
بهمن خواجه وند، بخشدار مرکزي نوشهر، اخيرا اعلام کرد ه است که “اين شهر توريستي است که حضور افاغنه در اين شهر به شدت ممنوع است “. اوهمچنين از دهياران خواسته بود ” نسبت به شناسائي اتباع افغان به اتفاق فرماندهان پايگاه هاي بسيج اقدام کرده و گزارش فعاليت هاي خود را به واحد سياسي فرمانداري نوشهر اعلام کنند”.
در روز اول ارديبهشت خبرگزاري مهر(يکي از خبرگزاري هاي رسمي جمهوري اسلامي ) به نقل از “تقي شفيعي”، مدير دفتر اتباع و مهاجران استانداري خبري را منتشر کرده است : ” بر اساس مصوبه شوراي تامين مازندران و تائيد آن از سوي کار گروه کشوري ، مازندران به عنوان تنها استان ممنوع براي حضور اتباع مجاز و غير مجاز افغاني شناخته شده است. اين مصوبه الويت دار براي خروج اتباع خارجي در مازندران اجرائي شده و اين قانون شامل تمامي افغان هاي مجرد، متاهل، داراي مجوز و غير مجوزدار و داراي گذر نامه ميشود”. اين شخص در سخناني اين مصوبه را يک “فرصت طلائي” براي مازندران در راستاي “پاکسازي” استان از “اتباع بيگانه” دانست و گفت: “تا کنون هزار ازدواج شرعي دختران مازندراني با اتباع خارجي ثبت شده است که اين دامادها نيز بايد دست همسران خود را گرفته و از مازندران خارج شوند”.
جمهوري اسلامي هر روزچهره منفور خود را بيشتر عيان مي کند. اينبار با قانون غير انساني و ظالمانه عليه مردم افغانستان، مهرتائيدي بر خوي غيرانساني خود زده است. مزدوران حکومت ايران با فرا فکني، بي کفايتي خود درحل معضل بيکاري و ايجاد امنيت اجتماعي را با متهم کردن پناهندگان افغانستان مي خواهند توجيح کند.
سياست ايجاد دشمن فرضي يکي از ترفتدهاي جمهوري اسلامي براي همراه کردن مردم با خود بوده است. هشت سال جنگ و مرگ و آورگي مردم ايران و عراق در همان ابتداي حيات ناميمون اين حکومت جابر نمونه بارز اين گفته است. مزدوران جمهوري اسلامي هميشه با فرا فکني سعي کرده اند که مشکلات مردم را خارج از نظام نشان دهند و اين سياست غير مسئولانه مردم ايران را در جهان به انزواع کشيده است. با نگاهي به مشکلات و آمار پناهندگان ايراني در جهان متوجه عمق اين فاجعه مي شويم .
مردم ايران بعد از ماجراي جلوگيري ورود پناهندگان افغانستاني به پارک صفه اصفهان، کاملا” مخالفت خود را با سياست هاي نژاد پرستانه جمهوري اسلامي اعلام کردند. و حال چندي از فضاحت پارک صفه اصفهان نگذشته است که اين طرح غيرانساني به اجرا گذاشته مي شود. مزدور حکومت از اين طرح بعنوان “فرصت طلائي براي پاکسازي ياد مي کند” و وقاحت را تاجائي مي رساند که حتي کساني که اقامت و اجازه رسمي دارند و يا حتي ازدواج کرده اند را با خانواده شان تهديد به اخراج مي کند .
بايد از اين آقايان پرسيد که شما آيا اجازه داده اید که صنعت توريستي بماند که حال براي حفظ آن تلاش مي کنيد؟ آيا انساني که از کشور افغانستان طبق قانون مصوب خودتان وارد ايران شده است، نمي تواند توريست باشد و در مازندران و يا پارک صفه حضور داشته باشد؟ آيا مهاجران افغانستاني که اقامت گرفته اند و در ايران ازدواج کرده اند طبق همان قوانين ظالمانه خودتان شهروند ايراني نيستند ؟
پس چگونه به خود اجازه مي دهيد با اين ادبيات سخيف درباره پناهندگان افغانستان صحبت کنيد. شماها که خود را حکومتي مردمي مي دانيد وخود را نماينده مردم منطقه معرفي مي کنيد. آيا اينان خارج از تعريف شما از انسان هستند. شرم و ننگ بر شما که ظلم جهالت را به نهايت رسانده ايد.
وظيه همه انسانهاي آزاديخواه ازهر جنس و ديدگاه سياسي است که نسبت به چنين احکام ظالمانه عکس العمل نشان دهند ودرراه مبارزه براي نابودي چنين تفکري در تمام جهان بکشند.