بیانیه فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در مورد پناهجویان اعتصابی در یونان

گفته می شود بازداشتگاههای یونان مملو از پناهجویان ایرانی و عراقی و اهل افغانستان است؛ سالم و بیمار و غیر را عموما  در سالنهای بزرگ و پوسیده جای داده اند  که نه تنها هیچ شباهتی به  محیطهای امروزی بویژه در اروپا ندارند بلکه تماما محیطهایی آلوده و غیر بهداشتی هستند به طوری که پناهجویان بازداشتی را به مرز دیوانگی رسانده است. پناهجویانی که از آن بازداشتگها آزاد می شوند می گویند جدا از محیطهای کثیف و غیر بهداشتی و خسته کننده، پلیس آن کشور پناهجویان را به شدت مورد ضرب و شتم قرار می دهد.

 

چرا باید در یک کشور اروپایی آوارگان از جهنم  ایران و افغانستان در دفاع از حق زندگی خود مجبور به دوختن لبهای خود شوند؟ پناهجویان در یونان بدون اقامت، بدون کار، بدون مسکن، بدون خدمات درمانی و بدون داشتن یک آینده روشن زندگی میکنند. هیچ قانون  و مرجعی برای رسیدگی به امور زندگی پناهجویان در یونان  نیست؛ هیچ اداره ای مسئولیت تامین زندگی آنها را بر عهده ندارد؛ کسی به خواسته ها و مطالباتشان پاسخ نمیدهد و هیچ مرجعی نیست که  از آنها بپرسد دردتان چیست که بیش از 50 روز است به اعتراض نشسته اید؟

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در طول 22 سال فعالیت خود همواره پیش قدم طرح پیشروترین خواسته ها و مطالبات انسانی برای پناهجویان به عنوان انسان، مستقل از مذهب، باور سیاسی، جنسیت و ملیت از هر رنگ و نژادی بوده است. اعتصاب غذا و لب دوختن هیچ وقت خواست و آرزو و تصمیم ما نبوده است ولی فضای بشدت غیر انسانی که دولت یونان و بسیاری از دیگر کشورهای اروپایی برای پناهجویان بوجود آورده اند آنها را به مرز مبارزه  مرگ و زندگی رسانده است. به همین منظور:

 

1- ما خواهان رسیدگی فوری به پرونده همه پناهجویان اعتصابی و سایر پناهجویان در یونان هستیم.

 

2- ما خواهان این هستیم که دولت یونان امکان معالجه و درمان  پناهجویان اعتصابی  را فراهم کند تا همه آنها امکان بازگشت به زندگی عادی را پیدا کنند.

 

3- از آنجایی که دولت یونان جز اتحادیه اروپا و از کشورهای پناهنده  پذیر  محسوب می شود، باید متقاضیان پناهندگی در یونان  نیز از همه استانداردهای زندگی اعم از پرداخت هزینه زندگی، خدمات درمانی، اجازه کار قانونی، تعیین محل زندگی برای آنها، استانداردهای  حقوقی و قانونی مثل داشتن وکیل و مشاوره حقوقی برخوردار باشند.

 

4- پایان دادن به ضرب و شتم پناهجویان و بازداشهای بی رویه و طولانی مدت و متوقف کردن اخراج پناهجویان به ایران.

 

5- مادامیکه دولت یونان حاضر به رعایت حقوق و مزایای پناهندگان  و وضعیت اقامتی متقاضیان پناهندگی نیست باقی کشورهای اتحادیه اروپا نباید پناهجویانی که از طریق یونان وارد می شوند را به آن کشور بازگردانند. از نظر فدراسیون گسیل سپاه مرزبان اتحادیه اروپا به نام  «فرونتکس» به مرزهای یونان و ترکیه برای پیشگیری از ورود پناهندگان به یونان در راستای همان سیاست غیر انسانی دولت یونان و ایجاد محدودیت بیشتر برای ورود پناهجویان به یونان است که در نتیجه آن هر از چندگاهی بسیاری از پناهجویان قربانی خواهند شد و اوضاع پناهندگان در ترکیه از هر دورانی به مراتب بدتر خواهد گردید.

 

6- از اتحایه اروپا خواسته می شود که به بخاطر تحمیل شرایط نامناسب و غیرانسانی به پناهجویان در یونان، توافقنامه دوم دوبلین را در مورد یونان از دستور کار این اتحادیه خارج کند و اجازه بدهند پروسه پناهندگی پناهجویان در سایر کشورهای عضو توافقنامه ایرلند مصوب سال 2003 سپری شود.

 

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

29 اکتبر 2010

 

 

گزارشی از گردهمای ایرانیان مقیم سوئد دراعتراض به دولت یونان بخاطر بدرفتاری با پناهجویان

روز پنجشنبه 28 اکتبربه فراخوان فدراسیون سرارسری پناهندگان ایرانی و چند نهاد دیگر در شهر استکهلم شماری ازایرانیان  در مقابل سفارت یونان تجمع کردند و با در دست گرفتن عکسهایی  از پناهجویان اعتصابی  در آتن ضمن اعتراض به سیاست غیر انسانی  دولت یونان در برخورد به پناهجویان از حق پناهندگی آنها دفاع کرده و خواهان به رسمیت شناختن  حق پناهندگی آنها شدند.

 

دراین گردهمایی ابتدا  رحیم یزدانپرست  از مسئولین فدراسیون به شرکت کنندگان خوش آمد گفت و به دنبال آن به زبان سوئدی و فارسی سخنرانی کرد. ریحیم در سخنرانی خود در مورد بی حقوقی و شرایط سخت پناهجویان ایرانی و اعتصاب غذای 50 روزه آنها  در آتن صحبت  کرد. رحیم یزدانپرست در ادامه سخنان خود گفت: این پناهجویان از جهنم جمهوری اسلامی و از ترس شکنجه و اعدام به یونان آمده اند به همین دلیل باید از کسب حق پناهندگی در آن کشور برخوردار شوند.

 

 رحیم یزدانپرست در بخش دیگری  از سخنان خود به دیگر کشورهای اروپایی اشاره کرد و گفت: هنوز هم  دول اروپایی با اینکه خود شاهد این همه جرم و جنایت در ایران هستند دست از سیاست مدارا با رژیم  اسلامی بر نمی دارند و هنوز با آنها مماشات می کنند. این  در حالی است که  مردم برای بقای زندگی خود مجبور به فرار از کشور میشوند.

 

در ادامه رسول بناوند از سازمان سراسری پناهندگان هم سخنرانی کرد و از مردم خواست تا با حمایت خودشان پناهجویان را کمک کنند. یکی دیگر از شرکت کنندگان در این گردهمایی به زبان انگلیسی سخنان کوتاهی ایراد کرد.

 

متاسفانه سفارت یونان تعطیل بود و کسی نبود تا شکایت نامه ای که آماده شده بود را به مقامات  سفارتی  یونان تسلیم نمایند. مطلع شدیم که روز پنجشنبه (روز میلی یونان)  بوده و هیچ دیپلوماتی درسفارت نبوده است. این هیئتت قرار است در روزهای آینده گرفتن وقت این ملاقات  را پیگیری نمایند.

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهجویان ایرانی – استکهلم

28-10-2010

شکایت فدراسیون از دولت یونان به دادگاه اروپا در مورد نقض حقوق پناهجویان

رو نوشت به سازمان عفو بین الملل و دیدبان حقوق بشر

 

به اطلاع  می رسانیم که تعداد زیادی از پناهجویان ایرانی که به خاطر ترس از شکنجه و اعدام از ایران گریخته اند به مدت 40 روز در مرکز شهر آتن و در مقابل دفتر سازمان ملل دست به تحصن زده بودند. قبل از آن نیز شمار دیگری از پناهجویان ایرانی دست به اعتصاب غذا و دوختن لبهای خود زده بودند. با گذشت 40 روز از تحصن پناهجویان در مقابل دفتر سازمان ملل در آتن، دولت یونان حاضر به پذیرش هیچ یک از خواسته های پناهجویان نشده و اساسا هیچ واکنشی در این مورد نشان نداده است. تنها واکنشی که دولت یونان در مقابل اعتراض پناهجویان نشان داده است این بوده که هر از چند گاهی به پلیس دستور داده تا محل تحصن آنها را محاصره کنند و پناهجویان را مورد ضرب و شتم قرار دهند و امکانات تحص آنها را به دور بریزند.

 

از آنجایی که دولت یونان در طول 40 روز تحص به هیچکدام ازخواسته های پناهجویان رسیدگی  نکرده است، پناهجویان روز پنج شنبه 14 اکتبر 2010 دست به اعتصاب غذا و دوختن لبهای خود زدند. مشخصا 8 نفر از آنها در اعترا ض به بی مسئولیتی دولت یونان در قبال خواسته های آنها لبهای خود را دوخته اند. طبق آخرین خبر روز پنجشنبه 21 اکتبر نیز دو نفر دیگر به آنها اضافه شده است و جمعا از  25 پناهجوی اعتصابی 11 نفراز آنها لبهای خود را دوخته اند.

 

 در میان لب دوختگان خانمی 29 ساله به نام ماندانا دیده میشود. صحنه دلخراش لب دوختن پناهجویان اعتصابی در اینترنت و سایتها و رسانه های مختلف، مو را بر تن هر انسانی راست میکند. این صحنه ها در یکی از کشورهای اتحادیه اروپا به نام یونان اتفاق افتاده است که نه تنها هیچ استانداردی برای رسیدگی به امورپناهندگان ندارد که متاسفانه خود در بدرفتاری و زیر پا گذاشتن حق و حقوق پناهندگان شهرت پیدا کرده است.

 

این پناهجویان از کشوری به نام ایران به یونان آمده اند که یک رژیم جنایتکار اسلامی بر آن حکومت میکند که به مدت 30 سال است قوانین عصر بربریت را بر آن جامعه حاکم کرده است. اجرای قوانین وحشتناک و قرون وسطای برای مخالفین و متهمین، قوانینی که برمبنای آن دست و پای متهمین را قطع می کنند، اعدام می کنند، قوانینی که برمبنای آن بر کمرمتهمین 30 تا 100 ضربه شلاق می زنند و بعد آنان را حلق آویز می کنند. قوانینی که زنان را بخاطر رابطه جنسی خارج از ازدواج سنگسار می کنند و رئیس جمهور اسلامیشان در اجلاس سازمان ملل می گوید ما حکم سنگسار را برای کسی صادر نکرده ایم. رژیمی که رسما و علنا در مورد همه چیز دارد به دنیا دروغ می گوید.

 

 درهمه جای دنیا همواره ( البته ظاهرا) اصل بر برائت است اما در جمهوری اسلامی ایران اصل بر قوانین الهی است و از نظر آنها هرآنچه که بگویند لازم الاجرا است. در یک دادگاه فرمایشی و چند دقیقه ای برای مخالفین خود تصمیم می گیرند و حکم مرگشان را صادر می کنند و بعد به اجرا می  گذارند. پناهجویان ایرانی دریونان و ترکیه و همه جای جهان بدلیل شرایط فوق از ایران فرار می کنند و باید به همین دلیل با کمترین تحقیقات درمورد آنها باید با آغوش باز به عنوان پناهنده پذیرفت و بر طبق مفاد کنوانسیون ژنو امنیتشان تضمین شود.

 

در هر حال ماهیت جمهوری اسلامی در ایران برای مردم جهان روشن است ولی اینکه چرا دولت یونان در قبال پناهجویان گریخته از جمهوری اسلامی، خود را  بی وظیفه کرده است جای سئوال  دارد. سکوت دولت یونان  نشان پشت کردن به آن حقوق بشری است که اتحادیه اروپا خود را در قبال آن متعهد می داند. انگار پناهندگان بشر نیستند تا حقوق بشرشان رعایت شود. به  خواسته ها و مطالبات پناهجویان پاسخی داده نمی شود، گویا دولت یونان هم جز اتحادیه اروپاست و از قرار معلوم باید  به تعهدات خود در قبال  پناهجویانی  که به کشور یونان پناه می آورند پایبند باشد و به رعایت حقوق اولیه آنها وفادار بماند. اما دولت یونان چشمش را بر آنچه که در ایران میگذرد بسته است به همین دلیل، به پناهجویان اعتصابی نه تنها هیچ حقوق و مزایایی پرداخت نمی کند بلکه آنها را نیز به عنوان بشر به حساب نمی آورد.

 

گفته می شود بازداشتگاههای یونان مملو از پناهجویان ایرانی و عراقی و افغان است؛ سالم و بیمار و سیگاری و غیر سیگاری را عموما  در سالنهای بزرگ و قدیمی جای داده اند  که نه تنها هیچ شباهتی به  محیطهای امروزی بویژه در اروپا ندارند بلکه تماما محیطی آلوده و غیر بهداشتی هستند به طوری که پناهجویان بازداشتی را به مرز دیوانگی رسانده اند. پناهجویانی که از آن بازداشتگها آزاد می شوند می گویند جدا از محیطهای کثیف و غیر بهداشتی و خسته کننده، پلیس آن کشور پناهجویان را به شدت مورد ضرب و شتم قرار می دهد.

 

لازم به ذکر است که فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در طول 22 سال فعالیت خود همواره پیش قدم بدست گرفتن  پیشروترین خواسته های  پناهجویان به عنوان انسان، مستقل از مذهب، باورسیاسی و جنسیت از هر رنگ و نژادی بوده است. اعتصاب غذا و لب دوختن هیچ وقت خواست و آرزو و تصمیم ما نبوده است ولی فضای بشدت غیر انسانی که دولت یونان برای پناهجویان بوجود آورده است آنها را به مرز مرگ و زندگی رسانده است.

 

چرا باید در یک کشور اروپایی آوارگان از جهنم  ایران و افغانستان در دفاع از حق زندگی مجبور به دوختن لبهای خود شوند؟ پناهجویان در یونان بدون اقامت، بدون کار، بدون مسکن، بدون خدمات درمانی و بدون داشتن یک آینده روشن در آن مملکت زندگی میکنند. هیچ قانون  و مرجعی برای رسیدگی به امور زندگی پناهجویان در یونان  نیست؛ هیچ اداره ای مسئولیت تامین آنها را بر عهده ندارد؛ کسی به خواسته ها و مطالباتشان پاسخ نمیدهد و هیچ مرجعی نیست که  از آنها بپرسد دردتان چیست که 40 روز است در اینجا به اعتراض نشسته اید؟ با توجه به توضیح نکات فوق، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از دادگاه اروپا می خواهد که با دولت یونان بدلیل نقض حقوق انسانی پناهجویان برخورد قاطع شود.

 

عبدالله اسدی

دبیر همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

23 آکتبر 2010

 

به تحصن پناهجویان در مرکز شهر آتن به اعتصاب غذا و دوختن لبهایتان فورا خاتمه دهید!

67205_1405558868049_1504729443_30867234_3905865_n 

عزیزان٬ دوستان مبارز٬ همدردان٬ بیش از چهل و سه روز تحصن شما در مرکز شهر آتن برای کسب ابتدایی ترین و حداقل ترین خواستهایی که بطور مستمر از جانب ادارات پناهندگی و دولت یونان زیر پا گذاشته میشود٬ میگذرد. درمدت این تحصن تشکلهای آزادیخواه یونان از مبارزات شما حمایت کردند٬ پیام سیاسی شما بعنوان پناهجویان سیاسی به گوش بسیاری از تشکلها و نهادهای مدافع حقوق بشر رسیده است.

 

مبارزه برای احقاق حقوق پناهندگی برای شما که سالهای جوانی خود را در کابوس دیپورت و جدال مداوم با دوایر پناهندگی یونان سپری کرده اید٬ سالهاست مانند شیی فراموش شده به گوشه ای افکنده شده اید٬ برای شما که کودکی خردسالانتان با هیولای اقامت و کشور ثالث و فرار و مخفی شدن و محروم ماندن از تحصیل و درد و رنج غیر قابل توصیف توامان است٬ برای شما که هربار با جوابهای سربالا و لاابالی گری نفرت آور ادارات پناهنگی و دولت یونان روبرو شده اید٬ بدیهی است که کاسه صبرتان لبریز شود٬ جان به لبتان بیاید.

 

بدون تردید مبارزه یک رکن اصلی برای احقاق حقوقتان است. این حقیقت که پناهندگی پشت دیوار و برج و باروی اروپای “متمدن” چه دوران درناکی است و چه مشقت جانکاهی است٬ حقیقت روزمره ای است. ثانیه های سنگین و حتی خونینی است که شیارهای  عمیقش جسم و روان شما را جریحه دار کرده است. این حقیقت روزمره تمام کسانی است که با مبارزات پناهندگی دست و پنجه نرم می کنند. حقیقت تلخ زندگی ماست. اما چاره کار چیست!؟ شاخ این هیولای هفت سر را چگونه باید شکست!؟ چند هزار نفر از ما در چند هزار نقطه جهان لب بدوزند٬ خودزنی و خود سوزی کنند تا زندگی ما و کودکانمان٬ طور دیگری ورق بخورد و با ما مانند انسان رفتار شود؟ چه باید بکنیم؟

 

تحصن های فرسایشی و اقداماتی مانند لب دوزی و اعتصاب غذا و هر نوع خود آزاری در هر شکلش جدا از آسیب های جبران ناپذیرش٬ جدا از مضر بودنش٬ حقیقتا بی تاثیر هم هست. نه سنت ادامه کاری است٬ نه حقانیت ما را نشان میدهد و جهان متمدن را قانع میکند و نه وجدانهای بیدار و آگاه جامعه را با ما و خواست ما همراه میکند. ما فرسوده تر میشویم و حقوق حقه ما همچنان پایمال شده باقی میماند. هر نوع خود آزاری بدون تردید نشان از استیصال انجام دهنده آن است٬ آیا ما مستاصلیم؟ جهان خالی است؟ فریاد رسی نیست؟ جهان متمدنی درکار نیست؟ وجدان بیدار و آگاهی ما را نمی بیند؟ ما اعتراض و فریادی در دل جامعه نیستیم؟

 

دیدن صحنه هایی که عزیزانی مانند امیر و مسعود و ماندانا و دوستان دیگر را راهی بیمارستان می کند و یا لب دوخته و در حال اعتصاب غذا نشان میدهد٬ سنگین٬ رنج آور و غیر قابل تحمل است٬ اما صحنه بعد از آن چیست؟ بعد از اینکه هر چهل نفر راهی بیمارستان شدیم و چادر تحصن پناهندگان سیاسی خالی ماند٬ کار چگونه ادامه می یابد؟

 

مبارزه در اشکال متنوع آن٬ جلب حمایت جامعه برای آنکه فشار بر دولت و حزب حاکم از مجرای همسرنوشتی میلیونی که هم اکنون مبارزات عظیم و اعتراضات میلیونی را در سراسر یونان به حرکت در آورده است می گذرد. میلیونها کارگر و مردمی که زیر چرخ تورم و گرانی و نداری٬ نیمه گرسنه تاوان باج و خراج دستگاه دولتی و بهره ها و وامها و بدهکاری میلیاردی موسسات اقتصادی ورشکسته یونان تسمه از گرده اشان کشیده است٬ اولین متحدین ما هستند.

 

برای خروج از گردابی که دوایر پناهندگی و دولت یونان تدارک دیده اند٬ برای پاسخ به این بی عدالتی آشکار باید خواستهای مشخص ما را مردم معترض یونان بشنوند٬ همراهمان  شوند و متحد با ما بعنوان همسرنوشت خود این مبارزه را با پیروزی به پیش ببریم.

 

لبهای دوخته نه سخن می گویند٬ نه حقیقت را مینمایانند ونه سمپاتی میلیونی مردم را سبب میشوند. این راهی است که جدا باید از آن پرهیز کرد. اعتصاب غذا و هر نوع خود آزاری جز فرسودگی و به هدر دادن نیرو ثمره دیگری ندارد. فریاد ما را باید لبهایی که طاقت فریاد دارند و تشکلی که اعتبار خود را از حقانیت مبارزه اش میگیرد و دستهایی که هم پیمان شده اند و خواستهایی که می توانند اعتماد جامعه را برانگیزند٬ منعکس کنند.

 

تا دیر نشده و نیروی بیشتری از ما تلف نشده لبهایتان را بگشایید٬ اعتصاب غذا را با رشادت بشکنید! هر نوع ماجراجویی جز ضعیف تر کردن و شکننده تر کردن همین امکاناتی که با زحمت و رنج طاقت فرسای شما میسر گردیده٬ ثمر دیگری نخواهد داشت. متشکل کردن جمعی کثیرتر و متحدتر و خواستهایی روشن وعملی، اولین گام ما باید باشد. ما صف شکست نخوردگانیم! پیروزی ما حتمی است. لب بگشایید! فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی ظرف تشکل شماست! تفرقه و جدایی و اقدامات فردی ما را پیروز نخواهد کرد.

 

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی با دفاع از خواستهای بحق شما٬ پشتیبان و یار و یاور شماست. فرصت ها را باید ساخت! و این جز با متشکل شدن در صف فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی میسر نیست! فدراسیون پناهندگان ایرانی از همه مردم شریف و آزادیخواه جهان میخواهد که با این شماره تلفن و فکس٬ اداره مهاجرت یونان را برای رسیدگی بدون درنگ به خواستهای بحق پناهندگان متحصن درمرکز شهر آتن٬ تحت فشار بگذارند.

 Tell:003021069908927

Fax:00302106726217

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

 

 

جلسه گفت و شنود با عبدالله اسدی در استکهلم

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی برگزار می کند

 

جلسه گفت و شنود با عبدالله اسدی

 

اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران و تاثیرات آن بر

افزایش تقاضاهای  پناهندگی

 

عکس العمل دولتها و کمیساریای عالی پناهندگان

سازمان ملل در قبال آن

وظایف فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

 

واحد فدراسیون در استکهلم همه پناهجویان و علاقمندان را به شرکت در این جلسه دعوت می کند

 

جمعه 15 اکتبر ساعت 18

آدرس محل: استکهلم

طبقه چهارم ساختمانMedborgar Huset واقع در ميدان Medborgarplatsen

T-Medborgarplatsen

تلفن تماس 0707175542  سارا نخعی

 

 

 

   

سازمان ملل نسبت به شرایط بد پناهندگان هشدار داد

آنتونیو گوتیرس نماینده دبیرکل سازمان ملل در امور پناهندگان اعلام کرد که افزایش درگیری‌های مسلحانه در جهان، وضعیت جدیدی را برای پناهندگان به وجود آورده است. وی که در جریان افتتاح شصت و یکمین کنفرانس اجرایی سازمان ملل در امور پناهندگان سخن می‌گفت، از کشورهای جهان خواست تا در زمینه رسیدگی به مشکلات پناهندگان همکاری بیشتری از خود نشان دهند. گوتیرس از شرکت‌کنندگان در این اجلاس خواست تا شرایط آوارگان و پناهجویان را نیز در نظر گرفته و تدابیری برای حمایت از آنها اتخاذ کنند.

به نقل از سایت دویچه وله

واکنشهاي مهاجران به نتايج انتخابات در سوئد،به نقل از سايت راديو پژواک

 درپي برگزاري انتخابات پارلماني، کموني و استاني سوئد و نيز اعلام نتايج اوليه اين انتخابات که از جمله ادامه احتمالي حکومت اقليت احزاب ائتلاف بورژوايي و همچنين راهيابي حزب بيگانهستيز دمکراتهاي سوئد به پارلمان اين کشور است، نگرانيهاي شديدي بين خارجيتباران و ازجمله فارسيزبانان ايجاد شده است. در باره نگراني از قانوني شدن فشارهاي بيگانهستيزان، از دست دادن کار، وضعيت آينده پناهجويان و سياست مهاجرتي سوئد، امکان يا ممانعت از امکان دريافت ويزا و ديدار بستگان مهاجرين از سوئد، سرمايهگزاري در سوئد و از اين قبيل نگراني‌‌ها که براي خارجي تباران بوجود آمده، با تعدادي از اين افراد گفتگو کرديم و واکنش اوليه آنها را پرسيديم.

يکي از افرادي که مورد پرسش پژواک قرار گرفت، بيش از هر چيز از اين مسئله اظهار تعجب مي‌کند که “چگونه سوئدي‌ها (شهروندان سوئد) که به دموکراسي، حقوق بشر و از اين قبيل که سوئد بر اساس آنها سنبل کشورهاي دموکراتيک معرفي مي‌شود، حقوق بشر و رفاه اجتماعي را قرباني مي‌کنند و به يک حزب نژادپرست اجازه‌ي ورود به پارلمان مي‌دهند.”
يکي ديگر از ايرانيان ضمن ابراز تأسف از ورود حزب بيگانه‌ستيز دمکرات‌هاي سوئد به پارلمان و عرصه‌ي واقعي سياست در سوئد، احتمال همکاري حزب محيط زيست با ائتلاف احزاب بورژوايي را بسيار ضعيف مي‌داند و معتقد است که در صورتي که شرايط بدين شکل پيش برود، مهاجرين در آينده‌ي بسيار نزديک بايد به فکر تشکيل “حزب مهاجرين” براي دفاع از حقوق خود باشند.

 

حزب دموکرات هاي سوئد و پناهجويان به نقل از سايت استکهلميان

دموکرات هاي سوئد درطول ۲۰ سال گذشته از يک جنبش افراطي مشکوک با ريشه هايي در جنبش قدرت سفيد  vit makt-rörelsen  و نژادپرستي آشکار، به يک حزب پارلماني تبديل شده است که مي خواهد براي خود جايي درسنت سياست عامه پسندانه اروپايي بازکند.

اين حزب از سال ۲۰۰۵ و با انتخاب “جيمي اوکه سون” به رهبري آن، جهت حرکت خود را به سمت پارلمان تنظيم کرد. تا پيش ازاين، راه خود را به نهادهاي ديگر تصميم گيري مانند شوراي شهر، کمون و شوراي استان به ويژه در مناطق جنوبي سوئد، بازکرده بود و پارلمان، آخرين سنگري بود که روز ۱۹ سپتامبر، توسط اين حزب بيگانه ستيز فتح شد.
حزب دموکرات هاي سوئد که درطول چهارسال گذشته درکمون هايي مانند Landskrona  و  Karlskrona تنها توانسته به اموري مانند وضعيت تغذيه درمراکز نگهداري از سالمندان بپردازد، اينک در پارلمان مي خواهد  ديدگاه هاي عمده ي خود را ازجمله موضوعي که برايش بسيار اهميت دارد، يعني سياست پناهنده پذيري مطرح سازد. اين، آن چيزي ست که دموکرات هاي سوئد درانتظارش بوده اند و رهبرشان نيز درسخنان خود درشب انتخابات برآن تاکيدکرد. او گفت که چهارسالي درپيش دارند که نه تنها امکان طرح مسائل آنها را مي دهد بلکه تاثيرگذاري آنها را بر سياست اين کشور نيز ممکن مي سازد. 
حزب دموکرات هاي سوئد که در انتخابات سال ۲۰۰۲ تنها يک و چهاردهم درصد آرا را به دست آورده بود، در انتخابات سال ۲۰۰۶ آراي خود را به دو و ۹ دهم و درانتخابات اين دوره به ۵ و هفت دهم درصد رساند. نمايندگان اين حزب در دوره ي گذشته در بسياري از کمون هاي کشور، واردشدند، اما همواره پارلمان هدف اصلي بوده که اينک ميسر شده است.
حزب دموکرات هاي سوئد، درسال هاي اخير، حزب فولک دانمارک  Dansk Folkeparti را الگوي خود قرارداده بود، حزبي شبيه به دموکرات هاي سوئد با سياست هاي تند ضد مهاجران و پناهندگان که اينک به قدرت دولتي درآن کشور و امکان اجراي سياست هاي خود دست يافته است.  اين حزب، ميزان پناهنده پذيري دانمارک را به شدت کاهش داده است. حزب دموکرات هاي سوئد نيز به تبعيت از اين حزب خواستار کاهش پناهنده پذيري و پيوند خويشاوندي مهاجران به ميزان ۹۰ درصد است.
گفته مي شود که اين سياست و نگاه بيگانه ستيزانه، تاثيرمستقيمي بروضعيت مهاجران و پناهجويان درسوئد خواهدگذاشت. اين امرنگراني هاي زيادي را درميان پناهجويان نيز ايجادکرده است. دو پناهجوي ايراني، مهران گله داري زاده و افغان، بشير عثماني را که هردو يکبار پاسخ منفي دريافت کرده اند دراين مورد نظر داده اند.
دررابطه با امکان تاثير حضور حزب دموکرات هاي سوئد بر وضعيت پناهنده پذيري در سوئد، نظر شهرام خسروي، استاد مردم شناسي در دانشگاه استکهلم را پرسيده ايم. شهرام خسروي معتقداست که حزب دموکرات هاي سوئد به دو صورت مستقيم و غيرمستقيم، نفوذ خود را در پارلمان و براحزاب ديگر اعمال خواهد کرد.
حزب دموکرات هاي سوئد، علاوه بر مخالفت با پذيرش پناهنده، با تکثر فرهنگي  mångkulturell  نيز مخالف است. اين حزب مي گويد که مهاجران بايد خود را با ارزش ها و سنت هاي سوئد مطابقت دهند و زبان و فرهنگ اين کشور را بياموزند. دراين صورت آنها مي توانند پس از ده سال اقامت در سوئد و سوئدي شدن، شهروند اين کشور محسوب شوند. 
اين حزب، اينک مي خواهد علاوه برايجاد تغييردرسياست پناهنده پذيري سوئد، تشديد مبارزه با مجرمين را نيزدر راس برنامه هاي خود قراردهد. دراين مورد نيز نگاه بيگانه ستيزانه ي اين حزب آشکاراست. اين حزب معتقد است که جرم و جنايت در سوئد به شدت افزايش يافته و يکي از عوامل عمده  آن را نيز حضور مهاجران و پناهجويان مي داند. يکي ديگر از برنامه هاي اين حزب سياست مراقبت از سالمندان است.
حزب دموکرات هاي سوئد به گفته ي رهبرش، جيمي اوکه سون اينک که انتخابات به پايان رسيده، آماده  آغاز کار پارلماني خود و نيز قبول مسئوليت است.

 

مرگ دلخراش يک پناهجوي ايراني

به گزارش شبكه خبر مسيحيان فارسي زبان از شهر” نِو شَهير ” تركيه به نقل از منابع ايرانيان مسيحي در آن كشور ، يك جوان ايراني پناهجو به نام ” كامران نامور ” معروف به انوش درروز شنبه ۱۳ شهريورماه۱۳۸۹ (۴ سپتامبر ) به علت برق گرفتگي با دستگاه سنگبري غير استاندارد در محل كار خود كشته شد .

به دنبال اين حادثه كه موجي از غم و اندوه را براي پناهجويان ايراني در تركيه به خصوص ايرانيان مسيحي به دنبال آورد ، كارگاه سنگبري محل حادثه بطور موقت تعطيل شد و جسد اين فرد كه يك نوكيش مسيحي بود توسط پليس جهت تحقيقات و كالبد شكافي و يافتن علت واقعي مرگ به آنكارا منتقل شد .

مطابق گزارشات رسيده ، انوش متولد ۱۳۵۴ در تهران بود . او در يك خانواده علاقه مند به فعاليتهاي سياسي رشد ميكند و در دهه ۶۰ شمسي به دنبال درگيريهاي سالهاي پس از انقلاب چند نفر از اعضاي خانواده اش را به جوخه هاي اعدام ميسپارند . به گفته دوستانش آنطور كه وي خود نقل كرده است ، چند ماه پس از ترور اسدالله لاجوردي در اول شهريور ۱۳۷۷ او به عنوان مرتبط با آن جريان بازداشت ميشود . لاجوردي دادستان انقلاب دهه شصت جمهوري اسلامي بود. او عامل كشتار، شكنجه و آزار هزاران زنداني سياسي ايراني در آن سالها بود.

انوش پس از دستگيري وادار به اعتراف تلويزيوني ميشود و به اين خاطر از اعدام او صرفنظر ميكنند. اما به يك زندان طولاني و تبعيد به شهرستان سيرجان پس از آن محكوم ميشود. پس از تحمل سالها زندان وقتي كه او را ميخواستند به سيرجان منتقل كنند از دست ماموران ميگريزد و به صورت غير قانوني به تركيه فرار ميكند.

بنا به همين روايت يكي از دوستانش به شبكه خبر مسيحيان فارسي زبان گفته است، انوش در دوره زندان طولاني اش از طريق يك زنداني مسيحي كه گويا با او هم بند بوده است در زندان به مسيحي ميشود.

انوش در سال ۱۳۸۸ وقتي بطور غير قانوني قصد داشت از تركيه به يونان برود و در آنجا درخواست پناهندگي دهد ، توسط پليس مرزي دستگير و به تركيه بازگردانده شد. او به ناچار در تركيه درخواست پناهندگي به كميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل متحد داد و بوسيله پليس مطابق مقررات مجبور به اقامت اجباري در شهر نِوشَهير تا تعيين تكليف پرونده اش شد .

اين پناهجو در يك كارگاه سنگبري در همان محل اقامت خود مشغول به كار ميشود و در حالي كه بيش از ۴ ماه از تاريخ مصاحبه اش با كميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل گذشته بود و هنوز هيچ جوابي دريافت نكرده بود دچار حادثه دلخراشي شد كه منجر به فوت وي مي شود. پس از اين حادثه صاحب كارگاه مورد نظر از طرف پليس بازداشت گرديد كه پس از سه روز با قرار وثيقه آزاد شد .

مطابق گزارش پليس محلي اين حادثه در اثر برق گرفتگي شديد ناشي از كاركردن با يك دستگاه معيوب خارج از رده به وقوع پيوسته است . همكاران وي كه در محل حاضر بوده اند اين نكته را تائيد كردند و به اين ترتيب بر شايعات موجود بين پناهجويان ايراني مبني بر اينكه اين حادثه عمدي و طرح ريزي شده بود نقطه پاياني گذاشته شد . اين شايعات باعث ايجاد جو نا آرامي بين پناهجويان در منطقه شده بود كه از اين مرگ بسيار متاسف بودند .

ياد آوري ميشو‏د كه نِو شَهير با فاصله ۴ ساعت در جنوب شرقي آنكارا و در مركز تركيه نزديك شهر كايسري قرار دارد . اين شهر با حدود نود هزار نفر جمعيت مركز استاني به همين نام ميباشد . اين شهر يكي از شهرهائي است كه توسط پليس تركيه براي اقامت پناهجويان و پناهندگان ايراني تا تا مشخص شدن وضعيت شان انتخاب ميشود . صدها پناهجوي ايراني در اين شهر به همين دليل اقامت دارند و اكثر آنها ضمن انتظار طولاني از چند ماه تا چند سال براي گرفتن جواب يا انتقال به كشور سوم ، براي هزينه زندگي خود مجبور به كار ( سياه) در كارگاههاي غير استاندار و بدون ايمني كافي با دستمزد بسيار پائين حتي تا حدود يك سوم دستمزد واقعي ميشوند .

نه تنها ساكنان اجباري شهر مذكور بلكه همه پناهجويان و پناهندگان ايراني در تركيه به شدت از وضع بد خود در آنجا گله مندند . اينها كه جمعيتي بالغ بر چند هزار نفر را شامل ميشوند و از هيچگونه امكانات بيمه و بهداشت برخوردار نيستند و از همه بدتر در بلاتكليفي از نظر وضعيت قانوني خود به سر ميبرند ، هر روز احساس ميكنند شرايطشان هيچ بهبود نمي يابد و تازه بدتر هم ميشود .

در چنين شرايطي يك حادثه منجر به فوت مانند آنچه براي “انوش نامور” رخ داد يا حادثه شكستن پاي يك پناهجوي ديگر كه صاحب كارش به بهانه رساندن به بيمارستان او را از كارگاه خارج و در بين راه ولش كرد كه نتواند ثابت كند در كارگاه اين بلا سرش آمده ، تاثير نامطلوب دوچنداني در ذهن همه باقي ميگذارد .

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی