همه‌ی نوشته‌های gholam@A

نامه سرگشاده عبدالله اسدی به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در ترکیه

  نامه سرگشاده  عبدالله اسدی به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در

ترکیه در مورد وضعیت سه نفر از اعضای انجمن حمایت از پناهجویان در آن کشور

 

سال گذشته پلیس ترکیه تجمع اعضای انجمن حمایت از پناهجویان در شهر نوشهیررا بهم زد و هر کدام  از آنها را به شهرهای دیگری تبعید کرد. بلاخره  چهار نفر از آنها دراثر مبارزه و تلاش خود و حمایت های بین المللی از سوی یوان پذیرفته شدند ولی متاسفانه  سه نفر از آنها هنوز بدون داشتن قبولی یوان درشرایط سخت زندگی در ترکیه  به زنگی خود ادامه می دهند. این سه نفر عبارتند آز:

– صلاح الدین عزیزیان:دبیر وسخنگوی انجمن

– سیروان عنایتی :خبرنگار (و مسئول گروه خبری انجمن)

– ساسان مهری:فعال در بخش فرهنگی انجمن

 

نکته ای که بسیار جای تعجب دارد این است که با توجه به اینکه کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل خود به خوبی می داند که این پناهجویان همگی سیاسی و در ترکیه مشغول فعالیت هستند و به خاطر ترس از شکنجه و اعدام از ایران گریخته اند؛ ولی با گذشت ۷ ماه از تبعید آنها به دیگرشهرهای ترکیه، دفتر یوان در این کشور حاضر به پذیرش پناهندگی سه نفر باقی مانده از این پناهجویان نشده و اساسا هیچ واکنشی در این مورد نشان نداده است.

اعضای انجمن حمایت از پناهجویان در تاریخ ۲۸ ژوئن ۲۰۱۱ بدلیل فعالیت سیاسی همگی به دفتر پلیس نوشهیر احضار شدند. در میان آنها پلیس حکم اخراج سید خدر میرسیدی و خانم ساناز غلامحسینی ایزدی را به ایران صادر کرد و تنها ۱۵ روز به آنها مهلت داد تا خاک ترکیه را ترک نمایند.این پناهجویان در طول ۸-۷ ماه گذشته برای نجات دخترمبتلا به هموفیلی و خانواده اش تلاشهای زیادی کردند و شرایط وحشتناک زندگی این خانواده را به مجامع بین المللی مخابره نمودند و صدها سایت و روزنامه و رادیو تصاویر و صدای آنها را منعکس کردند. بعلاوه اعضای این انجمن پناهندگی در همین ۸-۷ ماه گذشته برای پذیرش تقاضای پناهندگیشان خود  تلاشهای زیادی را به عمل آوردند که خوشبختانه چهارنفر از آنها بالاخره از سوی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل به عنوان پناهنده پذیرفته شدند.

 سئوالی که من از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در ترکیه دارم این است که چه اتفاقی درایران افتاده است که این همه بی توجهی به درخواست پناهندگی پناهجویان ایرانی می شود؟ چرا باید ماهانه دهها پرونده پناهجویان ایرانی استیناف بگیرد؟ من بخوبی برنحوه بررسی پرونده پناهجویان بر مبنای دلایل شخصی افراد آگاهی دارم و می دانم که بر همین اساس تحقیقات و بررسی پرونده پناهجویان از جانب یوان بسیار ناپیگر و غیرعادلانه صورت می گیرد. آیا واقعا کمیساریای عالی سازمان ملل از شرایط سیاسی و اجتماعی در ایران خبر ندارد و اوضاع روز ایران را تعقیب نمی کند؟ مگر این سازمان نمی داند هرنوع مخالفت و فعالیت سیاسی افراد در ایران کنترل و تحت تعقیب قرار می گیرد؟ مگر این همه بی عدالتی و محاکمات غیرعادلانه که در کشور ایران و درحق مردم این کشور صورت می گیرد دلیل اصلی افزایش متقازیان پناهندگی از ایران نیست؟ برخورد یوان به اعضای انجمن پناهجویان ایرانی در ترکیه  یک شاخص مهم از عدم توجه کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل به حق و حقوق متقاضیان پناهندگی ازایران است. معلوم نیست این پناهجویان چکار باید می کردند تا به عنوان پناهنده پذیرفته می شدند؟ مثل اینکه همه عالم و آدم این گروه از پناهجویان را می شناسند و می دانند که همه آنها ازفعالین سیاسی هستند و از ترس زندان و شکنجه به این سازمان پناه آورده اند.!!!! جزء کمیساریای عالی پناهندگان در ترکیه.

در ایران آمار اعدامها نه تنها کاهش پیدا نکرده بلکه بیشتر هم شده است، شکنجه افراد و اعتراف گیری اجباری از زندانیان سیاسی و بیرحمی نسبت به رعایت حقوق متهمان هیچ حد و مرزی را نمی شناسد. بازداشتهای بی رویه و محاکمات غیرعادلانه فعالان کارگری و دانشجویی، سرکوب زنان بدلیل عدم رعایت پوشش و  شئونات  اسلامی و بازداشت فعالین حقوق زن، تعقیب فعالین انجمنهای مدافع حقوق بشر و روزنامه نگران و ایجاد فضای ترس و وحشت درمیان مردم و دامن زدن به فضای پلیسی و کنترل فعالیت سیاسی ایرانیان در خارج از کشوردلایل اصلی افزایش متقاضیان پناهندگی از ایران است.

