ادامه داشته و دهها روزنامه و رسانه آن را پوشش خبری داده اند.در جریان مذاکراتی که در 4 آوریل با نمایندگان دولت آلمان برگزار گردید، دولت قبول کرد که ظرف دو ماه آینده به پرونده های متحصنین رسیدگی خواهد کرد. اکنون بعد از گذشت بیش از دو ماه دولت جواب قبولی 6 نفر از پناهجویان را داده است. چهار نفر دیگرهنوز درانتظار جواب می باشند.

در طول یک ماه گذشته دولت آلمان با در پیش گرفتن سیاست فرسایشی انتظار و عدم واکنش در رسیدگی به خواست چهار پناهجوی متحصن، عملا از جوابگویی به خواسته های پناهجویان خودداری می کند. دراعتراض به این وقت کشی وعدم واکنش دولت، پناهجویان ایرانی دور دیگری ازاعتراض و مبارزه را آغاز کرده اند.

همزمان با ادامه تحصن، تلاشها برای کشاندن موضوع اعتراض پناهجویان به قوانین ضدانسانی و پناهندگی به پارلمان، بویژه ارائه امضاهای جمع شده درحمایت ازاعتراضات پناهجویان و برای ایجاد تغییرات اساسی در وضعیت پناهجویان، نظیر پذیرفته شدن به عنوان پناهنده سیاسی، بستن هایمهای پناهندگی، رسیدگی به پرونده های بلاتکلیف، از جمله اقداماتی است که هم اکنون درجریان می باشد. همزمان دو نفراز پناهجویان متحصن بنامهای محمد کلالی و آرش دوست حسینان نیز دراعتراض به بلا تکلیفی پرونده هایشان وعدم پاسخ مثبت مقامات دولتی،اقدام به دوختن لبهایشان کرده اند.علیرغم مخالفت فدراسیون با این شکل از اعتراض، یک بار دیگرتاکید می کنیم که ضمن حمایت از تحصن پناهجویان و خواستهایشان، در کنار پناهجویان این مبارزه را به پیش خواهیم برد.

 

فدراسیون یک بار دیگر به دولت آلمان، دولت محلی بایرن و مقامات مسئول یادآوری می کند که دربرابر سیاست وقت کشی و انتظارآنها ساکت ننشسته و با ادامه اعتراضات گسترده و به میدان آورن مدافعان حقوق پناهندگی در حمایت از خواستهای متحصنین، به اشکال و شیوه های دیگری به مبارزه برای رسیدن به خواستهای پناهجویان ادامه خواهد داد.اعتراض و مبارزه پناهجویان تا رسیدن به همه خواسته های پناهجویان با حمایت های مردم و مدافعان حقوق پناهندگی ادامه خواهد داشت.

 

همبستگی- فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – واحد آلمان

5 یونی 2012

 

ترجمه آخرين نامه اداره مهاجرت سوئد به فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني

با سلام

اداره مهاجرت نوشته شما به تاريخ ۳ آوريل تحت عنوان “درباره پناهجويان مخفي” را دريافت کرده است. اداره مهاجرت از مدتها قبل، سازمان شما را ميشناسد و ما به دفعات ابراز کرده ايم که فعاليت شما و اينکه خواهان اين هستيد که توجه عمومي را به نقض حقوق بشر در ايران جلب کنيد، براي ما قابل درک است.   

شما در نامه تان نوشته ايد که روزانه ايرانيهايي را ملاقات ميکنيد که به آنها اجازه اقامت در سوئد داده نشده و شما  از اداره مهاجرت ميخواهيد که به آنها امکان زندگي قانوني داده شود؛ اينکه اينها در دوره بررسي پرونده شان حق وکيل داشته باشند و اينکه اداره مهاجرت به اين گروه براي برون رفت از شرايط سخت زندگي ياري رساند.

اداره مهاجرت به شرايط سختي که اين اشخاص در آن بسر ميبرند آگاه است. اشخاصي که پس از رد تقاضاي اقامتشان همچنان در سوئد باقي ميمانند. به دليل نوشته شما، ميخواهم چند نکته را مطرح کنم.

– وظيفه اداره مهاجرت “دفاع” و حفاظت از حق پناهندگي است. ما اين حمايت و حفاظت را از طريق بکار بردن مصوبات قانون اتباع خارجه مربوط به حفاظت بين المللي و در پرتو حقوق بين المللي به پيش ميبريم. در اين زمينه بويژه کنوانسيون ژنو سال ۱۹۵۱ (کنوانسيون پناهندگي) و کنوانسيون اروپائي مربوط به حقوق بشر را مد نظر داريم. از طريق اجراي اين قوانين در سال ۲۰۱۱ ، بيش از ۱۰ هزار نفر شامل حمايت بين المللي در سوئد شدند که تعداد زيادي از اينها متولدين ايران هستند.

– اگر دادگاهي به رد تقاضاي اقامت و يا اخراج از سوئد حکم بدهد، فرد مزبور موظف است که به اراده خود کشور را ترک کند. دادگاه سوئد بر اين امر تأکيد کرده که فرد مزبور مي بايست اقدامات لازم جهت بازگشت به کشور متبوعش را در دستور بگذارد.

– دولت و مجلس تصويب کرده اند که هنگامي که رد تقاضاي اقامت و همچنين حکم اخراج صادر شده باشد، تنها در موارد استثنائي امکان موافقت با اجازه اقامت امکانپذير ميباشد. و اين تنها در زماني که مانعي براي اجراي اخراج وجود دارد. وجود چنين مانعي براي اجراي حکم مي تواند به معناي قبول اجازه اقامت باشد.

اين ميتواند بعنوان مثال، موردي باشد که کشور متبوع متقاضي پناهندگي از پذيرش اين فرد خودداري کند. در اين مورد،  فرد قانونگذار و در جريان عمل، کاملا روشن و واضح تصريح کرده است که اين عدم خودداري کشور متبوعه نبايد به عدم همکاري فرد مزبور مربوط باشد.

– با اجازه اقامت شخصي که حکم نهايي اخراج را دريافت کرده؛ ولي مايل و حاضر نيست که مدارک لازم براي بازگشت به کشور متبوعه خود را تهيه کند؛ به دليل موانع در اجراي قانون، موافقت نميشود.

– مواردي که عمدتا شامل اتباع ايراني ميشود که در آن اعلام شود يک فرد در صورت بازگردانده شدن به کشورش ميتواند مورد تعقيب و يا اعدام و يا اقدامات اين چنيني قرار گيرد؛ مي تواند  پرونده فرد مورد نظر مورد بررسي اداره مهاجرت قرار گيرد. امکان شکايت در چنين مواردي هميشه وجود دارد. ملزومات چنين بررسي ويژه اي از طرف قانونگذار بشدت محدود شده است. اين بدين معناست که مي بايست “شرايط ويژه جديدي که قبلا مورد بررسي قرار نگرفته است” مطرح گردد. اين هم تنها براي اينکه اداره مهاجرت امکان پذيرش يک بررسي مجدد را قبول کند. اين شرايط ويژه درمورد امکان قبول وکيل تسخيري هم صدق ميکند.

در نامه تان از ليست ۱۰۰ نفره اي که بطور مخفي در سوئد زندگي ميکنند و اينکه اين ليست را به اداره مهاجرت تحويل خواهيد داد؛ نام برده ايد. امر نياز مورد حمايت قرار گرفته شدن اين افراد و همچنين مورد قبول قرار گرفتن وکالت اين افراد بر اساس تصميمات قانوني مربوط به غير قابل اجرا بودن حکم به دليل وجود موانع، مورد بررسي قرار خواهد گرفت. در ساير موارد، اداره مهاجرت، هم در مورد محتواي نامه شما و هم درمورد شرايط جديد در هنگام قضاوت درباره وجود مانع براي اجراي حکم، موضع خواهد گرفت.

در مورد بررسي رست امر پناهندگي، اداره مهاجرت چه در مورد اشخاص از ايران و چه در مورد کشورهاي ديگر بر مبناي مصوباتي که قانونگذار به تصويب رسانده است؛ حرکت ميکند.

با حترامات فائقه

کارل بک سليوس

نامه عبدالله اسدي به اداره مهاجرت سوئد

abe-asadi

موضوع ايرج حيدري و بفرين محمد حجتي

فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني روزانه نامه هاي بسياري در مورد پناهجويان در سراسر دنيا به ادارات پناهندگي مينويسد و با آوردن فاکت و دلائل مستدل از پرونده و حق پناهندگي پناهجويان دفاع ميکند. در اينجا نامه اي از عبدالله اسدي را در مورد پرونده دو پناهجو به چاپ رسانديم تا خوانندگان نشريه را هر چه بيشتر با نوع کار اين سازمان آشنا نمائيم

 

اين دو نفر در ايران فعاليت هنري داشته اند ايرج صدابردار موسيقي بوده  و همسرش  بفرين هم به عنوان کارگردان و بازيگر زن فيلم و تئاتربه زبان کردي فعاليت هنري داشته است. هر دوي آنها قبلا در تلويزيون دولتي  ايران کار مي کردند.

بفرين و ايرج چندين بار به عنوان بهترين صدابردار و بهترين بازيگر کشور در چند فستيوال نيز انتخاب شده بودند اما به دليل عدم همکاري  با حکومت در رابطه با بسياري از مسائل از جمله امتناع از  پر کردن فرم بسيج از تلويزيون اخراج  مي شوند. اما آنها به دليل علاقه اي که به کار هنري داشته اند به فعاليت هنري در خارج از تلويزيون حکومت ادامه مي دهند. با توجه به اينکه جمهوري اسلامي نسبت به مسائل هنر و ادبيات کردي و آزاديهاي فردي و اجتماعي حساسيت بيشتري در کردستان نشان مي دهد، تمام فعاليتهاي بعدي بفرين و ايرج بصورت مخفيانه و غير قانوني صورت گرفته است و هم اکنون آثار هنري بفرين و ايرج به اشکال گونا گون علني و از شبکه هاي مختلف ماهواره اي پخش شده است.

 

براي مثال نکته بسيار مهم  اين است که يکي از برنامه هاي هنري بنام “شرطهاي ازدواج” که بفرين درآن بازي کرده بود از کانال ماهواره اي ( تيشک تي وي ) متعلق به حزب دمکرات کردستان ايران پخش مي شود. چند روز بعد از پخش اين برنامه، پليس امنيتي جمهوري اسلامي بفرين را بازداشت  کرده  و او را مورد اذيت و آزار قرار داده و سپس تا زمان صدور حکم دادگاه اورا به طور موقت آزاد کرده اند. پس از اين ماجرا بوده که مجبور به ترک ايران مي شوند. حساسيت جمهوري اسلامي نسبت به پخش اين فيلم از آن جهت بوده که تلويزيون تيشک تي وي مربوط است به حزب دمکرات کردستان ايران. حزب دمکرات يک حزب مخالف جمهوري اسلامي است که پس از انقلاب ۷۹ در ايران عليه جمهوري اسلامي دست به مبارزه مسلحانه زد و به همين دليل فعاليت اين حزب در ايران از سوي جمهوري اسلامي غير قانوني اعلام شد.از اين جهت مقامات قضايي و امنيتي جمهوري اسلامي مي توانند خيلي ساده آنها را متهم به همکاري با حزب دمکرات کنند و مورد مجازات سخت قرار گيرند.

 

از سوي ديگر رئيس  پليس  ايران سال گذشته همکاري بازيگران با کانالهاي ماهواره اي را ممنوع اعلام کرد  و ابراز داشت که متخلفين در دستگاههاي قضائي مورد مجازات قرار مي گيرند. براي مثال بعد از فرار بفرين و ايرج  از ايران، سايت بي بي سي فارسي اين خبر را از قول فرمانده پليس ايران منتشر نمود. در ضمن هنگام بازداشت بفرين و بازرسي منزل آنها، وسايل  استوديوي موسيقي ايرج و بفرين را توقيف کرده و به دليل غيرمجاز بودن استوديوي موسيقي کردي، ايرج نيز تحت تعقيب دستگاه قضائي جمهوري  قرار مي  گيرد و مجبور به فرار از ايران مي  شود.

 

بفرين و ايرج بدليل سابقه کار هنري در کردستان ايران بسيار شناخته شده هستند. براي مثال مدتي پيش کانال ماهواره اي (نوروز تي وي )که مرکز آن در شهر استکهلم است با بفرين و ايرج به مدت ۷۵ دقيقه در برنامه زنده با آنها  مصاحبه کرد.( نوروز تي وي ) يک کانال کردي مخالف جمهوري اسلامي است که همه روزه برنامه پخش مي کند و در داخل و خارج از ايران ديده مي شود. دراين مصاحبه مجري برنامه با جزئيات از بفرين و ايرج در مورد محدوديتهاي هنري و اختناق و سرکوب سياسي در ايران  سئوال مي کند و آنها نيز به سئوالات پاسخ مي دهند.

از نظر فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني همين موضوع کافي است تا در صورت بازگرداندن آنها به ايران مورد شديدترين مجازاتها قرار بگيرند. چرا که  در اين برنامه تلويزيوني چند قطعه از آثار هنري  بفرين و ايرج را پخش کردند  و درباره مشکلاتي که حکومت ايران براي فعاليتهاي هنري، مخصوصا براي بفرين و ايرج ايجاد کرده و همچنين انتخابات نمايشي مجلس ايران و نبود آزادي بيان و مطبوعات و ممنوعيت آزادي  فعاليت سياسي و دليل پناهندگي با آنها گفتگو کردند. براي مثال در جايي  از اين گفتگو ايرج ميگويد که در کشور ما حکومت مخالف موسيقي کردي است و کردستان به طور کلي از  موسيقي و هنر بي نصيب است و هر نوع برنامه اي بايد از فيلتر وزارت ارشاد و ارگانهاي سرکوب بگذرد تا مورد تائيد قرار گيرد. در همين برنامه بفرين ميگويد در ايران فعاليت  هنري براي زنان بسيارمشکل و دست نيافتني شده است به طوري که در شهر ما فقط ۲ زن بوديم که در فيلم و تئاتر فعاليت مي کرديم. مشکل اين است که  اجازه نمي دهند به زبان مادري يعني کردي چيزي بنويسيم يا اثر هنري منتشر کنيم. بفرين در همين بخش از صحبتهاي خود ميگويد که ما تدارک اجراي  يک تئاتر براي کودکان معلول ذهني اماده کرده بوديم که موضوعش طنز بود اما وقتي خواستيم آنرا براي  کودکان اجرا کنيم؛ سر صحنه جلوي اجراي آن را گرفتند و گفتند که اجازه نداريد به زبان کردي اين تئاتر را اجرا کنيد. در واقع بفرين و ايرج نکات بسيار زيادي را در اين برنامه تلويزيوني مطرح کرده بطوري که هر کدام به تنهايي کافي است تا در صورت بازگشت به ايران مورد سنگين ترين مجازات قرار بگيرند.

 

در جاي ديگري از اين گفتگوي تلويزيوني، مجري برنامه از ايرج ميپرسد که در کشور ايران همه چيز بايد از طرف حکومت تاييد شود و نياز به مجوز داشته باشد شما چگونه فعاليت ميکرديد مثلا درباره موضوعات يک شعر عاشقانه دچار مشکل نمي شديد؟ ايرج ميگويد تمام کارهايي که ما ضبط کرده ايم همه به صورت غير قانوني و مخفيانه بوده چون حکومت در منطقه ما به اين نوع کارها مجوز نميدهد مگر اينکه موضوع  شعر جنبه عشق الهي داشته باشد درغير اين صورت اجازه نمي دهند اين نوع برنامه ها به اجرا گذاشته شود.

با توجه به توضيح نکات فوق حتي اگر اداره مهاجرت سوئد کليه گفته هاي قبلي بفرين و ايرج را ناديده بگيرد که گرفته است در صورت بازگشت آنها به ايران دستگاههاي قضائي و امنيتي ايران مي توانند بر مبناي همين مصاحبه تلويزيوني براي آنها احکام مجازات سنگين صادر کنند. بر همين اساس از اداره مهاجرت مي خواهم که بر همين مبنا پرونده بفرين و ايرج را مورد بررسي قرار بدهد و تصميم عادلانه تري در مورد سرنوشت آنها بگيرد.من فکر مي کنم بايد بر اساس شرايط  Sur placeهردوي  آنها  تحت حمايت بين المللي قرار بگيرند و به آنها اجازه دهند در سوئد بمانند.

