مهرداد مهرپور محمدی جنگل های ایران و رژیم تبهکار جمهوری اسلامی

  mehrdad_mehrpour_176_x_237

ayandeh.3000@yahoo.com

جنگل های ایران که به واقع متعلق به همه مردم و همه نسل ها است ، در رژیم تبهکار جمهوری اسلامی، با شتابی روزافزون رو به نابودی اند.از جمله عوامل ایراد خسارت به جنگل ها، آتش است که در طول سال های حکومت فاسد اسلامی هزاران هکتار جنگل را در کام خود فرو برده است.   

رییس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیز داری کشور گفته است که ایران در خصوص سیل و زلزله تجارب ارزنده ای کسب کرده اما در آتش سوزی های جنگلی به دلیل تعداد و پراکنش جنگل در رشته کوه های البرز و زاگرس تجربه ای نداشته است.۱ البته گفته های مقام مزبور دروغ و خلاف واقع است و تعداد و پراکنش جنگل، بهانه مسخره ای بیش نیست. نابود کردن جنگل ها از جمله اقداماتی است که حکام فاسد جمهوری اسلامی همواره انجام داده اند و با این کار دو هدف امنیتی و اقتصادی را تعقیب نموده و می نمایند. حتی اشاره ای به فهرست رخدادهای زیست محیطی کشور که توسط جمهوری اسلامی و به عمد صورت گرفته، به پدید آمدن مجموعه ای مفصل  خواهد انجامید و در این نوشته نمی گنجد.

کافی است مروری بر آتش سوزی جنگل ها صورت گیرد تا دریابیم روی دادن تعداد پر شماری حادثه آتش سوزی در جنگل ها از یک سو و نبود اراده لازم برای مقابله موثر و بهنگام با آن ها، اتفاقی نیست. آتش سوزی جنگل ها که به شکلی سازمان یافته توسط رژیم جمهوری اسلامی در مناطق مختلف روی داده و می دهد، بار دیگر در سال های اخیر در استان هایی چون کردستان، گلستان و مازندران گسترش و شدت یافته است. تردیدی نیست که نیروهای حکومتی به عمد جنگلها را به آتش می کشند. 

مسایل و مشکلات حوزه حفاظت منابع طبیعی بسیار است که از آن جمله می توان به تعداد نیروی یگان حفاظت اشاره نمود. چندی پیش فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی استان تهران گفته بود: ” …برای محافظت از جنگل‌ها در کشورهای پیشرفته به ‌ازای هر دو هزار هکتار یک نیروی یگان حفاظت است که در کشور ما به‌ازای هر ۶۸ هزار هکتار یک نیروی یگان حفاظت است.” ۲ فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری نیز گفته بود:” در مجموع ۲۲۰۰ نفر کادر ثابت در یگان فعالیت دارند که هر روز هم از تعداد آنها کاسته می شود….”۳

این در حالی است که شمار پرسنل گارد ویژه حفاظت از خامنه اى جنایتکار( سپاه ولى امر) که مسئولیت حفاظت از وی، بیت رهبرى، نهاد رهبرى و ساختمان هاى زیر مجموعه آن ،که همگى در مقر موسوم به شهید مطهرى قرار دارند را بر عهده دارد ، تا ۱۲ هزار نفر تخمین زده شده است.۴ از این ارقام می توان به توجه(!!!) حکومت جمهوری اسلامی به منابع طبیعی و محیط زیست ، پی برد.

 در واقع در اغلب حوادث آتش سوزی، گروه های مردمی نقش اصلی را در مقابله و مهار آتش دارند .حکومت نه تنها کوچکترین توجهی به حفظ منابع طبیعی و محیط زیست نمی نماید، بلکه مهمترین عامل نابود کننده منابع طبیعی و محیط زیست کشور است. امید آن که با سرنگونی هر چه سریع تر رژیم تبهکار جمهوری اسلامی، منابع طبیعی کشور از خطر نیستی نجات یابد.

________________________

۱- http://www.pr.maj.ir/portal/Home/ShowPage.aspx?Object=Event&CategoryID=f61738b7-c4a4-486f-97af-8e68fa464125&LayoutID=ceba868d-82c0-408c-8724-fef18f8b1e77&ID=7825b769-177d-45f2-a63c-1fe192c638a2

۲- http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1733882  

۳- http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1265552  

۴-  http://www.radiofarda.com/content/f4_Khamenei_Guard_commandor_Jabari_history/2215178.html

 

شیرین شکرزاده به اداره مهاجرت

shirin_shokrzadehhh

من یک زن پناهجوی ایرانی هستم ،و از جهنمی بنام ایران که رژیم  جنایتکار آن مدت ۳۰ سال است، با قوانین عصر بربریت بر آن مردم حکومت می کند ،آمده ام .با اجرای قوانین وحشتناک قرون وسطائی، مثل قطع دست و پا ،در آوردن چشم و سنگسار کردن و شلاق و شکنجه و اعدام برای مخالفین رژیم چیز دیگری به ارمغان نیاورده است . قوانین ضد زن آن که زنان را بخاطر رابطه جنسی خارج از ازدواج به سنگسار محکوم می کند .

 

جواب هر اعتراضی را با گلوله در خیابان می دهد .قوه قضائیه آن بی عدالت ترین و بیرحم ترین اداره دولت جمهوری اسلامی ایران است .بطور مثال در جهان متمدن همواره اصل بر برائت مظنون است، اما در ایران بر عکس، اصل بر قوانین الهی قرون وسطائی استوار است  و از نظر قاضی هر آدم مخالف حکومت  قبل از محاکمه محکوم است . در یک دادگاه فرمایشی چند  دقیقه ای برای مخالفین نظام، بدون داشتن وکیل و یا هیئت منصفه و یا حتی مطبوعات تصمیم می گیرند .و حکم زندان طولانی مدت و شلاق و اعدام صادر می کنند .صحت گفته های من را هر روز می توانید در سر تیتر خبرهای جهان از ایران ببینید .

