همه‌ی نوشته‌های gholam@A

گفتگوی نشریه همبستگی با عبدالله اسدی دبیر فدراسیون پناهندگان ایرانی

abe-asadi

نشریه شماره ۵۹

همبستگی: به نظر می رسد فدراسیون در چند ماه اخیر اساسا وارد فاز دیگری از فعالیت در دفاع از حقوق پناهندگان  شده است. از این نظر لازم دانستیم به این ترتیب سئوالی را با عبدالله اسدی مطرح کنیم. سئوال این است آگر بخواهید در چند مورد خیلی کوتاه برای خوانندگان نشریه همبستگی توضیح دهید که در حال حاضر فدراسیون  با چه شرایطی و با چه حجم و میزانی از  متقاضیان پناهندگی مواجه است آن را چگونه توضیح می دهید؟

عبدالله اسدی: من هم سعی میکنم اگر چه خیلی مشکل است، کوتاه به سئوال شما پاسخ دهم ولی بهرحال خیلی سر راست به چند نکته می پردازم:

۱- بطور متوسط، روزانه ۶ نفر از ایران از طریق تلفن به فدراسیون مراجعه می کنند. این شش نفر همه میخواهند برای خروج از ایران و شرایط پناهندگی اطلاعات بگیرند. اگر بخواهید با هر نفر فقط نیم ساعت صحبت کنید باید روزانه ۳ ساعت از طریق تلفن فقط با ایران صحبت کنید. دست کم بین ۳ تا ۵ تقاضای کمک هم از طریق ایمیل در طول روز دریافت میکنیم. پاسخ به هر کدام از اینها نیز دست کم یک ساعت بطول می انجامد.

۲- از ترکیه نیز بطور متوسط  هر روز۴ تا ۵ تماس تلفنی برای مشاوره و درخواست تاییدیه داریم. هر تلفن دست کم  نیم ساعت مشاوره میخواهد و آماده کردن هر تایدیه در مجموع تا زمان ترجمه و آماده شدن، ۴ تا ۵ ساعت و شاید بیشتر به طول می انجامد.

۳- در سوئد هفته ای دو روز، هر روز ۴ ساعت را به مشاوره و راهنمائی حضوری اختصاص داده ایم که بطور متوسط هر روز ۳ تا ۵ مورد مشاوره حضوری و بیش از ۱۵ مراجعه تلفنی و یک تا دو درخواست تأئیدیه دریافت می شود. مشاوره های حضوری هر کدام دست کم، یک ساعت وقت میگیرند. علاوه بر اینها در سوئد هر هفته یک پناهجو به قصد اخراج بازداشت میشود و از فدراسیون برای جلوگیری از اخراجشان تقاضای کمک میکنند. این موضوع وقت و انرژی زیادی از مسئولین فدراسیون  میگیرد.

۴ – در مجموع از دیگر کشورهای جهان روزانه بین  ۱۰  تا ۱۵ نفر برای گرفتن راهنمائی و دخالت در پرونده های خود زنگ میزنند. مطمئن هستم که هر کدام از مسئولین کشوری و محلی فدراسیون نیز در سطح کمتری ولی به همین شکل درگیر هستند. درست است که فدراسیون امکان پاسخ به موقع به همه مراجعین را ندارد ولی واقعیت این است که فدراسیون در تغییر زندگی پناهجویان ایرانی تا این لحظه منشا اثر بوده است. این حرف را تنها من نمی زنم  این حرف مراجعه کنندگان و کسانی است که فعالیتهای فدراسیون را تعقیب میکنند.حرف کسانی است که از این طریق، خودشان و یا بستگانشان اقامت گرفته اند. وقتی که همه این کارها را در کنار هم قرار می دهیم متوجه می شویم که اینها باید کار یک اداره باشد که ۱۰- ۱۵  نفر کارمند تمام وقت و حقوق بگیر دارد و وظیفه اصلی شان هم پاسخ به مشکلاتی است که در بالا به آن اشاره شد. سازماندهی تظاهرات و شرکت در جلسات و اداره سایت و صدور اطلاعیه و انتشار نشریه همبستگی و حجم زیادی از مصاحبه و گفتگوی رادیویی و بسیاری از مسایل دیگر از وظایف روزمره و روتین کار فدراسیون به شمار می روند. در همینجا لازم است اشاره کنم که با وجود تمام کمبودهایی که در کار فدراسیون وجود دارد هر هفته به طور متوسط  شاهد پذیرش  ۳ تا ۴ نفر هستیم که خودشان اقرار می کنند بدون کمک و دخالت مستقیم فدراسیون امکان اخذ اقامت برای آنها غیر ممکن می بود.

 

 

نامه به دادگاه عالی سوئد در مورد خانواده عزیزی و ترجمه سوئدی آن

nahid-azizi 436 x 327

خانواده عزیزی ۵ ژوئیه سال ۲۰۱۰ به سوئد آمده و درخواست پناهندگی کردند. این خانواده شامل: اردشیر عزیزی، بیژن عزیزی و نهیه عزیزی است.

در رابطه با تظاهراتهای انتخابات ریاست جمهوری در سال ۲۰۰۹ در ایران، فعالیت اردشیر و بیژن بر علیه رژیم آشکار شد و یک طرح دعوی علیه اردشیر در دادگاه صادر گردید. و این خانواده که همچنین جز اقلیت مذهبی یارسانی هستند مجبور به فرار از ایران شدند. مدارک این پرونده به اداره مهاجرت تحویل داده شده است ولی با این حال اداره مذبور به درخواست پناهندگی این خانواده پاسخ منفی داد.

پلیس طی نامه ای از این خانواده خواسته است که برای روشن شدن بعضی مسائل به اداره پلیس مراجعه کنند. ۱۸ سپتامبر ۲۰۱۲ خانواده عزیزی به اداره پلیس مراجعه نمودند و در آنجا توسط پلیس دستگیر و به بازداشتگاه شهر فلن منتقل شدند. سوم اکتبر پلیس خانواده عزیزی را برای دیپورت به ایران به فرودگاه برد اما خانواده مذکور از سوار شدن به هواپیما خودداری کردند. پلیس  سوئد  برای بردن آنها به درون هواپیما متوسل به خشونت شد که منجر به پاره شدن لباس و همچنین مجروح شدن این خانواده گردید بطوری که به مدت ۱۰ روز خانواده عزیزی حتی توانایی حرف زدن نیز نداشتند. اکنون این خانواده در زندان بسر میبرند و منتظر سرنوشت خود هستند.

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی  از دادگاه عالی سوئد درخواست لغو حکم اخراج خانواده عزیزی و بررسی مجدد پرونده آنها را مینماید.

عبدالله اسدی

دبیر فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

/////////////////////////////////////////////

 

Familjen Azizi kom till Sverige den 5 juli 2010 och ansökte om asyl. Familjen består av:

Ardeshir Azizi, son till Nahieh, född 1987-03-22,

Bijan Azizi, son till Nahieh, född 1990-04-22,

Nahieh Azizi, mor till Ardeshir och Bijan, född 1963-07-24,

I samband med massprotesterna mot presidentvalet 2009 i Iran blev Ardeshirs och Bijans verksamheter mot regimen kända för säkerhetsstyrkor och en stämning mot Ardeshir utfärdades. Familjen som dessutom hör till minoritetsreligionen Yarsani fick därför fly från Iran. Bevis om ärendet har lämnats in till Migrationsverket men verket gav avslag på familjens asylansökan.

 

Genom ett brev begärde polisen att familjen skulle infinna sig hos polisen för att klargöra en del saker. Den 18 september 2012 då familjen presenterade sig till polisen greps dem och flyttades till förvaret i Flen. Den 3 oktober tog polisen familjen till flygplatsen för att deportera dem till Iran. Men familjen vägrade att stiga på planet. Då försökte polisen med våld få dem in på planet till följd av vilket deras kläder slets sönder och de fick kroppsskador. De drabbades så hårt av fysiskt och psykiskt våld att de inte ens kunde tala i drygt 10 dagar. Nu sitter familjen i fängelse i väntan på sitt öde.

 

Iranska flyktingarnas riksförbund i Sverige vill härmed be Högsta domstolen att stoppa beslutet om utvisning av familjen Azizi och ompröva ärendet.

 

Högaktningsfullt

 

Abdollah Asadi

Ordförande för Iranska flyktingarnas riksförbund i Sverige

 

 

 

 

 

 

 

 

آزاده بادله: حجاب اجباری

azade badele 259 x 268

حجاب اجباری و سعی و تلاش جمهوری اسلامی  برای تسلیم مردم ایران بخصوص زنان قدمتی ۳۳ ساله ای دارد که با عمر جمهوری اسلامی برابری میکند .

جمهوری اسلامی با اشکال و اسامی مختلفی چون گشت ثارالله ، حزب الله، گشت ارشاد و غیره به خیابانها، مکانهای اجتماعی و فرهنگی آمد تا قوانین ضد بشری و ضد زن بودن که در قرآن و قوانین اسلام آمده را به زور و با سرکوب و تهدید به زنان ایران بقبولاند و آنها را تسلیم قوانین خودش کند. ولی همیشه نتیجه برعکس را داده چونکه مردم ایران بویژه  زنان از همان بدو انقلاب با اسلامی کردن جامعه  و  برقراری قوانین ضد انسانی و قرون وسطاِیی  و با توسل به زور و سرکوب مخالف بودند و در مقابل آن در سال ۵۸ دست به تظاهرات زدند و با شعار ما انقلاب نکردیم تا به عقب برگردیم به خیابان آمدند.

مردم ایران انقلاب کردند تا از اختناق سیاسی و سیاه آریامهری نجات پیدا کنند. اما فاشیسم اسلامی  دست به سرکوب انقلاب زد  تا بتواند قوانین بربریت و آپارتاد جنسی خود را در ایران پیاده کند و یک  دیکتاتوری تمام عیار را برقرار کند و رنگ سیاه اسلامی را به جامعه ایران بزند.

در شرایط جدبد و تجدید تحریمهای اقتصادی و فشارهای بین المللی به جمهوری اسلامی، مشکلات اقتصادی و گران شدن بیش از حد اجناس و غیره همه و همه مردم ایران را در یک آزمون تاریخی و سرنوشت ساز قرار داده است.در عین حال اعمال فشار به زنان و رواج دادن طرح عفاف نسبت به سالهای گذشته بسیار بیشتر شده و به شیوه ای برای  سرکوب اعتراضات مردم  تبدیل  شده است. بدحجابی برای جمهوری اسلامی نه تنها یک مقابله روزمره برای زنان میباشد بلکه به یک رکن اصلی و تعیین کننده برای به لجن کشیدن قوانین ضد زن جمهوری اسلامی تبدیل شده است.در همین رابطه حتی کار بجای رسیده که وارد کنندگان و تولیدکنندگان لباس نیز یکی پس از دیگری از سوی مامورین امنیتی جمهوری اسلامی مورد شناسایی و پیگرد قانونی  قرار می گیرند.

در مراکز فرهنگی مثل مدارس، دانشگاهها و ادارات نیز مردم را موظف می کنند از قوانین ارتجاعی  پوشش اسلامی پیروی کنند. مدیر کل منابع نساجی وزارت صنعت از دانش فنی تولید پارچه و چادر مشکی در کشور خبر داد که از آن  بعنوان صنعت و یک موضوع مهم فرهنگی نیز در کشور مطرح شود. جدیدا معاون آموزش پرورش زنجان منصور مدانلو از اجباری بودن پوشش چادر در دبیرستانهای استان زنجان خبر داد ولی زنان ایران ۳ دهه علیه حجاب اجباری و قوانین زن ستیز جمهوری اسلامی مبارزه کردند و خواهان جامعه ای آزاد و لغو هر گونه ظلم و ستم به زنان هستند.

این مهمترین و بغرنج ترین مسئله  برای جمهوری اسلامی است  که قوانین ظالمانه اسلامی و زن ستیز را نشانه گرفته است.  زنان تن به این فشارها و سرکوبها نمی دهند و به بهترین نحوی در تلاش و مبارزه برای ایجاد بهبود در زندگی خود هستند. بعد از ۳۳ سال جمهوری اسلامی نتوانست در مقابل زنان ایران قد علم کند و آنها را تسلیم قوانین قرون وسطائیش کند. آینده ایران از آن ماست و میرویم تا با اتحاد و نیروی خود میخ خودمان را به تابوت جمهوری اسلامی بزنیم

نابود باد قوانین ضد زن و قرون وسطایی جمهوری اسلامی

 

 

سارا ایرانی: مجازات اعدام نه

Sara_Irani

وقتی از اعدام صحبت می شود شاید بعضی افراد از این کلمه به سادگی عبور کنند اما عده ای از انسانها نیز هستند که به عمق این فاجعه انسانی فرو می روند و از این کلمه بزرگ و تکان دهنده به سادگی عبور نکرده و خود را موظف می دانند که به مبارزه علیه این فاجعه که هنوز در قرن ۲۱ در کشورهای عقب مانده و مذهبی رواج دارد بپردازند.

در ایران تحت حاکمیت کثیف و ارتجاعی جمهوری  اسلامی همیشه مجازات اعدام به عنوان یک حربه ترسناک برای ایجاد رعب و وحشت و ترساندن مردم در بالاترین سطح اد امه داشته است.گاهی اوقات وقتی از حربه اعدام به عنوان یک فاجعه انسانی و یک زخم عمیق بر پیکر جامعه صحبت می شود و از ضرورت حذف این پدیده حرف می زنیم بعضی ها آنقدر تحت تاثیر بمباران تبلیغاتی این حکومت قرار میگیرند، متاسفانه لغو چنین قوانینی برایشان برایشان قابل درک نیست.

