همه‌ی نوشته‌های gholam@A

يک ورزشکار ديگر ايراني به اروپا پناهنده شد

سايت حکومتي آتي نيوز : عضو تيم ملي شيرجه ايران براي يافتن شرايط شغلي بهتر مقيم سوئيس شد.

“س.ع” دارنده طلاي مسابقات شيرجه بازي‌هاي آسيايي غرب آسيا، مدال برنز مسابقات بين‌المللي كاپ آزاد اوكراين از سكوي ۱۰ متر، مدال نقره مسابقات رده‌هاي سني آسيا رده عموم، عضو سابق كميته فني شيرجه فدراسيون و عضو كمسيون ورزشكاران ستاد تداركاتي بازي‌هاي آسيايي و المپيك چندي پيش راهي كشور سوئيس شد.

وي پس از آسيب ديدگي از ناحيه كتف و دوري چند وقته از تمرينات تيم ملي تيرماه گذشته در آخرين ميدان رقابتي خود در مسابقات رده‌هاي سني ژاپن شركت كرده و به مدال نقره شيرجه هماهنگ از سكوي ۱۰ متر دست پيدا كرد.

اين ورزشکار انگيزه خود از اين اقدام را يافتن شرايط بهتر شغلي و ورزشي عنوان کرده است.

گفتني است پيش از اين نيز ورزشکاراني در رشته هاي رزمي کار ژيمناستيک و شمشيربازي اقدام به پناهنده شدن در کشورهاي اروپايي کرده اند.

 

 

 

 

 

نامه حميد از ترکيه و پاسخ به آن

با سلام و خسته نباشيد خدمت شما

 

  جناب آقاي اسدي:

من حميد ش. هستم که با شما تلفني صحبت کردم و عرض کردم که من در کشور ترکيه پناهجو هستم و به تازگي يو.ان. به من استيناف داده است و در خصوص خروج غير قانوني از ترکيه با شما صحبت کردم. فرموديد که خلاصه اي از پرونده ام را برايتان ارسال کنم تا شما مرا بيشتر راهنمايي کنيد. عرض ميکنم که من در سال ۱۳۷۸ در روز ۲۲ تير ماه به خاطر شرکت در تظاهرات دانشجويي بازداشت شدم و نيز در سال ۱۳۸۶ در ختم داريوش و پروانه فروهر.

اما اصل پرونده من مربوط به بعد از انتخابات رياست جمهوري ايران است که در تظاهرات ها شرکت فعال داشتم. به خاطر سابقه اي که داشتم در ۱۶ تير ۱۳۸۸ قبل از تظاهرات ۱۸ تير درب منزل بازداشت و تا ۳۱ مرداد در بازداشت و بازجويي و شکنجه بودم.

بعد از آزادي تا روز ۱۶ آذر به دليل مشکلات جسمي و روحي نتوانستم در اجتماعات شرکت کنم ولي روز ۱۶ آذر هنگام خروج از منزل تلفن زنگ زد و مرا تلفني تهديد کردند و روز ۲۰ آذر مجددا براي بازداشت من آمدند که من توانستم فرار و به ترکيه بيايم.

مدارکي که دارم  ، عکس هاي شکنجه و گزارش پزشک معتمد يو.ان. است. در صورت لزوم بفرماييد تا من مدارکم را براي شما بفرستم.

خواهشمندم مرا راهنمايي فرماييد.   با تشکر

 

 

پاسخ به نامه حميد از ترکيه

 

 

حميد عزيز: فدراسيون در مورد خروج غيرقانوني شما از ترکيه نمي تواند شما را راهنمايي کند اين کار کار کساني است که به طور قاچاق و با دريافت مبلغ هنگفتي پول افراد خارج مي کنند. اما چند نکته  در مورد پرونده ات: به نظر مي رسد که با خوردن مهر استيناف از ماندن در ترکيه قطع اميد کرده ايد و تصميم داريد به هر شکلي که بوده داريد  خود را براي رفتن به  کشور سوم آماده مي کنيد.

من هم فکر مي کنم اگر کسي امکانش را داشته باشد بجاي به انتظار نشستن کميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل بهتر است که مستقيما براي رفتن به جاي مثل کانادا و کشورهاي اروپايي اقدام کند. و از همينجا اجازه بدهيد با سراحت اعلام کنم که رسيدن شما به کشورهاي فوق پايان کار نيست و تازه مشکلات از اينجا شروع مي شود.از اين نظر لازم است که از تجربه تلخ تقاضاي پناهندگي ات از يوان در ترکيه استفاده کنيد تا دوباره به همان سرنوشت دچار نشويد.

 

در نامه شما پيداست که از سال ۷۸ تا ۸۸ سابقه چند مورد دستگيري و بازداشت داشته ايد و بعدن نيز تحت پيگرد قانوني قرار گرفته ايد. اينها همه به عنوان سابقه سياسي براي اعلام پناهندگي شما در هرجاي ديگري بسيار تعيين کننده است. با اين وجود براي من جاي اين سئوال باقي گذاشته که چرا باوجود چنين دلايلي کميسارياي پناهندگان سازمان ملل به پرونده شما مهر استيناف زده است.

بايد اين بار دقت کنيد تا ببينيد  که اشکال مصاحبه قبلي شما  در ترکيه چه بوده است. مثلا آيا در مورد عدم  ارائه مدرک و يا در گفته هاي شما تناقضات زيادي بوده است.متاسفانه پرونده هاي استيناف مي خورند تا زمان مصاحبه تکميلي تر حداقل يک سال به طول مي انجامد. به همين دليل بايد با دقت کافي روي ايرادات قبلي ات کار کنيد اگرنه ممکن است کار اقامت شما سالها به طول مينجامد

برايت آينده روشني آرزو مي کنم

عبدالله اسدي

نامه اي از تهران و پاسخ به آن

با سلام به تمام اعضاي فدراسيون  که با همبستگي تمام به ايرانيان در زمينه ي پناهندگي که در واقع تعيين کننده ي زندگي و سرنوشت يک انسان را شامل مي شود همواره نهايت سعي وتلاش خود را تا حد ممکن به ارمغان مي آوريد  تا راهنمايي هايي را بنا به خواسته ي هم وطنان خود ارائه دهيد صميمانه از اعضاي فدراسيون تشکر و قدرداني مي کنم . موضوعي که مي خواستم از شما طلب راهنمايي کنم در واقع پناهنده شدن من به کشوري نيست بلکه اقدامي است که به واسطه ي سازمان پناهندگي ملل متحد واقع در تهران مي خواستم به اجرا بگذارم . از جمله از اقداماتي که اين سازمان اخيراً در دستور کار خود قرار داده موضوع انتقال افراد متخصص و نيمه متخصص افغان به کشورشان است اما موردي که مي خواستم من در زندگي ام به اجرا بگذارم در واقع طرحي است براساس اقدام اين سازمان در جهت ارتقاع کشور افغانستان و اقدامات ناتو در اين کشور و من قصد دارم که در اين عرصه در اقدامي به واسطه ي سازمان پناهندگي ملل متحد واقع در تهران اين تصميم را مبني بر وارد شدن به ناتو به سرانجام برسانم و خواهشي جز راهنمايي از جانب شما ندارم . واقعاً واکنش سازمان پناهندگي نسبت به درخواست من چيست و اين موضوع را بايد به چه نحوي به سازمان ارجاء بدهم از آنجايي که کشور افغانستان همواره ناآرامي هاي خودش را طي مي کند و نيروهاي ائتلاف از جمله کشور ترکيه که از هم پيمانان پيوند آتلانتيک شمالي در پي ايجاد ثبات در منطقه هستند اين جانب به تصميم خود پاي بند هستم و از شما صميمانه خواهش مي کنم که مرا در اين عرصه نسبت به مهارت هايم از جمله تسلط بر مترجمي زبان ( ترکي استانبولي ) راهنمايي کنيد

 

پاسخ دوستي از تهران

                                                                                                    

دوست عزيز تا آنجائي که من از نامه شما برداشت کرده ام شما مي خواهيد از طرف کمسيارياي عالي پناهندگان سازمان ملل به عنوان متخصص به افغانستان فرستاده شويد تا در بازسازي و ارتقاي وضعيت سياسي و اقتصادي آن کشور نقش ايفا کنيد. دوست عزيز من نميدانم پروژه آن سازمان براي فرستادن متخصص به افغانستان چيست و نمي دانم  اساسا سازمان نظامي ناتو در افغانستان جز  کمک به نيروهاي نظامي افغانستان براي جلوگيري از تصرف دوباره  آن کشور به دست طالبانها چه نقش ديگري ايفا مي کند؟

 

 چنانچه شما علاقه مند به رفتن به افغانستان از طريق سازمان ملل در امور پناهندگان هستيد  لازمه اش اين است که به دفتر کمسيارياي عالي پناهندگان سازمان ملل در تهران مراجعه کنيد تا ببينيد از نظرمدارک و ميزان دانش و تحصيلات و تخصصهاي حرفه اي واجد شرايط براي چنين پروژه اي هستيد يا نه. به علاوه  از افرادي که به همين منظور به افغانستان فرستاده شده اند سئوال کنيد تا با جزئيات در جريان  استخدام آنها قرار بگيريد و بدانيد که آنها برمبناي چه شرايطي به عنوان متخصص به  افغانستان فرستاده مي شوند. در ضمن نکاتي که  در نامه به آن اشاره کرده ايد زياد روشن نيست. بعضا از نامه شما چنين بر ميايد که فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني بخشي از کمسيارياي عالي  پناهندگان سازمان ملل است. اگربرداشت شما اين است بايد بگويم خير اسم درست سازمان ما هست، همبستگي،فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني. ما ازجمله سازماني هستيم که براي دفاع از حقوق پناهندگان مدام با بخش پناهندگي سازمان ملل درگير هستيم.

منیژه قاسمی،پناهجو و ادارۀ مهاجرت

manije_ghasemi_198_x_198

جمهوری اسلامی منتقدانش را مورد خشم , آزار و برخوردهای غيره انسانی قرار می دهد.اين منتقدان برای آزادی هزينه های زيادی می پردازند.تعدادی از آنها برای نجات جان خود به کشورهای غربی فرار می کنند و پناهنده می شوند.
اين پناهندگان از طرفی کابوس بازگشت به کشور خود را دارند و از طرف ديگر کشورهای غربی مشکلات آنها را ناديده می گيرند و اجازۀ حضور آنها در جامعه را برايشان فراهم نمی کنند.بيشتر اين پناهندگان نمی توانند برای گرفتن حقوق انسانی خود کارکنان ادارۀ مهاجرت را که به بررسی پروندۀ آنها می پردازند قانع کنند و نشان دهند که ايران کشور امنی برای آنها نيست.
البته نا گفته نماند که ادارۀ مهاجرت با سختگيری های بيش از اندازه و تصميم گيری بر اساس بی اعتمادی و باور نداشتن عواقب پس از آن بسياری از اين پناهجويان را در بلاتکليفی قرار می دهند.نداشتن يک خانۀ امن و زندگی آزاد باعث مي شود بعضی از آنها  اميد به زندگی را از دست بدهند و دچاره سرخوردگی و اختلال روحی روانی شوند و وادار به اعتصاب غذا،خودکشي و يا خود سوزی شوند.
چه خوب است نمايندگان پارلمان و ادارۀ مهاجرت قبل از وقوع اين تراژدی ها که گاهی منجر به مرگ پناهجو می شوند به صدای درد و رنج اين  پناهندگان گوش فرا دهند.
اخلاق انسانی حکم می کند پارلمان و ادارۀ مهاجرت تابو های بی اعتمادی و نا باوری را شکسته و پرونده های پناهجويان را بار ديگر با دستی باز و انسان دوستانه مورد بازنگری و بررسی قرار دهند تا اين پناهجويان نيز بتوانند طعم آزادی و دمکراسی را با تمام وجودشان  حس کنند.

 

 

منيژه قاسمی

 

جمال صابري از بازداشتگاه اداره مهاجرت ژاپن آزاد شد!

jamal-azad

در پي چند ماه تلاش و مبارزه اي جهاني، در ژاپن و بسياري کشورها، سرانجام روز ۴ اوت ۲۰۱۰ جمال صابري از زندان دولت ژاپن آزاد شد. اکنون مرحله اول کمپين “جمال را آزاد کنيد”، که عبارت بود از ممانعت از ديپورت احتمالي جمال به قتلگاه جمهوري اسلامي و  آزاد کردن او از سياهچال اداره مهاجرت ژاپن، با موفقيت به پايان ميرسد. تلاش ما اينک براي گرفتن پناهندگي و اقامت جمال صابري متمرکز ميشود.

 

اين موفقيت بدون کمک تک تک شما عزيزان ممکن نبود. از دوستان جمال در ژاپن، اتحاديه کارگران راه آهن و ديگر حاميان او گرفته، تا سازمانهايي چون “ميشن فري ايران” در آمريکا و هزاران انسان شريفي که در سراسر جهان در اين کمپين ما را ياري کردند در اين پيروزي سهيم اند و ما اين موفقيت را به همه آنها تبريک ميگوييم.  همچنين جا دارد که به همه اعضاء و واحدهاي فدراسيون پناهندگان ايراني در همه کشورها و همچنين تشکيلات حزب کمونيست کارگري در خارج کشور  که بارها در برابر سفارتخانه هاي ژاپن در کشورهاي مختلف تظاهرات کردند و با مقامات ژاپني مذاکره کردند، خسته نباشيد بگوييم.

 

ما همواره خود را جزء يک تلاش جهاني براي  آزاد کردن همه پناهندگان اسير دولت ها چه در  ژاپن و چه ديگر نقاط جهان دانسته و موفقيت حاضر را نيز  تکيه گاهي براي پيشروي هاي بيشتر و انجام وظايف گسترده خود در تحقق حقوق پناهندگان قرار  خواهيم داد.

 

همبستگي – فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني

۴ اوت ۲۰۱۰ ، ۱۳ مرداد ۱۳۸۹

مهرداد کریمی؛اسلام و ستيزه با انسان

Mehrdad_Karimi_111_x_127

تا زماني که دين در ميانه قدرت باشد قشرهاي مختلف جامعه اعم از اقليتهاي مذهبي وزنان شاهد بيشترين سرکوب وقرباني هستند. بدون در نظر گرفتن همه جانبه جايگاه اين اقشار در جامعه نمي توان از آزاديهاي انساني سخن به ميان آورد .                                                   

سلب موقعيت هاي تحصيلي،به حاشيه انداختن آن ها از موقعيت هاي اجتماعي، سلب آزادي ومنزوي کردن اين افراد از جامعه سبب استحکام پايه هاي دين و مذهب خواهد شد وجامعه را در مقابل موقعيت هاي دموکراتيک و  متمدن به سوي نابودي سوق مي دهد.                                                      

تمامي علوم ومعارفي که در فرهنگ يک جامه آزاد جمع شده بدون هيچگونه پيشرفتي باقي خواهد ماند. مادام که اقشار مختلف جامعه به طور مستقيم در آنها حضورفعال نداشته باشد.                                                          

بي ارزش خواندن اين انسانها در هر زمان ومکان اهانت به ساحت انسانيت است. وجود چنين تاييد هايي در قرآن، حاکي از تحقير انسانيت را مي رساند. و به اين انتقاد که قرآن پديده اي مختص به زمان و مکان خود مي باشد مهر تاييد مي زند.                                                                  

با ظهور اسلام و ترويج انديشه هاي دگم و پينه بسته و تبديل آن به ديني سرشار از ظلم وزور و تجاوز براي طيف مسلمانان، سيستمي ديکتاتوري بر جامعه حاکم شد که نه تنها رفتار بلکه انديشه هاي انسان را تحت نفوذ خود قرار داد.                                                                         

وجود دهها آيه و صدها حديث از پيامبر و خلفا، گوياي دگرگوني هايي است که زمينه از بين بردن يک جامعه را در پي دارد.                               

“ومن يتبغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه”    (سوره آل عمران آيه ۵۸)

 ترجمه: “هر کسي جز اسلام ديني را بجويد، هرگز از او پذيرفته نشود.”