 

عبدالله اسدي

دبير همبستگي، فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني

۲۴ -۰۴ – ۲۰۱۲

 

 

نامه سرگشاده 4 تشکل مدافع حقوق زنان، کودکان و پناهندگان به دولت و پارلمان سوئد در مورد فعالیت جریانات اسلامی و قتلهای ناموسی

به دنبال افشا شدن امامان مساجد در سوئد در برنامه تلویزیونی “ماموریت بررسی”، بحث درباره نقش نهادهای مذهبی در جامعه بالا گرفته است.

  • افشاگری درباره امامان مساجد و رهبران اسلامی در سوئد یکبار دیگر ماهیت این جریانات را به مردم نشان داد. اکنون جامعه سوئد باید بلند شود و از ارزش های سکولار و بویژه از حقوق پایه ای دختران و زنان خانواده های اسلامی دفاع کند. خود ما طی سالهای گذشته به کرات ماهیت ضدزن و غیرانسانی جریانات اسلامی را افشا کرده ایم. اینها که از سوی رژیمهای دیکتاتور مانند عربستان سعودی و ایران تغذیه مالی و معنوی میشوند سابقه ای طولانی در ضدیت با ارزشهای سکولار، انسانی و برابری زن و مرد دارند. برنامه “ماموریت بررسی” تنها شمه ای از این حقیقت را برملا کرد اما فعالیتهای مخرب این امامان به ویژه علیه کودکان و زنان در خانواده های اسلامی بسیار بیش از اینها است. مثلا تبلیع و تشویق فرهنگ ناموس پرستی که منجر به قتل و جنایت میشود، شستشوی مغزی کودکان در مدارس اسلامی، عضوگیری برای جریانات تروریست اسلامی، نفرت پراکنی علیه همجنسگرایان و معتقدین به مذاهب دیگر و یا بیخدایان، دفاع از فتوای قتل کسانی که دین را نقد کرده اند، ضدیت با آزادی بیان و اندیشه و یا عقد کردن کودکان را هم باید به  مواردی که در برنامه “ماموریت بررسی” افشا شده اضافه کرد.

 

  • سئوال این است که آیا افشاگری اخیر قرار است مانند افشاگری برنامه تلویزیونی “مستنداتی از داخل” در سال 2003 پیرامون مدارس اسلامی به بوته فراموشی سپرده شود؟ راستی بر سر جامعه سوئد چه آمده است؟ یک دختر بچه آفریقایی تحت عنوان “جن زدایی” به مدت چند سال از سوی والدین اش تحت شکنجه جسمی و روحی قرار می گیرد و آنگاه دستگاه قضایی سوئد مرتکبین را تبرئه می کند! بر سر حقوق کودک در این کشور چه آمده است؟ آیا از این کودک آزاری وحشیانه دل هیچ یک از شما به درد نیامد؟ آیا قصور و بیتفاوتی کمون لاندسکرونا در حفظ جان ماریا بارین برای شما قابل قبول است؟ این چه جامعه ایی است که در آن کودکان را به عقد مردان در میاورند، دختران جوانش را به خاطر انتخاب راه و روش زندگی خود به قتل میرسانند، از تن کودک معصوم ” دفع جن” میکنند، مشتی مرتجع مذهبی فرودستی زنان و بیحقوقی کودکان را بیشرمانه تبلیغ میکنند و شما فقط ابراز تاسف میکنید؟ چرا باید مسجدی که اینچنین ضد زن است مورد حمایت مالی دولت و یا کمون قرار گیرد؟ چرا این کمکهای مالی فورا قطع نمی شود؟ چرا در حالی که مدارس مذهبی دارند عاملین قتلهای ناموسی یا تروریستهای آینده را پرورش میدهند و دنیای معصومانه کودک را به تعصب و نفرت و خرافه آلوده میکنند شما از ادامه فعالیت چنین مدارسی حمایت میکنید؟

 

  • افشاگری اخیر درباره امامان مساجد و رهبران اسلامی یکبار دیگر خاطرنشان می کند که هیچگونه سازشی با این جریانات نظیر قرارداد شرم آور کمون یونشوپینگ قابل پذیرش نیست. از نظرما چنین توافقاتی همه باید لغو شود. هرگونه باج دهی و امیتاز دادن دولت و کمونها به جریانات اسلامی، به ویژه در زمینه نقض حقوق پایه ای زنان و کودکان، باید فورا متوقف شود.

 

  • این امامان نماینده مردم منتسب به مسلمان نیستند. همکیشان اینها در ایران و عراق و افغانستان و عربستان مشغول سرکوب و کشتار مردم هستند و اکثر قریب به اتفاق مهاجرین از کشورهای اسلام زده از دست امثال همین امامان فرار کرده اند. بخش بزرگی از ساکنان سوئد که پیشینه خارجی دارند سکولار هستند. به علاوه، اکثر آنهایی هم که مسلمانند با این نمایندگان خودگمارده مخالفند.

 

 

  • هرنوع کمک هزینه از جانب نهادهای دولتی و یا کمونها به جریانات مذهبی ای که با ارزشهای انسانی و برابری زن و مرد ضدیت میورزند باید فورا لغو شود. همانطور که نباید به جریانات راسیستی کمک مالی کرد. در عوض، باید حمایت فعالتری از نهادهای سکولار و مدافع برابری زن و مرد و مدافع حقوق کودک به عمل آید.

 

  • نحوه کار مساجد و رهبران اسلامی باید دائما بازرسی شود و هرگونه تخلفی از قوانین سوئد باید تحت پیگرد قانونی قرار گیرد.

 

 

  • ما مخالف مداخله مذهب در امر آموزش و پرورش هستیم. ما میخواهیم که به لحاظ قانونی فعالیت مدارس مذهبی فورا و بدون استثنا متوقف شود و تمام کودکان، به دور از خرافات و تعصبات مذهبی، از یک آموزش مدرن و علمی برخودار شوند.

 

  • ما از لوایح پیشنهاد شده در زمینه جنایی کردن ازدواج اجباری و ازدواج کودکان پشتیبانی می کنیم و خواهان تصویب فوری آنها هستیم.

 

  • برای حمایت از کودکان در خانواده های اسلامی، باید هر نوع مقررات محدود کننده در زمینه ورزش، گردش علمی، موسیقی، شنا و غیره در تمام مدارس و مهد کودک ها ممنوع شود.

 

  • موقعیت دختران و یا پسران جوانی که بدلیل انتخاب نرم های زندگی خود از سوی بستگانشان مورد تهدید قرار می گیرند، باید بطور جدی دنبال شود، خانه امن در اختیار آنها قرار گیرد و تهدیدات از سوی پلیس پیگیری شود.

 

  • لازم است که در هر کمون نقشه عمل معینی برای مقابله با قتلهای ناموسی و مسئولینی برای انجام این کار وجود داشته باشد.

 

 

  • به زنانی که از طریق ازدواج به سوئد آمده اند و تحت خشونت همسرانشان قرار میگیرند باید اجازه اقامت دائم داده شود.

 

  • باید هیئتی مامور تحقیق و بررسی دلایل ترک تحصیل دختران جوان خارجی شود تا با این روند منفی مبارزه شود. این دختران معمولا تحت فشار جریانات اسلامی و امامان مساجد و در اثر تحمیل باورهای مردسالار مجبور به ترک تحصیل می شوند.

 

  • کودکان باید از هر نوع دست اندازی مادی و معنوی مذاهب و نهادهای مذهبی مصون باشند. جلب کودکان به فرقه های مذهبی و مراسم و اماکن مذهبی باید ممنوع شود.

 

  • حجاب برای کودکان باید ممنوع شود.

 

افشا شدن فعالیت مساجد و امامان در سوئد در عین حال فکر ما را متوجه مردمانی می کند که در کشورهائی مثل ایران و افغانستان و عربستان و … زیر سلطه قوانین اسلامی زندگی می کنند. ما هر گونه سازش و مماشات دول غربی با رژیم هایی نظیر جمهوری اسلامی ایران را محکوم می کنیم و آنرا پشت کردن به زنان و مردان شجاعی می دانیم که علیه این رژیمها قهرمانانه مبارزه میکنند. از دولت سوئد می خواهیم که روابط سیاسی و دیپلماتیک و فرهنگی خود را با جمهوری اسلامی ایران و دولت های مشابه دیگر به علت سرکوب سیستماتیک و وحشیانه مردم و نقض خشونت بار ابتدائی ترین حقوق آنها قطع کند.

 

کمیته دفاع از حقوق زنان – سوئد

کودکان مقدمند – سوئد

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – سوئد

سازمان اکس مسلم – سوئد

مه 2012

تلفن تماس:

حسن صالحی: 0046703171102

افسانه وحدت: 0046702468454

مهین علیپور: 0046707777313

Öppet brev till Sveriges regering och riksdag
angående islamiska gruppers verksamhet och hedersmord
 
