مژگان نخعی: من یک انسانم

mojgan naxaee

از بدو تاریخ بشر، از آن زمان که قابیل، هابیل را کشت، انسانیت کشته شد! انسان و برادری جای خود را به نفرت و انتقام داد.از زمان زنده به گور کردن دختران در قبایل وحشی اعراب بدوی، تنها به جرم دختر بودن نیز انسان و انسانیت مرد. از آن تاریخ که دین و جهالت در قبایل اعراب، قانون بی‌ هویتی را بر دختران و زنان اعمال داشت و اندک حقی‌ را برای آنان قائل نبودند و تا کنون که روز به روز در بی‌ فرهنگی‌ این جوامع ارزش‌ها رو به انحطاط میرود تا ناکجا آباد!

جای بسی‌ تأسف که در ایران آریایی ما نیز دوباره پس از چند دهه با سر کار آمدن حکومت دینی و مذهبی‌ قرون وسطایی این قوانین بدوی و عقب افتاده و استثمار گر‌ و ظالمانه حکم فرماست.اکنون میگویم و فریاد میزنم: از شما توقعی ندارم. زیرا که حق دادنی نیست،بلکه گرفتنیست. زیرا از آنچه که هستم مرا منع میکنند تا از بودن‌هایم بهراسم، و به نبودن‌هایم اکتفا کنم. زندگی‌ام مانند یک کودکی است عاصی‌ و سرکش که هیچ مبادایی ندارد.

هرچه برایش ممنوع میکنند بی‌مهابا به آن سرک می‌کشد. سخت میگیرند، سخت میشوم. اصرار میکنند،انکار می‌کنم  پا فشاری میکنند، پاهایم را قفل می‌کنم! آخر ..! من یک زنم!  زاده شده و زاینده،زن یعنی‌ زاینده، یعنی‌ آفریننده)  اگر نظم و قانون جهان در دست زنان بود،هیچ گاه جنگی در کار نبود!) پس تو ای دوست برای آن همه بی ‌رحمی و خشونتی که از سر جهل و نادانی بر من روا داشتند برای چه؟

بگذار تا بگویم:

اگر به خانه من آمدی برایم مداد بیاور مداد سیاه.می خواهم روی چهره ام خط بکشم تا به جرم زیبائی در قفس نیفتم،یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیافتم یک مداد پاک کن بده برای محو لبهایم,نمی خواهم کسی به هوای سرخیشان، سیاهم کند، یک بیلچه، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه درآورم شخم بزنم وجودم را بدون اینها راحت تر به بهشت می روم گویا یک تیغ بده،موهایم را ازته بتراشم، سرم هوائی بخورد و بدون واسطه روسری کمی بیاندیشم,نخ و سوزن هم بده، برای زبانم. می خواهم بدوزمش به سق. اینگونه فریادم بی صداتر است،قیچی یادت نرود میخواهم هر روز اندیشه هایم را سانسور کنم پودر رختشوئی هم لازم دارم برای شستشوی مغزی مغزم را که شستم،پهن کنم روی بند تا آرمانهایم را باد با خود ببرد به آنجائی که عرب نی انداخت. می دانی که؟ باید واقع بین بود صدا خفه کن هم اگر گیر آوردی بگیر می خواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب.برچسب فاحشه می زنندم بغضم را در گلو خفه کنم یک کپی از هویتم را هم می خواهم برای وقتی که خواهران و برادران دینی به قصد ارشاد.فحش و تحقیر تقدیمم می کنند، به یاد بیاورم که کیستم ترا به خدا اگر جائی دیدی حقی می فروختند برایم بخر تا در غذا بریزم،ترجیح میدهم خودم قبل ازدیگران حقم را بخورم سر آخر اگر پولی برایت ماند برایم یک پلاکارد بخر به شکل گردنبند بیاویزم به گردنم و رویش با حروف درشت بنویسم : من یک انسانممن هنوز یک انسانممن هر روز یک انسانم !



 

 

 

مهداد مهرگان: مراقب باشید، اتوبان مداح دارد

mahda mm 209 x 213

 مطمئنم کسی‌ نیست که از موضوع یا اتفاق چند هفته پیش اتوبان بابأیی تهران بی‌ خبر باشد. با علنی شدن این خبر یکی‌ دیگر از تعرّض‌ها و جنایت این رژیم رو شد و این بار توسط روضه خوان ولایت، مداح اهل بیت صورت گرفت.

