گفتگوی اندیشه علیشاهی از مسئولان فدراسیون پناهندگان ایرانی با سحر و اسدالله صامت

در اعتراض به اخراج سحر صامت و اسدلله صامت روز سه شنبه ۱۰ مارس ساعت ۱۶ در مقابل کمپ مشتا روبروی اداره مهاجرت در استکهلم تظاهراتی از طرف فدراسیون پناهندگان ایرانی وسازمان پناهندگی بیمرز برگزار شد و مسئولان فدراسیون اندیشه علیشاهی وسارا نخعی به داخل بازداشتگاه رفته و بطور جداگانه با آنها ملاقات وبه گفتگو نشستند.تلاش جهت توقف دیپور ت این دو عزیز پناهجوی افغانستانی ادادمه دارد

 

سیامک داوودی،شارلی هبدو همیشه زنده است

شارلی هبدو همیشه زنده است

یک‌بار دیگر جنایتی هولناک نه‌تنها جامعه روزنامه‌نگاران و نویسندگان، بلکه عده کثیری با فرهنگ‌ها و مذاهب متفاوت را در شوک و سوگ نشاند.

حادثه رستوران میکنوس در آلمان، قتل‌های زنجیره‌ای در ایران و … اینک شارلی هبدو در فرانسه تکراری تلخ و غم‌انگیز بازهم گریبان گیر روزنامه‌نگاران و نویسندگان.

تا به کی در غل و زنجیر قیدوبندها و خرافات، تا به کی تهدید و حبس و حصرهای اعتقادی.

آزادی بیان و آزاد اندیشیدن شالوده و شاخص یک جامعه متمدن و فرهیخته‌ای است که با زبان قلم، با نوشتن و تصویر با شعر، موسیقی و نمایش بتوان عشق و احساسات، عواطف، علایق و تفکر و اعتقادات خود را ولو به‌عنوان یک انسان خدا ناباور بدون دغدغه و تهدید جانی در فضایی دمکراتیک بیان کرد، مؤثر بود و به‌سوی هدف نهایی خود که همانا رشد و شکوفایی انسان و رهایی از هرگونه قیدوبندهایی که او را به اعماق جهل و نادانی فرومی‌برد نائل شد و صلح و دوستی، آرامش و امنیت را در جهان به ارمغان آورد.

ضمن تسلیت دوباره به مردم شریف و متحد فرانسه، بدانید که شارلی هبدو نه‌تنها در فرانسه بلکه در گوشه و کنار دنیا زنده و پویا است.

سیامک داوودی

استکهلم، ۱۳.۰۱.۲۰۱۵

 

حسام حسامی،کودک‌آزاری عمومی در ایران

کودک‌آزاری عمومی در ایران

طبق تعریف، کودک‌آزاری عبارت است از هرگونه فعل یا ترک فعلی که باعث آزار روحی و جسمی و ایجاد آثار ماندگار در وجود یک کودک شود.

با توجه به تولد و رشد در کشور ایران و کسب تجارب شخصی باور دارم که بسیاری از کودکانی که در ایران زندگی می‌کنند و درس می‌خوانند، به‌شدت مورد آزار روحی قرار می‌گیرند که شاید بتوان آن را کودک‌آزاری مذهبی نیز نامید که اجراکننده آن  بدون شک حکومت مذهبی ایران است.

کودک‌آزاری مذهبی پس از تولد نوزاد (دختر یا پسر) با خواندن اذان و اقامه در گوش‌هایش آغاز می‌گردد تا در مسیر طولانی زندگی او نقطه آغازی باشد برای آزارهای روحی شدید.

“مسلمان”، “شیعه” (یا سنی)، عناوین و القابی هستند که در شناسنامه کودک ثبت می‌شوند، بدون کوچک‌ترین قدرت انتخابی. کودک چاره‌ای جز قبول و یدک کشیدن اسم مسلمانی ندارد.

در خانواده‌های مذهبی، اعضای خانواده به کمک حکومت پرداخته و از سنین ۳، ۴ سالگی؛ ذهن کودک را با خرافات مذهبی پر می‌کنند و قدرت تفکر را از او می‌گیرند

به کودکان می‌آموزند که چگونه با خدایی خیالی به نام الله به زبان عربی گفتگو کنند و از او سپاسگزار باشند و بدون چون‌وچرا مطیع و فرمان‌بردار او و نمایندگانش بر روی زمین.

با شروع مدرسه و آموزش‌وپرورش کودکان! این آزارها پررنگ‌تر می‌گردد و داستان‌های غیرواقعی و عجیب و گاهی هولناک را تحت عنوان درس و پرورش، به خورد کودکان می‌دهند، داستان‌های دینی بدون مدارک و مستندات.

