پاسخ به دو سئوال از ميان سئوالات رسيده به فدراسيون

در ميان پرسشهايي که عنوان ميشود؛ سئوالي که بسيار تکرار مي گردد اين است که من ميخواهم به قصد پناهندگي از ايران خارج شوم، چکار بايد بکنم و از کجا شروع کنم فدراسيون در اين مورد چگونه به من کمک مي کند؟

 اين سئوال خيلي از جنبه هاي مهمي که شخص متقاضي پناهندگي بايد به آن توجه کند را در بر مي گيرد. فرض کنيم اين متقاضي پناهندگي مي خواهد به ترکيه برود و از کميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل درخواست پناهندگي کند. بايد دست کم به دو تا سه سال زندگي و انتظار در ترکيه فکر و ملزومات آن را تهيه کند؛ نه اينکه خود را بي گدار به آب بزند. يکي از اين ملزومات هزينه زندگي است. چون ممکن است در تمام طول زندگي در ترکيه هيچ هزينه اي از سوي کميسارياي عالي پناهندگان به وي تعلق نگيرد و از مصاحبه مالي نيز پاسخ رد بگيرد و مهمتر از همه نتواند کار پيدا کند. يا ممکن است پرونده اش استيناف بگيرد و پذيرش وي به عنوان پناهنده يک سال به تاخير بيفتد. اجاره خانه و هزينه زندگي در ترکيه به عهده خود متقاضيان پناهندگي است. هم اينجا لازم است اشاره کنم که کميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل به متقاضيان پناهندگي هزينه  ناچيزي مي پردازد ولي پرداخت هزينه زندگي منوط به اين است شخص متقاضي هم قبولي کميسارياي پناهندگان سازمان ملل را گرفته باشد و هم در مصاحبه مالي قبول شده باشد.

 

نکته دوم داشتن يا نداشتن گذرنامه است. پناهجوياني که با گذرنامه و از راه قانوني به ترکيه مي روند و دلايل سياسي ارائه مي دهند بايد دلايل محکمي براي خروج قانوني از کشور ارائه دهند در غير اين صورت در بسياري از موارد وکلاي سازمان ملل باور نمي کنند شخص متقاضي پناهندگي، در ايران جان و زندگي اش در خطر بوده باشد. تفاوت سفر به ترکيه و مالزي و کشورهاي هم مرز با ايران با اروپاي غربي در اين است که براي رفتن  به ترکيه و کشورهاي هم مرز کسي نياز به ويزا ندارد. ولي سفر به کشورهاي اروپايي بدون ويزا غيرممکن است. همان سختگيري که کميسارياي عالي پناهندگان درجايي مثل ترکيه در مورد دلايل پناهندگي دارندگان گذرنامه به عمل مياورد در کشورهاي غربي هم در مورد دارندگان ويزا به عمل مياورند. به همين خاطر پناهجويان هم در کميسارياي عالي پناهندگان در ترکيه و هم در هند و مالزي و هم در کشورهاي غربي بايد دلايل محکم و قابل قبولي براي خروج قانوني خود  ارائه  دهند.

 

معمولا در ايران اين طور نيست که فردي که از سوي مقامات امنيتي و قضائي کشور تحت تعقيب قرار گيرد، همزمان نيز ممنوع خروج شود؛ بارها اتفاق افتاده است افرادي که در ايران تحت تعقيب بوده و مجبور به ترک خانه و زندگي خود شده اند به محض دريافت ويزا توانسته اند بدون مشکل از کشور خارج شوند. اين نوع دلايل، براي مقامات امور پناهندگي بسيار قابل قبولتر است. چه بسا بسياري از افراد با پرداخت رشوه به مقامات مرزي و يا از طريق واسطه و غيره مي توانند با مدارک قانوني از کشور خارج شوند. درهر حال براي  آنهايي که دلايل سياسي ارائه مي دهند بهتر است کم و بيش به همين دلايل متکي شوند. نکته ديگر معرفي به پليس است؛ متقاضيان پناهندگي بايد همزمان که خود را به کميسارياي عالي پناهندگان معرفي مي کنند خود را نيز به پليس ترکيه معرفي نمايند.لازم است به اين نکته هم اشاره کنم که قانون استانداردي روي کار اين کميساريا حاکم نيست و در بسياري اوقات تعيين تاريخ مصاحبه براي متقاضيان پناهندگي هفت ماه به طول ميانجامد.

