همه‌ی نوشته‌های gholam@A

“يوروداک” – تيز دندان تر از هميشه

تکنيک جديد اداره مهاجرت جهت انگشت نگاري از انگشتان دستکاري شده

برگرفته از سايت استکهلميان
استکهلميان – بانک اطلاعاتي “يوروداک” تبديل به ابزاري موثر جهت اخراج پناهندگان از کشورهاي اتحاديه اروپا گرديده  است و به گفته مرکز اطلاعات ايرانيان “يوروداک” امروزه  از موثر ترين ابزار اخراج متقاضيان پناهندگي از سوئد است.

 تنها در طي دوسال اول  تاسيس يوروداک (در طي سالهاي ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ ) تعداد ۷۷۶۵  متقاضي پناهدگي از طريق تطابق اثر انگشتشان  با اطلاعات  بانک اطلاعاتي يوروداک در کشورهاي اتحاديه اروپا  شناسايي شده اند و مشخص گرديده  که قبلا در کشور ديگر اتحاديه اروپا تقاضاي پناهندگي کرده اند. اين متقاضيان پناهندگي به همان کشوري که  در آن  درخواست پناهندگي کرده و پاسخ منفي گرفته اند اخراج شده  و آن کشورها نيز اين افراد را عموما و در نهايت به کشور متبوعشان اخراج نموده اند.

مقامات اداره مهاجرت  سوئد با خوشحالي خبر ميدهند که قبلا امکان کشف اينگونه موارد يا غيرممکن بود و يا مستلزم نامه نگاريهاي بلند مدت با مقامات ديگر کشورهاي عضو اتحاديه اروپا ميبود تا در بانکهاي اطلاعاتي ملي خود بدنبال اين افراد بگردند. اما اکنون يوروداک اين “مشکل را براحتي بر طرف کرده است.

آماري که از سوي کميسيون اتحاديه اروپا منتشر شده  و به رويت همکاران استکهلميان رسيده است نشان ميدهد که  از زمانيکه يوروداک از تاريخ ۱۵ ژانويه ۲۰۰۳ آغاز بکار کرد بطور متوسط  هر روز سه نفر متقاضي پناهندگي  در نقاط مختلف سوئد در اين زمينه شناسايي شده اند و از هر ۳ نفري که در سوئد تقاضاي پناهندگي تسليم کرده است يک نفر از طريق يافتن اثر انگشتش در بانک اطلاعاتي يوروداک از سوئد اخراج شده است. همچنين از هر پنج تقاضاي پناهندگي  تسليم شده در سوئد حدود يک متقاضي قبلا در سوئد تقاضاي پناهندگي کرده است. برخي متقاضيان پناهندگي سعي ميکنند که با هويتي جديد تقاضاي پناهندگي تسليم کنند که در اين صورت نيز يوروداک منجر به شناسايي هويتشان مي گردد.

تکنيک جديد اداره مهاجرت جهت انگشت نگاري از انگشتان دستکاري شده!
برخي از متقاضيان پناهندگي با استفاده از متدي از قبيل فرو کردن نوک انگشت ها در اسيد (که بسيار دردناک است) تلاش کرده اند تا اثر انگشت خود را دستکاري نمايند تا انگشت نگاري اداره مهاجرت سوئد و سپس جستجو در بانک اطلاعاتي “يوروداک” منجر به شناسايي هويتشان نشود. در سال ۲۰۰۹ اثر انگشت حدود ۲۰۰۰ متقاضي پناهندگي در سوئد از جمله به اين واسطه قابل شناسايي نبوده است. در سال جاري (۲۰۱۰) نيز تاکنون اثر انگشت ۱۰۰۰ متقاضي پناهندگي بواسطه از جمله تخريب اثر انگشت قابل شناسايي نبوده است.

اما اداره مهاجرت سوئد اينک تجهيزات جديدي را خريداري و مورد استفاده قرار مي دهد که حتي قادر است اثرات انگشت “دست کاري شده” را نيز شناسايي نمايد.

در مطلب زير ابتدا خوانندگان استکهلميان را با قرارداد دابلين و بانک اطلاعاتي انگشت نگاري متقاضيان پناهندگي (يوروداک) آشنا کرده و سپس پرسش و پاسخي را که با مرکز اطلاعات ايرانيان در رابطه با “راه هاي احتمالي خلاص شدن از شر قرارداد دابلين” صورت داده ايم را جهت اطلاع علاقمندان منتشر مي کنيم.

قرارداد دابلين و بانک اطلاعاتي انگشت نگاري متقاضيان پناهندگي (يوروداک)
يوروداک در راستاي هماهنگ کردن سياست پناهندگي در کشورهاي عضو اتحاديه اروپا در روز ۱۵ ژانويه  سال ۲۰۰۳ تاسيس گرديد. با ايجاد  يوروداک از همه متقاضيان پناهندگي در هر کشور عضو اتحاديه اروپا  که تقاضاي پناهندگي کنند انگشت نگاري شده  و در اين بانک عظيم اطلاعاتي که همه کشورهاي عضو به اطلاعات آن دسترسي دارند ثبت ميگردد. اثر انگشت افرادي  که تلاش کنند بصورت غير قانوني وارد اتحاديه اروپا شوند نيز در يوروداک ذخيره ميگردد, حتي اگر تقاضاي پناهندگي هم نکرده باشند. هنگامي که اثر انگشت فردي در بانک اطلاعاتي يوروداک کشف ميگردد, وي به اولين کشور اتحاديه اروپا که در آن تقاضاي پناهندگي تسليم کرده است تحويل داده ميشود و آن کشور وظيفه رسيدگي به تقاضاي پناهندگي متقاضي و در صورت دريافت پاسخ منفي وظيفه اخراج وي به کشور متبوعش را بعهده دارد.

بر طبق معاهده دابلين که در سال ۱۹۹۷ مابين همه کشورهاي اتحاديه اروپا به اضافه نروژ و ايسلند به امضا رسيد و ايجاد بانک اطلاعاتي يوروداک نيز يکي از مفاد آن بود يک متقاضي پناهندگي موظف است در اولين کشور امضاء کننده قرارداد دابلين که  وارد ميشود تقاضاي پناهندگي خود را تسليم کند.  همچنين کشوري که به يک متقاضي پناهندگي ويزاي ورود داده باشد مسئوليت رسيدگي به يک تقاضاي احتمالي پناهندگي از وي را نيز بر عهده خواهد داشت. براي مثال چنانچه فردي با ويزاي شنگن صادر شده از يونان به سوئد آمده و تقاضاي پناهندگي کند تنها کشوري که قادر به رسيدگي به تقاضاي پناهندگي وي است يونان خواهد بود, حتي اگر متقاضي پناهندگي وارد خاک يونان نشده و مستقيما به سوئد آمده باشد. سوئد چنين افرادي را سريعا به کشوري که بر اساس قرارداد دابلين مسئوليت رسيدگي به تقاضاي پناهندگي وي را بر عهده دارد اخراج مي کند.

دريافت جواب منفي به درخواست پناهندگي از يک کشور اتحاديه اروپا به معني دريافت پاسخ منفي از کليه کشورهاي امضاء کننده است. در گذشته متقاضيان پناهندگي مي توانستند پس از گرفتن جواب منفي در يک کشور اين اتحاديه, “شانس” خود را جهت گرفتن پناهندگي  در کشور ديگري  از اعضاي اتحاديه اروپا آزمايش کنند. اما اينک قرارداد دابلين و بانک اطلاعاتي يوروداک چنين امکاني را از بين  برده است.