این عقب ماندگی و توحش نشان می دهد که درچنین جامعه ای باید روی این فرهنگ و تفکر کار زیادی انجام بگیرد. تفکری که هنوز فکر می کند اعدام  راه حل دوری جستن از دزدی و آدمکشی و قتل و جنایت و قاچاق مواد مخدر است نشان بیماری جامعه است و بخواهید ونخواهید دولت با قوانین الهی و ارتجاعی اش وبا  استفاده از مساجد و نماز جمعه و کاروان پشت سر خر دجال و ظهور امام زمان و از این قبیل تبلیغات بخشی از فرهنگ جامعه را می سازد و جمهوری اسلامی ۳۴ سال است مشغول ساختن داستان خر دجال و ظهور امام زمان بوده است.

خواستم با این مقدمه به مبحث بزرگ حذف اعدام در فرانسه بپردازم در فرانسه ای که بدترین نوع اعدام وجود داشت. در ان زمان اعدام در فرانسه توسط گیوتین صورت می گرفت (تیغه ای که با طنابی به بالا می رفت و بر گردن فرد انداخته می شد و سر شخص را از تن جدا می کرد). اما در زمان کاندیدایی میتران در سال ۱۹۸۱ موضوع لغو مجازات اعدام به بحث گداشته شد که ۷۰% ازمردم  فرانسه مخالفت کردند چون اول آنها می ترسیدند کشورشان را جرم و جنایت فرا بگیرد و تنها ۳۰% ازمردم فرانسه موافق لغو اعدام بودند. اما پس از انتخابات ، این بار مجازات اعدام از قانون فرانسه به طور کلی حذف گردید و بعد از آن نیز طی قوانینی که در کشور فرانسه به تصویب رسید جرم و جنایت حدود ۶۰% در فرانسه کاهش پیدا کرد.

قصد پرداختن من به این مطلب کوتاه ولی مهم این بود که از همه عالم و آدم بخواهم که در همه جای جهان بحث درمورد منع مجازات اعدام را در ستور کار خود بگذارند و از جامعه جهانی بخواهیم مجازات مرگ را از دستور جامعه بشری خارج کنند. هیچ قدرتی، هیچ دولتی و هیچ مرجعی نباید به خودش اجازه دهد جان انسانی را ولو به هر دلیلی هم بوده  بگیرند.

******

 

گزارش حضور هیات نمایندگی فدراسیون پناهندگان آلمان در پارلمان استان بایرن

حسن حسین زاده و شهناز مرتب در پارلمان بایرن دست بالا داشتند!
روزپنجشنبه ۲۸ سپتامبر پارلمان استان بایرن با ارسال نامه ای از حسن حسین زاده سخنگوی پناهجویان متحصن ایرانی در ورتسبورگ دعوت کرد که در جلسه بررسی پتیشن خواستهای پناهجویان، در نشست “کمیسیون ویژه ” به این مساله در پارلمان استان بایرن در مونیخ شرکت نماید. بعد ازدریافت این دعوتنامه، هیات نمایندگی فدراسیون با حضور شهناز مرتب دبیر و حسن حسین زاده سخنگوی فدراسیون راهی مونیخ برای شرکت در جلسه شدند.
جلسه کمسیون ویژه رسیدگی به خواستها و پتیشن پناهجویان ایرانی در ورتسبورگ ساعت یازده صبح شروع و تا ساعت یک و نیم ادامه یافت.در این کمیسیون بیش از ۴۰ نفر از نمایندگان احزاب در پارلمان استان بایرن شرکت داشتند. ریاست این کمیسیون با نماینده حزب سوسیال مسیحی که به همراه حزب دموکرات مسیحی دولت را در دست دارند، بود.

در ابتدای این جلسه رئیس کمیسیون رسید درخواست در دستور قرار گرفتن رسیدگی به خواستهای پناهجویان را به اطلاع حاضرین در جلسه رساند. وی در صحبت های خود با استناد به پتیشن پناهجویان، خواستها و وضعیت عمومی پناهندگان را به نشست کمیسیون گزارش داد. پس از صحبت رئیس کمیسیون، جلسه رسمی بحث و اظهارنظر نمایندگان حاضر پیرامون خواستهای پناهجویان شروع شد.
اولین سخنران خانم سیمون توله نماینده حزب سبزها در پارلمان بود. وی ابتدا گزارش مفصلی از وضعیت ایران، سرکوب، اعدام، سنگسار و دستگیریهای گسترده داد و تاکید کرد که ۱۰ پناهجوی ایرانی از کشوری می آیند که در آن سرکوب، دستگیری و زندان یک ابزار حکومت است. وی سپس وارد گزارش کیسهای ۱۰ پناهجوی ایرانی در ورتسبورگ شد و با تشریح آخرین وضعیت پرونده آنها، از پارلمان درخواست کرد که با درنظر داشت وضعیت نقض گسترده حقوق بشر در ایران توسط جمهوری اسلامی به خواستهای پناهجویان ایرانی رسیدگی کند. خانم سیمون توله در صحبتهای خود به وضعیت بد پناهندگی دراستان بایرن، هایمهای پناهندگی، بلاتکلیفی و انتظار طولانی پرداخت و تاکید کرد که وقت آن رسیده که دولت و دست اندرکاران امور پناهندگی این موضوع را در دستور خود گذاشته و برای ایجاد تغییرات در قوانین و شرایط پناهندگی، اقدام نمایند. او از کمیسیون و نمایندگان حاضر درخواست کرد که به پتیشن و خواستهای پناهجویان رای مثبت بدهند.

سپس نمایندگان حزب سوسیال مسیحی و حزب دموکرات مسیحی به اظهار نظر پیرامون این موضوع پرداختند. سخنرانان این دو حزب ضمن توجیه و شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت فعلی و سیاستهای ضد پناهندگی دولت محلی، به ابراز مخالفت با مواردی از ۱۰ خواست پناهجویان پرداختند. بطورمشخص خواست لغو ممنوعیت تردد در محدوده و جیره خشک و پروسه رسیدگی به پرونده ها، از مواردی بودند که سخنرانان این دو حزب به مخالفت با آن پرداختند. در ادامه نشست کمیسیون، نمایندگان حزب سوسیال دموکرات و سبزها که از آغاز حرکت اعتراضی پناهجویان در ورتسبورگ از این اعتراضات حمایت کرده بودند، درموافقت با ۱۰ خواست پناهجویان، هرکدام از زوایایی به بحث و بررسی این موضوع و خواستهای پناهجویان پردختند و بطورمشخص خواهان برچیدن هایمهای پناهندگی و ایجاد بهبودهای جدی در امر رسیدگی به وضعیت پناهجویان شدند. بعد از آن نمایند گان احزاب حاضر در کمیسیون، اکثرا در تائید سخنان خانم سیمونه توله و سخنان نمایندگان احزاب سوسیال دموکرات و سبزها، در دفاع از اکثر خواستهای پناهجویان سخنرانی کرده و بر ضرورت رسیدگی به این موضوع تاکید کردند. فضا و جو جلسه در دست موافقان پتیشن و ۱۰ خواست پناهجویان بود.

در بخش آخر این نشست نوبت به حسن حسین زاده سخنگوی پناهجویان ایرانی متحصن در ورتسبورگ رسید. وی در صحبتهای خود ضمن تشریح مبارزات و وضعیت پناهجویان، بطور ویژه به مخالفت های نمایندگان احزاب حاکم در بایرن که در کمیسیون در مخالفت با ۱۰ خواست صحبت کرده بودند، پرداخته و به مخالفتهای اینها مورد به مورد پاسخ داد. وی درمورد جیره غذایی، وضعیت غیر انسانی حاکم بر کمپهای پناهندگی، بلاتکلیفی و مدت زمان طولانی رسیدگی به تقاضاهای پناهندگان صحبت کرد و خواستار پاسخ فوری دولت و پارلمان شد. صحبت حسن حسین زاده با استقبال گرم حاضرین در کمیسیون روبرو گردید.

بعد از دوساعت بحث و اظهار نظرموافقان و مخالفان رسیدگی به ۱۰ خواست پناهجویان، موافقان در جلسه دست بالا پیداکردند. سپس کمیسیون وارد رای گیری در مورد این موضوع شد.
اکثریت نمایندگان حاضر در نشست این کمیسیون تصمیم گرفتند که رسیدگی به خواستهای پناهجویان نه فقط در پارلمان استان بایرن، بلکه به همراه پروتکل این نشست برای بررسی و تصویب نهایی باید به پارلمان آلمان ارجاع داده شود.بعد از این تصمیم، کمیسیون رسما پایان جلسه را اعلام کرد و در پایان اعلام شد که درهفته های آینده درمورد این موضوع و چگونگی پیشبرد رسیدگی به خواستهای پناهجویان نشستهای دیگری برگزار خواهد شد.

حضورهیات نمایندگی فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در پارلمان استان بایرن، موافقت اکثریت اعضای این کمیسیون در رسیدگی فوری به خواستهای پناهجویان، موضوع طرح این خواستها در پارلمان آلمان و پیگیری رسیدگی به این خواستها، یک موفقیت برای پناهجویان است که حاصل اعتراضات و مبارزات پناهحویان و بویژه اعتراضات در ورتسبورگ می باشد. مبارزاتی که از ورتسبورگ آغاز شده و گام به گام، چه در عرصه حضور دراعتراضات خیابانی و تظاهراتهای بزرگ و چه در سطح قانونی و درگیر شدن با دولت و مقامات، نوید موفقیت های بیشتر و گسترش اعتراضات پناهجویان برای تحمیل خواستها و مطالبات جنبش پناهندگی تبدیل بشود. حمایت بی دریغ مردم ورتسبورگ از اعتراضات پناهجویان ایرانی، دخالتگری و حمایت فعالین جنبش ۹۹ درصدیها، احزاب و سازمانهای مدافع حق پناهندگی و بالاخره نقش فدراسیون،یک نقطه عطف مهم دراین مبارزات بود. مبارزه گسترده ای که از شش ماه پیش استارت آن در ورتسبورگ زده شد، آغاز تعرض جدی جنبش پناهندگی است. فدراسیون پناهندگان ایرانی با تمام توان خود برای موفقیت این مبارزات تلاش میکند.
همبستگی – فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی- واحد آلمان
۱۷ اکتبر ۲۰۱۲

فرشاد حسینی: از ۲ اکتبر ۲۰۱۲ از کلیه متقاضیان ویزای اروپا در سفارتخانه های اروپا در تهران انگشت نگاری بعمل میاید

farshad hoseini 178 x 246

بسیاری از سفارتخانه های اروپایی در تهران اعلامیه ای صادر کرده اند که از متقاضیان ویزا در حوزه شنگن و اروپا انگشت نگاری بعمل می آید. متقاضیان ویزا از کشورهای اروپایی در کشورهای خاورمیانه از جمله ایران، عربستان سعودی و امارات باید به همراه فرم درخواست ویزا از سفارتخانه ها انگشت نگاری شوند. اثر انگشت متقاضیان ویزا در سیستم شبکه اطلاعاتی اروپا به مدت حداقل ۵ سال باقی میماند. متقاضیان که موفق به دریافت ویزا و انگشت نگاری شوند به محض ورود در هر کشور اروپایی در همان فرودگاه چک انگشت نگاری میشوند که اولا ثابت شود این دارنده ویزا همان فرد واقعی متقضای است. ثانیا اطلاعات ورد و خروج انها در حوزه اروپا در سیستم اطلاعاتی اروپا ثبت شود. دارنده ویزا همچنین هنگام خروج از هر فرودگاه هر کشور اروپایی مجددا انگشت نگاری میشود که اطلاعات خروج او نیز ثبت شود.

شایان ذکر است این طرح از سال گذشته در شما افریقا و بطور مشخص در تونس به مرحله آزمایش گذاشت و پس از رضایتمند بودن عملکرد این سیستم از سال جاری قرار بود که برای کل کشورهای خاورماینه و از جمله ایران عراق افغانستان به اجرا در اید.اهداف اتحادیه اروپا از ایجاد شبکه انگشت نگاری برای متقاضیان ویزا از اروپا:

۱-  کنترل کامل و دقیق ورود و خروج متقاضیان ویزا در سراسر کشورهای حوزه اروپا.

۲-  کنترل اطلاعات مربوط به سوابق درخواست ویزای متقاضیان ثبت اثر انگشت برای متقاضیان ویزای اروپا خاصیت دیگری نیز برای دولت های اروپایی دارد و آن اینست که چنانچه درخواست ویزای متقاضی رد شود بار دیگر اگر از هر کشور دیگری درخواست ویزا کند مشخص میشود که قبلا از کدام کشور درخواست ویزا کرده و به چه دلیلی درخوات ویزای او رد شده بوده است.

۳-  کنترل دقیق افرادی که از طریق ویزا به اروپا ورد کرده و درخواست پناهندگی میکنند.

بعنوان مثال اگر متقاضی ویزای ایتالیا دریافت کند و وارد اسپانیا شود در فرودگاه اسپانیا انگشت نگار میشود و ورود دارنده ویزای ایتالیا به اسپانیا ثبت میشود. این فرد هر زمان و در هر کشوری درخواست پناهندگی یا اقامت کند به محض انگشت نگاری مشخص میشود که از کدام کشور و در چه تاریخی، ویزا دریافت کرده و به کدام کشورها و در چه تاریخی، سفر کرده است. و چنانچه در کشور دیگری درخواست پناهندگی کند بر اساس قانون دبلین بلافاصله او را به کشوری که صادر کننده ویزا بوده دیپورت میکنند.

 

۴-  اجرای کاملتر و دقیق تر عهد نامه دبلین که کشوری که صادر کننده ویزا برای پناهجو بود یا اولین کشوری که پناهجو بدان ورود میکنند مسئول رسیدگی به پروسه پناهندگی این افراد میباشند.

اجرای این سیستم عملا محدودیت ها و مشکلات جدی برای افرادی که از طریق ویزاهای شنگن قصد درخواست پناهندگی را دارند ایجاد میکند. اما علیرغم این این سیستم به معنی بسته شدن راههای حقوقی درخواست پناهندگی نیست. علیرغم این محدودیت ها برای امکان درخواست پناهندگی و پذیرفته شدن بعنوان پناهنده طبق قوانین اتحادیه اروپا وجود دارد. اما باید خود را به اطلاعات حقوقی مسلح کرد. متقاضیان پناهندگی این بار باید به مراتب هوشیارتر و آگاه تر نسبت به قوانین و سیاست های روز اتحادیه اروپا بوده و کاملا سنجیده  عمل کنند.

اطلاعات تکمیلی:

از تاریخ۱۳۹۱/۰۲/۲۱ منطقه خاورمیانه به شبکه VIS متصل شد. از یازدهم مهرماه امسال نیز کشورهای همسایه حاشیه خلیج فارس از جمله ایران نیز به این جمع پیوستند.

VIS سامانه ای جهت تبادل اطلاعات ویزا میان کشورهای شنگن است. مهم ترین هدف این سامانه، ایجاد سهولت در روند تقاضای ویزا و کنترل مرزهای خارجی کشورهای شنگن و همچنین ارتقاء امنیت، منجمله برای متقاضیان ویزا می باشد.

همزمان با آغاز بکار VIS  تغییراتی نیز صورت خواهد گرفت: متقاضیانی که برای نخستین بار تقاضای ویزا می کنند میبایستی شخصا برای ارائه تقاضای خود حضور داشته باشند تا اطلاعات بیومتریک آنان ثبت گردد، به این صورت که اثر ده انگشت دست و همچنین عکس آنها در محل گرفته خواهد شد. اثر انگشتان ثبت شده در سیستم  VIS می تواند تا ۵ سال برای تقاضاهای آتی ویزای شخص مزبور مورد استفاده قرار گیرد و به این ترتیب می توان تا ۵ سال از انگشت نگاری مجدد صرفنظر نمود. هنگام ورود به کشورهای شنگن نیز مسئولین کنترل مرزی می توانند جهت احراز هویت افراد به سامانه VIS رجوع نمایند.

حمید برسام: بسیج و کنترل اندیشه نوجوانان و جوانان ایرانی/ قسمت سوم

hamid barsam 206 x 270

وقتی هدف در هم ریخته و غرق در گناه شد، عامل رژیم او را مجبور می کند که خانواده، دوستان و همتایانش را که همان سیستم عقیدتی “غلط” مشابه  با او را دارند متهم کند. این خیانت به اعتقادات خود و افرادی که به آنها حس وفاداری دارد به شرم و بی هویتی او اضافه می کند. وقتی هویت فرد هدف دچار بحران می شود و او احساس شرم و خجالت می کند و به همه آنچه که تا به حال باور داشته نیز خیانت می کند، او دچار “از هم گسیختگی عصبی می شود. در روانشناسی، “از هم گسیختگی عصبی” مجموعه ای از علائم جدی است که می تواند نشاندهنده هرگونه اختلال روانشناسی باشد که شامل افسردگی شدید، گریه های غیرقابل کنترل،  و یا در هم ریختگی کلی فرد می شود و بیشترین نمود آن در مراسمهای مذهبی آشکار می شود. هدف دیگر قادر به درک واقعیت نخواهد بود و احساس گم گشتگی و تنهایی شدید خواهد کرد. وقتی هدف به نقطه از هم گسیختگی می رسد، نفس او بیشتری آمادگی جذب را دارد. او هیچ درک درستی از اینکه کیست و چه اتفاقی برای او می افتد ندارد. در این زمان، عامل رژیم سعی می کند سیستم عقیدتی جدیدی را به هدف معرفی می کند که او را از این بدبختی نجات دهد. درحالیکه هدف در وضعیت بحران است، عامل که تا بحال دور از دسترس و بی اعتنا به فرد جلوه می نموده است کمی به او محبت و مهربانی نشان میدهد. ممکن است با او گپ اعتقادی بزند یا از او بپرسد که چقدر دلش برای زیارت اماکن مقدسه تنگ شده. در وضعیت از هم گسیختگی که در نتیجه حملات روانشناسی شدید و بی پایان ایجاد شده است، این مهربانی کوچک به نظر بسیار بزرگ خواهد آمد و هدف حس رهایی کرده و تصور می کند که مورد توجه عامل قرار گرفته است. برای اولین بار در فرایند شستشوی مغزی، هدف با تضاد بین گناه و درد از حملات شخصیتی و آسودگی ناگهانی از آن محبت روبه رو می شود. ممکن است هدف بخواهد محبتی که به او شده را جبران کند و در این نقطه، عامل رژیم امکان اعتراف را بعنوان راهی برای رهایی از درد و گناه ارائه می کند. پس از هفته ها یا ماه ها حمله، سردرگمی، از هم گسیختگی و لحظاتی از مهربانی، گناه هدف معنی خود را از دست می دهد. او مطمئن نیست که چه اشتباهی مرتکب شده، فقط می داند که اشتباه کرده است. این مسئله جای خالی ایجاد می کند که اجازه می دهد عامل آن را پر کند. او می تواند آن اشتباه را به هر چیزی که می خواهد نسبت دهد. عامل رژیم گناه هدف را به سیستم عقیدتی که می خواهد جایگزین کند وصل می کند. هدف کم کم باور می کند که سیستم عقیدتی اوست که موجبات درد و خجالت او را فراهم کرده است. تفاوت بین کهنه و نو پدیدار می شود: سیستم عقیدتی کهنه که موجب رنج و درد روانی بود و سیستم عقیدتی نو که می تواند موجبات رهایی و آزادی از آن رنج و درد را فراهم کند. از اینروست که در برخورد با اغلب این بسیجی ها که روبرو میشویم نوعی بی مغزی و خل بازی در ایشان موج می زند و دارای خصیصه ها و پروفایلهای طبقاتی خود هستند و از آنجمله میتوان به عقده های سرکوب شده جنسی یا نحوه زندگی مستضعفی از مد افتاده اشاره نمود. بعد از این مرحله هدف مورد نظر رها می شود تا یاد بگیرد که اشتباه او دلیل خارجی دارد، که خودِ او به تنهایی نیست که به طرزی گریزناپذیر بد است. این یعنی او می تواند با فرار کردن از سیستم عقیدتی نادرست، از اشتباه خود هم فرار کند. آنچه که باید انجام دهد این است که افراد و موسسات مرتبط با آن سیستم عقیدتی را متهم کند تا دیگر در رنج و درد نباشد. هدف با اعتراف به اعمال مربوط به سیستم عقیدتی سابق خود، توان رها کردن خود از اشتباه را دارد. با این اعترافات کامل، هدف هویت قبلی خود را به طور کامل پس زده و مردود می کند. اکنون دیگر نوبت عامل رژیم است که یک سیستم عقیدتی جدید را به او معرفی کند.عامل یک سیستم عقیدتی جدید را بعنوان راهی به سوی “خوبی” معرفی می کند. در این مرحله، عامل دست از آزار و اذیت برداشته و در پیوند با سیستم عقیدتی جدید، آسایش و راحتی فکری برای هدف فراهم می کند. هدف احساس خواهد کرد که این اوست که باید بین سیستم عقیدتی سابق و جدید یکی را انتخاب کند و سرنوشت او در دست خودش است. تا این لحظه هدف سیستم عقیدتی سابق خود را در واکنش به ملایمت و محبت ارائه شده مردود ساخته و به حساب تضاد سیستم های عقیدتی با هم، انتخابی هوشیارانه خواهد داشت و به این طریق از شر گناه خلاص خواهد شد: اگر باور او حقیقی بود، به کسی خیانت نمی کرد. این تصمیم، تصمیم دشواری نیست: هویت جدید امن و خوشایند است چون مانند سیستم عقیدتی سابق، موجب از هم گسیختگی او نمی شود. هدف با مقایسه درد و رنج هویت قدیمی با آرامش هویت جدید، هویت جدید را انتخاب می کند. او سیستم عقیدتی سابق خود را پس زده و خود را به سیستم عقیدتی جدید که قرار است زندگی او را بهتر کند، متعهد می سازد. در این مرحله نهایی معمولاً مراسم هایی برای ورود فرد هدف به اجتماع جدید برگزار می شود. این مرحله توسط بعضی از افرادی که شستشوی مغزی شده اند به “تولد دوباره” یاد می شود. برخی خصوصیات خاص شخصیتی در هدف های شستشوی مغزی می توانند در تاثیرگذاری این فرایند موثر باشند. افرادیکه معمولاً دچار عدم اعتماد به نفس هستند و هویت ضعیفی دارند و به گناه و مطلق گرایی (تفکر سیاه و سفید) تمایل نشان می دهند راحت تر تحت شستشوی مغزی قرار می گیرند و آنها که شخصیت و اعتماد به نفسی قوی دارند درمقابل شستشوی مغزی مقاوم تر هستند. شستشوی مغزی تلاشی است برای تغییر افکار و باورهای فردی دیگر برخلاف میل و اراده او. در روانشناسی، از مبحث شستشوی مغزی به نام بهسازی و اصلاح عقاید یاد می شود که مربوط به حوزه  “تاثیرات اجتماعی” است. تاثیرات اجتماعی در هر لحظه و هر روزه انجام می گیرد. مجموعه  راه هایی است که از طریق آن افراد می توانند گرایشات، عقاید، و رفتارهای سایرین را تغییر دهند.

در مرحله بعد برنامه عامل رژیم متد “تسلیم”، ایجاد تغییر در رفتار فرد است و دیگر با گرایشات و عقاید او که خود ساخته است کاری ندارد. به عبارت دیگر از آن به بعد فقط به فرد تلقین می کند که “فقط انجامش بده”!  از طرف دیگر متد “ترغیب”  به دنبال ایجاد تغییر در گرایشات فرد است و به فرد میگوید “انجامش بده چراکه باعث می شود احساس خوبی داشته باشی و ثواب هم ببری”! متد “تعلیم”  در تلاش برای تغییر اعتقادات فرد است و به او خاطرنشان می سازد که “انجامش بده چون می دانی که کار درست این است و مایه خشنودی آقاست!!”. شستشوی مغزی یکی از انواع مهم تاثیرات اجتماعی است که مجموعه ای از تمام این رویکردها در کنار یکدیگر است و در پی ایجاد تغییراتی در فرد می باشد درحالیکه او خود راضی و موافق با آن تغییر نیست.از آنجا که شستشوی مغزی نوع تهاجمی از تاثیرات است، نیازمند استقلال و انزوای کامل فرد است، و به همین دلیل است که اکثراً در زندان ها و مکتب های  توتالیسم نیز انجام می گیرد. فرد عامل باید کنترل کامل بر روی هدف داشته باشد، تا حدی که حتی غذاخوردن، خوابیدن، حمام رفتن، و سایر نیازهای اولیه فرد نیز تحت خواست و اراده عامل است و با گفتن این جمله که اسلام برای همه چیز راهکار دارد این امکان فراهم می شود. در عملیات شستشوی مغزی، عامل رژیم هویت فرد را از روی یک اسلوب معین به طور کلی از بین می برد به طوری که دیگر عمل نکند. بعد عامل آن هویت از بین رفته را با مجموعه ای از رفتارها، گرایشات، و عقایدی جایگزین می کند که مورد قبول محیط جدید هدف باشد. به این ترتیب حمله به دیگران، ضرب و شتم و غارت اموال ،همه و همه وقتی در جهت رضایت ولی فقیه که نماینده خداست در زمین کاری است که ثواب تلقی می شود و خدا از آن خشنود است بنابر این حس احساس گناهی در میان نمی ماند .

در مرحله پیشرفته تر کار بصورت جمعی دنبال میشود آنجایی که در پایگاههای بسیج افراد به تمرین نظامی و رزمی و جهادی می پردازند. در این بخش عامل رژیم با ایجاد رعب و وحشت به مخاطبان تلقین می نماید که دیگر هیچ گریزی از ترس وجود ندارد  و مبنای آن به وحشت انداختن لحظه به لحظه مخاطبان است، وحشت از دشمن ، نابودی اسلام، شکسته شدن دل رهبر و هزاران مساله دیگر.ایجاد رعب و وحشت سریع ترین راه برای منفعل کردن مغز منطقی گروهی است به عبارت دیگر وقتی مردم می ترسند نمی توانند منطقی فکر کنند پس هر چیزی را باور می کنند. سپس عامل تمایلی به تلف کردن وقت برای بحث در مورد عقاید مختلف ندارد به جای آن ترجیح می دهد راه سریعتری را برای از دور خارج کردن مخالفان خود برگزینند، آنها سعی می کنند اعتبار، انگیزه ها، اطلاعات و شخصیت و میزان عقل و شعور افراد را بشناسند و سپس حملات خود را نه تنها علیه افراد بلکه علیه تمام گروههای مخالف آغاز کنند تا با این کار عقاید هر شخص در رابطه با گروهی که به آن تعلق دارد را بی اعتبار کنند. آنگاه فرد عامل از عدم اعتماد به نفس جمعی  بهره برداری می کنند، آنها را مورد نکوهش و ملامت قرار می دهند و بدین ترتیب مردم را وارد به تسلیم در برابر عقاید خود می کنند. اغلب بسیاری از مردمی که مورد ملامت قرار می گیرند احساس شرمندگی و اضطراب می کنند و سریع ترین راهی که برای پایان دادن به این وضعیت به نظرشان می رسد این است که اختیار را به شخص مقابل یا همان شخصی که می خواهد به زور عقاید خود را تحمیل کند و این فرد  وضعیت به وجود آمده را نوعی پیروزی برای خود تعبیر و تفسیر می کند و بعد با مغشوش کردن عمدی بحث و اصرار بر منطقی بودن آن و ارایه این ادعا که هر شخصی با این بحث مخالفت کند فریب خورده و گمراه است گروه را با خود همراه می سازد و با پیچیده کردن مطلب درستی ادعاهای خود را به ذهن مخاطبان القا می کند. سپس با بهره گیری از تکنیک توده گرایی به ویژه دردوران انتخابات یا بحرانها فرد عامل گروه خود را به عنوان گروهی از مردم مومن و کسانی را که هدف خشم آنها قرار دارند را گروهی از دشمنان دین و خدا معرفی می کنند . یا طرف مقابل همیشه یک عامل بیگانه، خرابکار یا یکی از اعضای وابسته به دولت اسرائیل یا آمریکاست که به هر حال از مردم مومن نیستند . مقصود از این بازی این است که به این گروه القا نمایند برای خدا جهاد میکنی و پاداش تو بهشت است.در مرحله بعد آنها خود و دوستان خود را میهن پرست می دانند و  و هر کس دیگری را که آنها را به چالش می طلبد را وطن فروش می خوانند.در نهایت برای اشباع یا امتلاء موثر سه عامل وجود دارد که عبارتند از تکراری بودن، فراگیر بودن و ثابت بودن. پیام مورد نظر باید به طور آشکار یا پنهان بارها و بارها در همه جا تکرار شود مثلاً اینکه دشمن در کمین است باید بارها و بارها تکرار شود. به طور قطع یک تاثیر فیزیکی بر روی افرادی که بارها و بارها در معرض یک پیام مشابه قرار می گیرند وجود دارد بدون توجه به اینکه این پیام درست است یا غلط . به اعتقاد روانشناسان اگر یک مطلبی به دفعات کافی با تعداد کافی از افراد بارها و بارها گفته شود مردم آن را به عنوان یک حقیقت قبول می کنند و با پیوند زدن آن با توهین به عقل گرایی و افزایش حس گناهکاری شور و هیجان شهادت طلبی ایجاد کرده به اجرای فرامین رنگ خداگونه می دهند و بدینگونه شاهد آن هستیم گاهی بسیجی ها با موتور، باتوم و گاهی اسلحه به تظاهرکنندگان هجوم می آورند.گاهی با لباس های شخصی به میان مردم می روند و منتظر حمله می شوند. یکی از تاکتیک های آنها حمل چاقو و تیغ های کوچک برای ضربه زدن از پشت به تظاهرکنندگان است. بسیاری از سنین ۱۲ و یا حتی جوانتر استخدام می شوند. در دوره آموزشی طولانی خود عمیقا با ایدئولوژی جمهوری اسلامی آشنا می شوند.آنها هر شب و یا هر هفته به مسجد می روند. آنقدر که واقعا باور می کنند معترضان و حامیان اپوزوسیون مخالف پیامبر و محارب هستند. یعنی خونشان باید ریخته شود و کشته شوند.  بسیجی ها قبل از سرکوب تظاهرکنندگان وضو می گیرند.روشن است که بسیج سالهاست برای برخورد با ناآرامی های داخلی آماده می شود. این نقش بسیج با آنچه در گذشته و در خطوط مقدم جنگ ایران و عراق ایفا کردند متفاوت است.
بسیجی ها نقش اخیر را با هیجان پذیرفته اند.احتیاجی نیست که به آنها گفته شود چه کنند. وقتی به آنها باتوم و یا اسلحه داده می شود، روشن است که چه باید بکنند. اغلب همچنان سرسختانه حامی انقلابشان هستند، اسلحه برداشته و مردم را سرکوب می کنند. آنها حتی به زخمی ها هم رحم نمی کنند. حتی به راحتی زندانیان را شکنجه می کنند. وضعیت بسیار پیچیده ای است. اینجا بحث اسارت فکری است مبنای اسارت فکری تعقیدات و تعهداتی است که متاسفانه اغلب برمبنای لجاجت و خصومت است در جوامع بسته و کوچک‌تر این عارضه با چاشنی تعصب های قومی ،قبیله ای و محله ای نمود بیشتری می‌یابد هر کجا اندیشه است لاجرم تقابل و تعارض بیشتر از تلاقی و تعاطی افکار مجال میدان داری می یابد در کوی و برزنی نیست که دلیلی برای اختلاف نباشد. در این خصوص آیت الله دستغیب نیز که خود از اعضای شورای نگبان رهبری است  می‌گوید آنچه باعث تقابل نیروهای سپاه و بسیج در برابر مردم می‌شود، «شسشتوی مغزی» این نیرو‌ها «در کلاس‌های عقیدتی و سیاسی» ست. این مرجع تقلید ادامه می‌دهد این شستشوی مغزی منجر به این می‌شود که این نیرو‌ها «مردم دیندار» را با «محارب و مرتد و کافر منطبق کرده و هر کجا که به نظرشان مطلب خلافی صورت گرفت»، «مردم متدین را با همین توجیهات کذایی قلع و قمع کنند.» وی که خود از اعضای شورای نگهبان است بر این نکته اذعان دارد.

نکته ترسناک اینجاست که به اعتقاد دانشمندان انسان همواره در طول عمرش می آموزد. اما در سن بلوغ، مفاهیم در ذهن انسان شکل می گیرد. او خوب را از بد و درست را از نادرست تمییز می دهد. در واقع در ذهن او خطهای قرمزی بوجود می آیند و هر نوع اطلاعات که در خارج از این خطهای قرمز قرار می گیرد از پذیرش درستی آن امتناع می ورزد.  و این سن دقیقا سنی است که فرد در بسیج ایدئولوژی مذهبی سیاسی اش شکل می گیرد بنابراین برای فردی که مدت طولانی مورد شستشوی مغزی قرار گرفته بسیار دشوار است در مدتی کوتاه، نرمها و شاخص های فکری خود را تغییر دهد و درکی متفاوت از مفهوم درست و نادرست داشته باشد.   بعد از سن ۴۵ سالگی در مغز انسان آندسته از سلولهایی که با فراگیری اطلاعات سروکار دارند در نوع سازی خود دچار مشکل می شوند و به مرور زمان از توانائی فرد در فراگیری اطلاعات کاسته می شود.البته نباید فراموش کرد فردی که مورد شستشوی مغزی قرار گرفته است فقط سخنان ما را نمی شنود بلکه از منبع دیگر نیز اطلاعاتی را کسب می کند که با نرمهای فکری او همسوئی دارد و این امر نیز بنوبه خود تحول فکری را دچار دشواری می کند. در نهایت باید عامل منفعت جوئی را بر عوامل بالا افزود. در مواردی فرد برای حفظ منافع فردی یا گروهی، خود را مجبور می بیند از اندیشه ای حمایت کند هرچند به درستی آن اعتقاد ندارد. به دیگر سخن فردی اپورتونیست می باشد. پاداش ها ، حق ماموریتها ، دریافت حقوق اضافه کار در روز حضور در مراسم ، مرخصی یک روز به ازای هر روز شرکت در مراسم، دریافت برنج و حبوبات و گوشت بصورت تعاونی، دریافت وام ، کسب رضایت مدیران ارشد شغلی، تایید گزینش و تحقیقات اداری، استفاده از سهمیه آزمونها و در نهایت ارائه ۲ گزارش در هفته و دریافت ۱۵۰ تا ۳۰۰ هزار تومان پاداش از سپاه منطقه ای منافعی است که برای قشر کم در آمد بسیار حائز اهمیت است خصوصا در شهرهای کوچک و روستاها این مزایا معجزه ولایتی است. اما نکته اینجاست که شستشوی مغزی زمانی ممکن است که فردی در محیطی بسته اجتماعی قرار دارد و بطور سیستماتیک، اطلاعات کنترل شده را دریافت می کند. به این دلیل است که حتی در زندانها و بازداشتگاههای کشور ایران قبل از هر چیز ارتباط اعضا را با اقوام، دوستان و محیط پیرامون قطع می کنند. امروزه در برخی زندان‌ها به‌ویژه زندان اطلاعات سپاه از روش شستشوی مغزی استفاده می‌شود. سپاهیان با روش‌هایی نظیر محرومیت حسی و ایجاد اختلال جسمی، ایجاد ابهام، بازجویی‌های پی در پی و طولانی، تهدید، تغییر زندان‌بان‌ها و روش‌های رفتاری آنان و… ابتدا فرد را تا مرحله‌ی فراحاشیه‌ای پیش می‌برند؛ آن‌گاه مقاومت زندانی را درهم می‌شکنند و سپس از باورها، الگوی رفتاری جدید و تقویت‌کننده‌های مثبتی نظیر پذیرش، تقویت اجتماعی، تسهیلات و… بهره می‌گیرند. یعنی پس از آن‌که براساس نظریه‌ی یادگیری شرطی کلاسیک، الگوهای رفتاری و یادگیری پیشین فرد را درهم شکستند، از نظریه‌ی یادگیری شرطی فعال و به‌ویژه برنامه‌های تقویت آن برای ایجاد و تداوم رفتاری جدید در فرد سود می‌برند.

فرد بسیجی که مورد شستشوی مغزی واقع شده است دو هویت متضاد را با خود حمل می کند. یکی شخصیتی است مذهبی پیرو ولایت که سعی دارد گناه را با قدرت ایمان کنترل نماید و اکثر خواستها و نیازهای بشری خود را سرکوب می نماید تا در جمع هم سنگران خود مورد احترام باشد و ارزش جمعی بیابد و شخصیت دیگری که میل دارد بازیگوشی کند نیاز جنسی دارد میخواهد لباس شیک بپوشد دختر بازی کند برقصد و …. و این کارها چون به او گفته شده است گناه است وی با دیدن کوچکترین عاملی تحریک شده در خفا و پنهانی بشکل سیری ناپذیری دنبال آن می رود و پس از آن نیز احساس گناه دیوانه کننده ای ساعتها و روزها فرد را در بر می گیرد از اینرو فرد دو شخصیتی از آرامش درونی و رضایت مندی واقعی محروم است و با گذشت زمان پرخاشگرتر و نا اهل تر شده قصاوت قلب پیدا می کند. چنین فردی چون نیازهایش سرکوب شده و خود آزادی انجام کارهایی را که دلش میخواهد ندارد از دیدن دیگرانی که به راحتی کارهایی را که او دوست دارد را انجام میدهند و یا از دیدن مو یا لباس جنس مخالف که تحریکشان می کند به خشم آمده در بر خورد با ایشان در قالب مقابله با تهاجم فرهنگی و یا امر به معروف دختران به زعم ایشان  بی عفت و پسران قرتی و سوسول سرکوبگرانه و غیر انسانی برخورد می نمایند. در حقیقت برخورد تند و غضب آلود فرد مامور حاکی از تناقضات احساسی درون و بیرون و به عبارتی کمبودهای خاص وی است.

در تمام حملاتی که به اقشار مختلف مردم از طرف بسیج وارد میشود چه انجمن زنان باشد یا سینما یا خانقاه یا پارتی شبانه جوانان و… یک چیز واحد وجود دارد و آنهم شعارهایی است که مثل فرمول هیپنوتیزم عمل کرده هیجان غیر قابل کنترل و غیر ارادی ایی بین بسیجی ها ایجاد می کند. اغلب اسم ضد انقلاب، مفصد فی الارض، محارب با خدا، دشمن اسلام و منحرفین از دین شعار اصلی و دلیل اصلی توجیه حمله است و این نشان میدهد که بر روی واژه های خاصی طولانی مدت کار هدفمندی انجام شده است.

با این تفاسیر دقت خانواده ها در برنامه ریزی برای سلامت و اهل بودن فرزندان یک بحث است و پیرو مکتب بسیج لشکر مخلص خدا شدن بحثی دیگر. نیاز به کسب آگاهی و مقابله با این باور غلط امروزه بر تمامی گروههای دگر اندیش واجب است. همگان بایستی بدانند این حمله های خود جوش در واقع خود جوش نبوده و تاول چرکین تعدی و ظلم به انسانهاست و سپس با ترد این فرهنگ و شیوه بر کراهت آن تاکید کنند تا ریشه این سلطه با آگاهی عمومی خشکانده شود. آگاهی عموم جامعه از ارکان مختلف رژیم و برای مثال بسیج کمک بزرگی برای نیل به هدف نهایی که همان انقلاب مردم و سرنگونی جمهوری اسلامی است میباشد.

 

 

 

 

فراخوان تحصن پناهجویان در فرانکفورت،استان هسن شنبه ۲۰ اکتبر

در دفاع از حق پناهندگی و برای اقامت دائم و حقوق انسانی!

 

دراعتراض به وضعیت غیرانسانی شرایط پناهندگی، برای لغو دیپورت، بلاتکلیفی و….پناهجویان استان هسن در شهرفرانکفورت از روز شنبه  ۲۰ اکتبردست به تحصن خواهند زد.پناهجویان با برپایی چادرتحصن در مرکز شهر راس ساعت  ۲ بعد ازظهراستارت تحصن نامحدود را خواهند زد. در برنامه افتتاحیه این تحص حسن حسین زاده سخنگوی پناهجویان متحصن در ورتسبورگ، سخنرانی خواهد کرد.این تحصن درا دامه مبارزات پناهجویان که از مارس ۲۰۱۲ از شهر ورتسبورگ آغاز شده و اکنون تبدیل به جنبش اعتراضی سراسری در آلمان شده است، می باشد. لازم به توضیح است که این تحصن به فراخوان فدراسیون آلمان و با حمایت دو گروه آلمانی به نام های جوانان حزب سبزهای استان هسن و گروه “فرار و پناهندگی” از حزب پیراتن استان هسن آغاز میشود.

همبستگی فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی- و احد آلمان همه پناهجویان استان هسن و شهرهای اطراف، همه انسانهای مدافع حق پناهندگی و حقوق انسانی را فرا می خواند که دراین اعتراض شرکت نمایند.از همه پناهجویانی که به این شرایط غیر انسانی معترض هستند و خواهان به رسمیت شناختن حقوق پناهندگیشان هستند دعوت میکنیم به این مبارزه پیوسته و صف اعتراض و مبارزه گسترده را برای رسیدن به خواستهایشان، تقویت نمایند.بدون شک با اتحاد، همبستگی و فقط  با یک مبارزه متحد و محکم میتوان این شرایط غیرانسانی را تغییرداد.

 

محل برپایی چادر تحصن

Hauptwache

در مرکز شهر فرانکفورت

شنبه ۲۰ اکتبر از ساعت ۲ بعد از ظهر

تلفن تماس:  ۰۱۵۷۷۴۶۵۰۱۸۶

همبستگی فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی و احد آلمان

۱۷ اکتبر ۲۰۱۲