همهی نوشتههای gholam@A
بهرام تورانی:محکومیت یا محبوبیت سعید مرتضوی ها در حکومت کهریزکی ها!؟

سعید مرتضوی یکی از عاملین تجاوز و کشتارهای مردمی در ایران به خصوص جنایات کهریزک مشهور است. چرا بجای محکومیت و قرار گرفتنش در زندان، وی همچنان در راس مدیریت فاسد جمهوری اسلامی قرار میگیرد !؟ جمهوری اسلامی که برپایه شکنجه، تجاوز و اعدام و زندان بناء شده است چطورمیتواند نسبت به محکومیت و زندانی کردن یکی از پایه های نظام اقدام کند، سعید مرتضوی از نور چشمی های جمهوری اسلامی است. کاملا مشخص، قابل درک و بیان است که ایشان مستقیما از رهبر و رئیس جمهور و سردمداران نظام اسلامی برای اعمال خشونت، تجاوز و قتل زندانیان در کهریزک دستور میگرفته است. سعید مرتضوی پس از تعطیلی زندان کهریزک به رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز و درحال حاضر بعنوان ریئس صندوق تامین اجتماعی حکومت منصوب شده است. شکنجه و تجاوز و قتل هایی که در زندان کهریزک به صدا درآمد باعث شد تا رسانه های داخلی و خارجی اهمیت ویژه ای به این جنایات بخصوص سعید مرتضوی که مدیریت این جنایات را بعهده داشت بدهند و حکومت را ناچار کرد که حداقل به صورت تظاهری یا نمایشی هم که شده نسبت به احضار نامبرده به دادگاه اقدام نماید که اخیرا نیز سخنگوی قوه قضائیه از احضار آقای مرتضوی به دادگاه خبرداده است، البته این اولین مرتبه ای نیست که اتهامات سردمداران رژیم فاقد هرگونه جدیت و قاطعیت در برخورد از طرف دستگاه فاسد قضائی حکومت اسلامی قرارگرفته باشد بلکه بازی نمایشی احضار این قبیل افراد به دادگاه که معمولا منتج به امحاء محکومیت شان نیزمیگردد سیاستی است که حکومت از ۳۴ سال پیش برای سرگرمی و در انتها سردرگمی افکارعمومی در نظر داشته است.
سعید مرتضوی نه تنها تکرار دیگری از چشم پوشی حکومت اسلامی به جنایات سردمدارانش خواهد بود بلکه بی لیاقی و بی کفایتی هرمدیریتی دراین نظام از ریشه فاسد را برای افراد ناآگاه به اثبات رساند. گذشته ازجنایت وی در کهریزک، انتصاب بی ربط وی درپست ریاست صندوق تامین اجتماعی بدون در نظر گرفتن تخصص و تجربه لازم یکی از هزاران دلایل مشهود وتصدیقی است بر اینکه هیچ مدیریت و ریاست و سازمانی در حکومت فاسد اسلامی پایه و اساس نداشته و ندارد. میزان نفوذ و ارتباط در میان باندهای مافیائی جناح حاکم بر قدرت به جای استفاده از تخصص و تجربه و مهارت افراد از سیاست کثیف و بی خردِ سیستمی است که از ۳۴ سال گذشته تاکنون در حکومت اسلامی شکل گرفته است، سیستم سرمایه داری فاشیستی نه تنها قدرت و ثروت کشور را به تاراج برده است بلکه حتی رفاه ، امنیت و آسایش را فقط از آن خود و خودی ها میداند و عده کثیری از جمعیت مردم کشور را در فقر، بیکاری، تنگدستی و گرسنگی قرارداده است.
درهرحال باتوجه به شدت استشناع جنایت زندان کهریزک که تاثیر بسزایی در افکارعمومی داشته است موجب شده تا رسانه های داخلی و خارجی ابقای سعید مرتضوی درهرپست یا مقامی را به صدا درآورند. تعطیلی زندان کهریزک یا محکومیت نمایشی مرتضوی مشکلی را حل نمی کند بلکه این خود حکومت است که همه ایران را به زندان کهریزک تبدیل کرده است و این حکومت از آغاز و بنیانش کهریزکی بوده و هست که میبایست تعطیل شود. حکومت اسلامی یعنی حکومت کهریزکی، سرکوب و سلب آزادی های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و اسلام کثیف سیاسی، سعید مرتضوی ها نه تنها از منظر رژیم اسلامی محکوم نمیشوند بلکه محبوب تر نیزمیگردند. به راحتی قابل پیش بینی است که مرتضوی در دادگاه حکومت اسلامی محاکمه نخواهد شد پیش از مرتضوی جنایتکاران زیادی از جمله سعید امامی، خلخالی و لاجوردی و… جنایات بیشماری را علیه انسانها اعمال کرده اند و هم اکنون نیز قاضی صلواتی و جنایتکاران بسیاری از اینگونه افراد، فرمانبردار جنایات از پیش تعریف شده تحت عنوان مجازات اسلامی برآمده از سیستم حکومت فاشیست اسلامی را برعهده دارند. اگر مرتضوی را محکوم کنند یعنی مجازات های اسلامی را محکوم کرده اند که در این صورت خود حکومت اسلامی میبایست محکوم گردد که از فرمانده کل و رؤسای قوای سه گانه جنایات علیه انسانیت، یعنی خامنه ای و احمدی نژاد و لاریجانی ها گرفته تا تمامی دست اندرکاران جنایات و باندهای مافیائی تروریستی سپاه و بسیج که شریک چنین جنایات خونبار در این نظام فاسد هستند باید محکوم شوند که این واقعه دیر یا زود اما نه توسط این حکومت بلکه توسط افرادی خارج از این حکومت و یا خود مردم تحقق خواهد یافت.
سرنگون باد حکومت اسلامی
زنده باد آزادی و برابری
بهرام تورانی
عبدالله اسدی:پیام تبریک به پناهجویان اعتصابی در ورتسبورگ و مسئولین فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در آلمان

دوستان عزیز، قبل از هر چیز به شما خسته نباشید میگویم. اقدام اعتراضی و حق خواهی شما، گوش و چشم دولت آلمان را نسبت به شرایط زندگی غیرانسانی پناهجویان در ایالت بایرن باز کرد. اقدام اعتراضی و به حق شما توجه های زیادی را به بی حقوقی و زندگی سخت پناهجویان در آلمان جلب نمود.
حرکت شما نشان داد که در میان مردم آلمان و در میان بسیاری از سازمانهای مترقی و مدافع حقوق پناهندگی این اعتراض وجود دارد. بی دلیل نبود که رسانه های محلی و سراسری آلمان در ابعاد گسترده ای اخبار اعتراض شما را در سطح آلمان پخش کردند و از این طریق مقامات دولت محلی و مرکزی آلمان را تحت فشار گذاشتند. بعلاوه اقدام اعتراضی شما بسیاری از مردم آلمان و جنبش ۹۹ درصدیها در ورتسبورگ و تظاهرات ضد کاپیتالیستی در فرانکفورت را در دفاع از حقوق پناهندگی و مشخصا خواسته های شما در ورتسبورگ بسیج کرد.
این حرکت در آلمان نشان داد که پناهجویان باید همیشه در میدان این مبارزه برای دفاع از حقوق پناهندگی خود باشند. این یک نمونه و نشانه دیگر ازمبارزه سیاسی و متحد شما پناهجویان در کشور آلمان بود. این نمونه از مبارزه برای دفاع از حقوق پناهندگی در آلمان و چند نمونه دیگر در سال ۲۰۱۱ در سوئد بخوبی اثبات کرد که چنانچه پناهجویان در هر گوشه ای از جهان برای دفاع از حقوق انسانی و پایمال شده خود متحد شوند و دست به مبارزه بزنند می توانند بر تصمیمات قبلی دولتها برای اخراج پناهجویان به جهنم جمهوری اسلامی تاثیرات تعیین کننده بگذارند و شما به کمک فدراسیون و مردم شهر ورتسبورگ این را ثابت کردید.
گمانه زنی ها قبل ازشروع تحصن طور دیگری بود؛ کسی فکر نمی کرد پناهجویانی که دست به تحصن می زنند در این ابعاد از حمایت مردمی برخوردار شوند. اما کافی بود همان مردم از کل ماجرا باخبرشوند که چه اتفاقی دارد می افتد تا به کمک بیایند و چنین نیز شد و همان مردم دسته دسته به کمک پناهجویان متحصن شتافتند، برایتان امکانات فراهم ساختند، در کنارتان قرار گرفتند، به دفاتر اداره خارجیان و دولت محلی بایرن، یکی پس از دیگری تلفن زدند از بی توجهی دولت نسبت به بی حقوقی پناهندگان انتقاد کردند، دولت را تحت فشارگذاشتند و از آنها خواستند به شرایط بد و زندگی غیر انسانی پناهجویان رسیدگی نمایند. همان مردم در حمایت از پناهجویان تظاهرات سازمان دادند و آنها را از نظرسیاسی، مادی و معنوی تحت پوشش قرار دادند و پناهجویان را برای رسیدن به خواسته هایشان دلگرم کردند. به همین اعتبار حرکت شما شورانگیز بود. شور انگیز بود برای اینکه هیئت ۱۲ نفره دولت آلمان را به پای مذاکره کشاندید و آنها را وادار به پذیرش خواسته های حق طلبانه خود کردید.
موفقیت شما عزیزان در ورتسبورگ تجربه دیگری را به اندوخته های ما برای دفاع از ارزشهای انسانی بویژه در زمینه دفاع از حقوق پناهندگی اضافه کرد. این تجربه نشان داد پناهجویان در دل جامعه ای زندگی میکنند که اگر متحد شوند و برای دفاع از خواسته هایشان به افکار عمومی جامعه مراجعه کنند به کمکشان میشتابند و از حقوق پناهندگیشان به بهترین وجه دفاع میکنند.
برای من بعنوان دبیرفدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی، جای افتخار است که در طول این مدت علاوه بر شهناز مرتب و واحد فدراسیون در آلمان، مینا احدی عزیز چهره بزرگ و خوشنام مدافع حقوق انسان در کنار شما پناهجویان اعتصابی قرار گرفت، بارها با دولت محلی بایرن تماس گرفت، فراخوان حمایت از حقوق پناهجویان را صادر کرد و در روز چهارشنبه به نمایندگی از پناهجویان در مذاکره با هیئت دولت شرکت کرد. به پناهجویان عزیز در ورتسبورگ اطمینان می دهیم که فدراسیون تا به تحقق رسیدن خواسته های انسانی و برحقشان کوتاه نخواهد آمد. زنده باد مبارزه حق طلبانه پناهجویان در ورتسبورگ.
۷ ۰- ۰۴- ۲۰۱۲
بهرام تورانی:حکومت سکولار تنها راه رهایی انسانها درجوامع مختلف مذهبی

نیاز جوامع مختلف مذهبی به جامعه ای سکولار تنها راه رهایی از خود بیگانگی انسان است. دخالت مستقیم مذهب از هرنوع در سیاست امورهر مملکتی سلامتی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور را مضمحل خواهد کرد. عدم دخالت مذهب از زندگی اجتماعی افراد درجامعه یک نیاز مبرم است. اسلام یکی از ارتجاعی ترین مذاهبی است که علاوه بر دخالت مستقیم درزندگی خصوصی انسانها باعث بروز سلب آزادی های اجتماعی و گسترش بی عدالتی و متعارض معیارهای برابری انسانها شده است. متاسفانه اسلام حتی از نوع خالص آن یعنی ناب محمدی اش نیز انسانیت را به ابهام کشانده است. با مطالعه و بررسی در منبع اصلی مدیریت اسلام یعنی قرآن به نتیجه خواهیم رسید که اساساً اسلام بدون خشونت و خونریزی معنایی نداشته و ندارد، برای تصدیق این حقیقت فقط کافی است به معنی برخی آیه هایی از قرآن نائل آییم که دستور قتل و کشتار انسانها به بهانه کافر یا یهودی بودنشان، خشونت در برابر خشونت، قتل در برابر قتل و نابرابری زن در مقابل مرد و حق الورثه زن نصف مرد، سنگسار و قصاص و بسیاری از موارد دیگرکه در قرآن به کرات مشاهده میگردد و در بین جمعیت مسلمان ایجاد انگیزه ای است برای اعدام ، ترویج قتل و کشتار و نابرابری و هزار و یک جنایت آشکار و پنهانی که در جوامع مختلف اسلامی در حال وقوع است . گذشته از قرآن نه تنها اسلام به تنهایی مذهبی است خشونت آمیز بلکه رهبران مذهبی آن که معمولا در رأس امور مملکتی جامعه ای مانند ایران قراردارند با صدور فرمان قتل هایی در قالب فتواهای ضد انسانی شان خطری مضاعف برجان انسانها تلقی میگردند.
مذهب دستگاهی است که تشکیل باندهای مافیایی و ابزار مورد استفاده ضد انسانی در حکومت های دینی را به وجود آورده است. مذهب به ویژه نوع اسلامِ شیعی درآن مجموعه ای از دستگاه کشتار و تولید جهل و خرافه و انسان ستیزی در جامعه است. تاریخ دستگاه مذهب، تاریخ جنگ، کشتار و خونریزی، جهل و جنایت و عقب ماندگی است. میزان انسانهایی که تاکنون در اثر جنایت دستگاه مذاهب به خاک و خون کشیده شده اند در زمره بزرگترین جنایات تاریخ است. این دستگاه مخرب و مافیایی را باید به کنترل درآورده و اثرات مخرب و انسان ستیز آن را خنثی کرد. از گذشته های دور تاکنون تعرض در حقوق انسانها غالباً در کشورهای مذهب زده به ویژه کشورهایی که سیاست آن با مذهب آمیخته شده اند نسبت به دیگر کشورهای سرمایه داری شدت عمل بیشتری داشته و دارد. در حال حاضر دستگاه مذهب در ایران بزرگترین باند مافیائی درجهان را با نام جمهوری یا حکومت اسلامی بوجود آورده است که یا جان میلیونها انسان را گرفته یا میلیونها انسان که تعداد زیادی از آنها اگر با خطرات شکنجه در بند و سیاهچالهای درونی حکومت گرفتار نباشند در فقر و گرسنگی بسر می برند، این دستگاه کشتار کماکان به عملیاتهای تروریستی یا آدمکشی خود در داخل و خارج کشورادامه می دهد.
متاسفانه اسلام از قدمتی طولانی در ایران برخوردار است که فزونترین و شنیع ترین آن از یک قرن گذشته تاکنون در این سی و اندی سال توسط حکومت اسلامی در جامعه ایران پدیدار شد. اصولاً اینجانب با مذهبی به نام اسلام چه از نوع سیاسی و چه غیرسیاسی آن بدلایل فوق الاشاره (آیه های قرآن منبع اصلی اسلام) مخالفم، درحال حاضر مذهب زدائی در بیشتر اقشار مختلف ایرانیان باتوجه به قدمت دیرینه ای که ایران به آن مبتلا است غیرممکن است. مذهب اسلامِ شِیعی در ایران که با برگزاری مراسم های مختلف خرافه پرستی از جمله ماه محرم و رمضان و تولد و مرگ این پیامبر و آن امام و… به معضلی اجتماعی در ایران تبدیل شده و تقریبا گریبانِ اقشارمتعددی از جامعه ایران را فرا گرفته است.
راه حل برطرف شدن این معضل اجتماعی بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی در ایران چیست؟
در ابتدا باتوجه به جداسازی کامل دین از سیاست و برپائی حکومتی سکولار، دین و مذهب، ایمان و اعتقاد یا باور و عدم باور به خدا فقط امری است خصوصی ، ذهنی یا قلبی و خروج آن از ذهن و مغز انسان برای ترویج ، تبلیغ یا تحمیل در جامعه بسیار مضرو خطرناک است. درک و فهم وجود یا عدم وجود خدا با انتخاب هرنوع مذهب برای باور یا عدم باور به خدا به هرسبک و شیوه از بت پرستی گرفته تا بهائیت و یهودیت و مسیحیت و اسلامیت یا حتی تفکرات و نظریه های آته ئیستی و … بعنوان امر خصوصی انسانها به شرط اینکه این باور و اعتقاد به افراط نرفته وهیچ لطمه، اختلال یا خطری در زندگی خود و دیگران و جامعه ایجاد نکند از خصوصیات و ضروریات یک جامعه آزاد براساس پایه های انسانی و سوسیالیستی است. پس از هزاران سال در قرن بیست و یکم دنیای امروزی برای درک وجود یا عدم وجود خدا با گرایش وعلاقه انسانها به هرنوع مذهبی، منابع اطلاعاتی متعددی گذشته از کتاب و کتابخانه در دنیای مجازی اینترنت وجود دارد و به نظر میرسد نیاز چندانی به آخوند یا حوزه های تولید آخوند مانند حوزه علمیه قم یا کائن و بشیر نیست. اختصاص کمترین ارج و اعتبار به اینگونه نهادها از موارد مهم و ضروری و حائز اهمیت برای یک جامعه موفق روبه سکولار است. برای انحلال معضل مذهبی یا موفقیت در امر مذهب زدائی درجامعه پس از سرنگونی جمهوری اسلامی و برپائی جامعه ای سوسیالیستی و سکولار در ابتدا با جدا نمودن آن از سیاست و پس از آن حذف وممنوعیت در تخصیص هرنوع هزینه و بودجه یا امکانات مالی کشور به مساجد، روحانیون، مداحان خرافه خوان یا روضه خوان و انجمن های مذهبی و تدریجاً با برنامه ریزی ها و اطلاع رسانی های دقیق و کارشناسانه از طریق مشاوران و جامعه شناسان زبده وسکولاریسم در رسانه ها و محافل عمومی میتوان سطح آگاهی مردم را بالا برده و مردمی را که خود را درقید و بند آن قرارداده اند رهانید. البته مجددا تأکید میگردد که در جامعه سوسیالیستی وآزاد انسانی وسکولار، مذهب امری است خصوصی وهیچ اجبار یا ضرورتی برای این رهایی وجود ندارد، ولی به نظر می آید برای جلوگیری از تفریط در هرنوع باور یا مذهبی که امنیت و تأمین سلامت فکری و روانی انسانها را به مخاطره می اندازد و همچنین بالابردن سطح آگاهی مردم نسبت به اثرات مخرب خرافه پرستی در مذاهب به ویژه مذهب خشونت آمیز اسلام از ضروریاتی است که باید به جامعه القا و یکی از بهترین شیوه های مذهب زدائی و فرهنگ سازی برای استواری حکومتی سکولار و جامعه ای سوسیالیستی و انسانی در ایران است.
سرنگون باد حکومت اسلامی
زنده باد جامعه سوسیالیستی و سکولار در ایران
مصاحبه بهمن مرادیان پی با مریم افتخاری،پناهنده ا ی که در انگلستان مورد بی عدالتی واقع شده است.

بهمن :
سلام
امیدوارم که حالتان خوب باشه و از این که وقتتون رو به ما دادید ، سپاسگزارم.
لطفا وضعیت پناهندگی و شرایط زندگی خودتون رو، در انگلستان ، برای خوانندگان نشریه همبستگی توصیف کنید .
مریم :
سلام ، مرسی که به من اجازه دادید که در این نشریه ، درد دل کنم .
من از فعالین سیاسی بودم ، که در ایران با گروه های مستقل سوسیالیستی دانشجویی و معترض همکاری می کردم و برای تحصیل اومدم انگلستان و در اینجا بعد از ماه ها ، متوجه شدم که خانوادم ، به خاطر فعالیت هایی که من کرده ام ، در فشار قرار گرفتن و از من خواستن که دیگه بر نگردم به ایران و من مجبور شدم که اعلام پناهندگی کنم . الان من ۹ ماه است که اعلام پناهندگی کردم ، که متاسفانه در مرحله اول در مصاحبه ، پرونده من جواب منفی دریافت کرده و متاسفانه به من حق فرجام خواهی روی پرونده ام رو ندادن ! من در اینجا با شوهرم زندگی می کنم و هیچ ساپورتی از طرف دولت نمی شیم و حق کار هم به ما ندادن ! واقعا ما نمی دانیم باید نسبت به این بی عدالتی چه کنیم !
من و شوهرم مجبوریم به صورت غیر قانونی کار کنیم ، تا بتونیم زندگی خودمون رو کاور کنیم !
متاسفانه هر جا برای کار می ریم ، باید ۱۰ ساعت کار کنیم و به اندازه ۲ ساعت پول بگیریم.
به نظر من از این بدتر نمی تونه باشه !
ما در یک خانه ی مشترک زندگی می کنیم ، که به دلیل نداشتن وضعیت مناسب مالی ، با نفراتی هم خونه شدیم ، که از همه لحاظ با ما ، متفاوت هستن و مشکلات بسیاری از دید رفتاری با هم داریم.
بعد از رد شدن کیس پناهندگی ما ، از طرف وزارت کشور برای ما نامه ای اومد ، که ابتدا به ما می گفتن باید یه مدت صبر کنید ، برای راه اندازی دوباره پرونده ام و حال پس از چند ماه ، به ما می گن که اجازه ندارید و در فکر این هستند ، که پرونده ی ما رو کلا ببندن و حق وکیل رو هم از ما گرفتن و از طرف شرکت هایی که وکیل روی کیس ها می زارن ، وکیل به ما گفته ، که باید برای ادامه ی کار ، پول پرداخت کنید ! ما هم به دلیل مشکلات بسیاری که از لحاظ مالی داریم ، نتونستیم تا به این لحظه وکیلی رو بگیریم ، که بتونه ، کار پرونده ی ما رو اوکی کنه و راه بندازه !
بهمن :
به عنوان یه پناهنده ای که مورد بی حقوقی قرار گرفته ، چه درخواستی از دولت حال حاضرانگلستان داری ؟
مریم :
من از این دولت می خوام که به ما ، به عنوان یک انسان ، حق زندگی بده و به ما کمک کنه ، که زندگی ما ،هم رنگ آرامش بگیره.
بهمن :
بسیار غم انگیز و اسفباره این شرایط ، لطفا برای ما بگید ، که چه درخواستی از گروه های فعال انسانی دارید ؟
مریم :
از تمام گروه های فعال حقوق انسانی ، درخواست دارم که با پوشش خبری ما پناهندگان ، به داد ما برسید و به ما یاری بدهند ، که بتونیم از حقوق خودمون با خبر بشیم و به حقوق خودمون برسیم.
بهمن :
در انتها به عنوان یک پناهنده ، برای ادامه زندگی در این کشور چه چیزهایی را لازم و ملزوم می دونی ؟
مریم :
من اینجا از این کشور می خوام که پرونده ی من رو قبول کنه و اجازه بده که پرونده ی من باز بشه و وکیل به من بدن .
من توریست نیستم و اگر به مشکل نمی خورم ، هیچ وقت درخواست پناهندگی نمی کردم ، پس به من اعتماد کنن و به این ناعدالتی ها ، پایان بدن و بزارن که زندگی من و همسرم هم ، آرامش نصفه و نیمه بدست بیاره.
در انتها ما در اینجا کسی رو نداریم و بی کس هستیم و متاسفانه به ایران هم نمی تونیم برگردیم ، پس به ما یاری بدن و دست از این نابرابری ها و عدم عدالت بردارن.
شیرین شکرزاده:نمایش تکراری مضحکه انتخابات

تکرارنمایش..! ، انتخابات مجلس نهم جمهوری اسلامی ، جمعه ۱۲ اسفند در یک فضای مطلق سانسور و تهدید برگزار شد. تکرار، تکرار، تکرار … اینبار هم خامنه ای با تمام قوا وارد میدان شد که از رای مردم علیه مردم استفاده کند. ولی با همان حربه و سناریوی همیشگی.
روزهای قبل ازانتخابات صدا و سیمای حکومت با به راه انداختن هیاهوی شدید ونمایشی مسخره از رقابت بین گروههای به اصطلاح سیاسی کشور، تمام تلاش خود رابکار بردند تا مردم را به پای صندوق های رای بکشانند. ولی خودشان هم از همان ابتدا می دانستند که دیگر مردم کوچکترین توهمی نسبت به انتخابات ندارند و انتصابات بودن آنرا با تمام گوشت و پوست خود لمس کرده اند. انتخابات امسال اولین انتخابات بعد از مضحکه ریاست جمهوری سال ۸۸ بود، از این رو خامنه ای با توجه به جنایات و سرکوب انقلاب مردم در آن سال برای مشروعیت خود نیاز مبرم به یک نمایش دیگر داشت تا شاید بتواند خاطرات مضحکه انتخاباتی ریاست جمهوری را از اذهان دور و در نتیجه کمی برای نظام خود آرامش کسب کند. ولی مشکل خامنه ای فقط به پای صندوق رای کشاندن مردم نبود، او که در حال پاکسازی درونی حکومت خود است در حال گذر از پرتنش ترین دوران حکومت است. درگیری بین گروههای مختلف جمهوری اسلامی به بالاترین نقط خود در طول این ۳۳ سال رسیده است. دراین راه هر گروه برای اینکه خود را حفظ کند شروع به اعلام مفاسد گروههای دیگر کرده و این مبارزه هر روز وسعت فساد مالی و جنایات جمهوری اسلامی را توسط خودشان بیشتر و بیشتر بر مردم عیان کرد فسادی که هیچ گروه یا فرد حکومتی از آن مستثنا نبوده اند. حال این فضا می توانست وقایعی مشابه سال ۸۸ را ایجاد کند و دوباره مردم معترض را به خیابانها بکشد و اگر اتفاق مبارزات خیابانی مردم دوباره تکرار شود. حکومت با تمام خشونتش و ابزار سرکوبش قادر نخواهد بود مردم را به خانه ها بگرداند . این بزرگترین هراس خامنه ای بوده و هست. فضای بالای امنیتی در هر مناسبت، مهر تائیدی است براین گفته، تقریبا” شهرها ومراکزی مثل دانشگاه تبدیل به یک پادگان شده است. موج دستگیری روزنامه نگاران ، دانشجویان ، کارگران وفعالین سیاسی و اجتماعی همه در راستای جلوگیری از حضور دوباره مردم در خیابانها است.
سیاست جنگی طلبی حکومت و قرار دادن مردم ایران در خطر حمله نظامی کشور های غربی و اسرائیل از دیگر خطر هائی بود که در این دوره به حساسیت این نمایش اضافه می کرد. هر چند که خامنه ای سعی کرد از این خطر بعنوان یک ابزار تبلیغاتی برای کشاندن مردم به پای صندوق ها استفاده کند ولی وجود این خطر کاملا” واقعی است. جمهوری اسلامی وارد بازی خطر ناکی شده است که اگر به واقعیت بپیوندد تاوان آنرا مردم خواهند داد. دلیل دیگر خامنه ای برای نشان دادن اینکه هنوز در نزد مردم ایران مشروئیت دارد، وجود همین خطر است لذا تمام ابزار را بکار گرفت تا بتواند حضور مردم را پرشور نشان دهد و در این راه به هیچ خبرنگاری اجازه فیلم برداری آزادانه نداد تمامی اخبار و تصاویر گزینش شده و تنها از حوزه هائی بود که حکومت نیرو هایش را در آنجا متمرکز کرده بود. ولی تصویر واقعی ازشرکت مردم چیزی جزتحریم انتخابات از طرف مردم نبود . تحریمی که دیگر نخواهد شکست . مبارزات مردم دیگر از این مرحله گذشته است و بهیچ عنوان خامنه ای و دیگر سردمداران رژیم توان ایجاد توهم برای مردم نخواهند داشت و فصل آخر جمهوری اسلامی به پایان خود نزدیک است.
بهمن مرادیان پی:جنبش برهنگی با تمام نیرو ، تیشه بر ریشه ی اسلام سیاسی زده است

همیشه زنان در اسلام از عدم آزادی ، رنج برده اند و همین موضوع باعث شده که دست به این حرکت رادیکال بزنند. در این جنبش رادیکال و انقلابی ، نقش مریم نمازی ، بسیار ارزنده و موثر بوده است. مریم نمازی یکی از رادیکال ترین و سَر دمدار دار ، رادیکالیزم است و با تمام توان از حقوق زنان و دختران دفاع می کند. این بسیار موثر است و باعث می شود که این قشر به خواسته هایش نزدیک تر شوند. حسادت و عدم شجاعت باعث تحلیل اشتباه از جنبش برهنگی و زیر سوال بردن مریم نمازی می شود !
تحلیل های اشتباه باعث شده که چنین تداعی شود ، که آزادی به پرنده ای تشبیه شود ، که برای به دست آوردنش تمام تلاش شان را می کنند و در این میل ، ما باید تمام تلاشمان را بکنیم و این پرنده را در خانه به ارمغان بیاوریم.
جنبش برهنگی که به اوج نقطه ی خود رسیده است ، یک حرکت انقلابی رادیکال و سیلی از تابوشکنان را در خود جای داده است ، کسانی که به نوعی در دل اسلام سیاسی متولد شده اند و هر کدام از این عفونت فرهنگی ، ضربه ای را متحمل شده اند!
حتی به نوعی با ابتکار مریم نمازی ، عده ای از زنان آزادی طلب ، با وی همراه شده اند ، که حتی ایرانی ، نبوده اند ، ولی از اسلام سیاسی و قواعدی که برای زنان ترسیم کرده است ، متنفر بوده اند . آنان می دادند که بر زنان در خاورمیانه و در ایران برای وجود اسلام چه می گذرد ، از این روی چشم اسلام را نشانه گرفته اند ، زیرا اسلام با برهنگی مخصوصا برای زنان مشکل دارد و دائما در قوانینش ، زن را به عنوان برده و ماشین سکس عنوان کرده است.
گروهی از زنان و مردان ، مبارز و آزادی طلب با هم یک صدا شده اند ، که سیلی محکمی به اسلام سیاسی و جمهوری ارتجاعی اسلامی و جریان های دست راستی بزنند.در این میان ، گروهی هم که در قلمشان جوهر ندارند ، شروع به سفسته کرده اند و قصد دارند که این شجاعت را زیر سوال ببرند و به سمت “مریم نمازی” و “سودابه سرخیل” و سودابه ها ، حمله ور شده اند !
در این بین کسانی دیده می شوند ، که تفکر چپ را یدک می کشند و مدعی برابری و آزادی هستند ! این یک پارادوکس است که آزادی بی قید و شرط را نمایندگی کنیم و از حرکت های انقلابی و اعتراضی انسان ها ، جلوگیری کنیم و شروع به زیر سوال بردن تفکر اعتراضی کنیم ! به نظر من دوباره شاهد بوجود آمدن “آل احمد های پلاستیکی” هستیم !
دوباره شاهد هستیم که این افراد (کسانی که کمپین برهنگی را زیر سوال برده اند) از دور ترین نقاط چپ ، به پست ترین نقاط راست ، نقل مکان کرده اند ! این که سعی بر کوبیدن شجاعت و اراده ی این تابوشکنان را دارند ، برای من جالب است ، زیرا مقابل بهمنی ایستاده اند ، که یک شهر را زیر می کند و چنان با قدرت به حرکت در آمده ، که کسی نمی تواند جلویش را بگیرد !
“مریم نمازی” یک چهره ی بین المللی است و نیازی به توصیف ندارد و درگیری و اصطکاک درست کردن با او ، خود یک بازی مضحک است ، زیرا برنده ی بی چون و چرا این بازی “مریم نمازی” است .
یکی دیگر از این تابوشکنان ، دختری است که در دل اسلام سیاسی ، تحت حاکمیت جلادین جمهوری ارتجاعی اسلامی متولد شده و رشد کرده و مورد بی قانونی قرار گرفته است !
“سودابه سرخیل” با عریان شدن خود فریاد زده ، که اسلام سیاسی و جمهوری ارتجاعی اسلامی را نمی خواهد . او نمی خواهد که به عنوان یک برده ی جنسی به او نگاه کنند و مدام زیر خط قرمز مردسالاری قرار بگیرد. او با عریان شدن خود تبدیل به چهره ای شده ، که اعتراضش را به گوش حاکمین و چهره های جریان راست رسانیده است .
سودابه دوست دارد که تن او برای خودش باشد و کس دیگری برای او تصمیم نگیرد و کنترل بر رفتارهایش داشته باشد.
او می خواهد به عنوان یک چهره ای که تابوها را در هم شکسته و خواسته هایش را شفاف بیان کند و هر روز به آرمان هایش نزدیک شود .
همین طور “مریم نمازی” دیگر چهره ی بین المللی حزب کمونیست کارگری ایران و یکی از بهترین سخنرانان های این حزب مردمی و انقلابی ، دوست دارد فریاد بزند که هویت را می ستاید و برای او این مهم ارزشمند است.
حال منصفانه بیاندیشید ، آیا این خواسته ها ارزش دفاع ندارد ؟ آیا همراهی و هم رزم شدن با مریم و مریم ها ، اصطکاک بر انگیز است ؟ یا باعث می شود که ، عدالت ، برابری و آزادی را خدشه دار کند ؟ که این دوستان با حرارت ، این کمپین را زیر سوال برده اند ؟
باور من این است ، که هم قطار شدن با کمپین برهنگی ، ضربه ی عمیقی به خشک مغزی و اسلامیون می زند و باعث می شود که به عدالت ، برابری و آزادی به دور از هر گونه تبعیض ، نزدیک تر شویم و این موارد را به اشتراک بگذاریم و حق انتخاب را در اختیار توده ی مردمی قرار دهیم.
“مریم نمازی” دوست ندارد که به علت جنسیتش محدود باشد و خودش باشد ، آزادِ آزاد.
او دوست دارد که اسلام سیاسی که باعث شده ، خانه و کاشانه اش را از دست بدهد ، را نقد کند و این را فریاد بزند که جمهوری ارتجاعی اسلامی ، یک ماشین جنایت و ترور است. او به دید یک گهواره ی نفرت ، به اسلام سیاسی نگاه می کند .
آیا تفکر آزادی طلبی ، موردی در خود دارد ، که افرادی پیدا شده اند ، که با ایده ی “مریم نمازی” مخالفت می کنند !
مبصرهای اجتماعی باید این را بدانند ، که وقتی آتئیست آلی انس و … تقویم و ایده ی مریم نمازی را به اشتراک می گذارند ، یعنی یک تایید محکم بر این موضوع ، یعنی نشان دادن موفقیت این ایده و درستی صحت کلمه کمپین برهنگی.
ما باید در این موضوع تمرین کنیم ، که آزادی بیان و گفتار یعنی چه ؟ و اگر بر این موضوع اشراف داریم ، دخالت در تفکر و ایده ی اشخاص ، یک تناقض است بر این باور ! زیرا شما قبولش کرده اید و عکسش را انجام می دهید.
مخالفین کمپین برهنگی ، چنان اصطکاک ، درست کرده اند که انگار شکاف منطق را در خطر دیده اند ! اگر مخالفین در این فکر هستند که با این مخالفت مریم و کمپین ، از کار خود صرفه نظر می کنند ، اشتباه فکر کرده اند ، زیرا او و این کمپین بسیار مسمم تر، به راه خود ادامه می دهند.
می توان ، زن بود و برابری کامل با مرد داشت . می توان زن بود و بسیار موثر خواسته های حقوقی اتان را عنوان کرد.
می توان زن بود و اعتراض کرد ، برای تحقق خواسته ها ، مبارزه کرد.
عریان شدن در کمپین برهنگی یعنی : نه به اسلام سیاسی .
عریان شدن در کمپین برهنگی یعنی : نه به مکتبی وسنتی فکر کردن.
عریان شدن در کمپین برهنگی یعنی : نه تفکرات راستی و مریخی
عریان شدن در کمپین برهنگی یعنی : نه به آل احمدهای پلاستیکی
مریم نمازی فکرش ، فکر تغییر است و ایده اش ، ایده ی نو و چنان تخت ننگین غیرت و مردسالاری را با عریان شدنش ، در هم شکسته ، که دیگر جای بحث باقی نمی گذارد.
متاسفانه عده ای حرکت الیا را می ستایند و حرکت او را بزرگ جلوه می دهند و حرف شان این است که او در کشوری اسلامی این کار را انجام داده و ما بقی نه ! او جانش در خطر است و مابقی نه ! این یک فرار رو به جلوست !؟
به نظر من تمامی زنان و مردان آزادی طلب ، که دست به این حرکت اعتراضی زده اند ، آرمانشان این بوده ، که آزادی را بدون قید و شرط می خواهند همین و بس.
گردهمایی، سخنرانی، گفت و شنود در یوتبوری
ایران بعد از جمهوری اسلامی:
دو افق، دو آینده !
سخنرانان:مینا احدی، حسن صالحی، اصغر کریمی
زمان : یکشنبه ۲۲ آوریل ساعت ۱۳
folket HUS järntoret مکان :
۰۷۳۷۱۷۸۸۱۹ تلفن تماس:
از شما دعوت میکنیم که در این گردهمائی که فرصتی برای آشنایی با رهبری و سیاست های حزب است، شرکت نمائید.
تشکیلات خارج از کشور حزب کمونیست کارگری ایران- سوئد
پناهندگان متحصن در ورتسبورگ آلمان قدم بزرگی به پیش برداشتند عقب نشینی دولت آلمان در مقابل پناهجویان ورتسبورگ شروع شد

مبارزه تا تحقق کلیه خواست های پناهجویان ادامه خواهد یافت
امروز چهارشنبه ۴ آوریل، هیئتی ۱۲ نفره از طرف دولت آلمان و دولت محلی بایرن در سالن شهرداری ورتسبورگ با متحصنین و نمایندگان آنها به مذاکره نشستند. هیئت طرف مقابل را شهناز مرتب دبیر فدراسیون آلمان بعنوان رئیس هیئت مذاکره، حسن حسین زاده سخنگوی متحصنین و فعال فدراسیون پناهندگان ایرانی، مینا احدی، پروفسوری از دانشگاه ورتسبورگ، دو نفر از فعالین جنبش ۹۹ درصدی، ۹ پناهجوی متحصن دیگر و همچنین نماینده ای از صلیب سرخ و یک پزشک (بخاطر اعتصاب غذای پناهجویان) تشکیل میدادند.
نمایندگان دولت اعلام کردند که موضوع تحصن شما انعکاس بین المللی پیدا کرده و در مطبوعات آلمان وسیعا منعکس شده و ما آمده ایم که راه حلی برای این مساله پیدا کنیم. همانجا اعلام کردند که شما را بعنوان پناهنده سیاسی به رسمیت میشناسیم، پرونده ها را باز خواهیم کرد و سعی میکنیم شرایط زندگی شما را بهبود دهیم. در ضمن اعلام شد که یکی از متحصنین بنام عبدالباسط سلیمانی جواب مثبت گرفته است و سایر پرونده ها نیز مجددا مورد بررسی قرار خواهد گرفت. اینها مهمترین خواست های پناهجویان بودند. شهناز مرتب، حسن حسین زاده و مینا احدی که طرف اصلی این مذاکره بودند در صحبت های خود تاکید کردند که دو هفته به دولت فرصت داده میشود که پرونده ها را باز کند. همچنین از شرایط شرم آور زندگی در هایم ها و شیوه شرم آور جیره غذائی دادن به پناهجویان که دولت به پناهجویان تحمیل کرده است، صحبت کردند و خواهان پایان دادن به این وضعیت در ورتسبورگ و سراسر آلمان شدند. هیئت مذاکره کننده همچنین اعلام کرد که کلیه پناهنجویان فراری از جهنم جمهوری اسلامی باید به عنوان پناهنده سیاسی به رسمیت شناخته شوند.
مذاکرات سه ساعت به طول انجامید، خواست های پناهجویان بصورت کتبی تسلیم هیئت دولت شد و مذاکرات با عقب نشینی اولیه دولت به پایان رسید.
در پایان مذاکره، خبرنگاران بیش از ۲۰ شبکه خبری به سالن مذاکره وارد شدند و با طرفین مذاکره مصاحبه کردند. شهناز مرتب، حسن حسین زاده و مینا احدی درمورد جوانب مختلف وضعیت حقوقی و زندگی پناهجویان و سیاست های ضد انسانی دولت آلمان صحبت کردند. تلویزیون بایرن در گزارش خبری خود صحنه هائی از مذاکره امروز را نشان داد و گفت که دولت بایرن مجبور شد پای مذاکره بیاید و برسمیت شناختن این پناهندگان به عنوان پناهنده سیاسی به معنی موضعگیری رسمی دولت این منطقه علیه جمهوری اسلامی است.
شهناز مرتب در پایان از مردم ورتسبورگ که این مدت فعالانه در کنار پناهجویان بودند و رسانه هائی که این اعتراض را پوشش دادند قدردانی کرد و همانجا از پناهجویان تقاضا کرد که به احترام خواست مردم فورا به اعتصاب غذای پایان دهند. قبلا نیز این خواست از طرف فدراسیون و شهناز مرتب مطرح شده بود. حسن حسین زاده سخنگوی متحصنین در پاسخ اعلام کرد که همین امروز به اعتصاب غذا پایان داده میشود اما به مبارزه تا رسیدن به نتیجه قطعی ادامه خواهیم داد. سیامک زارع خبرنگار کانال جدید گزارش کاملی از جلسه امروز تهیه کرده که متعاقبا منتشر خواهد شد.
فدراسیون پناهندگان ایرانی در آلمان اعلام میکند که تا حصول نتیجه قطعی این مبارزه، به فعالیت خود برای تحقق کلیه خواست های پناهجویان ورتسبورگ و بهبود شرایط پناهندگی برای کلیه پناهندگان ایرانی در آلمان ادامه خواهد داد.
این تحصن الگوی یک مبارزه بسیار موفق از بسیج توده های مردم آزادیخواه در حمایت از پناهجویان، کشاندن مساله به رسانه ها، فشار به دولت و کشاندن مقامات به پای میز مذاکره بود. فدراسیون این موفقیت را به پناهجویان ورتسبورگ تبریک میگوید و اعلام میکند که قاطعانه و تا آخر کنار آنها و همه پناهجویان ایرانی خواهد بود. این موفقیت در عین حال زمینه بسیار مناسبی برای پناهندگان ایرانی در سایر کمپ ها و مناطق آلمان فراهم کرده و فدراسیون تمام تلاشش را برای بسیج پناهندگان حول تحقق خواست هایشان بکار خواهد گرفت. مبارزه قدرتمند ما در آلمان تازه شروع شده است.
همبستگی- فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – واحد آلمان
۴ آوریل ۲۰۱۲
—————————————————————————————————————-
شهناز مرتب، دبیر فدراسیون پناهندگان ایرانی در آلمانTel: 015774650186
حسن حسین زاده، سخنگوی اعتراض پناهجویان ورتسبورگ Tel: 17677009092
نام دارند حساب Manuel brandenstein
نام حساب بانکی Sparkasse Mainfranken Würzburg
: شماره حساب۴۷۰۳۱۷۲۹: کد پستی۷۹۰ ۵۰۰ ۰۰