 

دو ماه پیش اداره مهاجرت سوئد طی یک اطلاعیه اعلام کرد: “تحیقات این اداره  نشان می دهد که رژیم ایران فعالیتهای سیاسی پناهجویان را در سوئد و در خارج از مرزهای ایران کنترل می کند.” به همین دلیل اداره مهاجرت این کشوراعلام کرد که در بررسی پرونده پناهجویانی که در سوئد فعالیت سیاسی می کنند دقت بیشتری خواهد نمود. جهت اطلاع دفتر یوان در ترکیه شهرت فعالیتهای سیاسی – اجتماعی اعضای انجمن حمایت از پناهجویان حداقل در طول ۸-۷ ماه گذشته در بسیاری از سایت ها و رسانه های مختلف ایرانی و بین المللی منعکس شده است و به سبب این فعالیت ها حتی اگر تا یک سال پیش زیاد شناخته نمی شدند اکنون همه آنها به شخصیت هایی شناخته شده در مبارزه علیه رژیم ایران تبدیل شده اند. آیا به نظر یوان و با توجه به توضیح شرایط فوق و افزایش ناامنی در ایران امنیت پناهجویان نامبرده در خطر بیشتری قرار نمی گیرند؟ آیا یوان فکر نمی کند هرآن ممکن است پلیس ترکیه بدلیل شرایط نامشخص اقامت این پناهجویان، آنها را به ایران دیپورت کند؟  

 

 بارها گفته ایم که در ایران یک حکومت فاشیستی – مذهبی حاکم است که صدای هر مخالفی را با زندان و شکنجه و اعدام پاسخ می دهد. پناهجویان ایرانی محصول چنین شرایطی هستند.آیا حتی اگر چشم از دلایلی که پناهجویان نامبرده، همان روزاول در مصاحبه با یوان انجام داده اند بپوشیم؛ تنها بدلیل فعالیت سیاسی که در ترکیه علیه رژیم ایران انجام می دهند نباید بر اساس شرایط  Sur Place مورد حمایت بین المللی قرار گیرند؟ یکی از شاخصهای پذیرش پناهندگان بر اساس مفاد کنوانسیون ژنو مصوب ۱۹۵۱ عضویت آنها در احزاب و گروههای سیاسی و اجتماعی است که این افراد هم از چنین مشخصات و دلایلی برخوردار هستند.

از این جهت از جانب فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل می خواهم که بر مبنای دلایلی که دربالا به آنها اشاره کردم به وضعیت فلاکتبار این پناهجویان رسیدگی نماید تا از گرفتاری که دچار شده اند نجات یابند.

 

با احترام

عبدالله اسدی

دبیر همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

۱۶  ژانویه  ۲۰۱۲

 

 

 

                

        

 

 

 

 

نامه ای از ایران و پاسخ عبدالله اسدی به آن

با سلام و عرض خسته نباشید

جناب اسدی

من و همسرم از نظر اجتماعی و اقتصادی با اینکه هر دو نفر درس خوانده ایم ولی  وضعیت  ما خوب نیست بلکه بسیار بد است. قصد دارم که به کشور استرالیا پناهنده شوم راههای مختلفی را بررسی کرده بودم مثلا قرار بود که از طریق یک نفر رابط که از اقوام ما که به او اطمینان داشت به اندونزی و از آنجا به استرالیا بروم هر چند که میدانستم خطرات زیادی وجود داشت اما من در زندگی چیز زیادی برای از دست داشتن نداشتم (آن کس که روزی صدبار از شرمندگی میمیرد یکبار مردن برای او هیچ است).

با این همه داشتم به نفر مورد نظر(آدم پرون) پیش پرداخت میدادم که یکهو به سرم زد یک تحقیقی در اینترنت بکنم که متوجه شدم استرالیا در حال انعقاد قراردادی با مالزی است که کلیه پناهندگان دریایی را که با مرگ دست و پنجه نرم کرده اند به مالزی بفرستند که بسیار باعث تأسف است و القصه تمام رویاهایم را بر باد داد.

من در مهندسی معدن خوانده ام و چند سالی هم تجربه کاری دارم شاید اگر در مضیقه مالی نبودم صبر میکردم و مهاجرت قانونی میکردم. مشکلات پناهجویان را چه با انعکاسات دروغ جمهوری اسلامی چه با حرفهای دلسوزانی چون فدراسیون سراسری پناهجویان را بارها خوانده ام ولی باور کنید که بسیار در مضیقه ام. حالا میخواهم از طریق دعوتنامه بازرگانی جهت شرکت در سمینار و کنفرانس و از این چیزهای قانونی  اگر ویزا گرفتم با هواپیما برم.

اما سؤالات من

۱- آژانس هواپیمایی که مسئول این کاره، از من سند ملکی میخواهد که به نام من باشه و من ندارم حالا میگه عیب نداره اگه به نام پدرت یا اقوامت هم میشود. حالا بابای بیچاره من یک خانه  ای دارد ولی من نمیدونم بعد از این که من در فرودگاه پاسپورتم پاره کردم و یا وقتی رفتم پیش پلیس و گفتم من پناهنده ام چه بر سر سند من میاد؟ (آپارتمان رو آژانس هواپیمایی یا سفارت استرالیا یا هر کس دیگری بالا میکشند؟ یعنی این سند رو تا پایان سفر من میخواهند گرو بگیرند؟)

۲- بعد از انتقال من به بازداشتگاه در استرالیا و بعدا کمپ تکلیف همسرم چه میشود؟ یعنی اگر من فرضا بعد از یکسال جواب

مثبت بگیرم میتوانم همسرم را ببرم پیش خودم یا نه باید کار پیدا کنم و بعد از تأئید یک سری جاها این امکان پذیر میشه؟ در اینصورت آیا با ویزای تجاری که آژانس به میدهد میتوانم مدارک همسرم را هم را ارائه بدهم؟

۳- دوستی دارم که از ارامنه ایران است. قول داده که از کلیسا برایم نامه بگیرد که دینی را که نداشته ام تغییر داده ام و دوستی دیگر قول مدارکی دیگر را از دادگستری که مثلا به اجرای احکام احضار شده ام و … آیا این کیس اگر رویش به دقت مطالعه و کار بشود خوب است؟

در آخر خواهشمند است اگر شما وقت کافی برای پاسخ ندارید و سوالاتم طولانی شد، لطفا تلفنتان را بفرستید تا تماس بگیرم و شخصا بپرسم

با تشکر فراوان

شهرام از ایران

…………………………………………………………………………………….

ببخشید که پاسخ به نامه شما بطول انجامید، مدتهاست بدلیل مشغله های زیاد به نامه ها پاسخ نمی دادیم.

سلام دوست عزیز آقای شهرام

امیدوارم تاکنون برنامه خروجتان درست شده باشد.

در رابطه با سئوالاتی که مطرح کرده اید توجه اتان را به چند نکته جلب می کنم.

اولا: نمی دانم  چرا اینقدر روی رفتن به استرالیا  پافشاری می کنید؟ چون واقعیت این است گرچه شما می خواهید به شکل قانونی به آنجا سفر کنید ولی من سفرغیر قانونی به استرالیا را به کسی توصیه نمی کنم. تا آنجایی که به حفظ مدارک شما بر می گردد باید عرض کنم که هنگام اعلام پناهندگی، اداره مهاجرت آن کشور کلیه مدارک شما را جهت تحقیقات بیشتر در مورد تکمیل پرونده از شما می گیرد و تا زمان دریافت پاسخ مثبت به درخواست پناهندگی شما آن را پس نمی دهند ولی به شما رسید دریافت آنهارا می دهند. در ضمن شما حق دارید هنگام تسلیم مدارکتان از مسئول پرونده تقاضا کنید که یک کپی از مدارکی  را که در اختیار آنها گذاشته اید به شما برگردانند. ولی هروقت اقامت بگیرید همه آنها را به شما برمی گردانند. در واقع مدارک و سند ملکی شما از سوی اداره مهاجرت استرالیا ضبط نمی شود ولی در این مورد مراقب آژانس هواپیمایی باشید.

دوما: در رابطه با همسرت در درجه اول توصیه من این است که چنانچه امکانش را داشته باشید باهم به استرالیا بروید. اگر نه، ایشان باید منتظر بماند تا تکلیف شما روشن شود آن وقت وی هم می تواند از راه قانونی به شما بپیوندد. در همین مورد لازم است هنگام معرفی خود اسم  و مشخصات همسرت به آنها بدهید. شما هر وقت اقامت بگیرید می توانید همسرتان را نزد خود ببرید.

سوما: در مورد مدارکی که در بند ۳ به آن اشاره کرده اید باید بگویم که داشتن مدارکی از این دست در بعضی از موارد خوب است و در بعضی از موارد نه. چون مدارک شما باید از فیلتر کارشناسان مدارک هویت در ادارات امور پناهندگی بگذرد و مورد تائید قرار گیرد.

 نکته مهمتر که لازم است از آن اطلاع داشته باشید این است که بسیاری از سفارتخانه ها بویژه سفارتخانه های کشورهای غربی در ایران دارای وکلایی هستند که در مواردی اگر فرضا به مدارک شما شک داشته باشند آن را  به ایران می فرستند تا از طریق وکیل خودشان در سفارت از آن استعلام بگیرند. چون همه دولت های غربی می دانند که ادارات دولتی و مراجع قضایی و حتی پزشک قانونی در ایران به کسی که زندانی شده باشد و یا تحت پیگرد قانونی قرار گرفته باشد و یا سرو دست کسی با چوب و چماق مامورین امنیتی شکسته باشد گواهی نمیدهند از این جهت همیشه توصیه من به پناهجویان این بوده تا آنجایی که مقدور است از تسلیم مدارک برای تائید پناهندگیشان خود داری

نمایند چون اگر اعتبار مدارک شما مورد تائید قرار نگیرد دلایل درخواست پناهندگی شما نیز مورد تائید قرار نمی گیرد.

کیس مذهب: مذهب خود جز یکی از فاکتورهای پذیرش پناهندگان بر اساس کنوانسیون ژنو است. به همین اعتبار کسی که بدلیل مذهب درخواست پناهندگی می کند باید دارای اطلاعات کافی در آن زمینه باشد. باید برای کارمندان دولت روشن کند که در چه زمانی به نتیجه بی دینی ویا اختیارکردن دین دیگری رسیدید و بسیاری مسایل دیگر که در این نامه وقت توضیح همه آنها را ندارم. ولی به نظرمن شما باید در مورد پناهندگی در استرالیا تحقیقات بیشتری بکنید. چون شرایط پناهندگی در آنجا بسیار پیچیده است. اگرنه به اروپا بیایید راحت و کم دردسرتر است.

برایتان آرزوی موفقیت می کنم.

عبدالله اسدی

 

پاسخ عبدالله اسدی به دو نامه از ایران

 

جناب اسدی سلام

ابتدا نیاز میبینم از شما بدلیل هدایت هموطنان ایرانی تشکر کنم.

بدلیل اینکه میدانم شما پر مشغله هستید میروم سر اصل مطلب.

اینجانب سعید. ب. از سال ۱۳۸۵ جهت انجام خدمت به صورت قراردادی به استخدام نیروی انتظامی درآمدم. بعد از گذشت ۷ ماه آموزش توسط یکی از آشنایان وارد ستاد پلیس اطلاعات و امنیت عمومی …..شدم. بعد از گذشت ۴ سال بدلیل شکنجه نمودن مردم توسط همکاران و دیگر مشکلات تصمیم به قطع همکاری با اداره اطلاعات گرفتم که البته مانع بنده شده اند و تهدید نموده اند که دیگر نمیگذاریم در جای دیگری مشغول بکار شوی و اکنون با مسافرکشی با ماشین شخصی در حال گذران زندگی میباشم. حال چنانچه مقدور است راهنمایی کنید اگر بتوانم از ایران بصورت قانونی خارج شوم چگونه میتوانم به سوئد پناهنده شوم؟ به نظر شما اصلا امکان پذیرفتن من در سوئد امکان پذیر میباشد؟

با توجه به پول اندک بنده راهنمایی بفرمایید. حتی اگر جواب هم ندهید از اینکه توجه کردید سپاسگذارم.

بنده و همسرم منتظر جواب شما میمانیم.

از شما متشکرم.

——————————————————————–

دوست عزیز آقای سعید. ب سلام

امیدوارم حالتون خوب باشد.

توجه شما را به چند نکته جلب می کنم.

اولا: به قول خودتان الان شما از همه چیز کنار کشیده اید و دارید زندگی می کنید و ظاهرا هم کسی به شما کاری نداشته است.اگر شما به همین سادگی داستان زندگیتان را توضیح بدهید درخواست پناهندگی شما رد می شود. کسی که تقاضای پناهندگی می کند باید نشان دهد جان و زندگی اش در خطر بوده و مدتها بوده از سوی مراجع قضائی و امنیتی آن کشور تحت پیگرد قانونی بوده است. وضعیت پناهندگی تنها بواسطه تفکر ذهنی شما از ترس مورد بررسی قرار نمی گیرد، بلکه این ترس باید در چهارچوبی دیگر و تحت شرایطی بی طرف مورد بررسی قرار گیرد. بنابراین مفهوم ترس موجه هم به صورت شخصی و هم در چهارچوبی بیطرف بررسی می شود و در تشخیص وجود ترس موجه  هر دو عامل درنظر گرفته می شود. بنابراین شما باید هنگام پناهندگی دارای دلایل کافی و قانع کننده باشید و باید داستان زندگیتان را طوری توضیح دهید که ادارات امور پناهندگی می خواهند.

دوما: من نمی دانم پول اندک شما چقدر است چون کار ما فرق می کند ما قاچاقچی نیستیم تا اگر پول کم به ما دادید شما را از نقطه آ به ب انتقال ندهیم.

و من نمی دانم شما به چه صورتی می خواهید از ایران خارج شوید. ولی می دانم اگرشما از طریق قاچاقچی خارج شوید باید هزینه زیادی بپردازید و اگر به طور قانونی از ایران خارج شوید خرج زیادی برای شما بر نمی دارد.

سوما: پذیرفته شدن شما به عنوان پناهنده ربط زیادی به قانونی و غیرقانونی خارج شدن شما از ایران ندارد ولی در هردو صورت این دلایل شماست که تعیین می کند به شما پناهندگی بدهند یا ندهند. اگر تصمیم به خروج از ایران گرفتید سعی کنید باما تماس بگیرید تا در این مورد راهنمائی بیشتری بگیرید. در ضمن جزوه ای که ضمیمه کرده ام را بخوانید تا با روش گفتگو با ادارات و مقامات امور پناهندگی آشنایی بیشتری پیدا کنید.

برایتان آرزوی موفقیت می کنم

عبدالله اسدی

———————————————————————–

جناب اسدی سلام مجدد،

بنده و همسرم از اینکه ما را راهنمایی کرده اید سپاسگذاریم.

ضمنا مشکلاتی را که هموطنان ما در آن کشور متحمل میشوند از طریق نشریه ای که ارسال کردید به دقت مطالعه نمودم و جای شگفتی ندارد که ما در ایران به لطف حکومت اسلامی از هیچکدام از اتفاقات دنیا خبر نداریم جز آنچه که به ما میگویند.

راهنمایی و هدایت شما موجب جسارت ما در مکاتبه بیشتر با شما میباشد.

 

  بسیار بسیار ممنونیم.

 

 

شیرین شکرزاده:حکومت اسلامی یعنی زوال و تباهی جامعه

shirin_2_483_x_600_159_x_198

اسلام را نمی‌توان در ردیف دیگر دینهای دنیا قلمداد کرد زیرا این دین انسانها را به لحاظ جسم و روح ناتوان به شمار میاورد و به خود اجازه میدهد ولی‌ و تصمیم گیرنده انسانها باشد و این عملکرد همانند ارباب و روستائی است که روستائی هیچگونه اختیار و آزادی عملی‌ در برابر ارباب خود نداشت و غلام حلقه به گوش او بود.

دین اسلام طی‌ حدودا ۱۴۰۰ سال عمر خود همواره نشان داده انسان یک موجود بی‌ اختیار ،بی‌ عقل و بی‌ منطق است و عقل انسان قادر به هدایت و راهنمایی او نمی‌باشد در حالیکه کتاب فرستاده شده از طرف خودش بیان می‌کند ما انسان را به واسطه‌ عقل و خردش از دیگر موجودات متمایز آفریدیم.

ریشه کلمه اسلام در فرهنگ لغات از کلمه تسلیم گرفته میشود و کاربرد کلمه اسلام همین تسلیم شدن است. همانطور که یک اسیر در جنگ تسلیم دشمن میشود انسانها نیز با گرایش به دین اسلام خود را مطیع و یا همان تسلیم خدای آسمانی و خدای زمینی‌ میکنند که موجودی ناشناخته می‌باشد و این اسرا و گردن نهندگان به این دین، حق و اجازه هیچگونه نقد یا بررسی این دین را ندارند به جز تعداد محدودی که از علمای دین اسلام هستند. نماز یعنی‌ شکرگزاری از خدای آسمانی و یا خدای زمین یا همان پیامبر یا آخوندها.

از ختنه شدن ،دست و صورت شستن ، توالت رفتن ،طهارت، ازدواج، عشق بازی، موقع و بهترین روشهای سکس تا شستشوی مرده و آموزش بد از مرگ که شب اول بعد از مرگ به نکیر و منکر چه بگویم تا آتش جهنم دروغین شامل حالش نشود؛ تمام مطالب اشاره شده در بالا مسئولیت اسلام در برابر انسانهاست  یعنی این مذهب در خصوصی ترین امور زندگی انسان دخالت میکند و هیچگونه اختیاری به انسان نمیدهد. سیطره اسلام بر مردم در مورد مسائل سیاسی _ اجتماعی نیز به همین شکل است. هر آنچه که منفعت حاکمان دینی ایجاب میکند به صورت قانون در میاید و تمام تلاش بر این است که هر چه بیشتر مردم را به انقیاد خود در آورد.

سوال اینجاست که آیا ایران یک کشور اسلامی است؟ به نظر من نه، ایران کشوری اسلامزده است که  حکومت دینی آن طی سی و سه سال گذشته با جبر و زور سرکوب و اختناق توانسته به حاکمیت خود ادامه دهد. باید به دست مردم این حکومت سرنگون شود و مردم ایران نیز در طول این سه دهه به هر وسیله ای نشان داده اند که خواهان سرنگونی این حکومت هستند.

نابود باد حکومت اسلامی

به امید جهانی‌ آزاد .

 

فرهاد هنربخش:تهاجم و تاراج

Farhad_Honar._150_x_200

امروزه از گوشه وکنار دنیا میشنویم و میبینیم که چگونه تمامی دول پیشرفته دنیا کشورمان ایران را نشانه گرفته و به عناوین مختلف مورد هجوم قرارداده اند تا جائیکه بخود اجازه داده و بانگ جنگ را سر داده اند. براستی چرا؟ آیا از خود پرسیده اید که چرا ملتی در کشوری غنی و دارای ثروتهای حساب نشدنی طبیعی با تمدن و فرهنگ تاریخی و با امکانات بالقوه بسیار بالا، بایستی اینچنین خوار و ذلیل جلوه کند که دیگر کشورها بخود اجازه این هجمه را بدهند. مگر غیر از اینست که هر از گاهی در تاریخ کشورمان حاکمانی بی کفایت و نادان داعیه حکومت داشته اند و برای توجیه اعمال و ادامه حکومت خود سیاستهای غلط را پیشه کرده و یک ملت را به سوی نابودی سوق داده اند آنطور که خود از یکسو به جان و مال مردم افتاده اند و از سوی دیگر دست بیگانگان را باز گذاشته تا شیره جان ملت و مملکت را بکشند. مگردر تاریخ بیاد نداریم از حمله مغولها تا امروز که جمهوری اسلامی حقوق حقه ملت را زیر پا له کرده و جان و مال ملت را به تاراج بردند ومیبرند، ملتی آزادیخواه که دانشمندان آن یا بایستی ترور شوند و یا باید در بالاترین مقامهای اجرائی به بیگانگان خدمت کنند. مگرنه اینکه در این برهه از زمان در دنیا اقتصاد سالم و فن آوری که حرف اول را میزند برای پیشبرد اهداف دولتها در جهت تحصیل رفاه اجتماعی برای همان ملت بکار میرود که سرمایه اولیه آن درآمد کشورها از راههای مختلف است؟ آیا کشور ما فقیر است ؟ نه هرگز، که بر اساس گزارش ها فقط در دولت احمدی نژاد فقط ۷۲۰ میلیارد دلار درآمد کشور بوده است ونه تنها بغیر از فقر و بدبختی و گرانی و تورم چیزی را برای مملکت به ارمغان نیاورده بلکه در این راستا جیب تروریستهایی همچون حماس و حزب الله و سوریه و …. پر کرده که به امید اینکه بتواند موقع لزوم برای سرکوب و ناامنی منطقه از آنان استفاده کند که آنهم عاقبتش معلوم نیست که بررسی و بحث در خصوص هر یک از این موارد بنوبه خود جایگاهی تخصصی و زمان خودش را میطلبد. مگر ساختن ۱۰۰۰ کیلومتر راه آهن و یا ۱۰۰۰ کلاس درس و یا ۱۰۰۰ کیلومتر اتوبان و… چقدر سرمایه لازم دارد و چقدر وقت نیاز دارد که با صرف این سرمایه در داخل کشور چیزی جز رفاه برای ملت خودش و بدست آوردن آرا یک ملت حاصل دیگری نخواهد داشت.

اما حکومت جمهوری اسلامی با عوامفریبی و بدلیل هویت انسان ستیزی که دارد برای ادامه حکومت خود تمام دانشمندان و متخصصان را فراری داده و یا بزندان انداخته و اراذل و اوباش خودش و افرادی نالایق و بدون تخصص را در پستهای حساس گمارده و به آنها دستور داده شده که بهترین نوع خدمت چیزی نیست بغیر از تاراج بردن و حیف ومیل کردن سرمایه های مردم و وارد آوردن فشار بر ملت، که براستی این نامردمان دستورات را بخوبی اجرا کردند و حاکمیت ملی را زیر پا گذاشتند تا جائیکه پس از گذشت بیش از سی سال با حماقت تمام میخواهند سر مردم را گرم کنند و با توحش و زور حکومت کنند و با انرژی هسته ای سرمردم را گرم کنند اینها بقولی قورباغه را رنگ میکنند و بجای فولکس واگن به ملت میخواهند بفروشند ! که حصول هر کدام از این موارد به چه قیمتی باید برای یک ملت ارزش داشته باشد؟ آیا کسی نیست که از اینها جواب پس بگیرد که این ثروت سرشار کجا رفته است ؟این عقب افتادگی صنعتی را که بنوبه خودعامل اصلی فقر و بیکاری است را چه کسی باید جواب دهد ! ولی بدانید که این ملت است که بالاخره با اتحاد و یکپارچگی جواب را پس خواهد گرفت و جمهوری اسلامی را که باعث و بانی همه بدبختی هاست به گور خواهد سپرد.

 

فرهاد هنربخش

 

حسین یزدانی:تحریم های پی در پی و درماندگی سران حکومت ظلم و استبداد

Hosein_yazdani

از آغاز روی کار آمدن جمهوری اسلامی پس از انقلاب ۱۳۵۷ تا به امروز سران این حکومت همواره به دلیل تفکرات مذهبی، سیاست های اشتباهی در زمینه بین المللی در پیش گرفته که جز از دست دادن حمایت مردمی، منزوی شدن و تحریم های متعدد سودی برای این حکومت نداشته است.
اولین تحریم ها بعد از تسخیر سفارت آمریکا و گروگان گیری کارمندانش که توسط گروهی وحشی پیرو خط امام انجام گرفت آغاز شد، در پی آن اتفاق، کشور آمریکا تحریم های اقتصادی بر علیه ایران وضع کرد. این حکومت در بیش از سه دهه حکومت خود هیچگاه ذره ای به مردم و منافع آنها فکر نکرده و سردمداران آن یکی پس از دیگری فقط به جیب گشاد خود و عمر بیشتر نظام اندیشیده اند اما با سر کار آمدن احمدی نژاد وقاحت حکومت اسلامی چهره ای علنی تر به خود گرفت. اوج تحریم ها پس ازروی کارآمدن محمود احمدی نژاد وضع شد، احمدی نژاد در طول ریاست جمهوری تمام تلاش خود را برای عملی کردن سیاست های دیکته شده رهبری در زمینه انرژی هسته ای انجام داد. در طول ریاست جمهوری او خفقان سیاسی، سرکوب وحشیانه و شکنجه و کشتار مخالفین به اوج خود رسید و در نهایت او و دولتش را به یکی از بزرگترین ناقضان حقوق بشر در آمار جهانی تبدیل کرد. این عوامل باعث شد که سازمان ملل، آمریکا، بریتانیا، اتحادیه اروپا و کشورهای شرق آسیا دست به تحریم های گسترده علیه ایران بزنند.

رژیم اسلامی حکومتی است که تنها هدفش طولانی تر شدن عمرش است و برای رسیدن به این هدف فقط به پیشرفت درعرصه نظامی، هسته ای و سرکوب هر نوع مخالفتی فکر میکند. اگر کشورهای خارجی هم بخواهند جلوی فعالیت اش را بگیرند با انتقال همه فشارها به دوش مردم به راهش ادامه خواهد داد.
تحریم ها در اوایل تنها شامل منع فروش مواد یا تجهیزات هسته ای به ایران میشد که ایران امکان استفاده نظامی از آن را داشت، اما با پافشاری رژیم به ادامه فعالیت های خود، تا تحریم بانک مرکزی و صنعت پتروشیمی ایران پیش رفته است. در حالی که سران رژیم همواره در خواب زمستانی بودند و از بی تاثیر بودن این تحریم ها سخن میگفتند این روزها رئیس کل بانک مرکزی و تعدادی نمایندگان مجلس به فلج کننده بودن تحریم ها و نیاز به هوشیاری و کمک گرفتن از بخش خصوصی برای به تعویق انداختن ورشکستگی و از هم پاشیدگی کامل نظام تاکید کردند. به راستی با این مسیری که رهبر محترم برای منزوی تر شدن بیشتر در پیش گرفته، دور از انتظار نیست که در ماههای آینده برای فروش نفت مجبور شود آستین ها را بالا بزند و شخصا در آبهای خلیج فارس به فروش نفت بپردازد.

 

 Hoaaeins_Drawing

مهشید هوشمست :بیمه زنان در ایران

Mahshid_Houshmast_150_x_176

طبق تحقیقات زنان خانه دار هر روز بیشتر از ۱۸ کیلومتر را در همان آشپزخانه کوچک خود طی میکند در ظاهر تنها شاغلان در اقتصاد کشور سهم دارند در صورتیکه در یک تحقیق دانشگاهی آمده که زنان خانه دار ماهانه ۶۴۰ هزار تومان ارزش افزوده اقتصادی تولید میکنند. طبق تحقیقات برای انجام کارهایی که یک زن خانه دار در یک خانواده متوسط انجام میدهد؛ به یک کارگر در ایران باید یک میلیون و چهار صد هزار تومان دستمزد داد. زنان خانه دار در ایران هیچگونه آینده و پشتوانه ای در انتظارشان نیست و باید یک نظام اجتماعی و رفاهی مناسب برای آنها در نظر گرفته شود. در همین راستا طرحی توسط دولت مطرح شد به اسم طرح بیمه زنان خانه دار. این طرح قرار بود توسط مسئولان وزارت رفاه و صندوق در ایران صورت گیرد این موضوع مدت زمان زیادی بطول انجامید ولی حتی پس از سالها وقفه هم اتفاق نیفتاد. این بیمه تحت لوای طرح بیمه حرف و مشاغل آزاد اجرا می شود که مورد نظر ۱۸ میلیون زن خانه دار کشور است. اجرای این طرح به این شکل بوده که زنان خانه دار باید خودشان مبلغی را برای بیمه شدن پرداخت میکردند که تعدادی از آنها اینکار را هم کرده ولی بعد از مدتی این طرح متوقف می شود. جالب اینجاست که طرح حمایتی بیمه از جیب زنان مایه میگذارد تازه آنهم بدون نتیجه؛ در صورتیکه دولت قرار بوده سهم قابل توجهی از سهم بیمه زنان را بر عهده بگیرد و درصد کمی را زنان پرداخت کنند ولی در عمل این اتفاق نیفتاد و دولت کلی تبصره بدنبال آن آورد که در واقع بیمه شدن را برای بیشتر زنان سخت و حتی ناممکن کرد. این طرح مثلا با این هدف شروع به کار کرد که زنانی که شغل و منبع در آمدی ندارند برای گذران زندگی و دوران از کار افتادگی از این بیمه استفاده کنند با این توصیفات زنانی که درآمدی ندارند یا با پس اندازی اندک که گاهی از باقیمانده آن خرجی خانه را هم کنار میگذارند چه آینده ای در کشوری که هر سال درصد تورم هم به شکلی باور نکردنی بالا میرود را دارند؟

بی ثباتی اقتصادی، بیکاری، فقر، گرانی، اجاره های کمر شکن برای زنانی که تنها هستند یا مسئول بزرگ کردن چند کودک یا زنان از کار افتاده شریفی که یک عمر کارگری کرده اند بدون حمایت دولت چه بر سر آنها خواهد آمد؟

متاسفانه این طرح هم همانند طرحهای دیگر جمهوری اسلامی بقدری ناقص بود که اجرا نشده متوقف شد. ولی نه این طرح و نه صدها طرح و رفرم چاره و راه حل مشکلات زنان و مردم ایران نیست. راه حل نهایی سرنگونی حکومت اسلامی است که به دست خود مردم میسر است و مردم این را در تابستان ۱۳۸۸ به خوبی نشان دادند.

محمد مومنی حاکمیت فروپاشیده است، اکنون چه باید کرد؟

Mohammad_Momeni_231_x_286

حاکمیت جمهوری اسلامی در طول عمر سه دهه ای که سپری کرده هیچگاه تا بدین حد به هچل گرفتار نبوده است. فشار ها از هرجهت به حدیست که آقایان تنبان زرد کرده اند. موج فردا با اینکه نه پیشگوست ونه علم اسطرلاب می داند اما در چند یادداشت آنهم ماهها پیش این اوصاف حکومت را پیش بینی کرده بود. نوشتیم که حکومت در آستانه فروپاشیست. شاید جز تحلیلگران کسی معنای این فروپاشی را درک نکند چون ظاهر امر عادی می نماید اما واقعیت این است که حکومت از فاز اول فروپاشی عبور کرده است. نشان بارز آن هم اینکه عملا کنترل تمام عیار امور در دست نظامیان است و دولتی به معنای واقعی حاکم نیست. فرمانده سپاه حاکم نظامیست به قم می رود، خط ونشان می کشد، تطمیع می کند و خلاصه به زبان عمل می گوید که حاکم منم نه دولت!

فاز دوم فروپاشی نیز کم کم خود را نشان خواهد داد. علائم آن از هم اکنون هویداست. اسم انتخابات نم از دهانشان می کشد و ضرباهنگ قلبشان را به حدی بالا می برد که در لباس پاسداری یا لباده ملایی رقص سینه لرزان دارند. تحریم انتخابات از یکسو وجایگزینی رقیب سفاک واسلحه دار با اصلاح طلبان کم خاصیت ازسوی دیگر خوابها را آشفته کرده است.راستی اگردارودسته جبهه پایداری مصباح با تقلب ومضیقه مواجه شوند وکار به حضور خیابانی هوادارانشان بیانجامد آیا لایه ای از این هواداران که در اطلاعات سپاه لانه کرده اند تک تیراندازانشان را به پشت بام ولابلای شمشادهای خیابان اعزام نمی کنند.شک نکنید که ذره ای درنگ نخواهند کرد واین همان نگرانیست که ذلیل جعفری از آن نگران است.حق با علی کشتگر است که می گوید ریشه جنگ نمایی در خلیج فارس نه احتمال جنگ که فضا سازی برای سرکوب افعی دوسریست که در خانه خونریزان لانه کرده است.خونریزان سفاک اگر موفق به حفظ مجلس فرمایشی نشوند و دومای ایرانی را به دست مردک روانی احمدی نژاد بسپارند کارشان تمام است اگر هم سخت جانی کنند جبهه پایداری غارت که سودای ولایت جهل مصباحی در سر دارد کوتاه نخواهد آمد. بازی مرگ وزندگیست.اگر دقت کنیم می بینیم که سازمان حکومت در قالب طرحی جامع هم تلاش برای شکافتن جبهه اپوزیسیون دارد و هم مجاری اطلاع رسانی در داخل را به بدترین شکلی مهار می کند. شبکه های ماهواره ای خبری نظیر بی بی سی و صدای آمریکا در ساعات کلیدی شب قطع می شوند و عجله برای قطع اینترنت و بکار افتادن موتور جستجوگر ایرانی به اضطراب انجامیده است. چرا چون نگرانی اصلی را دریافته اند:آگاهی عمومی و افزایش قدرت تحلیل در جامعه، بیش از یک سال پیش در قالب سخنی با اصلاح طلبان و در یادداشتی نوشتیم که انتخابات بی انتخابات. هدف رسیدن به همین نقطه بود. هرچه رقبا از میدان بیشتر دوری کنند زمینه برخورد این دو افعی بیشتر می شود واین همان رویارویی آخر است.در این میان اما نقش ما تحریم منفعل وسکوت نیست. تحریم فعال است وموضوع فعالیت استفاده از فرصت برای آگاه کردن اقشار بی اطلاع جامعه از شرایط وآرایش نیروهاست. باید به میان مردم رفت وآنان را درجریان امور قرارداد. در جنوب شهرها مردم کمتر از مسائل مطلع اند. بیهوده نیست که سخت گیری برای داشتن تجهیزات ماهواره در آنجا بیشتر و تماشای شبکه های ماهواره ای جرمی سنگین تر است. جنوب شهر ها که از خواب برخیزند کار تمام است. حکومت هم این را خوب می داند. اگر جوانان و فعالان جنبش از میزان نگرانی حاکمان غارتگر از دانستن در جنوب شهرها اطلاع داشتند آب دستشان بود زمین می گذاشتند و قدم بر می داشتند اما افسوس که از این مهم غفلت می شود. باید به عموم مردم گفت که با عدم حضور در انتخابات از این دعوا کناره بگیرند و تماشاچی فرصت شناسی باشند تا به وقت موعود سر هر دو افعی به سنگ همتمان له شود. فرصتی برای اشتباه نیست. اکنون باید میدان را خالی کنیم تا غارتگران در غیاب ما به تسویه حساب بپردازند. سوت و کف باید زد و هلهله باید کرد که مقدمه جشن آزادی ملت ازچنگال دیوان دور نیست.خونهای به ناحق ریخته کم کم دارد ثمر می دهد.صبر، زیرکی، اتحاد و التزام به اندیشه جمعی کارت دعوت همه ما به ضیافت عروسی استقلال و آزادی کشورمان است.زنده باد فعال سیاسی هوشمند و عملگرا

 

 

بهرام تورانی تشدید چپاول درآمد حاصل از نفت ایران توسط رژیم و انتقال آن به خارج از کشور

bahram_torani_167_x_215

نفت یکی از مهمترین منابع انرژی در جهان میباشد و میتوان گفت که حیات اقتصاد جهان در گروی آن است؛  زیرا که غرب و کشورهای صنعتی هنوز منبع انرژی ثابت و مشخصی جایگزین آن پیدا نکرده اند. تحریم نفت برای جمهوری اسلامی خیلی مهم و حیاتی است چرا که تنها منبع ساختار مالی رژیم از آن تامین میگردد.

به راستی اگر ایران نفت نداشت این رژیم هزینه های هنگفت پرورش تروریست در سطح جهان به ویژه خاورمیانه از حزب الله لبنان گرفته تا حمایت از دولت دیکتاتور سوریه علیه مردم و انفجارهای انتحاری عراق و افغانستان را از کدام منبع مالی بدست میاورد؟! رژیم جمهوری اسلامی با پول نفت توانسته است گروهکهای بزرگ تروریستی درسطح جهان بویژه خاورمیانه پرورش دهد. متاسفانه بخش بزرگی از درآمد نفتی ایران صرف هزینه هایی میشوند که فقط به گوشه یا قسمتهایی از آن در ذیل اشاره میگردد.

بخش بزرگی  از درآمد نفتی ایران صرف ساپورت کشورهای دولت دیکتاتوری سوریه و حزب الله لبنان میشود و حتی تا قبل از اعتراضات مردم سوریه، ترکیه و برزیل و بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین نیز توسط رژیم برای جلب حمایتها در برابر تحریمها و فشارهای بین المللی از درآمد نفت ایران بهره بردند که خوشبختانه تاثیر بسزایی برای جلب حمایتها از کشورهای آمریکای لاتین و ترکیه را به دنبال نداشته و رژیم اسلامی در این زمینه ناکام یا ناموفق بوده است و متاسفانه فقط بخش هنگفتی از ثروت برآمده نفتی مردم به هدر رفت.

پرداخت هزینه های هنگفت واردات تجهیزات جنگی و دستیابی رژیم به ساخت کلاهکهای هسته ای از روسیه و چین و واردات صلاح های گرم و سرد  برای سرکوب های مردمی ایران و سوریه دیگر هزینه هایی است که رژیم جمهوری اسلامی از درآمد نفت کشور تامین و تقبل میکند.

از طرفی از گرانیهای روز افزون قیمت کالاها در سطح کشور و افزایش فقر و بیکاری و وضعیت فلاکت بار اقتصادی پیداست که رژیم آخوندی کمترین بخش درآمد حاصل از نفت را صرف هزینه های اجتماعی و رفاهی مردم یا ایجاد اشتغال میکند و با استفاده از زندان و ابزار شکنجه و اعدام و خفقانی که در سطح جامعه پیاده کرده است مانع از انجام هرگونه اعتراضات خیابانی یا مردمی شده و روز به روز به فقر و بیکاری و گرسنگی مردم رنجدیده می افزاید که بزرگترین قربانیان این زد و بندها طبقه کارگر و قشر محروم و بیکار جامعه هستند.

 دلیل اختلاسهای میلیاردی بانکها و انتقال آنها به خارج از کشور!

تابحال به این فکر کرده اید که اگر یک آخوند یا شبه آخوندِ ریش دار بخواهد تغییر چهره بدهد چقدر ساده میتواند اینکار را انجام دهد!  حتی پس از انجام اینکار در اولین برخورد نزدیکترین کسان وی نیز در شناختن و تائید او با شک و گمان روبرو میگردند! از اینرو فقط کافیست با اصلاح و تراشیدن از تهِ ریش صورت خود و و با تغییر پوشش لباس خود از روحانیت یا بسیجیت به لباسی اسپورت به راحتی تغییرچهره دهد. شاید به کرّات شنیده یا دیده اید که خرید و فروش شناسنامه یا دیگر مدارک هویتی در کشور با اندکی نفوذ یا رابطه و پرداخت رشوه به مدیران یا کارمندان ارشد ثبت احوالهای حکومتی، یکی از هزاران فسادهای اداری است که در بیشتر ادارات دولتی رژیم صورت میگیرد، بنابراین تغییر چهره و حتی تغییر مدارک هویتی یا چند هویتی که عزل و انتصاب مدیریت فاسد ثبت احوال رژیم از اختیارات مقامات و سران حکومتی است به نتیجه میرسیم که به راحتی قابل پیش بینی است که سرقت و اختلاس های میلیاردی و نقل و انتقال بخش بزرگی از این ثروت های مردمی به خارج از کشور حقیقتی است انکار ناپذیر که سران رژیم برای فراهم کردن امکانات مالی زندگی مرفه  و فرار از محکومیتشان به خارج از کشور در واپسین روزهای فروپاشی رژیم یا به عبارتی برای روز مبادا انجام میدهند. خروج هفت و نیم میلیارد دلار پول نقد و بیست تن شمش طلا در پاییز سال۸۷ و اختلاس سه هزار میلیارد تومانی بانک صادرات در سال جاری نمونه هایی از گندآب های کوچک ازمرداب بزرگ دزدیهای رژیم فاسد اسلامی است که لو رفته اند.

احتمال حمله نظامی به رژیم اسلامی و تمرین های نظامی رژیم جنگ طلب اسلامی در تنگه هرمز

رژیم اسلامی تمرین نظامی ده روزه موسوم به ولایت ۹۰ بوسیله نیروی دریائی خود و گروهک بزرگ تروریستی سپاه پاسداران در نزدیکی تنگه هرمز آغاز کرده است، رژیم جنایتکار اسلامی که با تب و تاب بالای تحریمهای گسترده جهانی روبروست و در انزجار جهانی ومنطقه ای(خاورمیانه) و حتی کشورهای همسایه خویش قرار گرفته با تمرین های نظامی خود در تنگه هرمز، آخرین تلاشها و تحرکات تهدیدآمیزش را برای فراراز تحریم نفت آغاز نموده است و موجبِ اندکی افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی شد، اما هنوز بیشتر از یک روز نگذشته بود که کشورهای عربیِ نفت خیز اعلام کردند که درصورت تحریم نفت ایران حاضر به افزایش صادرات نفت خود جایگزین نفت ایران هستند، به عبارتی این گواه براین است که انزجاز از جمهوری اسلامی در جهان به ویژه منطقه خاورمیانه شدت یافته و کشورهای حوزه خلیج فارس یا نفت خیز را به رغبت و حمایت در تحریمهای شدیدتر یا حمله نظامی برعلیه حکومت ایران سوق داده است.اما صرفنظر از وقوع جنگ، دغدغه اصلی آمریکا یا غرب درحمله نظامی به ایران نفت است، نفت مهمترین  حیات اقتصادی است که غرب و آمریکا را با بحران مواجه کرده چرا که هنوز منبع انرژی ثابت و مشخصی جایگزین آن پیدا نشده است. ثبات و وابستگی کشور های خاورمیانه به ویژه کشورهای نفت خیز به آمریکا یا غرب به علت نیاز و تقویت بخش صنعتی و اقتصادی رو به بحرانِ آمریکا و غرب امری است ضروری و دارای اهمیت  در استراتژیک و سیاستهای غرب و آمریکا  که درمنطقه دنبال میشود.

اگر رژیم مبادرت به بستن تنگه هرمز نماید احتمال حمله نظامی به رژیم افزایش خواهد یافت زیرا که بیش از ۴۰ درصد از نفت مورد نیاز کشورهای غربی وآمریکا توسط بزرگترین صادرکننده های نفتی از این تنگه انجام میگیرد، درغیراینصورت حمله نظامی به ایران قوت اجرایی نخواهد داشت چرا که قدرت های بزرگ تنها زمانی مداخلات جنگی به ظاهر بشر دوستانه را مورد توجه قرارمی دهند که منافع ملی خودشان به خطرافتاده باشد، رجزخوانی و تبلیغات توخالی رژیم صرفا فقط برای ایجاد ترس از تحریم نفت در ایران است که اگر صورت پذیرد رژیم جمهوری اسلامی را به چالش بزرگ مالی و غیرقابل جبران روبرو خواهد کرد. درهرحال نمایش رزمایش های رژیم در منطقه هیچ تهدیدی برای این قدرتها نیست بلکه برعکس به بهانه خطرناک بودن رژیم برای کشورهای منطقه فقط  بازار فروش سلاح آمریکا و غرب در کشورهای منطقه را رونق بخشیده است که نمونه بارزی از آن فروش ۸۴ جنگنده اف ۱۵ آمریکا به عربستان سعودی در روزهای اخیر است.

تبعات بار منفی تشدید تحریم ها یا حمله نظامی به رژیم  ایران فقط بردوش مردم و بزرگترین قربانیان آن  قشر کارگر و بیکار یا طبقات بی بضاعات جامعه خواهندبود و مقصر اصلی آن حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی است. رهایی از تشدید تحریمها و جلوگیری از حمله نظامی فقط با سرنگونی رژیم به دست خود مردم امکان پذیرخواهد بود بنابراین بجای حمایت از تحریم یا حمله نظامی به رژیم، پیشنهادها و راهکارهای عملی جدید برای به جریان انداختن تحرکات اعتراضی مردمی برای سرنگونی کامل این رژیم جنایتکار اسلامی از وظایف اصلی اپوزسیون ضد رژیم اسلامی چه داخل و خارج کشورمیباشد، چرا که با سرنگونی رژیم ملتی ۳۳ از فقرو فلاکت و رنج و مشقتی که ۳۳ سال برآنها تحمیل کرده، نجات یافته و جهانی را از نگرانی مبری خواهد ساخت.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی و برابری

بهرام تورانی