1juni 2012
Debatten om de islamiska samfundens roll i samhället har trappats upp till följd av SVT:s avslöjande om imamer i programmet Uppdrag granskning den 16 maj.
Avslöjandet har än en gång uppenbarat islamiska gruppers och imamers syn på grundläggande rättigheter för allmänheten. Vi, organisationer som står för kvinnors och barns rättigheter, asylsökandes rättigheter samt sekulära normer i samhället, anser att samhället nu bör försvara de sekulära värderingarna, särskilt de grundläggande rättigheterna för flickor och kvinnor i islamiska familjer. Vi själva har under flera år avslöjat de islamiska strömningarna. Dessa, som finansiellt och intellektuellt närs av diktaturregimer så som Saudiarabien och Iran, har en lång meritlista av att motverka mänskliga rättigheter och jämställdhetsvärderingar. Uppdrag granskning har bara avslöjat en bit av denna sanning. Imamernas destruktiva verksamhet mot barn, ungdomar och kvinnor i islamiska familjer är dock betydligt bredare än vad som avslöjats av SVT. Till avslöjandena i programmet kan man lägga förespråkande av hederskultur som kan leda till mord, hjärntvättning av barn i islamiska skolor, rekrytering av terrorgrupper, spridning av hat mot homosexuella, judar, kristna och icke troende, understödjande av dödsdomar mot religionskritiker, fientlighet mot tanke- och yttrandefrihet samt vigning av barn i nedre tonåren.
Nu är frågan om det senaste avslöjandet också ska falla i glömska liksom avslöjandet om islamiska skolor på tv-programmet Dokument inifrån 2003? Vad har faktiskt hänt med det svenska samhället? En afrikansk flicka har i flera år utsatts för fysisk och psykisk tortyr för att rättsväsendet sedan skulle frikänna utövarna! Vad har faktiskt hänt med barnens rättigheter i det här landet? Gjorde denna barnmisshandel inte ont i era hjärtan? Är Landskrona kommuns likgiltighet och försummelse för att rädda Maria Barins liv acceptabelt för er? Vad är detta för samhälle där man viger underåriga flickor, dödar unga tjejer för att de valt att leva efter egen livsstil, driver ut anden ur barn, förespråkar kvinnans underordnade ställning enligt sina religiösa läror och barns rättslöshet och liknande övergrepp och så säger ni bara att det är beklagligt! Varför dras inte de offentliga bidragen till så barn- och kvinnofientliga moskéer in omedelbart? Varför stöder ni de religiösa friskolornas fortsatta arbete medan dessa håller på att besudla barnets rena värld med fanatism, hat och vidskepelse och uppfostra framtida hedersmördare och terrorister?
·        De skamliga överenskommelser som har gjorts, bl.a. av Jönköpings kommun, med de islamiska ledarna är barnfientliga och därmed ska alla rivas upp. Statens och kommunernas eftergifter mot religiösa grupper, inte minst när det gäller kränkning av kvinnornas och barnens grundläggande rättigheter, ska upphöra.
·        De här imamerna är inte representanter för muslimer. Imamernas kollegor i Afghanistan, Iran, Irak och Saudiarabien förtrycker och dödar människor. Den övervägande delen av immigranter från islaminfluerade länder har just därför flytt undan de här imamernas likar. En stor del av befolkningen med utländsk bakgrund är å andra sidan sekulära. Av de som är muslimer är dessutom de flesta emot dessa självutnämnda representanter.
·        Alla slags statliga eller kommunala bidrag till de religiösa strömningar som motverkar mänskliga rättigheter och jämställdhet mellan könen ska omedelbart strypas, precis som man inte ska understödja rasistiska strömningar. Man ska i stället på ett mera aktivt sätt stödja de samfund som står för jämställdhet, barns rättigheter och sekulära värden.
·        Moskéernas och de islamiska ledarnas verksamhet ska fortlöpande granskas och åtal ska väckas för alla slags lagbrott.
·        Barn ska beskyddas från alla former av materiell och andlig manipulering från religiösa institutioner. Att locka personer under 16 år till religiösa sekter, ceremonier eller lokaler ska förbjudas.
·        Slöja för barn ska förbjudas.
·        Vi är emot religionens inblandning i utbildningen. Vi kräver att de religiösa skolornas verksamhet stoppas och att alla barn fritt från religiös övertro och fanatism får en utbildning baserad på modern vetenskap och beprövad erfarenhet.
·        Till stöd för barn i islamiska familjer ska alla slags inskränkande regler gällande idrott, studieresa, musik, simning och liknande i skolor och daghem förbjudas.
·        Vi stöder lagförslagen om kriminalisering av tvångsäktenskap och barngifte och kräver att de så fort som möjligt antas och införs.
·        Många unga tjejer med utländsk bakgrund hoppar av sin skolgång under islamiska gruppers och imamers påtryckningar eller påtvingade manschauvinistiska åsikter. En statlig kommitté ska tillsättas för att undersöka saken och lämna konkreta förslag för att motverka denna negativa trend. 
·        Den utsatta situation, som de unga som lever under ständiga påtryckningar och hot om våld på grund av att de på egen hand valt sina livsnormer, ska noggrant följas av myndigheterna. De ska placeras i skyddat boende och hoten ska utredas av polisen.
·        Konkreta handlingsplaner mot hedersrelaterat våld och hedersmord ska upprättas i alla kommuner och en ansvarig person tillsättas för att följa upp arbetet.
·        Permanent uppehållstillstånd ska beviljas för kvinnor som flyttat till Sverige genom äktenskap och som utsatts för våld av sin make.
Efter tv-programmets avslöjande om imamers verksamhet ska det inte behöva vara svårt att föreställa sig hur människors liv under islamiska lagar ser ut i länder så som Iran, Afghanistan, Saudiarabien m.fl. länder. Vi fördömer starkt västerländska regeringars eftergifter och eftergivenhet mot regimer så som Islamiska republiken Iran och anser det vara som att vända ryggen mot de tappra människor som kämpar för sina rättigheter mot sådana regimer. Vi kräver att svenska regeringen bryter de diplomatiska och kulturella förbindelserna med regimen i Iran och liknande regimer på grund av det brutala förtrycket mot folket och den våldsamma kränkningen av människors grundläggande rättigheter!
 
Kommittén För Försvaret av Kvinnors Rättigheter
Riksförbundet Barnen först
Iranska Flyktingarnas Riksförbund i Sverige
Centralrådet För Ex-muslimer i Skandinavien
 
För ytterligare information eller frågor kontakta:
Mahin Alipour, Tel:0707 77 73 13
E-mail: mahin_alipour@yahoo.se
 
Afsaneh Vahdat, Tel: 0702 468454
E-mail: afsanehvahdat@yahoo.se

ک
ریم شاه محمدی: 0046708526716

آکسیون جهانی علیه فتوای قتل شاهین نجفی و در دفاع از آزادی بی قید و شرط بیان و آزادی نقد مذهب

دوره حكومت مذهبی و فتوا و تروریسم اسلامی تمام شده است. كلیه مردم آزادیخواه را فرامیخوانیم در این اکسیون شرکت کنند.

 ما قاطعانه و با صدای بلند جمهوری اسلامی و فتواها و تقلاهای تروریستی اش را محكوم  می كنیم٬ از آزادی بی قید و شرط بیان و نقد مذهب دفاع می كنیم و خواهان محاكمه و پیگرد قضائی و بین المللی صافی گلپایكانی٬ مكارم شیرازی و سایر فتوا دهندگان و كلیه جنایتكاران حاكم بر ایران می باشیم.

 

روز شنبه 26 مه از ساعت  18 تا 20 

Hauptwache   فرانکفورت : مرکز شهر

 

فرانکفورت تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست کارگری

و

فدراسیون سراسری پناهجویان ایرانی

                                  

 

تلفن تماس : 0163790794

 

نامه سرگشاده به اداره مهاجرت سوئد موضوع: بازداشت سه پناهجوی مقیم سوئد در دانمارک

لازم به یادآوری است که از روز سه شنبه 27 مارس 2012 سه متقاضی پناهندگی  ایرانی مقیم سوئد به نامهای اکبر پوراحمدی، امین پور احمدی و رضا حاجی شیخی تا زمان صدور این نامه در بازداشت پلیس دانمارک بسر می برند.از آنجایی که بعد از گذشت 50 روز از بازداشت آنها، اداره مهاجرت و پلیس سوئد کوچکترین اقدامی برای آزادی این پناهجویان به عمل نیاورده اند، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد بشدت نگران سرنوشت این پناجویان میباشد.

 

جرم این سه متقاضی پناهندگی این بوده که در تاریخ 27 مارس در مقابل  سفارت جمهوری اسلامی در کپنهاک در دفاع از زندانیان سیاسی دست به اعتراض زده و با در دست گرفتن باندرول و پلاکارد و سردادن شعار خواستار آزادی زندانیان سیاسی شده بودند، که پلیس دانمارک آنها را بازداشت می کند. خبر حرکت این سه  پناهجو در یوتوب و بسیاری از سایتهای مختلف اینترنتی ایرانی به طور گسترده ای منعکس شد. آمار نشان می دهد که فقط در سایت پناهجو دریوتوب بیش 15 هزار نفر از این ویدئو کلیپ دیدن کرده اند.

 

برطبق گزارش رسیده به فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی این سه پناهجو درتاریخ  9 ماه مه در کپنهاک دادگاهی شده و به پرداخت جریمه نقدی محکوم شده اند. وکیل این پناهجویان در سوئد گفته است این احتمال وجود دارد که پلیس دانمارک و سوئد در همکاری با هم آنها را به ایران دیپورت کنند. این پناهجویان مجرم نیستند تا به محاکمه کشیده شوند؛ به دانمارک رفته بودند تا علیه جنایتکاران و قاتلین زندانیان سیاسی در ایران شعار بدهند و خواهان آزادی زندانیان سیاسی و متوقف کردن مجازات مرگ در آن کشور شوند. تاکنون پلیس و دستگاه قضائی دانمارک مانع دسترسی پناهجویان بازداشتی به رسانه های عمومی شده اند. از این بابت فدراسیون نگران این است که مبادا پلیس سوئد و دانمارک پناهجویان بازداشتی را به ایران دیپورت کنند.

برطبق مفاد کنوانسیون ژنو مصوب1951 نه تنها نباید خطر دیپورت به ایران این پناهجویان را تهدید نماید بلکه باید مورد حمایت بین المللی قرار گیرند و به عنوان پناهنده در سوئد پذیرفته شوند.این دیپلوماتهای ایرانی در سفارت سوئد و دانمارک و سران جمهوری اسلامی است که باید به جرم جنایت علیه مردم ایران به محکاکمه کشانده شوند نه پناهجویان ایرانی. هیچ دلیل قانونی برای ادامه بازداشت این پناهجویان وجود ندارد و قانونا اداره مهاجرت و پلیس سوئد باید این پناهجویان را به سوئد بازگرداند. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از همه سازمان ها و نهادهای مدافع حقوق پناهندگی می خواهد به ادامه بازداشت این پناهجویان اعتراض کنند تا آنها از خطر دیپورت به ایران نجات یابند.

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

16 ماه مه 2012

 

 

به اداره مهاجرت سوئد موضوع: پرونده پناهندگی عزت دولت آبادی

به اداره مهاجرت سوئد

موضوع: پرونده پناهندگی عزت دولت آبادی

Ezzatollah Dolatabadi

Beteckning

11228720

عزت دولت آبادی از فعالین کارگری در ایران بوده و در رشته گاز و نفت کار کرده است.او به اتفاق شمار دیگری از فعالین کارگری اقدام به تشکیل اتحادیه کارگران فلز کرده بود.اما دستگاههای قضائی و امنیتی جمهوری اسلامی فعالیت این اتحادیه را  ممنوع می کنند و عزت و چند تن دیگر از مسئولین این اتحادیه را  دستگیر و زندانی می کنند. در همین ارتباط  تعدادی از همکاران وی دستگیر و مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار می گیرند. عزت بعد از آزادیش از زندان به سوئد فرار می کند تا با سرنوشت بقیه فعالین کارگری در ایران دچار نشود.

 

عزت از زمانی که از کشور سوئد تقاضای پناهندگی کرده است، فعالانه و به اشکال مختلف در تلاش بوده تا در مورد نقض حقوق فعالین کارگری و ضرب و شتم آنها در ایران افشاگری کند و صدای بی حقوقی کارگران  را به افکارعمومی در سوئد برساند. اخیرا در همین رابطه واحد منطقه ای (ال.او) در استان استکهلم طی نامه ای به اداره مهاجرت سوئد از این اداره خواسته است اجازه دهد عزت در سوئد بماند تا از گزند رژیم ایران دور بماند.

 

گمان نمی شود اداره مهاجرت سوئد اطلاع کافی نداشته باشد که در دادگاههای ایران به متهمین حق دفاع از خود داده نمی شود و در بسیاری از موارد به  وکلای مدافع نیز حق دفاع از موکلین داده نمی شود و در صورت پافشاری بیشتر، آنها نیز تحت پیگرد قانونی قرار می گیرند. در واقع در دستگاههای قضایی ایران اصل بر احکام الهی است. حق تشکل و اعتصاب و اعتراض کارگری مطلقا ممنوع است و هرنوع اعتراض کارگری با سرکوب و بازداشت و اخراج فعالین آنها از کار مواجه می شود. اعتراض کارگران در ایران در حالی صورت می گیرد که ۶ ماه به ۶ ماه حقوق ماهیانه آنها پرداخت نمی شود و حتی اجازه برگزاری مراسم روز اول ماه مه به آنها داده نمی شود و در بسیاری از موارد  فعالین کارگری را به آشوب طلبی و برهم زدن نظم عمومی متهم و برای آنها احکام شلاق و زندان صادر می کنند.

 

واحد منطقه ای اتحادیه کارگران سوئد (ال.او) در استان استکهلم به درست گفته است در جایی که شوراهای اسلامی هستند به هیچ اتحادیه ای کارگری اجازه فعالیت داده نمیشود و در همین ارتباط صدها فعال اتحادیه ای بدون هیچ محاکمه ای در زندان بسر می برند. عزت هم در صورت بازگشت به ایران سرنوشتی به مراتب بدتر آز آنها پیدا خواهد کرد. همانطور که در بالا به آن اشاره شد، عزت  در سوئد به عنوان فعال سیاسی عرصه دفاع از حقوق کارگری شناخته می شود. او در سازماندهی اعتراضات متعدد علیه رژیم ایران نقش فعال و چشم گیری داشته است و در رادیوهای محلی در سوئد که به زبان فارسی برنامه پخش می کنند مدام صحبت کرده است و مدتهاست به طور ثابت با رادیو همبستگی در شهر استکهلم فعالیت وبا کارکنان این رادیو همکاری می کند.این فعالیت ها باعث شد تا عزت در میان ایرانیان خارج از کشور بویژه در شهراستکهلم به عنوان یک فعال کارگری بیش از پیش شناخته شود.برطبق قانون پذیرش پناهندگان در سوئد حتی اگر کلیه دلایل پناهندگی گذشته عزت نادیده گرفته شود، تنها بدلیل فعالیتهای سیاسی وی درسوئد علیه جمهوری اسلامی باید تحت حمایت بین المللی قرار بگیرد. به همین دلیل فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از اداره مهاجرت می خواهد که پرونده عزت را مجددا مورد بررسی قرار دهد و به او اجازه اقامت بدهد تا در سوئد بماند.

 

عبدالله اسدی دبیر

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

61-05- 2012

 

اقدام به خودکشی یک پناهجوی ایرانی در کشور نروژ اقدام به خودکشی راه چاره نیست.

روز دوشنبه، ۷  ماه مه ۲۰۱۲ یک پناهجوی ایرانی‌ به نام حجت افسرده در یک کمپ پناهندگی در شهر موس کشور نروژ خود را به طناب دار آویخت و اقدام به خود کشی کرد. خوشبختانه جان این پناهجو با کمک دوستانش که خود را به محل واقعهٔ رسانده بودند نجات یافت. حجت افسرده هم اکنون در بیمارستانی در شهر فردریکستات نروژ بستری و تحت مداوا قرار دارد.این پناهجو بیش از ۳ سال است در یک کمپ‌ پناهندگی در نروژ، که از کمترین استانداردهای زندگی برخوردار است به سر میبرد.

 

 حجت افسرده میگوید هدف او از اقدام به خود کشی اعتراض به سیاست‌های غیرانسانی اداره مهاجرت و دولت نروژ‌ در برخورد به پناهندگان بوده است. حجت گفته است: دولت و اداره خارجیان نروژ در برخورد به او و دیگر پناهجویان بسیار بی توجه  بوده. حجت می گوید قصد داشتم با خود کشی صدای پناهجویان فراری از جهنم جمهوری اسلامی را به گوش مردم نروژ و همه جهان برسانم.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی‌ برای حجت افسرده آرزوی بهبودی دارد و ضمن محکوم کردن سیاست‌های غیرانسانی‌ و پناهنده پذیری  دولت نروژ و همه کشورهای به اصطلاح پناهنده پذیر اعلام میدارد که راه مبارزه برای حق پناهندگی خود کشی نیست، و اقدام به خود کشی نه تنها دردی را دوا نمی کند درد بیشتری را به  همه درد ها اضافه خواهد کرد. پذیرفته شدن به عنوان پناهنده حق بلا منازع همه کسانی است که از جهنم رژیم اسلامی فراّر کرده اند.این حق را باید با متشکل شدن و مبارزه متحدانه بگیریم.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی سالهاست به پناهجویان  راه و چاره نشان می دهد و همه پناهجویان  را به مبارزه متحدانه فرا می خواند. در این چند سال با مبارزه  متخدانه موفقیت های زیادی را به دست آورده ا یم. نمونه آخر آن مبارزه متحدانه پناهجویان در شهر ورتسبورگ آلمان است.

.

فدراسیون بار دیگر برای حجت افسرده آرزو ی سلامتی  می کند و از همه پناهجویان ایرانی در نروژ میخواهد که برای مبارزه‌ ای متحد و متشکل به فدراسیون پناهندگان ایرانی‌ بپیوندید. واحد‌های فدراسیون را تشکیل دهید و با قدرت مبارزه برای حق انسانی‌ خود را به پیش ببرید. ما با شما همراه خواهیم بود.

 

همبستگی‌-فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

14 ماه مه 2012