برای مثال تبدیل‌شدن آتش به گلستان، آتشی بزرگ که برای سوزاندن ابراهیم برپاشده بود تبدیل‌شدن عصا به مار و بلعیدن مارهای دیگر زنده گردانیدن مردگان توسط عیسی زنده گردانیدن پرندگان مرده توسط خدا برای ابراهیم و بسیاری موارد دیگر.

ازآنجایی‌که ذهن کودک مانند بوم نقاشی سفیدی آماده خلق اثر و تصویر است، آن را به سبک و میل خود طراحی می‌کنند.

شاید این داستان‌ها به‌تنهایی عامل آزار کودک نباشد، ولی کمکی است برای القای این موضوع به کودک که دنیا به دست خدا خلق گردیده و او شاهد و ناظر بر اعمال همه ما است، این خدای قادر و توانا، آتشی عظیم در مکانی دهشتناک برافروخته به نام جهنم و در آنجا انسان‌هایی را که به میل و دستور او رفتار نکرده‌اند را هرروز و هرروز شکنجه می‌کند و می‌سوزاند و روز بعد پوستی تازه و تکرار شکنجه و عذاب.

ایجاد تصویری این‌چنین  وحشتناک در ذهن کودک باعث عذاب روحی شدیدی می‌گردد که من خودم آن را تجربه کرده‌ام.

در ادامه آن، عذاب جسمی نیز به آزار روحی کودکان اضافه می‌گردد، مانند ۳۰ روز روزه گرفتن و محرومیت از مواد غذایی موردنیاز بدن برای کودکان در حال رشد به‌ویژه دختران که در صورت سرپیچی و روزه‌خواری درملأعام، تازیانه و شکنجه از سوی حکومت به‌صورت نقدی به‌حساب شخص خاطی واریز می‌گردد تا در دنیای بعد از مرگ خدا نیز عذاب ویژه خود را برایش نازل کند.

القای این طرز فکر به کودکان نه‌تنها باعث آزار روحی و جسمی آنان در کودکی و نوجوانی است، بلکه در مواردی بسیار این طرز فکر ملکه ذهنی افراد گردیده تا همواره موجب آزار و اذیت آن‌ها باشد.

بدون شک داشتن جامعه ناسالم امروزی با آماری این‌چنین بالا در فساد و ناهنجاری‌های فردی و اجتماعی، ریشه در کودکی یا بهتر بگویم کودک‌آزاری عمومی دارد که حکومت دینی در رأس آن قرار دارد.

 

 

آرزو نصراللهی،آزاد اندیشی

آزاد اندیشی

آزاد اندیشی یعنی بتوانی افکارت را به قلم تبدیل کنی و بر پهنه آسمان آبی، دخترکی با موهایی پریشان را نقاشی کنی که از انعکاس نور خورشید سر می‌خورد و در دریای بیکران زندگی بدنش را همچون عروس آب‌ها شناکنان به ساحل امن و مملو از امید و آرزوهای کودکی می‌رساند.

وقتی که بتوانی با قلمت سیمرغی را از دل افسانه‌های کهن بیرون بکشی، جان ببخشی‌اش و از بند اسارت و بندگی رهایش سازی و به سوی ابدیت به پروازش درآوری.

یعنی خودت را در امواج و هیاهوهای آواز پرستوهای مهاجر غرق کنی تا این لحظات هیچ گاه برایت نقطه پایانی باقی نگذاشته باشند.

تفکر آزاد یعنی، تجربه حس یک قاصدک که با نوازش نسیم صبح گاهی فراز و فرودها را پشت سر می‌گذارد

تا به آفتاب حقیقت برسد.

یعنی، حس لذت و بدون شرم بوسه ای در خیابانی شلوغ. در جایی که چشمانی پر از کینه و حسرت یکدیگر

را نظاره گرند و واژه عشق را به کمانی تبدیل کرده تا یکدیگر را نشانه بگیرند و از میانه روزگار بدر کنند.

آزاد اندیشی یعنی بالی با یک کاغذ سفید. یعنی پرواز تا اوج ابرها ومنتظر باران ماندن. یعنی سرازیر شدن بر بلندترین نقطه زمین و جوشش یک چشمه از قله کوه.

وقتی افکارت بدی‌ها را زیر چکمه‌های سفید صلح لگد کوب می‌کند و از زمینش شکوفه امید جوانه میزند.

یعنی، سرازیر شدن یک بغض فروخورده، یک درد که در تمام بند بند وجود یک انسان ریشه دوانده و منتظر فرصتی برای سرازیر شدن است.

نو اندیشی یعنی قلمت را با چرخش روزگار به حرکت درآوری و هیچ مانعی نتواند سد راهش شود.

یعنی، اندیشه و بینشی فراتر از افکار پوسیده و سطحی نگر.

آزاد اندیشی یعنی رقصیدن قلم در دستانی توانا و آزاد.

مهداد مهرگان،حمایت جمهوری اسلامی ایران از ترورهای اخیر

حمایت جمهوری اسلامی ایران از ترورهای اخیر

در حمله خون‌بار روز چهارشنبه ۷ ژانویه به دفتر مجله شارلی هبدو در فرانسه که توسط دو برادر مسلمان الجزایری وابسته به القاعده یمن برای گرفتن انتقام پیامبر اسلام در جواب به کشیدن کاریکاتور محمد صورت گرفت، ۸ روزنامه‌نگار ازجمله سردبیر این هفته‌نامه و ۳ کارتونی است مشهور، ۲ پلیس و ۲ فرد دیگر کشته شدند.

بعدازاین واقعه هولناک، مردم در تجمعات گسترده علاوه بر شهرهای فرانسه، همچنین در دیگر کشورها، با گرفتن پلاکاردهایی که روی آن‌ها نوشته بود من شارلی هستم، در خیابان‌ها و میدان‌های اصلی شهر جمع شدند و همبستگی خود را با قربانیان این حمله تروریستی اعلام کردند. در پی این ماجرا در ایران هم راهپیمایی و تظاهرات برپا بود، اما نه برای بزرگداشت قربانیان نشریه شارلی، بلکه تظاهرات و راهپیمایی در اعتراض به هتک حرمت به پیامبر اسلام، با شعار عاشقان رسول، عوامل وابسته به رژیم اسلامی (بسیجیان)، کاریکاتور نشریه شارلی را، حرکت خصمانه، بی‌شرمانه و اهانت گستاخانه غرب نامیدند و از مردم انقلابی ایران اسلامی خواستند تا این اهانت غرب را به‌شدت محکوم کنند، تا جایی که روزنامه وطن امروز، روزنامه را با سر تیتر مرگ بر شارلی منتشر کرد. همچنین بسیجی‌ها در مقابل سفارت فرانسه تظاهرات کردند و تابلوی خیابان نوفل‌لوشاتو را کنده و معتقد بودند که نام این خیابان باید تغییر کند.

رژیم جمهوری اسلامی با حمایت از تروریست‌ها در همه نقاط دنیا ازجمله سوریه، عراق و لبنان و کشورهای غربی برای پیشبرد اهداف پلیدش دست به ترور و جنایت میزند و همچنان ازاین‌گونه جنایات حمایت می‌کند. باشد که جهانیان بدانند جمهوری اسلامی پدرخوانده تروریست‌هایی مانند داعش است.

مهداد مهرگان

 

 

مهسا فعالزاده،طبیعت و محیط‌ زیست در رژیم اسلامی ایران

طبیعت و محیط‌ زیست در رژیم اسلامی ایران

میزان کنونی مصرف منابع طبیعی و حیاتی کره زمین توسط انسان ظرف ۱۰ هزار سال گذشته بی‌سابقه بوده است. فرسایش خاک براثر فعالیت‌های انسانی، مصرف بی‌سابقه منابع آب شیرین، انتشار گازهای گلخانه‌ای و همچنین رها شدن حجم بسیار زیادی از سموم شیمیایی به داخل طبیعت، حیات را در کل کره زمین با چالشی اساسی مواجه کرده است.

بحران بی‌آبی، آلودگی هوا، مرگ دریاچه‌ها، خشک شدن رودخانه‌ها، آتش‌سوزی جنگل‌ها و کشتار حیوانات ازجمله مهم‌ترین معضلاتی است که محیط‌ زیست ایران در رژیم اسلامی خامنه‌ای به‌طورجدی با آن دست‌به‌گریبان است، به‌طوری‌که باعث شده مردم و فعالین زیست‌محیطی سکوت را شکسته و اینجاوآنجا، با برپائی تجمعات اعتراضی نسبت به بی‌توجهی مسئولین اعتراض کنند. در مقابله با این اعتراضات برحق مردم، رژیم نیز با استفاده از شیوه‌های گوناگون در پی به انحراف کشاندن، تحت کنترل درآوردن و درنهایت سرکوب این جنبش‌ها بوده و هست.

اگر بخواهیم تعریفی از محیط ‌زیست و طبیعت داشته باشیم می‌توان این‌گونه تعریف کرد که:

محیط ‌زیست عبارت ترکیبی از دانش‌های متفاوت در علم است که شامل مجموعه‌ای از عوامل زیستی و محیطی در قالب محیط‌ زیست و غیر زیستی (فیزیکی، شیمیایی) است که بر زندگی یک فرد یا گونه تأثیر می‌گذارد و از آن تأثیر می‌پذیرد. امروزه این تعریف غالباً به انسان و فعالیت‌های او مرتبط می‌شود و می‌توان محیط ‌زیست را مجموعه‌ای از عوامل طبیعی کرهٔ زمین، همچون هوا، آب، اتمسفر، صخره، گیاهان و غیره که انسان را احاطه می‌کنند خلاصه کرد. محیط‌ زیست در اصطلاح به کلیه عوامل تهدیدکننده یا بهبود بخش محیط زندگی اطلاق می‌شود.

تفاوت محیط ‌زیست با طبیعت در این است که تعریف طبیعت شامل مجموعه عوامل طبیعی، زیستی و غیر زیستی می‌شود که منحصراً در نظر گرفته می‌شوند، درحالی‌که عبارت محیط ‌زیست با توجه به برهم‌کنش‌های میان انسان و طبیعت و از دیدگاه بشر توصیف می‌شود. طبیعت عبارت است ازآنچه که فرآیند زیستن را احاطه کرده، آن را در خود فروگرفته و با آن در کنش متقابل قرار دارد.

در اصل ۵۰ قانون اساسی ایران آمده است: “در جمهوری اسلامی، حفاظت محیط ‌زیست که نسل امروز و نسل‌های بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، وظیفه عمومی تلقی می‌شود. ازاین‌رو فعالیت‌های اقتصادی و غیر آن‌که با آلودگی محیط‌ زیست یا تخریب غیرقابل‌جبران آن ملازمه پیدا کند، ممنوع است.”این موضوع به آن معنی است که در قانون اساسی پیش‌بینی لازم برای حفاظت محیط ‌زیست انجام‌گرفته و خلأ قانونی در این مورد وجود ندارد؛ اما اینکه این اصل چقدر در بهره‌برداری از منابع و برنامه‌ریزی در نظر گرفته شود، مبحث دیگری است؛ اما علی‌رغم وجود بستر قانونی مناسب محیط‌ زیست و طبیعت ایران در وضعیت مناسبی قرار ندارد. به دلیل نگاه کوتاه‌مدت و سودجویانه به آن، آینده خوبی نیز برای آن پیش‌بینی نمی‌شود. به‌جرئت می‌گویم که سرزمین ایران در واپسین دهه از قرن چهاردهم هجری شمسی، هرگز شرایطی آسیب‌پذیرتر و شکننده‌تر از دوران کنونی را درک نکرده است. استفاده بیش‌ازحد ظرفیت منابع طبیعی مانند آنچه در جنگل‌های شمال اتفاق می‌افتد، آلوده کردن شاهرگ‌های حیاتی رودخانه‌ها، تخریب زیستگاه‌های طبیعی در دامنه‌های سهند به بهانه استخراج معادن تا صادرات خاک کشاورزی دشت حاصلخیز مغان به کشورهای حوزه خلیج‌فارس به بهانه افزایش صادرات غیرنفتی، طرح‌های بی‌شمار انتقال آب میان حوضه‌ای از سرشاخه‌های کارون تا آلوده کردن آب با پساب‌ها و زباله‌های طرح‌های پتروشیمی، یک کیلومتر عقب‌نشینی تالاب گمیشان، عمق متوسط تالاب انزلی که به کمتر از یک متر کاهش‌یافته، تمامی تالاب‌های شرقی و مرکزی و اغلب تالاب‌ها و دریاچه‌های غربی کشور از هامون و جازموریان گرفته تا گاوخونی و بختگان و مهارلو و طشک و پریشان و کافتر و حتی دریاچه ارومیه که به‌روز سیاه نشسته‌اند، قاچاق پرندگان شکاری، فرسایش شدید خاک در اراضی شیب‌دار تحت کشت گندم برای خودکفایی تا احداث جاده از میان جنگل گلستان و ده‌ها منطقه بکر دیگر، آب آلوده رفسنجان و اهواز تا هوای مسموم تهران و اراک و اصفهان، ریز گردهای مهمان از کشورهای همسایه تا قتل پلنگ و خرس و گرگ توسط مردم عادی، از حکم اعدام برای محیط‌بان دنا به دلیل حفاظت از محیط ‌زیست تا حکم زندان برای فعالان زیست‌محیطی، هر جای این مملکت را که نگاه کنید، فاجعه‌ای در حال رخ دادن است. متأسفانه متولیان محیط‌ زیست به دلایل مختلف ازجمله شرایط سیاسی حاکم، حتی توان حفاظت از مناطقی که قانونا و رسماً متولی آن هستند را نیز ندارند. نفس طبیعت ایران در حال بند آمدن است حال محیط‌ زیست ما خراب است و کسی به فکر چاره اساسی برای آن نیست.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی