۷۰ پناهجو در شهر مونیخ دست به اعتصاب غذای خشک زده‌اند

panahjoo 525 x 295

زنی حامله، مادری به همراه دو کودک ۸ و ۹ ساله و جوانی که معتقد است در افریقا با گلوله کشته می‌شد اما اکنون در اینجا به تدریج می‌میرد، جزو پناهجویانی هستند که در اعتراض به وضعیت ناگوار خود به اعتصاب غذای خشک دست زده‌اند.

۷۰ پناهجو از روز شنبه اول تیر، برابر ۲۲ ژوئن، در میدان “ریندرمارکت” در مرکز شهر مونیخ به منظور اعتراض به وضعیت زندگی‌شان دست به اعتصاب غذا زده‌اند. این پناهجویان از کشورهای مختلفی مثل ایران، افغانستان و کشورهای افریقایی هستند. به گزارش خبرگزاری آلمان در کنفرانس خبری که روز سه‌شنبه چهارم تیر، ۲۵ ژوئن، در این باره تشکیل شد، افراد این گروه اعلام کردند که دست به اعتصاب خشک زده‌اند. اعتصاب‌کنندگان گفته‌اند که اقدام آنها یک پیام مشخص دارد: «ما شهروند نیستیم، هیچ حقی نداریم، ما خواهان تغییر شرایطمان هستیم». یک زن باردار آفریقایی و زنی ایرانی – افغان همراه با دو کودک هشت و نه ساله در میان اعتصاب‌کنندگان هستند.

این پناهجویان نامه سرگشاده‌ای نیز به آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان، و آندریاس فوس‌کوله رئیس دادگاه حمایت از قانون اساسی آلمان نوشته ‌و در آن از شرایط پناهجویان در آلمان انتقاد کرده‌اند. در این نامه توضیح داده شده که پناهجویان در کمپ‌های پناهندگی به انزوا می‌افتند، آزادی رفت و آمد ندارند و مدام در خطر اخراج قرار دارند. تا کنون ایالت بایرن که توسط دو حزب سوسیال مسیحی و لیبرال‌ها اداره می‌شود، به این نامه و نیز اعتراضات پناهجویان پاسخی نداده اما حزب سوسیال دموکرات مونیخ با اعتصاب‌کنندگان اعلام همبستگی کرده است. رئیس شعبه حزب یادشده در مونیخ و همچنین همکار او در پارلمان بایرن از دولت آلمان خواسته‌اند که قانون اقامت اجباری در محل کمپ، ممنوعیت کار در سال اول پناهجویی و دادن بسته‌های غذایی به پناهجویان را لغو کنند. اینها خواست‌هایی بودند که ۳۵۰ تظاهرکننده نیز در روز شنبه درمونیخ بر روی پلاکاردهای خود نوشته بودند. این تظاهرکنندگان همچنین خواهان این بودند که کودکان پناهجو از پدر و مادرانشان جدا نشوند.

 

خواست‌های اعتصاب‌کنندگان

پناهجویان از روز شنبه زیر این چادرها دست به تحصن و اعتصاب غذا زده‌اند پناهجویان از روز شنبه زیر این چادرها دست به تحصن و اعتصاب غذا زده‌اند .“حنیفه وفایی” ۲۸ ساله از پدر و مادری افغان در ایران به دنیا آمده و از ایران به همراه سه فرزند و همسرش از مرز زمینی به ترکیه و یونان و سپس به مجارستان رفته است. این خانم در مجارستان با یک تاکسی که تنها چهار نفر جای خالی داشته به اتفاق همسر و دو فرزند ۸ و ۹ ساله‌اش به آلمان می‌‌آیند اما پسر ۱۲ ساله آنها می‌ماند تا با تاکسی بعدی فرستاده شود. این نوجوان ۱۲ ساله در اتریش توسط پلیس دستگیر می‌شود و هم‌اکنون در پاسگاه مرزی پلیس اتریش زندانی است.

همسر حنیفه به محض ورود به خاک آلمان به زندان مخصوص کسانی که حکم “اخراج” گرفته‌اند و باید خاک آلمان را ترک کنند فرستاده می‌شود و خود او نیز باید تا دو روز دیگر خاک آلمان را ترک کند. او هم اکنون به همراه دو فرزند ۸ و ۹ ساله‌ در چادر محل تحصن پناهجویان در میدان ریندرمارکت مونیخ در اعتصاب غذا به سر می‌برد. او به دویچه‌وله می‌گوید خواسته‌اش این است که دولت آلمان او و خانواده‌اش را به عنوان پناهنده بپذیرد و هرچه سریعتر پسر ۱۲ ساله‌اش هم به آنها ملحق شود. پناهجوی دیگری به نام امید ۲۹ ساله که چهار سال است تقاضای پناهندگی داده به دویچه‌وله می‌گوید که خواست اصلی او قبول درخواست پناهندگی او و پایان گرفتن این بلاتکلیفی است. به گفته امید کسانی در میان اعتصاب‌کنندگان هستند که ۱۰ سال است تقاضای پناهدگی داده و همچنان بلاتکلیف هستند. امید به دویچه‌وله می‌گوید: «تقاضاهای ما برای بهبود وضعیت کمپ‌های پناهندگی از ۱۵ ماه پیش در مارس ۲۰۱۲ آغاز شد و با راهپیمایی پناهجویان در سرتاسر آلمان علنی شد و ما با نمایندگان مجلس هم درباره مشکلاتمان صحبت کردیم اما متاسفانه تا کنون هیچ نتیجه‌ای نداشته است».

“مرگ تدریجی”

سایت تلویزیون دولتی بایرن با یکی دیگر از این پناهجویان به نام “روبرت سِکو” گفت‌وگو کرده. او اعتصاب غذا را فریاد یاری دانسته و گفته: «ما انسانیم و باید با ما مثل یک انسان رفتار شود. ما هیچ حقوقی نداریم و می‌خواهیم این شرایط تغییر کند».

 

“وادو واتول” پناهجوی دیگری است که به تلویزیون مونیخ گفته که احساس می‌کند او را تنها گذاشته‌اند. این جوان اهل اتیوپی در حالی که گریه می‌کرد گفته است: «ما خانواده و کشورمان را ترک کردیم و حالا داریم در یک زندان مشابه آنچه قبلا گرفتار آن بودیم زندگی می‌کنیم». “لوکاس یوهانس” پناهجوی دیگر اتیوپیایی گفته: «ما در سرزمینمان با گلوله کشته می‌شویم و اینجا به تدریج می‌میریم».

 

 

 

محمدتقی فراهانی: عجب رسمیه رسم زمونه

m farahani

واقعا” عجب رسمیه رسم زمونه، بعداز رویداد انتخابات رئیس جمهور در سال ۸۸ و آن رسوائی بزرگ تقلب در معرفی رئیس جمهور، ملاها دوباره بعد از چهار سال خود را برای نمایش مسخره دیگر آماده می کنند. و با ترفندهای مختلف تنور این نمایش را گرم می کنند و این بار اول نیست که ما شاهد چنین اتفاقاتی هستیم چون از یک مشت حیوان آدم نما انتظار چیز دیگری نمیرود. در کجای دنیا چنین مناظری را می بینیم، برای مثال در آلمان یک نفر را حزب برنده در انتخابات معرفی می کنند و مدتی مشخص به عنوان نخست وزیر انجام وظیفه می کند بعد هم میرود دنبال کارش و نفر بعدی و یا در آمریکا وقتی رئیس جمهور حزب انجام وظیفه می کند  و حداکثر بعد از چهار سال یک دوره دیگر انتخاب می شود و سپس برای همیشه از صحنه خارج می گردد و معمولا به مزرعه می رود و به گاوداری می پردازد. اما  در ایران، بعد از سی و شش سال هنوز تعدادی اندک که این دیار را اشغال کرده اند با بازی های تکراری سر مردم را شیره می مالند. یعنی اگر باور داشته باشیم آنچه را می بینیم بازی نیست پس چگونه است شخصی مثل رفسنجانی برای چندمین بار توسط لاشخورهای دیگر لجن مال میشود و دوباره خود را کاندید میکند و یا محسن رضائی که بعد از انتخابات قبلی خودش آمد و گفت در انتخابات تقلب شده و مجددا” شاهد حضور او در صحنه هستیم و بقیه … وبا بهانه های مختلف همدیگر را جابجا می کنند و انسان خنده اش میگیرد و قتی می شنود رئیس مصلحت نظام مصلحت ریاست جمهوری را ندارد، چرا؟ برای این که پیر است، گویی تمام کسانی که نظام را اشغال کرده اند جوانان بیست و پنج ساله هستند. یعنی بر این کفتارهای پیر واقعا” امر مشتبهه شده که فقط رفسنجانی پیر شده؟ که اگر اینطور بود و قرار نیست یک نفر پیر رئیس جمهور شود چرا مصلحت نظام را بدستش سپرده اید؟ نه همه شان خوب میدانند ولی سیاستشان این چنین اقتضا میکند که هر روز با یک ترفند جدید مردم را سرکار بگذارند و خوشبختانه مردم ما، مردم هوشمند ما آگاه شده اند و هرگز توجهی به این بازیها ندارند اما متاسفانه در یک گلستان داخل گلها علفهای هرز هم میروید که باید بموقع آنها را قیچی کنند و بدور بریزند که در یک کشور هفتاد و پنج میلیون نفری حدود چند میلیونی باین نظام باور دارند که با آغاز انتخابات خودشان را بمراکز اخذ رای میرسانند و باین جانوران رای میدهند ولی برای مردم که چندهزار سال تاریخ پشت سر خود دارند این تعداد بسیار زیاد است، البته کثیری از اشخاص وظیفه بگیرام خود فروخته و خانواده هایشان هستند که در آینده ای نه چندان دور در دادگاههای نظام جانشین محاکمه می شوند. اما مردم ما باید همچنان هشیار باشند و در روز انتخابات در خانه بنشینند و به هیچ عنوان در این نمایش مضحک شرکت نکنند زیرا تنها گذاشتن این زالوها باعث پیروزی ملت ایران است. تنها از این راه است که میتوان با این وحشی ها مبارزه کرد و وقتی ببینند حنایشان دیگر رنگی ندارد و بازارشان بی مشتریست خودشان دکانشان را تخته می کنند

                                                                                                                              زنده باد آزادی
                                                                                                                     
                                                                                                                               نابود باد استبداد

رضا سعادتجو: دست ها بالا دزد در خانه است

Reza Saadatjou

آری سالها با دزدان زندگی کرده ایم، دزد ها یکی یکی به مقامهای عالیه رسیدند، نیمی از ما اعتراض کردند و نیمی سکوت. در فصل های شکنجه و اعدام، دزدها دزد تر شدند، قاتل تر و وحشی تر.

اینک مثل هر بار، جمهوری آخوندی ایران با پیراهن آزادی و با وصله دمکراسی اسلامی و با بیان اینکه هر ایرانی حق انتخاب رئیس جمهور مورد علاقه خود را دارد؛ با تبلیغات فراوان خواهان ایجاد شور و شوق میان مردم  و برگزاری یک انتخابات سراسر رسانه ای است. چرا که با نشان دادن این شور شوق، این بازی انتصابی را انتخاباتی نشان خواهد داد.

در کشوری که حزب ها با گرایش های مختلف وجود ندارند و گروههای سیاسی مخالف نظام با حمایت مردمی نیز اجازه حضور درعرصه انتحابات را حتی از طریق یک تریبون آزاد ندارند. چگونه حرف از انتخابات زده می شود؟  

چگونه شورای نگهبان با رد و یا صلاحیت دادن به برخی از کسانی که خود آنان را تایید کرده و بجای مردم تصمیم گرفته است؛ خواهان انتخاب آنان از طریق آرا می باشد؟ آیا خود شورای نگهبان مورد تایید اکثریت مردم می باشد؟

صحبت از شورای نگهبان، رئیس جمهور، مجلس فرمایشی و یا حتی بالاترین مقام جمهوری اسلامی ایران یعنی رهبری نیست که با تغییر هر کدام از اینان، این ویرانه آباد شود، و ما به همین دلیل ساده خوشنود و راضی گردیم. نه اینگونه نیست و باید ذکر کنم که ما با کل نظام جمهوری اسلامی و با تمام تفکراتش مشکل داریم و فقط با حذف این نظام میتوانیم احساس امنیت برای خود و فرزندانمان و سرزمین عزیزمان را نماییم.

فردا روز، به انتخابات نمی رویم چرا که ما خواهان سرنگونی  خود جمهوری اسلامی هستیم و میدانیم که انتصابات از هم اینک انجام گرفته است و تمام این اتفاقات، از سخنان رئیس جمهور که خود را مخالف رهبری نشان داده است تا سکوت آقای رفسنجانی پس از به زندان رفتن فرزندانش و همچنین آقای مشایی که سر از مجلس رقص در ترکیه بیرون آورد و بعد از آن از تاریخ و افتخارات ایرانیان سخن گفت، همه و همه یک بازی کثیف سیاسی از طرف خود جمهوری اسلامی بوده و برای پیشبرد اهداف شومشان، همواره با دستهای خونینشان این بازیهای کوچک و بزرگ را انجام می دهند.

حال سوال می پرسم… چرا باید رای دهیم وقتی تصویر صفوف انتخاباتی مهر بر تایید نظام اسلامی می گردد؟ چرا باید رای دهیم وقتی درخت دمکراسی سالها در این نظام بی ریشه است و آزادی بیان و اندیشه در این حکومت مفهومی ندارد؟

به نوشته یکی از دوستان، ساده بگویم… وقتی تو نمی توانی با سلیقه ات، برای پوشش خود لباسی انتخاب کنی چگونه می توانی برای کشورات این اجازه را داشته باشی، رئیس جمهور انتخاب کنی؟

دیروزها آمدند، رفتند. دیروزهای خونین، دیروزهای شکنجه، همانند امروز… ما حرف از انتصابات میزنیم و تو خود را آماده میکنی که مثلا در انتخابات شرکت کنی، به حرف هایمان گوش نمی دهی و نمی دانی در همین لحظه، یک آزادیخواه در چنگال های رژیم، تنها به دلیل تفکرات سیاسی اش اعدام می شود.

خشنود نباش، و با حیله این حیله گران، راه گم نکن.

 امروز غیر از تو تمام مردم ایران می دانند که دزد در خانه است… دست ها بالا. 

رضا سعادت جو             

 

 

 

الهام لطیفی: عجب دردیه ،آروم نمیشه از ترسه، از تنهایی ، از دوری ، از ناتوانیه ،از…………..نمیدونم از هر چی هست درمون نداره

elham latfi 137 x 159

به اونایی که داخل ایرانن می گیم رای ندید، می گن شما اینجا نیستید  شرایط رو نمیدونید و از چیزی خبر ندارید، افسوس چه زود غریبه شدیم  دیگه ما رو از خودشون نمیدونن، کم کم به فراموشی سپرده شدیم. چه  دردی داره، یعنی یادشون رفته به این زودی که  ما همون آدمهایی هستیم که دوش به دوش اونا تو خیابونا وایسادیم جلو حکومت و ساز مخالفت زدیم؛ همونآیی که له شدیم، همونایی که آبرومونو بردند، هموونایی که طرد شدیم، همونایی که اعلام کردیم ادامه میدیم همونآیی که خفمون کردند همونآیی که فراری شدیم همونآیی که آواره ایم، بازم بگم یادتون اومد؟! دیدید غریبه نیستیم؟! سد شکن هستیم………….

ما اینیم میخوایید جای ما باشید پس چرا ساکتید؟

این همه خدمت کردیم، این همه ساختیم، این همه گذشت کردیم، آخرش که چی، یه بار گفتیم حق مردم رو بدید ……، این طور ناجوانمردانه ما رو در هم شکستند، لِهمان کردند، طوری زیر پایمان را خالی کردند که انگار ما از بیرون وغریبه بودیم، حریمها را شکستند، فرو ریختند، طوری با معترضین  رفتار کردند که تکه تکه شوند، به نام اسلام و قرآن تجاوز را فتوی دادند، پس تابع چه دین کریهی هستید که در نامش به زنان شوهر دار تجاوز میشود ومشکلی ندارد، به دختران شب قبل از اعدام لطف میشود، به پسران و مردان آن  هم با باتوم تعرض میکنند و چون برای نجات تاج وتخت اسلام بدور ازانسانیت هر کاری بکنند  صحیح است.

طوری فرو ریختند که تا چهل سال در آرامش باشند اما همین دلایل کافیست تا تک تک ما از سراسر دنیا با هر دید انسانی و دینی برای جان همنوعانمان بپا خیزیم. آری ما همه هستیم. عیب شما این است که داخل نشینها را هم فراموش کردید. همان هایی که از حدود دو ماه پیش دوباره میهمان زندانا هستند . سر درد مفرطی چند روزی است مرا آزار میدهد. همه چیز دوباره تکرار شد اما نکتۀ نگران کننده فراموشیی است که مردم  به خود دعوت کرده اند. اما همین سوسوی شما مبارزین که با تحمل درد باز هم ادامه میدهید برای زنده بودن کافیست. تمام آن انسانهای رنج دیده مقاومتر از قبل  ایستاده اند. شما باز هم فریب گویش و رنگ وظاهر فریبنده  این ریا کاران را خوردید.

امیدوارم این دوره ریاست جمهوری که  مضحک ترین ادوار ریاست جمهوری در ایران است هم مانند دوره های قبل زلزله ایی عظیم تر از قبل در دستگاه غیر دموکراتیک حکومت فاسد و فاسق آخوندی رو ایجاد کنه که دیگه به هیچ وجه قابل جبران نباشه. دیگر هیچ چیز مشکلات درونی رژیم را پنهون نمیکنه. خود دولت هم میدونه.

پس تامل چرا؟

 

آیا باز میگوئید بیرونید وشعار میدهید؟؟ هنوز هم میخواهید با هم باشیم؟ پس برخیزید. 

گزارشی از برگزاری تظاهرات ها در حمایت از پناهجویان در شهرهای سوئد در روز ۶ ژوئن

همان طورکه پیشتراعلام شده بود روز ششم ژوئن به فراخوان جنبش دفاع از حقوق پناهندگی Asylrölelse)) تظاهرات های در هفت شهر سوئد برگزار گردید.این تظاهرات ها در همبستگی و حمایت از پناهجویان پرونده بسته و بدون مدرک و در اعتراض به سیاستهای سخت و غیر انسانی دولت سوئد در برخورد به پناهجویان برگزار گردید.این اعتراضات در شهرهای مالمو، استکهلم، یوله، گوتنبرگ، امئو، بروس، بودن و سوندسوال صورت گرفت. سوسن صابری که از طرف فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در تظاهرات گوتنبرگ به زبان سوئدی سخنرانی می کرد، ضمن اشاره به سیاست های سختگیرانه و غیر انسانی دولت سوئد در برخورد به متقاضیان پناهندگی، خواستار برسمیت شناختن خواست ها و مطالبات زیر شد.

 

متوقف کردن فوری پروژه Reva، اقامت دسته جمعی (امنستی) به پناهجویان مخفی، متوقف کردن حکم اخراج پناهجویانی که بدلیل ترس از زندان و شکنجه و اعدام و جنگ و ناامنی اجتماعی ناچار به فرار و ترک محل زندگی خود شده اند. رسیدگی مجدد به تقاصای پناهندگی کلیه کسانی که پرونده هایشان بسته شده است. لغو تصمیم قطع کمک هزینه پناهجویان پرونده بسته و افزایش کمک هزینه متقاضیان پناهندگی.

 

این تظاهرات ها به دعوت چند سازمان و نهاد مدافع حقوق پناهندگی برگزار گردید. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی یکی از برگزار کنندگان آن در شهرهای مختلف سوئد بود. در میتینگ ها و اعتراضاتی که در روز ششم ژوئن برگزار گردید؛ شرکت کنندگان با اجرای موزیک و با در دست گرفتن پلاکارد ها و باندرول و سر دادن شعار و سخنرانی علیه راسیسم و نژاد پرستی و دفاع از حقوق پناهندگی توجه افکار عمومی جامعه سوئد را به شرایط سخت پناهندگی در این کشور جلب کردند.

 

حسن صالحی از مسئولین فدراسیون در شهر مالمو در یک سخنرانی کوتاه از اهمیت همبستگی و حمایت از پناهجویان سخنرانی کرد. وی گفت: زمان آن رسیده است که بجای اخراج پناهجویان به دام شکنجه و زندان به آنها یک زندگی ایمن در سوئد بدهیم. زمان آن رسیده است که بجای شکار پناهجویان در متروها آنها را در آغوش بگیریم و به مواظبت و مراقبت از آنها بپردازیم. زمان آن فرا رسیده است که بجای دست رد زدن به سینه کودکان پناهنده به آنها آینده ای پر امید اهدا کنیم.

 

امید صالحی درشهر بروس هم یکی دیگر از سخنرانان تظاهرات ششم ژوئن از طرف فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی بود. وی در سخنرانی خود ضمن محکوم کردن سیاست های سختگیرانه دولت سوئد در مورد پذیرش پناهندگان خواستار یک سیاست انسانی تر شد. اگر چه طرح (Reva)  به عنوان تصمیم دولت سوئد برای اخراج پناهجویان پرونده بسته و مهاجران بدون مدرک متوقف نشده است ولی بدلیل اعتراضاتی که از اول ماه مارس ۲۰۱۳ تا به امروز ادامه داشته است، خانه گردی ها و کنترل کارت شناسایی و حمله به محیط کار پناهجویان بشدت کاهش پیدا کرده است.  

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – واحد سوئد

 

۸ ژوئن ۲۰۱۳

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی: در تظاهرات ۱۶ ژوئن روز بین الملی پناهندگی در سیدنی استرالیا شرکت کنید

مدافعان و پشتیبانان پناهجویان در روز یکشنبه ۱۶ جون در ساعت ۱ بعد از ظهر در تان هال سیتی گرد هم می ایند و با راهپیمای اعتراض و خشم خود برعلیه سیاست های ضد پناهندگی دولت استرالیا را فریاد خواهند زد.

 

به یمن مبارزات مدافعان پناهندگی و تظاهراتهای خود پناهجویان در بند دولت استرالیا،  یک جنبش رو به رشد اجتماعی عظیمی به نفع پناهجویان در جریان بوده و دولت استرالیا را به مصاف طلبیده است.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی دوش بدوش دیگر مدافعان پناهندگی بر علیه توحش و دشمنی دولت استرالیا مبارزه کرده است و به این مبارزه تا بسته شدن تمام بازداشتگاههای پناهندگی و احقاق حقوق پناهجویان ادامه خواهد داد.

 

برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید با ناظری با شماره ذیل تماس حاصل نمایید

 

به امید پیروزی

فدراسیون سراسری پناهدگان ایرانی

 

تلفن تماس  0413467243

گزارش کوتاهی از برگزاری تظاهرات حمایتی از پناهجویان در شهر مالمو

روز ۶ ژوتن در ۷ شهر سوئد اعتراضاتی از سوی جنبش دفاع از حق پناهندگی در همبستگی با پناهجویان و در اعتراض به سیاستهای غیر انسانی دولت سوئد برگزار شد. در شهر مالمو نیز این تظاهرات به دعوت چند سازمان و نهاد سوئدی و غیر سوئدی و از جمله فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی برگزار شد. در این میتینگ اعتراضی که با اجرای موزیک رپ اعتراضی همراه بود، همه سحنرانان از همبستگی با پناهجویان سخن گفتند و راسیسم، نژاد پرستی و سیاستها غیر انسانی دولت سوئد در زمینه پناهندگی را محکوم کردند. حسن صالحی یکی ار مسئولین فدراسیون در شهر مالمو در یک سخنرانی کوتاه ار اهمیت همبستگی و حمایت از پناهجویان حرف زد. وی گفت: زمان آن رسیده است که بجای اخراج پناهجویان به دام شکنجه و زندان به آنها یک زندگی ایمن در سوئد بدهیم. زمان آن رسیده است که بجای شکار پناهجویان در متروها آنها را در آغوش بگیریم و به مواظبت و مراقبت از آنها بپردازیم. زمان آن فرارسیده است که بجای دست رد زدن به سینه کودکان پناهنده به آنها آینده ای پر امید را اهدا کنیم.

 

این میتینگ در میدان گوستاو آدولف برگزار شد و بمدت ۱ ساعت از ساعت ۴ تا ۵ بعد از ظهر به طول انجامید.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی- مالمو

۶ ژوئن ۲۰۱۳

 

 

توحید یاشاری: مرگ تدریجی دریاچه ارومیه

tohid 384 x 512 192 x 256

 

 دریاچه ارومیه در شمالغرب کشور بزرگترین دریاچه داخلی کشور و دومین دریاچه آبشور دنیاست. این دریاچه با وسعتی بیشاز ۵۰۰۰ کیلومترمربع ، همواره در طول تاریخ دچار افت و خیزهایی طبیعی از لحاظ وسعت و کمیت آب موجود آن بوده است.    اینکه مقدار آب موجودی یک دریاچه کم یا زیاد شود در اکثر مواقع وابسته شرایط طبیعی و زیست محیطی و در مواقعی هم به  علت دست اندازی و دخالت های انسانی میباشد که با گذشت زمان و در اکثر مواقع طبیعت خود دوباره تعادل و توازن را در   محیط بوجود اورده است.                                                                                                                      

اما مسئله و مشکل دریاچه ارومیه خیلی بیشتر از اینها میباشد.وخامت اوضاع در این منطقه از کشور بدلایل بسیاری از جمله   مشکلات بارندگی و خشکسالی های اخیر؛ برداشت های غیراصولی از ابهای موجود تغذیه کننده حوزه این دریاچه میباشد.      

در بررسی عوامل موثر پروسه خشک شدن تدریجی دریاچه ارومیه یک مسئله به طرز بارزی خودنمایی میکند که به نوبه خود مشکلات دیگر را تحت الشعاع قرار میدهد.بررسی این موضوع که خود از عوامل بسیار موثر در مرگ تدریجی این نگین زیبای خطه اذربایجان بوده.به نظر من از اهمیت حیاتی برخوردار است و چه بسا که رسیدن به یک  نتیجه مثبت و راه گشا بتواند مقدار بسیاری از این مشکلات را از سر راه بردارد.گرچه خیال یک چنین پیشامدی هم به لحاظ وجود عامل موثر که در زیر به ان خواهم پرداخت خیالی است خام و بسیار خوشبینانه جواب این سوال بسیار ساده است.رژیم ضد انسانی جمهوری اسلامی ایران.                                            

در وحله اول از انجاییکه این رژیم کمترین ارزشی به انسان و به طبع آن محیط زندگی انسانها قائل نیست  لذا خرابی و نابودی طبیعتش و مرگ و میر انسانهایش نیز از کمترین اهمیتی برخوردار نبوده و بالطبع این عامل در روند سیاست گذاری انها هم از جایگاهی  نخواهد دا شت.                                                                                                                   

رژیم ضد مردمی جمهوری اسلامی با ایجاد جاده میان گذر بر روی دریاچه ، ساخت دهها سد بر روی رودخانه های مهم تغذیه     کننذه این دریاچه دست به تخریب اکوسیستم منطقه زده است.                                                                            

غلط بودن  این استدلال حکومت که سعی میکند با فرافکنی و توجیه اینکه سد سازی موجب کنترل هرز رفتن اب های جاری و همچنین کمک به بهینه سازی کشاورزی است از انجا روشن است که در عرض مدت کوتاه ۱۰ ساله حدود ۶۰ درصد از مساحت این دریاچه که شامل حدود سه هزار کیلومترمربع میشود خشک و به شوره زار تبدیل شده است.پیامد این فاجعه عظیم اکولوژیکی نه تنها منطقه اذربایجان بلکه سطح وسیعی از استانهای همجوار و حتی کشورهای همسایه را نیز تحت تا ثیر قرار خوا هد   داد.خشک شدن دریاچه و بوجود امدن شوره زار همراه با وزش بادهای تند حرکت سونامی واربیش از ۱۰میلیاردتن ریزگردهای نمک را بوجود اورده و خواهد اورد.توجه اندکی به این ارقام خود عمق فاجعه را به وضوح نشان مبدهد.                        

مردم اذربایجان و افراد دوستدار محیط زیست، که به حق خواستار اتخاذ تدابیری سریع از طرف سیاستمداران بی کفایت جمهوری اسلامی هستند و بطور مسالمت امیز سعی در ارائه خواسته های مردمی شان میکنند نه تنها مورد توجه و شنوایی قرار نمی گیرند بلکه تجمعات مسالمت امیزشان هم توسط مزدوران ارتجاعی شان به شدت و با خشونت سرکوب میشوند.                                                        

رژیم جمهوری اسلامی در هراس از اینکه اعتراضات مسالمت آمیز مردمی آذربایجان  در ادامه به کانون حرکت های سیاسی  تبدیل شود و با متوسل شدن به شعارهای رنگ باخته همیشگی اش از جمله اینکه: این حرکت تحت تاثیر تبلیغات دشمنان خارجی، و وابسته نشان دادن آن به عوامل بیگانه، سعی در به گمراهی کشاندن آن و سیاه بازی های همیشگی اش میباشد. از دیدگاه این رژیم,هر آن کسی که کوچکترین اعتراضی و حرف مخالفی بزند حتما از جانب امریکا و اسرائیل ماموریت داشته است. این دیدگاه در برهه اعتراضات مردمی آذربایجان خود را بوضوح نشان داد.رژیم مرتجع جمهوری اسلامی علاوه بر اینکه این خیزش را بخشی از تحریکات امریکا و اسراییل معرفی میکرد، قدمی دیگر هم برداشته و کشورهای ترکیه و جمهوری اذربایجان را در ” تحریک”مردم سهیم کرد.                                                                                                              

  بر هیچ کسی پوشیده نیست که در طول عمر ننگین ۳۵ ساله رژیم اسلامی هر ان کسی که آوای آزادی و دموکراسی سر داده است بزعم اینها دست نشانده خارجی ها بوده اند.فرقی نمی کند که محتوای خواست ها و اعتراضات چی باشد. به بیانی ساده تر یا با اینهایی و یا اینکه دست نشانده امریکا و اسراییل و……                                                                          

رژیم سعی بسیار داشته و دارد که به نوعی مسئله و مشکل دریاچه ارومیه را یک مسئله ساده و بومی که نباید زیاد بهش بال و پر داد،وانمود کند. این سیاست را در تمامی رسانه هایش، مجلس ارتجاعی و دست نشانده اش و در سیاست های دولت بی کفایت و انتصابی رهبر مفلوکش شاهد هستیم. یک مثال زنده همانا رد لایحه دوفوریتی نجات دریاچه ارومیه در مجلس اسلامی از طرف اکثر ” نمایندگان ” بود. این امر نشان دهنده این است که موضوع از اهمیت چندانی برخوردار نیست و لازم به اتخاذ تدابیر فوق العاده ای نمی باشد.                                                                                                                         

شاید به نظر عده ای اینگونه جلوه کند که این مشکل یک معضل بومی و منطقه ای است و لازم نیست در جبهه ای وسیع و فرامنطقه ای به آن پرداخت.اما باید اذعان کرد که این برداشت های غلط چکیده ای از یک دیدگاه شوونیستی و ضد خلقی میباشد که همیشه و در طی سالیان متمادی تلاش کرده که جنبش های مردمی خلق های مختلف ساکن ایران زمین را سرکوب کرده و انها را به شکست بکشاند.                                                                                                                    

نوشته شده توسط : توحید یاشاری     lakeurmia - 1984-2010 414 x 295 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی