
رواج يک فرهنگ تبعيض آميز عليه زنان، نه حاصل يک نظام طبيعي و نه مبتني بر زيست شناسي، بلکه نتيجه قوانين نا برابر وضع شده درمذهب و خصوصا در اسلام است. وضعيت اشتغال زنان در هر کشوري نشانه پيشرفت و تکامل آن جامعه محسوب مي شود. ميزان مشارکت زنان در نهادها، سازمانها، دستگاههاي سياسي و اقتصادي و مشارکت آنها در بازار کار از شاخصهاي مهم ارزيابي به شمار مي روند. شاخصهايي که نشانه از فاصله گرفتن هر جامعه از افکار و فرهنگ عقب مانده مرد سالاري که از قرون وسطي تا به امروز ادامه داشته است.
جمهوري اسلامي نه تنها زمينه اي براي پيشرفت زنان در جامعه فراهم نکرده است بلکه با ناديده گرفتن حقوق انساني زنان و قوانين تبعيض آميز عليه زنان،عرصه پيشرفت را به طور قانوني بر زنان تنگ کرده و هر بار به بهانه هاي مختلف اقدام به دستگيري زنان فعال و سرکوبي آنها مي نمايد. جمهوري اسلامي به خاطر ترس و وحشتي که از زنان دارد نقش زنان را در جامعه کمرنگ مي کند و مانع پيشرفت زنان در جامعه است.
زنان ايران بارها و بارها و به طرق مختلف اعتراض خود را به قوانين تحقير آميز و ضد زن اعلام کرده اند ولي هر بار با اتهامات مختلف زنداني، شکنجه و سنگسار شدند. تبعيض جنسيتي که جمهوري اسلامي بر زنان اعمال مي کند مايه رنج و محروميت بشر و پيشرفت جامعه محسوب مي شود. در اين تبعيض اين تنها زنان نيستند که از يک ديدگاه کهنه و عقب مانده رنج مي برند، بلکه کل جامعه ذخيره اي عظيم از توانايي هاي فکري و انساني که در اثر اين تفکر ناديده گرفته شده را از دست مي دهد.
سران و سرکوب گران رژيم با به وجود آوردن چنين فضا و شرايط زن ستيزانه اي در جامعه و فشارهاي مذهبي و تحقير آميز خود برگ سياه ديگري را برمحروميت هاي زنان افزودند.
جمهوري اسلامي، علاوه بر تحقير و بي حقوقي که در اين رابطه بر زنان تحميل مي کند، چهره مرد را هم در جامعه به يک حيوان وحشي تبديل مي نمايد که با ديدن قسمت لختي از بدن زن به آن حمله ور ميشود، اين توهين بزرگ بر کل جامعه ايران است.
با توجه بر همه اين تبعيض ها و بي حقوقي ها، رژيم از هر حربه اي براي بيشتر به اسارت کشيدن فکر و جسم زن استفاده مي کند تا بهتر بتواند طبق قوانين اسلامي و قرون وسطايي خود به زنان حمله ور شود و آن را به جامعه مثل جسمي پست و درجه دو بقبولاند تا راحت تر زن را مورد ستم و تحقير و استثمار قرار دهد و بر اين اساس با فرودست کردن بيش از نيمي از ساکنين و اهالي جامعه، ايران را هر چه بيشتر تحت کنترل و سيطره خود داشته باشد اما زهي خيال باطل.
زنان چه در محيط کار و چه در کل جامعه مرتب مورد آزار و اذيت هستند و توسط رژيم پست جمهوري اسلامي مورد بي حرمتي و حمله قرار مي گيرند،سنگسار مي شوند،شلاق مي خورند و عده اي از اين زنان نگونبخت را به بهانه فاسد بودن به فجيح ترين شکل به قتل مي رسانند.
ايران تحت حاکميت جمهوري اسلامي زنداني واقعي براي زنان به عنوان شهروند درجه دو و جنس درجه در و….تبديل شده است.
اولين قدم خلاصي از اين جهنم براي زنان، سرنگوني رژيم فاسد جمهوري اسلامي و لغو فوري کليه قوانين پوسيده اسلامي، مردسالار و ضد زن است.
مرگ بر حکومت اسلامي