اقدام جهانی ۳۱ مارس، اطلاعیه شماره یک: برپایی تظاهرات در برابر بازداشتگاه جمال صابری در ژاپن حضور فعال فرشاد حسینی در کنفرانس مطبوعاتی در توکیو

جمال را آزاد کنید!

بنا به گزارش نماینده اعزامی کمپین “جمال را آزاد کنید” به توکیو، روز چهارشنبه ۳۱ مارس تظاهراتی در مقابل بازداشتگاهی که جمال صابری در آن بسر میبرد برپا شد. در این تظاهرات فرشاد حسینی نماینده فدراسیون نیز شرکت داشت.

در این روز همچنین نماینده اعزامی ما در کنفرانس مطبوعاتی آقای بوستامانتا، بازرس ویژه سازمان ملل برای رسیدگی به وضع پناهندگان در ژاپن حضور داشت. آقای بوستامانتا گزارش مشروحی از وضعیت پناهندگان در ژاپن ارائه کرد. سخنان فرشاد حسینی در این کنفرانس در مورد جمال صابری و اوضاع ایران و رژیم جناتیکار اسلامی و رفتارهای غیر بشری دولت ژاپن مورد توجه آقای بوستامانتا و استقبال خبرنگاران و حاضرین قرار گرفت. چندین خبرنگار با فرشاد حسینی مصاحبه کردند. تا همینجا روز ۳۱ مارس یک موفقیت برای همه کسانی که علیه وضعیت اسفبار پناهندگان در ژاپن مبارزه میکنند و بویژه برای کمپین “جمال را آزاد کنید” بود.

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

۳۱ مارس

در سال ۲۰۰۹ ده‌ها هزار نفر در اتحادیه اروپا پناهندگی گرفته‌اند

01849096_400

در سال ۲۰۰۹ در سطح اتحادیه اروپا در مورد ۳۱۷ هزار و ۵۰۰ تقاضای پناهندگی تصمیم گرفته شده است

 

کشورهای عضو اتحادیه اروپا در سال ۲۰۰۹ به ۷۸ هزار و ۸۰۰ نفر پناهندگی داده‌اند. بر اساس اداره آمار اتحادیه اروپا (یورواستات)، بریتانیا با ۱۲۵۰۰ نفر بیشترین پناهنده را به رسمیت شناخته است.

 

کشور آلمان با ۱۲۱۰۰ نفر و فرانسه با ۱۰۴۰۰ نفر پس از بریتانیا در جایگاه دوم و سوم قرار دارند. کشورهای سوئد، ایتالیا و هلند نیز شمار زیادی از پناهجویان را به رسمیت شناخته و آنها را در جامعه‌ی خود پذیرفته‌اند. این شش کشور سه چهارم کل پناهندگان را در سطح اتحادیه اروپا زیر پوشش حمایت‌های دولتی خود گرفته‌اند.

 

بر اساس داده‌های اداره آمار “یورواستات”، شمار پناهندگان در سال ۲۰۰۹ نسبت به سال ۲۰۰۸ افزایشی جزئی داشته است. در آن زمان شمار پناهندگان ۷۵۱۰۰ نفر بوده است.

 

یک سوم پناهندگان پذیرفته شده در سال ۲۰۰۹ از سومالی با ۱۳۴۰۰ نفر یا از عراق با ۱۳۱۰۰ نفر بوده‌اند. از هر ۱۱ نفر یک نفر از کشور افغانستان است. بر اساس یورواستات، در آلمان بزرگترین گروه پناهجویان از سه کشور عراق، افغانستان و ایران است.

 

ارقامی که اداره آمار داده است نشان می‌دهند که از هر چهار یا پنج پناهجو، یک نفر در حوزه اتحادیه اروپا به عنوان پناهنده به رسمیت شناخته شده است. در سال ۲۰۰۹ در سطح اتحادیه اروپا در مورد ۳۱۷ هزار و ۵۰۰ تقاضای پناهندگی تصمیم گرفته شده است. میزان قبولی در همان دور اول ۲۷ درصد و در مرحله‌ی رسیدگی در دادگاه‌ها ۱۹ درصد بوده است.

 

میزان متفاوت پذیرش پناهندگی در کشورهای مختلف

 

میزان قبولی در آلمان در دور اول ۵/ ۳۶ درصد و در دور دوم ۳۴ درصد بوده است. به عبارت دیگر از هر سه نفر یک نفر به عنوان پناهنده به رسمیت شناخته شده است.

 

بر پایه‌ی آمار یورواستات، در میان کشورهای عضو اتحادیه اروپا در مورد میزان پذیرش پناهندگی تفاوت‌ بسیار است. در کشور مالت در سال ۲۰۰۹ در همان دور اول بررسی تقاضا، دو سوم متقاضیان پناهندگی پذیرفته شده‌اند. در اسلواکی و پرتغال بیش از نیمی از پناهجویان را به رسمیت شناخته‌اند.

 

ولی در یونان از هر صد نفر فقط یک نفر در دور اول پذیرفته شده است. در ایرلند، اسپانیا، فرانسه، اسلوانی میزان پذیرش در دور اول کمتر از مراحل بعدی به رسمیت شناخته می‌شوند. یورواستات اشاره می‌کند که این امر تابعی از این مسئه است که پناهجو از کدام کشور می‌آید.

 

اداره آمار اتحادیه اروپا می‌افزاید که از میان ۲۶۱ هزار نفری که سال گذشته به اتحادیه اروپا وارد شده‌اند، از هر پنج نفر یک نفرشان زیر ۱۸ سال بوده‌اند. حدود ۱۲۲۰۰ نفر از این کودکان و نوجوانان بدون همراه وارد قلمرو اتحادیه اروپا شده‌اند.