مقامات کليه کشورهاي عضو اتحاديه اروپا اکنون ميتوانند با مراجعه با بانک اطلاعاتي “يوروداک” و تطبيق اثر انگشت متقاضيان پناهندگي با اطلاعات اين بانک براحتي کنترل کنند که آيا شخص مورد نظر در ديگر کشورهاي اتحاديه اروپا متقاضي پناهندگي بوده است يا خير. همه کشورهاي عضو اتحاديه اروپا به اين بانک اطلاعاتي متصل هستند. نروژ و ايسلند با وجود اينکه عضو اتحاديه اروپا نيستند به بانک اطلاعاتي يوروداک متصل هستند و موظفند که اثر انگشت همه متقاضيان پناهندگي را در يوروداک ثبت کنند.

بر طبق آمار کميسيون اتحاديه اروپا, سوئد  کشوري است که بالاترين تعداد متقاضيان پناهندگي با تقاضاهاي دوبله در آن کشف ميگردد. کشورهاي آلمان, اتريش, فرانسه و انگلستان نيز از ديگر کشورهاي داراي تعداد زياد متقاضيان پناهندگي با تقاضاهاي دوبله هستند.

مقر بانک اطلاعاتي انگشت نگاري اتحاديه اروپا (يوروداک) در لوکزامبورگ قرار دارد. از همه کساني که در اتحاديه اروپا تقاضاي پناهندگي ميکنند  بصورت سيستماتيک انگشت نگاري شده و در اين بانک ذخيره ميگردد. اثر انگشت افرادي  که تلاش کنند بصورت غير قانوني وارد اتحاديه اروپا شوند نيز در يوروداک ثبت ميگردد, حتي اگر تقاضاي پناهندگي هم نکرده باشند.

 آيا راهي جهت خلاص شدن از شر قرارداد دابلين براي متقاضيان پناهندگي وجود دارد؟
استکهلميان اين پرسش و تعدادي ديگر از پرسشهاي مهم  در  اين رابطه را با مرکز اطلاعات ايرانيان در ميان گذاشته است و پاسخ اين مرکز به شرح زير است.

استکهلميان: قرارداد دابلين به جه صورتي اعمال مي شود؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: چنانچه مشخص شود که شما با يک رواديد (ويزا)ي صادر شده از يک کشور عضو اتحاديه اروپا وارد سوئد شده ايد تنها کشوري که مي تواند به تقاضاي پناهندگي شما رسيدگي کند کشور صادر کننده ويزا خواهد بود, حتي اگر شما پس از دريافت ويزا مستقيما به سوئد آمده باشيد و به کشور صادر کننده وارد نشده باشيد. مخالفت با اين تصميم تقريبا بدون نتيجه است و متقاضي پناهندگي در تقريبا همه موارد به کشور صادر کننده ويزا اخراج مي شود.

اگر هم بدون ويزاي معتبر و بصورت غير قانوني وارد اتحاديه اروپا شده باشيد اولين کشوري که وارد آن مي شويد تنها کشوري است که مي تواند به تقاضاي پناهندگي شما رسيدگي کند. اين کشور از شما انگشت نگاري بعمل خواهد آورد و پس از آن عملا در هيچ کشور ديگر اتحاديه اروپا قادر به تسليم تقاضاي پناهندگي نخواهيد بود, و اگر هم چنين تقاضايي تسليم کنيد شما را به کشور اول برخواهند گرداند.

استکهلميان: اگر در کشوري از متقاضي پناهندگي انگشت نگاري بعمل نيامده باشد آيا وي مي تواند در کشور ديگر اتحاديه اروپا تقاضاي پناهندگي کند؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: قانونا خير اما بدون يک اثر انگشت در يوروداک مقامات کشورها بسختي خواهند توانست تقاضاهاي پناهندگي احتمالي قبلي آنها را در کشور ديگر اتحاديه رديابي کنند. مگر اينکه مدرک ديگري از آنها بدست بياورند که ثابت کند آنها قبلا به کشور ديگر عضو اتحاديه اروپا وارد شده و يا در آن تقاضاي پناهندگي تسليم کرده اند.

استکهلميان: ويزاهاي شنگن چي؟ آيا مقامات سوئدي مي توانند پيدا کنند که فردي با ويزاي شنگن صادر شده توسط کشور ديگري خود را به سوئد رسانده است؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: چون (فعلا) بانک اطلاعاتي مشترکي در رابطه با ويزاهاي شنگن وجود ندارد چنين کنترلي بصورت اتوماتيک صورت نمي گيرد, اما امکان کنترل آن براحتي وجود دارد. به عبارت ديگر اداره مهاجرت سوئد در مواردي که شک کند که يک متقاضي پناهندگي با استفاده از ويزاي شنگن صادر شده توسط کشور ديگري وارد سوئد شده است چنين کنترلي را انجام مي دهد. و نه بصورت اتوماتيک و اجباري مانند انگشت نگاري وکنترل در بانک اطلاعاتي اثر انگشت متقاضيان پناهندگي (يوروداک). توجه کنيد که بزودي همه متقاضيان ويزاي شنگن نيز مورد انگشت نگاري قرار خواهند گرفت که ذخيره شده و قابل جستجو از سوي کشورهاي عضو محدوده شنگن خواهد بود. تاريخ دقيق آن هنوز مشخص نيست (به توضيحات بيشتر در زير توجه کنيد – استکهلميان).

استکهلميان: پس اگر درست متوجه شده باشيم انگشت نگاري متقاضيان پناهندگي و کنترل در بانک اثر انگشت يوروداک هميشه و بصورت اتوماتيک و اجباري صورت مي گيرد اما کنترل ويزاهاي شنگن صادر شده از کشورهاي ديگر تنها در مواردي که شک بوجود آيد؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: دقيقا همينطور است که بيان کرديد.

استکهلميان: اين “شک” اداره مهاجرت در چه مواقعي برانگيخته مي شود و کدام دسته از متقاضيان پناهندگي مورد کنترل قرار مي گيرند که آيا با ويزاي شنگن صادر شده از کشور ديگري وارد سوئد شده اند؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: افرادي که مدارک سفر خود از قبيل بليط يا گذرنامه را از اداره مهاجرت مخفي کرده و يا بهانه هاي “استاندارد” از قبيل اينکه “قاچاقچي گذرنامه  را از ما گرفت” را به اداره مهاجرت تحويل مي دهند نه تنها اعتبار بيانات خود را در نزد اداره مهاجرت از بين مي برند بلکه از دسته اي هستند که اغلب  مورد چکنترل هاي دقيق قرار مي گيرند. در واقع از نظر اداره مهاجرت افرادي که “ريگي به پا ندارند” دليلي نيز براي مخفي نمودن و يا از بين بردن مدارک سفر خود نيز نخواهند داشت. در ضمن خبر بدي نيز در اين زمينه براي متقاضيان پناهندگي وجود دارد و اينکه اين وضعيت در آينده نزديک کاملا از بين خواهد رفت و بزرگترين بانک اطلاعاتي جهان تحت عنوان “وي آي اس” در اتحاديه اروپا کار خود را آغاز خواهد نمود. بطور خلاصه اينکه از اين تاريخ کليه ويزاهاي صادر شده (و يا مخالفت با تقاضاي ويزاي افراد) در اين بانک اطلاعاتي ثبت و در اختيار همه کشورهاي اتحاديه اروپا قرار خواهد گرفت. به عبارت ديگر از اين تاريخ بمجرد اينکه با تقاضاي ويزاي شنگن فردي مخالفت بعمل آمد همه ديگر کشورهاي عضو از آن اطلاع خواهند يافت و امکان درخواست ويزا در هيچ کشور ديگري امکان پذير نخواهد بود. همچنين همه ويزاهاي شنگن صادر شده از هر کشور عضو نيز در اين بانک اطلاعاتي ثبت خواهد شد و هر کشوري براحتي خواهد توانست کشور اصلي صادر کننده يک ويزاي شنگن را شناسايي نمايد.

پرسش: آيا راهي جهت خلاص شدن از شر قرارداد دابلين براي متقاضيان پناهندگي وجود دارد. براي مثال اگر فردي از طريق يونان وارد سوئد شده باشد يا ويزاي شنگن يونان را گرفته باشد آيا تا آخر عمر محکوم است که تقاضاي پناهندگي خود را در يونان تحويل دهد؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: امکاني در اين رابطه در قوانين وجود دارد اما راه ساده اي هم نيست. به اين طريق که اگر يک متقاضي پناهندگي مشمول قرارداد دابلين بتواند ثابت کند که بمدت حداقل ۳ ماه از اتحاديه اروپا خارج شده و سپس دوباره و بصورت مستقيم وارد مثلا سوئد شده است مي تواند تقاضاي پناهندگي خود را در سوئد تسليم کند و سوئد نيز مي تواند بدون توجه به مشموليت قبلي متقاضي به قرارداد دابلين به تقاضاي پناهندگي وي رسيدگي کند. اما براي چنين کاري مي بايست از طريق مدارکي بسيار معتبر مثلا از طريق مهر خروج در گذرنامه ثابت نمود که متقاضي از اتحاديه اروپا خارج شده و حدود 3 ماه در خارج از اتحاديه بسر برده  و سپس مجددا مستقيما وارد سوئد شده است.

در برخي موارد نادر ديگر هم که از حوصله اين پرسش و پاسخ کوتاه خارج است مي توان قرارداد دابلين را “دور زند” اما همانطور که گفتم اين موارد نادر بوده و امکان توضيح جزئيات آن به اين صورت وجود ندارد.

استکهلميان: آيا از تصميم اخراج از سوئد به کشور ديگر بر اساس معاهده دابلين مي توان شکايت کرد؟
مرکز اطلاعات ايرانيان: بله و توصيه مي کنم اين شکايت را هم تسليم کنيد اما توجه به نکته اي در اين زمينه بسيار بسيار مهم است و آن اينکه شکايت از چنين تصميمي به معني اين نيست که اخراج شما از سوئد به کشوري ديگر بر اساس قرارداد دابلين متوقف خواهد شد. بلکه سوئد به مجرد اينکه ثابت شود شما داراي ويزاي شنگن از کشور ديگري بوده ايد و يا اولين توقفتان در کشور ديگر اتحاديه اروپا صورت گرفته است بدون درنگ شما را بر اساس مفاد قرارداد دابلين به آن کشور اخراج خواهد کرد و منتظر دريافت پاسخ به شکايت شما نخواهد ماند. اگر پس از اخراجتان از سوئد دادگاه رسيدگي کننده به شکايت در سوئد نظر بدهد که تقاضاي پناهندگي شما مي توانست در سوئد بررسي شود اين حق را داريد که دوباره به سوئد برگرديد و تقاضاي پناهندگي خود را در سوئد تسليم کنيد. اما بايد تاکيد کنم که نتيجه شکايات در رابطه با قرارداد دابلين در اکثر موارد به نتيجه دلخواه براي متقاضي پناهندگي نمي رسد و با اکثر اينگونه تقاضاها مخالفت می شود.

مخالفت آلمان با همگون‌سازي قوانين پناهندگي در اتحاديه اروپا

قوانين پناهندگي در اتحاديه اروپا همگون نيستند. بجز چند استثنا، هر کشوري تصميمي را مي‌گيرد که خود صحيح مي‌داند. اکنون رئيس شوراي اتحاديه اروپا قصد دارد اين وضع را تغيير دهد و در مشورت با کميسيون اين اتحاديه بر اين نظر است که تا سال ۲۰۱۲ بايد قوانين همگوني در امر پناهندگي بوجود آيند و همه کشورهاي عضو نيز به اين قوانين احترام بگذارند. او در تحقق اين امر با مخالفت شديد کشورهاي عضو و بخصوص آلمان مواجه شده است. اعضاي اتحاديه اروپا البته با اين امر کلي موافق‌اند، اما در جزئيات عملي اين طرح با هم مخالفت مي‌کنند.

                                

موافقت‌ها و مخالفت‌ها

همه کشورهاي عضو اتحاديه اروپا موافق پيشنهاد کميسيون اتحاديه اروپا مبني بر تاسيس دفتري مرکزي براي مشاوره در امور پناهندگي هستند؛ دفتري که همه کشورهاي عضو به آن دسترسي داشته باشند و اطلاعات لازم را از آن تهيه کنند. اما آلمان، فرانسه و بريتانيا نسبت به بقيه پيشنهادهاي کميسيون اتحاديه اروپا نظر چندان موافقي نشان نمي‌دهند.

کميسيون اتحاديه اروپا در نظر دارد تا فرايند دريافت حق پناهندگي سريع‌تر انجام شود. بر اين مبنا پناهجويان بايد تا شش ماه جواب آري يا نه را در ارتباط با پرونده پناهندگي خود دريافت کنند. کميسيون اتحاديه اروپا همچنين خواستار آن است که پناهجويان بايد به هنگام بررسي پرونده از حداقل حقوقي برخوردار باشند. يکي از اين موردها حق داشتن مترجم براي پناهجويان به هنگام ارتباط با مقامات امور پناهندگي است.

حقوق حداقل پناهجويان با مخالفت دولت آلمان مواجه است. اگر قرار باشد اين حقوق به پناهجويان داده شود، ديگر نمي‌توان قوانين کنوني در اين کشور را اجرا کرد، قوانيني که برمبناي آن در فرودگاه‌هاي اين کشور به سرعت به پرونده پناهجويان رسيدگي مي‌شود و بيشترشان اخراج مي‌شوند. اين پناهجويان در فرودگاه بازجويي مي‌شوند و اگر مقامات دولتي تشخيص دهند که ادعاهاي پناهجويان بي‌اساس هستند در دم اخراج مي‌شوند و پناهجويان حق اعتراض به اين فرايند سريع را ندارند.

آلمان خواستار حفظ قوانين خود است

آلمان خواستار آن است که سياست پناهندگي خود را نگاه دارد. اوله شرودر، يکي از مقامات بلندپايه وزارت کشور آلمان در اين مورد مي‌گويد: «ما مي‌خواهيم سياست پناهندگي خود را حفظ کنيم؛ سياستي که کارايي خود را نشان داده است؛ سياستي که برمبناي آن کساني که تحت تعقيب سياسي هستند با حمايت ما روبرو مي‌شوند و کساني که قصد دارند از قوانين پناهندگي در آلمان سوءاستفاده کنند، از کشور اخراج مي‌شوند». 

آلمان همچنين حاضر نيست تغييراتي در تفاهم‌نامه دوبلين قائل شود. در اين تفاهم‌نامه آمده است که هر پناهجويي بايد در کشوري تقاضاي پناهندگي کند که در اروپا براي اولين بار به آن وارد شده است. اين تفاهم اما با مخالفت کشورهايي چون يونان، مالتا و ايتاليا روبرو شده است، زيرا آنها مرز خارجي اتحاديه اروپا محسوب مي‌شوند و پناهجويان ضرورتا بايد از اين کشورها بگذرند تا خود را به کشورهاي داخلي اتحاديه برسانند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نگاهي به وضعيت پناهجويان ايراني در قبرس

قبرس در ميان کشورهايي که ايرانيان در آن پناه مي‌جويند، رتبه چهارم را دارد. هزاران ايراني در قبرس تقاضاي پناهندگي کرده‌اند که برخي از آنان ماهها بلاتکليف در بازداشتگاه بسر مي‌برند. قبرس، يونان و ترکيه براي اکثر پناهجويان ايراني به هنگام فرار يا خروج‌‌شان از ايران مقصد نهائي نبوده‌اند، بلکه بيشتر به مثابه کشورهاي ترانزيت محسوب مي‌شده‌اند. با وجود اين، بسياري از ايرانيان پس از ورود به اين کشورها درخواست پناهندگي مي‌دهند.

ابوالفضل عبدي، يکي از فعالان مدني در عرصه امور پناهندگان در قبرس، در گفتگو با دويچه‌وله مي‌گويد، در طول سال‌هاي اخير حقوق پناهجويان ايراني مقيم قبرس ناديده گرفته شده و ايرانيان از ترس اخراج شدن از اين كشور مجبور به انجام مشاغل طاقت‌فرسائي بوده‌اند.

بي‌پناهي و بيگاري پناهجويان ايراني در قبرس

ابوالفضل عبدي درباره‌ي وضعيت پناهجويان ايراني در قبرس چنين مي‌گويد: “وضعيت طوري است که پناهجويان مجبور مي‌شوند کارهاي غيرقانوني انجام دهند. از سوي ديگر، قبرس از نظر بيکاري کمترين درصد را دراتحاديه‌ي اروپا دارد و امکان اشتغال غيرقانوني نيز در اين کشور فراهم است. اگر مامورين دولتي متوجه‌ي کار غيرقانوني پناهجويان شوند، هم براي پناهجويان و هم براي کارفرمايان مشکل فراهم مي‌شود. ولي چون نياز به کارگر هست، کسي اشکال‌تراشي نمي‌کند و پناهجويان هم اموراتشان را از اين طريق مي‌گذرانند.”

استرداد پناهجويان ايراني

ابوالفضل عبدي که چند سالي است مقيم قبرس است و با مسائل و مشکلات پناهجويان آشناست، در ادامه‌ي صحبت‌هايش با دويچه وله مي‌گويد: “قبرس يک کشور اروپائي است، ولي هرگز آن استانداردهاي لازم به لحاظ قانوني و تسهيلاتي را که براي يک انسان پناهجو در اکثر کشورهاي اروپائي هست، ندارد. در اينجا پناهجويان از حقوق ابتدائي هم برخوردار نيستند و حتي پناهندگان پذيرفته شده هم شهروندان درجه‌ي دوم قبرس به حساب مي‌آيند.”

ابوالفضل عبدي درباره‌ي خطر استرداد پناهجويان ايراني در قبرس نيز هشدار مي‌دهد و تصديق مي‌کند که تابحال بارها پناهجويان بازگردانده شده‌اند.او به اين هم اشاره مي‌کند که اين مسئله اعتراض ايرانيان مقيم قبرس را برانگيخته، بارها باعث اعتصاب پناهجويان شده و حتي عده‌اي از پناهجويان تهديد به خودسوزي کرده‌اند.

پناهجويان سرنوشت تلخ خود را شرح مي‌دهند

غلامرضا تبريزي که ۵۱ سال دارد، يکي از پناهجويان ايراني است که حدود ۳ سال در “کمپ پناهندگي” زندگي کرده وپس از آن به يکي از بازداشتگاه‌هاي نيکوزيا انتقال يافته است. وي درگفتگو با دويچه‌وله اطلاع مي‌دهد که در طول ۹ ماهي که در بازداشتگاه بسرمي‌برد، تابحال دوبار اعتصاب کرده است.

دوستان تبريزي به دويچه وله اطلاع دادند که او ” دو يا سه بار از حال رفته و ماموران متوجه شده و او را با آمبولانس به بيمارستان برده‌اند و آنگاه او دوباره به سلول خود بازگردانده شده است.”

اکبر راستگو يکي ديگر از پناهجويان ايراني است که در بازداشتگاه “بلوک۱۰” در نزديکي “زندان بزرگ” در پايتخت قبرس بسر مي‌برد. وي نيز براي دويچه وله از محکوميت زندان و انتقال به بازداشتگاه پناهندگان مي‌گويد. راستگو پس از دستگيري در فرودگاه در دادگاه محاکمه و به يکماه حبس محکوم مي‌شود. پس از يک ماه که وي اعلام پناهندگي مي‌کند، به بازداشتگاهي در نزديکي همان زندان انتقال مي‌يابد. وي اخيرا و پس از ۷ ماه بلاتکليفي در اين بازداشتگاه، آزاد شده است.

مامورين بازداشتگاه اذيت مي‌کنند

اکبر راستگو از بدرفتاري مامورين قبرسي سخن مي‌گويد که “در شرايط غير انساني و ناعادلانه پناهجويان را به کشورشان برمي‌گردانند”. وي مي‌افزايد: “ما کساني را با چشم خود ديديم که به آنها آمپول زده بودند و پناهجو فقط مي‌توانست راه برود. او را يکراست به فرودگاه مي‌بردند و در هواپيما مي‌نشانند.”

قبرس بنظر راستگو، عليرغم اينکه در اتحاديه‌ي اروپا واقع شده، قوانين اين اتحاديه را رعايت نمي‌کند. پناهجويان شکايت دارند که به لحاظ بهداشتي و مسکن نيز در وضعيت بدي قرار دارند. آقاي راستگو جريان روزانه‌ي بازداشتگاه را نيز چنين شرح مي‌دهد: “ما در بازداشتگاه‌ روزي حدود يکساعت هواخوري داريم. برخي از روزها مامورين به ما فقط نيم ساعت اجازه هواخوري مي‌دهند. غداي ما لوبياست و مامورين مي‌گويند، وقتي شما به اندازه‌ي يک استخر لوبيا خورده باشيد از اينجا بيرون خواهيد رفت.”

راستگو همچنين مي‌گويد: “من به دليل موقعيت امنيتي و فعال بودن مامورين اطلاعاتي ايران در ترکيه به قبرس که عضو اتحاديه اروپاست پناهنده شدم”.

يک پناهجوي قديمي از سرنوشت خود مي‌گويد

در ميان پناهجويان ايراني در قبرس، آقاي قاسم نفکري با وجود بيش از ۱۰ سال پناهجوئي هنوز هم بلاتکليف است.

نفکري در مورد وضعيت کنوني خود مي‌گويد: “ما اجازه‌ي کار يا تحصيل نداشتيم. يک روز کار مي‌کرديم و يک روز ديگر کار نمي‌کرديم و به همين نحو زندگي خود را مي‌گذرانديم.”  قاسم نفکري هنوز هم در بازداشتگاه بلوک ۱۰ محبوس است.