براي رها شدن از قيد و بند دين بايد ابتدا با صراحت تمام ترس از توهم عذاب هايي به نام دوزخ وجهنم را از خود دور ساخت. هستند مسلماناني که روزانه ده ها بار دروغ مي گويند، غيبت مي کنند، زنا مي کنند، مشروبات الکلي مي نوشند، يعني تمام کمال احکام ضد دينشان را اجرا مي کنند. اما در عين حال براي روي آوردن به خرد گرايي، ترس نهادينه شده اي، سراسر ذهنشان را فرا گرفته و حاکم شده است وبه نوعي خود را ناتوان وعاجز مي بينند.

فرويد در نامه اي به يونگ در دوم ژانويه نوشته است: “من از اعماق وجود خود به يک چيز مي توانم اطمينان کنم.عميقا مي توانم باور کنم که تمامي شالوده نياز انسان به دين، بر درماندگي خرد سالانه وي قرار دارد….” منبع کتاب فرويد ،يونگ ومذهب

و اينچنين است که دين خرافات و امامزاده پرستي ورجز خواني وسينه زني، گريه و اعتکاف و شيطان و جن وملايک، جاي خود را به عقل و منطق وعلم وانسان مداري مي دهند. و موجودي توهمي  ودائم الغايب به نام امام زمان در ذهنيت خيال پرداز جامعه جا خوش مي کند. ودر قرن بيست يکم هم يکي از خادمانش هاله اي از نور مي بيند.            

ستمي که پيروان دين اسلام، به عنوان کامل ترين اديان به تعبير مسلمانان در حق اقليت هاي قومي و جنسي به انجام مي رسانند گوياي نابرابري است که در قرآن ودر طي آيات مختلف به آن اشاره شده است. خلاصه اين دين مالامال از باتلاق هاي متعفن و گنديده ايست که با عقده ها و کمبودهاي فراوان لبريز شده است.                                                                      

وتمامي جنايات وتجاوزات به ساحت انسانيت را با آيات قرآن و احاديث محمدي و تفاسير گوناگون آن، توجيه شرعي کرده اند. و قانون آنها نمي تواند ضامن امنيت جامعه باشد !  زيرا سر چشمه دين ، از نصايح و تهديدات و يا خطابه هاي ترحم آميز براي اقليت هاي قومي وجنسي نشات گرفته است. و اگر اين اقشار از ستمي که با نام شرع و دين بر آنها روا مي شود مطلع باشند. قطعا اولين وسرسخت ترين گروه از دشمنان اسلام را تشکيل مي دهند. اميد وارم از راه اين تحقيق ونوشته ها قدمي هر چند کوچک در راه روشنگري و روي آوردن به خرد گرايي جامعه برداشته باشم واين عزيزان را نسبت به ستمي که بر آنها روا مي شود آگاه کرده باشم.

 

پناهجويان هم جنس گرا و دشواري هايشان درمرحله بررسي پرونده پناهجويي

نداشتن اطلاعات کافي در مورد کشور اصلي پناهجويان و در بعضي حالات در نظر نگرفتن قوانين در مراحل بررسي پرونده پناهجويان از طرف کارکنان اداره کل امور مهاجرت، با عث تصميم گيري هاي نادرست در مورد پناهجويان هم جنس گرا مي شود.

پناهجويان هم جنس گرايي که منتظر مي مانند از گرايش جنسي خود ديرتر به اداره کل مهاجرت بگويند، مورد سوال قرار مي گيرند. با وجوديکه در قانون ذکر شده است که اگر فرد پناهجو از هم گرايش جنسي خود در مراحل اول و يا بعدي بررسي صحبت مي کند نبايد بالاي تصميم اداره مهاجرت تأثير بگذارد.
به عقيده Ulrika Westerlund، سخنگوي اتحاديه سراسري برابري جنسيتي RFSL، ما نبايد از پناهجويان انتظار داشته باشيم که از طرز برخورد دگرگونه جامعه سويدن در برابر هم جنس گرايان بدانند. مشکل اساسي اين است که کارمندان اداره مهاجرت مقررات تحريري موجود را مراعات نمي کنند.
کارمندان اداره کل مهاجرت بايد اين فهم را داشته باشند که براي مهاجرين آسان نيست که در مرحله اول و مستقيم از گرايش جنسي خود به مقامات صحبت کنند. اين مهاجرين از کشورهايي فرار مي کنند که در آنجا افراد را بخاطر هم جنس گرايي شان در زندان مي اندازند و يا به قتل مي رسانند.
با وجوديکه اداره کل مهاجرت موضع روشن دارد تا تنها زود و يا دير اظهار کردن فرد پناهچو از همجنس گرايي اش اعتبار او را زير سوال نبرد، معضله پناهجويان همجنس گرا به جاي خود باقيست. اين موضوع را Sofia Sjöö، آموزگار در مسايل جنسيتي در اداره مهاجرت، نيز تأئيد مي کند.
يکي از مشکلات ديگر در اداره کل مهاجرت دردست نداشتن اطلاعات همه جانبه در مورد همجنيس گرايان ار کشور هايست که مهاجرين ميايند. بطور نمونه Anna-Maria Sörberg در مورد گزارشي که اداره مهاجرين خود تقاضاي نوشتن آنرا کرده است مي گويد.
“باوجوديکه گزارش هاي سازمان هاييکه در کشور هاي مختلف فعاليت دارند طولاني هستند ولي اين گزارش ها تنها بالاي همجنس گرايان مرد تمرکز دارند و از وضعيت زنان ليزبيسک خبري نمي دهند. بصورت عموم اطلاعات در مورد هم جنس گرايان زن و دو جنس گرايان در کشور هاي اصلي پناهجويان در اختيار ما نيست.”
همه ساله در حدود ٥٠ تا ٦٠ پناهجو هم جنس گرا براي دريافت کمک به اتحاديه سراسري برابري جنسيتي مراجعه مي کنند. اين اتحاديه در فرستادن درخواست دوباره و تماس با اداره کل مهاجرت در صورتيکه پناهجو در خطر اخراج قرار داشته باشد، افراد را ياري مي رساند.
Ulrika Westerlund به اين نظر است که بهتر است افراد هم جنس گرا، دو جنس گرا و دگر جنس خواه  در دوران بررسي پرونده شان با اين اتحاديه در تماس باشند. وي تأکيد مي کند به ياد داشته باشيد که اتحاديه سراسري برابري جنسيتي يک سازمان حقوقي نيست که بالاي اداره کل مهاجرت تاثيري بگذارد تا اين اداره قوانين را به شکل بهتر آن استفاده کند، ولي در رهنمايي و آگاه ساختن افراد هم جنس گرا در مورد حقوق و امکانات شان در جامعه سويدن کمک مي کند.
سالار شلماشي، روانشناس و متخصص مسايل جنسي، که با پناهجويان کار مي گويد براي کاهش مشکلات هم جنس گرايان در جامعه بايد افراد هم جنس گرا و غير هم جنس گرا در مورد هم جنس گرايي آگاهي پيدا کنند.

shakila.edizada@sr.se


توجه دولت آلمان نسبت به پناهجويان ايراني”

 M_Aftabsavar

محمدآفتابسوار

“پذيرش پناهجويان ايراني توسط دولت آلمان يک گام مثبت براي پناهجوياني است” که بدنبال اعلام  نتايج رياست جمهوري  که همراه با تقلب گسترده و دخالت آشکار صورت گرفت ، مجبور به ترک کشورشان شده اند مي باشد. اينکه دولت آلمان به چند نفر پناهندگي اعطا کرده مِلاک نيست ، واکنش مطلوب و توجهي که دولت آلمان از خود نشان داده از اهميت بالايي برخوردار است ، و نشاندهنده  تنفر دولتها از رژيم ديکتاتور حاکم برايران و حمايت از حقوق انسان و انسانيت است . بازتاب دادن اين خبر به صورت رسانه اي در سطح بين الملل بسيار ويژه و حائز اهميت است که هم براي پناهجويان نقطه عطفي است وهم اينکه انگيزه مضاعف مي بخشد و دولتها هم با نگاهي متفاوت تر نسبت به پناهجويان ايراني نگاه مي کنند و تبعات مثبتي در پي خواهد داشت.

پس از اعتراضهاي صورت گرفته به نتايج انتخابات خرداد ماه هزارو سيصد هشتاد و هشت و خيزش مردم به تناوب در طول سال گذشته ،به مناسبتهاي مختلف مردم در صحنه حضور پيدا کردند . بي شک اين جنبش و تحولات سياسي اجتماعي پس از انتخابات بر روند زندگي فردي افراد هم تأثيرات خود را بر جاي گذاشته است . اتفاقاتي که بعد از انتخابت رياست جمهوري در ايران رُخ داد و طغيان مردم فقط و فقط به اعلام نتايج انتخابات نبود و اين اعتراض سکوت چندين ساله مردم بود که شکسته شد . صدها هزار نفر در اعتراض به خيابانها آمدند و در مقابل نيروهاي امنيتي رژيم که براي سرکوب مردم به خيابان ها گسيل شده بودند ، ايستادگي کردند .حرکت مردم به قدري عظيم و خيره کننده بود که نظام را مستعصل کرد و دستور کشتار و دستگيري را صادر کردند. هر روز که گذشت خونها بيشتر از روز قبل ريخته شد و زندانها مملو از انسانهاي بي گناه با شرايط سخت و غير انساني و شکنجه هاي روحي و جسمي و صدها حکم صادر شده در کمال بي عدالتي و بي قانوني همه وهمه نشانگر اين است که نظام ناتوان از خيزش مردمي است که براي نابودي حکومت اسلامي آستين بالا زده اند و بدنبال آزادي و برابري هستند . شيوه اي را که نظام براي جلوگيري از جنبش مردمي بکار گرفت همان روشي است که حکومتهاي ديکتاتوري از آن به عنوان ابزار مقابله استفاده مي کنند .واقعيت امر اين است که نظام مردم را از دست داده و در بحراني قرار گرفته که خارج شدن از آن امکان پذير نمي باشد . در اين مدت شير زنان و غيور مردان آزاد انديش از جان خود گذشتند ، عزيزاني که در اين راه کشته و خانواده هاي داغداري که به سوگ عزيزان خود نشسته اند ، هزاران نفر دستگير ، ده ها هزار نفر بي خانمان و تحت پيگرد قانوني قرار گرفته اند و هزينه گزاف و غير قابل برگشتي مردم در اين راه پرداخت نموده اند . نتايج و تأثيرات اقدامات مردم را به وضوح مي توان در کشور مشاهده کرد و امروز شاهد اين هستيم که فضايي کاملا تنش زا و ملتهب در طبقات حکومتي قابل رويت است و شکاف عميقي در حکومت بوجود آمده است. بزرگترين سرمايه هاي اين کشور مردم آن هستند که اين چنين براي رسيدن به اهدافشان مجبوربه ترک کشور شده اند و با سختي و مشکلات فراواني که بر سر راه آنان  قرار دارد دست و پنجه نرم مي کنند . اقدام دولت آلمان ستودني و از ارزش والايي برخوردار است و حکايت از عمق فاجعه اي است که در ايران اتفاق افتاده است .

چند خبر کوتاه

محمد نوري درگذشت 

 

محمدنوري، ازخوانندگان سرشناس ايران، پس از تحمل حدود يک سال بيماري شديد خوني، شنبه شب در بيمارستاني در تهران درگذشت. او متولد دي ماه ۱۳۰۸، آموزش ديده ي تئاتر، زبان انگليسي و خوانندگي بود و درموسيقي ايران جايگاه ويژه اي براي خود ايجادکرده بود. از او ترانه هاي خاطره انگيز زيادي به جامانده است.
او در سال ۱۹۹۲ سفري به سوئد داشت و در شهرهاي استکهلم و يوتبوري کنسرت هايي اجراکرد که بااستقبال زيادي روبروشدند. درجريان اين سفر، زينت هاشمي با او گفتگويي انجام داد. او دراين گفتگو ازجمله به اهميت دادن به محتواي اشعار بيش از آهنگ ترانه هايش و نيز استفاده از اشعار شاعران نوپرداز ايران اشاره کرد. او، دليل خواندن ترانه هايي با شعرهاي نيمايوشيج را نيز چنين عنوان کرد.

کاهش شمار متقاضيان پناهندگي

اداره کل امورمهاجرت تخمين مي زند که شمار متقاضيان پناهندگي در سال جاري از از آنچه که در ماه مه پيش بيني شده بود، کمترشود و به جاي ۳۱۰۰۰ نفر به ۲۹۰۰۰ نفر برسد. شمارمتقاضيان پناهندگي براي سال آينده نيز ۲۸۰۰۰ نفر تخمين زده مي شود. يکي از دلايل اين کاهش، به گزارش اداره کل امورمهاجرت، عدم افزايش پناهندگي سوماليايي ها به ميزاني ست که پيش ازاين انجام مي شد

به نقل از سايت راديو پژواک

 

کوتاه شدن زمان انتظار براي پناهجويان در سوئد

زمان انتظار پناهجويان براي دريافت پاسخ از اداره کل امور مهاجرت کاهش يافته است. اين مدت در شش ماهه ي اول سال جاري بطورمتوسط به چهار ماه و نيم رسيد که کوتاه ترين زمان در طول ۲۰ سال گذشته محسوب مي شود.
متوسط زمان انتظار پناهجويان درسال گذشته کمي بيشتر از شش ماه و نيم بود. متوسط زمان رسيدگي به پرونده ها نيزسه ماه و نيم و کوتاه ترين زمان از سال ۱۹۹۰ تاکنون اعلام شده است. همزمان برشمارمتقاضيان پناهندگي افزوده شده است. درشش ماهه ي اول سال جاري ۳۶ درصد بيش از مدت زمان مشابه درسال گذشته، پناهجويان از سوئد درخواست پناهندگي کردند.
درسال جاري حدود ۱۴۰۰۰ درخواست پناهندگي به اداره کل امورمهاجرت داده شده است و با احتساب پاسخ هاي منفي و يا اجراي پيمان دوبلين که پناهجو به اولين کشوراتحاديه اروپا که به آن واردشده، بازگردانده شده، به ۴۱ درصد درخواست ها پاسخ مثبت داده شده است.
بيشترين پناهجويان ازکشورهاي سومالي، صربستان، عراق، افغانستان و اريتره هستند. بيشترين پناهجوياني نيز که پاسخ مثبت دريافت کرده اند به اين ميزان است: سوماليايي ها۷۰ درصد، اريتره اي ها  ۶۰ درصد، افغان ها ۵۷ درصد، عراقي ها ۳۸ درصد و صرب ها تنها ۲ درصد.

محمدعقيلي

به نقل از سايت راديو پژواک

 

سرگرداني صدها هزار كودک پناهنده افغان در ايران

يك فعال حقوق كودك با اشاره به لزوم استفاده ايران از كمك‌هاي بين‌الملل جهت سر و سامان دادن به كودكان پناهنده در كشور گفت: «۴۰۰ هزار كودك پناهنده افغان در كشور در معرض آسيب هستند و به حداقل امكانات حمايتي در ايران دسترسي ندارند.»
اكرم خاتم در گفت‌وگو با ايلنا با اعلام اينكه يك دسته از پناهندگان افغاني از سال ۷۲ مورد آمايش قرار گرفتند و در مورد عده‌اي نيز اطلاعاتي وجود ندارد گفت: «حدود يك ميليون پناهنده افغان در خانوار تعريف مي‌شوند و درك قانوني دارند، حدود ۱۴۰ هزار نفر از مهاجران قانوني نيز كارگري مي‌كنند.»او افزود: «جمعيتي بالغ بر ۵۱ تا ۲ ميليون نفر نيز به صورت غيرقانوني وارد كشور شده و فاقد مدرك قانوني هستند كه با محاسبه نرخ رشد جمعيت پناه‌جويان قانوني و توجه به سرشماري افغانستان مشخص مي‌شود كه به دليل بالا بودن نرخ زاد و ولد ميان آنها در حال‌حاضر بايد حدود ۴۰۰ هزار كودك در كشور وجود داشته باشد كه در تهران سرگردان هستند.»خاتم گفت: «اگر دوران كودكي به عنوان طلايي‌ترين دوران زندگي هر بشر به حساب آيد، ۴۰۰ هزار كودك در بدترين شرايط زندگي كرده و مشكلات كودك‌آزاري، سوء تغذيه، بيماري و ساير معضلات در ميان آنها وجود دارد.»اين فعال حقوق كودكان افزود: «اغلب اين كودكان دچار بيماري و سوء‌استفاده‌هاي شديدي مي‌شوند كه رسانه‌ها مطلع نبوده و هرگز فاش نمي‌شوند حتي هيچ‌گونه آماري هم در مورد آسيب‌هاي وارد شده به اين كودكان وجود ندارد.»
 

 

مشکلات ناشي از پيمان دوبلين براي پناهجويان

محمود فاطمي و همسر او ناهيد آذري و فرزندشان پرستو فاطمي از جمله ايرانياني هستند که به دنبال حوادث بعد از انتخابات سال گذشته به سوئد پناهنده شده اند. اما پرونده ي آن ها به دليل مغايرت با قوانين موسوم به دوبلين، با مشکلاتي مواجه شده است.
بنا بر مقررات دوبلين، پناهجوياني که به يک کشور اروپائي وارد مي شوند بايد در همان کشور تقاضاي پناهندگي کنند
اعضا خانواده ي فاطمي عنوان مي کنند که آن ها با کمک قاچاقچي به سوئد آمدند و نمي دانستند که قاچاقچي بليط سوئد را براي آن ها  از طريق ويزاي ايتاليا گرفته است . در حالي که آن ها تنها ويزاي ايتاليا را داشتند بدون آنکه در مسير خود در آن جا توقفي داشته باشند. پدر خانواده عنوان مي کند که عليرغم سفارش قاچاقچي براي پاره کردن پاسپورت و مدارک ورود به کشور ، براي نشان دادن صداقت خود ، از اين کار خودداري کرده و همه ي مدارک را هنگام ورود به پليس سوئد  تحويل داده است. بعد از بلاتکليفي چند ماهه ي خانواده در سوئد و مراجعه ي مکرر آنها  براي رسيدگي زودتر به پرونده شان ، پليس به آپارتمان خانواده وارد شده و ناهيد آذري و برادرش حميد آذري را که او نيز تقاضاي  پناهندگي در سوئد را کرده بود، بازداشت کردند.
برخورد پليس با خانواده، براي ناهيد آذري ، محمود فاطمي و دخترشان پرستو فاطمي بسيار غير منتظره بود.

Daniel Ahl  مشاور حقوقي خانواده از دفتر وکلات يورگن فريسک، ضمن انتقاد به قوانين دوبلين  اظهار اميدواري مي کند که تغييراتي در اين مقررات پيش آيد . او مي گويد تمام  تلاشش را مي کند که بتواند براي موکلانش اجازه ي اقامت دريافت کند.
دانيا ال  مي گويد که اداره ي مهاجرت عنوان مي کند که مقامات ايتاليا سفر موکلان مرا به اين کشور تائيد کرده اند اين در حاليست که آنها با ايتاليا ارتباطي نداشته اند و اين قاچاقچي بوده  که در اين مورد تقلب کرده است.

دانيل آل مي گويد که هيچگونه رابطه اي ميان موکلان او و ايتاليا وجود ندارد اين اداره ي مهاجرت است که تلاش مي کند در اين رابطه مسئوليت را به گردن اين خانواده بياندازد. وي با توجه به شرايط نامتعادل ايران اين گونه برخورد با خانواده ي فاطمي را نادرست و سلب مسئوليت از خود عنوان مي کند.
دانيل آل مي گويد که مسئله فقط حقوقي نيست بلکه اخلاقي نيز هست. او متلاشي کردن اعضا  خانواده اي را که عليرغم تلاش هاي زيادي براي کشورشان، مجبور به ترک آن شده اند نادرست مي خواند .
او فراموش کردن پرنسيب هاي گذشته هنگام استناد به  قانون دوبلين را مورد انتقاد قرار مي دهد.
دانيل ال در پاسخ به اين سئوال که آيا سابقه داشته است که پناهجوياني که به نوعي در ارتباط با  قوانين دوبلين مشکل داشته اند اجازه ي اقامت دريافت کنند، اين امر را بسيار نادر مي داند . او بطور کل قوانين پناهندگي دابلين را نادرست و بازي قدرتمندان با پناهجويان مي خواند.

 

 

 

 

۶ هزار پناهجوي ايراني در ترکيه، منتظر پذيرش از يک کشور ثالث  

 

 

  Move

حدود ۶ هزار پناهجوي ايراني در ترکيه، همچنان منتظر پذيرفته شدن از سوي يک کشور ثالث‌اند، که بين ۳ تا ۴ هزار تن آنان، پس از ناآرامي انتخابات رياست جمهوري، به اين کشور گريخته‌اند.

به گزارش شبكه خبر مسيحيان فارسي زبان به نقل از شهرزاد، اشپيگل آنلاين با بيان اين مطلب نوشت، به نقل از مسئول اتحاديه همبستگي با پناهندگان ايراني در ترکيه، اکثر پناهندگان پس از انتخابات به ترکيه را دانشجويان و روزنامه‌نگاران تشکيل مي‌دهند و همچنان تحت تهديد مأموران امنيتي و اطلاعاتي رژيم جمهوري اسلامي هستند.

به گزارش ايران آکتوئل، اکثر اين پناهندگان با حداقل امکانات و گاه تنها با لباسي که برتن داشتند از ايران گريخته‌اند.

آن‌ها مدت‌هاست که منتظر پذيرش از سوي کشورهاي اروپايي هستند، چرا که ترکيه فاقد قانوني براي پذيرش پناهندگي غير اروپائيان است.

يکي از کارکنان نهاد “پرو آزول” در شهر اسن آلمان گفت، راه چاره اين است که ايرانيان فعال در حقوق بشر، در هر شهر اروپايي که هستند، بايد با مراجعه به يکي از فراکسيون‌هاي احزاب در شوراهاي شهر، آن‌ها را قانع کنند که تقاضايي رسمي را در نشست شورا مبني بر پذيرش گروهي از پناهندگان را مطرح سازند، کما اين که شوراي شهر دوسلدورف آلمان به تقاضاي دو فراکسيون سوسيال دمکرات و سبزها، ۵۰ تن از پناهجويان ايراني منتظر در ترکيه را به اتفاق آرا تصويب کرد.

سازمان کمک به پناهجويان سازمان ملل، تنها زماني مي‌تواند به پناهجويان براي خروج از شرايط ناگوار در ترکيه کمک کند، که آن‌ها از سوي کشور ثالثي پذيرفته شوند

 

 

 

کندي در پيشرفت نظام پناهندگي اتحاديه اروپا

 

تلاش هاي اتحاديه اروپا براي ايجاد يک نظام مشترک پناهنده پذيري به کندي پيش مي رود. اين نظام قراراست ازسال ۲۰۱۲ در تمام کشورهاي اين اتحاديه به اجرادرآيد، اما مذاکرات پيرامون آن هنوز به نتيجه اي نرسيده است.   سسيليا مالمستروم، مسئول امورمهاجرت و پناهندگي در کميسيون اتحاديه اروپا، وضعيت پيش آمده را دشوار توصيف مي کند. او به وجود اختلاف نظرهايي ميان برخي از کشورهاي عضو اشاره مي کند و مي گويد که وضعيت مي تواند دشوارتر شود. بااين حال او باتوجه به خواستي که براي پيشبرد اين مسئله وجوددارد، اظهاراميدواري مي کند که مذاکرات دراين مورد تا پاييزبه نتيجه برسد.

 

 

يکي از دشوارترين مسائل درمذاکرات، دورشدن از مبناهاي تعيين شده درمورد درخواست پناهندگي دراولين کشور دراتحاديه اروپا ست که پناهجو به آن واردمي شود.

   توبياس بيلستروم، وزيرامورمهاجرت دراين مورد مي گويد که دشواري دراين است که بتوان دکمه ي توقف را براي بازگرداندن پناهنده اي از کشوري دراتحاديه به کشوراولي که به آن واردشده و بايد در آنجا به درخواستش رسيدگي شود، فشارداد. او مي گويد که دررابطه با اين موضوع و کشورهايي مانند يونان و مالت، مذاکراتي درسوئد انجام شده است.

 

 

 بيشتر کشورهاي اتحاديه اروپا خواستار بازگرداندن پناهجويان خود به کشورهاي ديگرهستند، اما سوئد مي خواهد ديواري بلند دربرابراين گونه موقعيت ها ايجادکند.

به گفته ي وزيرامورمهاجرت، توبياس بيلستروم تنها بايد درشرايط واقعا ضروري چنين امري روي دهد. او مي گويد که درشرايط کنوني تعداد زيادي پناهجو درمدت زماني محدود به يک کشوروارد مي شوند. او به اين امر نيز اشاره مي کند که پرسش اصلي درمورد چگونگي کارکرد اين سيستم و متناسب شدن آن با نيازها و خواسته هاي کشورهاي عضو، درصورت تصويب طرح، کماکان بي پاسخ مانده است.

 

 

محمدعقيلي

 

 

کنترل وضعيت پرونده از طريق وب سايت اداره مهاجرت
 
استکهلميان – چنانچه از دسته افرادي هستيد که تقاضاي ويزاي دانشجويي و يا ويزاي کاري تسليم اداره مهاجرت سوئد کرده ايد از اين پس مي توانيد با مراجعه به صفحه ويژه اي بر روي اينترنت و وارد کرد شماره پرونده خود از وضعيت فعلي آن باخبر شويد.
 
 شماره پرونده هاي فوق در نزد اداره مهاجرت سوئد عددي است که با رقم ۹ و يا ۱۱ شروع مي شود.
 
 اطلاعات وضعيت پرونده تنها در مورد پرونده هايي ارائه مي گردد که در ۱۴ روز گذشته مورد بررسي قرار گرفته اند. وضعيت پرونده ها بصورت روزانه به روز مي شود.
 
 لينک مربوطه

http://www.migrationsverket.se/info/2306_en.html

 

آلمان به ۵۰ تن از معترضان انتخاباتي ايران پناهندگي مي دهد

دولت آلمان مي گويد به ۵۰ تن از مخالفان دولت ايران که در تظاهرات پس ازانتخابات رياست جمهوري شرکت کرده اند، پناهندگي مي دهد.

به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، يک سخنگوي وزرات کشور آلمان گفته است، ۱۲ تن از اين ۵۰ نفر به آلمان آمده اند و يک نفر ديگر در روزهاي آينده وارد خواهد شد.

به گفته سخنگوي مذکور، بقيه متقاضيان پناهندگي ايراني در ترکيه به سر مي برند و آلمان در حال بررسي پرونده آنهاست.