 

من هم مثل میلیون ها ایرانی در بد ترین شرایط برای نجات جان خود  از ایران فرار کرده ام ،و به کشور سوئد پناه آورده ام . من برای سفر به کشور سوئد نیامدم،  بلکه فقط برای نجات جانم از دست آن جنایتکاران آدمکش گریخته ام .به همین دلیل انتظار داشتم بر طبق مفاد کنوانسیون حقوق بشر ژنو با من برخورد شود.

 

اما متاسفانه با در خواست پناهندگی من موافقت نشد،و هر بارجواب منفی دادند . در دنیای رسانه ها آیا دولت سوئد هیچ اطلائی از شرایط سیاسی ایران ندارد؟ نمی بیند چطور حاکمان ایران با شهروندانش رفتار می کنند؟ اعتراضات و کشتار مردم بیگناه در خیابان را هر روز نمی بیند؟

دستگیرشد گان در زندانها مورد شکنجه و تجاوز قرار می گیرند .حتی دولتمردان ایران در رسانه و مطبوعات خودشان این را اعلام کردند و این رسوائی بزرگی برای جمهوری اسلامی ایران بود.

 

کشور ایران در بند کردن خبرنگارها و بستن مطبوعات، رتبه اول را در جهان دارد .دولت ایران در اعدام شهروندانش رتبه اول را دارد .اعتیاد و فقر و فحشا در رتبه اول است .پلیس که حافظ جان و مال مردم باید باشد خود به افراد دستگیر شده تجاوز می کند و هیچ مرجعی هم پاسخگو نیست.حتی شهروندان خارجی و دیپلمات کشورها ،از جمله دیپلمات کشور سوئد را هم دستگیر می کند  و برای باج خواهی به گروگان می گیرد.

 

چطور دولت سوئد می تواند چشمانش را به روی تمام این واقعیات ببندد  و به ما پناهجوها جواب منفی دهد؟  جواب منفی به ما پناهجوها یعنی اینکه ایران کشور امن و با ثباتی است و رژیمی دموکراتیک در آن کشور مستقر است و همه ما پناهجوها که  از آن جهنم فرار کرده ایم دروغ می گوییم.کسی به خواسته من توجه نمی کند .من بدون داشتن پول و خانه در این کشور سرگردانم هیچ امنیتی ندارم هر لحظه منتظر اتفاقی هستم .

تصور اینکه یک زن جوان و تنها بدون هیچ امکاناتی و حمایتی چطور می تواندشب وروزش رابگذارندخیلی وحشتناک است .

حتی مواقعی  زنان سوئدی که همه گونه چتر حمایتی بالای سرشان است  نیز مورد تجاوز قرار گرفته  و کشته می شوند.حال ببینید بر ما بدون هیچ نوع حمایتی چه میگذرد.

 

اداره مهاجرت ابتدامدارک جهت اثبات 

هویت از من خواست. بعد پرسید از چه راهی آمدی .من مدارک احضاریه و جلب خود را که از طرف دولت جمهوری اسلامی جنایتکار ایران به اداره مهاجرت تحویل دادم. من حتی مدارک کافی در جهت کشته شدنم را ارائه دادم و مدارکی هم از کشور سوئد، نامه پزشک بیمارستان ، نامه پلیس ،و نامه کوینوخور(مرکز حمایت از زنان) و حتی کشته شدن رضا در شهرsunsvall در اختیار اداره مهاجرت گذاشتم .در قبال کمک به من ، جواب دادند همه اینها جعلی است و تو در ایران هیچ مشکلی نداری .

 

پشت سر هم جواب منفی و در نهایت پرونده ام را به دست پلیس می دهند، و بعد هم دیپورت به ایران و آخرین مرحله اعدام و این پایان ماجرای یک پناهنده است که از کشور خودش فرار می کند . سوال می کنم ،چه کسی حاضر است، در کشور خودش در امن و آسایش باشد و آن را با در بدری و گرسنگی و بی خانمانی در یک کشور دیگر عوض کند؟ آیا باید برای اثبات حرفهایم متوسل به دوختن لب و اعتصاب غذا یا خودزنی شوم و یا خودسوزی کنم تا با من مثل یک آدم رفتار شود؟ هر نوع خودآزاری بدون تردید نشان از استیصال انسانها است و من به آنجا رسیدم .آیا وجدان بیداری نیست ؟

اداره مهاجرت سوئد توجه داشته باشد ،که من در بهترین دوران سنی خود و در بدترین شرایط در سوئد زندگیم  را سپری می کنم و از هر جهت تحت فشار های روحی و روانی قرار دارم .

 

بی هویتی ،بی کاری ،بی سرپناهی ،بی پولی ، از طرفی نداشتن اجازه کار و از طرف دیگر ترس دستگیر شدن و دیپورت به ایران ،همه این مسائل مرا به مرز دیوانگی کشانده .

 

لطفا لحظه ای به مشکلاتم قبل از اینکه تصمیم  بگیرید فکر کنید .خواسته من پناهجو از ایران گریخته ، ابتدا فقط اجازه ماندنم در سوئد است و  اینکه بعد با تقاضای پناهندگی ام موافقت شود تا شاید مرحمی بر روی زخمها و دردهایم باشد.

********