پناهجويان پس از دوره‌ي اعتراض‌هاي “جنبش سبز”

آقاي مرتضي بديعي‌پور که ايران را بعد از وقايع “جنبش سبز” ترک کرده، در بازداشتگاه بلوک ۱۰ متعلق به وزارت کشور قبرس، واقع در نيکوزيا نگاهداري مي‌شد. وي که ۲۱ سال دارد به دويچه وله مي‌گويد، در بازداشتگاه مرکزي ۱۸ نفر پناهجوي ايراني هستند. کساني هستند که بيشتر از ۱۳ سال اقامت در قبرس بدليل پاسخ منفي به درخواست پناهندگي‌شان و حضور غيرقانوني به بازداشتگاه انتقال يافته‌اند.

اعتراض پناهجويان به حضور سفير

بنابه گفته‌ي پناهجويان ايراني در مصاحبه با دويچه‌وله، سفير ايران در قبرس «براي رسيدگي به امور کنسولي ايرانيان» به بلوک ۱۰مراجعه کرده، اما اين اقدام او با مخالفت پناهجويان مواجه شده است. پناهجويان با نوشتن نامه‌اي به اين ملاقات اعتراض کرده‌اند.

در پي آن سفير نيز با نوشتن نامه‌اي براي پناهجويان آنجا را ترک کرده است. بنابه گفته‌ي اين پناهجويان، سفير ايران در قبرس در نامه‌ي خود تاکيد کرده است که «مقامات قبرسي درباره‌ي وضعيت پناهجويان ايراني مذاکره کرده‌اند و مي‌کنند». اين مسئله بقول اين پناهندگان موجب نگراني آنان شده است.

آرزوهاي برباد رفته پناهجويان

ابوالفضل عبدي، که تجربه ۶ سال اقامت در قبرس را دارد و به امور پناهندگان اين کشور آگاه است، به دويچه وله مي‌گويد: “جمعيت قبرس حدود ۷۵۰ هزار نفر است که بيش از ۱۵۰ هزار نفر آنان به عنوان پناهجو، دانشجو يا کارگر خارجي زندگي مي‌کنند. حدود ۶ هزار ايراني نيز هستند که بيش از ۹۰ درصد آنها اعلام پناهجويي کرده‌اند”.

پناهجويان ايراني در قبرس که با دويچه وله صحبت کردند، گفتند که به دليل فشار وسرکوب سياسي در ايران مجبور به ترک وطن خود شده‌اند.

سرنوشت آنان پس از پناهجويي در آن بخش از جزيره‌ي قبرس که از سال ۲۰۰۴ به عضويت اتحاديه‌ي اروپا درآمده، حکايت از مشقتي دارد که آنان در راه تلاش خود براي زندگي در کشوري با قانون، امنيت و زندگي‌اي بهتر متحمل مي‌شوند.

 

منبع: سايت راريو دويچه وله

 

طاهر شيرمحمدي

 

تحريريه: کيواندخت قهاري

 

 

کندي در پيشرفت يکسان شدن نظام پناهنده پذيري اتحاديه اروپا

sisilia_B

سسيليا مالمستروم، مسئول امورمهاجرت و پناهندگي در کميسيون اتحاديه اروپا

 

تلاش هاي اتحاديه اروپا براي ايجاد يک نظام مشترک پناهنده پذيري به کندي پيش مي رود. اين نظام قرار است ازسال ۲۰۱۲ در تمام کشورهاي اين اتحاديه به اجرا درآيد، اما مذاکرات پيرامون آن هنوز به نتيجه اي نرسيده است. سسيليا مالمستروم، مسئول امور مهاجرت و پناهندگي در کميسيون اتحاديه اروپا، وضعيت پيش آمده را دشوار توصيف مي کند. او به وجود اختلاف نظرهايي ميان برخي از کشورهاي عضو اشاره مي کند و مي گويد که وضعيت مي تواند دشوارتر شود. بااين حال او باتوجه به خواستي که براي پيشبرد اين مسئله وجود دارد، اظهار اميدواري مي کند که مذاکرات در اين مورد تا پاييز به نتيجه برسد.

يکي از دشوارترين مسائل در مذاکرات، دورشدن از مبناهاي تعيين شده در مورد درخواست پناهندگي در اولين کشور در اتحاديه اروپاست که پناهجو به آن وارد مي شود.

 

توبياس بيلستروم، وزير امور مهاجرت در اين مورد مي گويد که دشواري در اين است که بتوان دکمۀ توقف را براي بازگرداندن پناهنده اي از کشوري دراتحاديه به کشور اولي که به آن وارد شده و بايد در آنجا به درخواستش رسيدگي شود، فشار داد. او مي گويد که در رابطه با اين موضوع و کشورهايي مانند يونان و مالت، مذاکراتي در سوئد انجام شده است.

 

 

بيشتر کشورهاي اتحاديه اروپا خواستار بازگرداندن پناهجويان خود به کشورهاي ديگر هستند، اما سوئد مي خواهد ديواري بلند در برابر اين گونه موقعيت ها ايجاد کند.

 

به گفته  وزير امور مهاجرت، توبياس بيلستروم تنها بايد در شرايط واقعا ضروري چنين امري روي دهد. او مي گويد که در شرايط کنوني تعداد زيادي پناهجو درمدت زماني محدود به يک کشور وارد مي شوند. او به اين امر نيز اشاره مي کند که پرسش اصلي در مورد چگونگي کارکرد اين سيستم و متناسب شدن آن با نيازها و خواسته هاي کشورهاي عضو، درصورت تصويب طرح، کماکان بي پاسخ مانده است.

 

 

محمدعقيلي

منبع: سايت راديو پژواک سوئد

گزارشي از جلسه فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني در گوتنبرگ سوئد با دو نماينده از احزاب پارلماني سوئد

M_Aftabsavar

گزارش اين جلسه را محمد آفتابسوارهمکارنشريه همبستگي  از روي دوربين فيلم برداري پياده کرده است. اگر چه در اين گزارش نکته به نکته سئوالات فدراسيون و توضحيات نمايندگان احزاب بيان نشده است ولي چارچوب اصلي بحثها و سئوالات طرفين  عينا پياده شده است.اين جلسه روز  جمعه ۱۱ ژوئن۲۰۱۰  به دعوت فدراسيون در شهر گوتنبرگ سوئد برگزار شده است. با تشکر از محمد عزيز براي تهيه اين گزارش توجه خوانندگان نشريه همبستگي را به  اين گزارش جلب مي کنيم.

طبق برنامه ريزي انجام شده قرار بود نمايندگان سه حزب سوئد از جمله حزب محيط زيست، سوسيال دموکرات و حزب چپ در اين جلسه شرکت نمايند اما به هر دليلي بود حزب محيط زيست در اين جلسه حضور پيدا نکرد و جلسه با نمايندگان دو حزب چپ و سوسيال دمکرات برگزار شد شمار قابل توجهي از پناهجويان در اين جلسه شرکت کرده بودند

مسئوليت اين پانيل از طرف فدراسيون به خانم سوسن صابري واگزار شده بود.

هردو نماينده در ابتدا براي دعوت به اين جلسه از فدراسيون  تشکر کردند جلسه .

در اين جلسه ابتدا سوسن صابري توضيحاتي را از نمايندگان خواست تا اينکه در مورد اوضاع سياسي در ايران و اتفاقاتي که پس از انتخابات رُخ داده و هم اکنون  در جريان است چه فکر مي کنند؟ پرسيد آيا راجع به بازداشتهاي وسيع و شکنجه ها و سرکوبها در ايران اطلاع دارند؟ آيا رعايت حقوق بشر و احترام به حقوق انساني در ايران وجود دارد؟ نظر دولت سوئد در اين مورد چيست ؟  

حزب سوسيال دمکرات گفت: ما به اين آگاهييم که بسياري از مردم ايران مجبور شدند و هستند که از ايران فرار کنند و در مورد دستگيريهاي وسيع و شکنجه زندانيان سياسي اطلاع داريم . حقوق انساني و حقوق بشر در ايران رعايت نمي شود و حزب ما نيز طومارهاي اعتراضي بسياري را در اين مورد امضاء کرده و از دولت سوئد به خاطر سياست فعلي آنها و برخورد ضعيف و ملايمي که با دولت جمهوري اسلامي ايران پيش گرفتند و خواستار اين هستيم که بايد آنها را تحريم کنند.

نماينده حزب چپ گفت: در يک کلمه مي توانم بگويم دولت ايران ديکتاتوراست. دولت ايران به وسيله خشونت و سرکوب عليه مردم خودش و به وسيله بازداشت،  تجاو، شکنجه و اعدام است که توانسته سر کار بماند و ما هم بر اين باوريم که حقوق بشر در ايران رعايت نمي شود. و سياست دولت سوئد بايد خيلي صريح و روشن باشد و محکم و سخت در برابر جمهوري اسلامي ايران بايستند و شرکتهايي که در ايران در حال سرمايه گذاري هستند تحت فشار قرار داد. او گفت: در آن کشور حقوق انساني و شهروندي رعايت نمي شود و در شرکتها و کارخانه ها اتحاديه و تشکل رسمي وجود ندارد.

 سئوال همبستگي : شما که به اين شرايط بحراني در ايران واقف هستيد، حال تأثير اين مسئله روي پناهجوي ايراني در سوئد چگونه است؟ آيا نبايد اين مسئله در پذيرش بيشتر پناهجويان تأثير گذار باشد؟

حزب چپ در پاسخ گفت: شرايط فعلي ايران که ما هم به آن اشاره کرديم مسلماً بايد نتيجه بخش باشد وبايد تأثيرمثبتي روي روند سياست پناهنده پذيري دولت سوئد داشته باشد و گذشته از آن هر کسي که در اينجا تقاضاي پناهندگي مي کند از نظر دولت ايران دشمن آن کشور محسوب مي شود و اين مسئله به خودي خود يک پرونده مجزا تلقي مي شود و خطر تهديدش مي کند پناهجويي که بخواهند به ايران ديپورت کنند و از نظر حزب چپ ديپورت پناهجوي به ايران در شرايط کنوني نادرست است و نبايد به ايران بازگردانده شود.

سئوال همبستگي : حزب سبز پيشنهاد داده که به تمام پناهجويان عفو عمومي تعلق بگيرد و حزب شما (سوسيال دموکرات) با اين موضوع مخالفت کرده ،ميخواهيم توضيحي شفاف و واضح در اين مورد از شما داشته باشيم.

حزب سوسيال دمکرات گفت: تمام کساني که تحت تعقيب سياسي قرار مي گيرند و جانشان در خطر است طبق قانون نبايد پس فرستاده شوند و اين قانون عملا اجرا نمي شود و جالب اينجاست که وقتي به ايران بازگردانده مي شوند ايران هم قبول نکرده و آن شخص دوباره به سوئد بازگردانده شده و در مجموع از چهارسال گذشته به اين طرف شرايط پناهجويان براي زندگي کردن در اينجا سخت تر شده و ما خواهان اين هستيم که شرايط بهتر و مناسبتري براي زندگي پناهجويان بوجود بيايد و با ديدِ، انساني تري به وضعيت پناهجو نگاه شود. اما دليل مخالفت ما با عفو عمومي اين بوده  که اعتقاد داريم اين تنها راه حل نيست، اگر ما عفو عمومي را قبول کنيم از فرداي آن روز کساني که به سوئد مي آيند شرايطشان چه مي شود؟ آيا شامل آنها نبايد شود؟ ما بيشتر خواهان اين هستيم که آن دسته از افرادي که از اداره مهاجرت پاسخ منفي گرفتند پرونده شان دوباره مورد بررسي قرار بگيرد.

حزب چپ در پاسخ گفت: ما مي دانيم که خيلي از کساني که اينجا هستند به طورغلط راجع به پرونده شان تصميم گرفته شده است و پاسخهاي منفي که اداره مهاجرت صادر کرده به طور غلط و اشتباه بوده و به همين خاطر تعداد زيادي انسان بدون اقامت و بطور مخفي و با شرايط خيلي دشوار و سخت در سوئد زندگي مي کنند ، به همين خاطر حزب ما موافق و خواهان عفو عمومي مي باشد.

سئوال همبستگي : شما مي گوييد عفو به کساني که تا امروز اينجا آمدند تعلق بگيرد، از فردا چطور؟

حزب چپ در پاسخ گفت: اساسا عقيده ما بر اين است که روند سياست پناهنده پذيري بايد تغيير کند، چون اگر همين شرايطي رو که در حال حاضر اداره مهاجرت پيش گرفته در نهايت چند سال آينده بايد دوباره بگوييم عفو و به همين خاطر ما خواهان سياست انساني تر هستيم.

سئوال همبستگي : تعداد زيادي از پناهجويان هستند که از يک تا شش سال سابقه کار دارند و ماليات پرداخت کرده اند و عضو اتحاديه هستند و منفي گرفته اند، از شما مي خواهم که در اين مورد توضيح دهيد.

حزب سوسيال دمکرات گفت: درست است که حزب ما با عفو عمومي مخالفت کرده ولي يکي از کانالها و راههايي که پناهجويان اجازه اقامت داشته باشند همين مسئله کار و اشتغال است و نظر ما بر اين است که کساني که در سوئد مشغول به کارهستند و اشتغال دارند بايد اجازه اقامت بگيرند .

حزب چپ گفت: درمورد مهاجرت از طريق کار قانون اين است که هرکس بايد از کشور خودش تقاضا کند و اين شامل ايرانيهايي که فرار کرده اند و تحت تعقيب هستند نمي شود و اجراي آن عملي نيست و بايد اين قانون تغيير کند .

سئوال همبستگي : از اتفاقاتي که بعد از انتخابات رياست جمهوري در ايران افتاد بعضي ازدولتهاي محلي  آلمان اعلام کردند که پناهجويان ايراني را ديپورت نمي کنند، با توجه به اوضاع در ايران چرا در سوئد اين اتفاق نيفتاد؟

حزب چپ گفت: ما عقيده مان بر اين است که بايد جلوي ديپورت پناهجويان ايراني گرفته شود و چون حزب در قدرت فعلي سوئد مودراتها هستند و ما نقشي نداريم، آنها هستند که تصميم گيرنده نهايي مي باشند. سياست مودراتها بر اين است که تعداد بيشتري اخراج کنند و تعداد محدودي در سوئد بمانند ولي ما فکر مي کنيم که مسئله به حزب چپ و راست نيست بلکه مسئله انساني است که ديپورت به ايران در اين شرايط نادرست است .

حزب سوسيال دمکرات گفت: اتفاقي که در آلمان افتاد به نظر ما مسئله خوبي بود و ما هم مي توانيم اين سياست آلمانها را در سوئد اجرا کنيم ولي اين حزب مودرات است که اين سياست را قبول ندارد و آنها هم خيلي شرايط را براي پناهجويان سفت و سخت گرفتند .

سئوال همبستگي : در مورد زندگي روزمره پناهجويان و نداشتن اجازه کار، مسئله درمان و مسئله نرفتن به مدرسه توضيح دهيد.

 حزب سوسيال دمکرات گفت: تمام بچه ها حق دارند به مدرسه بروند و از حق تحصيل برخوردار باشند. ولي در مورد کمک هزينه روزانه بايد بگويم که خيلي ناچيز است و در مورد کساني که چهار يا پنج سال در اينجا زندگي مي کنند و بخشي از عمرشان را در اينجا مي گذرانند نبايد به اينصورت باشد و بايد خيلي زود به پناهجو پاسخ داده شود.                                                                            

در پاسخ حزب چپ گفت: ما معتقديم که تمام کساني که در سوئد زندگي مي کنند بايد از حق درمان ، مدرسه و دندانپزشکي برخوردار باشند مستقل از اينکه اقامت داشته باشند يا نداشته باشند.  براي اينکه حقوقي که من  از آن اسم بردم حقوق انساني است و هر انساني از اين حقوق مي تواند برخوردار باشد. در مورد کمک هزينه روزانه بايد بگويم مبلغي را که در اين مورد به پناهجو اختصاص دادند خجالت آور است و از سال ۱۹۹۰ اين مبلغ را تصويب کردند، و حال پس از گذشت ۲۰ سال قيمت اجناس چندين درصد افزايش داشته است  ولي با اين وجود هنوز تغييري در کمک هزينه پناهجو بوجود نيامده و عقيده مان بر اين است که بايد اين مبلغ به دو برابر افزايش پيدا کند.                 

سئوال همبستگي : اداره مهاجرت به دنبال اين است که پناهجو بتواند اثبات کند که تحت تعقيب است و اين خواسته اداره مهاجرت براي پناهجو کار مشکلي است. نظرات دو حزب را در اين مورد مي خواهيم جويا باشيم .

حزب سوسيال دمکرات گفت: در بسياري از موارد پناهجو به دليل نداشتن مدارک  با بي اعتمادي  از طرف اداره مهاجرت روبرو مي شود و کارمند اداره مهاجرت با شک و ترديد به پرونده پناهجو و شرايطي که در زندگي پناهجو در ايران اتفاق افتاده نگاه مي کند و پناهجو هم  نميتواند تحت تعقيب بودنش را اثبات کند. به همين دليل دولت سوئد از سوي سازمان ملل مورد انتقاد قرار گرفته.عقيده داريم که مترجم بايد خيلي دقيق باشد. نحوه رفتار و برخورد کارمند اداره مهاجرت بايد مناسب باشد.وکيل بايد بتواند به خوبي پناهجو را کمک کند چون در خيلي از موارد شاهد بوديم که وکلا نتوانستند به پناهجويان کمک کنند.

حزب چپ گفت: فردي که در ايران تحت تعقيب قرار مي گيرد عملا نميتواند مدارک شناسايي همراه داشته باشد و کارمند اداره مهاجرت نبايد به آن فرد به خاطر نداشتن مدارک شناسايي با ترديد نگاه کند و شرايط زندگي پناهجو را بايد باور کند. و نکته ديگر اينکه سفارت جمهوري اسلامي ايران در استکهلم پناهجويان ايراني را کنترل مي کند و به ايران گزارش مي دهد و آن پناهجو به عنوان دشمن جامعه به شمار مي آيد و همين مسئله بايد نکته اي مثبت به نفع پناهجو بشمار آيد .

همبستگي: به عنوان آخرين سئوال از دو حزب خواست که برنامه شان را بطور واضح ، شفاف و صادقانه بيان کنند.

حزب چپ گفت: طبق قانون پناهنده بر اساس اين سه مورد بايد پذيرفته شود . اول به دلايل انساني ، که بايد بگويم ترجمه و تفسير در مورد دلايل انساني در اداره مهاجرت و دادگاه نادرست است و بسيار محدود شده است تعداد کساني که مي توانند بر اساس اين قانون در سوئد بمانند و ما خواهان اين هستيم که تعريف و توضيح دلايل انساني از سوي اداره مهاجرت بايد تغيير کند و روشن و شفاف عمل کند. دوم ، درگيريهاي مسلحانه است که دولت سوئد خيلي سخت برخورد کرده و تعداد کشورهاي محدودي شامل اين قانون مي شوند. به عنوان مثال کشور افغانستان، که اداره مهاجرت نظرش بر اين است که در خيلي از شهرهاي افغانستان درگيري مسلحانه وجود ندارد و ما خواهان تغيير در اين قانون هم هستيم. سوم در مورد زنان بايد بگويم به نظر من کشورهايي که در آن زن تحت ستم هست مانند کشور ايران که زن به عنوان جنس دوم به حساب مي آيد بايد توجه بيشتري به زن کرد و در اين مورد به زنان بايد اقامت داده شود.

 حزب سوسيال دمکرات گفت: حزب ما هم دقيقا با حزب چپ در اين سه مورد هم نظر است و خواهان تغييرات اساسي هستيم.

بعد از استراحتي کوتاه پناهجويان سوالاتي را از هر دو حزب مطرح کردند و نمايندگان دو حزب به خوبي پرسش پناهجويان را پاسخ دادند.

در پايان جلسه هم عبدالله اسدي از دو حزب تشکر کرد و براي حاضرين در جلسه کوتاه سخن گفت که مورد تشويق حاضرين در جلسه قرار گرفت.

 

 

نامه خانم رويا از ترکيه و پاسخ به آن

سلام آقاي اسدي

من رويا هستم و بخاطر مشکلات پس از انتخابات ايران مجبوربه ترک وطن شديم چون همسرم تحت تعقيب بود و زندگي ما ازهم پاشيده شده بود و من تهديد ميشدم. در حال حاضر در ترکيه پناهجوهستيم ودر بدو ورود من و پسر۱۲ ساله ام چون ميخواستيم قاچاق به کشور امني برويم در فرودگاه ما را دستگيرکردند و به مدت ۵۸ روز در زندان ترکيه ميان زنان روسپي زندگي کرديم. من زني بيمارهستم و بيماري من مزمن است. متاسفانه عليرغم شرايط بدي که من دارم و بودن در زندان، به خاطر غذاي ناکافي و تهويه بد و نبودن آفتاب و سرماي شديد  بيماري من را تشديد کرده و زماني که آزاد شدم هيچکس کمکي به من نکرد و پسر ۱۲ ساله من، بي گناه به مدت ۵۸ روز در بين زنان روسپي بود و اين مسئله تاثير بدي در روحيه  اين بچه گذاشته است. من نميدانم بايد با کجا و کي اين مشکلات را در ميان بگذارم و از چه کسي کمک بخواهم. يکي از دوستانم من را راهنمايي کرد با شما تماس بگيرم. جناب اسدي من در شرايط بد بيماري و  ناتواني مالي هستم. هنوز جواب از يو ان نگرفته و حتي توان درمان را ندارم، واقعا درمانده شده ايم لطفا به ما کمک کنيد. 

باتشکر

 

پاسخ به رويا از ترکيه

سلام خانم رويا

قبل از هر چيز از شرايطي که در آن قرار گرفته ايد بسيار متأسفم ولي سؤال من اين است: آيا وضعيت بيماري خود را با دفتر کميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل در ميان گذاشته ايد؟ توصيه آنها چه بوده است؟ آيا تاکنون در ترکيه به پزشک مراجعه کرده ايد؟ آيا آخرين مصاحبه شما با يوان صورت گرفته است؟ ميخواهم بدانم که در کدام شهر زندگي ميکنيد؟

آيا از مصاحبه با يوان راضي بوديد؟ دوست دارم پاسخ اين سؤالات را برايم بنويسيد. بعلاوه به ضميمه اين نامه فرمي را برايتان ميفرستم؛ آن را پر کرده و براي من از طريق ايميل بفرستيد. در ضمن اسم دارويي که مصرف ميکنيد را براي من بفرستيد تا شايد از جايي آن را پيدا کنيم و برايت بفرستيم.

برايتان آرزوي بهبودي و موفقيت دارم

عبدالله اسدي

 

نامه بابک از ايران و پاسخ به آن

سلام رفيق عبدالله

 مرسي از راهنماييهاي که به من داديد. من وضعيت درست وحسابي ندارم. اينجا شرايط خيلي بد است براي همين خروج با درصد شانس پايين هم بنظرم بدردم ميخوره. گفتيد که دوشنبه جواب ميديد. منتظر جواب ميمونم.

اگه ميشه به اين سوالها جواب بديد:

۱ – خروج قاچاقي ازايران(عليرغم توحش وضديتي که دراين سيستم عليه انسان وجود داره، بردگي، مبادله انسان،  توليد کالايي…) چه قدر شانس دارم که پايم به يک کشور اتحاديه اروپا برسه؟

۲  – من دنبال پناهندگي و فرار از ايران در جهت پيدا کردن شرايط مناسبتر زندگي نيستم، فقط ميخوام به عنوان يک مارکسيست بتونم کارم رو انجام بدم.  حضور در کشوري مثل ترکيه ميتونه اين شانس رو بهم بده تا بيام اروپاي غربي؟

  ۳ – کلا شرايط يک دانشجوي فني از دانشگاه معتبر ايران رو در مقايسه با وضعيت پناهندگي و آوارگي نسبي چطور ميبني. ارزش داره که همچين ريسکي کنم؟

 ۴  – اگر بتونم به دوبي برم فدراسيون ميتونه اونجا کاري کنه؟

مرسي

 

سلام بابک عزيز

متأسفانه فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني قدرت انتقال کسي را از ايران به خارج ندارد و اساسا کاري که يک قاچاقچي با پول کلان جهت انتقال افراد از نقطه اي به نقطه ديگر از جهان انجام ميدهد با کاري که فدراسيون انجام ميدهد کاملا متفاوت است. اينکه شما چقدر شانس داريد هيچکس نميداند. بستگي به اين دارد که حرکت شما چقدر با برنامه باشد. آنچه ما روزانه شاهد آن هستيم اين است که روزانه دهها نفر از ايران به اروپا منتقل ميشوند و در کشورهاي پناهنده پذير تقاضاي پناهندگي ميکنند. يکي از طريق قاچاقچي خارج ميشود، نفر ديگر از طريق دعوتنامه. ويزاي فاميلي کشور را ترک ميکند، ديگري به ترکيه ميايد و از دفتر کميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل تقاضاي پناهندگي ميکند و از اين طريق بعد از مدتهاي طولاني به کشور سوم منتقل ميگردد.

به نظر من هيچکس نبايد بي گدار  خود را به آب بزند. بايد معلوم باشد پولي که به همراه داريد براي يک دوره طولاني در شرايطي مثل ترکيه کفايت ميکند يا نه. بايد اطمينان خاطر داشته باشيد هزينه اي که بابت انتقال خود پرداخت ميکنيد به هدر نرود.

شما پرسيده ايد: “چقدر شانس دارم تا پايم به اروپاي مرکزي برسد؟” بابک عزيز لازم است به شما بگويم که رسيدن شما به اروپاي مرکزي پايان کار نيست؛ تازه با رسيدن شما به کشورهاي غربي اصل مشکلات شروع ميشود چون به آساني به هر کسي اقامت نميدهند. شما بايد با دلايل بسيار قوي پا در پروسه پناهندگي بگذاريد.

من به همراه اين نامه اسنادي را براي شما ميفرستم تا نظر شما را به پروسه آن و نحوه درخواست پناهندگي جلب کنم. سعي کنيد مراحل مختلف پناهدگي خود را با فدراسيون در ميان بگذاريد تا از راهنمايي بيشتري در مورد مسائل پناهندگي برخوردار گرديد.

برايتان آينده بسيار خوبي آرزو ميکنم در ضمن من از طريق تلفن نکات بيشتري را براي دوست شما توضيح دادم اميدوارم که توضيحات من در تصميم گيري و روند حرکت شما موثر باشد.

عبدالله اسدي

پاسخ به امير از ايران

آقاي امير سلام

بدليل مسائل امنيتي، نامه شما بصورت علني منتشر نميشود. ولي شما تنها نمونه اي در جمهوري اسلامي نيستيد که مورد شنيعترين آزار جنسي و حتک حرمت قرار گرفته ايد. آنچه که شما در برخورد جمهوري اسلامي به خود توصيف کرده ايد تکان دهنده است؛ تازه به نظر ميرسد شما از خودشان بوده و در لباس آنها زندگي کرده ايد.

پرسيده ايد آيا موارد ذکر شده مورد توجه مقامات امور پناهندگي قرار ميگيرد؟

بايد بگويم بله، اگر مواردي که شما به آن اشاره کرده ايد مورد توجه دولتها و مقامات پناهندگي قرار نگيرد چه دلايل ديگري ميتواند مورد توجه قرار گيرد؟ اما بايد توجه داشته باشيد از آنجاييکه موضوعي که شما به آن اشاره کرده ايد بسيار مهم است، تحقيقات بسيار بيشتري از شما به عمل مياورند و بايد براي اثبات اين موضوع شواهد و مدارک روشني ارائه دهيد.

شايد کار بجايي برسد که در کشوري مثل ترکيه و کشورهاي اروپايي مجبور شويد در مورد مسائلي که مطرح کرده ايد با رسانه هاي عمومي حرف بزنيد. اگر مايل هستيد ما را در جريان اقدامات بعدي خود قرار دهيد. مطئمن باشيد که بدون رضايت شما اسرارتان از طريق فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني به بيرون درز پيدا نميکند.

موفق باشيد

عبدالله اسدي

سی و چهار پناهجوی ایرانی در اندونزی بازداشت شدند

۶۶ پناهجوی افغان و ایرانی که به طور قاچاق رهسپار استرالیا بودند، در اندونزی دستگیر شدند.
به گفته مقامات اندونزی، قاچاقچیان، پس از آن که قایق حامل این افراد در یکی از جزایر اندونزی به گل نشست، گریختند و پناهجویان در حالی که سرگردان بودند توسط پلیس بازداشت شدند.
به گفته یک مسئول اداره مهاجرت اندونزی، ۳۴ نفر از این افراد ایرانی و ۳۲ نفر افغان هستند و در میان آنان چهار زن و پنج بچه وجود دارد.
جزایر اندونزی یکی از نقاط ترانزیت پناهجویانی است که قصد دارند بطور قاچاق خود را به استرالیا برسانند.