 

DK/FW

مصاحبه با عبدالله اسدی در مورد وضعیت پناهندگی در ترکیه

abe-asadi

همبستگی: پناهجویان ایرانی در ترکیه با مشکلات زیادی روبرو هستند. ارزیابی شما از این وضعیت چه میباشد و تفاوت مشکلات پناهجویان در ترکیه با سایر کشورها چیست و اساسا چکار باید کرد؟

عبدالله اسدی: اجازه بدهید اول یک نگاه کلی به وضعیت آنها داشته باشیم تا در مورد کارهایی که لازم است صورت بگیرد صحبت بیشتری بکنیم. پناهجویان ایرانی تنها در ترکیه متمرکز نیستند بلکه در نقاط مختلف دنیا پخش شده اند. از هند و پاکستان تا مالزی و کره جنوبی و ژاپن تا بلغارستان و تاجیکستان و کشورهای منطقه خلیج فارس و سایر نقاط دنیا، این  پناهجویان با فدراسیون و دیگر نهادها و بسیاری از رسانه ها تماس گرفته و تقاضای کمک و راهنمایی میکنند. اما بزرگترین و مهمترین مکان تمرکز پناهجویان ایرانی ترکیه است چرا که ترکیه به نسبت سایر کشورهای منطقه محل مناسبتری برای دسترسی به اروپای مرکزی است. مهمترین دلیل آن این است که کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در آنکارا و شهر مرزی وان، دفتر رسیدگی به امور پناهندگی دارد و پناهجویانی که وارد ترکیه میشوند از این سازمان تقاضای پناهندگی میکنند.

 

همبستگی: شما در نشریه همبستگی شماره ۲۶ روایت روشنی از وضعیت پناهجویان در ترکیه داده بودید ولی من مایلم در این شماره از نشریه نیز در مورد ترکیه بیشتر توضیح دهید. اکنون صحبت از این است که در حدود ۵۰۰۰ پناهجوی ایرانی در ترکیه بسر میبرند با توجه به شرایط عمومی و عدم تمایل به پذیرش پناهجویان هم از جانب کمیساریای عالی پناهندگان سازمان و هم دولتهای اروپایی آیا واقعا این پناهجویان شانسی برای انتقال به کشور سوم دارند؟

 

عبدالله اسدی: خیر همه این شانس را ندارند. بارها گفته ام بسیاری از آنها حتی هیچ وقت از جانب این کمیساریا بعنوان پناهنده پدیرفته نمیشوند چه برسد به اینکه به کشور سوم انتقال یابند. UN ترکیه علاوه بر سیاست سختگیرانه ای که در جهت پذیرش پناهندگان در پیش گرفته است، نیروی کافی و بودجه کافی برای رسیدگی سریعتر به امور پناهندگان اختصاص نمیدهد. اگر قبلا و در سالهای گذشته پناهندگان بعد از ۴۵ روز مصاحبه مالی می شدند و هنگام پذیرش بعنوان پناهنده، مانند سهمیه کشورهای مختلف در نظر گرفته میشدند امروز این روال بسیار تغییر کرده است. به بسیاری از پناهجویان هیچ هزینه ای تعلق نمیگیرد و زمان انتظار برای مصاحبه بسیار طولانی است. اگر در سالهای گذشته همواره هیأتی از جانب کشورهای پناهنده پذیر برای مصاحبه با پناهجویان ایرانی و انتقال آنها به کشورهای خود به ترکیه در رفت و آمد بودند ولی امروز اینکار از جانب هیچکدام از آنها در آن ابعاد صورت نمیگیرد. اگر قبلا امکان سازماندهی اعتراضاتی در مقابل  UN وجود داشت، امروز این موضوع از سوی پلیس ترکیه کاملا ممنوع اعلام شده است. از طرف دیگر بیکاری و شرایط دشوار اقتصادی، زندگی بسیاری از پناهجویان را مختل کرده است. نکته قابل توجه این است که در گذشته این امکان وجود داشت که پناهجویان کیسی را که به کمیساریای عالی پناهندگان میگفتند، لازم نبود که همان را به پلیس نیز بگویند اما اکنون قانونا هر آنچه که لازم است به UN بگویند باید به پلیس نیز همان را بگویند در صورتی که پلیس ترکیه خود به هیچ مقرراتی پایبند نیست و پناهجویان از نظر حفظ اسرار هم امنیت ندارند. بعلاوه اگر در گذشته پناهجویان پول آب و گل ( یا همان حق خاک) نمیدادند اما امروز آنها هزینه سنگینی بابت حق آب و گل به دولت ترکیه پرداخت میکنند. بدرفتاری و حتک حرمت از سوی پلیس ترکیه به پناهجویان در سطح بالایی وجود دارد. بازداشتهای بی رویه و طولانی مدت، جریمه های سنگین و دست درازی به حریم خصوصی افراد یک مشکل دائمی پناهجویان در ترکیه است.

 

همبستگی: نقش فدراسیون را در بهبود روند زندگی پناهجویان در ترکیه را چگونه ارزیابی میکنید؟

 

عبدالله اسدی: فدراسیون در طول ۲۰ سال گذشته نقش بسیار تاریخی و کارسازی در روند زندگی پناهجویان در ترکیه ایفا کرده است. زمانی بود که فدراسیون در ترکیه قدرت بسیج داشت و ظرف مهمی برای متحد کردن پناهجویان بود و مانع دیپورتهای بسیاری به ایران شد. در سال ۱۹۹۲ مانع دیپورت دسته جمعی دو کاروان از پناهجویان به ایران گردید و دهها سازمان و نهاد انساندوست را علیه دولت ترکیه بسیج کرد و دیپورت ۱۰۶ نفر را در مرز ایران متوقف نمود و همه آنها را به شهر آنکارا بازگرداند. در تابستان سال ۱۹۹۲ نیز به ۱۱۰ فعال سیاسی اپوزیسیون ایران که از طریق عراق به ترکیه آمده بودند پاسخ رد داده و حاضر به پذیرش آنها نبودند طی یک کمپین گسترده، پذیرش همه آنها را به کمیساریای عالی پناهندگان تحمیل کرد و در یک تظاهرات و طی مذاکره ای همزمان، لیست قبولی ۱۰۵ نفر از آنها را در اختیار هیأت مذاکره کننده فدراسیون قرار دادند.