 

در کتاب مرجع کميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل مصوب ۱۹۵۱ در ژنو، ترس موجه افراد از مورد ظلم واقع شدن را دليل پناهندگي عنوان کرده اند. در اين کتاب آمده است وضعيت پناهندگي هر شخص تنها بواسطه تفکر ذهني آنها از ترس بررسي نمي شود، بلکه  موضوع ترس بايد در چهارچوبي ديگر و تحت شرايطي بي طرف مورد بررسي قرار گيرد. بنابراين مفهوم ترس موجه، هم به صورت شخصي و هم در چهاچوبي بيطرف بررسي مي شود و در تشخيص وجود ترس موجه هر دو عامل مورد نظر قرار مي گيرد. ممکن است گفته شود هيچ کس بدون داشتن دليلي محکم  خانه  و خانواده خود را ترک نمي کند و امکان دارد دلايل قابل قبول و متعددي در اين خصوص داشته باشد اما در ميان اين همه دلايل تنها يک دليل خاص قادراست شخص را بعنوان پناهنده بپذيرد و آن هم اصطلاح ترس موجه از مورد ظلم واقع شدن است و بقيه دلايل به خودي خود کنار گذاشته مي شوند. بنابراين کسي که قصد پناهندگي دارد بايد داراي چنين مشخصاتي باشد و بتواند عنوان ترس موجه خود را بخوبي توضيح دهد. قوانيني که توسط سازمان ملل تصويب شده است محصول تاريخ مشخصي است که به دوران جنگ سرد معروف است. در دوران جنگ سرد هرکس که مي توانست خود را از اروپاي شرقي به غرب برساند و خواهان پناهندگي شود، صرف نظر از اينکه چه کاره باشد و چگونه جان و آزاديش بخطر افتاده باشد، بعنوان قهرمان و سمبل آزاديخواهي پذيرفته مي شد. در آن دوران نه براي مدارک هويت و نه براي مدارکي که نشان دهد جان  شخص متقاضي  در خطر بوده است زياد پيگيري  نمي کردند اما امروز همه چيز برعکس شده است.

 

کساني که قصد درخواست پناهندگي دارند لازم است با دانش کامل پناهندگي در خواست خود را تسليم مقامات امور پناهندگي نمايند. شخص متقاضي پناهندگي بايد بطور روشن ماجراي زندگي و فرار ناشي از ترس خود را توضيح دهد. نبايد به اطلاعاتي که بطور پراکنده و در اينجا و آنجا مي شنود اکتفا کند.اطلاعاتي که در مورد تقاضاي پناهندگي بطور پراکنده گفته و شنيده مي شود بسيار خام و نادقيق و غيرمستند است. براي مثال در بسياري از اوقات پناهجوياني که کيس اقليت مذهبي ارائه داده اند کمترين اطلاعات در مورد مذهبي که خود را به آن منتسب کرده اند نداشته اند. همجنس گرايان از کشورهايي مانند ايران يکي از شاخصهاي پذيرش پناهندگي بر مبناي مفاد قانون کنوانسيون ژنو هستند. نمي شود کسي که خود داراي تمايلات همجنس گرايانه  نيست کيس همجنس گرايي بدهد و از آن دفاع کند. هنوز هستند کساني که دلايل قوميت ارائه مي دهند و خود را کرد، عرب و يا بلوچ و نظاير اينها معرفي ميکنند در حالي که  دلايل قوميت براي ايرانيان متقاضي پناهندگي  در مراجع پناهنده پذيري قابل قبول نيست.

فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني در همه زمينه هاي پناهندگي چراغ راهنماي متقاضيان پناهندگي است. از همه پناهجويان مي خواهيم که در هر کجاي جهان که هستند با فدراسيون تماس بگيرند تا بطور متشکل و سازمان يافته از حقوق انساني خود دفاع نمايند

عبدالله اسدی