شاهد ظهور سازمان یافته و جدی مداحان سیاسی در عرصه‌های مختلف حکومت هستیم،که با هدف جنجال برانگیز سیاسی و اجتماعی برای تخریب و جهت دادن‌ غلط به افکار عمومی تشکیل شده اند، مداحان به شکل سیاسی از آغاز دوران جنگ ایران و عراق در وجهه اسلامی به منظور بسیج نیروها شروع به کار کردند و از دهه هفتاد در دوران خاتمی این تشکل‌های موازی با بروز سیاسی بیشتر قدرت گرفتند، نیروی مهیج سازماندهی شده با مقبولیت سیاسی و دادن انگیزههای معنوی به منظور تحریک پا منبری‌ها و شستشوی مغزی به بهانه تقدس به عنوان ابزاری به دست حاکمیت قدرت یافتند که در تمام زمینها دخالت میکنند و حتی پا را فراتر از حدشان میگذارند، و در موارد بسیاری که صدمه اصلی‌ متوجه حاکمیت نشه و آسیب اصلی‌ به مردم برسد جمهوری اسلامی دلیلی‌ نمی‌بیند که مقابل آنها ایستادگی کند. 

بپردازیم به قضیه ی مداح معروف اهل بیت، محمود کریمی‌، یعنی‌ کسی‌ که در اتوبان بابایی تهران به خودرو در حال حرکت یک زوج جوان شلیک کرده و با لات بازی و فحشهای رکیک به آن دو جوان حمله ور شده،و بعد آنها را اوباش خطاب کرده، و در جای دیگر گفتند که محمود کریمی‌ در حال رانندگی‌ بود و سرنشین بغل دستی‌ به ماشین شلیک کرده،در حالی‌ که خود شخص مضروب اسلحه را در دست محمود کریمی‌ دیده بود.

و سوال اینجاست که چون یک مداح مورد عنایت آقاست و مورد قبول بیت رهبری، هر غلطی دلش می‌خواهد بکند. این مداح یعنی کریمی‌ برای عزاداری امام حسین و اتفاقی‌ که ۱۴۰۰ سال پیش افتاده،پسر خودش را میزند و کلی‌ اراجیف به اسم اسلام و نوحه از خودش میبافه و اینگونه دکان حیله و حقّه بازی راه انداختهٔ، این رفتار غیر عادی طبیعتاً از عقل سلیمی برخوردار نیست،و این اخلاق و رفتار وحشیانه در کریمی‌‌ها و هلالی‌ها به راحتی‌ قابل رویت هست.

در مورد تیراندازی مداح کریمی‌، هرکس که اندکی‌ از قانون جرایی اسلام آگاهی‌ داشته باشد،بدون هیچ شک و شبهه‌ای مداح مسلّح و تیرانداز طبق قانون همان اسلامی که این مداح روضه خوان و مدافع آن است،محارب و مفسد فی‌ الارض به حساب میاید ( طبق قانون در مورد هفت تیر کشی‌ و هر نوع سلاح که باعث رعب و وحشت و سلب آزادی شود و هرکس در هر کجا به روی مسلمان اسلحه بکشد محارب است و جرمش اعدام) ولی‌ آیا قوّه قضائیه او را به این جرم محاکمه و مجازات خواهد کرد؟ مسلما خیر، و اینگونه قوّه قضائیه فاسد جمهوری اسلامی در مورد مجازات مجرمین تبعیض اعمال می‌کند. فردی که مورد حمله قرار گرفته در چه فضایی و تحت چه فشاری شکایت خود را پس گرفته دلیل آن هم ارادت به امام حسین بیان کرده، البته بجز این راهی‌ نداشت، چون می‌دانست با چه اراذل و اوباشی طرف است و از شرّ نوچه و چاقو کشان درگاه ولایت رهبری یا سگان ولایت وقیح به اسم هواداران مداح در امان نخواهد بود،و چه کسی‌ و چه قانونی از جان و مال و ناموس او دفاع خواهد کرد؟

 آنطور که سردار رادان گفت،این یک مساله غیر عادی نبوده، چونکه مداح مجوز سلاح داشته،ولی‌ نگفته آیا این مردک مجاز است به هرکجا و هر کسی‌ شلیک کند؟ و یا اگر خودرو مضروب به علت شلیک منفجر میشد و مداح محل را ترک میکرد،صدای به جایی‌ می‌رسید؟آیا اتهام‌های اعضای سرکوب جمهوری اسلامی، مثل قتل و ضرب و جرح و محاربه که در مورد اسلحه کشی‌ مداح بیت خامنه‌ای به خوبی‌ قابل اطلاق است با رضایت دادن یا بهتر بگویم رضایت گرفتن شاکی‌ رفع میشود؟

 

سازمان سرکوب جمهوری اسلامی بخش‌ها و وظایف مختلفی‌ دارند که هرکدام وظایف خود را به خوبی‌ می‌دانند و در این ۳۵ سال با همین روش بر روی تمام جنایت مال کشی‌ کرده‌اند، از نیروهای عملیاتی‌ که میزنند و میکشند و شکنجه میکنند و … و از اینجا مابقی ارگانها به طور هماهنگ کار خود را شروع میکنند و عملیات ما بعد سرکوب را اجرا میکنند تا صدای قربانی و خانوادشان به جایی‌ نرسد، به عنوان مثال کلانتری با پیدا کردن راه حل قانونی موضوع را عادی نشان دهد،همچنین از نظر رسانه‌ای که با داستان سرایی ,جای متجاوز و قربای تغییر خواهد کرد،و اگر در نهایت عقب نشینی نکرد به وسیله تهدید و آزار و اذیت فرد قربانی را مجبور به رضایت کرده و در نهیات موضوع را خاتمه دهند. تا زمانی‌ که جمهوری اسلامی از پایه و اساس ریشه کن نشود، این ظلم و فساد  همچنان ادامه خواهد داشت 

 

 

جلسه گفت و شنود، با پیام حاتمی حقوقدان و وکیل عرصه پناهندگی

payam

 

 کم نیستند تعداد متقاضیانی که به بدلیل عدم اطلاعات کافی جهت درخواست پناهندگی سالها بدون اقامت و در شرایط مخفی زندگی می کنند. شرکت در این جلسه می تواند کمک مفیدی برای شما متقاضیان پناهندگی باشد.

در این جلسه حول محورهای زیر صحبت خواهد شد:

شاخص های پذیرش پناهندگان

یک متقاضی پناهندگی برای درخواست پناهندگی خود به چه اطلاعاتی نیاز دارد؟

نحوه ارائه دلایل به مراجع پناهنده پذیر به چه صورت است؟

ارائه مدارک هویت مثل گذرنامه، کارت ملی و شناسنامه چه تاثیری برروند پناهندگی آنها دارد؟

مبارزه متشکل و تاثیرات آن بر روند پناهندگی     

و پرسش و پاسخ در همین مورد

 

مدت زمان این جلسه از ساعت۱۸  تا۲۰:۳۰   دقیقه است.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در شهر گوتنبرگ همه پناهجویان

و علاقه مندان به مسائل پناهندگی را به شرکت در این جلسه  دعوت می کند.

لطفا روز و ساعت این جلسه را بخاطر بسپارید و دوستان و آشنایان خود را از آن باخبر کنید.

 

زمان:جمعه ۷ فوریه از ساعت ۱۸

محل دیدار: Linnegatan 21

            ایستگاه Prinsgatan

ساختمان Viktoriahuset جنب سینما هاگا طبقه سوم

                  با خط های ۱ و ۶

به اطلاع می رسانیم که بعد از اتمام جلسه درهمان محل، شبی شاد همراه با موزیک را برگزار می کنیم و غذا و نوشیدنی هم در محل موجود است.

 

تلفن تماس: بهنام آزاد ۰۷۶۲۲۰۳۱۱۶

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – گوتنبرگ

 

اطلاعیه فدراسیون در مورد متوقف شدن حکم اخراج اعظم ملکی در سوئد اجازه ندادیم اداره مهاجرت اعظم ملکی را به ایران بفرستد

azam malaki 250 x 444

اعظم ملکی پناهجوی ایرانی در بازداشتگاه اداره مهاجرت در خطر دیپورت به ایران قرار گرفته بود

وی سه سال بود در سوئد زندگی می کرد، درخواست پناهندگی اش از سوی مراجع پناهنده پذیری سوئد رد شده بود و به زندگی مخفی پناه برده بود.وی روز جمعه ۱۷ ژانویه در محل زندگی خود از سوی پلیس به قصد دیپورت به ایران  دستگیر و بازداشت گردید.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد برای ممانعت از اخراج اعظم مثل همیشه پرونده وی را مورد بررسی و در این مورد اقداماتی را در دستور کار خود قرار داد.اولین اقدام این بود که فدراسیون به دادگاه مهاجرت و اداره مهاجرت نامه نوشت و خواستار متوقف کردن حکم اخراج اعظم شد.در بخشی از نامه فدراسیون به مراجع فوق آمده بود: “اعظم سال گذشته ازدین اسلام دست کشیده و خروج از آئین اسلام را بطور علنی اعلام کرده بود و این یک خطر جدی برای آینده اعظم در صورت بازگشت به ایران بود.”

 

 فدراسیون در ادامه نامه خود به مراجع تصمیم گیری سوئد نوشته بود: ” دستگاههای قضائی ایران در تعقیب و رسیدگی به جرم ارتداد به اصل ۱۶۷قانون اساسی جمهوری اسلامی استناد می کنند و بر اساس این اصل، برای  شخص مرتد مجازات در حد اجرای اعدام صادر می کنند. به همین دلیل اجازه نمی دهیم اداره مهاجرت سوئد اعظم ملکی را با چنین سرنوشتی دچار کند.”

 

فدراسیون در اطلاعیه دیگری برای روز دوشنبه  28 ژانویه در اعتراض به حکم اخراج اعظم فراخوان به تظاهرات صادر کرد. تظاهرات بسیار پرشوری در مقابل اداره مهاجرت درمنطقه Kållered برگزار شد. با اینکه منطقه ای که اداره مهاجرت در آن قرار گرفته است ۱۵ کیلومتر از شهر گوتنبرگ فاصله دارد و هوای سرد و طاقت فرسا هم به آن اضافه شده بود، هرلحظه تعداد بیشتری به تظاهرات می پیوستند.

 

فریاد یکپارچه تظاهرکنندگان مبنی بر حکم اخراج اعظم را متوقف کنید چنان متحد و محکم بود که همه کارکنان اداره مهاجرت را تحت تاثیر قرار داده بود. شمار زیادی از تظاهرکنندگان به ملاقات اعظم در بازداشتگاه این اداره می  رفتند و او را دلداری و با وی اعلام همبستگی می کردند. اعظم از پشت شیشه اتاق ملاقات با تکان دادن دست برای تظاهرکنندگان بوسه می فرستاد و از آنها تشکر می کرد. بهنام آزاد دبیر فدراسیون گوتنبرگ و محمد لاساکی به داخل اداره مهاجرت رفتند تا مسئولین این اداره را ملاقات کنند و نامه فدراسیون را به آنها تحویل دهند و خواستار متوقف کردن حکم اخراج اعظم شوند.

دو نفر از مسئولین اداره مهاجرت به میان تظاهرکنندگان آمدند نامه فدراسیون را تحویل گرفتند و گفتند: “این پرونده از مسئولیت ما در این اداره خارج شده و به بخش بررسی در داخل شهر رفته و بهتر است که اعتراضتان را به آنجا منتقل کنید.” نامه را به آنجا فکس کردند و آنها را در جریان  تظاهرات قرار دادند. در همانجا عبدالله اسدی از زحمات همه تشکر کرد، پایان تظاهرات را اعلام کرد و از آنها خواست تا روز بعد ساعت ۱۴ در مقابل اداره مهاجرت در داخل شهر این اعتراض را ادامه دهند. روز سه شنبه ۲۹ ژانویه به مدت یک ساعت در اداره مهاجرت در داخل شهر دست به اعتراض زدند. هوا ناجوانمردانه سرد بود بعد از کلی پرسوجو موفق شدیم با یکی مسئولین این اداره صحبت کنیم وی گفت: آن بخشی که شما دنبالش هستید چند کوچه پایین تر از اینجا قرار دارد.آدرس داد و به آنجا رفتیم؛ در آنجا عبدالله اسدی، شیرین و محمد لاساکی با یکی از مسئولین اصلی این بخش صحبت کردند از همه چیز باخبر بود نامه را به وی نشان دادیم گفت: “من این نامه را گرفته ام و در جریان اعتراض شما هستیم و ما تصمیم خود را به دادگاه مهاجرت اعلام کرده ایم و الان پرونده به دادگاه مهاجرت رفته.”  دادگاه نیز در نقطه دیگری در شهر بود وهرچه زمان می گذشت هوا سوزناکتر می شد و ساعات اداری هم رفته رفته به پایان میرسید.

تعدادی کودک خرد سال را به همراه داشتیم عبدالله اسدی از والدین آنها و کسانی که به نظر می رسید خسته شده اند خواست که از این به بعد لازم نیست بیائید اما کسی صف تظاهرکنندگان را ترک نکرد. به دادگاه رسیدیم، پلاکارد ها و عکسهای اعظم را در دست گرفتند و در مقابل در دادگاه دست به اعتراض زدیم. بازهم شیرین و عبدالله اسدی و محمد لاساکی به درون ساختمان دادگاه رفتند و جریان را برای مردی که به نظر می رسد واکت دادگاه باشد تعریف کردند. فوری شماره پرونده را گرفت و تلفنی با رئیس دادگاه صحبت کرد. ده دقیقه طول نکشید که رئیس دادگاه به میان جمعیت آمد و با زبانی نرم و خیلی دیپلوماتیک از سیستم قضائی و سلسله مراتب اداری و نحوه بازبینی پرونده ها و اینکه تظاهرات تاثیری ندارد صحبت کرد. ولی از لحن صحبتش پیدا بود تظاهرات دو روزه و نامه فدراسیون و تلاش وکیل و۲۵۰ ایمیل اعتراضی که فدراسیون سازمان داده بود خیلی هم تاثیر داشته است.

 

در آخر گفت: “سعی کنید هر چیزی که در سایت ها و شبکه اینترنت دارد بفرستید مورد بررسی قرار می گیرد.” بدنبال این صحبت ها عبدالله اسدی رو به جماعت گفت دست همگی شما درد نکند اعظم به ایران دیپورت نمی شود.اعظم ملکی مسیحی شده بود و بیشتر وقت خود را در کلیسای اسمیرنا می گذراند.اما وقتی که بازداشت شد و در خطر اخراج قرار گرفت تعدادی از پناهجویان ایرانی از کلیسا خواسته بودند دست به اقدامی پیشگیرانه بزنند که یکی از مسئولین ایرانی این کلیسا از هر نوع اعتراضی در این رابطه جلوگیری می کند و آنهارا فقط  به خواندن دعا در کلیسا دعوت می کند. روز اول چند نفر از پناهجویانی که به کلیسا می روند به ابتکار خودشان در تظاهرات شرکت کرده بودند. ولی روز دوم حتی یک نفرشان هم حضور نداشت.

خوشبختانه صبح روز پنجشنبه ۳۰ ژانویه حکم اخراج اعظم متوقف شد و از بازداشتگاه آزادگردید. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی این موفقیت درخشان را به اعظم ملکی و خواهرش مهرانه ملکی، به فعالین فدراسیون، به کودکان خرد سالی که صورتشان از سرما سرخ شده بود وبه تک تک کسانی که در دو روز پیاپی اداره به اداره و خیابان به خیابان راهپیمائی کردند تبریک می گوید و تنها چیزی که باقی ماند شرمندگی برای مسئولین کلیسای سمیرنا بود.   

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

جمعه ۳۱  ژانویه   2014

 

 

 

حکم اخراج محمد رضا علیخانی متوقف و از بازداشتگاه اداره مهاجرت سوئد آزاد شد

همانطور که در اطلاعیه های قبلی اعلام کرده بودیم؛ محمد رضا علی خانی ۴ سال پیش به همراه مادر و خواهر سه ساله اش به سوئد آمده بود و از این کشور درخواست پناهندگی کرده بودند‌.اما آنها از کلیه مراجع پناهندگی سوئد پاسخ منفی گرفته بودند. محمد رضا علیخانی در تاریخ سوم دسامبر ۲۰۱۳ به قصد دیپورت به ایران توسط پلیس مرزی سوئد دستگیر و بازداشت گردید. وی درحالی بازداشت شد که مادرش بدلیل درد شدید کلیه بستری می شد و ماهنی خواهر ۷ ساله اش تنها می شد.

 

 پلیس به وی گفته بود به زودی مادرت حالش خوب میشود و هر سه نفرتان را به ایران برمی گردانیم. محمد رضا علیخانی در خطر جدی دیپورت به ایران قرار گرفته بود. در طول مدت بازداشت وی تلاش های زیادی برای متوقف کردن حکم اخراجش صورت گرفت.فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی به دادگاه مهاجرت سوئد نامه نوشت،اعتراضات خیابانی سازمان داد و سارا نخعی دبیر واحد فدراسیون در استکهلم با اداره مهاجرت در این رابطه صحبت کرد و مدام با وکیلش در تماس بود و فعالیت های مطبوعاتی و برگزاری تجمعات را به وی گزارش می کرد.

 

در نشریه همبستگی  و سایت فدراسیون گوشه هایی از این فعالیت ها دیده می شود.محمد رضا علیخانی علیرغم اینکه در بازداشت بسر می برد، مدام در حال فعالیت بود و فدراسیون و وکیلش را در جریان فعالیت های خود قرار می داد.خوشبختانه عصر روز دوشنبه ۲۷ ژانویه حکم اخراج وی متوقف شد و از بازداشتگاه اداره مهاجرت آزاد شد. فدراسیون این موفقیت را به فعالین خود و همه کسانی که قدمی دراین جهت برداشتند  و به محمد رضا علیخانی و کتایون صادقنیا و ماهنی عزیز تبریک می گوید.

 

 

همبستگی،فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی- سوئد

۲۹ ژانویه ۲۰۱۴

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دولت بریتانیا به افغان ‘خداناباور’ پناهندگی داد

homoffice

تصمیم وزارت کشور به منزله شناسایی خداناباوری به عنوان مبنایی برای حمایت از پناهجویان است

دولت بریتانیا به یک مرد افغان به دلیل تهدید احتمالی ناشی از انکار وجود خدا پناهندگی داده است.

وزارت کشور بریتانیا اعلام کرده است درخواست پناهندگی یک شهروند بیست و سه ساله افغان را، که نام او فاش نشده، پذیرفته است زیرا این احتمال وجود داشت که این فرد در صورت بازگرداندن اجباری به کشورش، به خاطر عدم اعتقاد دینی مورد اذیت و آزار قرار گیرد.

این نخستین بار در بریتانیاست که با درخواست پناهندگی یک فرد بر اساس خطرات ناشی از انکار وجود خدا موافقت می‌شود و تصمیم وزارت کشور در این زمینه می‌تواند مبنایی جدیدی را برای رسیدگی به درخواست‌های پناهجویی ایجاد کند.

تصمیم وزارت کشور برای قبول درخواست پناهندگی این شهروند افغانستان قبل از ارسال پرونده به محکمه رسیدگی به تقاضاهای پناهندگی اتخاذ و اعلام شده است.

 

این فرد که در خانواده‌ای مسلمان متولد شده، به دلیل درگیری نظامی در کشورش در سال ۲۰۰۷ و در سن شانزده سالگی به بریتانیا آمد و در آن زمان، به او اجازه اقامت موقت تا سال ۲۰۱۳ داده شد.

شمار پناهجویان سهمیه‌ ای در سوئد کاهش می‌یابد / بر گرفته از رادیو پ

migrationsverket

از سال ۲۰۰۷ به این سو سالانه سوئد ۱۹۰۰ پناهجو را از طریق پناهجویان سهمیه‌ ای سازمان ملل متحد، پذیرفته است. این تعداد اما در حال کاهش است.

 

از جمله پناهجویان نیازمندی که سال گذشته با کمک سازمان ملل به سوئد آمده‌اند، ۱۷۲ تن آن‌ها شامل برنامه سال قبل می‌شدند. بر اساس گزارش رزونامه سونسکا داگبلادیت، سال گذشته سوئد تنها ۱۷۲۸ پناهجوی سهمیه‌ی ای را پذیرفته است، ۱۷۲ پناهجوی سهمیه‌ ای مربوط برنامه سال ۲۰۱۲ می‌شدند. این تعداد ولی نتوانسته بودند در آن سال به سوئد سفر کنند، سال گذشته به این کشور آمدند. به این ترتیب به تعداد ۱۷۲جا و سهمیه از برنامه سال ۲۰۱۳ از بین رفته است.

از سال ۲۰۰۷ به اینطرف ۴۲۳ پناهجو امتیاز کمک و محافظت امنیتی در سوئد را از دست داده اند. بعد از به پایان رسیدن پروسه پذیرش و انتقال پناهجویان به سوئد، به طور اوسط سالانه سهمیه جای برای ۶۰ پناهجو از بین می‌رود.

اکنون حزب چپ، حزب محیط زیست و حزب مردم می‌خواهند سهمیه‌های اختصاص داده شده برای پناهجویان به طور شاید و باید آن استفاده شود. وزیر مهاجرت سوئد، توبیاس بیلستروم، اما اظهار می‌دارد که او از کار اداره مهاجرت راضی است. وی تاکید می‌کند که ۹۷ درصد پناهجویان سهمیه‌ ای که ما برایشان جا اختصاص داده‌ایم توانسته اند به سوئد بیایند.

shakila.edizada@sverigesradio.se

جلسه گفت و شنود با عبدالله اسدی در مورد وضعیت پناهندگی

بحث این جلسه حول  سه محور به صورت زیر ارائه می شود

 

شاخص های پذیرش پناهندگان برمبنای کنوانسیون ژنو

و نحوه ارائه دلائل به مراجع پناهنده پذیر

 

مبارزه متشکل و تاثیرات آن بر روند پناهندگی

 

پرسش و پاسخ در همین مورد

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در شهر بروس Borås همه پناهجویان

و علاقه مندان به مسائل پناهندگی را به شرکت در این جلسه  دعوت می کند.

 

زمان: پنجشنبه ۲۳ژانویه از ساعت ۱۴

 

مکان:Hässlehus Fritidgsgården

  Våglängds gatan 5

درشهر Borås (بروس) روبروی فروشگاه Netto

                                                                     

لطفا روز و ساعت این جلسه را بخاطر بسپارید و دوستان و آشنایانتان را هم از آن باخبر کنید.

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی- وا حد بروس

۱۷ژانویه ۲۰۱۴

 

 

 

 

حکم اخراج بهراد هاشمزاده متوقف و از بازداشتگاه اداره مهاجرت سوئد آزاد شد

behrad 264 x 285

بهراد هاشمزاده از فعالین اعتراضات جنجال برانگیز پس ازانتخابات  سال ۸۸ در ایران بوده که متاسفانه هم اداره مهاجرت و هم دادگاه مهاجرت سوئد دلایل پناهندگی بهراد را رد کرده بودند. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در دو هفته گذشته به همراه سازمان سراسری پناهندگان ایرانی بیمرز و شمار دیگری از مدافعین حقوق پناهندگی برای جلوگیرای از اخراج بهراد هاشمزاده، محمد رضا علیخانی، احمد کرمیار از پناهجویان ایرانی واشکان نورزاهی  پناهجوی افغان اقداماتی را در دستور کارخود قرار دادند.

 

برای مثال در طول دوهفته گذشته اعتراضاتی را در مقابل اداره مهاجرت در شهر استکهلم سازماندهی کردند و با مقامات این اداره نیز ملاقات داشتند. در این ملاقات که در تاریخ ۱۹ ماه دسامبر صورت گرفت، سارا نخعی از طرف فدراسیون و فرشاد پاشازاده از طرف سازمان بیمرز ازمقامات اداره مهاجرت خواستند تا حکم اخراج این پناهجویان را متوقف نمایند. متاسفانه هفته گذشته پلیس موفق به دیپورت احمد کرمیار به ایران شد. اما تلاش برای جلوگیری از دیپورت بقیه پناهجویان ادامه دارد. واحد فدراسیون سوئد برای متوقف کردن حکم اخراج تک تک این پناهجویان به دادگاه مهاجرت و اداره مهاجرت نامه نوشت و خواستار متوقف کردن فوری حکم اخراج آنها به ایران شد.

 

در نامه واحد فدراسیون سوئد به مراجع پناهنده پذیری سوئد آمده بود بهراد هاشم زاده درطول ۴ سال گذشته در سوئد درحال  فعالیت سیاسی علیه رژیم جمهوری اسلامی بوده است به همین دلیل باید حکم دیپورت وی به ایران متوقف شود. فدراسیون متوقف شدن دیپورت بهراد را به فعالین خود و به بهراد هاشمزاده و به همه کسانی که برای متوقف کردن حکم اخراج وی فعالیت کردند تبریک می گوید.

 

همبستگی،فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی- سوئد

۱۶ ژانویه ۲۰۱۴

 

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی