
همبستگي: هميشه متقاضيان جديد پناهندگي با اين نگراني پا به اين عرصه مي گذارند که هنگام درخواست پناهندگي با چه سئوالاتي مواجه مي شوند و چگونه بايد پاسخ بدهند، به دنبال کساني مي گردند که آنها را با اصل مطلب آشنا کنند. متاسفانه بسياري از متقاضيان پناهندگي از همان ابتداي درخواست پناهندگي بناچار با اطلاعاتي عموما ناکافي و بعضا غير واقعي و دست چندم وارد اين پروسه مي شوند. به همين دليل اين دسته از پناهجويان از همان روز اول بدليل عدم اطلاعات کافي و دانش پناهندگي در طي مدت کوتاهي دلايل پناهندگيشان رد مي شود و سالها سرگردان و بدون اقامت در بدترين شرايط زندگي قرار مي گيرند. از نظرشما هم به عنوان دبير فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني و هم به عنوان شخصيتي مطلع و شناخته شده در اين عرصه، اولين سئوالي که در مقابل متقاضي پناهندگي قرار ميگيرد در چه رابطه اي خواهد بود توضيحات شما در اين مورد چيست؟
عبدالله اسدي: ممکن است بپرسند چرا کشور خود را ترک کرده ايد؟ بهتر است گفته شود من از سوي دستگاههاي قضائي و امنيتي ايران تحت پيگرد قانوني بوده ام. پرسش بعدي ممکن است اين باشد که چرا تحت پيگرد قانوني بوده ايد؟ براي پاسخ هرچه روشنتر به اين سئوال لازم است به چند نکته از شاخصهاي پذيرش پناهندگان اشاره کنم. براي مثال بجرم فعاليت سياسي و عضويت در يک تشکل سياسي، يا گرايشات مختلف جنسي براي مثال همجنسگرايي، بجرم تعلق به اقليتهاي ملي و قومي و همينطور اقليت هاي مذهبي. منظور من اين نيست که هرکس مي تواند همه اين شاخصها را به عنوان دلايل پناهندگي خود به مقامات امور پناهندگي معرفي نمايد؟ اينهايي که اشاره کردم رئوس معيارهاي پذيرش پناهندگان است.
اما متقاضيان پناهندگي از ايران بايد به اين نکته توجه داشته باشند که به ايرانيان به دلايل قومي و ملي اقامت نمي دهند. هرکدام از اين مشخصات براساس سند کنوانسيون ژنو مصوب ۱۹۵۱ و تهيه و تنظيم پرتکل ۱۹۶۷ شاخصهاي اصلي پذيرش پناهندگان محسوب مي شوند و شما بعنوان متقاضي پناهندگي بايد داراي يکي از اين مشخصات باشيد تا بعنوان پناهنده پذيرفته شويد. ولي درايران قانونا براي آنهايي که دين اسلام را ترک مي کنند و براي مصرف کنندگان مشروبات الکلي ۳۰ تا ۷۰ ضربه شلاق و مشخصا براي افرادي که بجرم سه فقره مصرف مشروبات الکلي دستگير مي شوند حکم اعدام صادر مي کنند، توهين به مقامات حکومتي و مقدصات قانونا حکم ارتداد دارد. زنان بجرم زناي محصنه قانونا با مجازات مرگ مواجه مي شوند. ولي بهرحال زناني که مورد ظلم قرار مي گيرند چنانچه بتوانند موقعيت غير قابل تحمل خود را در مصاحبه با کارمندان و وکلاي امور پناهندگي اثبات کنند مي توانند از کسب حق پناهندگي برخوردار شوند. سعي من اين است نکاتم را حول و حوش همين دو سئوال متمرکز کنم دربخشهاي بعدي در جزئيات بيشتري به جنبه ها و سئوالات مهمتري هم اگر فرصت کنم مي پردازم.
همبستگي: مي پرسند چگونه به اين کشور رسيديد، از چه راهى؟ در اين مورد چه توضيحاتي براي متقاضان پناهندگي داريد؟
عبدالله اسدي: تجربه کار در فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني نشان مي دهد که بسياري از متقاضيان پناهندگي اين موضوع را بي جهت براي خود بزرگ و پيچيده مي کنند و يا تصورشان اين است که اگر بتوانند مسير رسيدنشان را به کشور مورد نظر درست توضيح بدهند حل بقيه مسايل راحتتر مي شود؛ درصورتي که اين طور نيست. اگر پرسيده شد از چه طريقي مثلا به هلند وارد شده ايد؟ پاسخ متقاضي بايد کوتاه و جامع به اين شکل باشد: هوايي از طريق استانبول. لازم نيست شخص متقاضي پناهندگي در پاسخ به چنين سئوالي يک تنه کوه به کوه و شهر به شهر را توضيح دهد؛ مگر اينکه مصاحبه کننده همه چيز را وجب به وجب بپرسد و شما هم مجبور شويد به همه آنها پاسخ بدهيد. هدف کارمندان دولت براي طرح سئوال در مورد مسير اين است که بدانند مسيري که شخص متقاضي پناهندگي از آن آمده است اساسا درست است و اصلا در اين وقت و ساعتي که شخص متقاضي پناهندگي به آن اشاره دارد، براي مثال پرواز مثلا ترکيش اير از اين مسيرصورت گرفته است و يا اساسا صورت مي گيرد يا نه و يا ببيند اين متقاضي پناهندگي اساسا در مورد مسيري که از آن آمده است اندک اطلاعاتي دارد يا نه؟
کساني که با ويزا سفر مي کنند و با ويزا خود را معرفي مي کنند مشکل توضيح در مورد مسير را ندارند. مسير زميني هم به همين صورت است اصلا لازم نيست متقاضيان پناهندگي با جزئيات همه چيز را در مورد مسير سفر خود توضيح بدهند. اما توجه داشته باشيد در مورد دلايل پناهندگي و اينکه چه ترسي و چه فشارهايي باعث خروج شخص متقاضي پناهندگي از کشور شده و چه ماجراهايي در زندگي وي اتفاق افتاده است لازم است با جزئيات بيشتري آنها را براي مقامات امور پناهندگي توضيح دهد. تاکيد مي کنم منظور من هر ماجرا و داستاني نيست؛ منظور من ماجراهايي است که در آن جان و زندگي شخص متقاضي مورد تهديد قرار گرفته باشد و با هم ربط داشته باشند.
*********