نامه سرگشاده عبدالله اسدي به کميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل در
ترکيه در مورد وضعيت سه نفر از اعضاي انجمن حمايت از پناهجويان در آن کشور
سال گذشته پليس ترکيه تجمع اعضاي انجمن حمايت از پناهجويان در شهر نوشهيررا بهم زد و هر کدام از آنها را به شهرهاي ديگري تبعيد کرد. بلاخره چهار نفر از آنها دراثر مبارزه و تلاش خود و حمايت هاي بين المللي از سوي يوان پذيرفته شدند ولي متاسفانه سه نفر از آنها هنوز بدون داشتن قبولي يوان درشرايط سخت زندگي در ترکيه به زنگي خود ادامه مي دهند. اين سه نفر عبارتند آز:
– صلاح الدين عزيزيان:دبير وسخنگوي انجمن
– سيروان عنايتي :خبرنگار (و مسئول گروه خبري انجمن)
– ساسان مهري:فعال در بخش فرهنگي انجمن
نکته اي که بسيار جاي تعجب دارد اين است که با توجه به اينکه کميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل خود به خوبي مي داند که اين پناهجويان همگي سياسي و در ترکيه مشغول فعاليت هستند و به خاطر ترس از شکنجه و اعدام از ايران گريخته اند؛ ولي با گذشت ۷ ماه از تبعيد آنها به ديگرشهرهاي ترکيه، دفتر يوان در اين کشور حاضر به پذيرش پناهندگي سه نفر باقي مانده از اين پناهجويان نشده و اساسا هيچ واکنشي در اين مورد نشان نداده است.
اعضاي انجمن حمايت از پناهجويان در تاريخ ۲۸ ژوئن ۲۰۱۱ بدليل فعاليت سياسي همگي به دفتر پليس نوشهير احضار شدند. در ميان آنها پليس حکم اخراج سيد خدر ميرسيدي و خانم ساناز غلامحسيني ايزدي را به ايران صادر کرد و تنها ۱۵ روز به آنها مهلت داد تا خاک ترکيه را ترک نمايند.اين پناهجويان در طول ۸-۷ ماه گذشته براي نجات دخترمبتلا به هموفيلي و خانواده اش تلاشهاي زيادي کردند و شرايط وحشتناک زندگي اين خانواده را به مجامع بين المللي مخابره نمودند و صدها سايت و روزنامه و راديو تصاوير و صداي آنها را منعکس کردند. بعلاوه اعضاي اين انجمن پناهندگي در همين ۸-۷ ماه گذشته براي پذيرش تقاضاي پناهندگيشان خود تلاشهاي زيادي را به عمل آوردند که خوشبختانه چهارنفر از آنها بالاخره از سوي کميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل به عنوان پناهنده پذيرفته شدند.
سئوالي که من از کميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل در ترکيه دارم اين است که چه اتفاقي درايران افتاده است که اين همه بي توجهي به درخواست پناهندگي پناهجويان ايراني مي شود؟ چرا بايد ماهانه دهها پرونده پناهجويان ايراني استيناف بگيرد؟ من بخوبي برنحوه بررسي پرونده پناهجويان بر مبناي دلايل شخصي افراد آگاهي دارم و مي دانم که بر همين اساس تحقيقات و بررسي پرونده پناهجويان از جانب يوان بسيار ناپيگر و غيرعادلانه صورت مي گيرد. آيا واقعا کميسارياي عالي سازمان ملل از شرايط سياسي و اجتماعي در ايران خبر ندارد و اوضاع روز ايران را تعقيب نمي کند؟ مگر اين سازمان نمي داند هرنوع مخالفت و فعاليت سياسي افراد در ايران کنترل و تحت تعقيب قرار مي گيرد؟ مگر اين همه بي عدالتي و محاکمات غيرعادلانه که در کشور ايران و درحق مردم اين کشور صورت مي گيرد دليل اصلي افزايش متقازيان پناهندگي از ايران نيست؟ برخورد يوان به اعضاي انجمن پناهجويان ايراني در ترکيه يک شاخص مهم از عدم توجه کميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل به حق و حقوق متقاضيان پناهندگي ازايران است. معلوم نيست اين پناهجويان چکار بايد مي کردند تا به عنوان پناهنده پذيرفته مي شدند؟ مثل اينکه همه عالم و آدم اين گروه از پناهجويان را مي شناسند و مي دانند که همه آنها ازفعالين سياسي هستند و از ترس زندان و شکنجه به اين سازمان پناه آورده اند.!!!! جزء کميسارياي عالي پناهندگان در ترکيه.
در ايران آمار اعدامها نه تنها کاهش پيدا نکرده بلکه بيشتر هم شده است، شکنجه افراد و اعتراف گيري اجباري از زندانيان سياسي و بيرحمي نسبت به رعايت حقوق متهمان هيچ حد و مرزي را نمي شناسد. بازداشتهاي بي رويه و محاکمات غيرعادلانه فعالان کارگري و دانشجويي، سرکوب زنان بدليل عدم رعايت پوشش و شئونات اسلامي و بازداشت فعالين حقوق زن، تعقيب فعالين انجمنهاي مدافع حقوق بشر و روزنامه نگران و ايجاد فضاي ترس و وحشت درميان مردم و دامن زدن به فضاي پليسي و کنترل فعاليت سياسي ايرانيان در خارج از کشوردلايل اصلي افزايش متقاضيان پناهندگي از ايران است.
دو ماه پيش اداره مهاجرت سوئد طي يک اطلاعيه اعلام کرد: “تحيقات اين اداره نشان مي دهد که رژيم ايران فعاليتهاي سياسي پناهجويان را در سوئد و در خارج از مرزهاي ايران کنترل مي کند.” به همين دليل اداره مهاجرت اين کشوراعلام کرد که در بررسي پرونده پناهجوياني که در سوئد فعاليت سياسي مي کنند دقت بيشتري خواهد نمود. جهت اطلاع دفتر يوان در ترکيه شهرت فعاليتهاي سياسي – اجتماعي اعضاي انجمن حمايت از پناهجويان حداقل در طول ۸-۷ ماه گذشته در بسياري از سايت ها و رسانه هاي مختلف ايراني و بين المللي منعکس شده است و به سبب اين فعاليت ها حتي اگر تا يک سال پيش زياد شناخته نمي شدند اکنون همه آنها به شخصيت هايي شناخته شده در مبارزه عليه رژيم ايران تبديل شده اند. آيا به نظر يوان و با توجه به توضيح شرايط فوق و افزايش ناامني در ايران امنيت پناهجويان نامبرده در خطر بيشتري قرار نمي گيرند؟ آيا يوان فکر نمي کند هرآن ممکن است پليس ترکيه بدليل شرايط نامشخص اقامت اين پناهجويان، آنها را به ايران ديپورت کند؟
بارها گفته ايم که در ايران يک حکومت فاشيستي – مذهبي حاکم است که صداي هر مخالفي را با زندان و شکنجه و اعدام پاسخ مي دهد. پناهجويان ايراني محصول چنين شرايطي هستند.آيا حتي اگر چشم از دلايلي که پناهجويان نامبرده، همان روزاول در مصاحبه با يوان انجام داده اند بپوشيم؛ تنها بدليل فعاليت سياسي که در ترکيه عليه رژيم ايران انجام مي دهند نبايد بر اساس شرايط Sur Place مورد حمايت بين المللي قرار گيرند؟ يکي از شاخصهاي پذيرش پناهندگان بر اساس مفاد کنوانسيون ژنو مصوب ۱۹۵۱ عضويت آنها در احزاب و گروههاي سياسي و اجتماعي است که اين افراد هم از چنين مشخصات و دلايلي برخوردار هستند.
از اين جهت از جانب فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني از کميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل مي خواهم که بر مبناي دلايلي که دربالا به آنها اشاره کردم به وضعيت فلاکتبار اين پناهجويان رسيدگي نمايد تا از گرفتاري که دچار شده اند نجات يابند.
با احترام
عبدالله اسدي
دبير همبستگي، فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني
۱۶ ژانويه ۲۰۱۲