مجید منظوری: روابط ایران و سوریه

M.Manzoori 128 x 160

اوضاع سوریه روز به روز نگران کننده تر میشود در حالیکه هر روز اجساد زیادی در سوریه کشف میشود و جنایتهای بشار اسد مشخص و مشخص تر، روابط ایران و سوریه نیز گرم تر و گرم تر میشود. در حالیکه غربی ها گفته بودند در صورت افزایش فشارها بر سوریه مجبور خواهد شد روابطش با ایران را کاهش دهد چنین چیزی اتفاق نیفتاد بلکه بر عکس باعث نزدیکی روابط این دو کشور شد.

کشوری مانند سوریه با توجه به این که در مقابل دشمنی چون اسرائیل قرار دارد همواره به یک حمایت استراتژیک در منظقه نیاز دارد و تجربه نشان داده است که تنها ایران میتواند این حمایت را از سوریه انجام دهد. رقم کنونی مبادلات دو کشور حدود ۷۰۰ میلیون دلار اعلام شده و اعلام کرده اند تا سه سال آینده به دو میلیارد دلار هم خواهد رسید.

رئیس مجلس جمهوری اسلامی از حمایت همه جانبه از حکومت سوریه در هر شرایطی صحبت کرده و احمدی نژاد هم از ایستادگی بشار اسد و ادامه سرکوب مخالفان حمایت کرده است. ظاهرا پیدا کردن یک قاتل  همانند خودش برایش جذابیت زیادی به همراه داشته و این در حالی است که کشته ها در سوریه دل هر انسانی را به درد می آورد. این کشتارها مانعی نیست تا رهبران جمهوری اسلامی از پشتیبانی حکومت سوریه دست بردارند.علی لاریجانی رئیس مجلس هم اعلام کرده: “هیچ امری نمیتواند مانع از حمایت همه جانبه از سوریه شود.”

احمدی نژاد در دیدار با وائل الحلقی نخست وزیر سوریه بر آرمانها و دشمنان مشترک نظام جمهوری اسلامی و دولت سوریه تاکید کرده و گفت: دشمنان ما امروز برای ضربه زدن به هر دو کشور برنامه ریزی کرده اند اما اراده و اعتقاد راسخ دو ملت توطئه های نظام استکبار را خنثی خواهد کرد. از طرفی به فرمان خامنه ای پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ سپاه پاسداران به سرکوب و کشتار مردم پرداخت، مردمی که فقط خواهان آزادی بودند با سر نیزه، شلیک گلوله، پرت کردن از ارتفاع، زیر گرفتن با وانت، شکنجه و تجاوز در زندانها سرکوب شدند. مردمی که به خاطر آزادی و آسایش و رفاه و یک زندگی بهتر به خیابان آمده بودند یک دفعه به آنها مارک آشوبگر زدند.

رژیم جنایتکار اسلامی به جنایتکاری دیگر مثل خود دست دوستی میدهد و درجهت سرکوب مردم از آن حمایت مالی و نظامی می کند. از طرفی دیگراهمیت راهبردی سوریه برای جمهوری اسلامی و دلایل حمایت از آن را میتوان در محور های زیر خلاصه کرد:

۱- سوریه در سالهای پس از به شکست کشاندن انقلاب ۵۷ از سوی خمینی و جریان اسلامی، عملا به نزدیکترین متحد عربی جمهوری اسلامی درایران تبدیل شد.

۲- روابط حسنه سوریه با جمهوری اسلامی در راه اندازی و تقویت و گسترش اسلام سیاسی همیشه ادامه داشته است.

۳- به علاوه سوریه بعد از انقلاب همیشه در مخالفت با اسرائیل در کنار جمهوری اسلامی برای بوده است.

این جنایتکاران فقط برای حفظ نظام اسلامی به مسند قدرت تکیه داده اند و برای حفظ آن دست به هر جنایتی هم می زنند.

 

اشغال اداره مهاجرت در ونکور در اعتراض به مرگ یک پناهنده

روز سه شنبه ۱۲ فوریه ونکوور شاهد اشغال ساختمان اداره مهاجرت و تظاهرات پرشوری بود که در اعتراض به مرگ حسین بلوجانی برپاشد. حسین پناهجویی بود که تقاضای او از سوی اداره مهاجرت رد شده بود.

جسد حسین در ماه دسامبر زیر پل راه آهن کمرشیال و برادوی پیدا شد و پلیس اعلام کرد که او خودکشی کرده است. تظاهر کنندگان در شعارهای خود اداره مهاجرت و سیاست های پناهندگی دولت کانادا را محکوم کردند و خواهان توقف دیپورت شدند.

جمعیت که به دعوت سازمانهایی چون “هیچ کس قانونی نیست” و “فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی” و سازمانهای چپ ایرانی و کانادایی آمده بودند، پس از اجتماع در برابر ساختمان دادگاه و گوش دادن به سخنرانی های وکیل حسین و مترجم او و چند تن از فعالین پناهندگی دست به راهپیمایی زدند و به مدت نیم ساعت ساختمان اداره مهاجرت را اشغال کردند و در آنجا به سخنرانی و شعار دادن و سرود خوانی پرداختند.

عکس های زیر لحظاتی از این اعتراض شورانگیز که در عین حال مصادف با سالروز تولد حسین بود را نشان میدهد

van.1

van.2

van.3

van.4

van.5

van.6

van.7

 

 

سپیده یادگار: پری های سرزمین من

sepideh yadegar

یه شب مهتاب/ ماه میاد تو خواب/ منو می بره / کوچه به کوچه / باغ انگوری / باغ آلوچه / دره به دره / صحرا به صحرا / اون جا که   شبا / پشت بیشه ها / یه پری می آد / ترسون و لرزون / پاشو می ذاره تو آب چشمه / شونه می کنه / موی پریشون …

پری در این آهنگ زیبا هر بار من رو به یاد دخترکی می اندازد در جامعه مرد سالار اسلامی ایران . این دخترک برادرزاده من است.بچه هشت ساله ای که تا دو سال پیش هر روز شاهد نقاشی خشن پدر بر روی صورت و بدن مادر خود بود. بچه ای که هرلحظه با صدای جیغ و کتک و زور گویی زندگی می کرد.دخترک قصه ما یکی از بچه های باهوش دوران خود مشخص شده بود.دکتر گفته بود دو سال بیش تر از سنش می فهمد. راست می گفت خیلی می فهمد . آنقدر که نزد پدر هیچ گاه برای مادر دلتنگی نکرد که مبادا مادر دوباره اذیت   شود. می خواست که اسطوره زندگیش آزاد باشد.

نگرانم. نگران هزاران کودک مانند او هستم. استعداد هایی که با خرافات مذهبی و مرد سالارانه نابود می شود. کودکی که یاد می گیرد   زندگی یعنی تبعیت از مرد و تمام! زندگی یعنی خفه شدن صدای اعتراض مادر پس من هم باید… زندگی را دیگر زندگی نمی کند بلکه بردهگی می کند. برده ای می شود اول برای پدر و برادر و بعد برای شوهر.از کودکیشان جز چند صفحه تاریک چیز دیگری باقی نمی گذارند. کودکانه ای که باید با بازی و خنده پر شود اما جز چند سوال چیز دیگری نیست.

 چرا نمی توانم با جنس مخالف هم بازی شوم؟

آقایان جمهوری اسلامی آیت الله های گرامی بیایید جواب بدهید. حقیقت را بگویید. برای لحظه ای مرد باشید. بگویید این سیاست ما است می خواهیم از همان ۶ سالگی به شما بیاموزیم زن و مرد با هم متفاوتند. می خواهیم مردان را به بت تبدیل کنیم و شما عبادت کنندگان شوید . مگر همان معلم دینی دبیرسانمان نبود که  گفت شوهر خدای دوم زن است باید آن را پرستید؟!

مرد خدای دوم است؟ خدای اولش کجاست؟ شاید خدای اولشان بتواند جواب علامت سوال های ذهن مرا از ده سالگی بدهد؟ شاید بتواند    بگوید آن نیمه شبی که بعدها تنها کابوس زندگیم شد چه بود؟ صدای داد و فریاد برای چه بود؟ چرا با دعواهای دیگر فرق داشت؟

بلند بود.بلند… چرا تمام اتاق می لرزید؟ گرگ وحشی پشت در بوی چه طعمه ای را چشیده بود که این گونه تلاش می کرد در را باز کند  پنجره را بشکند دیوار را خراب کند؟ صدای خواهرم چرا با لرزش می گفت فقط دراز بکش؟

نه بگذار خدایشان خسته نشود خودم می گویم. آن گرگ وحشی برادر خونی خودم بود. برادری که قصد جان خواهرش را کرده بود به اتهام حرف زدن تلفنی اش با پسری! نمی دانم دلیل آن که آن شب به جز خرد شدن وسائل خانه اتفاق دیگری نیفتاد محکم بودن در اتاق بود یا زجه های مادرم. هزاران بار با خودم فکر کردم اگر آن نیمه شب در باز می شد چه؟ یا اگر مانند صدها زن دیگر اتاقی برای پنهان شدن نداشتیم چه می شد؟!

مگر زن های دیگر چه شدند؟ می خورند! تا می خورند می زنند! اگر بپرسی چرا می زنید؟

می گویند: فقط حرف خود را می زند. می گویم ماست سیاه است می گوید سفید است! می گویم سهم من از زندگی بیشتر از تو است قبول نمی کند! می گویم من میروم خوش گذرانی تو بمان خانه گوش نمی دهد! می گویم تو زندانی باش من برایت آب و نان می آورم قبول نمی کند! می گویم بمیر نمی میرد! می گویم پس کور شو لال شو باز هم نمی شود! تو بگو من با این بشر لجباز چه کنم؟

قبول! من می گویم تو چه کار کنی. بیا لحظه ای جمهوری اسلامی را با کمونیست کارگری و قوانینش جا به جا کنیم. ایرانی را تجسم کن که همه زنان حقی برابر با مردان در همه زمینه های زندگی دارند. جامعه ای که مرد حق منع کردن زن از درس خواندن و فعالیت در جامعه را نداشته باشد. جامعه ای که مرد برای وجود زن ارزش قائل باشد. دادگاهی وجود داشته باشد تا هر گونه خشونت و نا برابری علیه زن سریعا رسیدگی شود. آن موقع چه کسی به خود اجازه توهین به زن را می داد؟

این یک مدینه فاضله برای زنان نیست جامعه ایست بدون مرد سالاری و تبعیض جنسیتی بدون جمهوری اسلامی و قوانین پوسیده اش.

می خواهم بدانم تصویر عدالت موجود در وضع قوانینشان چگونه است گمان می کنم کفه ترازو سمت مرد سنگین تر است.مگر خبرندارید زن از مرد کم تر است؟!!!

این وظیفه ما انسان ها مخصوصا زنان است که برای رسیدن به این برابری تلاش کنیم. این وظیفه ماست که به دولت جمهوری اسلامی و مردان خانواده خود بیاموزیم که ما فقط وسیله ای برای رفع نیاز جنسی شما نیستیم.ما وسیله نیستیم. این بدن بیانگر زیبایی و تکامل بشریت است. این بدنیست که جسم شما مردان را تا به دنیا آمدنتان حمل می کند. این نمادیست که به شما وجود خارجی می دهد.

از ما نخواهید که سکوت کنیم و گوسفند گله سنتی تان شویم. مادر هایمان را کور کردید که هر چه بر سرشان آوردید لال شدند. از تحصیل و کار منعشان کردید تا هرچه شنیدند با خود گفتند : کجا بروم؟ به چه کسی پناه ببرم؟

اما دیگر کافیست صدای فرزندانتان را باید با گوش های تیز بشنوید. این صدای نسل دیروز امروز و فرداهاست. نسلی که سال ها برای خفه کردنش تلاش کردید.این صدای ستم دیده مادرم است صدای گریه هایی که لالایی شبانه ام بود.صدای خواهرم صدای امید برابری اش با برادرم صدای نجوای آزادی اش. صدای برادر زاده ام فریاد نگاه کودکانه اش برای نجات زنانی مانند مادرش.

این یک جنگ نیست فقط پیدا شدن یک تناقض در معادله زندگی مردان جامعه اسلامیست چون دیگر هیچ زنی < مرد نیست بلکه =>

                                                                           زن = مرد

گزارشی از بازداشتگاه پناهندگی ویلاوود در استرالیا

 

در دیدار روز ۲۳ ژانویه فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از بازداشتگاه پناهندگی ویلاوود، کلر یک پناهجوی فیجیایی و یکی از تظاهر کنندگان بالای سقف بازداشتگاه در ماه نوامبر سال قبل  از ما خواست که خبر وضعیت او را بین مردم پخش کنیم.

 

مامورهای بازداشتگاه بعد از پایین آمدن از سقف مرا به بیمارستان روانی بنکستان برده و مرا برای یک هفته در آنجا بستری کردند. من در حال حاضر فقط قرص های خواب مصرف می کنم بدون اینکه دکتر روانشناسی در اختیار من بگذارند تا ناراحتی های شدید روحی مرا معالجه کند.

 

مامورهای بازداشتگاه مرا از روزی که با دو تظاهر کننده دیگر از سقف پایین آمدیم، از همسرم جدا کرده اند. همسرم در بازداشتگاه ۳ بسر می برد و من خودم در قسمت زنان. کلر در دیدار با ما در بازداشتگاه گفت که او مکررا از “سرکو” شرکت اداره کننده بازداشتگاه می پرسد که چرا این چنین مورد عذاب قرار می گیرد اما هیچ پاسخی نمی شنود.

 

کلر بما گفت که در یک مرحله،  او به دلیل برخوردهای بد ماموران خشمگین شده و  به انگشت خود را در نتیجه مشت زدن به دیوار صدمه رسانده است.

 

کلر بما گفت که سرکو و ماموران بازداشتگاه او را می شناسند. او از هیچ چیز نمی ترسد و می خواهد تا وضعیت او و رفتارهای غیر انسانی نسبت به او در بازداشتگاه علنی شود.

 

برای کسب اطلاعات و چگونگی حمایت از این پناهجو با ناظری با شماره ۰۴۱۳۴۶۷۲۴۳  تماس حاصل نمایید.

 

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – سیدنی

پنجشنبه   ۲۴ ژانویه

تلفن تماس ۰۴۱۳۴۶۷۲۴۳ 

 

خطر دیپورت ایمان پیرداده از ترکیه به ایران متوقف شد

همانطور که قبلا به اطلاع رسانده بودیم روز جمعه ۱۸ ژانویه ۲۰۱۳ ایمان پیرداده یکی از فعالین سیاسی مخالف رژیم ایران که به قصد درخواست پناهندگی از یکی از کشورهای اروپای از ایران خارج شده بود در فرودگاه آتاترک در استامبول از سوی پلیس مرزی این کشور دستگیر و بازداشت گردید.

برطبق اطلاعاتی که به دفتر مرکزی فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی رسیده بود، پلیس ترکیه تصمیم گرفته بود ایمان پیرداده را به ایران دیپورت کند. ایمان از هنگامی که بازداشت شده در تلاش بوده تا با کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در آنکارا تماس بگیرد و از این سازمان درخواست پناهندگی کند. اما پلیس از تماس و درخواست پناهندگی وی از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل جلوگیری به عمل آورده و به او اعلام کرده بود باید ایمان به ایران دیپورت شود.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی به محض دریافت این خبر، به تاریخ ۱۸ ژانویه طی نامه ای از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و وزارت کشورترکیه خواست که بدلیل خطر مجازات وی از سوی دستگاه قضائی جمهوری اسلامی حکم اخراج وی فورا باید متوقف شود. فدراسیون در آن نامه مشخصا از دفتر سازمان ملل در ترکیه خواست بنا به مسئولیت و اختیاراتی که در قبال جان و زندگی پناهندگان دارد در اسرع وقت برای جلوگیری از استرداد پیمان پیرداده به ایران اقدام کند. لازم به ذکر است که نامه سرگشاده فدراسیون همزمان برای دفتر مرکزی کمیساریای عالی پناهندگان  سازمان ملل در ژنو وبسیاری از سازمانهای مدافع حقوق پناهندگان در سطح بین المللی و بیش از ۳۰ رسانه خبری در ترکیه ارسال شد.

خوشبختانه روز پنجشنبه هفتم فوریه ایمان نامه دفتر UNHCR (یوان) را دریافت کرد و با دریافت این نامه حکم اخراج وی متوقف شد و از این سازمان درخواست پناهندگی سیاسی کرد. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی این موفقیت را به ایمان پیرداده و همسرش حدیث بیراوند و فعالین فدراسیون تبریک می گوید.

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

۸ فوریه ۲۰۱۳

 

 

 

 

اطلاعیه فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی ساعت کار دفتر فدراسیون جهت مشاوره حقوقی با متقاضیان پناهندگی

به اطلاع می رسانیم که دفتر فدراسیون از دوشنبه تا پنجشنبه هر روزه از ساعت ۲ تا ۶ بعدازظهر به وقت اروپای مرکزی برای مشاوره و گفتگو با متقاضیان پناهندگی باز است.

 

روزهای سه شنبه و پنجشنبه به مشاوره حضوری با متقاضیان پناهندگی اختصاص دارد.این مشاوره ها در بقیه روزها از طریق تلفن و امکانات اینترنتی صورت می گیرد.

 

 توجه داشته باشید که به اندازه کافی، جهت استفاده عموم، پاسخ به سئوالات متقاضیان پناهندگی را در سایت فدراسیون منتشر کرده ایم. به همین دلیل فدراسیون به سئوالات تکراری پاسخ نمی دهد. ولی کماکان تلاش ما این است که بسیاری از پرسش و پاسخهای صورت گرفته که مشکل امنیتی برای متقاضیان پناهندگی و مراجعه کنندگان از ایران  پیدا نمیکند را روی سایت و در نشریه همبستگی منتشر کنیم تا مورد استفاده عموم قرار گیرد.

 

محل دیدار:

 دفتر همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

Linnegatan 21 

 ایستگاه Prinsgatan

                          با خط های ۱ و ۶

طبقه سوم ساختمان Viktoriahuset جنب سینما هاگا

 

                         تلفنهای تماس:

                         بهنام آزاد         76220311 0046

                        عبدالله اسدی     737178819 0046

                        تلفن دفتر          0046313209330 

 

تشدید اقدامات سخت گیرانه علیه پناهجویان در سوئد . گفتگوی عزت دولت آبادی با عبدالله براهوئی پناهجو و عبدالله اسدی دبیر فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

گفتگوی عبدالله اسدی با رادیو همبستگی در استکهلم در مورد طرح دولت سوئد برای اخراج پناهجویان

To: UNHCR BO Ankara Turkey about Iman Pirdad

 

To: UNHCR BO Ankara Turkey

E-mail:turan@unhcr.ch, ennis@unhcr.ch

Fax: 00903124412173

 

۲۸ January 2013

 

To the United Nations High Commissioner for Refugees, Ankara, Turkey

To Turkish Ministry of Internal Affairs

 

RE: Iman Pirdadeh …

 

Risk of deportation of an Iranian political dissident from Turkey to Iran

 

I am writing to inform you that on Friday 18 January 2013 Mr Iman Pirdadeh, an Iranian political dissident, who had fled Iran with the intention of applying for political asylum in a European country, was arrested by the Turkish border police at Istanbul Ataturk Airport and is currently being detained.

 

It should be noted that Mr Pirdadeh’s wife, Mrs Hadis Beyranvand, applied for political asylum in Norway two years ago, and is currently living in Norway.  Mrs Hadis Beyranvand, who has informed the International Federation of Iranian Refugees (IFIR) about the detention of her husband, has asked the UNHCR in Turkey and all human rights and refugee rights organisations to do all they can to stop the deportation of her husband to Iran. Mr Iman Pirdadeh is a political activist and if  he were to be deported to Iran, he would be in danger of being detained and severely punished by the judicial and security authorities of the Islamic Republic.

 

According to our information, since his detention, Mr Pirdadeh has tried to make contact with the UNHCR in Ankara in order to submit his application for asylum.  However, the police in Izmir, where Mr Pirdadeh is being held, have prevented him from contacting the UNHCR, and have told him that he has no other option but to return to Iran.  Unfortunately, the experience of our Organisation over many years of defending the rights of Iranian refugees in Turkey is that the Turkish police on many occasions has deported asylum seekers to Iran, who have then either been executed by the Islamic Republic authorities or held for years under torture in Iran’s prisons.  This is a grave concern of Mr Pirdadeh’s wife and family in Norway.  Mr Pirdadeh is currently being held in the Molai Camp in Izmir.

 

As you are aware, Iran is a highly dangerous place for human rights activists and political dissidents.  Mr Pirdadeh’s life and safety would therefor be in grave danger if he were to be returned to Iran.  Mr Pirdadeh is in urgent need of protection as a political refugee in accordance with the 1951 Geneva Convention, and the 1967 Protocol Relating to the Status of Refugees on ground of his well-founded fear of persecution by the Islamic Republic authorities.

 

The International Federation of Iranian Refugees (IFIR) therefore requests the UNHCR in Turkey, exercising its powers and responsibilities in protecting the lives and safety of refugees, to take urgent steps to stop the imminent deportation of Mr Iman Pirdadeh to Iran. 

 

Yours faithfully,

 

Abdollah Asadi

Secretary,

International Federation of Iranian Refugees (IFIR)

 

نامه فدراسیون به کمیساریای عالی پناهندگان در ترکیه در مورد ایمان پیرداد به فارسی

 

 

به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در ترکیه- آنکارا

به وزارت کشور ترکیه

Iman Pirdadeh

خطر استرداد یک فعال سیاسی از سوی دولت ترکیه به ایران

به اطلاع میرسانیم که روز جمعه ۱۸ ژانویه ۲۰۱۳ ایمان پیرداده یکی از فعالین سیاسی مخالف رژیم ایران که به قصد درخواست پناهندگی از یکی از کشورهای اروپای از ایران خارج شده بود در فرودگاه آتاترک در استامبول از سوی پلیس مرزی این کشور دستگیر و بازداشت گردید.

 

لازم به ذکر است که همسر ایمان پیرداده دو سال پیش از کشور نروژ درخواست پناهندگی سیاسی کرده و هم اکنون در نروژ زندگی می کند. خانم حدیث که بیراوند که خبر بازداشت همسرش را به فدراسیون رسانده است از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در ترکیه  و از همه سازمانهای مدافع حقوق پناهندگی ومدافعین حقوق بشر خواسته است به هرشکلی که شده تلاش کنند جلو اخراج همسرش را به ایران بگیرند چون در صورت بازگرداندن ایمان به ایران این خطر وجود دارد که از سوی دستگاههای قضائی و امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت و مورد مجازات سنگین قرار بگیرد.

 

برطبق اطلاعاتی که به دفتر مرکزی فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی رسیده است، ایمان پیرداده از هنگامی که بازداشت شده است در تلاش بوده تا با کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در آنکارا تماس بگیرد و از این سازمان درخواست پناهندگی کند. اما پلیس شهر ازمیر که ایمان پیرداده در آن در بازداشت بسر می برد از تماس و درخواست پناهندگی وی از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل جلوگیری به عمل آورده و به او گفته اند جزء بازگشت به ایران هیچ راه حل دیگری ندارد. متاسفانه تجربه تاکنونی سازمان ما در دفاع از حقوق پناهندگان ایرانی در ترکیه  نشان می دهد که پلیس آن کشور در بسیاری از مواقع متقاضیان پناهندگی را به ایران دیپرت کرده یا سالها در زندان زیر شکنجه نگاه داشته شده اند و یا از سوی دستگاههای قضائی جمهوری اسلامی به جوخه اعدام سپرده شده اند.این یکی از نگرانی های همسر ایمان پیرداده در کشور نروژ و بستگان آنهاست.

 

از این جهت فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در ترکیه میخواهد که برطبق مسئولیت و اختیاراتی که در قبال جان و زندگی پناهندگان دارد در اسرع وقت برای جلوگیری از استرداد پیمان پیرداده به ایران اقدام کند. همان طور که پیشتر اشاره شد ایمان هم اکنون در کمپ مولایMolai) ) در شهر ازمیر ترکیه بسر می برد.

 

نه ایمان پیرداده و نه هیچ پناهنده دیگری نباید به  ایران بازگردانده شود. برای اینکه در ایران  یک مشت آخوند حاکمیت می کنند که در تمدن و دستگاه فکری آنها هیچ نشانی از رعایت حقوق بشر وجود ندارد.بسیاری از قوانین کشور بر اساس قانون مجازات اسلامی بنا شده است. به همین دلیل در اجرای قوانین اسلامی در هر موردی که باشد بسیار ظالمانه عمل می کنند. زندانهای  جمهوری اسلامی مملو از فعالین سیاسی است و  هر هفته شماری از آنها را به جوخه اعدام می سپارند. شکنجه زندانیان سیاسی از فعالین اتحادیه ای، تا رهبران داشجوی، از وبلاگ نویسان تا خبرنگار و روزنامه نگاران و  وکلای مدافع متهمین و هر کس که ادعای عدالت خواهی  و حقوق بشر کند جان و زندگیشان در ایران با خطر جدی مواجه می شود. اقلیت های مذهبی و جنسی در ایران در بسیاری از موارد با مجازات مرگ مواجه می شوند.

 

بنا به همین دلیل و برطبق معیارهای جهانی برای رعایت حقوق بشر و بر اساس کنوانسیون ۱۹۵۱ و پروتکل ۱۹۶۷ سازمان ملل هرکس که در نتیجه جنگ، عقیده، فعالیت مذهبی‌، حزبی، سیاسی و مسأیلی از این دست در معرض بازداشت و شکنجه و زندان و  تهدید جانی و مجازات مرگ قرار بگیرد، باید از تمام حقوق کامل یک پناهنده برخوردار باشد. ایمان پیرداده نیز یکی از این موارد است  که لازم است از تمام  این حقوق برخوردار شود.

عبدالله اسدی

دبیر همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

۲۷ ژانویه ۲۰۱۳

 

 

 

 

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی