همبستگي: در شماره ۵۸ نشريه همبستگي دو سئوال به منظور آشنا کردن متقاضيان پناهندگي به اساسي ترين مسايل پيش روي آنها از عبدالله اسدي پرسيده شد. در اين شماره نيز دو سئوال ديگر از اساسي ترين سئوالات را از ايشان مطرح مي کنيم تا بتوانيم بد ين ترتيب به دانش متقاضيان پناهندگي کمک بيشتري بکنيم. سئوالات قبلي در داخل و خارج از ايران مورد استقبال وسيع متقاضيان پناهندگي و خوانندگان نشريه همبستگي قرار گرفت. تلاش نشريه همبستگي اين است که طرح اين سوالات در شماره هاي بعدي نيز ادامه يابد. سئوال اول، در روز اول معرفي معمولا يک سري سوالات که بيشتر جنبه خصوصي و خانوادگي دارد از متقاضي پرسيده ميشود براي مثال مي پرسند دوران تحصيلات خود را در چه مدارسي به پايان رسانده ايد؟ اسم و محل مدارسي که در آنها تحصيل کرده ايد را نام ببريد و غيره. از نظر شما، متقاضيان پناهندگي بايد چگونه به اين سوالات بطور عمومي پاسخ بدهند؟
عبدالله اسدي: در واقع اينها هم بخش هايي از سئوالاتي است که معمولا ادارات مربوط به امور پناهندگان روزهاي اول براي ثبت نام کامل متقاضيان مي پرسند. خوب است که چنانچه متقاضياني که همسر و فرزندان خود را به همراه ندارند در مصاحبه خود با مقامات امور پناهندگي به موقعيت آنها در حال حاضر نيز اشاره کنند، مثلا نام همسر شما چيست؟ شغل و نحوه امرار معاش ايشان و تعداد فرزندان؟ آيا در حال حاضر موقعيت همسرت هم در خطر است؟ آخرين تماس شما با وي از چه زماني بوده و اکنون در کجا و در چه شرايطي بسر مي برد و … لازم است يکايک آنها را براي وکيل خود و مقامات امور پناهندگي توضيح دهند. در همين جا لازم است اشاره کنم که تجربه فعاليت ما با متقاضيان پناهندگي نشان مي دهد که برخي از آنها بنا به دلايل و ملاحظاتي که براي خود درنظر گرفته اند مدارک هويتي خود را دستکاري مي کنند و يا از ارائه آن به مقامات مسئول خودداري مي کنند. توصيه فدراسيون به همه متقاضيان اين است که از پرداختن به اين کار خودداري نمايند.
همبستگي: چرا؟
عبدالله اسدي: براي اينکه اولا بدون در اختيار گذاشتن مدارک هويت حتي اگر دلايل پناهندگي فرد بسيار هم قوي باشد ولي بدليل عدم شناخت در اکثر موارد به اين دسته از پناهجويان پاسخ منفي مي دهند. دوما بدون داشتن چنين مدارکي در بسياري از موارد از برخي خدمات مثل دريافت اجازه کار و ثبت ازدواج محروم مي شوند. لازم است به اين نکته هم اشاره کنم که کساني که با ويزاي توريستي و يا دعوتنامه بستگان خود به همان کشور صادرکننده ويزا سفر مي کنند، هنگام تقاضاي پناهندگي از ارائه پاسپورت خود به مقامات اداري خودداري مي کنند. اين هم براي اين دسته از متقاضيان پناهندگي بار منفي دارد چون مقامات امور پناهندگي مي فهمند که شخص متقاضي مثلا با ويزاي نروژ آمده است و ويزاي وي از همان تاريخ صدور در سفارت نروژ و در سيستم اداري آن کشور بايگاني مي شود و هنگام معرفي، مشخصات شخصي متقاضي ديده مي شود و اين عمل باعث مي شود نسبت به دلايل پناهندگي شخص متقاضي سلب اعتماد نمايند.
همبستگي: چه مسايلي را نبايد مطرح کرد؟
عبدالله اسدي: شخص متقاضي پناهندگي لازم است با دقت هر بلايى که بر سر خود و خانواده و بستگانش در رابطه با فعاليت سياسى و يا اتفاقات ديگري از اين دست آمده از جمله تعقيب، بازداشت، صدور احکام، زندان، شلاق، شکنجه، تفتيش و خانه گردي، مصادره اموال و مانند آنها را توضيح دهد. منظور من مسايل به هم پيوسته اي است که عموما زندگي در کشور را براي شخص متقاضي غيرقابل تحمل کرده است و ناچار به ترک کشور و تقاضاي پناهندگي در خارج از کشور مي کند.
همبستگي: از پناهجويان مي پرسند آيا جدا از فعاليت روتين سياسى به دلايل ديگرى همچون باور مذهبى، نژاد، جنسيت و غير تحت تعقيب و آزار قرار گرفته ايد؟
عبدالله اسدي: در پاسخ به اين سئوالات و در صورت پيش آمدن چنين اتفاقاتي، بايد شخص متقاضي بتواند تاريخ و زمان هر کدام از اتفاقات پيش آمده را با دقت بيان کند.اگر قرار باشد براي اثبات گفته هاي خود مدارکي را در اختيار مقامات امور پناهندگي قرار دهد بايد دقت کند که اين مدارک از سوي چه مراجعي و در چه زماني صادر شده است و چقدر به دلايل درخواست شخص متقاضي ربط پيدا مي کند؟ شخص متقاضي بايد توجه داشته باشد که کارمندان و مسئولين امور پناهندگي آشنائي نسبتا زيادي با مراجع قضائي و امنيتي در ايران دارند و خيلي راحت مي توانند ربط و بي ربطي وظايف هرکدام از آن نيروها را با مشکلي که متقاضيان پناهندگي مطرح مي کنند تشخيص دهند و برمبناي آن کليه داستان و دلايل پناهندگي شان را بي اعتبار اعلام کنند. متقاضياني که ادعا مي کنند بدلايل روي برگرداندن از مذهب اسلام و گرويدن به مذاهب ديگر براي مثال مسيحيت، بهائيت، زرتشت و يا هر مذهب ديگري اول، بايد در اين زمينه داراي اطلاعات نسبتا کامل و جامعي باشند دوما، بايد بتوانند خيلي ساده توضيح دهند که چگونه مورد شناسايي دستگاههاي قضائي و مامورين امنيتي قرار گرفته اند؟ در کدام کليسا؟ در چه تاريخي؟ چند نفر در اين رابطه دستگير شدند؟ در چه ساعتي؟ از بقيه دستگير شدگان خبر دارند و چه برسرشان آمده است و غيره …؟ اگر شما بجرم ترک دين بازداشت شديد بايد توضيح دهيد که چگونه و از چه طريقي مامورين دولتي فهميدند که شما دين اسلام را ترک کرده ايد؟ در کدام شهر، کدام منطقه، اگر دستگير شديد ترا به کجا بردند؟
اجازه بدهيد براي روشنتر شدن اين موضوع يک مثال بزنم، شخص متقاضي پناهندگي نمي تواند ادعا کند که بجرم فعاليت سياسي در ايران تحت پيگرد قانوني بوده ولي احضاريه اي که در اختيار مقامات مسئول امور پناهندگي قرار داده است مربوط به دادگستري است در حالي که موضوع فعاليت سياسي در جمهوري اسلامي به دادسراي انقلاب ربط پيدا مي کند نه دادگستري. اميدوارم توضيح اين نکته براي متقاضيان پناهندگي روشن باشد.
متقاضيان پناهندگي بايد روي دلايل پناهندگي خود کار کنند تا از اينکه دردوره هاى متفاوت چگونه تحت تعقيب، آزار و شکنجه قرار گرفته اند تصوير روشنتري به مقامات پناهندگي بدهند و گفته هاي خود را با دقت و بدون تناقض به هم ربط دهند. متقاضيان پناهندگي بايد حواسشان باشد که در مقابل پرسشهاي پليس و کارمندان دولت داستان سراي نکنند. آز آنجايي که گفته هاي شما بعنوان متقاضي پناهندگي ثبت مي شود و به پرونده چند صفحه اي تبديل ميشود سعي کنيد به پرسشهاي آنها پاسخ گويا و کوتاه بدهيد تا هنگام بررسي پرونده ها سر و ته گفته هاي شما قابل فهم باشد. از آنجايي که بسياري از متقاضيان پناهندگي از طريق مترجم داستان زندگي خود را براي مقامات مسئول توضيح مي دهند بايد سعي کنند مستقل از اينکه مصاحبه کننده به چه ترتيبي سئوالات خود را مطرح مي کند، پاسخهاي خود را با ميزان توانائي مترجم براي ترجمه گفته هاي خود هماهنگي لازم ايجاد کند تا بتواند با دقت حرفهاي شما را ترجمه کند. در بسياري از اوقات مترجم و متقاضي با هم هماهنگي لازم را پيدا نميکنند. اين ايراد تنها از سر ناآشنائي متقاضيان پناهندگي و عدم توجه آنها به بار حقوقي موضوع مورد بحث صورت نمي گيرد؛ در موارد زيادي عدم توانائي مترجم در ترجمه بعضي از موضوعات باعث مي شود که کارمندان دولت و کميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل جلسه را در نيمه قطع کنند. در موارد زيادي متقاضيان پناهندگي هم در مصاحبه با ادارات دولتي داستان سرايي مي کنند و هم داستان زندگي خود را بسيار پراکنده و بي ربط به هم توضيح مي دهند به همين دليل اکثرا اين نوع پرونده ها از مراجع مختلف پناهندگي نتيجه منفي مي گيرند.