همه‌ی نوشته‌های gholam@A

اطلاعیه: در کنفرانس فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی شرکت نمایید!

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی واحداستکهلم، کنفرانس سالیانه خود را برگزار میکند. در این کنفرانس ابتدا گزارشی از کارکرد فدراسیون در دوره گذشته و تأثیرات این فعالیتها بر روند وضعیت پناهندگان  ارائه میشود.

 

بخش دوم کنفرانس به ارائه پلاتفرم و نقشه عمل برای آینده فعالیت فدراسیون اختصاص میابد.

 

بخش پایانی کنفرانس، انتخابات برای تعیین هیات رهبری آینده فدراسیون واحد استکهلم خواهد بود.

علاوه بر اینها  در این کنفرانس اسناد و تصاویر مستندی از کارکرد و فعالیت های دوره گذشته فدراسون نیز به نمایش گذاشته می شود.

 

فدراسیون همه پناهجویان و علاقمندان را به شرکت در این کنفرانس دعوت میکند.

زمان: یکشنبه 28 اکتبر از ساعت 13

به اطلاع می رسانیم که در این کنفرانس عبدالله اسدی دبیر فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در مورد وضعیت فعلی و آینده فعالیت فدراسیون و تاثیرات این فعالیت ها بر روند پناهندگی سخنرانی خواهد کرد.

مکان                     Medborgar platsen :

Medborgar huset tr:4

(Sensus)

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی- استکهلم

تلفن تماس0707175542

 

 

 

پاسخ عبدالله اسدي به بخش ديگري از سئوالات نشريه همبستگي

abe-asadi

همبستگي: در شماره ۵۸ نشريه همبستگي دو سئوال به منظور آشنا کردن متقاضيان پناهندگي به اساسي ترين  مسايل پيش روي آنها از عبدالله اسدي پرسيده شد. در اين شماره نيز دو سئوال ديگر از اساسي ترين سئوالات را از ايشان مطرح مي کنيم تا  بتوانيم بد ين ترتيب به دانش متقاضيان پناهندگي کمک بيشتري  بکنيم. سئوالات قبلي در داخل و خارج از ايران مورد استقبال وسيع متقاضيان پناهندگي و خوانندگان نشريه همبستگي قرار گرفت. تلاش نشريه همبستگي اين است که طرح اين سوالات در شماره هاي بعدي نيز ادامه يابد. سئوال اول،  در روز اول معرفي معمولا يک سري سوالات که بيشتر جنبه خصوصي و خانوادگي دارد از متقاضي پرسيده ميشود براي مثال مي پرسند دوران تحصيلات خود را در چه مدارسي به پايان رسانده ايد؟ اسم و محل مدارسي که در آنها تحصيل کرده ايد را نام ببريد و غيره. از نظر شما،  متقاضيان پناهندگي بايد چگونه به اين سوالات بطور عمومي پاسخ  بدهند؟

عبدالله اسدي: در واقع اينها هم بخش هايي از سئوالاتي است که معمولا ادارات مربوط به امور پناهندگان روزهاي اول براي ثبت نام کامل متقاضيان مي پرسند. خوب است که چنانچه متقاضياني که همسر و فرزندان خود را به همراه ندارند در مصاحبه خود با مقامات امور پناهندگي به موقعيت آنها در حال حاضر نيز اشاره کنند، مثلا  نام همسر شما چيست؟ شغل و نحوه امرار معاش ايشان و تعداد فرزندان؟ آيا در حال حاضر موقعيت همسرت هم در خطر است؟ آخرين تماس شما با وي از چه زماني بوده و اکنون در کجا و در چه شرايطي بسر مي برد و … لازم است يکايک آنها را براي وکيل خود و مقامات امور پناهندگي توضيح دهند. در همين جا لازم است اشاره کنم که تجربه فعاليت ما با متقاضيان  پناهندگي نشان مي دهد که برخي از آنها بنا به دلايل و ملاحظاتي که براي خود درنظر گرفته اند مدارک هويتي خود را دستکاري مي کنند و يا از ارائه آن به مقامات مسئول خودداري مي کنند. توصيه فدراسيون به همه متقاضيان اين است که از پرداختن به اين کار خودداري نمايند.

همبستگي: چرا؟

عبدالله اسدي: براي اينکه اولا بدون در اختيار گذاشتن مدارک هويت حتي اگر دلايل پناهندگي فرد بسيار هم قوي باشد ولي بدليل عدم شناخت در اکثر موارد به اين دسته از پناهجويان پاسخ منفي مي دهند. دوما بدون داشتن چنين مدارکي در بسياري از موارد از برخي خدمات مثل دريافت اجازه کار و ثبت ازدواج محروم مي شوند. لازم است به اين نکته هم اشاره کنم که کساني که با ويزاي توريستي و يا دعوتنامه بستگان خود به همان کشور صادرکننده ويزا سفر مي کنند، هنگام تقاضاي پناهندگي از ارائه پاسپورت خود به مقامات اداري خودداري مي کنند. اين هم براي اين دسته از متقاضيان پناهندگي  بار منفي دارد چون مقامات امور پناهندگي مي فهمند که شخص متقاضي مثلا با ويزاي  نروژ آمده است و ويزاي  وي از همان تاريخ صدور در سفارت نروژ و در سيستم اداري آن کشور بايگاني مي شود و هنگام معرفي، مشخصات شخصي متقاضي ديده مي شود و اين عمل باعث مي شود نسبت به دلايل پناهندگي شخص متقاضي سلب اعتماد نمايند.

همبستگي: چه مسايلي را نبايد مطرح کرد؟

عبدالله اسدي: شخص متقاضي پناهندگي لازم است با دقت هر بلايى که بر سر خود و خانواده و بستگانش در رابطه با فعاليت سياسى و يا اتفاقات ديگري از اين دست آمده از جمله تعقيب، بازداشت، صدور احکام، زندان، شلاق، شکنجه، تفتيش و خانه گردي، مصادره اموال و مانند آنها را توضيح دهد. منظور من مسايل به هم پيوسته اي است که عموما زندگي در کشور را براي شخص متقاضي غيرقابل تحمل کرده است و ناچار به ترک کشور و تقاضاي پناهندگي در خارج از کشور مي کند.

همبستگي: از پناهجويان مي پرسند آيا جدا از فعاليت روتين سياسى به دلايل ديگرى همچون باور مذهبى، نژاد، جنسيت و غير تحت تعقيب و آزار قرار گرفته ايد؟

عبدالله اسدي: در پاسخ به اين سئوالات و در صورت پيش آمدن چنين اتفاقاتي، بايد شخص متقاضي بتواند تاريخ و زمان هر کدام از اتفاقات پيش آمده را با دقت بيان کند.اگر قرار باشد براي اثبات گفته هاي خود مدارکي را در اختيار مقامات امور پناهندگي قرار دهد بايد دقت کند که اين مدارک از سوي چه مراجعي و در چه زماني صادر شده است و چقدر به دلايل درخواست شخص متقاضي ربط  پيدا مي کند؟ شخص متقاضي بايد توجه داشته باشد که کارمندان و مسئولين امور پناهندگي آشنائي نسبتا زيادي با مراجع قضائي و امنيتي در ايران دارند و خيلي راحت مي توانند ربط و بي ربطي وظايف هرکدام از آن نيروها را با مشکلي که متقاضيان پناهندگي مطرح مي کنند تشخيص دهند و برمبناي آن کليه داستان و دلايل پناهندگي شان را بي اعتبار اعلام کنند. متقاضياني که ادعا مي کنند بدلايل روي برگرداندن از مذهب اسلام و گرويدن به مذاهب ديگر براي مثال مسيحيت، بهائيت، زرتشت و يا هر مذهب ديگري اول، بايد در اين زمينه داراي اطلاعات نسبتا کامل و جامعي باشند دوما، بايد بتوانند خيلي ساده توضيح دهند که چگونه مورد شناسايي دستگاههاي قضائي و مامورين امنيتي قرار گرفته اند؟ در کدام کليسا؟ در چه تاريخي؟ چند نفر در اين رابطه دستگير شدند؟ در چه ساعتي؟ از بقيه دستگير شدگان خبر دارند و چه برسرشان آمده است و غيره …؟ اگر شما بجرم ترک دين بازداشت شديد بايد توضيح دهيد که چگونه و از چه طريقي مامورين دولتي فهميدند که شما دين اسلام را ترک کرده ايد؟ در کدام شهر، کدام منطقه، اگر دستگير شديد ترا به کجا بردند؟

اجازه بدهيد براي روشنتر شدن اين موضوع يک مثال بزنم، شخص متقاضي پناهندگي نمي تواند ادعا کند که بجرم فعاليت سياسي در ايران تحت پيگرد قانوني بوده ولي احضاريه اي که در اختيار مقامات مسئول امور پناهندگي قرار داده است مربوط به دادگستري است در حالي که موضوع فعاليت سياسي در جمهوري اسلامي به دادسراي انقلاب ربط  پيدا مي کند نه دادگستري. اميدوارم توضيح اين نکته براي متقاضيان پناهندگي روشن باشد.

متقاضيان پناهندگي بايد روي دلايل پناهندگي خود کار کنند تا از اينکه دردوره هاى متفاوت چگونه تحت تعقيب، آزار و شکنجه قرار گرفته اند تصوير روشنتري به مقامات پناهندگي بدهند و گفته هاي خود را با دقت و بدون تناقض به هم ربط دهند. متقاضيان پناهندگي بايد حواسشان باشد که در مقابل پرسشهاي پليس و کارمندان دولت داستان سراي نکنند. آز آنجايي که گفته هاي شما بعنوان متقاضي پناهندگي ثبت مي شود  و به پرونده چند صفحه اي تبديل ميشود سعي کنيد به پرسشهاي آنها پاسخ گويا و کوتاه بدهيد تا هنگام بررسي پرونده ها سر و ته گفته هاي شما قابل فهم باشد. از آنجايي که بسياري از متقاضيان پناهندگي از طريق مترجم داستان زندگي خود را براي مقامات مسئول توضيح مي دهند بايد سعي کنند مستقل از اينکه مصاحبه کننده به چه ترتيبي سئوالات خود را مطرح مي کند، پاسخهاي خود را با ميزان توانائي مترجم براي ترجمه گفته هاي خود هماهنگي لازم ايجاد کند تا بتواند با دقت حرفهاي شما را ترجمه کند. در بسياري از اوقات مترجم و متقاضي با هم هماهنگي لازم را پيدا نميکنند. اين ايراد تنها از سر ناآشنائي متقاضيان پناهندگي و عدم توجه آنها به بار حقوقي  موضوع مورد بحث صورت نمي گيرد؛ در موارد زيادي عدم توانائي مترجم در ترجمه بعضي از موضوعات باعث مي شود که کارمندان دولت و کميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل جلسه را در نيمه قطع کنند. در موارد زيادي متقاضيان پناهندگي هم در مصاحبه با ادارات دولتي داستان سرايي مي کنند و هم داستان زندگي خود را بسيار پراکنده و بي ربط به هم توضيح مي دهند به همين دليل اکثرا اين نوع پرونده ها از مراجع مختلف پناهندگي نتيجه منفي مي گيرند.

 

بهنام آزاد: مرزبندي براي “آزادي بيان” هموار کردن راه براي به بند کشيدن”آزادي بيان” است

behnam_308_x_454_154_x_227

انتشار قسمتي از فيلم “زندگي محمد” در فضاي مجازي(يوتوب)، خبر سازشده است. اين فيلم به کارگرداني “سام باسيل” در آمريکا ساخته شد و قبل از انتشار در يوتوب فقط يکبار درسالني در هاليود به شکل خصوصي نمايش داده شده است و قرار بر اين بوده که در سالگرد حادثه يازده سپتامبر در کليساي تري جونز (کشيشي که قرآن را آتش زد) به نمايش عمومي گذاشته شود ولي نمايش اين فيلم در کليسا لغو شد. با اين حال قسمتي از اين فيلم توسط تعدادي از قبطيان مهاجر مصري در يوتوب انتشار پيدا کرد.

به دنبال انتشار فيلم،اعتراض هاي مسلمانان تحت تحريک بنياد گريان اسلامي در کشورهاي مصر، ليبي،يمن و…آغاز شد. در نتيجه اين اعترض ها در همان روزهاي اول سفيرآمريکا به قتل رسيد واين  شورش و بلوا هنوز در حال قرباني گرفتن از مردم است. فتوا آيت الله ها و مفتي ها براي کشتن کارگردان و عوامل اين فيلم يکي پس از ديگري صادر شد  وعلاوه بر آن جايزه هائي براي تشويق به اجراي اين آدمکشي تعيين گرديده است.

فيلم “زندگي محمد” بدون شک، يک فيلم سطح پائين چه از لحاظ ساخت و چه سناريو است و توسط مسيحان تندرور عليه مسلمانان ساخته شده که در بين خود مسيحيان هم با انتقاد هاي زيادي روبرو مي باشد. اين فيلم مذهب را به نقد نمي کشد بلکه در تلاش است که براي مسيحيت وجه کسب کند و با به سخره گرفتن محمد سعي دارد که مسيح را تبليغ کند.

اما فارق از اهداف ساخت وانتشار اين فيلم، بايد گفت در جامعه امروز آزادي بيان شرط اول رهائي از تحجروناداني است.آزادي بيان مرز ندارد و نبايد براي آن،  به اسم احترام به اعقايد و احساسات ديگران مرز و بند گذاشت. اين مرز بندي ها به هر شخص يا گروهي اجازه مي دهد که در مقابل هر سخني  که مخالف با اهداف و اعقايد خود ببيند، هر گونه خشونتي را انجام دهند. بر مبناي همين استدلال، بنياد گراياني به مانند طالبان وجمهوري اسلامي ايران به خود اجازه هر جنايتي را مي دهند. جواب هر انساني که  درباره هر موضوع و يا هر پديده اي نظر خود را اعلام کند، مرگ نيست. روحانيون اديان بر بال تعصب هاي ديني سوار هستند و ادامه حياتشان در ايجاد تقدس مي بينند.

اين شيادان در طول تاريخ  با ايجاد تقدس و نسبت دادن مالکيت اين تقدس به مردم، براي خود حاشيه امنيت ايجاد کرده اند و هرجا که منافع خود را در خطر ديده اند با تمام قوا در مقابل آن ايستاده اند. مرزبندي براي “آزادي بيان” هموار کردن راه براي به  بند کشيدن”آزادي بيان” است خواه اين مرزبندي از طرف بنياد گرايان مذهبي باشد، خواه از طرف روشن فکران.

حق طبيعي هر انسان درک آزادانه از محيط اطرافش است و به طبع آن حق دارد برداشت خود را اعلام کند در اين فرآيند است که آگاهي زائيده مي شود. عده اي معتقدهستند  چون محمد براي مسلمانان مقدس است هيچ کس حق ندارد از او چهره اي خارج از تعاريف مسلمانان ارائه دهد تا با احساسات آنان بازي نشود. حال سوال اينجاست، افرادي که از محمد ودينش برداشت ديگري دارند کجا بايد تبادل نظر کنند؟ آيا اين افراد نبايد نظر خود را اعلام کنند و از جامعه جواب بگيرند؟ به طور حتم اين افراد هم بايد نظر خود را اعلام کنند و جواب آنها هم حکم مرگ نيست . روحانيون با اين احکام مي خواهند فضائي را ايجاد کنند تا ديگر هيچکس  جرات نکند  اسلام را به زير تيغ نقد بکشد . منطق دين خشونت است و در زمان حال اسلام سياسي پرچمدار آن و مجريان آن براي حفظ قدرت از هيچ جنايتي کوتاهي نخواهند کرد.

امروز بر همه ما واجب است که اجازه ندهيم آزادي بيان با استدلا ل هاي فريبکارانه به زنجير کشيده شود و با دست خود به بازار دکان داران دين رونق دهيم . فيلم” زندگي  محمد” يک نظر است و بايد آزادانه مطرح شود و منتقدان آن هم بايد در فضائي بدور از خشونت نظرشان را اعلام کنند.

سارا ایرانی – قوانين سليقه اي و حکومت جمهوري اسلامي

Sara_Irani

در طول ۳۰ سال حکومت اسلامي، مشکلات مردم نشان دهنده اين بوده که اين حکومت هيچ خوانايي با مردم و مطالبات حق طلبانه آنان  پس از انقلاب ۵۷ نداشته است. اين رژيم نه تنها منتخب مردم نبوده که با به خون کشاندن انقلاب مردم منجر به شکست اين تحول و انقلاب عظيم مردمي شد. تنها چيزي که براي اين حکومت مهم بوده و هست اهداف جنايتکارانه و بقايش بر مسند قدرت بوده است. اينان در هر مسئله دخالت ميکنند؛ از خصوصي ترين مسائل مردم حتي اتاق خواب آنها گرفته تا در بزرگترين مسائل که هيچ ربطي به اين جانواران اسلامي ندارد. يک آخوند پا منبري بيسواد به خود اجازه ميدهد که در رابطه با هر موضوعي که به مذاقش خوش نيايد فتوا صادر نمايد و اين فتواها جز قوانين جمهوري اسلامي ميشود که يکي از بندهاي تشکيل دهنده قانون اساسي جمهوري اسلامي است. به صراحت در قانون اساسي ياد شده که فتاوي علما و عرف نيز از عوامل تشکيل دهنده قانون است. آخوندهاي مغز بسته و بي سوادي که فقط کتابهاي ديکته شده ملاها و مراجع تقليد را حفظ و در جامعه اي که مردم آن مدرن و غير مذهبي هستند پياده ميکنند. از مثالهايي که ميتوان براي اين موضوع بدان اشاره کرد؛ اکران فيلم هايي است که روي پرده سينما ميرود که با جنجال فراوان اين آخوندها و بسيجيهاي مغز فندقي بايد بسته شود و هر کدام از اين آخوندها فتواهايي صادر ميکنند که خود حکم قانون دارد. از ميان اين فيلمها ميتوان به فيلم “گشت ارشاد” که فتواهاي بسياري پس از اکران اين فيلم صادر شد اشاره کرد. اين جانوران اسلامي براي يک فيلم ساده که از مشکلات جامعه ايران گفته و حتي از فيلتر اداره ارشاد رژيم عبور کرده است فتاوي صادر کردند مبني بر اين که آن را باعث “اشاعه فحشا در جامعه اسلامي” ميدانند و هر روز از تريبونهاي مختلف نماز جمعه شروع به فحاشي به سازندگان فيلم مي نمايند. اينان مردم ايران را احمق فرض کرده اند اما غافل از اينند که خود مضحکه دست مردم هستند. هر روز مردم آنها را بيشتر به باد تمسخر ميگيرند. در خيابان که راه ميروي به جرات ميتوان گفت که ۹۰% مردم به آخوندها و سردمداران رژيم فحش ميدهند و ناسزا ميگويند. مردم ايران کاملا آگاه هستند و بشدت بيزار و منزجر از حکومت اسلامي و قوانين آن اما چه کنند که با يک حکومت وحشي و جنايتکار که با دستگاه آدمکشي و شکنجه خود، ارعاب را در دل جامعه دامن ميزنند طرف هستند. مردم ايران بيش از سي سال است که به اشکال مختلف به مبارزه با اين خونخواران اسلامي پرداخته اند و همواره مترصد زماني بوده اند تا کار اينان را يک سره کنند. انقلاب ناتمام ۸۸ دليلي بر اثبات اين مسئله است. اما تمام کردن اين انقلاب حتمي است و روزي خواهد رسيد که مردم به دست خود شر اين آدمکشان اسلامي را از سر بشريت خلاص کنند.

به اميد روزي که آتشفشان روشن اما زير خاکستر مردم ايران فوران کند و حکومت ديکتاتورهاي وحشي با انقلاب مردم سرنگون گردد.

شمار آوارگان سوري به ۷۰۰ هزار نفر مي‌رسد

e143b73c-3d2e-470f-9a3a-368c9fb28cd0_w640_r1_s 480 x 270

 

کميسارياي عالي امور پناهندگان سازمان ملل متحد اعلام کرد که شمار آوارگان سوري که از کشور خود فرار مي‌کنند، ممکن است تا پايان سال جاري ميلادي به ۷۰۰هزار نفر برسد. اين در حالي است که شمار کشته شدگان روز چهارشنبه در سوريه بيش از ۳۰۰ نفر اعلام شده است.از سويي ديگر، روسيه بار ديگر با هر گونه دخالت نظامي در سوريه مخالفت کرد. در مقابل تونس خواستار استقرار نيروهاي حافظ صلح عربي در سوريه شد.
۷۰۰ هزار آواره
کميسارياي عالي امور پناهندگان سازمان ملل متحد روز پنجشنبه _ ششم مهرماه اعلام کرد که ممکن است تا پايان سال جاري ميلادي، شمار آوارگان سوري که از خشونت‌ها در کشور خود فرار مي‌کنند، به ۷۰۰هزار نفر برسد.اين آمار با پيش بيني پيشين اين نهاد بين المللي که شمار آورگان سوري تا پايان سال جاري ميلادي را ۱۸۵هزار نفر برآورد کرده بود، تفاوت بسيار دارد.
به گزارش خبرگزاري رويترز، کميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل متحد شمار آوارگان سوري که تاکنون به چهار کشور همسايه سوريه گريخته‌اند را ۲۹۴ هزار نفر برآورد کرده است. کشورهاي همسايه سوريه، اردن، عراق، لبنان و ترکيه هستند.اين گزارش در حالي منتشر شده است که تا پايان سال جاري ميلادي، حدود سه ماه بيشتر باقي نمانده است.
۳۰۰ کشته در يک روز
از سوي ديگر، ديده‌بان حقوق بشر سوريه اعلام کرد که روز چهارشنبه، بيش از ۳۰۰ نفر در مناطق مختلف اين کشور کشته شدند.روز چهارشنبه هم يکي از خونبار‌ترين روزهاي سوريه در بيش از ۱۸ ماه بحران اين کشور بود؛ بحراني که با تظاهرات خياباني عليه بشار اسد رييس جمهوري سوريه آغاز شد اما پس از آن به جنگ مسلحانه ميان نيروهاي دولتي و مخالفان سوق داده شد.
ديده‌بان حقوق بشر سوريه- سازماني که مقر آن در بريتانيا است و از راه شبکه‌اي از فعالان، خشونت‌ها در سوريه را تحت نظر دارد- در گزارشي اعلام کرد که روز چهارشنبه دستکم ۵۵ نفر در مناطق حومه دمشق کشته شدند. حدود ۴۰ نفر از اين افراد در شهرک ذيابيه که در جنوب شرق پايتخت قرار دارد، تيرباران شدند. به گزارش رويترز، شماري ديگر از فعالان، حادثه ذيابيه را «کشتار» توصيف کرده و مي‌گويند که در آن، دستکم ۱۰۷ نفر کشته شدند. آن‌ها نيروهاي وابسته به نظام بشار اسد را متهم به تيرباران اين افراد مي‌کنند. تصاوير ويديويي که از حادثه شامگاه چهارشنبه ذيابيه منتشر شده است، جنازه‌هاي خونيني را نشان مي‌دهد که کنار يکديگر قرار داده شده و با پتو پيچانده شده‌اند. روز چهارشنبه ساختمان ستاد مشترک ارتش سوريه در دمشق نيز هدف دو انفجار و حمله نيروهاي مسلح مخالفان قرار گرفت.

مخالفت روسيه با مداخله نظامي در سوريه
در همين حال، سرگئي لاوروف وزير امور خارجه روسيه در سخنراني شامگاه چهارشنبه خود در شوراي امنيت سازمان ملل متحد که به «صلح و امنيت در خاورميانه» اختصاص داده شده بود، بار ديگر با دخالت نظامي خارجي در سوريه مخالفت کرد.
به گزارش خبرگزاري اينترتاس، لاوروف در سخنراني خود گفت: «ما هرگونه اعمال خشونت آميز و هرگونه نقض حقوق بشر و قانون انساني را از هر طرف باشد، محکوم مي‌کنيم؛ چه از سوي دولت سوريه باشد چه از سوي مخالفان. مسئوليت ما در برابر ادامه خونريزي در سوريه کم نيست، کشورهايي که مخالفان بشار اسد را به نپذيرفتن آتش بس و گفت‌و‌گو تشويق مي‌کنند و خواهان تسليم شدن بدون قيد و شرط نظام اسد هستند، مسئول اين وضعيت هستند.» او ادامه داد: «اين راه نه تنها غير واقعي است بلکه از اعمال تروريستي که مخالفان مسلح مرتکب مي‌شوند، چشم پوشي مي‌کند.»
لاوروف تاکيد کرد: «شکي نيست که راه حل نظامي، تهديد خطرناکي براي امنيت و صلح منطقه‌اي تشکيل مي‌دهد؛ چه برسد به دخالت نظامي خارجي. به علاوه اينکه پيش بيني پيامدهاي آن دشوار است. به توافق مستحکم مي‌توان از راه مذاکره يافتن امتياز دادن‌هايي که منافع همه طوايف و مجموعه‌هاي نژادي در سوريه را رعايت مي‌کند، دست يافت.»
وزير امور خارجه روسيه ادامه داد که پايه چنين توافقي در قطعنامه‌هاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد و طرح شش ماده‌اي کوفي عنان که هم از سوي شوراي امنيت پذيرفته شد و هم در کنفرانس گروه تماس درباره سوريه در ژنو مورد تاييد قرار گرفت، موجود است. کوفي عنان فرستاده ويژه پيشين سازمان ملل متحد و اتحاديه عرب به سوريه است طرحي شش ماده‌اي براي حل و فصل بحران اين کشور ارائه داده بود که با موافقت طرف‌هاي بحران در سوريه و همچنين طرف‌هاي بين المللي مواجه شد. اين طرح اما هيچ‌گاه اجرا نشد.آتش بس ميان گروه‌هاي درگير در سوريه، خروج نيروهاي نظامي دولتي و خودروهاي زرهي از مناطق مسکوني، رسيدن کمک‌هاي انساني به نيازمندان و گفت‌و‌گو ميان دولت و اپوزيسيون، از جمله مهم‌ترين بندهاي طرح کوفي عنان هستند.
تونس: نيروهاي حافظ صلح عربي به سوريه اعزام شود
المنصف المرزوقي، رييس جمهوري تونس، اعلام کرد که کشورش خواهان اعزام «نيروهاي حافظ صلح عربي به سوريه است.
المروزقي شامگاه چهارشنبه در حاشيه نشست مجمع عمومي سازمان ملل متحد به خبرگزاري فرانسه گفت: «ما حامي راه حل مسالمت آميز براي بحران سوريه هستيم و از تمام تلاش‌ها در اين زمينه حمايت مي‌کنيم. در صورت لزوم بايد نيروي حافظ صبح عربي براي پاسداري از صلح در سوريه، دخالت کند.»او ادامه داد: «بايد در برابر اين ديکتاتور خونخوار (بشار اسد) کاري انجام دهيم. ما با نيرويي مواجه هستيم که اين قابليت را دارد که براي بقا در قدرت، تمام کشور را ويران کند.»
المرزوقي در صحبتي ديگر با خبرنگاران، وضعيت در سوريه را «فاجعه بار» توصيف کرد و گفت: «متاسفانه مردم سوريه از حمايت لازم برخوردار نيستند.»پيش‌تر شيخ حمد بن خليفه آل ثاني امير قطر در سخنراني خود در مجمع عمومي سازمان ملل متحد خواستار دخالت نيروهاي نظامي عربي براي پايان دادن به بحران سوريه شده بود.

حمید برسام: بسيج و کنترل انديشه نوجوانان و جوانان ايراني/ قسمت دوم

hamid barsam 206 x 270

قسمت دوم

در رده هاي اجرايي بسيج به تناسب اقشار و صنوفي که تحت پوشش آن بسيج اند يک نفر از هر قشر و صنف از افراد موجه و قابل اعتماد و يک نفر از روحانيون موجه محل به سرپرستي مسئول واحد بسيج مربوطه شوراي بسيج را تشکيل مي دهند اين شورا براي مسئول بسيج شوراي مشورتي خواهد بود و تصميم گيرنده نهايي مسئول بسيج است.

روحاني شورا بايد به تأييد مقام رهبري يا نماينده اي که در سپاه تعيين نمايد، يا نماينده رهبري در هر رده برسد ديگر اعضاء شورا بوسيله مسئول بسيج روحاني شوراي مربوطه تعيين مي شوند. کليه افراد و مسئولين واحدهاي ستادي بسيج و فرماندهان مراکز بسيج و فرماندهان منطقه مقاومت (در شهرها) از پاسداران خواهند بود فرماندهان ناحيه مقاومت, پاسدار و يا از اعضاء ويژه بسيج, فرماندهان پايگاه مقاومت از اعضاي ويژه و فرماندهان گروه هاي مقاومت از اعضاي فعال خواهند بود.

دسته بندي نيروهاي بسيج

نيروهاي بسيج در قالبهاي متفاوتي براي مقابله و سرکوب آموزش مي بينند. از نيروهاي هوابرد براي مواجهه با چتربازهاي آمريکايي!! گرفته تا بسيجيهاي فعال چماق بدست که آموزش درگيريهاي خياباني مي بينند و بسيجيهاي ساده که آموزشهاي پر و خالي نمودن کلاشنيکف را تجربه مي نمايند تفسيم ميشوند. کليه اين آموزشها در همان پايگاههاي کوچک مقاومت و آموزش  داده ميشود و آموزش ديده ها همان فرزندان کم سن و سال هستند که براي گذراندن تعطيلات تابستان و يا رفتن به اردو و بازي در بسيج ثبت نام کرده اند و برخي از ايشان در اين مسير سن و سال بيشتري پيدا کرده و بخشي از زندگي مالي و عقيدتي و اجتماعي خود را به بسيج پيوند مي زنند.

عمدتا اين نيروها در بخش پايين شهر که امکانات تفريحي و

 

 

 

 

مالي کمتري وجود دارد عضوگيري مي شوند.

ايدئولوژي آتشين

بسيجيهاايدئولوگهاي مخلوطي هستند.برخي بدنبال پول، برخي قدرت و برخي هم از خشونت لذت مي برند. برخي  نيز که اخيرا مصاحبه شده اند گفته اند معتقدند براي بهبود زندگي بشر فعاليت مي کنند: “ما مي خواهيم جهان را تغيير دهيم، جهان و همه مردم را از استبداد نجات دهيم و تنها در مسير خدا قرار گيريم.”با توجه به جايگاه بسيار حساس بسيج در نشان دادن چهره نظام جمهوري اسلامي و ايجاد جاذبه در درون جامعه براي مشارکت و جذب هر چه بيشتر جوانان و نوجوانان به سمت الگوهاي سازنده مبتني بر هويت ملي – مذهبي از ديدگاه  رهبري، بسيج و بسيجي مسؤوليتي سنگين را به عهده داشت است.

در واقع بسيج نقش بسيار مهمي در حفاظت رژيم را دارد و براي همين بايد در بين جوانان هر چه بيشتر نفوذ کند تا بتواند بدين وسيله نظام جمهوري اسلامي را هر چه بيشتر محافظت نمايد.

 

سير تحول فکري بسيجي در قالب شستشوي مغزي

ثبت نام در بسيج با هر هدفي که انجام شود پروسه اي تدريجي را به دنبال دارد. نخست فرد در مراسم نماز جماعت شرکت مي کند سپس به مراسم دعا و جشن و عزاداري دعوت شده و بعد کلاس هاي آموزشي و آموزش نظامي مي بيند سپس در اردوها شرکت جسته تا برسد به گشت شبانه و حضور در پايگاهها.

به اين ترتيب فرد ضمن تاثير پذيري از جمع مقداري از خصوصيات خود را هم آشکار مي سازد و از اينجاست که کار مسئولان پايگاهها شروع ميشود خصوصا در مورد افرادي که گوشه گير بوده و يا در ايجاد ارتباط با ديگران مشکل دارند و يا اصولا خجالتي اند تمرکز بيشتري صورت مي گيرد. مسئولين پايگاه مقاومت

 

افراد دوره ديده و خوش مشربي هستند که وظيفه جذب عناصر تازه وارد را بر عهده دارند. اين عاملان که اغلب بعنوان حاجي شناخته ميشوند در گام نخست به شخصيت فرد تازه وارد حمله

مي کنند.

اين يک حمله سيستماتيک به نفس (ضمير يا شخصيت) هدف و سيستم عقيدتي او مي باشد. عامل رژيم هر چيزي که به هدف هويت مي دهد را انکار کرده و از بين مي برد: “تو يک مومن نيستي.” “تو از اهل بهشت نيستي”.”امام زمان از تو خشنود نيست.”

هدف روزها، هفته ها و ماه هاي

متوالي تحت حملات مداوم

است تا جاييکه خسته، گيج و درهم ريخته مي شود. در چنين

وضعيتي از استحکام باورها و اعتقاداتش کاسته مي شود. سپس درحاليکه بحران هويت در فرد آغاز مي شود، عامل رژيم به طور همزمان حس بسيار شديدي از گناه در هدف ايجاد مي کند. عامل رژيم مداوم و شديداً هدف را براي هر “گناهي” که مرتکب شده، چه بزرگ و چه کوچک، در هم مي کوبد. وي از هدف مورد نظر براي همه چيز از “بدي و شرارت” باورهايش تا نوع غذا خوردن و لباس پوشيدنش انتقاد مي کند. هدف کم کم از اينکه هر کاري که انجام مي دهد اشتباه است احساس خجالت مي کند.

 

اين مطلب ادامه دارد

 

 

فرشاد حسینی: چشم انداز اوضاع پناهندگي پس از انتخابات جديد هلند

farshad hoseini 178 x 246

پس از انتخابات سراسري هلند در ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۲ تعداد زيادي تماسگرفته و ميپرسيدند که آيا سياست ها و قوانين پناهندگي و مهاجرت به دنبال انتخابات جديد و ترکيب جديد احزاب دولتي تغيير خواهد کرد؟ آيا انتخابات به نفع وضعيت پناهندگي و پناهجويان و مهاجرين در هلند خواهد بود يا به ضرر.

اين مطلب کوتاه پاسخي است به همه اين دوستان و ساير کساني که مايلند در باره اوضاع پناهندگي در هلند پس از انتخابات ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۲ اطلاعاتي داشته باشند

پناهندگي و مهاجرت در کابينه قبلي دولت هلند (جون ۲۰۱۰ تا مارس ۲۰۱۲)

در دور قبل ترکيب دولت عبارت بودند از احزاب دست راستي ليبرال، دمکرات مسيحي و حزب ضد مهاجر آزادي به رهبري خيرت ويلدرز. هر سه اين احزاب بر سر سياستهاي مهاجرت و پناهندگي متفق القول بودند که بايد سياست هاي سختگيرانه تري اتخاذ شود. خرت ليرز وزير مهاجرت هلند خود از اعضاي دمکرات مسيحي بود که در حال حاضر بعيد به نظر ميرسد که در ترکيب دولت بعدي نقشي داشته باشد.  در طول اينمدت سياست هاي به مراتب سخت تري مورد بحث، تصويب و به اجرا گذاشته شد. اين سياستها با توجه به بحران اقتصادي در هلند و طرح هاي رياضت کشي اقتصادي دولت هلند تمرکز بيشتري بر روي موضوع پناهندگي و مهاجرت پيدا کرد. محور اقتصادي اين سياستهاي سخت گيرانه پناهندگي صرفه جويي اقتصادي و تلاش براي کاهش فشار بار بحران اقتصادي بوده است.

سياستهاي سخت گيرانه دولت سابق هلند در خصوص پناهجويان و افرادي که اجازه اقامت قانوني در هلند دريافت نميکنند، ديپورت وسيع و گسترده و بي رويه پناهجويان، بازداشت و شرايط بد بازداشتگاهها بارها مورد نقد و انتقاد اتحاديه اروپا ، دادگاه اروپايي حقوق بشر، و دادگاه اروپايي عدالت قرار گرفته و بارها در اين زمينه محکوم شده است.

بحث برانگيزترين قوانيني که هلند در سال گذشته تصويب کرد در خصوص جرم اعلام کردن اقامت غيرقانوني در هلند و تعيين مجازات مالي و زنداني براي افراد غيرقانوني بود. اين قانون از آنجاييکه مغاير قوانين اتحاديه اروپا بود مورد اعتراض اتحاديه اروپا قرار گرفته و اين اتحاديه تهديد کرد که هلند اگر ظرف يک ماه اين قانون را عوض نکند به دليل نقض اصول و قوانين اتحاديه اروپا ملزم به پرداخت جريمه نقدي خواهد شد. دولت هلند در نهايت از تصويب اين قانون صرف نظر کرد.

سياستهاي احزاب پيروز در انتخابات

مستقل از اينکه ترکيب دولت اتي هلند مشخصا مرکب از کدام احزاب باشد يک چيز در خصوص موضوع پناهندگي روشن است و آن اينکه اکثريت احزابي که احتمالا در ترکيب دولت اتي نقش داشته باشند معتقد به اتخاذ سياست هاي سختگيرانه تر در خصوص مهاجرت و پناهندگي در هلند ميباشند. مهمترين نقطه نظرات اين احزاب در خصوص مسئله مهاجرت و پناهندگي بشرح زير ميباشد:

حزب ليبرال VVD

اين حزب که در واقع حزب اصلي برنده انتخابات ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۲ بوده و وظيفه تشکيل دولت بعهده او ميباشد، طرفدار سياستهاي به مراتب سختگيرانه اي در خصوص سياستهاي مهاجرت است. حزب ليبرال معتقد است هلند اگر چه بايد از ورود مهاجرين با تخصص ها و مهارت هاي بالا استقبال کرده اما بايد کنترل بيشتر و دقيقتري بر سياستهاي مهاجرت داشته باشد. اين حزب معتقد است که ورود مهاجرين با تخصص ها و مهارت هاي پايين باعث بروز مشکلات اقتصادي در بازار کار و جرائم کيفري در کشور ميشود.

مهاجرت براساس ازدواج و تشکيل خانواده

در اين خصوص حزب ليبرال معتقد است اگر چه بايد شرايط را براي زندگي مشترک شهروندان هلند با شهروندان غير اروپايي فراهم ساخت اما در عين حال بايد در اين خصوص شرايط و مقررات دقيقي وضع کرد که همسران اينگونه افراد بتوانند مستقيم در جامعه ادغام شوند. به اعتقاد اين حزب، مهاجرت براساس ازداوج در هلند تنها در صورتي ممکن ميباشد که همسران خارجي در خصوص زبان و فرهنگ هلندي آموزشهاي لازم را ديده باشند و قادر به صحبت کردن و خواندن و نوشتن  زبان هلندي باشند. آنها همچنين بايد اثبات کنند که اطلاعات کافي در باره جامعه هلند داشته و ديد مثبتي به اين جامعه دارند.براي افراد زير ۲۴ سال نبايد هيچگونه اجازه اقامتي صادر شود. همچنين همسران هلندي اين دسته از افراد بايد درآمد ثابتي معادل ۱۲۰ درصد حداقل دستمزدهاي رايج در هلند را داشته باشند. با ازدواج هاي جعلي و صوري بايد قاطعانه برخورد قانوني کرد.همچنين اين حزب معتقد است براي ايندسته از افراد بايد بعد از ۱۰ سال، اقامت دائم صادر شود. اين حزب خواهان تغيير قوانين اتحاديه اروپا در خصوص قانون الحاق خانواده ميباشد. و معقتد است که شرايط سني و ميزان درآمد بايد بعنوان فاکتورهاي جديد در قانون الحاق خانواده اتحاديه اروپا اضافه شود.

پناهندگي

در زمينه پناهندگي نيز حزب ليبرال خواهان سياست هاي سختگيرانه تري نسبت به دوره هاي قبلي است. حزب ليبرال معتقد است بايد پروسه هاي رسيدگي به پرونده پناهجويان، با سرعت انجام بگيرد و چنانچه پناهجويي واجد شرايط  پناهندگي و اقامت در هلند نميباشد بايد بلافاصله از کشور اخراج شود. اين حزب معتقد است که هر پناهجو تنها يک بار ميتواند در هلند درخواست پناهندگي کند و چنانچه اين درخواست در دادگاه هلند رد شود پناهجو ديگر نبايد امکان ارائه درخواست جديدتري  پيدا کند. به کساني که بطور غيرقانوني در هلند زندگي کرده اند نبايد مجوز اقامت صادر شود. اجازه اقامت براي پناهجويان بايد در صورتي صادر شود که رفتارها و عملکرد خوبي داشته باشند. پناهجوياني که در هلند مرتکب کارهاي خلاف قانون ميشوند نبايد اجازه اقامت دريافت کنند.

در خصوص پروسه هاي بررسي درخواست پناهندگي پناهجويان اين حزب معتقد است که پناهجويان موظفند اسناد و اطلاعات کامل و دقيقي از هويت و نحوه سفرشان به هلند ارائه دهند. اقامت هاي نوع D که شامل اقامت به دلايل ويژه تعلق گروهي و منطقه اي است بايد کلا برداشته شوند.

اخراج

به عقيده حزب ليبرال، دولت هلند مسئول است که پناهجوياني را که درخواست پناهندگي و اقامت شان رد ميشود به کشور خود بازگرداند. اين حزب معتقد است بايد تمام روزنه ها و منفذهاي ورودي مجدد ايندسته از پناهجويان براي ماندن در هلند را بست. حزب ليبرال به منظور انجام دقيق و کامل دستور اخراج پناهجويان خواهان متوسل شدن به زور براي عملي کردن کامل اخراج هاست. اين حزب همچنين معتقد است که کودکان زير ۱۸ سال نيز در صورتي که بازگرداندن آنها به کشورشان خطري برايشان ايجاد نميکند ميتوان به کشورشان بازگرداند. حزب ليبرال مخالف آزاد کردن پناهجوياني است که بهر دليلي پروسه اخراج آنها ميسر نشده است.

اين حزب معتقد است پناهندگان طي ۳ سال هرگونه اقدام غيرقانوني انجام دهند بايد فورا دستگير و زندان شده و اقامت شان نيز گرفته شود.

 

حزب کارگر PvDA

حزب کارگر دومين حزب برنده انتخابات است. احتمال اين ميرود که حزب کارگر به اتفاق حزب ليبرال کابينه آتي دولت هلند در سال ۲۰۱۲ را تشکيل دهند. حزب کارگر اگر چه سياستهاي معتدل تري نسبت به حزب ليبرال دارد اما کماکان آنا نيز نيز از سياست هاي سختگيرانه در خصوص پناهندگي حمايت ميکند. اين حزب معتقد است که هلند بايد از پناهجوياني که واقعا در کشور خود ترس موجه از تحت تعقيب واقع شدن دارند، حمايت کند. پناهجوياني که اقامت دريافت ميکنند بايد بلافاصله زبان ياد گرفته و مشغول به کار شده و روي پاي خود بايستند. اين حزب معتقد است که نبايد هزينه هاي اضافي خرج دوران پس از پناهندگي اين افراد کرد. اين حزب نيز معتقد است که اگر پناهجويي واجد شرايط پناهندگي در هلند نيست بايد بلافاصله از کشور اخراج و به کشور خود بازگردانده شود. اين حزب مخالف پروسه هاي طولاني براي رسيدگي به درخواست اقامت متقاضيان اقامت در هلند است و معتقد است پروسه رسيدگي به اين درخواست ها بايد به سرعت انجام بگيرد. به اعتقاد اين حزب، هر پناهجو بايد طي مدت يک سال وضعيت اقامتي اش مشخص و روشن شده باشد.

اين حزب معتقد است که خانواده هاي پناهجوياني که داراي کودکان زير ۱۸ سال هستند را نبايد به خيابانها انداخت و تا تعيين قطعي وضعيت اقامتي شان بايد در کمپ هاي پناهندگي و تحت حمايتهاي  دولتي قرار بگيرند. اما در عين حال اگر قرار است بازگردانده شوند خواهان اقدامات جدي و قاطعانه براي بازگرداندن آنهاست.

حزب کارگر معتقد است که کودکان زير ۱۸ سال را نبايد فوري از کشور اخراج کرد. حزب کارگر معتقد است که کودکان نبايد قرباني پروسه هاي کند تصميم گيري اداره مهاجرت شوند. چنانچه پروسه هاي رسيدگي به درخواست اين افراد ۵ سال يا ۸ سال طول بکشد دولت اجازه ندارد اين افراد يا خانواده هاي انان را بازگرداند. حزب کارگر معتقد است که کودکان حقوقي دارند که دولت بايد به آن احترام بگذارد.

در خصوص اخراج نيز حزب کارگر معتقد است بايد پروسه هاي اخراج افرادي که اقامت ندارند را تسريع کرد و مرکز بازگرداندن پناهجويان بايد با سرعت بيشتر به فعاليتهاي خود ادامه دهد. اين حزب معتقد است سياست بازگرداندن در مرحله اول بايد با تشويق و داوطلبانه انجام بگيرد اما چنانچه اين روش، راه به جايي نبرد ميتوان از زور براي بازگرداندن اجباري پناهجويان استفاده کرد. اما در عين حال در هر حالتي بايد سياستهاي انساني را مد نظر داشت.

 

حزب دمکرات مسيحي CDA

اين حزب که در دوران گذاشته جزو احزاب اصلي دولتي بود در انتخابات سپتامبر ۲۰۱۲ شکست سختي خورده و کاهش چشمگيري در ارايشان داشتند. رهبر اين حزب در شب بعد از اعلام نتايج انتخابات اعلام کرد که ما بايد بدنبال اين شکست يک حزب دمکرات مسيحي جديد بسازيم و دوباره بسوي قدر خيز برداريم.

بهر حال اين حزب بعنوان حزبي که در دوران گذشته در کابينه دولت حضور داشته و حتي پست وزارت مهاجرت هلند در اختيار اين حزب بوده،  سياستهاي مشخصي در طول حضورشان در کابينه دولت در خصوص قوانين و مقررات مربوط به مهاجرت و پناهندگي  از خود نشان داده دند. غالب سياستها، تصميمات لوايح  و قوانين و مقرراتي که طي سالهاي گذشته در خصوص مهاجرت و پناهندگي به تصويب يا اجرا گذاشته شده مهر اين حزب را برخود دارد.

با اينحال اين حزب در جريان کمپين انتخاباتي خود در مارس ۲۰۱۲ روي اين نکات محوري در خصوص سياست هاي مهاجرتي انگشت گذاشته است.

حزب دمکرات مسيحي اعلام کرده است بيش از انکه ميزان و تعداد افراد تازه وارد به هلند مطرح باشد موضوع کيفيت اين افراد و اينکه اين افراد چه نقشي در اينده و در جامعه هلند ايفا ميکنند مهم است. اين حزب معتقد است که کليه افرادي که وارد هلند ميشوند بايد ارزش ها و سنت هاي غربي را پذيرفته و مورد احترام قرار دهند. اين حزب معتقد است که ما با يک موج گسترده هجوم مهاجرين به يک کشور کوچک روبروهستيم. براي اين حزب مهاجرين با مهارت ها و تخصص هاي بالا مهم است. اين حزب معتقد است که هلند هنوز نيازمند تصويب قوانين سختگيرانه تري در خصوص الحاق خانواده و ازدواج مهاجرين ميباشد. حزب دمکرات مسيحي معتقد است که سياستهاي اتي مهاجرت هلند بايد حول سه محور زير باشد:

۱- جلوگيري از مهاجرت بي رويه

۲- استقبال از پناهندگان واقعي

۳- دعوت از متخصصان

حزب دمکرات هاي ۶۶D66

حزب دمکراتهاي ۶۶ عليرغم اينکه طي يکسال گذشته رشد چشمگيري در تعداد اعضايش داشته اما در انتخاباتايندوره يک رشد اندکي داشت. حزب دمکرات طرفدار سياستهاي معتل ليبرالي است و در نقطه تعادل احزاب راست و چپ قرار دارد. اين حزب نقطه نظراتشان در خصوص مهاجرت و پناهندگي  را خيلي به تفصيل توضيح نداده اند. اما بطور کلي اين حزب سياستهاي مهاجرتي فعلي را نقد کرده و اعلام کرده اند که بازداشت هاي طولاني و غير ضروري مهاجرين و پناهجويان بايد برداشته شود . همچنين مانند ساير احزاب طرفدار رسيدگي به پروسه هاي اقامت مهاجرين و پناهجويان در کمترين زمان ممکن ميباشد. اين حزب در عين حال معتقد است هلند بايد به  پناهجوياني که در پروسه رسيدگي به درخواست اقامت شان ميباشند اجازه کار تحصيل و فراگيري زبان داد. اين حزب معتقد است به کودکان و خانواده هاي آنان که  بيش از ۸ سال در هلند زندگي کرده اند بايد اقامت داد. پناهجوياني که منتظر تصميم نهايي در مورد درخواست اقامت شان ميباشند را نبايد بيش از ۴ هفته  بازداشت کرد. اين حزب همچنين مخالف بازداشت کودکان پناهجو ميباشد. حزب دمکرات همچنين خواهان همکاري بيشتر هلند با اتحاديه اروپا در خصوص سياتهاي مهاجرت و پناهندگي ميباشد.

نتيجه گيري

در مجوع با نگاه به سياست اين احزب به ويژه حزب ليبرال که حزب اصلي و پيروز در انتخابات ۱۲ سپتامبر هلند است، و نقش کليدي و مهمي در دولت اتي خواهد داشت، ميتوان دريافت که سياست هاي مهاجرتي هلند در پرتو کابينه بعدي نه تنها تعديل نخواهد يافت بلکه به احتمال خيلي زياد سختگيرانه تر خواهد شد. اخراج ها و پروسه هاي سريع رسيدگي و اخراج هاي سريع  الوقوع متقاضايني که درخواست هاي اقامت شان رد شده، مهمترين نقطه اشتراک تمام اين احزاب ميباشد. شعار محوري و مشترک همه اين احزاب اين است: “هلند از ورود پناهندگان واقعي  و مهاجرين با تخصصها و مهارت هاي بالا استقبال کرده و قاطعانه و سرسختانه در مقابل افرادي که درخواست اقامت شان رد شود خواهند ايستاد.”

از دل اين انتخابات و از آراي حاصل شده از صندوق هاي راي،  بهبودي نصيب پناهنده و مهاجر در هلند نخواهد شد. اما سرنوشت سياستها و قوانين پناهندگي را فقط احزاب حاکم رقم نميزنند. هلند سرزميني است با سنت هاي ريشه دار مبارزه براي حق انساني اقامت و پناهندگي. در اين خصوص تاريخچه درخشاني از مقابله توده اي و گسترده جامعه عليه سياستهاي ضد انساني دولت هلند در خصوص پناهندگي اخراج و بازداشت دارد. در همين هلند موضوع مهاجرت و عواقب مبارزات اجتماعي مردم و تشکلهاي پناهندگي بارها پارلمان و کابينه را به بحران کشانده است. وزراي مهاجرت را به استيضاح و استعفا کشانده است. قوانين را برگردانده و يا خنثي کرده است. آنچه شايد بتوان نقطه اميد پناهجويان در هلند باشد همين سنت نهفته جنبش عظيم انساني دفاع از حق پناهنده است.

 

ناله هاي دختر نوجواني که تازه خواندن و نوشتن را ياد گرفته استاستمداد يک دختر نوجوان افغان در هلند

نامه زير متعلق به يک دختر نوجوان ۱۷ ساله افغاني در هلند است. مقدمه ايي براي اين نامه لازم نيست. خود نامه به اندازه کافي صريح و روشن و تيز است. احساس و عواطف هر انساني را تحريک ميکند. از فراز اين نامه ميتوان وارد دنياي جهنمي سياست شد. ميتوان اوضاع وخيم و هولناک افغانستان را ديد. ميتوان سرنوشت کودکان و دختران افغان را ديد. ميتوان سياست هاي پناهندگي در قلب اروپاي متمدن را محک زد. ادامه خواندن ناله هاي دختر نوجواني که تازه خواندن و نوشتن را ياد گرفته استاستمداد يک دختر نوجوان افغان در هلند

الهام گودرزی : اين است کيفر «زن» بودن و «نامسلمانی» در حکومت دکانداران شريعت

erm

شاید در اخباری ناقص و يا در گزارش هايی بازهم ناکامل خوانده باشيد که صرف «زن» بودن و «انتخاب مذهب» در نظام فرهنگ ستيز و ضدبشری ملايان حاکم بر ايران چه کيفرهای مصيبت بار و جگرسوزی را در پی دارد، من خود به مثابه قربانی و سند آشکار اين هر دو «گناه نابخشودنی» در اين نظام اهريمنی هستم. چرا که از روزی که بيادم ميايد، تا روزی که مجبور به ترک درميهنم هرگز و هرگز اين احساس اوليه انسانی را نداشته ام و چه بسا« همیشه بعنوان موجودی کامل» و «شهروندی درجه دوم   بحساب آمده ام.

 

زيرا در کشوری که در قوانين برگرفته از «آيين اسلام» آن، «دیهء» یک زن و آنهم تازه «زنی مسلمان»تنها به ارزش «ديهء» بيضه چپ يک مرد باشد، در جامعه ای که در بيدادگاه های آن، «شهادت» چهار زن باز هم البته «مسلمان»، بی ارزش تر از شهادت يک مرد باشد، ولو که آن چهار زن دارای تحصيلات عاليه بوده و مرد کاملآ هم بی سواد باشد، در آموزه های مسلط مذهبی آن، زن موجودی روان پريش در ديوانگان بشمار آيد، در کشوری که زن حتا با پذيرش «حجاب اجباری» هم همچنان حق انتخاب رنگ آن حجاب لعنتی خود را هم نداشته باشد، در ناکجاآبادی که سهم زن از ماترک بجای مانده از پدر و مادر مردهء خود نصف برادران خويش باشد، در جهنمی که زن حتا در صورت داشتن سه همسر عقدی و ده ها زن صيغه ای به اصطلاح «شوی» خود نيز از حق طلاق برخوردار نباشد، در دوزخی که «موی زن» از همان روزگار معصوميت کودکی تا لحظهء مرگ و حتا پس از مردن نيز در آرزوی ديدن روی خورشيد باشد، در جهنم آبادی که روحانيت آن حتا «زن قربانی تجاوز» و نابود شده را هم به سنگسار محکوم ساخته … و صد ها تبعيض توهين آميز و کشنده دیگری از اين دست را در مورد او اعمال کنند، آنهم بنام خدا و قرآن و پيامبر و سنت و آموزه های اوليا و اوصيای الهی، چگونه ميتوان زن بود و حتا از بدنيا آمدن خويش نيز گريبان چاک نکرد و شب و روز بر سرنوشت شوم خود نگريست! چه رسد به اين که «احساس انسان بودن» هم داشتن به شکل «دختر» بدنيا آمده و نامم «زن ايرانی» است.

 

آری، قصهء پر غصه سينه سوز من که ناخواسته در آن جهنم سوزان باز هم ناخواسته، زنی که ميوهء ازدواج مردی مسلمان و مادری یهودی اما به اجبار مسلمان گشته هم هست دختری که در ابتدا نمی داند اسلام و مسلمانی چيست و يهودی بودن به چه معناست. آنگاه هم که پس از پژوهش های زياد در می يابد که دستکم در آموزه های آيين يهود، «زن»، ديگر موجودی پست تر از حيوانات بی شعور پنداشته نمی شود، به آيين مادری خويش می گرود، تازه در می يابد و اين که حتا امکان فرار روحی و مجازی هم از آن جهنم برايش مهيا نيست. چرا که  به سبب همين انتخاب مذهب، نه تنها رسوای خاص و عام گشته و از همه جا طرد ميگردد، بلکه «مرتد» هم خوانده شده و حکم اعدام در انتظارش ميباشد.

 

چرا باید درکشوری به پهنای ایران زندگی کنم که  من بعوان یک زن نصف یک مرد محسوب شوم؟ من این تقسیمات جنسیتی و تبعیض آمیز را نمی خواهم. در ایران قوانین آپارتاید جنسی با توسل به زور برقرار است. من نخواستم از این قوانین عصر بربریت تبعیت کنم و هیچگاه نمی خواهم از آن تبعیت کنم. نخواستم  برده جنسی بمانم. می خواهم آزاد و برابر زندگی کنم این زندگی شایسته انسان نیست که حکومت اسلامی به زندگی بیش از 70 میلیون نفر در ایران تحمیل کرده است.من هم انسانم و می خواهم مثل انسان زندگی کنم. حکومت اسلامی در ایران به همه چیز من و امسال من از پوشیدن کفش و جوراب و مانتو، تا نوع آرایش و روسری و نوع لباس پوشیدن و انگشتر و همه مسایل خصوصی زنان دخالت پلیسی می کند و بخاطر عدم رعایت شئونات اسلامی برای مردم حکم شلاق و جریمه و زندان صادر می کند و برای اینکه یک سال بیشتر به حاکمیت جنایت کارانه اش ادامه دهد به هر جنایتی دست می زند.

زنده باد مبارزه آزادی خواهانه مردم ایران برای سرنگونی رژیم اسلامی.
******