اینها فقط دو نمونه برجسته از کار فدراسیون در ترکیه بود. آخرین نمونه آزادی خانم نگار عزیز مرادی، رضا پرتوی و ۸ نفر دیگر از دیپورت سنتر ترکیه در طول ۵ ماه اخیر بود. کمپینهای وسیع علیه دولت ترکیه و بی توجهی UN، مذاکرات و نشستهای پی در پی با مسئولین این سازمان، نوشتن تأئیدیه های بسیار در طول تأسیس فدراسیون برای  پناهجویان گیر افتاده در ترکیه و شکایتهای زیاد از دولت ترکیه به دادگاه حقوق بشر اروپا، ترکیبی از فعالیتهای همیشگی فدراسیون در کشور ترکیه بوده است. ولی این فعالیتها بدلیل موقت بودن پناهجویان در ترکیه و انتقال فعالین به کشورهای سوم همیشه افت و خیز داشته است.

 

همبستگی: اکنون چکار باید کرد و چگونه میشود به پناهندگان در ترکیه کمک نمود؟

عبدالله اسدی: به نظر من برای تغییر در زندگی پناهجویان در ترکیه و هند و پاکستان کارهای زیادی می توان کرد. اما اساسی ترین این کارها از سوی پناهجویان است. خود پناهجویان  باید به حرکت در آیند و در هر شهری که هستند جمع شوند با هم جلسه بگیرند، هم نظری کنند و از فعالیتهای مشترک و سرنوشت مشترک خود سخن بگویند و چاره اندیشی کنند. در هر شهری که هستند دو نفر از فعالترین و دلسوزترین افراد را در میان خود بعنوان نماینده انتخاب کرده تا موقعیت مالی و اداری و وضعیت پرونده هر کدام را در محل مورد بررسی  قرار دهند و در صورت نیاز به  آنها کمک کنند. برای کمک به افراد به سازمان صلیب سرخ، دفتر یونیسف، حقوق بشر ترکیه، اتحادیه های کارگری، احزاب چپ و نهادهای بشر دوست مراجعه کنند و از آنها تقاضای کمک نمایند. این کارهها بسیار عملی است به شرطی که این موضوع را پیگیرانه دنبال و آن را به یک روش سنت دار و جا افتاده تبدیل کنند.

هر دو هفته یکبار جلسه بگیرند و بر کار نمایندگان خود و میزان پیشرفت کار نظارت کنند. این نمایندگان میتوانند با دیگر نمایندگان در شهرهای مختلف ترکیه در ارتباط قرار گیرند و از این طریق میتوان به پناهجویانی که دچار فلج اقتصادی میشوند کمک کرد و از تنهایی و شرایط سخت زندگی آنها را نجات داد و بر کمکهایی که از خارج و داخل ترکیه میشود دخالت و نظارت عادلانه داشت. هم اکنون در میان ایرانیان در امریکا و بسیاری جاههای دیگر نهادهای کمک رسانی به پناهجویان در ترکیه تأسیس شده و یا در حال تأسیس است. باید این کمکها از جانب هر نهادی که باشد چه پول نقد باشد یا خدمات پزشکی به طور عادلانه توزیع و مورد استفاده قرار گیرد.

ایجاد همبستگی و دلسوزی و احساس مسئولیت در قبال هم در میان پناهجویان ایرانی در ترکیه باید به یک امر عاجل، انسانی وهم سرنوشتی تبدیل شود. باید سعی کنند تا آنجا که ممکن است با رسانه های داخلی و خارجی و سازمانها و نهادهای ایرانی و غیر ایرانی تماس بگیرند و از آنها طلب کمک نمایند.

همبستگی:  در مورد پذیرش بیشتر آنها از جانب کمسیاریای عالی پناهندگان سازمان ملل چه کار باید کرد؟

عبدالله اسدی:  فدراسیون در این مورد کمپینی را شروع کرده است خطاب این کمپین به دولتهای اروپائی و کمسیاریای پناهندگان است. قبلا هم طی نامه ای با جزئیات بیشتری هم سازمان ملل و هم دولت ها را متوجه شرایط جدید پناهجویان ایرانی کرده ایم.

در این رابطه با بسیاری از دولتهای اروپائی در مورد شرایط سخت پناهجویان ایرانی در ترکیه نشستهایی را سازمان میدهیم و به آنها نامه ارسال خواهیم کرد و با بسیاری از سازمانها و نهادهای مدافع حقوق بشر تماس خواهیم گرفت  و از آنها میخواهیم که به پناهجویان ایرانی توجه ویژه ای نمایند.

مسلما یک بخش از کارها و فکوس این کمپین روی سازمانها ونهادهای بشر دوست در ترکیه هم هست. بخش دیگری از تلاش فدراسیون این است توجه ایرانیان خارج از کشور و حمایت آنها از پناهجویان در ترکیه جلب کند. در مجموع تلاش ما این است که توجه ها را به ترکیه جلب کنیم تا به طور همه جانبه ای از پناهجویان ایرانی در آن کشور حمایت گرم و صمیمانه ای از سراسر جهان صورت بگیرد و آنها را در حلقه محبت انسانی خود قرار دهند. بیانیه این کمپین به زودی صادر خواهد شد.

عبدالله اسدی:به بهانه اعتصاب غذای لیلا سلطان پناه و اقبال بینیاز در ترکیه

 abe

از صبح روز سه شنبه اول تا جمعه چهارم ژوئن  لیلا سلطان پناه وهمسرش اقبال بی نیاز به همراه دختر ۷ ساله شان دریا در مقابل دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در شهر وان ترکیه دست به اعتصاب غذای خشک زدند و اعلام کردند: “نه نان نه آب تا گرفتن جواب”. در این دوره  بیشترین مطالب نشریه همبستگی به شرایط سخت زندگی در ترکیه اختصاص داشته است. زندگی سخت پناهجویان در ترکیه بر کسی پوشیده نیست؛ تمام تلاش فدراسیون در این دوره این است که این وضعیت را توضیح دهد و توجه افکار عمومی دنیا و همه ایرانیان خارج از کشور را به آنچه که به پناهجویان در ترکیه میگذرد جلب کند. مشکلات لیلا و اقبال مشکلاتی واقعی  است و  باید هر کسی به هر درجه ای که می تواند به آن پاسخ دهد و این خانواده و همه کسانی را که با مشکلات مشابه مواجه هستند در حلقه محبت خود قرار دهد و به آنها کمک نماید  ولی از نظر ما راه مقابله با وضعیت موجود دست زدن به  اعتصاب غذا نیست آنهم اعتصاب غذا در ظرفیت فردی و در شرایط ترکیه.

اعتصاب غذا اساسا روش مطلوبی برای برون رفت از شرایط سخت زندگی نیست. مبارزه برای گرفتن حق پناهندگی جنبه های متفاوتی دارد که متاسفانه بسیاری از پناهندگان در دنیا به اشکال متفاوت  این مبارزه یا آشنا نیستند و یا به چنین مبارزه ای برای گرفتن حق پناهندگی  دست نمی زنند. پناهجویان زمانی اعتصاب غذا را به عنوان یک روش از مبارزه انتخاب می کنند که دچار استیصال می شوند و افق و امید خود را برای یک زندگی بهتر از دست می دهند. جایگاه یک مبارزه سمبلیک در شکل اعتصابی  یک روزه، قابل درک است ولی نه نان نه آب تا گرفتن جواب آزار دهنده است. عملا بعد از ۲۴ ساعت بر روح و روان فرد اعتصابی و اطرافیانش تاثیرات بسیار منفی خواهد گذاشت و امید به آینده ای بهتر را به نا امیدی بیشتر تبدیل خواهد کرد.

هر مبارزه ای باید تاریخ شروع و پایانش معلوم باشد باید معلوم باشد با چه هدفی دست به اعتصاب غذا می زنیم و میخواهیم با دست زدن به اعتصاب غذا چه تاثیری بر روند زندگی خود بگذاریم؟ و بالاخره  اعتصاب غذا تا کی؟! پناهنده برای نجات جانش و حفظ بقا پناهنده می شود در حالی که یک اعتصاب غذای نامعلوم می تواند به عنوان یک زخم عمیق بر پیکر فرد اعتصابی  تا آخر عمر باقی بماند و هیچ وقت التیام پیدا نکند. از  این نظر اعتصاب غذا نمی تواند روشی سازنده  برای  رسیدن به سلامتی و موفقیت باشد.

آنچه که گفتم نظر و سیاست فدراسیون در قبال همه پناهجویانی است که در ترکیه و پاکستان و یا در بلژیک و سویس و آلمان و سوئد و همه جای جهان تحت شرایط بسیار وحشتناک زندگی پناهندگی و زیر فشارهای متعدد به اعتصاب غذا دست میزنند. از نظر فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی معضل پناهندگی یک معضل سیاسی و بین المللی است و متأسفانه به دنبال پایان جنگ سرد و یک قطبی شدن دنیا و ابعاد وحشتناک تاثیرات  نظم نوین جهانی بر زندگی نیمی از مردم جهان و جنگ و خانه خرابی که در بسیاری از دنیا به وجود آمد، حقوق پناهندگی و آنچه که به نام حقوق بشر در کشورهای غربی مرسوم بود یکی پس از دیگری پس گرفته شدند. بنابراین هر کس که نتواند آن روندها را توضیح دهد و دورنمای روشنتری ترسیم کند، این خطر وجود دارد که به جای متکی بودن به سازمانیابی و دامن زدن به یک مبارزه اجتماعی و رجوع به افکار عمومی به دام حوادث خود به خودی بیفتد و با شرایط به مراتب پیچیده تری مواجه شود. همه بحث و استدلال من این است که بگویم دست زدن به اعتصاب غذای نامعلوم تصمیم درستی نیست چون این تصمیم  به عنوان راه حل نهایی انتخاب می شود و برای همه هم همینطور تداعی میشود و اگر به موفقیت نینجامید هم جان و جسم خود را قربانی کرده است و هم امید به زندگی بهتر را از دست داده است. به همین دلیل اعتصاب غذا روش مناسبی برای گرفتن حقوق پناهندگی نیست.

مگر آدم چند روز می تواند به اعتصاب غذا ادامه دهد؟ اگر گوش شنوایی نبود و نتیجه فوری  نداد چه؟ من اساسا اعتقاد ندارم با هرنوع اعتصاب غذا  بتوان در سیاست پناهنده پذیری، کوچکترین تغییری ایجاد کرد. اگر ۱۵ نوامبر ۲۰۰۵ در سوئد دری برروی بخش کوچکی از پناهندگان گشوده شد در نتیجه اعتصاب غذا و خود آزاری کسی نبود، بلکه در نتیجه سه سال مبارزه پیگیر، مدرن و اجتماعی از سوی دهها سازمان و نهاد مدافع حقوق پناهندگی بود. من می دانم بسیاری از پناهجویان همه راه حلهای مبارزه را پشت سر می گذارند و اعتصاب غذا را به عنوان راه حل نهایی انتخاب می کنند ولی تجربه مبارزه ما نشان می دهد که در اثر اعتصاب غذا هم نتیجه چندانی حاصل نمی شود. به همین دلیل من از همه دوستان پناهجو می خواهم که با دید بازتری به موقعیت خود نگاه کنند. تنها شما نیستید که در شرایط سخت پناهندگی گرفتار آمده اید. اعتصاب غذا روشی نیست که  تمامی پناهجویان  بتوانند به آن دست بزنند. به جسم و روحتان آسیب نرسانید؛ به جای آن به خود قدرت و نیرو بدهید. مبارزه برای دفاع از حقوق پناهندگی به توان جسمی و نیروی بیشتری نیاز دارد. عدم موفقیت پناهجو در اثر چنین اتفاقاتی می تواند بر روند زندگی و آینده هر کسی بشدت تاثیرات منفی بگذارد، نهایتا  فرد پناهجو را در انزوا و تنهایی قرار دهد و او را از هر تلاش دیگری نا امید کند. تا بحال کم نبوده اند پناهجویانی که به فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی پیشنهاد لبدوزی و اعتصاب  غذا و از این دست داده اند که ما نیز در کمال متانت آنها را از دست زدن به چنین اقدامی منصرف کرده و به جای آن دعوت به مبارزه پیگیر و اجتماعی کرده ایم.

.

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی همواره پناهجویان را به مبارزه اجتماعی از قبیل تحصن، تظاهرات چند ساعته، کمپینهای دراز مدت و ادامه دار، فعالیتهای لابیستی  از قبیل مراجعه به سازمانها و نهادهای دولتی و غیر دولتی، مذاکره با مقامات مهاجرتی، صادر کردن بیانیه های متفاوت، نوشتن نامه برای مقامات امور پناهندگی  با طرح خواسته های معین، تشویق پناهجویان به پیگیری پرونده های خود از راههای مختلف حقوقی  و دهها روش دیگر از مبارزه بدون اینکه کسی آسیبی به خودش برساند، دعوت کرده است.

راحله خوی:نباید اجازه داد جنسیت مبنای حقوق نابرابر میان زن و قرار گیرد

Rahele_khooy

چه فرقی میکند زن یا مرد بودن همه انسان هستیم و یکسان چرا پس من که یک زن هستم سالها ازاین موضوع سرشکسته و سخت زندگی کردم درتمام سالهای کودکی به من یاددادند که نبایدبا پسرها بازی کنی بایدخیلی مراقب باشی تویک دختری باید همیشه حواست باشد چه لباسی میپوشی وچه کار میکنی ، تو یک دختری ….

بعدکه به سنین نوجوانی و جوانی رسیدم که اخطارها و گوشزدها چندین برابرشد وقتی به مدرسه میرفتم بایدلباسهای رنگ تیره میپوشیدم حتی اجازه نداشتم کفش رنگ روشن بپوشم اگرکمی موی سرم معلوم میشد حتماً با برخوردی سخت تذکرداده میشد وارد مدرسه که میشدم جلوی در ورودی پرده برزتنی زده بودند تا وقتی درحیاط مدرسه هستیم با اینکه با لباسهای فرم بودیم ولی با بازوبسته شدن درازبیرون مشخص نشویم جلوی در مدرسه مثل بازداشتگاه همه کیف و لباسهامون را میگشتند تا مثلاً لوازم آرایش یا نوارکاست و یا فیلمی نداشته باشیم درکوچه و خیابان اجازه حتی خندیدن نداشتیم فقط به جرم دختربودن .

دختری نباید با پسری دوست میشد و این خلاف بزرگی بود و اگرمخفیانه هم این اتفاق می افتاد و درجایی این دو جوان را با هم می گرفتند یا سریعاًبه عقد هم درمی آوردند و یا با تعهد کتبی و پول ازخانواده ها و درست کردن پرونده ضد اخلاقی آزاد می کردند سالها حسرت خوردم که چرا یک دختربه دنیا آمدم و وقتی فهمیدم که خودم دارم مادر یک دختر می شوم بی اختیار اشک ریختم نه به این خاطر که دختردارمیشوم فقط چون فکر کردم بازانسانی دیگر دراین کشور بوجودآمده تا مثل من وهزاران زن دیگر که درایران زندگی میکنند باید سالها از اینکه دختر بدنیا آمده در رنج و عذاب و حسرت بزرگ شود.

واقعاً چرا دختران خوب ، با هوش ، فهمیده  وزیبای ایرانی فقط به جرم اینکه دخترهستندباید این همه درسختی و فشار باشند و الان هم که حتماً میشنوید چه سختگیریها  وفشارهایی مخصوصاً برای جوانان دخترما درایران هست ازمدارس ابتدایی تا دانشگاه ها و حتی در کوچه  وخیابان باید باور کنند به خاطر از جنس زن بودن باید اینگونه زندگی کنند .

نزدیک تابستان است و با شروع فصل گرما که امسال هم مغایر با سالگرد حوادث خرداد پارسال است سختگیری و فشار چندین برابر شده ، لباس شخصی ها مخصوصاً زنان چادری که هیچ جای صورتشان مشخص نیست قدم به قدم درخیابان ها و مراکز خرید راه میروند  وبا برخوردهای بدهرلحظه تذکرمیدهند و اگرهمان لحظه بابله و چشم گفتن طبق خواسته آنها عمل نشود با خشونت و وحشیگری آنها را به ماشین های گشت که درهمه خیابانها منتظرجمع کردن جوانها هستند میبرند و بعد که ماشین پرشد به بازداشتگاه میبرند  وبعد از کتک زدن و پول گرفتن  وتعهد کتبی آزاد میکنند ، آخرچرا و به چه جرمی ، فقط چون چندخال موی سرشان پیدابود و یا مانتوتنگ پوشیدند . چرا جوانان ما حق ندارند مهمانی بگیرند و دورهم جمع شوند چرا حتی درعروسی ها و مهمانی های خصوصی باید با ترس و لرز شرکت کنند و اگر صدای شادی و موزیک را بشنوند وحشیانه وارد مجلس میشوند و … 

چرا باید برای ازدواج انتخاب شویم و حق انتخاب نداریم ، چرا باید همیشه مراقب لباس پوشیدن و حتی حرف زدمان باشیم چراباید حتی بعدازازدواج هم هیچ حق و حقوقی نداشته باشیم نه حق اعتراض ، نه طلاق  ونه حتی حق بچه ، چرا نمیتوانیم حتی شغل دلخواهمان را انتخاب کنیم ، چرا نه درمسائل شخصی و خانوادگی ونه درمسائل فرهنگی و اجتماعی نمیتوانیم مانند یک مرد باشیم چرا من  ومیلیونها زن مثل من باید هزاران هزار ازاین چراها را سالها دردلمان نگه داریم ، همه ما زنان ایرانی بینهایت چرا داریم . چرا ، چرا ، چرا و گاهی حتی نمیتوانیم بیان کنیم و اگربخواهیم همه را به ریز و بطورکامل بگوئیم میتوانیم چندین کتاب بنویسیم .

به امید اینکه روزی همه دختران و زنان ایرانی درایران بتوانیم آزاد و راحت زندگی کنند و از اینکه یک دختر و زن هستند افتخارکنند  .

راحله خوی

نباید اجازه داد جنسیت مبنای حقوق نابرابر میان زن و قرار گیرد

Rahele_khooy

چه فرقی میکند زن یا مرد بودن همه انسان هستیم و یکسان چرا پس من که یک زن هستم سالها ازاین موضوع سرشکسته و سخت زندگی کردم درتمام سالهای کودکی به من یاددادند که نبایدبا پسرها بازی کنی بایدخیلی مراقب باشی تویک دختری باید همیشه حواست باشد چه لباسی میپوشی وچه کار میکنی ، تو یک دختری ….

بعدکه به سنین نوجوانی و جوانی رسیدم که اخطارها و گوشزدها چندین برابرشد وقتی به مدرسه میرفتم بایدلباسهای رنگ تیره میپوشیدم حتی اجازه نداشتم کفش رنگ روشن بپوشم اگرکمی موی سرم معلوم میشد حتماً با برخوردی سخت تذکرداده میشد وارد مدرسه که میشدم جلوی در ورودی پرده برزتنی زده بودند تا وقتی درحیاط مدرسه هستیم با اینکه با لباسهای فرم بودیم ولی با بازوبسته شدن درازبیرون مشخص نشویم جلوی در مدرسه مثل بازداشتگاه همه کیف و لباسهامون را میگشتند تا مثلاً لوازم آرایش یا نوارکاست و یا فیلمی نداشته باشیم درکوچه و خیابان اجازه حتی خندیدن نداشتیم فقط به جرم دختربودن .

دختری نباید با پسری دوست میشد و این خلاف بزرگی بود و اگرمخفیانه هم این اتفاق می افتاد و درجایی این دو جوان را با هم می گرفتند یا سریعاًبه عقد هم درمی آوردند و یا با تعهد کتبی و پول ازخانواده ها و درست کردن پرونده ضد اخلاقی آزاد می کردند سالها حسرت خوردم که چرا یک دختربه دنیا آمدم و وقتی فهمیدم که خودم دارم مادر یک دختر می شوم بی اختیار اشک ریختم نه به این خاطر که دختردارمیشوم فقط چون فکر کردم بازانسانی دیگر دراین کشور بوجودآمده تا مثل من وهزاران زن دیگر که درایران زندگی میکنند باید سالها از اینکه دختر بدنیا آمده در رنج و عذاب و حسرت بزرگ شود.

واقعاً چرا دختران خوب ، با هوش ، فهمیده  وزیبای ایرانی فقط به جرم اینکه دخترهستندباید این همه درسختی و فشار باشند و الان هم که حتماً میشنوید چه سختگیریها  وفشارهایی مخصوصاً برای جوانان دخترما درایران هست ازمدارس ابتدایی تا دانشگاه ها و حتی در کوچه  وخیابان باید باور کنند به خاطر از جنس زن بودن باید اینگونه زندگی کنند .

نزدیک تابستان است و با شروع فصل گرما که امسال هم مغایر با سالگرد حوادث خرداد پارسال است سختگیری و فشار چندین برابر شده ، لباس شخصی ها مخصوصاً زنان چادری که هیچ جای صورتشان مشخص نیست قدم به قدم درخیابان ها و مراکز خرید راه میروند  وبا برخوردهای بدهرلحظه تذکرمیدهند و اگرهمان لحظه بابله و چشم گفتن طبق خواسته آنها عمل نشود با خشونت و وحشیگری آنها را به ماشین های گشت که درهمه خیابانها منتظرجمع کردن جوانها هستند میبرند و بعد که ماشین پرشد به بازداشتگاه میبرند  وبعد از کتک زدن و پول گرفتن  وتعهد کتبی آزاد میکنند ، آخرچرا و به چه جرمی ، فقط چون چندخال موی سرشان پیدابود و یا مانتوتنگ پوشیدند . چرا جوانان ما حق ندارند مهمانی بگیرند و دورهم جمع شوند چرا حتی درعروسی ها و مهمانی های خصوصی باید با ترس و لرز شرکت کنند و اگر صدای شادی و موزیک را بشنوند وحشیانه وارد مجلس میشوند و … 

چرا باید برای ازدواج انتخاب شویم و حق انتخاب نداریم ، چرا باید همیشه مراقب لباس پوشیدن و حتی حرف زدمان باشیم چراباید حتی بعدازازدواج هم هیچ حق و حقوقی نداشته باشیم نه حق اعتراض ، نه طلاق  ونه حتی حق بچه ، چرا نمیتوانیم حتی شغل دلخواهمان را انتخاب کنیم ، چرا نه درمسائل شخصی و خانوادگی ونه درمسائل فرهنگی و اجتماعی نمیتوانیم مانند یک مرد باشیم چرا من  ومیلیونها زن مثل من باید هزاران هزار ازاین چراها را سالها دردلمان نگه داریم ، همه ما زنان ایرانی بینهایت چرا داریم . چرا ، چرا ، چرا و گاهی حتی نمیتوانیم بیان کنیم و اگربخواهیم همه را به ریز و بطورکامل بگوئیم میتوانیم چندین کتاب بنویسیم .

به امید اینکه روزی همه دختران و زنان ایرانی درایران بتوانیم آزاد و راحت زندگی کنند و از اینکه یک دختر و زن هستند افتخارکنند  .

راحله خوی

اردوی تابستانی در کنار دریاچه ای زیبا در منطقه فلودا

تا دیر نشده ثبت نام کنید!

 

امسال اردوی تابستانی در شهر گوتنبرگ از بعدظهر روز جمعه ۹ ژوئیه تا صبح روز دوشنبه ۱۲ ژوئیه (یولی) به مدت ۳ روز در منطقه فلودا در کنار دریاچه ای زیبا واقع در ۴۰ کیلومتری این شهر برگزار میشود.

 

در این اردو امکانات شنا، قایقرانی، ماهیگیری، فوتبال، والیبال، حمام سونا، دیسکوی شبانه و شبهای دور آتش، نمایش فیلم و سمینار وجود دارد.

 

چای و قهوه و سه وعده غذا و هر روز یک وعده میوه جز برنامه غذایی اردوی تابستانی امسال میباشد.

 

 

برای ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر

 

با شماره تلفن ۰۷۳۷۱۷۸۸۱۹ عبدالله اسدی تماس بگیرید.

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی- گوتنبرگ

 

برنامه های هفتگی فدراسیون در گوتنبرگ سوئد

دفتر فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از سه شنبه تا جمعه همه روزه از  ساعت ۱۴ تا ۱۸ بر روی پناهندگان و علاقمندان به مسایل سیاسی و اجتماع باز است. توجه داشته باشید که این روزها عمدتا به مشاوره و پاسخ به سؤالات فردی پناهجویان و مشکلات اجتماعی مراجعه کنندگان اختصاص دارد.

سه شنبه شبها نیز از ساعت ۱۸ تا ۲۰ به برگزاری جلسات عمومی، ارائه اطلاعات جدید پناهندگی واشکال مختلف فعالیت فدراسیون، مسایل مهم روز و اخبار سوئد و ایران اختصاص دارد.

محل دیدار: دفتر همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

طبقه دوم ساختمان Viktoriahuset جنب سینما هاگا

تلفنهای تماس         

 عبدالله اسدی                      ۷۳۷۱۷۸۸۱۹ ۰

مجید حمیدیان                    ۰۷۳۹۰۹۶۶۰۳

 فلورت معارفی                      ۰۷۳۷۳۸۳۹۷۴

بیانیه عفو بین الملل: یک سال گذشت – سرکوب دگراندیشی با زندانی شدن ناعادلانه صدها نفر گسترش می یابد

دفاع از آنها که ناعادلانه زندانی شده اند و رساندن صدای آنها به دیگران امری حیاتی است. بدترین کابوسی که یک زندانی می تواند داشته باشد این است که فراموش شده است. اما اطلاع از این که مردم سراسر جهان با جان و دل پیگیر مصیبت تو هستند، احساس امیدواری را زنده می کند،» مازیار بهاری، روزنامه نگار ایرانی – کانادایی نیوزویک، که پس از چهارماه بازداشت در پی انتخابات در ایران آزاد شد.

 

 

عفو بین الملل؛ بیانیه مطبوعاتی

 

ایران: یک سال گذشت – سرکوب دگراندیشی با زندانی شدن ناعادلانه صدها نفر گسترش می یابد.

 

یک سال پس از انتخابات مورد اختلاف ریاست جمهوری ۱۳۸۸، عفو بین الملل گزارش مستندی منتشر می کند از گسترش سرکوب مخالفان، که به رنج و عذاب روزنامه نگاران، دانشجویان، فعالان سیاسی و حقوق بشر و روحانیون در زندان انجامیده است.

 

وکلا، دانشگاهیان، زندانیان سیاسی پیشین و اقلیت های قومی و مذهبی ایران نیز در موج رو به گسترش سرکوب گرفتار آمده اند، که با موارد فراوان شکنجه و دیگر اذیت و آزارها و نیز اعدام های با انگیزه سیاسی زندانیان همراه بوده است.

 

این اختناق  در گزارش تازه عفو بین الملل با عنوان از اعتراض تا زندان ـ ایران یک سال پس از انتخابات مستند شده است که یک سال دستگیری و بازداشت معترضان به دولت و تعدی های آن را مورد بررسی قرار می دهد. با انتشار این گزارش کارزاری یک ساله شروع می شود که خواست آن آزادی زندانیان عقیدتی که در پی انتخابات مورد اختلاف ریاست جمهوری در ۱۳۸۸ و اختناق پیرو آن در ایران بازداشت شده اند، و محاکمه عادلانه بدون به کارگیری مجازات اعدام برای دیگر زندانیان سیاسی است.

 

دبیر کل موقت عفو بین الملل، کلادیو کُردُنه، می گوید: «دولت ایران مصمم به خاموش کردن تمام صداهای مخالف است و در عین حال می کوشد از نگاه موشکافانه جامعه بین المللی به موارد تعدی مرتبط با ناآرامی های پیرو انتخابات اجتناب کند.»

 

«در هنگام ارائه گزارش ملی به بازنگری عمومی ادواری در شورای حقوق بشر، که در هفته جاری گزارش نهایی خود را منتشر خواهد کرد، موضع نامعقول این دولت این بود که هیچ گونه تعدی رخ نداده است. ما از این دولت می خواهیم توصیه های مربوط به رفتار با زندانیان را بپذیرد و به کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل اجازه دیدار از کشور بدهد.»

 

صدها نفر به خاطر نقش خود در اعتراض های خرد اد ۱۳۸۸یا بیان نظریات مخالف خود به روش های دیگر هنوز در بازداشت به سر می برند و زندانی کردن شهروندان عادی در “سیستم درهای گردان” دستگیری وبازداشت خودسرانه پدیده ای رو به رشد و روزمره شده است. در سال گذشته افرادی با ارتباط احتمالی با گروه های ممنوعه و اعضای خانواده های زندانیان پیشین گرفتار دستگیری خودسرانه شده اند.

 

موارد زیر از جمله مثال های مربوطه هستند:

 

– دانشجوی محروم ضیاالدین نبوی حکم ۱۰ سال زندان خود را در زندان اوین می گذراند. او عضو شورای دفاع از حق تحصیل است، و حکم او ظاهرا به این واقعیت مربوطه است که او خویشاوندانی در گروه ممنوعه سازمان مجاهدین خلق ایران دارد که به ادعای مقامات مسئول سازماندهی تظاهرات بوده است.

 

– پس از انتخابات در حدود ۵۰ عضو جامعه بهایی در سراسر کشور دستگیر شده اند و هنوز ناعادلانه در ناآرامی ها مقصر جلوه داده می شوند.

 

– اقلیت های قومی ایران نیز در طی انتخابات و پس از آن با دستگیری و بازداشت روبرو بوده اند. چهار کرد در میان پنج زندانی سیاسی بودند که در ماه اردیبهشت بدون ابلاغ قانونا الزامی اعدام شدند. این پیامی آشکار به کسانی بود که قصد دارند در سالگشت انتخابات به اعتراض بپردازند. کلادیو کُردُنه می گوید: «آنچه ما می خواهیم بسیار ساده اسـت: آزادی فوری وبدون قید و شرط تمام زندانیان عقیدتی و محاکمه سریع برای دیگران به اتهام های مشخص کیفری، بدون توسل به مجازات اعدام، در دادگاه هایی که موازین بین المللی محاکمه های عادلانه را کاملا رعایت می کنند.»

 

بازداشت شدگان روزها، هفته ها و حتا ماه ها بدون ارتباط با دنیای خارج مانده اند و خانواده های آنها از محل بازداشت یا اتهام آنها بی اطلاع بوده اند.

 

پنهان کاری در باره این دستگیری ها کار بازجویان را برای توسل به شکنجه و اذیت و آزارهای دیگر، شامل تجاوز و اعدام های ساختگی، برای کسب «اعتراف ها»ی اجباری و بعد استفاده از آنها به عنوان مدرک در محاکمه آسانتر می سازد.

 

زنی در باره یکی از مدافعان حقوق زن که با او در بازداشت به سر می بُرد چنین می گوید: «او به ما گفت که بازجویانش به سر پستان هایش کابل وصل کرده و به او شوک الکتریکی داده اند. او به قدری بیمار بود که گاهی در سلول غش می کرد.»

 

مادر یکی از مدافعان حقوق بشر، شیوا نظرآهاری، که بدون اتهام یا محاکمه در بازداشت است و وضعیتش در گزارش مورد توجه قرار گرفته است، می گوید: «امیدوارم دختران شما بزرگ شوند و ازدواج کنند. دختر من بزرگ شد که به زندان بیافتد.» او مسیر تعداد روزافزون ایرانیانی را ترسیم می کند که از فعالیت سیاسی و مدنی به سلول های زندان اوین و دیگر زندان ها در استان های دیگر ختم می شود.

 

اعدام های اخیر ناشی از انگیزه سیاسی در دوره پیش از سالگشت مهم انتخاباتی که اعتراض های وسیع انتظار می رود، ادامه دارد و نظام قضایی به عنوان وسیله کشنده سرکوب به دست مقامات ایرانی به کار گرفته می شود. حداقل شش نفر به اتهام “محاربه” به خاطر ادعای شرکت در تظاهرات و عضویت گروه های ممنوعه دارای حکم اعدام هستند.

 

ایران یکی از کشورهایی است که بیشترین تعداد مجازات اعدام در جهان را اجرا می کنند. عفو بین الملل در سال ۲۰۱۰ تا به امروز بیش از ۱۱۵ مورد اجرای اعدام را ثبت کرده است.

 

کلادیو کُردُنه می گوید: «مقامات ایران باید به این کارزار ترس و وحشت با هدف درهم کوبیدن کوچکترین مخالفت ها با دولت پایان دهند. آنها تا آستانه سالگشت انتخابات به استفاده از مجازات اعدام به عنوان ابزار سرکوب ادامه می دهند. مقامات ایران به جز خودشان همه کس را در ناآرامی ها مقصر می دانند، اما از احترام به قوانین خودشان که شکنجه و دیگر اذیت و آزارها را منع می کند سر باز می زنند.»

 

یادداشت برای سردبیران

 

روز ۱۲ ژوئن (۲۲ خرداد)، اولین سالگشت انتخابات مورد اختلاف در ایران، روز جهانی اقدام در سراسر جهان و مورد حمایت عفو بین الملل و دیگران است

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی